به بهانه انتخابات ریاست جمهوری در ترکیه

آفرین بر این دولت مرحبا بر این ملت

دکتر کمال‌الدین نبوی

 

زمان تعارفات رایج و بی‌حاصل به سر آمده است. اجازه بدهید خیلی صریح و روشن بگویم ما ایرانیان از قافله پیشرفت و ترقی بشری چه مادی و چه معنوی بسیار عقب مانده ایم، و گذشت زمان عقب ماندگی ما را تشدید نیز می‌کند. مسئولیت آن نیز متوجه همه ماست .

ایران و ترکیه و ژاپن بطور تقریبا همزمان تحولاتی را برای پیشرفت و ترقی شان شروع کردند. این تحولات عمدتا در عرصه سیاسی بوقوع پبیوسته‌اند. پس از مدتی، کشورهای دیگر نیز دست به تحولات کم و بیش مشابهی زدند از آنجمله‌اند کره جنوبی، سنگاپور و مالزی.

همه این کشورها با پشت سر گذاشتن پستی‌ها و بلندیها، به مسیر هموار رشد و ترقی دست یافته‌اند، الا ایران! چرا؟

با توجه به تشابهات فراوانی که میان ایران و ترکیه وجود دارد، در اینجا به بررسی بسیار کوتاه و مقایسه‌ای بین ایران و ترکیه می‌پردازم.

این دو کشور، با تشابهات تاریخی، فرهنگی و دینی بسیار، بطور تقریبا همزمان شروع به ایجاد اصلاحات اساسی نمودند تا بلکه در سایه آن به قطار رشد و ترقی بشری ملحق شوند.

در ایران، تلاش برای استقرار سلطنت مشروطه مهمترین اقدامات عملی در این جهت بشمار می‌آید. هدف اساسی جنبش مشروطه عبارت بود از استقرار نظام حکومتی که در آن قدرت سیاسی بر مبنای رای و اراده ملی قرار گیرد. ارکان حکومتی بایستی منتخب مردم باشند. حکومتی که مستقر می‌شد، مشروعیت‌اش ناشی از رای مردم باید می‌بود، پرسشگری از حکومتگران حق طبیعی مردم و مسئولیت پاسخگوئی به مردم نیز وظیفه حکومتگران! هدف غائی این اصلاحات خروج از عقب ماندگی مزمن کشور بود!

انقلاب مشروطیت در ایران به سال 1906 میلادی به ثمر رسید. تقریبا در همان سالها، قیام «ترکهای جوان» به وقوع پیوست و در سال 1908 کمیته اتحاد و ترقی به قدرت رسید.

پس از آن، در حالیکه اقدامات «کمیته آهن» در ایران منجر به کودتای اسفند 1921 رضا خان میر پنج شد، در ترکیه نیز در همان سال، مصطفی کمال کابینه خود را تشکیل داد، و در سال 1922 سلطنت را در ترکیه لغو کرد. کمال آتاتورک در سال 1924 نظام جمهوری را در ترکیه برپا نمود و به خلافت عثمانیان در این کشور پایان داد.

اما در ایران، پس از آنکه مسئله تاسیس جمهوری مطرح شد، بسیاری، از جمله متشرعین، دست به کار شدند تا به هر وسیله‌ای که شده جلوی طرح مسئله را بگیرند. به گواه تاریخ حتی کلیمیان تهران هم دسته‌ای تشکیل داده و به تظاهرات ضد جمهوری پرداختند. این دسته «وقتیکه وارد خیابان نظامیه شدند» فریاد سر می‌دادند: «ما تابع قرآنیم، جمهوری نمی‌خواهیم»! ما دین نبی خواهیم جمهوری نمی‌خواهیم!

نگرانی متشرعین ایرانی از آن بود که مبادا اعلام جمهوری در ایران به استقرار حکومتی غیر دینی یا سکولار منجر شود و امتیازات ویژه آنها را محدود سازد. آنها به بهانه دفاع از شریعت در پی استحکام پایه‌های قدرت استبدادی بودند، تو گوئی استبداد مجری قوانین شریعت مبیوده است!

اما نگرانی از تضعیف شریعت به این دلیل نیز بود که جمهوری و آزادی مترادف با بی‌دینی ارزیابی می‌شد و می‌شود.

بسیاری از مخالفین جمهوری نگران آن بودند که مبادا حکومتی بر سر کار بیاید که بر اراده ملت استوار باشد. زیراکه اراده ملت را در برابر اراده خویش می‌دانستند. به علاوه عده‌ای از آزادیخواهان نیز با جمهوری به دلیل آنکه مورد توجه سردار سپه بود مخالف بودند.

ولی نگرانی در میان متشرعین ترکیه نیز وجود داشت. چگونه است که مصطفی کمال، با وجود این مخالفت‌ها نظام سکولار جمهوری ترکیه را برقرار می‌نماید، اما رضا خان در برابر مخالفت متشرعین عقب نشینی کرده و خود به قمه زنی در ملا عام می‌پردازد و شمشیر حضرت ابوالفضل را از کربلا آورده و در خانه خود به نمایش می‌گذارد؟

سردار سپه در بیانیه‌ای که به عنوان صرف نظر از جمهوریت منتشر می‌کند می‌نویسد: «... و چون من و کلیه آحاد و افراد قشون از روز نخستین محافظت و صیانت ابهت اسلام را یکی از بزرگترین وظایف و نصب‌العین خود قرار داده همواره در صدد آن بوده‌ایم که اسلام روز بروز رو به ترقی و تعالی گذاشته و احترام مقام روحانیت کاملا رعایت و محفوظ گردد لهذا در موقعی که برای تودیع آقایان حجج اسلام و علما اعلام به حضرت معصومه (ع) مشرف شده بودیم با معظم لهم در باب پیش آمد کنونی تبادل افکار نموده و بالاخره چنین مقتضی دانستیم که به عموم ناس توصیه نمایم عنوان جمهوری را موقوف و در عوض تمام سعی و هم خود را مصروف سازند که موانع اصلاحات و ترقیات مملکت را از پیش برداشته در منظور مقدس تحکیم اساس دیانت و استقلال مملکت و حکومت ملی با من معاضدت و مساعدت نمایند».

چرا موافقین جمهوری این چنین از مواضع خود عقب‌نشینی کردند؟ سردار سپه، پس از موفقیت کودتای اسفند، بسیاری از روشنفکران و متفکرینی را که در ابتدا با او همراهی می‌نمودند، از خود راند. وی برای جلب رضایت نخبگان جامعه، اعم از معممین مترقی و غیر معممین، نه تنها هیچ تلاشی نکرد، بلکه با اقدامات خویش آنها را از خود آزرده نیز نمود. سردار سپه در پی استقرار حکومت فردی خویش برآمد.

در همان حال، کمال آتاتورک اقتدار حکومتی را در اختیار یک نهاد، یعنی ارتش قرار داد و حقیقتا در قید پیشرفت و ترقی کشورش بود. به علاوه مصطفی کمال، که خود فردی ملی و برآمده از تفکرات وطن پرستانه ترکیه‌ای‌ها بود، در جلب رضایت و همراهی نخبگان جامعه تلاش بسیاری نمود، نویسندگان و نخبگان ترک آزادانه در انتشار افکار خویش و توجیه نظریات سکولار می‌پرداختند، اما رضا خان که به عنوان مجری سیاستهای بیگانه بشمار می‌رفت، نه تنها خود را از مساعدت نخبگان بی‌نیاز می‌دانست، بلکه یکی از اولین اقدامات او به عنوان وزیر جنگ در سال 1300 یعنی یک سال پس از کودتا، توقیف جراید بود! سردار سپه نویسندگان و نخبگان را از صحنه سیاسی و مطبوعاتی کشور راند. سردار سپه، مانند هر خودکامه دیگری با مطبوعات و روزنامه‌نگاران عداوت و دشمنی می‌ورزید! او بر خلاف قوانین کشور، به روزنامه‌نگاران شخصا فحاشی کرده، آنها را شلاق زده، در طویله حبس کرده و می‌گفت «دندان‌های روزنامه نویس را بشکنید».

علی کل حال، همانهائی که، به هر دلیلی، با استقرار جمهوری مخالفت نمودند، نه تنها تداوم قاجار را تامین ننمودند بلکه عملا به استقرار سلطنت پهلوی کمک‌های شایانی نموده و باعث طولانی شدن دوره حکمرانی سردار سپه شدند و بعدا نیز خود قربانی دیکتاتوری رضا شاه شدند.

بدین گونه بود که مسیر ترقی و پیشرفت در ترکیه تداوم یافت، اما در ایران متوقف شد.

صحنه سیاسی کشور پس از تبعید رضا شاه پهلوی تحولات مثبتی را بخود دید و می‌توانست دوباره در راه ملحق شدن به قطار پیشرفت و ترقی بشری ملحق گردد. اما شاه جوان علیرغم تحصیلاتش در دموکراسی‌های غربی در پی تحکیم پایه‌های قدرت شخصی خویش بود. او به توصیه ژنرال دوگل که به او گفته بود استقلال و شخصیت خویش را نگاه دارد وقعی ننهاد.

امید به پیشرفت، دوباره جای خود را به توقف و ناامیدی سپرد. در دوره‌هائی از سلطنت محمد رضا شاه پهلوی و به خصوص با کودتای مرداد 1332 نه تنها جلوی پیشرفت کشور گرفته شد بلکه عقب گردهای جدی نیز صورت گرفت. قدرت سیاسی، بار دیگر خود را از نخبگان و نویسندگان بی‌نیاز پنداشت. ارتش و ساواک با هرگونه اقدام سیاسی که مغایر با اراده ملوکانه بود به شدت برخورد می‌نمود، بخصوص اگر از جانب نخبگان غیر مذهبی ابراز می‌شد. در همان زمان، و در حالی که ملیون، روشنفکران و نویسندگان حق ابراز وجود نداشتند، دستگاه حکومت شاهانه، به متشرعین باج می‌داد و مار در آستین می‌پروراند.

بدین ترتیب با استقرار دوباره استبداد فردی که متضمن حذف ملیون و آزادیخواهان از صحنه سیاسی کشور بود، زمینه‌های پایگیری و ریشه‌یابی جریانهای متشرع همچون حجتیه که امروزه دم علم کرده‌اند مهیا گشت. زمانی که سلطنت پهلوی برچیده می‌شد، تنها حزب سیاسی حاضر در صحنه حزب متشرعین بود، کشور از متفکرین و سیاستمداران و روشنفکران آزادیخواه و متشکل تقریبا خالی شده بود.

اینک، مردم ایران بر علیه حکومت استبدادی محمد رضا شاه پهلوی و برای آزادی و استقلال کشور و استقرار حکومتی مبتنی بر رای و اراده ملی اقدام نموده، پیش نویس قانون اساسی آزادیخواهانه‌ای را آماده کردند. اما سر بزنگاه، دوباره، متشرعینی که تا آن زمان تقیه پیشه کرده و پرورده شده بودند، سر بر آورده و با فریاد واشریعتا و جو سازیهای بی‌مقدار در پیش‌نویس قانون اساسی دستبرده و اصولی را در آن گنجانیدند که در مغایرت با اصول اساسی انقلاب بود.

استبداد فقیه را بجای استبداد شاهی نشاندند. بار دیگر، طبیعت استبدادی حکومت را تضمین نمودند. شرط موافقت متشرعین با برچیدن سلطنت و برپائی جمهوری در ایران آویختن بند ولایت فقیه بر گردن مردم بود. تا مبادا طبیعت استبدادی حکومت محو گردد و ملت بر سرنوشت خویش حاکم شود.

پس از سی سال حکومت بلا منازع ولایت فقیه، کشور ایران همچنان از قافله پیشرفت و ترقی جامانده است.

جمهوری اسلامی ایران نه به کشور و مردم خدمتی کرده است و نه به دین و اخلاق. اما در جمهوری لائیک ترکیه، هم دین و اخلاق جایگاه شایسته‌ای یافته‌اند و هم ترقی و پیشرفت کشور تضمین شده است، تازه این همه در فقد «نعمت» نفت!

احدی در ترکیه در انتظار فروپاشی یا سرنگونی رژیم حاکم بر کشور نمی‌باشد زیرا که ثبات نظام حاکم که مبتنی بر اراده و رای ملت است بر هیچکس پوشیده نیست. اما در ایران، احدی امیدی به آینده خود و یا نظام حاکم بر کشور ندارد. اوضاع به گونه‌ای رقم خورده است که حتی حکومت کنندگان نیز اطمینانی به تداوم و ثبات نظام ولایت فقیه که مبتنی بر اراده یک اقلیت و در تضاد با اراده ملی است ندارد.

در حالیکه ترکیه در عمل بسوی عزت ملی و سربلندی بین‌الملی می‌رود، حاکمان ایران دل خود را با فحاشی به این و آن و سرکوب شهروندان و نشان دادن دندان خوش کرده‌اند. سرمایه‌ها، استعداد‌ها، قابلیت‌ها و فرصت‌ها همگی فدای هوس‌ها و ندانم کاریهای عده‌ای نالایق می‌شوند. ترکیه در راه ثبات و ترقی و پیشرفت و سربلندی و ایران، در قهقرای خشونت، زور، ناامیدی و ورشکستگی قرار گرفته است.

نظام حاکم بر کشور، ایران و ایرانیان همچنان به دور خود می‌چرخند و می‌چرخند و در جا می‌زنند، دل به شعار و حرف خالی و وعده‌های شیرین و دست نیافتنی خوش کرده‌اند. همگی دل به باد بسته‌اند! آفرین بر این دولت مرحبا بر این ملت!!


شهریور 1386
دکترکمال‌الدین نبوی





نظر کاربران:


یکی از علل تداوم این دوران کوشش های ناپیوسته و بیشتر بیان دردها و رنجها و نسبت دادن آن به این و آن است .
تا آنجا که به زیانهای حاصل از کودتای رضاشاه و بیست هشت مرداد سی ودو و همکاری متشرعین در هردوی آنها مربوط میشود روشنفکران ما با نوشتن صدها کتاب و مقاله و سمینار و میزگرد تا کنون کوشش در خور ستایشی انجام داده اند .در سایه این کوششهای ارزنده کمتر کسی را توان یافت که بعلل این عقب ماندگی کشور و زندگی بی فردای خود آگاه نشده باشد. چه بسیار انسانهای وطن دوست که با آگاهی از درد و برای کمک به نجات میهن به هر حرکتی در این سالها چشم دوخته و به اندازه توان خود با آن همکاری و همراهی کرده‌اند، که بزرگترین آنها به برقراری جمهوری اسلامی انجامید.
به نظر نگارنده ما باید به فرهنگ (عاقل بکنار آب تا ره می جست / دیوانه پا برهنه از آب گدشت) و دنبال راه (میانبر) رفتن پایان دهیم و برای مبارزه راه حل علمی و عملی و همه کس فهم پیدا کنیم. نیازهای روزانه زندگی از سوئی و نبودن راه و برنامه آمیدوار کننده از دیگر سوست که اکثریت مردم ایران را از مبارزه دلسرد و به آینده‌ای روشن نا امید کرده است. به گمان نگارنده ، سازمانهای سیاسی باید بجای پرداختن به هم و تعریف و یا متهم نمودن یکدیگر برای رفع مشگلات امروز و فردای کشور برنامه روشن و قابل فهم و عملی و ارائه دهند . گمان من بر این است که مردم بار دیگر آنگاه به میدان خواهند آمد و حتی با این زندگی بی فردای کنونی خود ریسگ خواهند کرد که بفهمند چرا و به چه سوئی خواهند رفت و امید وار شوند که راه رسیدن به این (آینده جانشین جمهوری اسلامی ) روشن است و ارزش این هزینه را دارد . وبا توجه به فداکاریهائی که برای انقلاب گدشته کردند و نتیجه برعکسی که از آن نصیبشان شد باید این چنین باشند.

iranemrooz

www.turkiran.com


با گزینش عبداله گل به ریاست جمهوری در ترکیه چالش سیاسی ژرف تر می شود

 

معرفی عبداله گل برای ریاست جمهوری ترکیه از سوی حزب عدالت و توسعه که از سال 2002 دولت را در دست دارد با مخالفت شدید احزاب مخالف بویژه حزب جمهوری خواه خلق و نیرو های مسلح که خود را نگهبان دست آورد های آتاتورک می داند روبرو شد و این مخالفت با مداخله دادگاه قانون اساسی به بحران سیاسی در آوریل 2007 تبدیل شد . پارلمان ترکیه که مسئولیت گزینش رئیس جمهور را به مدت هفت سال دارد برای برون رفت از بحران قانون انتخابات زود رس را از مجلس گذراند. حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان که از امکانات وسیع و گسترده مالی و دولتی برخوردار است با بهره گیری از نظام انتخاباتی ترکیه که مانع ورود احزاب کوچک به پارلمان است با بدست آوردن نزدیک به 47 در صد آراء هم موقعیت سیاسی خود را تقویت کرد و هم به تنهایی قدرت سیاسی و دولت را در دست گرفت. از مجموع 550 نماینده 341 نماینده را به خود اختصاص داد که اکثریت قاطع برای قانونگزاری محسوب می شود. ولی برای انتخاب رئیس جمهور کافی نبود. از این رو در اولین و دومین نشست مجلس ملی ترکیه نتوانست رئیس جمهور اسلامگرای خود را انتخاب کند. در دور سوم با اکثریت آراء بدون حضور نمایندگان حزب جمهوری خواه خلق با رای مثبت 339 نماینده عبداله گل بعنوان یازدهمین رئیس جمهور ترکیه انتخاب شد.

ترکیه تاریخ دیرینه ای دارد. محل تقاطع شرق و غرب، اسلام و مسیحیت ، سرزمین امپراتوری بیزانس و محل برخورد ایران باستان با یونان و دروازه ورود تمدن شرق به غرب و برعکس آن که به آن سرزمین اهمیت ویژه جغرافیایی و سیاسی داده است. با سقوط قستنطنیه به دست سلطان محمد فاتح و سرازیر شدن فلسفه و عرفان شرق به سوی غرب دست آورد بزرگ و عصر نوینی به روی بشر گشود. رنسانس، عصر روشنگری و عقل گرایی به سرعت گسترش یافت. امپراتوری عثمانی با اندیشه های اسلامی شکل گرفت و خود را مرکز اسلام و دولت اسلامی خواند، به بخش بزرگی از جهان حاکم شد. سال های طولانی جنگ صلیبی پیش برد و در نهایت همانند دیگر امپراتوری های تاریخ نتوانست خود را باز سازی کند و شرایط نوین را بپذیرد، در نتیجه به بستر بیماری افتاد، دست و پای خود را از دست داد و با پایان جنگ اول جهانی به ویرانه ای تبدیل شد که از درون آن جمهوری نوین ترکیه در واکنش به دولت اسلامی شکل گرفت. مبارزه سختی بین طرفداران سنت اسلامی و مدرنیست های لائیک در گرفت که با هشیاری عقل گراها، مدرنیست ها و لائیک ها ادامه یافت.

کشور عقب مانده و زراعتی ترکیه با فقر زندگی کرد ولی نگهبان لائیسم بود تا ارتجاع بار دیگر بر سرنوشتش حاکم نشود. در این مدت آرتش نیز با حساسیت از دست آورد های نوین جمهوری لائیک و اصلاحات آتاتورک حمایت و دفاع می کرد. مردم سخت کوش ترکیه با پایان جنگ دوم و دوران باز سازی اروپا به آن مناطق رفت تا با کار و ارسال بخشی از دست رنج خود به کشور در رشد و توسعه آن سهیم باشد. در این مدت مداخله آرتش در امور سیاسی به رشد دمکراسی و اقتصاد لطمات زیادی وارد کرد ولی گروه های اسلام گرا نتوانست به اهداف خود برسد. در دهه هفتاد میلادی که جنب و جوش سیاسی بویژه نیرو های چپ فراوان و گسترده بود، میزان رای احزاب اسلامگرا زیر ده درصد و تعداد نمایندگانشان در مجلس محدود بود، بنابرین احزاب اسلامگرا در دهه هشتاد میلادی با یاری و مساعدت ایالات متحده آمریکا و اروپا رونق گرفت. غرب و آمریکا در راستای ایجاد کمربند سبز پیرامون اتحاد شوروی تلاش میکرد. سرعت بخشیدن به انقلاب اسلامی در ایران و مخالفت با انقلاب ثور در افغانستان در این راستا بود. کمک های سرشار نظامی، تسلیحاتی و مالی به مجاهدین افغانستان و جمع آوری نیرو از کشور های مختلف و اعزام آنها به افغانستان برای مبارزه با دولت افغانستان و نیرو های شوروی به تشکیل هسته های نخستین القاعده انجامید. به هر رو در سال های نخستین دهه هشتاد میلادی جنبش های مذهبی، اسلامگرایی و رادیکالیسم مورد حمایت غرب و کشور ثروتمند عربستان سعودی بود.

کودتای 12 سپتامبر 1980 در ترکیه با سرکوب شدید نیرو های چپ، نهاد های کارگری و روشنفکران مترقی زمینه سازرشد سریع گروه ها و نیروهای اسلامگرا شد. نظامیان احزاب سیاسی و مجلس قانون گذاری را منحل کردند. نهاد های دمکراتیک و مطبوعات آزاد را بستند، تعداد زیادی از اساتید مترقی را از دانشگاه ها و مراکز علمی اخراج کردند. قانون اساسی 1982 بگونه فرمایشی و سفارشی تهیه شد که در آن برای نخستین بار تدریس دروس دینی در مدارس اجباری شد که این با روح لائیسم همخوانی نداشت. در پی آن فعالیت احزاب سیاسی آزاد شد. احزاب سیاسی راست، راست میانه و ملی گرا و چند حزب سیاسی کوچک سازمان دهی شدند. حزب سیاسی مورد حمایت نظامی ها  حزب مام میهن، متمایل به اسلام، طرفدار لیبرالیسم در اقتصاد به رهبری تورگوت اوزال بود که در نخستین انتخابات دولت را تشکیل داد. تورگوت اوزال به شدت از نئولیبرالیسم دفاع میکرد و آن را راه نجات ترکیه می دانست. در این راستا قوانین لازم را به سرعت از مجلس گذراند. در گفتار خود بار ها تکرار می کرد که عصر جدیدی در جهان آغاز شده، جهانی شدن به سرعت رشد می کند، ترکیه باید در این جهانی شدن جایگاه خود را پیدا کند. در این راستا بخش عظیمی از کارخانه و موسسات دولتی را به بخش خصوصی واگذار کرد. در اینجا بود که به گروه ها و اشخاص مذهبی اولویت و برتری داد. سال ها اقتصاد و صنایع داخلی ترکیه با دیوار گمرکی حمایت می شد، اوزال مرحله به مرحله دیوار گمرکی را از میان برداشت، برخی از صنایع که به کمک دولت دل بسته بودند ورشکست شده از بین رفتند، برخی دیگربا برخورداری از منابع خارجی و نیروی کار ارزان ترکیه رشد یافته به صادرات کالا و خدمات پرداختند. در این میان سرمایه های خارجی و سرمایه های کشور های عربی به حمایت از تجار و صنایعی که در دست افراد و گروه های اسلامگرا بود به طرف ترکیه سرازیر شد. احزاب، گروه ها و افراد اسلامگرا برای پیشبرد اهداف خویش به قدرت اقتصادی برای تأثیر گذاری پی بردند. این ها پایگاه خود را نه در بین توده های محروم بلکه در بین اقشار و طبقات مرفه و روشنفکر جستجو کردند. فرزندان خود را برای تحصیل اقتصاد و مدیریت به دانشگاه های آمریکا فرستادند. از آن رو قشر جدید مذهبی راه خود را از پیشینیان جدا کرده از همه ابزار بویژه قدرت اقتصادی برای رسیدن به قدرت سیاسی استفاده کردند. گرو های جدید اسلامگرا در ترکیه به لیبرالیسم و جهانی شدن نظام سرمایه داری باور دارد و آن را در راستای منافع خود بکار می برد. از آن رو زبان می داند، مدرن می پوشد و خود را از بحث های دینی و مذهبی دور نگه می دارد. برای پیروز شدن در صحنه اقتصادی به هر کاری دست می زند. جوانان مودب، زبان دان، دانشگاهی و مسلمان خود را به سوی کشور های اروپایی که در آنها تعداد زیادی کارگر ترک زندگی می کند روانه کرده با ترفند های مختلف سرمایه های انباشت شده آنها را  به ترکیه می کشاند، در دهه نود میلیارد ها دلار از این طریق به ترکیه سرازیر شد، اغلب این سرمایه ها در تعاونی ها و شرکت هایی به مصرف رسید که از سوی اسلامگراها اداره می شد. همه این تلاش ها نشانگر آن است که اسلامگراها به تاکتیک های نوین متوسل شدند و اهداف خود را پنهان نگه می دارند.

با آغاز هزاره سوم احزاب اسلامگرا در ترکیه با نو آوری در اندیشه های خود دست از چهر های عبوث و خشن شسته با روی خندان به گونه ای خودرا نشان دادند که می توانند دگر اندیشان را تحمل کنند، با اروپا و آمریکا حتی اسرائیل سر سازش دارند، خواهان دوستی با جهان اند. تنها هدف آنها رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی در ترکیه و دنیای اسلام است. این ترفند خوشآیند کشور های اروپایی بود که ترکیه را پیشرو کشور های اسلامی نشان دهند و نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را در دنیای اسلام بویژه در مناطق آسیای میانه که بعد از فروپاشی اتحاد شوروی به استقلال رسیده اند گسترش دهند. در پی انفجار برج دوقلوی آمریکا موقعیت ترکیه برجسته تر شد، بخشی از سرمایه های عرب به سوی ترکیه روانه شد . نوآوری در بینش سیاسی، جدا شدن از رفتار های پیشین، پایبندی به اساس دمکراسی و همسویی با جهانی شدن در اقتصاد به اسلامگراها امکان جذب سرمایه های خارجی را فراهم آورد. اقتصاد کشور بعد از سالها بحران سیر سعودی خود را آغاز کرد احزاب اسلامگرا از فرصت بدست آمده بیشترین سود را بردند و خود را برای اداره جامعه و گسترش دمکراسی لایق نشان دادند. از بحران پیش آمده در گزینش ریاست جمهوری بنحو احسن استفاده کردند. نخست عبداله گل را کاندید کردند، هنگامیکه با واکنش نیرو های مسلح و احزاب طرفدار لائیسم و مردم روبرو شدند از آن صرفنظر کرده منتظر فرصت شدند تا خواسته خود را تحمیل کنند. این کنش و واکنش نشانگر آن است که آنها دنبال فرصت منسب می گردند که بتوانند خواسته های اسلامی خود را بر جامعه تحمیل کنند. حزب اسلامگرای عدالت و توسعه اکنون هر سه نهاد پارلمان، نخست وزیری و ریاست جمهوری را در دست دارد. از هم اکنون تغییر قانون اساسی را مطرح کرده است تا در اولین فرصت بتواند زنان محجبه را وارد دانشگاه ها و موسسات دولتی کند، قدرت نظامیان را محدود سازد، شاید هم چهره واقعی خود را بنمایش بگذارد. هر چند در هر فرصتی پایبندی خود را به اصل لائیسم تکرار می کند ولی در پنهان اهداف خود را با ظرافت پیش می برد. در این راستا عبداله گل را به کاخ ریاست جمهوری فرستاد. همسر عبداله گل محجبه اهل استانبول و از خانواده مرفهی است که می تواند قانون منع ورود زنان محجبه به دوائر دولتی را با ورود خود به کاخ ریاست جمهوری سوراخ کند. رفتار دو گانه و چند گانه عبداله گل هم می تواند به آن یاری رساند. وی شخصیتی است که سال های طولانی روی آن سرمایه گذاری شده است. در سال 1950 در شهر قیصری در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده، دوره ابتدایی و متوسطه را در آن شهر به پایان رسانده، وارد دانشکده اقتصاد دانشگاه استانبول شده، در همان سال ها به احزاب راستگرا و اسلامی گرایش پیدا کرده

. در دوره دانشکده در اتحادیه دانش آموختگان ترک که از افراد اسلامگرا تشکیل شده بود، فعالیت داشته در همان تشکل با نخست وزیر فعلی و برخی دیگر از افراد کابینه امروزی آشنا شده است. عبداله گل با پایان دوره دانشکده به دوره دکترا پذیرفته می شود، در بین سال های 76 و 78 با استفاده از بورس به انگلیس می رود. خودش می گوید که در این دوره  تحت تأثیر گفتار های هاید پارک قرار گرفته به زیبایی اندیشه های گوناگون پی برده است. از آن رو طرفدار اندیشه های گوناگون و برخورد آنها در فضای باز سیاسی است.  صداقت در این گفتار را زمان نشان خواهد داد . انچه مسلم است عبداله گل و دیگر اسلامگرایان در حزب عدالت و توسعه از قانون اساسی سکولار و اجرای آن در جامعه ترکیه خوشنود نیستند و در تلاش آنند که این اصل را از قانون اساسی حذف کنند. عبداله گل به پژوهش در کشور های اسلامی ادامه می دهد و تز دکترای خود را به روابط ترکیه با کشور های اسلامی اختصاص می دهد. عبداله گل فعالیت های دانشگاهی خود را با اساتیدی پیش می برد که گرایش های اسلامی دارند، با نوشتن مقالاتی در این راستا به دانشیاری دانشگاه ارتقاء پیدا می کند. با کودتای 1980 مدتی زیر نظر گرفته شده سپس برای کار در بانک اسلامی توسعه که بیشترین سرمایه آن را عربستان سعودی در دست دارد به جده می رود. در این دوره روابط کشور های اسلامی را مورد پژوهش قرار می دهد. به بررسی کشور های اسلامی بویژه بوسنی و کشور های دیگری که در ترکیب آتحاد جماهیر شوروی بودند می پردازد، با گفته خود به این نتیجه می رسد که بزرگترین مسدله در این کشور های دمکراسی و کمبود آن در این کشور ها است، از این رو باید تغییراتی در نگرش ها داده شود و دمکراسی گسترش یابد.  

عبداله گل در برگشت به ترکیه در سازمان دهی حزب عدالت و توسعه فعالانه شرکت می کند و در انتخابات 2003 بیشرین آراء را به دست می آورد. به علت محکومیت رجب طیب اردوغان مدت کوتاهی به نخست وزیری سپس به معاونت نخست وزیر و وزیر امور خارجه منصوب می شود. تا در فرصت مناسب به کاخ ریاست جمهوری راه پیدا کند. در راه یابی به کاخ ریاست جمهوری با چالش های بزرگی روبرو شد، با بهره گیری از ترفند های گوناگون برخی از آنها را از میان برداشت و در نهایت به کاخ راه پیدا کرد.

گزینش عبداله گل به ریاست جمهوری هر چند با پیام تبریک سران کشور ها بویژه اتحادیه اروپا، آمریکا، فدراسیون روسیه و دیگر کشور ها همرا بود ولی در داخل کشور نگرانی ها همچنان ادامه دارد. حزب جمهوری خواه خلق که قدیمی ترین حزب سیاسی ترکیه است این گرینش را تحمیلی و شرکت در آن را بایکوت کرد. نهاد ها، گروه ها، دانشگاهیان، روزنامه نگاران و روشنفکران مترقی با توجه به عملکرد اسلامگرایان و روحانیون در آغاز انقلاب ایران و پیشروی قدم به قدم آنان در تحمیل اندیشه های ارتجاعی خود به جامعه هشدار می دهند و نگرانی خود را ابراز می دارند. در محافل روشنفکری و سیاسی این مثال تر کی را تکرار می کنند که  ً  سوت دن آغزی یانان یوغوردی اوفلییرک ایچرً( کسی که از شیر خوردن دهانش بسوزد، هنگام ماست خوردن آن را فوت می کند) . رهبر انقلاب در ایران قبل از رسیدن به قدرت از دمکراسی و آزادی برای همگان حتی مارکسیست ها سخن گفت و وعده وعید های زیادی به مبارزین آزادی داد ولی با گرفتن قدرت و قبضه کردن آن در دست خود به همه آن گفته ها پشت کرد و گفت تقیه کرده است. بنابرین برخورد اسلامگرایان به نظام سیاسی ایدئولوژیک است، به باور آنها سنت اسلامی منشاء همه ارزش ها است. قانون، حقوق، تکالیف، سیاست، اقتصاد و هر چیز دیگردر چارچوب سنت اسلامی پذیرفته می شود. از این رو با حاکمیت نیرو های اسلامگرا و نفوذ آنها در همه ابعاد و نهاد های اجتماعی در ترکیه روز های سختی در پیش رو است. در چشم انداز تنش و چالش بین گروه ها، طرفداران مدرنیته و سنت&#