2007.09.09

هادی صوفی زاده

پاکستان, ایران و ترکیه!

تحولاتی که امروزه در منطقه خاورمیانه و مناطق نزدیک به آن جریان دارد همه به سبک افغانستان و عراق و همراه با خشونت اجرا نمی شود بلکه موارد ریزی در سیر تحولات و اصلاحات در برخی کشورهای منطقه جریان دارد که توام با منطق سیاسی و از روی توجه به منافع ملی کشورها صورت می پذیرد که دولتمردان آن از روی حفظ منافع ملی به آن روی آورده اند. گرچه حاکمان ایرانی تاکنون به این مهم روی نیاورده و اساسا در فرهنگ سیاسی آنها نمی گنجد اما در کشورهای همسایه ایران پیشرفتهایی صورت گرفته که اشاره به مواردی از آن را ضروری می دانم.




تحولاتی که امروزه در منطقه خاورمیانه و مناطق نزدیک به آن جریان دارد همه به سبک افغانستان و عراق و همراه با خشونت اجرا نمی شود بلکه موارد ریزی در سیر تحولات و اصلاحات در برخی کشورهای منطقه جریان دارد که توام با منطق سیاسی و از روی توجه به منافع ملی کشورها صورت می پذیرد که دولتمردان آن از روی حفظ منافع ملی به آن روی آورده اند. گرچه حاکمان ایرانی تاکنون به این مهم روی نیاورده و اساسا در فرهنگ سیاسی آنها نمی گنجد اما در کشورهای همسایه ایران پیشرفتهایی صورت گرفته که اشاره به مواردی از آن را ضروری می دانم.

در کشور پاکستان مباحث جدی برای گشایش در اوضاع سیاسی کشور واحترام به اصولهای دموکراتیک و اعتماد سازی به وقوع پیوسته واز نشانه های ابتدایی آن حکم اخیر دادگاه عالی پاکستان در تبرئه کسانی چون آقای نواز شریف و خانم بی نظیر بوتو که در تبعیدهای اجباری و اختیاری به سر می برند می باشد . هر یک از رهبران تبعیدی نیز برنامه خود را ارائه داده و با تعیین پیش شرط هایی قرار است به صحنه سیاسی در پاکستان باز گردند و در این زمینه پیشرفتهایی انجام گرفته که برای نمونه خانم بوتو در زمینه تقسیم قدرت با آقای پرویز مشرف به توافقاتی دست یافته اند. اصل قضیه از طرف مطبوعات و کارشناسان مسائل سیاسی با اهمیت نگریسته می شود و در آینده ای نزدیک بایستی شاهد پیشرفتهای عملی آن باشیم. قرار است آقای نواز شریف در اسرع وقت به پاکستان بر گردد.

در کشور ترکیه نیز عبدالله گل رئیس جمهور جدید اعلام نمود که درهای دفتر ریاست جمهوری ایشان بر روی همه شهروندان ترکیه ای باز است واز این به بعد سیاستهای تبعیض آمیز گذشته که بخشی از مردم را مورد بی مهری خود قرارمی داد به پایان رسیده است.

اهمیت بوجود آمدن همچون شرایطی در این است که هر دو کشور در همسایگی ایران قرار دارند و آن کشورها با توجه به یک سری اشتراکات تاریخی, فرهنگی, جمعیتی و جغرافیایی نمونه های خوبی برای مقایسه با ایران می باشد. و عمدتا تحلیلگران سیاسی و اساتید در بیان دیدگاههای خود به مقایسه این کشورها پرداخته اند.

جامعه سیاسی ایران آنچنان بسته است که هیچ روزنه امیدی به سبک آن دو کشور همسایه به چشم نمی خورد و امید رسیدن به منطق سیاسی و احترام به حقوق سیاسی مردم در ایران با وجود حاکمان فعلی جای بحث هم نیست , بلکه تمامی شواهد نشان می دهد که حاکمان ایران در عرصه بین المللی فضای جنگ و در عرصه داخلی نیز بگیر و ببند رایج را بر احترام به حقوق سیاسی شهروندان خود ترجیح می دهند. فجایعی که در ایران روزانه جریان دارد نیازی به توضیح ندارد.

 

شایان توجه است که در گرما گرم مباحث مربوطه آقای مصطفی تاج زاده در مطلبی تحت عنوان "آفرین به ترکها, مرحبا به کردها" ( 1 ) که در سایت ایران امروز درج گردیده به طور دقیق و سنجیده به تحولات دموکراتیک در ترکیه پرداخته و کل مطلب ایشان از اهمیت خاصی برخوردار است . لازم به گفتن است که آقای تاج زاده خود در گذشته مسئول ستاد انتخابات در وزارت کشور بوده و از این جهت که ایشان مسئولیت حساس در مقابل حقوق شهروندی را داشته, به خوبی به پیشرفت و ترقی نظامهای مردمی واقف است. تنظیم مطلب ایشان پیرامون انتخابات ترکیه دارای اهمیت فراوانی است و درست اینگونه می نماید که نصایحی باشد به سیاتمداران کنونی ایران و از زاویه هنر حکومتداری به خوبی به موضوع عقلانیت سیاسی در نظامهای دموکراتیک و نتایج و پیامدهای آن در رشد و پویایی جامعه پرداخته است.

آقای تاج زاده در جایی اشاره نموده اند که "مشارکت گسترده‌ی کردها در انتخابات اخير نشان می‌دهد نگرش دموکراتيک مبتنی بر پذيرش چند صدايی در حکومت و رعايت حقوق فرهنگی،‌ اجتماعی و سياسی اقوام، نه تنها در آنکارا و استانبول، بلکه در همه‌ی شهرها و بين همه‌ی شهروندان ترکيه، اعم از ترک و کرد و مسلمان و سکولار و مسيحی و... مقبوليت دارد". ایشان انگشت روی بحثی گذاشته اند که در جامعه ایران نه اینکه نهادینه نشده بلکه به گفتمان جامعه نیز بدل نشده است. اگر در ترکیه صداهایی چون آکین بردال, اسماعیل بیشیکچی, محمد علی بیردال و بسیاری دیگر پیدا می شوند که گفتمان مربوط به اقوام را روی صفحه کاغذ آورند در ایران هنوز هم به جای گفتمتان سیاسی فرهنگ زور حاکم است.

در ایران با حذف تمامی احزاب مدرن و مترقی و تک صدایی کردن حکومت, سران جمهوری اسلامی نه از روی فرهنگ پلورالیسم بلکه با باز خوانی سیاستهای دوره پهلوی و با توجه به اینکه تک صدایی کردن جامعه به سبک شاه و با تشکیل حزب رستاخیز عواقب خطرناکی برای آنها دارد و برای فاصله گرفتن از همچون سیستم آزموده شده و فرسوده ای احزابی را در ایران شکل دادند که اینگونه وانمود کنند که در ایران تعدد احزاب وجود دارد اما این احزاب تنها در شهرهای تهران و اصفهان و چند شهر دیگر ایران مطرح هستند و شرکت حد اقل ـ و از روی اجبار نه از روی میل ـ مردم در انتخابات به خوبی نشان می دهند که احزابی چون حزب کارگزاران سازندگی , مجمع روحانیون مبارز, جامعه روحانیت مبارز , حزب اعتماد ملی و مجاهدین انقلاب اسلامی و از این قبیل سر و ته یک کرباسند و هیچ سنخیتی با پلورالیسم سیاسی ندارند. از لحاظ ادبیات سیاسی نیز که به قضیه توجه شود نام احزاب در ایران هیچکدام با تعریف حزب و نام حزب همخوانی ندارد و پسوند اسلامی بر روی همه نشان از تک صدایی جامعه به سبک اسلامی است. در حالیکه در ترکیه از همه طیفهای سیاسی و با هر ایده ای در جامعه امکان حضور داشته و این واقعیت بر کسی پوشیده نیست .

مایلم روشن نمایم که اگر در طیف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کسانی یافت می شود که نگرش مثبتی نسبت به جریانات دیگر دارند اما در کل همه آنها خط مذهبی را نمایندگی می کنند و جایگاه نیروهایی که اعتقادات اسلامی نداشته باشند در جامعه نیست برای مثال اگر در ترکیه خارج ازحزب عدالت و توسعه , حزب سعادت نیز با اندیشه اسلامی وجود دارد اما در مقابل نیروهای دیگری هستند که 180 درجه با آنها متفاوتند.

در خاتمه باید بگویم ایران کشوری استثنایی است که نظیر ندارد. باید خاطرنشان نمود که در جریان فاجعه 11 سپتامبر 2001 که شرایطی فوق العاده در دنیا بود و تاثیرات اقتصادی بر وضعیت بسیاری از کشورها پدید آورد این رویداد شامل حال ایران نشد!.

1.

http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/14050/

 

 

 ایمیل نویسنده: grdako@yahoo.com