ويژه نامه همشهري در حمايت از شوونيسم فارس



روزنامه همشهري در ضميمه روز شنبه17/10/84كه تحت عنوان همشهري ديپلماتيك منتشر ميشود به بهانه كنفرانس همگرايي كشورهاي ! فارسي زبان بصورت كاملا حرفه اي و ژورناليستي به توهين و هتاكي عليه جمعيت 35 ميليوني توركهاي ايران و در عين حال توركهاي ساير ملل و همچنين به توهين به تمامي ملل غير فارس ايران پرداخته است اين ويژه نامه كه در 16 صفحه توسط يكي از پر تيراژترين روزنامه هاي رسمي انتشار يافته كاملا هدفمندانه سعي در تحريف واقعيت هايي دارند كه خود :نيز به گونه اي بر آنها اعتقاد دارند. مطالب اين ويژه نامه به شرح ذيل شروع ميشود

1-در صفحه دوم كه در واقع صفحه اول مطالب ويژه نامه است در مقاله اي به عنوان همگرايي بين كشورهاي فارسي زبان منتشر شده در سطر 14 اين مقاله ميخوانيم:(زبانهاي تركي نيز در اثر هجوم اقوام مغول و ترك و تاتار از مركز آسيا به ساير نقاط و اروپا گسترش يافت و اقوام مهاجم در سرزمين هايي استقرار يافتند و بر آن مسلط شدند كه بدانان تعلق نداشت(برخلاف فارسي) از جمله سلجوقيان(سلاجقه )كه به روم شرقي (آناطولي كنوني) رفتند ودر قرن 13 ميلادي به بعد اين سرزمين را اشغال و خود بر ويرانه هاي اين امپراطوري قدرتمند و وسيع عثماني را پديد آورند. اكنون آنان با توسعه انديشه هاي باطل خود مي خواهند جهان ترك را رهبري كنند.)!!!صرف نظر از اغلاط فراوان انشايي در اين مطلب به فرض قبولي اين مطلب كذب جناب نويسنده محترم از بيان مطلب(اكنون آنان با توسعه انديشه هاي باطل خود مي خواهند جهان ترك را رهبري كنند)چه هدفي را دنبال ميكند؟آيا جز اين است كه بي صبرانه و به هر بهانه اي در نظر دارد تا بيان كند كه توركها ايراني نيستند و ايران يعني كشور فارسها؟!!آنهم در كشوري كه از نظر آماري فارسها(فارس لر لك گيلك تات )از شمار اندكي نسبت به توركها بر خوردارند همچنين در ادامه اين مقاله و در صفحه 11 .مناطق سمرقند و بخارا و خوارزم و ازبكستان را ايراني(فارس)ميداند

2- در صفحه سوم در مقاله همگرايي سه گانه فارسي را زبان مشترك اقوام ايران و نوروز را جشن باستاني حوزه تمدني(فارسها)مي داند اما پرسشي كه مطرح ميشود اينكه آيا جز اين است كه زبان فارسي با روي كار آمدن رضا پالاني(پهلوي)و به اجبار و به بهاي اعدامها و به بهاي تضعيف تحقير و نابودي ساير زبانهاي بومي ايران بعنوان زبان مشترك و البته دولتي خود را به ملل ايران تحميل كرد و در مورد نوروز فقط ذكر ايت نكته كافي است كه جشن نوروز در بين ملل تورك باشكوهتر جدي تر و .با مراسم بسياربيشتر نسبت به قوم فارس بر گزار ميشود

3-در صفحه 4 در مقاله((ضرورت يك ديپلماسي فرهنگي))جناب نويسنده در يك دروغ بي شرمانه سمرقند و رودك و مرو را منطقه اي فارس دانسته و از((پذيرايي شهر مرو كه به ماري تغيير نام داده از مجسمه تيمور لنگ كه منحوسترين جهره دهشتناك تاريخ است))آه و فغان سر ميدهد و از خواننده از همه جا بيخبرروزنامه ميپرسد كدام پارسي زباني است كه نقشه آسياي ميانه را ببيند و اندر نهان سرشك همي نبارد؟و در ادامه مطلب از ايجاد رابطه با مردم شن زارهاي عربستان و از اينكه چرا مردم افغانستان و تاجيكستان نمي توانند به راحتي در دانشگاهها و مدارس ايران تحصيل كنند ناله سر ميدهد و در آحر با آرزوي اينكه ((اميد است سال تمدن آريايي كه رييس جمهور تاجيكستان براي سال 2006 تدارك ديده محتواي لازم را داشته و از سطحي نگري بدور باشد)) .مقاله خود را پايان ميدهد

4- در صفحه 10 در مقاله رايحه دل انگيز همبستگي به قلم دكتر!علي اصغر شعردوست نماينده سابق مردم تبريز و ريآذ!!!! متعصب بعد از كلي آه و حسرت از طنازي و عشقبازي زبان فارسي و دروغبافي و اينكه افغان و تاجيك و ايراني (فارس)روح واحدي هستيم اما در كالبدهاي جداگانه و اينكه زبان فارسي جانشين زبان وحي(عربي)شد و كلي آسمان و ريسمان ديگر مطلب خود .را با حسرت و آرزوي عاشقانه پايان ميدهد

5-در مقاله صفحه 12 تحت عنوان ((انگيزه ها و آماج سياسي در نامگذاري زبانها))توسط نويسنده بينام در آخر مقاله تحت ادعا هاي واهي از اينكه((در گذشته دولتمردان قبيله سالار با استفاده از امكانات اقتصادي و موقعيت دولتي بسياري از واژه هاي بيگانه را بزور سرنيزه بر زبان ما تحميل كردند (و اينكه)امروز پا از آن فراتر گذاشته به كمك دسته اي از فارسي ستيزان و فرهنگ گريزان-فرهنگ دوستي يعني پارسي دوستي!!- و ريزه خواران استعمار به فكر روزي هستند كه زبان فارسي را از رسميت بيندازند و بجاي آن زبان ديگري را زبان ملي ما اعلان بدارند به اين صورت كه با يك تير جند نشانه را زده باشند سخنراني اين آقايان در مجالس دولتي و رسمي خود گواه گفته ماست و ...)فقط خواهش بنده از اين نگارنده مجهول النام اين است كه چه كساني و چه زماني در گذشته به اين زبان فارسي مظلوم بي حرمتي نموده اند؟سلسله هاي مختلف تركان كه فارسي را از اعماق هندوستان آورده اند يا پهلوي ها يا مردم آذربايجان كه ناباورانه هويت و زبانشان توسط فارسهاي نازنين و شكر شكن نابود ميشود؟

6-در صفحه 13 در مقاله همگرايي فرهنگي ايراني بعد از شمردن مزاياي فراوان زبان ايراني(؟!)پيشنهاد به اجباري كردن جذب استاد و دانشجو از كشورهاي فارسي زبان ميدهد.

.7- در صفحه 14 در مقاله اهميت زبان فارسي در منطقه خراسان كهن اين افاضات ارايه ميشود:

الف-مردم بخارا(...)نماز فارسي خواندندي و عربي نتوانستندي آموختن

ب-در مطلبي بسيار مضحك ادعا ميشود :حكيم ناصر خسرو قبادياني بلخي در نيمه اول قرن پنجم هجري از بلخ به سوي ديار غرب مسافرت كرد به تبريز رسيد و با قطران تبريزي شاعر معروف آشنا شد كه فارسي نمي دانست(چون)در تبريز زبان پهلوي ساساني(!!!!)رايج بود و....

اما نكات واقعي در اين ويژه نامه هم به چشم ميخورد(البته فقط در داخل همين مقاله) و آن اينكه :پروفسور ژوپل:تا قرن چهارم هجري زبان دري منحصر به خراسان(آفغانستان)و ماوراالنهر بود و... و در ايران معمول نبود حتي يك شعر و رساله هم در اين زبان مقارن اين زمانه ها در ايران ديده نشده است.

يا سعيد نفيسي:به دلايل بسيار بر من مسلم است كه سرزمين اصلي زبان دري خراسان و ماورا النهر بوده و بعدا زبان دري در نواحي ايران كه قلمرو اصلي آن نبوده انتشار يافت(مفايسه كنيد با ادعاي صفحه دوم ويژه نامه:

(زبانهاي تركي نيز در اثر هجوم اقوام مغول و ترك و تاتار از مركز آسيا به ساير نقاط و اروپا گسترش يافت و اقوام مهاجم در سرزمين هايي استقرار يافتند و بر آن مسلط شدند كه بدانان تعلق نداشت(برخلاف فارسي) از جمله سلجوقيان(سلاجقه )كه به روم شرقي (آناطولي كنوني) رفتند ودر قرن 13 ميلادي به بعد اين سرزمين را اشغال و خود بر ويرانه هاي اين امپراطوري قدرتمند و وسيع عثماني را پديد آورند. اكنون آنان با توسعه انديشه هاي باطل خود مي خواهند جهان ترك را رهبري كنند: !!!

8- در صفحه آخر در مقاله:نقش زبان در تمدن ايراني باز به توركها تاخته و ميفرمايند:جاي تاسف است كه تمدن بزرگ سياسي و اجتماعي و پرواز عقلي و تفكري كه ايرانيان در چند قرن قبل گسترش اسلامي بدست آورده بودند بعدها در نتيجه تعصبات استيلاگري هاي پي در پي تركها و مغولها استبداد حاكم فئودالي استعمار گريهاي دولتهاي غربي از رواج و رونق باز ماند و روند تاريخي و فرهنگي ايران زمين متوقف گرديد و دچار انقراض و تنزل عظيم شد و كار به جايي رسيدكه آسياي مركزي ئر قرن 17-18 به عقب مانده ترين منطقه جهان تبديل شد

نكته قابل تامل در اين ويژه نامه اين است كه اگر تاريخ و لوگوي بالاي صفحات اين ويژه نامه حذف شود به هيچ نحوي معلوم نميشود كه اين مطالب در زمان رژيم گذشته و در خلال جشنهاي 2500 ساله و توسط آريايي گرايان متحجر نوشته شده است يا اينكه در يك روزنامه وابسته به حكومت جمهوري اسلامي و بعد از 27 سال پس از پيروزي انقلاب!

تنها چيزي كه از اين ويژه نامه برداشت ميشود عقده گشايي و تلاش مذبوحانه نويسندگان اين مطالب تحت حمايت جريان شوونيستي رو به رشد حاكم است كه تحت عناوين پر طمطراق دكتر! سعي در القاي كذبيات محض به خوانندگان روزنامه است وآشكارا در جاي جاي تمام مطالب از زبان ايراني به جاي زبان فارسي استفاده شده است و پر واضح اينكه هدف اين نويسندگان مزدور ايجاد اين توهم در ذهن خوانندگان است كه زبان ايراني يعني زبان فارس و هر كس به غير اين زباني داشته باشد يا از نسل تيمور و جنگيز غارتگر و البته غير ايراني است يا تحت اجبار غير فارس شده و يا همانند 35 ميليون تورك ايران جاسوس توركيه يا آذربايحان است.

در آخر از تمامي آزاد انديشان آگاهان و فعالين تمامي ملل در خواست ميشود با بيان حقايق مانع از ايجاد جريانات شوونيستي متحجر آريا گرايانه شوند كه آتش خشك و تر را با هم ميسوزاند

همچنين از كليه دانشجويان و فعالين در خواست ميشود قاطعانه اين حركت روزنامه همشهري رامحكوم نمايند.

والسلام

21/10/84
 

35000000