2007.07.28

شاهین فاطمی
 

انتخابات ترکیه و پنبه‌دانه‌های سبز!

انتخابات 22 ژوئیه در ترکیه قدم استواری بود در مسیر دموکراسی و اعتدال سیاسی. در این انتخابات حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان توانست با به دست آوردن 47 درصد آرا 340 کرسی از 550 کرسی پارلمان ترکیه را از آن خود کند. با افزودن 13 درصد آراء نسبت به انتخابات سال 2002 این حزب موقعیت سیاسی خودش را به نحو بی‌سابقه‌ای در ترکیه و در اروپا تحکیم کرد. اگر اکنون این حزب و رهبری آن بتوانند کماکان در مسیر اعتدال و رفورم گام بردارند امید آن می‌رود که ترکیه به عنوان اولین کشور مسلمانی که توانسته است دمکراسی و لائیسیته را توام کند راهگشای دیگر کشورهای منطقه شود.

انتخابات 22 ژوئیه در ترکیه قدم استواری بود در مسیر دموکراسی و اعتدال سیاسی. در این انتخابات حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان توانست با به دست آوردن 47 درصد آرا 340 کرسی از 550 کرسی پارلمان ترکیه را از آن خود کند. با افزودن 13 درصد آراء نسبت به انتخابات سال 2002 این حزب موقعیت سیاسی خودش را به نحو بی‌سابقه‌ای در ترکیه و در اروپا تحکیم کرد. اگر اکنون این حزب و رهبری آن بتوانند کماکان در مسیر اعتدال و رفورم گام بردارند امید آن می‌رود که ترکیه به عنوان اولین کشور مسلمانی که توانسته است دمکراسی و لائیسیته را توام کند راهگشای دیگر کشورهای منطقه شود.

 

لائیسیته یا حکومت عرفی با زور ارتش زیاد مشکل نیست، صدام حسین هم توانسته بود در عراق چنین نظامی را ایجاد کند و دیدیم که چگونه با حذف او از صحنه اثری از آن نظام باقی نماند. نمونه‌های دیگری از این نوع نظامهای غیرمذهبی و غیردمکراتیک در خاورمیانه ظهور کرده‌اند اما هیچکدام تا کنون در یک انتخابات به تمام معنا آزاد مورد تأیید قرار نگرفته‌اند. اگر ترکیه در این مسیر موفق شود بدون شک خواهد توانست نمونه و راهگشای کشورهای دیگر منطقه باشد.

 

پیروزی چشمگیر حزب عدالت و توسعه در درجه اول یک پیروزی برای شخص طیب اردوغان بود. او طی 5 سال گذشته آنقدر در مسیر اعتدال و دمکراسی گام برداشت که حتی عناصر لیبرال و اقلیتهای کرد هم در انتخابات اخیر به او رای دادند. کسی سابقه مذهبی و افراطی اردوغان را فراموش نکرده است. همه به خاطر دارند که وی به علت تعصبات مذهبی و زیاده‌رویهای خلاف قانون دارای سابقه محکومیت و چند سال تحمل زندان است. با این همه در دوران زمامداری موفق شد بخش قابل ملاحظه‌ای از مخالفان سابق خود را متقاعد کند که او دیگر یک سیاستمدار تندرو مذهبی نیست و عمیقاً به دمکراسی و لائیسیته پایبند است.

دلیلی در دست نیست که وی اعتقادات مذهبی و شخصی‌اش را تغییر داده باشد و کسی هم نباید چنین انتظاری داشته باشد. مگر جورج بوش رئیس جمهور آمریکا و یا تونی بلر نخست وزیر پیشین انگلستان کمتر از او پای‌بند به دین و مذهب خود بوده و هستند؟

 

آنچه مهم است تفکیک میدان عقاید و باورهای شخصی از امور مملکت‌داری است. اینجا است که بسیاری از عوامل وابسته به نظام جمهوری اسلامی سعی می‌کنند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. آنها لائیسیته را ضدمذهب معرفی می‌کنند و معتقدان به این شیوه از حکومت را به بی‌دینی متهم می‌سازند. بسیار جالب است که در اولین سخنرانی خود پس از کسب پیروزی، اردوغان بدون هیچ گونه شک و شبهه‌ای تمایل و تعهد خود را به دمکراسی و لائیسیته تکرار کرد. حتماً خواهید پرسید چه تضمینی وجود دارد که او هم مثل دیگران دروغگو از آب درنیاید و به فکر حکومت اسلامی نباشد؟

 

برای این سؤال چندین پاسخ وجود دارد که مهمترین آن وجود آن 53 درصدی است که به او رای نداد. فراموش نکنیم که در دوران حکومت این حزب بیش از همیشه اصلاحات لازم برای پیوستن به اتحادیه اروپا صورت گرفته است. حذف مجازات اعدام تنها یکی از این موارد است. امید به پیوستن به اروپا یکی دیگر از تضمینهای وفاداری به دمکراسی و لائیسیته است.

 

اقتصاد است، اقتصاد است، اقتصاد!

 

به عقیده بسیاری از ناظران آشنا به اوضاع ترکیه نقش اساسی در پیروزی حزب عدالت و توسعه را سیاست اقتصادی این حزب برعهده داشته است. طی 5 سال گذشته درآمد سرانه در ترکیه تقریباً دوبرابر شده است. نرخ تورم که در اوائل این حکومت سه رقمی بود به تک رقمی تقلیل یافته است. طبق پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول (INF) اگر نرخ رشد فعلی ترکیه که بیش از هفت درصد است ادامه یابد، در سال آینده درآمد سرانه از ده هزار دلار خواهد گذشت. برای ترکیه میزان سرمایه گذاری خارجی بهترین گواه بر ایجاد اطمینان در سطوح بین‌المللی می‌باشد.

ضامن دمکراسی

دلیل دیگر این موفقیت، به سن بلوغ رسیدن دمکراسی در ترکیه و عدم نیاز به دخالت ارتش در سیاست است. دخالت نظامی‌ها در امور سیاسی به هر دلیل و بهانه‌ای با کاندیدا بودن برای عضویت در اتحادیه اروپا سازگار نیست. در دمکراسیهای نوین و یا کشورهایی که چنین ادعایی دارند دمکراسی تنها یک ضامن واقعی می‌تواند داشته باشد و آن هم خود مردم هستند. اگر قرار باشد لائیسیته همیشه با دخالت ارتش و خلاف تمایلات واقعی مردم تحمیل شود آن وقت باید پرسید چه کسی تصمیم گرفته است که لائیسیته از دمکراسی مهمتر است؟ و آیا لائیسیته بدون دمکراسی در ترکیه یا هر کشور دیگری با حکومتهایی نظیر عراق در زمان صدام یا سوریه و یا مصر چه تفاوتی خواهد داشت؟ به این سؤال باید مردم هر کشور، اگر فرصت و امکان آن را داشته باشند، پاسخ دهند. آنچه در مورد ترکیه موجب امیدواری است امکان تلفیق این دو نعمت، یعنی دمکراسی و لائیسیته است. تنها آینده نشان خواهد داد که آیا این امید واقع بینانه است و یا یوتوپیک؟

دو کلمه از مادر عروس و خواب پنبه دانه!

در این بین سردبیر کیهان اشغالی در تهران در خواب شتری خود پنبه دانه می‌بیند و با رقبای اصلاح‌طلب خود حساب صاف کرده نیش و دندان نشان می‌دهد. وی در مقاله‌‌ای تحت عنوان «انقلاب سبز در ترکیه» در یادداشت روز چنین می‌نویسد:

«پیروزی 47 درصدی حزب اسلامگرای عدالت و توسعه که به تسخیر 62 درصد از کرسی‌های مجلس انجامید راه را برای رسیدن اسلام‌گراها به کرسی ریاست جمهوری هموار می‌کند. اینک دیگر رئیس جمهور کنونی نمی‌تواند از هرم دادگاه قانون اساسی ترکیه ـ که تحت نفوذ جنرالها قرار دارد ـ استفاده کند و نظامیان نیز نمی‌توانند با تکیه بر ابزار «قدرت قانونی» مانع انتخاب رئیس جمهور اسلام‌گرا گردند چرا که مخالفت آنان، تحریک جمعیت عظیم 72 میلیونی ترکیه علیه ارتش را در پی دارد. بر همین اساس ارتش و رئیس جمهور هرچند موافق نیستند ولی ناچارند نتیجه انتخابات مردم را بپذیرند.»

این تجزیه و تحلیل منعکس کننده بی‌اطلاعی کامل نویسنده از واقعیت‌های ترکیه است. در درجه اول قانون اساسی ترکیه در صورتی قابل تغییر است که دو سوم نمایندگان مجلس یعنی دقیقا 367 نماینده به آن رای موافق بدهند و سپس این تغییرات در یک رفراندم ملی به تصویب برسد.

در شرایط فعلی اولاً حزب حاکم به تنهائی دارای چنین اکثریتی نیست و در ثانی از کجا معلوم که اکثریت مردم ترکیه در فراندوم به چنین تغییری رای دهند؟ البته هیچکدام این «جزئیات» قانونی ذهن تراونده آقای سردبیر را مغشوش نکرده و ایشان در خواب شیرین خود چنین ادامه می‌دهند:

«با پذیرش این نتیجه از سوی آنان هر سه ضلع مثلث قدرت ترکیه یعنی دولت، مجلس، ریاست جمهوری و ارتش به دست اسلام‌گراها می‌افتد چرا که انتخاب رئیس جمهور اسلام‌گرا به دلیل فرمانده کل قوا بودن او منجر به تسلط اسلام‌گراها بر ارتش می‌شود. بنابراین ارتش ناچار است حتی در داخل ،گارد خود را در مواجهه با اسلام‌گراها باز کند.»

حیف و صد حیف که آقای سردبیر در تهران سخت مشغول و گرفتار پرونده‌سازی برای رقبای خود و دگراندیشان است والا چقدر وجود ایشان به عنوان یک مستشار استراتژی می‌توانست مورد استفاده رهبران ترکیه قرار گیرد! ایشان با سرعت می‌توانست در ترکیه «خودی‌ها» را از «غیرخودی‌ها» جدا کرده کار تصفیه را آسان کند.

به عنوان نمونه حتی در تفسیری در مورد انتخابات ترکیه هم ایشان از نیش زدن به «رقبای» داخلی کوتاه نمی‌آید:

«انتخابات یکشنبه ترکیه نشان دادکه احزاب سکولار در زیر ضربات موج اسلامی خرد شده‌اند... اما روزنامه‌های سکولار ایران در روزهای اخیر با بلاهت تمام سعی کردند حزب اعتدال و توسعه را در وجه دیگری از سکولاریزم معرفی نمایند.»

البته در شماره آینده آقای سردبیر ترتیب توقیف این روزنامه‌های «سکولار» (یادتان باشد که این فحش جدید کیهان جایگزین «لیبرال» سابق شده است) را خواهند داد.

سرانجام آقای سردبیر چنین نتیجه‌گیری می‌کنند:

«نسبت تحولات ترکیه با انقلاب اسلامی کاملاً روشن است... رشد اسلام‌گرائی در ترکیه که نخستین علائم آن در سالهای آغازین انقلاب اسلامی در ایران مشاهده گردید به مرور موقعیت ارتش و رئیس جمهور را ـ در مواجهه با دولت و مجلس و در واقع مردم ترکیه ـ تضعیف کرده است... چندی پیش یکی از مسئولان ارتش ترکیه با صراحت از علاقه شدید خود به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سخن گفته و تصریح کرده بودکه در دوره رهبری حضرت امام (ره) نیز با «علاقه‌ای خاص» تحولات ایران را پیگیری کرده است.»

 

البته آقای سردبیر یا این «مسئول ارتش ترکیه» را در خواب دیده‌اند و یا او آنقدر عقل داشته است که از ذکر نامش به آقای سردبیر خودداری کند!

از همه جالبتر آخرین جمله این تفسیر حکیمانه آقای سردبیر است:

«با توجه به ابعاد فراگیر داخلی و منطقه‌ای انتخابات اخیر ترکیه می‌توان گفت اینک انقلاب سبز مردم ترکیه حرکت توطئه‌آمیز غرب در قالب انقلابهای نارنجی و زرد و... را در عرصه خاورمیانه بر باد داده است.»

همانقدر که رژیم تهران می‌خواهد خودش را به رهبران ترکیه نزدیک نشان دهد آنها از هر گونه نزدیکی و یا حتی مقایسه‌ای با رژیم تهران دوری می‌جویند. شاید واقعاً برای زمامداران تهران این شائبه وجود داشته باشد که آنچه در ترکیه به وقوع پیوست در جهت افکار و عقاید آنهاست. اگر چنین شائبه‌ای وجود دارد دفع و یا تأیید آن بسیار آسان است.

جمهوری اسلامی هم می‌تواند در ایران انتخاباتی به همان آزادی انتخابات ترکیه، بدون استفاده از حربه «نظارت استصوابی» و مداخله پاسداران صندوق‌ساز برقرار کند. مطبوعات و احزاب را آزاد بگذارد و در شمارش آراء تقلب نکند. اگر در چنین شرایطی توانست همانند حزب توسعه و عدالت برنده شود، آن وقت حق دارد و می‌تواند خود را در موفقیت آنها سهیم بداند. اما در حقیقت آنچه در ترکیه به وقوع پیوست دقیقاً در جهت خلاف آن چیزی است که جمهوری اسلامی بر ملت ایران تحمیل کرده است.

مثلاً در مورد مردم کردستان، سیاست تعامل و مماشات حزب حاکم ترکیه توانسته است تندروهای حزب PKK را از اکثریت کردهای ترکیه جدا سازد. این سیاست آنقدر موفق بوده است که در مناطق کردنشین حزب اردوغان اکثریت مطلق آرا را به دست آورده است. برای اولین بار پس از سال 1994 کردهای ناسیونالیست توانسته‌اند از 29 کرسی در پارلمان ترکیه برخوردار باشند و خواسته‌های خود را از مجرای قانونگذاری مطرح کنند. آیا این شیوه حکومت با رفتار وحشیانه نظام جمهوری اسلامی از نوع حکم اعدام برای یک روزنامه‌نویس کرد قابل مقایسه است؟

آقای سردبیر محترم قضیه را به کلی اشتباه فهمیده‌اند. موفقیت حزب عدالت و توسعه اولین گام در مسیر مخالف جمهوری اسلامی و انقلاب کذائی ایران است. اگر تا نهایت این حرکت موفق شود افسانه «دمکراسی دینی» و یا هر نوع بهانه دیگری برای دخالت دین در حکومت بی‌رنگ خواهد شد. دینداری رهبران سیاسی هرگز مورد سؤال نبود است. آنچه در مورد ترکیه قابل توجه است رفتار رهبران سیاسی متدین است. آیا آنها دین خود را به حوزه مسائل شخصی محدود خواهند کرد و یا همانند جمهوری اسلامی از دین به عنوان ابزاری برای تسلط بر جان و مال و حقوق اساسی مردم استفاده خواهند کرد؟ موفقیت لائیسیته و دمکراسی در ترکیه بلای جان جمهوری اسلامی خواهد بود.

پاریس ـ 25 ژوئیه 2007

link to original article

برگرفته از : كيهان لندن


نگاهی به انتخابات اخیر در ترکیه

 


یونس شاملی

یکشنبه 22 جولای، بیش از 35 ملیون از 42 ملیون صاحبان حق رای، در انتخابات زود رس مجلس ملی ترکیه شرکت کردند و از میان 14 حزب سیاسی و کاندیدهای منفرد، 550  نماینده مجلس آن کشور را برگزیدند. حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان، بطور چشمگیری از دیگر رقبای خود پیشی گرفت و حدود 47 درصد آرای مردم، یعنی 340 کرسی مجلس، را نسیب حزب خود ساخت. برنده های بعدی انتخابات، حزب جمهوری خلق با حدود 21 درصد آرای مردم، یعنی 112 کرسی مجلس، و حزب حرکت ملی با 14 در صد رای مردم 71 کرسی پارلمان را به خود اختصاص دادند. در این میان 27 کاندیدای مستقل از طریق رای مردم به مجلس راه یافتند، که 24 تن از آنان به حزب دمکراتیک جامعه که یک حزب متعلق به جامعه کرد ترکیه است، تعلق دارند. در این میان اگر چپ ناسیونالیست ترکیه، حزب جمهوری خلق با پس رفت اندکی نسبت به دور قبل به مجلس راه یافت، اما چپ رادیکال ترکیه با دو حزب مختلف موفقیت چندانی در این انتخابات بدست نیآوردند. شایان توجه است که هیاتی از مجمع پارلمانی شورای اروپا بر انتخابات ترکیه نظارت داشت.

 

اولین برآوردها از نتیجه انتخابات روز یکشنبه در ترکیه که با شرکت نزدیک به 80 در صد واجدین شرایط در آن انجام گرفت، نشان از حیات، خواست و هیجان سیاسی برای تعیین سیاست فردای ترکیه داشت.  آرای بیش از پیش مردم  به حزب عدالت و پیروزی، برای استمرار حاکمیت در ترکیه حاکی از آن بود که نتیجه عملی انتخابات تحکیم ثبات داخلی و تاکید به نظم دمکراتیک در ترکیه بود.

اما مهمتر از آن، شرکت وسیع مردم در انتخابات، رای حدود نیمی از شرکت کنندگان به حزب عدالت و توسعه حکایت از تحکیم و تعمیق دمکراسی در ترکیه داشت. رای و تمایل مردم درترکیه نشان از تایید سیاستهای حزب حاکم و استمرار آن در دور بعدی داشت. برآیند دیگر این انتخابات، که در واقع رای اعتماد مردم به حزب عدالت و توسعه بود، عملا و بطور اتوماتیک امکان نظامیان را برای مداخله در امور داخلی کشور کاهش داد. آگاهان سیاسی رای 47 درصدی مردم و ابراز اعتماد آنان به حزب عدالت و توسعه، را نه تنها پیروزی این حزب بلکه موفقیت دمکراسی در ترکیه نامیده اند.

از سوی دیگر اغلب کارشناسان عامل اصلی موفقیت حزب عدالت و توسعه را دستاوردهای بزرگ اقتصادی  آن حزب میدانند. فریدون خاوند، یکی از کارشاناسان ایرانی مسائل اقتصادی می نویسد:" در طول حدود چهار سال و نيم دوران زمامداری، حزب عدالت و توسعه،  ثروت ترکيه را دو برابر کرده، نرخ تورم اين کشور را به يک سوم کاهش داده و سرمايه گذاری مستقيم خارجی را در آن بيست برابر بالا برده است." (1) حزب عدالت و توسعه در این سال ها نتها توانست نرخ تورم را مهار کند و ارزش لیر ترک را با برداشتن صفرهای آن افزایش دهد، بلکه توانست ضمن کار موثر دستگاه بورراکسی در کشور، رشوه خواری را در سیستم اداری کشور بشدت مهار کند.

موفقیت نسبی دیگر در انتخابات اخیر ترکیه افزایش دو برابر حضور زنان، یعنی 50 نماینده زن، در مجلس ملی ترکیه نسبت به دوره قبلی، یعنی 24 نماینده زن است. جالب توجه اینکه 30 تن از نمایندگان زن در این انتخابات از سوی حزب عدالت و توسعه به مجلس راه می یابند و تمامی آنان علی رغم  تمایلات لیبرالی اسلامی حزب عدالت و توسعه، بدون حجاب اند. شایان توجه است که تشکل زنان و انتظارات آنان در ترکیه، ورود 30 درصدی زنان به مجلس ملی ترکیه بود که با ناکامی مواجه شد. 11 نماینده زن از حزب جمهوری خلق و 8 نماینده مستقل زن از سوی حزب دمکراتیک جامعه به مجلس راه می یابند. 

برآیند مثبت دیگر این انتخابات گشایش سیاسی در جامعه ترکیه و شرکت نمایندگان مستقل کرد در آن بود. انتخاب 24 نماینده مستقل کرد، بعد از اولین گامهای حزب عدالت و توسعه در تغییر قانون اساسی برای برسمیت شناختن حقوق مردم کرد و حتی لغو مجازات اعدام از قوانین جزایی ترکیه، فراهم ساختن امکانات مطبوعاتی برای اکراد در ترکیه، زمینه های نرمشی را فراهم آورد که انتخاب 24 نماینده مستقل کرد به مجلس ترکیه بخشی از نمادهای عینی آن است. البته که برای حل مسئله کرد راه طولانی در پیش است. اما اقدامات قابل توجه حزب عدالت و توسعه در گشایش سیاسی ترکیه غیرقابل چشم پوشی است. از همین روست که حزب طیب اردوغان آراء قابل توجهی را در این انتخابات از منطقه کردستان در ترکیه نسیب خود کرده است.

شاید مهمترین نقطه ضعف حزب عدالت و توسعه تمایل لیبرالی به اسلام در این حزب بوده باشد. تمایلی که به بحرانهای قابل توجهی در صحنه سیاسی ترکیه منجر شد. کاندیداتوری عبدالله گل با تمایلات مذهبی، برای پست ریاست جمهوری در ترکیه که بصورت سنتی حافظ سکولاریسم تلقی می شود، به بحران سیاسی در مجلس، و بروز تظاهرات ملیونی در حمایت از سکولاریسم در ترکیه راه گشود. طیب اردوغان تاکید می کند که به قانون اساسی لائیک ترکیه احترام می گذارد و از اصول اساسی جمهوریت در این کشور تخطی نخواهد کرد. وی بارها پایبندی حزب خود به سکولاریسم را اعلام کرده است. پاکسازی لیست نمایندگان در این دوره از انتخابات و جایگزینی شخصیتهای شناخته شده لیبرال و دمکرات نشان دیگری از تمایل حزب عدالت و توسعه به سکولاریسم در ترکیه است. از سوی دیگر وجود بلوک نسبتاً قدرتمند سکولار در ترکیه، خود مانع جدی در راه حزب حاکم ترکیه برای از میان برداشتن سکولاریسم در ترکیه است. این در حالی است که رهبران حزب عدالت و توسعه علاقمندی زیادی ندارند تا به عنوان یک حزب سیاسی اسلام گرا معرفی شوند. اظهار تمایل طیب اردوغان برای وحدت و همبستگی در کشور بعد از موفقیت در انتخابات اخیر و اینکه پیشنهاد کاندیداتوری ریاست جمهوری آینده با مشورت و تبادل نظر با دیگر احزاب صورت خواهد گرفت، درجه تنشهای سیاسی در کشور را کاهش داده است.

در عین حال، با توجه به گسترش اسلام گرائی از نوع بشدت ارتجاعی و افراطی آن، اسلام لیبرالی حزب عدالت و توسعه که آن را همسان احزاب دمکرات مسیحی در اروپا تلقی می کنند، زمینه های تکوین یک آلترناتیو مناسب درکشورهای مسلمان را پیش روی اسلام گرایان افراطی قرار میدهد، تا با انتخاب یک آلترناتیو سویل و متمدنانه کشورهای خود را در معرض خطر ارتجاع و عقب ماندگی قرار ندهند.

در حوزه سیاست خارجی، حزب عدالت و توسعه قاطع ترین طرفدار پیوستن ترکیه به اتحادیه اورپا است. این در حالی است که دو حزب دیگر، جمهوری خلق و حرکت ملی، از موضع راست، مخالف آمریکا و مخالف پیوستن ترکیه به اتحاد اروپا هستند. در عین حال در دوره حاکمیت چهار و نیم ساله حزب عدالت و توسعه، ترکیه در روابط استراتژیک و سیاسی خود با کشورهای منطقه و جهان تغییرات اساسی بوجود نیاورده و حتی موفقیتهایی نیز در تحکیم مناسبات خود با کشورهای منطقه و جهان بدست آورده است. تاکید طییب اردوغان به تلاش بیشتر برای پیوستن به اتحادیه اورپا،  خود نشانگر حسن نیت وی در پایبندی به نظام سکولار در ترکیه است. چرا که بدون تاکید به سکولاریسم امکان عضویت در اتحادیه اروپا تقریبا غیرممکن است. در عین حال حضور چشمگیر مردم در انتخابات و افزایش اعتماد به حزب حاکم فضای سیاسی اتحادیه اروپا را برای پیوستن ترکیه به آن اتحادیه ملایمتر می کند و حتی از درجه مخالفت بعضی از کشورهای اروپایی مثل فرانسه و آلمان نیز می کاهد.

پیوست ها:

1-  http://www.radiofarda.com/Article/2007/07/24/f4_Iran-turkey-model-economic.html


دکتر محمد حسین یحیایی

 

در 22 جولای 2007 انتخابات زود هنگام مجلس قانون گذاری ترکیه با شرکت بیش از 16 حزب سیاسی و افراد مستقل برگزار شد. در این انتخابات نمایندگانی از سه حزب سیاسی و تعدادی از نمایندگان مستقل که بیشر آنها ازمناطق کرد نشین کشور بودند به مجلس ملی ترکیه راه یافتند. سیستم گزینش در ترکیه به گونه ای است که احزاب برای راه یافتن به مجلس باید 10 در صد آراء را در سطح کشور به دست آورند از این رو احزاب کوچک  بویژه  چپ که به جامعه با دید طبقاتی می نگرند و در آن راستا مبارزه می کنند و یا به گروه های قومی، مذهبی و گروهی تعلق دارند از راه یابی به مجلس محروم می شوند. این سیستم با حکومت نظامی 1980 در قانون انتخابات برای جلوگیری از ورود احزاب کوچک به پارلمان برقرار شده و هنوز هم ادامه دارد. در کشور های اروپایی این میزان 3 الی 5 درصد است. به هر رو با این سیستم احزاب بزرگ و فراگیر از امکانات و شانس بیشتری برخور دارند. و بر این باورند که کشور بدون نیاز به ائتلاف از سوی یک حزب و یا دو حزب اداره می شود و از ثبات سیاسی بیشتری برخوردار می گردد.

انتخابات زود رس ترکیه در پی ناتوانی حزب حاکم عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان در انتخاب عبدالله گل به ریاست جمهوری مطرح شد که با مخالفت طرفداران لائیسم و آرتش روبرو شد. در شهر های بزرگ ترکیه تظاهرات وسیع و گسترده ای بر علیه نامزدی گل که ریشه در احزاب اسلام گرا و مذهبی دارد بر گزار شد. تظاهرکنندگان اغلب می گفتند که ما اجازه نمی دهیم زن محجبه وارد کاخ ریاست جمهوری شود و اصل لائیسم را که از زمان آتاتورک در این کشور جاری است خدشه دار کند. هر چند حزب عدالت و توسعه و رهبر آن به دفعات گفته است ما آن پیراهن کهنه را از تن به در کردیم با زمان پیش می رویم، به اصول دمکراسی و لائیسم پایبندیم ولی مردم بویژه روشنفکران و کارگران پیشرو همواره نگران آینده و سرنوشت سیاسی کشور خود هستند.

انتخابات ترکیه با شرکت بیش از 85 درصد از واجدین شرایط برگزار شد، حزب عدالت و توسعه با بیش از 46 در صد در مقام اول، جمهوری خواه خلق با نزدیک به 21 در صد در مقام دوم، حرکت ملی که حزب راستگرا و افراطی است در مقام سوم و حزب جامعه دمکراتیک با گرایش های ملی کرد گرا در مقام چهارم قرار گرفتند.  در ترکیب مجلس جدید 48 زن شرکت دارند که هیچکدام محجبه، مقنعه به سر و یا چادری نیستند. ولی پرسش اینجاست. در کشوری که مردم این قدر به لائیسم و حکومت دینی حساسیت دارند و از نظام سیاسی و لائیک خود دفاع می کنند، چگونه یک حزب سیاسی که ریشه در احزاب اسلام گرا دارد به پیروزی می رسد؟.  جواب قدری به کنکاش نیاز دارد. مردم ترکیه سال های دشواری را از سر گذرانده اند. چندین بار گرفتار کودتا های نظامی، آشوب های داخلی و بی ثباتی های سیاسی شده، هر بار برای برون رفت از آن بهای سنگینی پرداخته اند. از سال های دهه 70 تا پایان هزاره دوم کشور با دولت های ائتلافی و کوتاه مدت اداره شده، بحران، فقر، تورم، بیکاری با پی آمد های نامطلوب آن مردم را خسته کرده بود.

جنگ طولانی ایران و عراق و صادرات رو به گسترش ترکیه به هر دو کشور زمینه مناسبی برای ترکیه فراهم آورد. ترکیه رشد اقتصادی خود را در بخش های دیگر اقتصاد بویژه صنعت تروریسم ادامه داد. در پایان دهه 90 بخش های مهمی از زیر ساخت های اقتصادی خود را بی پایان رساند و هزاره سوم را با امکانات بهتر و دست های پر تر شروع کرد. حزب عدالت و توسعه در این سال ها با افراد جوان، نسبتأ خوش نام، فعال با شعار های جدید و پوپولیستی وارد میدان سیاست شد. در اولین انتخابات پیش رو که در 2002 برگزار شد به پیروزی رسید و بعد از سال ها به تنهایی، بدون نیاز به یاری احزاب دیگر دولت خود را تشکیل داد. در اولین فرصت از شعار های پوپولیستی دست برداشت به عمل گرایی ، واقع بینی و سود جویی پرداخت. متوجه جهانی سازی در اقتصاد و سیاست شد. نه تنها بعنوان حزب اسلام گرا با جهان به ستیز و خصومت نپرداخت بلکه برای نزدیکی به اتحادیه اروپا قدم های بزرگ و جسورانه ای برداشت. در هر فرصت پای بندی به اصول دمکراسی و لائیسم را به زبان آورد.

اتحادیه اروپا شرایط دشواری را پیش پای ترکیه گذاشت تا آن کشور را به عضویت خود بپذیرد. ترکیه با همه سختی ها و دشواری ها آنها را پذیرفت و در آن را قدم های موثری برداشته است. برخی از قوانین مدنی و جزایی خود را تغییر داده تا با استانداردهای اروپا همسو شود. در این مدت به پای همه میثاق ها و کنوانسیون هایی که حقوق شهروندان بویژه زنان و کودکان در آن قید شده مهر تأیید گذاشته است تا وفاداری خود را به ارزش هایی که بشر در طول قرن ها بدست آورده نشان دهد. اقلیت های قومی، ملی و مذهبی آزادانه فعالیت می کنند ولی هنوز راه طولانی در پیش است که باید پیموده شود تا دمکراسی با همه مئولفه های آن در این کشور کهن با مردمانی سخت کوش برقرار شود.

همسویی با کشور های جهان از یک سو و جاذبه های جغرافیایی و اقلیمی از سوی دیگر به سرمایه گذاران جهانی بویژه اعراب امکان داد که به ترکیه بنگرند و فاکتور های لازم را در آن جستجو کنند. جفرافیای مناسب، نیروی کار زبده و ارزان، تکنیک نسبتأ پیشرفته، بازار وسیع، قوانین کارآ  که بتواند امنیت سرمایه را تأمین کند همراه با ثبات سیاسی به سرمایه گذاران خارجی این اعتماد و اطمینان را داد که بتوانند در مدت کوتاهی میلیارد ها دلار از سرمایه خود را به آن کشور سرازیر کنند. در این میان ترک هایی که از دهه 60 به آلمان و دیگر کشور ها برای کار مهاجرت کرده بودند و سرمایه ای در دست داشتند متمایل به کشور خود شدند و دولت هم در تشویق آنها امتیازات ویژه ای در نظر گرفت. سرازیر شدن سرمایه های خارجی به کشور به رشد سریع اقتصادی انجامید، درآمد سرانه ترکیه در مدت کوتاهی به دو برابر افزایش یافت و به مرز 6000 دلار رسید. تورم که سال های طولانی اقتصاد کشور را فلج کرده بود، مهار شد، ارزش پول ملی ثابت و گاهی رو به افزایش گذاشت. پس انداز کنندگان که سال ها از نگهداری پول ملی به علت ناپایداری و افت ارزش فرار میکردند به نگهداری از پول ملی بعنوان پس انداز متمایل شدند. سرمایه گذاری های گسترده، فرصت های شغلی جدید را بدنبال خود آورد در نتیجه رفاه عمومی افزایش یافت. صادرات ترکیه در سال های اخیر از مرز 100 میلیارد دلار تجاوز کرد. همه این تغییرات و تحولات اقتصادی و اجتماعی در زمانی تحقق یافت که حزب عدالت و توسعه به تنهایی قدرت سیاسی کشور را در دست داشت. از آن رو بخش عمده ای از این موفقیت و توانایی به حساب این حزب نوشته شد.

پیروزی حزب عدالت و توسعه بر اساس نظر سنجی ها دور از انتظار نبود ولی میزان آن کمتر از انتخابات پیش بینی می شد. گفته می شود مداخله ارتش در چند نوبت بویژه در ماه های اخیر در امور سیاسی به نفع حزب حاکم تمام شد زیرا مردم از مداخله ارتش و تهدید دمکراسی از سوی آن خوشنود نبودند. مداخله ارتش در سال های گذشته به اقتصاد کشور لطمات و ضرر های جبران ناپذیری وارد کرده به دمکراسی نیم بند و تازه جان گرفته آن ضربه وارد کرده بود. از آن رو مردم خواهان اصل لائیسم و اجرای آن در کشور بدون مداخله نظامی، با حمایت و یاری نهاد های دمکراتیک بودند. بنابرین مردم ترکیه در تطاهرات میلیونی خود از عملکرد اسلام گراها در معرفی کاندیدای ریاست جمهوری که همسر محجبه دارد اظهار ناخوشنودی می کردند ولی در انتخابات به همان حزب رأی میدادند و از عمل گرایی حزب، در تغییر ساختار اقتصادی، نزدیکی به کشور های اتحادیه اروپا، گسترش دمکراسی و تعامل با کشور های جهان قدر دانی و حمایت می کردند.

در پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات ترکیه عوامل متعددی تأثیر گذار بودند. سیستم انتخاباتی تعداد کثیری از هواداران احزاب راست، لیبرال و راست میانی را به سوی این حزب کشاند زیرا آنها بر این باور بودند که حزبشان با سد 10 در صد روبرو خواهند شد> از آن رو این حزب را به اهداف خود نزدیک تر می دیدند. از سوی دیگر رجب طیب اردوغان رهبر حزب عدالت و توسعه در سال های اخیر بار ها یاد آور شده بود که آن پیراهن کهنه را از تن بدر کرده به قوانین شرعی و اسلامی در دولت باور ندارد و بر اصول قانون اساسی، دمکراسی و لائیسیته پایبند است. در مدت چهارسال و نیم هم که اداره کشور و دولت را در دست داشته از آن عدول نکرده به لیبرالیسم گرایش پیدا کرده است. در این میان بورژوازی ترکیه که از ثبات سیاسی و سرمایه خارجی بیشترین سود را برده با تمام توان و امکانات مالی به حمایت از حزب عدالت و توسعه برخواست و با کمک های بیدریغ خود به پیروزی حزب یاری رساند. سرمایه داری ترکیه در کنار صدور کالا به کشور های مختلف به سرمایه گذاری های کلانی در کشور های آسیای میانه و قفقاز دست زد. در اغلب این کشور هاکه ریشه زبان ترکی و یا نزدیک به آن دارند موسسات آموزشی، فرهنگی از دوره ابتدایی تا دانشگاه دایر کرد. این در شرایطی است که این کشور ها به فرهنگ ایران هم عشق می ورزند و برخی خود را ایرانی کهن می شناسند.

یکی دیگر از عوامل مهم در پیروزی حزب عدالت و توسعه سردرگمی احزاب چپ، سوسیال دمکرات و گروه های پیشرو بود که از انسجام سازمانی و فکری برخوردار نبودند. هنوز برخی از این سازمان ها به دشمنی و خصومت با غرب، از مظاهر آن گرفته تا اندیشه های فکری و ذهنی آن ادامه می دهند. احزاب و گروه های چپ که باید حامی دمکراسی و حقوق بشر باشند با افراطی ترین گروه های ملی همسو شده، در ضدیت با غرب با همه خواسته های آنها از جمله به رسمیت شناختن حقوق اقوام و ملل که زبان و فرهنگ دیگری دارند مخالفت می کنند. حزب عدالت و توسعه در این راه قدم های بزرگی برداشت. به مردم کرد زبان ترکیه امکان راه اندازی کانال های تاویزیونی، رادیویی و مطبوعاتی داد. مردم کرد زبان از آن استفاده کردند و در انتخابات جدید بیش از 23 نماینده را از مناطق مختلف به مجلس قانون گذاری فرستادند. جالب توجه است که یکی از نمایندگان منتخب هنگام رأی گیری به دلیل حمایت از جنبش کردستان در زندان بود که با این انتخاب از زندان آزاد شد. میزان آراء حزب عدالت و توسعه در منطق کرد نشین بیش از احزاب دیگر بود. در حالیکه سال های پیش این مناطق به احزاب چپ و یا جمهوری خواه رأی می دادند. همه این مجموعه نشانگر آن است که حزب عدالت و توسعه در بین توده ها با استفاده از همه ابزار نفوذ کرده است. بر اساس داده های روزنامه آگوس که به دو زبان ارمنی و ترکی در استانبول چاپ می شود و مدتی قبل سر دبیر آن بنام هرالد دینک ترور شد، 60 درصد از ارامنه به حزب عدالت و توسعه رأی دادند زیرا حزب قانونی از مجلس گذراند که دارایی های ارامنه پس از سال های طولانی رفع توقیف شد و به صاحبان اصلی مسترد شد . اجرای این قوانین جسورانه محبوبیت حزب را افزایش داد.

ترکیه در جغرافیای مهمی واقع شده، محل برخورد تمدن های آسیایی با دنیای غرب است . تلاش می کند پوسته عقب ماندگی را به دور اندازد. در این دوران گذار با مشکلات عدیده ای روبروست، از یک سو نیرو های ارتجاعی سنگ اندازی می کنند از سوی دیگر نیرو های مترقی و دور اندیش آینده را در نزدیکی به دنیای غرب و ارزش های آن جستجو می کنند. از این رو ستیزی که از دهه ها پیش آغاز شده همچنان ادامه خواهد داشت. تعداد زیادی از گروه های مذهبی که تا مدتی قبل به شدت با اصل لائیسم در قانون اساسی مخالفت می کردند تغییر عقیده داده به صفوف طرفداران جدایی باور های دینی و مذهبی از امور دولتی و اداری شده اند، آینده و پیروزی کشور خود را در آن می بینند، شاید از این رو باشد که رهبران حزب عدالت و توسعه در هر فرصت آن را بر زبان خود جاری می کنند. حزب پایبندی خود را به دمکراسی هم به دفعات تکرار میکند. در این راستا به محدود کردن قدرت ارتش ادامه میدهد. یکی از اقدامات مهم حزب برچیدن دادگاه های امنیت ملی بود که یادگاری نامیمون از دروان کودتا و حکومت نظامی بود، در این دادگاه ها تعداد زیادی از روشنفکران، روزنامه نگاران، نویسندگان مترقی محاکمه شده، به زندان افتاده و یا بیکار شدند. با همه اقدامات مثبت و گفتگوهای طولانی نمیتوان گفت که خطر ارتجاع در ترکیه بر طرف شده و دمکراسی نوپای آن مورد تهدید نیست، همواره این خطر وجود دارد، باید نیرو های پیشرو و نهاد های دمکراتیک از آن مواظبت و نگهداری کنند.

یکی از پیآمد های جالب انتخابات ترکیه واکنش مقامات و روزنامه های ایران بود. برخی قند تو دلشان آب شده آن را پیروزی خود می خواندند. فردای انتخابات که با پیروزی حزب عدالت و توسعه به پایان رسید، روزنامه کیهان وابسته به حسین شریعتمداری یکی از ذوب شدگان مشهور در ولایت با تیتر درشت نوشت. ً سکولاریزم مات شدً  در همان روز سایت بازتاب در واکنش به انتخابات ترکیه، ً پیروزی بی نظیر اسلام گرایان، سقوط هم زمان لائیک ها و تروریست ها ً را تیتر خود قرار داد. به نظر می رسد روزنامه نگاران و سرداران ایران توجهی به گفتار و عملکرد حزب عدالت و توسعه و رهبران آن ندارند و همه چیز را در راستای خواسته و آرزوهای خود می شنوند و یا تفسیر می کنند. حداقل تفاوت بین آن دو این است که ایران به سرعت به سوی دولت نظامی امنیتی به پیش می رود و همه ارگان ها از دیپلماسی کشور گرفته تا استان داری ها نظامی امنیتی می شود، حتی مجلس قانون گذاری و شهرداری ها هم به آن سو حرکت می کنند، در حالیکه ترکیه با حزب عدالت و توسعه که ریشه در احزاب اسلام گرا دارد با پایبندی به لائیسم و دمکراسی به سرعت از نظامی گری فاصله می گیرد و قوانین مانده از دولت های نظامی را از خود و نظام سیاسی کشور دور می کند. براستی ما باید از ترکیه درس های زیادی بیاموزیم...

 

سوئد. دکتر محمد حسین یحیایی


2007.07.25

احمد زيدآبادی

کارشناس مسائل سياسی ايران

 

عدالت و توسعه؛ اسلامگرا یا مسلمان سکولار؟


تردیدی نیست که حزب عدالت و توسعه در مقایسه با احزاب بشدت سکولار ترکیه دارای گرایش اسلامی است اما این گرایش تنها به حفظ حرمت دین در حوزه شخصی و مدنی محدود می‌ شود و در دستگاه دولت تبلوری ندارد.
امروزه در دنیای اسلام به مسلمانانی که معتقد به جدایی دین از دولت باشند، سکولار گفته می ‌شود، با توجه به این مطلب به نظر می ‌رسد که حزب عدالت و توسعه، تشکیلاتی شامل مسلمانان سکولار باشد تا حزبی اسلامگرا.


رسانه ‌های بین ‌المللی از پیروزی حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان در انتخابات پارلمانی ترکیه به عنوان پیروزی اسلامگرایان یاد می ‌کنند.

در حالی که واژه اسلامگرایی در سالهای اخیر به نحله‌ ای فکری در دنیای اسلام اطلاق می ‌شود که خواهان دخالت دین در امور دولتی است، کاربرد اسلامگرایی برای توصیف حزب عدالت و توسعه ترکیه تا چه اندازه مناسب است؟

تردیدی نیست که حزب عدالت و توسعه در مقایسه با احزاب بشدت سکولار ترکیه دارای گرایش اسلامی است اما این گرایش تنها به حفظ حرمت دین در حوزه شخصی و مدنی محدود می‌ شود و در دستگاه دولت تبلوری ندارد.

این در حالی است که جریان اسلامگرایی در جهان معاصر نه به معنای تقید به دستورهای دینی در حوزه خصوصی و مدنی بلکه به معنای تأسیس دولتی با هدف اجرای احکام دینی در تمام شئون اجتماعی است.

امروزه در دنیای اسلام به مسلمانانی که معتقد به جدایی دین از دولت باشند، سکولار گفته می ‌شود، با توجه به این مطلب به نظر می ‌رسد که حزب عدالت و توسعه، تشکیلاتی شامل مسلمانان سکولار باشد تا حزبی اسلامگرا.

رهبران حزب عدالت و توسعه نیز تمایلی به شناخته شدن به عنوان حزب اسلامگرا ندارند و از همین رو، بر پایبندی خود به نظام سکولار ترکیه تأکید می ‌ورزند.

رویکرد عملی حزب اعتدال و توسعه هم در طول دوران حکومتش چیزی جز ادامه راه دولتهای سکولار قبلی چه در حوزه داخلی و چه خارجی نبوده است.

در حوزه خارجی، حزب عدالت و توسعه روابط رسمی ترکیه با اسرائیل را ادامه داده و هیچگاه در صدد قطع این رابطه برنیامده است.

جریانهای اسلامگرا در منطقه خاورمیانه عموماً به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل را امری غیرشرعی می‌ دانند و خواهان قطع روابط کشورهای اسلامی با آنند.

در واقع، دولت تحت رهبری آقای اردوغان در ترکیه، نه تنها روابط کشورش را با اسرائیل قطع نکرد، بلکه در دوره هایی در صدد برآمد از نفوذ توأمان خود در اسرائیل و جهان عرب در جهت پایان دادن به مناقشه دیرپای خاورمیانه استفاده کند، مسئله ‌ای که در صورت تحقق، موقعیت اسرائیل را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از خاورمیانه تثبیت می ‌کند.

مهمتر از این مسئله، اصرار حزب عدالت و توسعه بر پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپاست.

دولتهای اروپایی شرط عضویت کامل ترکیه در اتحادیه اروپا را ایجاد اصلاحات سیاسی و اقتصادی در این کشور بر مبنای استانداردهای اروپایی اعلام کرده ‌اند.

حزب عدالت و توسعه برای اجرای این اصلاحات اعلام آمادگی کرده و به گفته برخی از منابع اروپایی، در این جهت از دولتهای سکولار قبلی ترکیه نیز موفقتر عمل کرده است.

هم اکنون نیز آقای اردوغان پیروزی قاطع حزب خود در انتخابات پارلمانی را رأی مثبت مردم ترکیه به ادامه اصلاحات برای پیوستن به اتحادیه اروپا اعلام کرده است.

تن دادن به استانداردهای اروپایی در حوزه سیاست و اقتصاد، به معنای پذیرش ماهیت سکولار دولتهای اروپایی و نهادینه کردن آن در ترکیه است.

به عبارت دیگر، اگر ارتش ترکیه و احزاب سرسخت سکولار خود را ضامن حفظ هویت سکولار جمهوری ترکیه در مقابل خطر اسلامگرایی معرفی می ‌کردند، حزب عدالت و توسعه با اصلاحات ساختاری به منظور عضویت در اتحادیه اروپا، سکولاریسم را در ترکیه نهادینه خواهد کرد.

در حقیقت، عضویت ترکیه با اکثریت مسلمان در اتحادیه اروپا، مفهومی بسیار عمیقتر از نهادینه شدن سکولاریسم در این کشور دارد.

عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا به معنای آن است که تقابل فرهنگی عمیقی که از قرنها پیش تاکنون بین فرهگ اسلامی و مسیحی در جریان بوده و با رشد اسلامگرایی در دوران اخیر در برخی از حوزه‌ ها به اوج خود رسیده، برای همیشه جای خود را به همکاری و همزیستی خواهد داد و از این فراتر، نوعی هویت مشترک بر مبنای منافع مشترک شکل خواهد گرفت.

چنین روندی مستلزم به حاشیه راندن هویتهای دینی و تعامل بر مبنای اصول سکولاریسم خواهد بود.

از این نگاه، حزب عدالت و توسعه در ترکیه عملاً در جهتی حرکت می‌ کند که هیچکدام از احزاب سرسخت سکولار براحتی نمی‌ توانستند در آن گام بردارند.

توفیق حزب عدالت و توسعه در مسئله فوق، قاعدتاً ناشی از این است که این حزب به جای ستیزه جویی با پاره ‌‌ای از معیارهای دینی در حوزه شخصی و مدنی، به دفاع از آنها برخاسته و به صورت حزبی سکولار اما مسلمان ظاهر شده است.

 

برگرفته از : bbc


فريدون خاوند

کارشناس مسایل اقتصادی _پاریس

 

ايران و الگوی اقتصادی ترکيه سکولار

روزنامه «کيهان» چاپ تهران در آخرين شماره خود نتايج انتخابات روز يکشنبه ترکيه را، که اکثريت کرسی های پارلمان اين کشور را از آن حزب «عدالت و توسعه» کرد، «پيروزی بزرگ اسلام» و «نقطه عطف در سرنوشت خاورميانه» توصيف می کند و می نويسد که با اين پيروزی، «سکولاريسم مات شد.»
همه شواهد نشان می دهند که «بورژوازی لاييک» و «بورژوازی اسلامی» ترکيه بر سر گرايش های عمده اقتصادی داخلی و بين المللی اين کشور و تبديل آن به يک قدرت نوظهور، به توافق رسيده اند.


روزنامه «کيهان» چاپ تهران در آخرين شماره خود نتايج انتخابات روز يکشنبه ترکيه را، که اکثريت کرسی های پارلمان اين کشور را از آن حزب «عدالت و توسعه» کرد، «پيروزی بزرگ اسلام» و «نقطه عطف در سرنوشت خاورميانه» توصيف می کند و می نويسد که با اين پيروزی، «سکولاريسم مات شد.»

ديگر رسانه های نزديک به جناح های محافظه کار جمهوری اسلامی نيز اعتقادات مذهبی و از جمله پايبندی به حجاب را در قلب پيکار انتخاباتی اخير ترکيه جای دادند.

اما واقعيت چيز ديگری است. البته در ترکيه نيز همچون بسياری ديگر از کشورها، مذهب بر سياست بی تاثير نيست. اما عاملی که در پيروزی حزب «عدالت و توسعه» نقشی تعيين کننده ايفا کرد، دستاورد های بزرگ اقتصادی اين حزب و رهبر آن، رجب طيب اردوغان است.

بر خلاف اسلام مورد پشتيبانی کيهان تهران، گرايش های اسلامی حاکم بر حزب «عدالت و توسعه» در ترکيه سرمايه و سرمايه داران را فراری نمی دهد.

روز دوشنبه، بعد از اعلام پيروزی اين حزب، شاخص کل بورس استانبول بيش از پنج در صد افزايش يافت.

اين واکنشی است به مديريت حزبی که در طول حدود چهار سال و نيم دوران زمامداری اش، ثروت ترکيه را دو برابر کرده، نرخ تورم اين کشور را به يک سوم کاهش داده و سرمايه گذاری مستقيم خارجی را در آن بيست برابر بالا برده است.

در صحنه خارجی نيز «عدالت و توسعه» قاطع ترين حزب ترکيه در هواداری از پيوستن اين کشور به اتحاديه اروپا است و، در همان حال، علقه های ديرينه اقتصادی آن را با ديگر قدرت ها و نهاد های جهانی و منطقه ای عميق تر کرده و نفوذ اقتصادی اش را در مناطق همسايه  از جمله حوزه دريای خزر و خاورميانه گسترش داده است.

ترکيه که يک دموکراسی نوپا اما رو به تحکيم را در کنار يک اقتصاد رو به آزادی و پيشرفت تجربه می کند، يکی از مهم ترين الگوهای قابل بررسی برای ايرانيانی است که به بازسازی ساختار های سياسی و اقتصادی کشور خود می انديشند.

برخلاف اقتصاد ايران که طی سی سال گذشته بين دولت و بازار سرگردان ماند، اقتصاد ترکيه به رغم فراز و نشيب های سياسی از ثبات سياست اقتصادی برخوردار بود.

گزينش های تورگوت اوزال، نخست وزير دهه ۱۹۸۰ ترکيه در زمينه آزاد سازی اقتصادی، به گونه ای قاطع از سوی حزب «عدالت و توسعه» پيگيری شد .

در عرصه بين المللی  نيز ترکيه، برخلاف ايران، به ادغام در اقتصاد جهانی روی آورد، و کسب احترام و اعتماد جامعه بين المللی را به يکی از اولويت های اصلی ديپلماسی خود بدل کرد.

همه شواهد نشان می دهند که «بورژوازی لاييک» و «بورژوازی اسلامی» ترکيه بر سر گرايش های عمده اقتصادی داخلی و بين المللی اين کشور و تبديل آن به يک قدرت نوظهور، به توافق رسيده اند.

صاحبنظران غربی مسايل ترکيه از زايش «سرمايه داری سبز» (به رنگ اسلام) در اين کشور خبر می دهند، گرايشی که برخلاف بنياد گرايان جهادی، موفقيت در توسعه اقتصادی را عامل اصلی برتری دنيای اسلام می داند.

 

برگرفته از : radioFarda


2007.07.24

شکوه ميرزادگی

نوسینده و فعال در حمایت از اثار باستانی

 

خداحافظ ترکيه؟!


به راستی هنگامی که در يک جامعه سکولار (که معنا و پايه و مايه دموکراسی است) بخواهند از «نبود آزادی و دموکراسی» سخن بگويند از کدام آزادی می توانند نام ببرند و فقدانش را به عالم نشان دهند جز اين که بگويند زنان ما نمی توانند «پوشش آزاد!» داشته باشند؟ اما اين يک گروگانگيری اخلاقی و عاطفی است؛ به راستی کدام انسان باورمند به حقوق بشر و آزادی حاضر است بگويد که من با «آزادی پوشش مخالفم؟» کدام انسان متمدنی می تواند به کسی بگويد چه بپوش و چه نپوش؟ و اگر مسئلهء «حجاب زنان» نبود «حزب عدالت و توسعه» ی آقای ادروغان به چه چيز ديگری متوسل می شد تا ثابت کند که مخالفين او مخالف دموکراسی اند؟




در ترکيه هم همه چيز، مثل يک بازی / نمايش خطرناک، شروع شده؛ يک بازی که «شخصيت» هاي اصلی اش زنان هستند. تا چند سال پيش در ترکيه هم، مثل ايران قبل از انقلاب، مسلمانانی بودند که به اعتقادات مذهبی شان پابند بودند و نماز می خواندند و روزه می گرفتند. زنانی بودند که حجاب داشتند اما داشتن اين حجاب، مثل همان روزه و نماز، نه به عنوان نمايشی سياسی که به عنوان امری مذهبی رعايت می شد. آن که حجاب داشت نه کاری به حزب و گروه و دسته ای داشت و نه برای رضايت گروه و دسته ای روسری اش را بالا و پايين می کشيد. خودش بود و خدايش و مذهبش؛ درست مثل اين همه ی مسيحیان مذهبی در سراسر کشورهای اروپايی و آمريکايی که شيوه ی پوشيدن و نپوشيدنشان، و حتی شيوه ی عبادت کردن شان، ربطی به کسی ـ چه حزب و چه فرد ـ ندارد. رابطه ای است بين خدا و خودشان؛ بين مذهب و خودشان.

اما در ترکيه هم، مثل ايران قبل از انقلاب، حجاب زنان اولين وسيله بود برای مبارزات سياسی اسلاميست ها. من می خواهم، نه به عنوان يک سياستمدار، و نه به عنوان يک تحليل گر سياسی ـ که هيچ کدامش نيستم ـ بلکه به عنوان يک زن برابری خواه و آزادی طلب که سال هاست شاهد تحولات سياسی کشور خودمان و کشورهای خاورميانه بوده ام، نگاهی به مسيری بياندازم که چيزی به نام «انقلاب اسلامی» را به پيروزی رساند؛ و می خواهم نشان دهم آنکه اين پيروزی را ميسر کرد و نتيجه اش بالاترين ضايعات تاريخی را برای ما زنان ايرانی بوجود آورد خود ما زنان بوديم؛ بی آن که بدانيم به چه سمت و سويي کشيده می شويم. گيسومان را داديم دست انقلابيون مذهبی که از پوشاندن آن پرچمی درست کنند برای پيروزی های خود. همچنين، می خواهم نشان دهم که چگونه تحولات کنونی ترکيه نيز با همان پرچم و بر شانه های زنان ترک است که به راهی می رود که توقف و بازگشت از آن هوشياری و شانسی عظيم می خواهد.

دو نظريه برای آن چه به عنوان انقلاب در ايران پيش آمد وجود دارد؛ يکی اين که اين انقلاب ريشه در حرکت هايي مردمی داشت و ناشی از نارضايتی هايي بود که از فقدان آزادی های سياسی در ايران سرچشمه می گرفت و آنگاه، در نزديکی های پيروزی، بوسيله مذهبيون از مردم ربوده شد. نظر ديگر اينکه اين انقلاب از ابتدا هم ماهيتی مذهبی داشت و در راستای مخالفت با گرايش های غربی و مدرنيستی، که حکومت نماينده و مظهر آن شده بود بوجود آمد. طرفداران اين هر دو نظريه دلايل مختلفی را می آورند، از دخالت کشورهای خارجی در شکل گيری اين انقلاب و شعله ور کردن نارضايتی مردم گرفته تا ترس از حضور اتحاد جماهير شوروی و کشيدن کمربند سبز به دور ايرانی که امکان کمونيست شدنش وجود داشت و نيز تا داستان قدرتمند شدن ايران به عنوان يک کشور نفت خيز و لزوم فرو کوفتن سر آن بخاطر منافع غرب. اما من، بی آن که بخواهم در مورد اين نظريه ها سخن بگويم، قصد دارم نگاهی بياندازم به آنچه که به عنوان «مذهب» وارد اين حرکت، يا انقلاب، يا قيام، يا هر آنچه که شما نام می گذاريد شد.

کسانی که می خواهند به شکل گيری مذهب در انقلاب 57 بپردازند به دو نام حتماً اهميت بسيار می دهند: شريعتی و آل احمد، به عنوان دو نمونه از هواداری از چيزی ظاهرا شرقی و مخالف يا رويارویی با غربی شدن و يا غربی بودن اما، در اصل، به عنوان مذهب اسلام در مقابل مذاهب ديگر. وقتی که اين دو نام وقتی مطرح بود هنوز شخصی به نام آيت الله خمينی از هيچ اهميت عمومی برخوردار نبود. يعنی، او تنها به عنوان يک معمم تندرو مطرح می شد که با شاه مخالف بود. در عين حال، جای کتمان نداشت که مخالفت او با شاه درست بر سر «اصلاحاتی» بود که بيشتر به آزادی زنان و به خصوص حجاب و حضور زنان در اجتماع مربوط می شد. به دليل هم سخنان او، جز در محدوده ی قشر به شدت مذهبی و ـ از نظر فکری ـ عقب مانده ی جامعه، خريدار نداشت. اما شريعتی و آل احمد، چون ظاهری امروزی داشتند، هواداران بسياری پيدا کرده بودند؛ هوادارانی که البته آنها را بيشتر بصورت شفاهی و «زبان به زبان»، می شناختند و نه لزوما از طريق خواندن کتاب هاشان..

نمايش مذهبی بودن هم از سه چهار سال قبل از انقلاب در جامعه رايج شده بود و تا روزهای انقلاب با سرعت گسترش پيدا کرد. مد مذهبی از برخی از گروه های سياسی که راه امام حسين و شهادتش را تبليغ می کردند شروع می شد و تا به ضد غربی بودنی روشنفکرانه و طرفدار شرقی بودنی عارفانه می رسيد. اما شديدترين و گسترده ترين و مسری ترين اين مدها حجاب زنان بود. از چند سال مانده به انقلاب دو دسته با حجاب اسلامی (غير از آن جمعيتی که سال های سال به عنوان رفتاری مذهبی هميشه حجاب را رعايت می کردند) در اجتماع ظاهر شدند: يک دسته دختران جوانی بودن که، با روسری هايي سفت و سخت بسته، در کوچه و خيابان ظاهر می شدند و با همان شکل به دانشگاه می رفتند؛ يعنی، به جايي که فقط چند دهه قبل از آنها مادر بزرگ هاشان خود را به زمين و زمان زده بودند تا درهای آن را به روی خود باز کنند و با هزار بدبختی توانسته بودند چادر و روبنده از سر برگيرند تا به آنجا پای بگذارند. يک دسته هم زنان مرفه و يا زنان به اصطلاح طبقه بالا بودند که با چادر های توری بدن نما و آرايش هايي قجری (چشمانی به شدت آرايش شده و لبانی با رنگ های نامحسوس) به زيارتگاه ها می رفتند، بر سر سفره های پر تجمل حضرت عباس می نشستند و در «حسينيه ارشاد» رفت و آمد داشتند که در آن از عرفان آرام بخش و نرم مذهب اسلام گفته می شد. آنها از سخنان سخنرانان فهميده نفهميده می گذشتند و ساعتی بعد، چادر از سر بر گرفته، به رستورانی در همان حوالی می رفتند تا شام فرانسوی يا ايتاليايي بخورند و از ارزش های شرقی شدن و عليه غربی بودن بگويند يا بشنوند.

اين مد مذهبی نمایی، در هر دو شکل خود، با قدرت گرفتن انقلابيون اسلامی گسترش پيدا کرد و هر چه هم که پيش رفت پوشش ها از حجاب تفننی به حجاب سفت و سختی، به نام «حجاب اسلامی» تبديل شد. و همپای جريانی که آيت الله خمينی را از عراق به پاريس برد، تعداد حجاب دارها بيشتر شد. در روز ها عاشورا و اربعين تقريبا اکثر زنانی که در تظاهرات شرکت می کردند، حتی آنها که در عمرشان يک بار هم حجاب نداشتند. چيزی روی سرشان می انداختند، شايد، همرنگ جماعت شوند.

در واقع، اگر به دقت به وضعيت ايران در آن دوران نگاه کنيم متوجه می شويم که هيچ برنامه ای جز مقداری شعارهای بی پايه ی عامه پسند (مثل تقسيم پول نفت، مثل عدالت اسلامی، مثل حکومت علی، مثل طرفداری از حق و انصاف) در بساط انقلابيون اسلامی، که بعدها حکومت اسلامی را تشکيل دادند، يافت نمی شد. اما آنها يک پرچم بزرگ داشتند که در شناخت هويتشان جای ترديد باقی نمی گذاشت: «حجاب اسلامی»؛ پرچمی که بيش از زنان مذهبی خود انقلابيون مذهبی از همان ابتدا سفت و سخت به آن چسبيدند.

حتی آنها که می گفتند «همه آزادند تا هر چه می خواهند بپوشند» اين را هم اضافه می کردند که هر کس به سراغ ما می آيد (در پاريس) بايد حجاب اسلامی داشته باشد. هنوز آيت الله خمينی در دو قدمی آمدن به ايران بود و به پرسش همه ی روزنامه نگاران غربی درباره حجاب جواب های گنگ و سر بالا می داد که يک خانم خبرنگار جوان و پرشور ايرانی خودش را به پاريس رساند تا از او بپرسد که « پس از آمدن شما به ايران زن ها چه وضعيتی خواهند داشت؟» اما اطرافيان «آقا»، قبل از همه چيز، يک روسری بزرگ به سر او انداختند مبنی بر اينکه «نمی شود خدمت آقا بی حجاب رفت». خبرنگار اما، با هر وضعی بود، بالاخره توانست اين حرف را از آقا بيرون بکشد که «حجاب اجباری نخواهد بود!» ـ حرفی که فقط چند ماه لازم داشت تا بيهوده بودنش روشن شود.

اين پرچم شاخته شده از «حجاب اسلامی»، اکنون در سراسر جهان در حال توزيع و پخش است، و در همه جا نيز بيشتر کارکردی سياسی دارد تا مذهبی و وسيله ای شده است برای به قدرت رسيدن اسلاميست های جوامع مختلف. و من و شما تازه داريم متوجه می شويم که چرا جمهوری اسلامی، که از سر حرمت همه ی «ضروريات اسلامی» (مثل نزول بانکی) به راحتی می گذرد، از حجاب نمی گذرد.

اکنون «حجاب اسلامی» از يکسو در بين «حاکمين» حکم همان بازوبندی را پيدا کرده که اس اس های هيتلری به بازوشان می بستند، و در بين «محکومين» همان ستاره ای است که يهودی ها مجبور بودند به لباس شان بدوزند تا مشخص شوند. حجاب اکنون مثل همان پوسترهای تبليغی است که بر روی اتوبوس ها که به همه جا می روند نصب می کنند. چگونه می توان نشانه های حضور اسلام سياسی را بهتر از اين در جهان پراکنده کرد؟ کدام نشانه ای چشمگير تر از حجاب زنان است؟ نشانه ای که نيمی از عقب مانده ترين بخش های جمعيت های مسلمان جهان آن را به همه جا می برند؛ لشکری کم سوادتر و محروم تر و در بند تر از زنان کشورهای مسلمان در کجا يافت می شود؟

اسلاميست ها، در عين حال، از عقب مانده ترين احساسات مردان اين جوامع استفاده می کنند؛ از پدران و برادران غيوری که دوست ندارند موي همسر و دختران شان را کسی ببيند؛ همان مردانی که اکنون در امواج بزرگ مهاجرت خانواده خويش را به سراسر جهان می برند. سرمايه داری کشورهای مسلمان نشين هم که همه در دست مردان مذهبی است.

لطفا به اين چند تا خبر کوچک مربوط به سال های اخير توجه کنيد:

در آگوست 2005، يعنی درست دو سال پيش، روزنامه ی لس آنجلس تایمز خبر پخش و فروش مايوهای اسلامی را در ترکيه انتشار داد، همراه با عکس دو زن مايو پوشيده ی خندان و آرايش کرده با مايوها و سر بندهای «اسلامی» رنگارنگی که بيشتر به لباس های بالماسکه های فرنگی شبيه بود تا به پوشش اسلامی. به گزارش همين نشريه، در ميان استقاده کنندگان از اين مايوها از خانم اردوغان، همسر نخست وزير پيروز ترکيه و همسر وزير خارجه که می گويند قرار است رئيس جمهور ترکيه بشود، نام برده بودند. اگر در ايران از «يا روسری يا توسری» شروع کردند در ترکيه اين وظيفه بر عهده ی «مايو اسلامی» گذاشته شده بود.به شباهت اين مايوهای مطابق مد روز اسلامی با چادرهای بدن نمای خانم های متنفذ و در قدرت ايران قبل از انقلاب توجه کنيد.

دراکتبر 2005 سازمان امور مذهبی ترکيه برای اولين بار دو زن را به عنوان معاونين مفتی های بزرگ خود انتخاب کرد. اين دو زن از ميان 48 زن داوطلب در پانزده استان و انتخاب شدند. (مفتی در ترکيه معادل مجتهد و آيت الله در ايران است و معاونت اين زنان، در واقع، به معنای آيت الله بودن خود آنهاست). درست همان زمزمه هايي که از قبل از انقلاب تا چند سال پس از انقلاب درباره ی زنان وابسته به روحانيون (که بعدا هيئت حاکمه جديد را تشکيل دادند) برقرار بود.

در پانزدهم دسامبر 2006 روزنامه های ترکيه از «امری حيرت انگيز و غير اصولی» نام بردند که دولت جمهوری اسلامی از مقامات آن کشور خواسته بود: «اگر می خواهيد که اجازه دهيم هواپيماهای جمهوری اسلامی به شهر توريستی آنتانيا رفت و آمد کنند بايد مراقبت کنيد که زن های ايرانی در آنجا با حجاب باشند و به دريا نروند و در هتل هايي مشخص اقامت کنند». در واقع به زبان روشنی می گفتند که: « اگر می خواهيد اجازه دهيم هواپيماهای جمهوری اسلامی به شهر توريستی آنتانيای شما رفت و آمد کنند و، بيش از يک ميليون توريست در سال، پول نفت را بياورند و در هتل ها و گردشگاه های آن جا خرج کنند، شما هم، متقابلاً، بايد مراقب باشيد که زن های ايرانی با حجاب باشند، به دريا نروند، و برای اطمينان خاطر آن ها را مثل دسته ای مرغ در هتل هايي بريزيد که جمهوری اسلامی تعيين می کند. اين هتل ها، که به نام "حرم سلاميك" مشهورند، با وجود ظاهر شيک خود، به شکل حرم های قرون وسطی و بطرزی کاملاً اسلامی ساخته شده و کار می کنند و، مالکيت شان هم با سرمايه داران وابسته به سردمدارن جمهوری اسلامی است». اگرچه در آنزمان، يعنی کمتر از يک سال قبل، روزنامه های ترکيه اين امر را «حيرت انگيز و غير اصولی» خواندند، اما اکنون حدود سی «هتل ـ حرمسرا»، يعنی هتل هايي با پرده های جدا ساز ساحل زن و مرد، در آنتانيا وجود دارد که اکثر آن ها متعلق به سرمايه گزاران ايرانی يا عرب است.

اين نمونه های کوچک نشان می دهند که کشور ترکيه به چه سرعتی به سوی داشتن حکومت مذهبی می رود و البته اين بار برادر و معلمی چون حکومت ايران را نيز در کنار خود دارد.

اکنون «‌رجب طيب اردوغان»، نخست‌وزير تركيه، از تصميم دولت اين كشور برای لغو ممنوعيت حجاب در دانشگاه‌ها خبر داده است. به گزارش خبرگزاری فرانسه (AFP)، ‌اردوغان با ابراز اميدواری نسبت به رفت و آمد آزادنه‌ی زنان مسلمان اين كشور به دانشگاه، تصريح كرده است: «جامعه‌ی تركيه برای لغو ممنوعيت حجاب آماده است اما هنوز توافقی در اين زمينه ميان مؤسسات دولتی وجود ندارد». وی در ادامه گفته است: «حق حفظ حجاب برای دانشجويان، بايد به ‌عنوان آزادی فردی در نظر گرفته شود نه يك موضوع سياسی».

اما واقعيت آن است که او از يک امر مذهبی که آن را غير سياسی می داند به بهترين شکلی در راستای اهداف سياسی خود استفاده می کند و در اين راه از هيچ سوء استفاده ای از مفاهيم محترم تمدن بشری امتناع نمی کند. به راستی هنگامی که در يک جامعه سکولار (که معنا و پايه و مايه دموکراسی است) بخواهند از «نبود آزادی و دموکراسی» سخن بگويند از کدام آزادی می توانند نام ببرند و فقدانش را به عالم نشان دهند جز اين که بگويند زنان ما نمی توانند «پوشش آزاد!» داشته باشند؟ اما اين يک گروگانگيری اخلاقی و عاطفی است؛ به راستی کدام انسان باورمند به حقوق بشر و آزادی حاضر است بگويد که من با «آزادی پوشش مخالفم؟» کدام انسان متمدنی می تواند به کسی بگويد چه بپوش و چه نپوش؟ و اگر مسئلهء «حجاب زنان» نبود «حزب عدالت و توسعه» ی آقای ادروغان به چه چيز ديگری متوسل می شد تا ثابت کند که مخالفين او مخالف دموکراسی اند؟

در اين وضعيت سکولارها در موضع دفاعی قرار گرفته اند و به ناچار و مرتب به ياد همگان می آورند که پوشيدن حجاب اسلامی در محيط آموزشی دولتی نوعی «تبليغ مذهبی» است، امری که در جوامع سکولار ممنوع است.

من به اين نکته باور دارم که محال بود آيت الله خمينی به پيروزی برسد اگر که مرکز ثقل حرکت ها را بر شانه های زنان ايران نمی گذاشت و از گيسوان آن ها پرچمی برای اسلام سياسی خود نمی ساخت؛ و نيز باور دارم که آقای طیب اردوغان هم به اين پيروزی اخير انتخاباتی نمی رسيد اگر که بهانه ای به نام حجاب اسلامی نداشت.

و اکنون هم باور دارم که اگر زنان ترکيه داستان بلایی را که سياست بازان اسلاميست بر سر زنان ايران آوردند را نديده بگيرند بايد به زودی به ترکيه نزديک به يک قرن سکولار هم بگوييم «خداحافظ!»

shokoohmirzadegi@gmail.com

برگرفته از : iranglobal


انتخابات ترکیه: چرا "عدالت و توسعه" برد؟

عدالت و توسعه در چهار و نیم سال اخیر از هر گونه تندروی در مسائل دینی پرهیز کرده است. با آن که تصور می شد این حزب به محض قدرت گرفتن الکل را ممنوع اعلام کرده و اجازه شنا به زنان در استخرهای عمومی ندهد و یا حتی حجاب را اجباری کند، دولت اردوغان هیچ گامی در تحقق این مسائل برنداشته است.
امینه، که چادری مثل زنان عثمانی سر کرده و تنها چشمها و قسمتی از بینی اش دیده می شود، می گوید: "من و اطرافیانم عدالت و توسعه را حزبی اسلامی نمی دانیم . اگر واقعا اسلام گرا بودند همسر اردوغان به عنوان یک زن مسلمان با جورج بوش دست نمی داد. آنها فقط ادای اسلام گرایی در می آورند."


نفیسه کوهنورد

روزنامه نگار از ترکیه

نیمه شب گذشته، اندک ساعتی بعد از اعلام نتایج اولیه انتخابات پارلمانی ترکیه، صدای رجب طیب اردوغان، رهبر حزب عدالت و توسعه، در تمام ایستگاه های تاکسی استانبول به گوش می رسید. راننده ها و مردم در جای جای شهر دور یکی از تاکسی هایی که رادیویش با صدای بلند روشن بود گرد آمده بودند تا سخنان رهبر حزب پیروز این انتخابات را بشنوند.

آقای اردوغان که پس از رای دادن در استانبول راهی آنکارا، پایتخت ترکیه، شده بود در جمع طرفدارانش در آن شهر با صدایی مملو از هیجان به خاطر آرای بالایی که مردم به نفع حزب او به صندوق ها ریخته بودند تشکر می کرد و به مخالفانش هم پیغام می داد که آنها را نیز در آغوش خواهد گرفت.

در این میان بحث تحلیل نتایج آرا هم در ایستگاههای تاکسی شهر استانبول داغ بود و هر زمان صدای اردوغان به واسطه فریادها و تشویق های مردم آنکارا قطع می شد، همه درباره اینکه چگونه عدالت و توسعه توانست با اکثریت ارا فاتح انتخابات شود به گفتگو می پرداختند.

البته نتایج چندان دور از انتظار نبود و نظرسنجی هایی که پیش از انتخابات از سوی روزنامه رادیکال و زمان ترکیه انجام شد نیز خبر از پیشتازی حزب نخست وزیر این کشور می داد. با وجود این بسیاری از مردم می گفتند با اینکه می دانستند عدالت و توسعه پیروز می شود، تصور نمی کردند بتواند حدود ۴۷ درصد آرا را بدست اورد. از این رو هر یک دلیلی را را برای تحلیل این نتیجه مطرح می کردند.

ترس از ارتش

 

به اعتقاد برخی از مردم یکی از مهمترین دلایل پیروزی چشمگیر عدالت و توسعه وقایعی بود که پیش از انتخابات بر سر گزینش رییس جمهور این کشور رخ داد. چند ماه قبل از این وقتی اردوغان، عبدالله گل، وزیر خارجه دولتش را به عنوان یگانه نامزد حزب برای این سمت مطرح کرد، ارتش به بهانه به خطر افتادن نظام لائیک اقدام به انتشار بیانیه ای اینترنتی کرده و تلاش کرد راه کاخ چانکایا را بر این حزب ببندد.

دیلک دختر دانشجویی که به حزب "جمهوری خلق"، حزب رقیب عدالت و توسعه، رای داده معتقد است اگر ارتش در روند انتخابات ریاست جمهوری مداخله نمی کرد شاید امروز عدالت و توسعه با این تفاوت فاحش نمی توانست از رقبایش سبقت بگیرد.

این تحلیل در میان بسیاری از روشنفکران و روزنامه نگاران ترک هم مطرح است. حسن جمال نویسنده سرشناس روزنامه ملیت می گوید: "مردم از لج ارتش به عدالت و توسعه رای دادند. چرا که آنها این مداخله را خلاف دموکراسی می دانند."

اما به هر حال دسته ای از مردم هم نگرانی ارتش و حزب نزدیک به آن یعنی جمهوری خلق را بحق می دانند و بر این باورند که تیم اردوغان دیر یا زود دین را به داخل دولت و نظام لائیک راه خواهد داد.

اسلام گرا یا عمل گرا؟

 

این نگاه از شناختی نشات می گیرد که برخی از مردم نسبت به اعضای حزب عدالت و توسعه دارند. گردانندگان این حزب زمانی از شاگردان محبوب نجم الدین اربکان، رهبر احزاب اسلام گرای رفاه، فضیلت و سعادت بودند، و گرچه در سال ۲۰۰۱ با تاسیس حزب عدالت و توسعه راه خود را از استادشان جدا کردند، همچنان به اسلام گرایی معروفند. به همین دلیل هم حامیان افراطی لائیسیسم در این کشور بر این باورند که اگر این حزب بتواند به کاخ ریاست جمهوری راه یابد احکام دینی را در جامعه پیاده خواهد کرد.

این در حالی است که عدالت و توسعه در چهار و نیم سال اخیر از هر گونه تندروی در مسائل دینی پرهیز کرده است. با آن که تصور می شد این حزب به محض قدرت گرفتن الکل را ممنوع اعلام کرده و اجازه شنا به زنان در استخرهای عمومی ندهد و یا حتی حجاب را اجباری کند، دولت اردوغان هیچ گامی در تحقق این مسائل برنداشته است.

اما به رغم این، گروهی معتقدند که این حزب فعلا دست به عصا راه می رود و حتما برنامه هایی در پشت پرده برای این موضوعات دارد. جالب این که همین موضوع سبب شده که بخشی از طبقه محافظه کار ترکیه از این حزب چندان خشنود نباشند.

امینه، که چادری مثل زنان عثمانی سر کرده و تنها چشمها و قسمتی از بینی اش دیده می شود، می گوید: "من و اطرافیانم عدالت و توسعه را حزبی اسلامی نمی دانیم . اگر واقعا اسلام گرا بودند همسر اردوغان به عنوان یک زن مسلمان با جورج بوش دست نمی داد. آنها فقط ادای اسلام گرایی در می آورند."

در مقابل زلنور، زن میانسالی که نمی گوید به چه حزبی رای داده، واژه اسلام گرا را برای اردوغان و اطرافیانش به کار می برد و بر این باور است اگر آنها تمام مراکز قدرت را بدست آورند خواسته های خود را عملی می کنند و نظام لائیک را برای همیشه برمیچینند.

زلنور می گوید: "همه چیزبه آرامی آغاز می شود. حتی اگر این حزب کار خاصی نکند اسلام گرایی مردان و محجبه بودن زنانش ناخوداگاه در ذهن مردم جا می گیرد و با توجه به این که قشری از ملت این کشور زمینه پذیرش بسیاری از چیزهای سمبلیک مانند حجاب را دارند، آرام آرام همین ها نمو یافته و جامعه را به سوی مذهب گرایی و محافظه کاری بیشتر سوق می دهد."

سرکان، گارسن یکی از رستورانهای خیابان استقلال استانبول، که معتقد است این حزب به طور علنی سعی در تغییر نظام دارد، با صراحت می گوید: "من مطمئنم که عدالت و توسعه قصد اسلامی کردن جامعه را دارد. قبل از آمدن اردوغان بر سر قدرت، راکی، نوشیدنی الکلی ترکها، بدون مالیات و به قیمت مناسب فروخته می شد. اما دو سال قبل دولت شایعه راکی تقلبی را راه انداخت و بعد تمام شیشه ها را جمع آوری کرده ازنو با مالیاتی سنگین به رستورانها فروخت."

به نظرافرادی مانند زلنور و سرکان، رای دهندگان به عدالت و توسعه تنها از قشر دیندار جامعه بوده اند که معتقدند عدالت و توسعه آنها را به بهشت راهنمایی خواهد کرد. اما همه کسانی که در ایستگاه تاکسی منطقه لوند استانبول ایستاده اند و طرز پوششان از رفاه اقتصادی نسبی آنها حکایت دارد، با این نظر موافق نیستند.

بوران، پسر جوانی که دانشجوی هنر است، می گوید: "اگر عدالت و توسعه توانست رای بالایی بیاورد به سر سلامتی نا توانی بعضی رقبایش مانند حزب دموکرات از یک سو و اشتباهات برخی دیگر همچون حزب جمهوری خلق است. خدا برای هر سیاستمداری رقیبانی مانند رقبای اردوغان نصیب کند."

حزب جمهوری خلق به رهبری دنیز بایکال با مطرح کردن لزوم کسب رای ۳۶۷ نماینده مجلس برای انتخاب رییس جمهور، عملا بدعتی جدید در تاریخ پارلمان ترکیه گذارد و عبدالله گل را از نشستن بر این مسند بازداشت. حزب بایکال در انتخابات دیروز تنها ۲۰ در صد آرا را به دست اورد که نزد مردم ترکیه به عنوان شکستی سخت و شاید جبران ناپذیر تعبیر شد.

اقتصاد؛ عامل اصلی

 

در این میان سعادت الدین، یکی از جوانانی که با دقت به سخنرانی اردوغان گوش می کند، می گوید: "شما که یک خبرنگار خارجی هستی الان با حرفهایی که شنیدی بر روی موضوع پیروزی اسلام گراها تمرکز می کنی. اما واقعا این طورنیست. نه عدالت و توسعه اسلام گرا به معنی واقعی است و نه جدال اسلام و لائیسیسم در مسائل روزمره مردم جایی دارد. برای مردم مسائل اقتصادی در درجه اول اهمیت قرار دارد."

نگاهی به جدول آرا هم این جملات را تصدیق می کند. با آن که پیش از انتخابات در برخی از شهرهای ترکیه از جمله آنکارا، ازمیر و استانبول به دعوت سازمانهای غیردولتی حامی لائیسیسم چندین تظاهرات در حمایت از نظام سکولار و تا حد زیادی بر ضد دولت اردوغان برگزار شد، باز در تمام این شهرها هم عدالت و توسعه بیشتر آرا را بدست آورد.

به دنبال حرفهای سعادت الدین، یکی از رانندگان تاکسی تاکید می کند قسمتی از آرای عدالت و توسعه متعلق به کسانی است که خواهان ادامه ثبات اقتصادی بوده اند. سلامی هم که در آق مرکز، یکی ازبزرگترین مراکز خرید این منطقه، مغازه دارد این گفته را تایید می کند: "عدالت و توسعه در اقتصاد موفق بوده و توانسته در جذب سرمایه خارجی خوب عمل کند. اما دیگر احزاب در برنامه هایشان گفته بودند راه را بر خارجی ها خواهند بست. این برای تجار ترکیه خوشایند نیست."

عدالت و توسعه در این سال ها توانست نرخ تورم را مهار کند و ارزش لیر ترک را با برداشتن صفرهای بیشمارش افزایش دهد. در این دوران روابط تجاری ترکیه با بسیاری از کشورهای منطقه از جمله ایران هم افزایش یافت و سرمایه گذاری شرکتهای غربی در بانکهای این کشور هم رشد قابل ملاحظه ای کرد.

از طرفی به نظر می رسد وعده عدالت و توسعه درباره تغییر و اصلاح قانون اساسی نیز در جلب آرای گروهی از مردم و به ویژه افراد تحصیل کرده و روشنفکر جامعه بی تاثیر نبوده است. قانونی که قسمت اعظمش در پی دو کودتای ۱۹۶۰ و ۱۹۸۰ در این کشور تصویب شده و حاوی مصوبه هایی همچون منع ورود دختران محجبه به اماکن رسمی، ممنوعیت فعالیت اقلیتهای مذهبی و فرهنگی و موانع بسیاری درباره آزادی عقیده است. علی شعر دیلک، خبرنگار سی ان ان ترک در این باره می گوید: "این قوانین باید تغییر کند. تا کی می توان یک کشور را با قوانین نظامیان اداره کرد و منتظر رشد آن جامعه شد."

ولی برخی دیگر مانند خانم نازلی ارای، نویسنده وعضو سابق حزب جمهوری خلق، دغدغه های متفاوتی دارند. او نگرانی اش را درباره پیروزی اردوغان چنین به زبان می آورد: "اگر باز هم بر سر انتخاب رئیس جمهور اختلافی میان دولت و ارتش رخ دهد، این بار احتمال کودتا واقعا هست و این یعنی از بین رفتن دموکراسی کج دار و مریز ما. من نمی خواهم عدالت و توسعه به تنهایی دولت تشکیل دهد، چون در آن صورت باز همان درگیری ها پیش می آید و در این میان فقط مردم زیان می بینند."

به اعتقاد خانم ارای مداخله مجدد ارتش در دولت، پرونده ترکیه را در اتحادیه اروپا برای همیشه خواهد بست. اردوغان چندی قبل به مخالفانش به طور تلویحی پیغام داده حاضر به رایزنی و نرمش درباره انتخاب رییس جمهور است، ولی هنوز نگفته آیا کاندیدای دیگری غیر از عبدالله گل رامعرفی خواهد کرد یا نه. البته امکان تکرار نامزدی وزیر خارجه کنونی برای کاخ چانکایا تا حدودی ضعیف می نماید.

 

برگرفته از : bbc


Tue   31 07 2007   6:05

 

تجربه ترکيه

سيد امير خرم/ملی-مذهبی

 
Tue / 31 07 2007 / 6:05
سه شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۶
اغراق نکرده‌ايم اگر سکولاريزم را بزرگترين دستاورد بشر پس از تجربه قرون وسطا يا سده‌های ميانه، در حوزه سياست بناميم. قرون وسطا که تقريباً سالهای ۱۰۰۰ تا ۱۸۰۰ ميلادی را دربر می‌گيرد، سالهای اقتدار کامل کليسا در اروپا است. بگونه‌ای که حکومتها نيز برای حفظ قدرت خود ناچار به تبعيت از کليسا بودند. پاپ‌ها نمايندگان تام‌الاختيار و مبسوط‌اليد خداوند بودند که بر زمين حکم خدا را جاری می‌نمودند و کسی را يارای نقد عملکرد آنان و اعتراض به دستگاه کليسا نبود. کم نبودند کسانی که به جرم تمرد از دستورات پاپ در آتش سوزانده شدند، مثله شدند و يا به ديگر شيوه‌های غير انسانی، جان خود را از دست دادند. بهمين خاطر است که دستاوردهای دوره جديد را که پس از عصر روشنگری آغاز شد و تا امروز نيز ادامه، بسط و توسعه يافته است، بايد عزيز داشت. دستاوردهايی از قبيل تبديل فئوداليزم به سرمايه‌داری آزاد، تبديل نگاه جزمی و بسته دوران پيشين نسبت به انسان که دايره اختيارات او را تا حد ممکن محدود و دايره تکاليف او را بسيار گسترده ساخته بود (انسان تکليف محور) به اومانيزم يا انديشه مبتنی بر انسان حق محور، جايگزينی عقل خود‌بنياد و نقاد بشری بجای عقل کائنات محورکه تنها در ذيل انديشه دينی موضوعيت می‌يافت و تبديل انديشه حکومت دينی به انديشه حکومت سکولار. چرا که کسب اين دستاوردها، حاصل قرنها رنج و عذاب و ريخته شدن خون ميليونها انسان بی‌گناه است.

از اين ميان آنچه در اينجا موضوع سخن است، سکولاريزم است. در باب سکولاريزم به عنوان بهترين شيوه حکومت در مغرب زمين، کتابهای بسياری نوشته شده و از زوايای مختلف مورد تبيين، نقد و بررسی قرار گرفته است. ليکن به زعم نگارنده، کليت سکولاريزم را صرفاً می‌توان در اين دو اصل خلاصه نمود:

- نفی مشروعيت دينی حکومت

- نفی مشروعيت دينی قوانين موضوعه

حکومتهای اروپايی دوره قرون وسطا عمدتاً وابسته به کليسا بودند و بدليل آنکه ارباب کليسا خود را نمايندگان تام‌الاختيار خداوند در روی زمين می‌دانستند، لذا هر نوع مخالفت با کليسا و دولت‌های وابسته به خود را به منزله مخالفت با خداوند تلقی کرده و فرد خاطی را مستحق مجازات شرعی می‌دانستند. به عبارت ديگر تمامی اجزای حکومت از نوعی قداست دينی برخوردار بود. در چنين سيستمی طبيعی بود که مخالفت با هر کدام از اجزای حکومت، مخالفت با يک نظام مقدس دينی تلقی شود و بر سر مخالف همان بيايد که بر سر يک محارب دينی می‌آيد. زدودن مشروعيت دينی از حکومت در دوران جديد و جايگزينی آن با مشروعيت حاصل از آرای مردم، به همين دليل بود. نکته در اينجا بود که حکومتی که اجازه نقد خود را به ديگران ندهد و خود را در هاله‌ای از تقدس پنهان نمايد، علاوه بر حق نظارتی که از مردم می‌ستاند، نقاط ضعف خود را نيز هيچگاه نخواهد يافت و رفته رفته فساد و عدم کارايی در آن رخنه خواهد کرد و تنها زمانی اين فساد عيان خواهد شد که ديگر راهی برای درمان، باقی نمانده است. اما وقتی مشروعيت حکومت از آرای مردم اخذ شده باشد، مالک اصلی حکومت مردم خواهند بود و اين مالک هرگاه که احساس کند، رکنی از ارکان مايملکش(حکومت) مطابق خواست او عمل نمی‌کند، از طريق سازوکارهای پيش‌بينی شده، آن رکن نامطلوب را تغيير خواهد داد.

در مورد قوانين موضوعه نيز، موضوع به همين شکل است. در نظام وسطايی، بدليل آنکه قوانين از سوی نمايندگان خداوند در روی زمين مصوب شده بود، اجرای آنها به مثابه عمل به احکام شرعی بود و به تبع آن، سرپيچی از اين قوانين نيز به منزله زير پا نهادن قانون شرع و فرد خاطی مستوجب اشد مجازات. در يک کلام، لباسی از شرع بر اندام حکومت انداختن و هاله‌ای از قداست بر سر قوانين اجتماعی نشاندن، خصوصيت حکومت‌های دينی در عصر پيش از روشنگری بود.

بهمين خاطر بود که در عصر روشنگری، اولين موضوعی که در حوزه سياست مورد توجه قرار گرفت، جايگزينی آرای مردم بجای دين در امر مشروعيت بخشی به حکومت و قوانين اجتماعی بود. تا هر زمان که مردم خواستند، بنا‌بر تجارب جديد خود بتوانند رکنی از ارکان حکومت و يا قانونی از قوانين موضوعه را تغيير دهند و از طريق سازوکارهای تعيين شده، نظر خود را اعمال نمايند. بر اين اساس حاکمان نيز ميدانند که دائمی نيستند و در پايان هر دوره از حکومت و برای تداوم آن نيازمند آرای مردم هستند. لذا عقل سليم حکم می‌کند که بر خلاف خواست عمومی عمل نکنند و نظارت نهادهای مردمی را نيز ارج گذارند.

اينها همه مقدمه‌ای بود تا برسيم به انتخابات اخير ترکيه و پيروزی حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه. حزبی که رهبر آن آقای رجب طيب اردوغان، بارها و به کرات تاکيد کرده است که پايبند اصول سکولاريزم بوده و بنا ندارد که احکام شريعت اسلام را در ترکيه به اجرا گذارد. اکنون و بر اساس تجربه ترکيه، سوال اين‌جاست که چگونه می‌توان در عين مسلمان بودن، سکولار باقی ماند.

در مقام پاسخ می‌توان چنين گفت که در يک تقسيم‌بندی کلی، نگاه به دين (از جمله دين اسلام) را می‌توان به دو دسته کلی تقسيم نمود. دين اخلاقی و دين احکامی. در نگاه اخلاقی به دين، مهم رعايت آن دسته از اصول اخلاقی است که در آن دين خاص و به عبارت صحيح‌تر، در تمام اديان آسمانی بر آنها تاکيد شده است. به عبارت ديگر، در نگاه اخلاقی به دين، مهم داشتن و حفظ ايمان است. ايمانی که خود در دو بخش اصلی تجلی می‌يابد، پارسايی در درون و اخلاق در بيرون. لذا در اين نگاه، آنکس که دارای ايمان است، مسلمان شناخته می‌شود و در دنيای ديگر نيز رستگار خواهد شد. اين سخن به معنای حذف احکام از دين نيست، بلکه بدان معناست که ايمان گوهر دين است واحکام پوسته آن. درست است که هر گوهری نيازمند پوسته است، ليکن اعتبار پوسته به گوهر آن است و اين دو از ارزش يکسانی برخوردار نيستند. به عبارت ديگر ابتدا بايد بدنبال کسب ايمان بود، آنگاه مومنان خود بدنبال احکام دينی خواهند رفت. چرا که سلامت جامعه در مومن بودن افراد آن و پايبندی آنان به اصول اخلاقی است و نه لزوماً اجرای احکام شرعی. اما دين احکامی بر خلاف دين اخلاقی، وظيفه و رسالت متوليان دين را صرفاً پياده‌سازی احکام دينی می‌داند و به همين که ظواهر اجتماعی منطبق با موازين شرعی باشد،کفايت می‌کند و چنين جامعه‌ای را جامعه آرمانی خود می‌پندارد. در چنين نگاهی، رسالتی در حفظ ايمان مردم برای متوليان دين تعريف نشده است. در يک کلام، در دين اخلاقی اصل ايمان مردم است و احکام دينی نتيجه کسب ايمان تلقی می‌شوند. ليکن در دين احکامی، اصل رعايت احکام دينی است، چرا که اين احکام نه نتيجه، که وسيله کسب ايمان تلقی می‌شوند. در يک نگاه، ايمان موتور محرک است و احکام سوار بر آن و در ديگری اين احکام هستند که حامل ايمان مردم‌اند. در يکی تحول درونی فرد مورد نظر است و در ديگری، تغيير بيرونی او. اما برای درک آنکه کدام يک از اين دو نگرش به خواست و نيت پيامبر عظيم‌الشان اسلام (ص) نزديکتر است، بد نيست به قرآن کريم به عنوان اصلی‌ترين سند پيام الهی نيز نيم‌نگاهی بياندازيم. در قرآن کريم حجم آيات مربوط به احکام تنها کمتر از ۵% کل آيات را تشکيل می‌دهد و زمان نزول اين آيات نيز اواخر دوران رسالت پيامبر(ص) است(۱). اين نکته خود نشان دهنده ارزش احکام دينی در قياس با ايمان مردم است و تاييدی است بر آنکه تا درون کسی ساخته نشود، ساختن بيرون او، ثمری نخواهد داشت. تاکيدی است بر آنکه جاری ساختن احکام شرعی، ايمان‌ساز نيست و جامعه‌ای که در آن شرعيات حتی اگر درحد کمال نيز رعايت ‌گردد، لزوماً جامعه‌ای ايمانی و مطلوب خداوند نيست. تاريخ بيانگر آن است که سيره پيامبر گرامی اسلام نيز بر همين سياق بوده است.

از سوی ديگر بيان تفاوت اين دو ديدگاه دينی، نشان دهنده آن است که کدام يک ظرفيت انطباق با حکومت‌های سکولار را دارد و کداميک ظرفيت امتزاج با حکومتهای ايدئولوژيک را و از اينجا ميتوان به پاسخ سوال ابتدای مطلب رسيد که چگونه حزبی مانند عدالت و توسعه می‌تواند در عين داشتن عقايد اسلامی و عمل به احکام دينی در حوزه خصوصی، در حوزه عمومی نيز سکولار باقی بماند و از اصول سکولاريزم نيز دفاع نمايد. بی آنکه دغدغه ناسازگاری ميان اين‌دو را داشته باشد. بر همين اساس شايد مناسبترين وجه انتخابات اخير ترکيه را بتوان رقابت ميان سکولارها و لاييک‌ها دانست. سکولارهايی که بدون داشتن موضع منفی نسبت به دين و تنها به جهت جلوگيری از آلوده شدن گوهر دين به ابزار سياست، مايلند تا مشروعيت دينی را از حکومت و ارکان آن و نيز از قوانين اجتماعی بردارند با لاييک‌هايی که برای دين حتی در عرصه خصوصی زندگی مردم نيز جايگاهی قايل نيستند و دنيای آرمانی آنها، دنيايی عاری از هرگونه عقيده دينی است. تجربه کشور ترکيه نشان دادکه اسلام سکولار در يک انتخابات آزاد و در يک جامعه دينی، چگونه می‌تواند از ساير رقبای قدرتمند خود پيشی گيرد.

در عين حال نبايد تاثير تجربه موفق دوره پيشين اين حزب را در کسب آرای اين دوره، از ياد برد. توفيق اسلام‌گرايان در رشد اقتصادی اين کشور، ايجاد فضای آزاد سياسی و بهبود کيفی زندگی مردم در دوره پيشين، قطعاً در گرايش مردم ترکيه بسوی اين حزب در اين دوره نيز تاثيرگذار بوده است. افزايش رشد اقتصادی، کاهش ميزان بدهی خارجی از ميزان ۸۳% به ميزان ۵۵% توليد ناخالص ملی از نقاط قوت مديريت اين حزب اسلامی در دوره پيشين زمامداری آنان است. همچنين نحوه برخورد آنها با مخالفين خود نيز قابل تعمق است. بگونه‌ای که هيچ روزنامه‌ای در اين دوران بدليل مخالف با سياست‌های دولت، توقيف نشد و فعاليت هيچ حزبی نيز به اين خاطر متوقف نگرديد وکردها نيز که تا پيش از آن همواره در تضاد با حکومت بودند، توانستند در مجلس اين کشور دارای فراکسيون شوند. بدليل همين شيوه مديريت، در هيچ دوره‌ای عضويت در اتحاديه اروپا تا اين حد برای ترکها قابل دسترس نگرديده است. تجربه ترکيه، تجربه مسلمانانی است که با بکارگيری عقل مدرن، چگونگی حفظ دين و افتخار به مسلمان بودن را در دنيای جديد فراگرفته‌اند و به ساير مسلمانان نيز می‌آموزند که تا زمانی که در ذهنيت خود تاملی جدی ننمايند و برعقايد دينی خود، نگاهی دوباره نياندازند و انطباق اين انديشه‌ها را با دنيای مدرن جدی نگيرند، نمی‌توانند مبلغان شايسته‌ای برای دين خود باشند.

بگذريم از اصحاب کيهان که پيروزی مسلمانان ترکيه را، پيروزی اسلام و مات شدن سکولاريزم عنوان نمودند(۲)،که اگر چنين نمی‌گفتند، بايد کلاه به احترام مسلمانان سکولار ترکيه از سر برمی‌داشتند و اين يعنی خط بطلان بر تمام سياستهای پيشين.

۱- برای مطالعه در اين مورد، می‌توان به جلد دوم از کتاب ارزشمند سير تحول قرآن، نوشته مرحوم مهندس مهدی بازرگان رجوع نمود.

۲- روزنامه کيهان- ۲/۵/۸۶- صفحه نخست

iran emrooz

iranglobal

www.turkiran.com