نظام آموزشی: تصويری از بحران


*رژيم جمهوری اسلامی عامل مرگ انبوه استعدادها و خلاقيت ها,
واپس ماندگی سطح علمی, بيکاری گسترده تحصيل کرده گان و يک نظام
آموزشی بحران زده, ايدئولوژيک و بشدت ناکاراست

 

تصویر از وضع آموزش و پرورش در خوزستان است. جایی که دریای نفت ایران در آن قرار دارد. قیمت نفت بشکه ای 80 دلار است و دولت "مهرورز" مدعی تحول و پیشرفت و این وضع تحضصیل کودکان ماست که می بینید. سيد محمدجواد رضوي رئيس سازمان آموزش و پرورش استان خوزستان به ایسنا گفته است که "مجموع كادر آموزشي استان خوزستان، كمبود حدود 10 هزار معلم مشاهده مي‌شود كه بخشي از اين تعداد مربوط به دوره ابتدايي است. همین "مقام" رژیم ابراز امیدواری کرده است که "مشكلي از نظر كلاس‌هاي درسي وجود نداشته باشد" که البته اگر تصویر بالا را این "مقام" می تواند "کلاس" بنامد, مطمئنا هیچ مشکلی هم نخواهند داشت.

روشنگری: در آستانه سال تحصيلی جديد, سخن گفتن از مشکلات نظام آموزشی در ايران بيش از پيش دشوار شده است و ارائه تصويری کامل در اين زمينه شاق تر و دشوارتر. زيرا پرسشی که پاسخی ساده ندارد اين است: از هزار توی مشکلات نظام آموزشی در ايران بر کدام يک بايد اکنون به طور ويژه دست گذاشت؟ درآميختگی بيشتر و برنامه ريزی شده ی
تبليغات مذهبی با دروس در سطوح گوناگون؟ بازگشت به ايده متروک احيای معاونت های پرورشي؟ ادامه بی حقی معلمان و سرکوب شديد فعاليت های صنفي؟ مجموعه مطالبات نابرآورده قشر زحمتکش کارمندان و فرهنگيان کشور؟ بازداشت ها و ارعاب ها؟ محروميت های تحصيلي؟ ضايعات نظام آموزشي؟ اخراج و پاکسازی اساتيد؟ يا تراکم شديد کلاس های درس, بقای سمج مدارس کپری, کمبود فضاهای آموزشی, اخاذی از خانواده های اقشار فقير و زحمتکش به بهانه های گوناگون, گرانی دفتر و مداد و خودکار و کيف و کتاب؟ کمبود شديد کادر آموزشی مورد نياز در عين افزايش بيکاری در ميان قشر فرهيخته و دانش آموخته گان مدارج عالی تحصيلي؟ و يا شايد مطالبات پايه ای تر و اساسی تر نظير مقاومت و مخالفت با تدريس به زبان مادري؟
واقعيت اين است که همه موارد فهرست شده که هر کدام گوشه ای از مشکلات نظام آمورزشی در ايران را تشکيل می دهند در پيوند با هم قرار دارند و هر کدام مستقيم يا غيرمستقيم به يک مانع اصلی و اساسی در شکوفايی نظام آموزشی در ايران پيوند می خورند و آن رژيم دانش ستيز جمهوری اسلامی است.
بر اين دانش ستيزی بويژه اکنون که رژيم مدعی تلاش در گسترش علم و دانش و بهره گيری از فنون روزآمد است بايد به طور ويژه تاکيد کرد. علمی که در انقياد مذهب سياسی شده حکومتی قرون وسطايی باشد, علمی استوار بر پايه های وسيع و ساختارمند در نظام آموزشی نيست. هدف تبليغات رژيم در زمينه علمی, بيشتر دستچين استعدادهای مستعد برای بهره برداری در جهت توليد سلاح ها و مهمات جديد و يا به کارگيری در زمينه هسته ای و يا خدمت به ماشين تبليغاتی خويش است. "علم" مورد نظر رژيم هدف و وظيفه اش به طور اخص تقويت نظام ولايت مطلقه فقيه است. به همين دليل است که اين نوع "علم پروری" با سرکوب شديد آزادی های آکادميک در محيط های علمی که شرط مهم توليد علم و دانش است همراه می شود. علم ساختار مند, همواره از گسترش دائمی فضای تحرک و خلاقيت حاملان علم از پايه ای ترين سطوح گرفته تا عالی ترين آن سود می برد و بشدت به آن نياز دارد, در حالی که تسمه های خونين پيش داوری های مسخ کننده مذهبی از پايه ای ترين سطوح تا عالی ترين آن دست و پای هر نوع تحول آفرينی و خلاقيت را در نظام آموزشی ايران بسته است. از معلم دبستان تا استاد دانشگاه نه حق سازماندهی برای دريافت حقوق صنفی خويش و مشارکت در کانون ها و تشکل های صنفی خود را دارند نه حق مشارکت در تدوين کتب و ارائه راهکارهای نوين برای روش های موثرتر تحصيلی را. سمينارهای رژيم در اين حوزه ها را که بررسی کنيم, می بينيم آخوندمسلک های قشری کشورهای ديگر را با خرج هزينه های هنگفت جمع می کنند تا با همفکری آنها راه های تازه تری برای مغزشويی کودکان معصوم و تزريق ماهرانه تر خرافه پرستی به نظام آموزشی بيابند و نيز ساختاری که کنترل اين کارخانه عظيم پرورش انسان را برای شان آسان تر سازد.
در جهانی که علم به زيربنای توسعه مادی و پيشرفت های اجتماعی تبديل شده است, وجود رژيم جمهوری اسلامی عامل مرگ انبوه استعدادها و خلاقيت ها, واپس ماندگی سطح علمی, بيکاری گسترده تحصيل کرده گان و يک نظام آموزشی بحران زده و بشدت ناکاراست. در باره اين نظام و نارسايی های آن, گفتنی بسيار است, اما شايد تصوير زير از خبرگزاری ايسنا بتواند چهره ای از اين بحران را بازتاب دهد.

roshangari

www.turkiran.com   

1 Mehr  -  22 sep 2007