يئني وئبلاگ- وبلاگ جديد

ائل٬ اوبا٬ اويماقلاريميز

http://elobaoymaqlarimiz.blogspot.com/

هدف از بررسى زيرگروههاى ايلي٬ لهجه اى٬ جغرافيايى و مذهبى و... خلق ترك در ايران


بررسى طوائف و گروههاى تركى ساكن در ايران (و نامهاي جغرافي-تاريخي باقى مانده از اقوام و طوائف پروتوترك و ترك در اسامى جغرافيايى اين كشور)٬ و مسائل جنبي مربوط بدين تدقيقات علاوه بر حيطه علمي از جهات بسيار ديگر نيز هم ضروري و هم سودمند استּ تاملي بر فعاليتهاي فرهنگي و اتمسفر روشنفكري در جنبش خودآگاهي فرهنگي و ملي خلق ترك در دوران معاصر نشان ميدهد كه اكثريت مطلق محققين٬ سياسيون٬ نخبگان و فعالين ترك ايران بويژه در آذربايجان در كنار مسائل بنيادى بسيار ديگر٬ بالكل از "مساله ايلات ترك" نيز غافل اندּ در زير به برخي از جنبه هاي فرهنگي و سياسي مربوطه اشاره ميشود:

تبارشناسي خلق ترك:

١- بررسي طوائف معاصر و يا تاريخي كه در تشكل خلق ترك نقش داشته اند نشان مىدهد كه برخي از اين اقوام و طوائف تركي (آغاج ارى٬ يازرلو٬ بوزچلو٬ ּּּּ) از بازماندگان و يادگارهاى حضور تركان قبل از اسلام و ميلاد در ايران و آزربايجان مىباشند. به عبارت ديگر بر خلاف گفتمان نژادپرستانه دولتي فارسي -پان ايرانيستى آريايي٬ خلق ترك در ميان قديميترين ساكنان خاورميانه- قفقاز- آسياي صغير بوده و بويژه از ساكنين بومي هر سه منطقه اي در ايران كه امروز نيز در آن به طور متراكم ساكن ميباشد (شمال غرب-آزربايجان٬ شمال شرق-خراسان و جنوب ايران) استּ

٢- بسيارى از طوائف و گروههاي ترك ايران٬ اسلاف و يا تيره هاي منشعب از آنها٬ در ميان ديگر ملل متكلم به خانواده زبانهاى تركى بويژه دو خلق تركمن و خلق ترك آسياى صغير-شبه جزيره بالكان نيز عينا ديده مىشوندּ اين حقيقت حكايت از تبار مشترك دو خلق مذكور با تركان آذري (شامل آذربايجان٫ جنوب ايران٫ شمال خراسان٫ قفقاز و عراق-سوريه) و شرق آسياي صغير دارد. وجود دهها و صدها گروه ايلى-طائفه اى تاريخى تركى يكسان و مشترك كه در تشكل توده هاى امروزى خلق ترك ايران٬ آذربايجان و عراق از سوئي و تركيه از سوى ديگر شركت داشته اند٬ دليلى قاطع بر اشتراكات و تشابهات حتى عينت تبارى اين دو مىباشد

٣- بررسي اقوام و طوائف تشكيل دهنده خلق ترك در ايران آشكار ميسازد كه تقريبا هيچ طائفه و ايل و تيره تركي در ايران وجود ندارد كه شعبه و يا تيره هاي گوناگون آن عينا در آسياي صغير (تركيه) وجود نداشته باشدּ اين واقعيت نشانگر نزديكي تبارى فوق العاده اين دو خلق ترك همسايه ميباشدּ به گونه اى كه برخي محققين حتي معتقد به عينيت ملي اين دو خلق ترك همسايه ميباشندּ گفته مشهور حيدر عليف پرزيدنت فقيد جمهورى آزربايجان كه از آذربايجان و تركيه به شكل "دو دولت- يك ملت" ياد نموده است از اين زاويه نيز معنيدار استּ علاوه بر آن در ميان تمام ملل و خلقهاي تركي معاصر٬ صرفا نام تاريخي-ملي اي كه اين دو خلق خود را با آن مي نامند "ترك" ميباشدּ اين واقعيت نيز٬ مويد عينيت ملي اين دو و يا اقلا جدائي ملي آنها تنها در دهه هاي اخير استּ

ايلات ترك و جعليات رسمى پان ايرانيستى

١- تدقيق دهها و صدها طائفه و گروه تركى باستانى و طوائف و ايلات معاصر خلق ترك و نقش بارز و تعيين كننده آنها در شكل گيرى تبارى خلق ترك در ايران و آذربايجان٬ از محكمترين دلايل علمي و عيني تكذيب كننده افسانه بى اساس و پنداربافي نژادپرستانه و رسمي-دولتي آريايى بودن منشاء تباري خلق ترك در ايران (جنوب ايران- آذربايجان- خراسان) حتى ديگر مردمان اين كشور است.

 ٢- يكى از فوائد بررسى زيرگروههاى ايلى٬ لهجه اى و جغرافيايى زبان و خلق ترك در ايران٬ مشاهده گستردگى پهنه حضور زبان٬ خلق و فرهنگ ترك در سراسر ايران٬ از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق و كمك به درك سراسرى بودن آن است. بسيارى از قوميتگرايان فارس و مقامات رسمى تحت تاثير و يا مدافع قوميتگرايى فارسى٬ گسسته از واقعيات جهان خارج٬ در مورد زبان تركى در ايران هنوز در تعبيرات و تلقياتى مانند "زبان محلى" درجا مى زنند. غافل از آنكه زبان تركى در ايران زبانى سراسرى است نه محلى. و يا اينكه زبان تركى٬ زبانى محلى است كه محل كاربرد و رايج بودن آن سراسر ايران است. سراسرى بودن - خصوصيتى كه هيچ كدام از ديگر زبانهاى ملى ايران از آن برخوردار نيستند- خصوصيتى كليدى براى زبان تركى در مباحثات فرهنگي و روندهاي سياسي است. زيرا كه زبان تركى در ايران مى بايد كه از حقوق يك زبان سراسرى و از جمله رسمى و دولتى شدن برخوردار باشد.

اشتراك در پيدايش قوم فارس:

 از ديگر فوائد بررسى گروههاى تاريخى- تبارى – طائفه اى ترك در ايران٬ آشكار شدن نقش آنها نه تنها در تشكل خلق ترك٬ بلكه در تشكل قوم فارس ويا به عبارت ديگر نشان دادن بى پايگى افسانه آريائى نژاد بودن و دروغ خلوص نژادى گروههاى فارس زبان امروزى ايران است. به زبان ساده٬ نه تنها خلق ترك به لحاظ نژادي و تباري و فرهنگي و ּּּּ آريائي نيست٬ بلكه حتي اقوام موسوم به ايراني مانند فارس و لر و كرد و تاجيك نيز٬ خود به لحاظ تباري اساسا آريائي نميباشند و علاوه بر اقوام سامي-عرب و بوميان٬ عنصر قومي ترك نيز در تشكل اقوام ايراني زبان نقش عمده اي داشته استּ

 به عنوان نمونه ايل و تيره هاي ترك گرايلى- قرائى علاوه بر دو خلق معاصر ترك و تركمن٬ در تشكل قوم فارس -به طور مشخص در تشكل تبارى فارسزبانهاى امروزى تربت حيدريه - و نيز برخى گروههاى كردزبان حتى لرزبان نيز اشتراك و نقش مهمى داشته اند. و يا دگرگشت زبان گروههاى تركى مانند آغاج ارى به زبانهاى ايرانى (فارسي٬ لري٬ كردي٬ تاجيكي٬ּּּ) و عربي نقشى بسيار مهم در تشكل تبارى٬ فرهنگى و زبانى اقوام ايرانى زبان لر٬ كرد و فارس و عرب ساكن در ايران بازي نموده است.

 اساسا نبايد فراموش نمود كه قوم نوظهور موسوم به فارس در ايران – كه تماما پديده اي غير از پارسيان باستان است- آميخته و محصول تركيب به تقريب ٣٠٪ ترك تبار٬ ٣٠٪ عرب تبار٬ ٣٠٪ بوميان گوناگون غير ايرانى زبان٬ غير ترك و غير عرب (راجي٬ سغدي٬ ּּּּ) و ١٠٪ گروههاى ايرانى-تاجيك زبان وارد شده به ايران از افغانستان امروزي است كه به موازات در هم آميزي و به مرور زمان به زبان فارسى درى متكلم گشته اند. (از جنبه تاريخى زبان فارسى درى٬ زبان هيچ گروه بومى ايران نبوده است ).

استحاله ملي فزاينده خلق ترك در ايران٬ مسئله آسيميلاسيون:

١- در طول تاريخ اكثريت مطلق طوائف و ايلات تاريخي ترك -به جز بخش ساكن در آذربايجان- بويژه در عربستان٬ در فارسستان٬ در كردستان و در لرستان به مرور زمان تماما فارس زبان شده و در خلقهاى لر٬ فارس٬ كرد و حتى عرب تحليل رفته اند. زيرگروههاى معاصر ايلي- تيره اى- تبارى خلق ترك نيز كه در سراسر ايران٬ آذربايجان٬ فارسستان٬ خراسان٬ كردستان٬ عربستان٬ لرستان و تركمنستان ايران پخش شده اند٬ بويژه در استان خراسان و فارسستان٬ در معرض نابودى كامل به لحاظ زبانى و فرهنگى و هويت ملي تركى خويش قرار دارند.

٢- لرزبان و فارس زبان شدن گروههاى طائفه اي و ايلي متعدد ترك (بخشهايى از آغاج ارى ها٬ گرايلى٬ افشار٬ بيات٬ هزاره٬ تيمورى٬ چهار اويماق٬ قاجارها٬ شمار قابل توجهي از اتحاديه ايلي قشقايى ....) نشانگر تحليل بسيار گسترده و سريع خلق٬ زبان و فرهنگ تركى در ايران است. و اين تثبيت٬ بر خلاف ادعاي قالبي بسياري از پژوهشگران آذربايجاني است كه بى هيچ سند و مدركي فارس نشدن حتي يك ده ترك زبان در دوران پهلوي و جمهوري اسلامي را ادعا ميكنند كه از پايه نادرست است ּ

 ٣- بر خلاف ادعاي بي پايه فوق٬ واقعيات اين است كه شمار بسيار فزاينده اي از طوائف و ايلات ترك در سراسر ايران به همراه دهها روستا و شهر و مركز جمعيتي به ويژه در قرن بيستم٬ (حتي در استانهاي آذربايجاني تهران٬ قم٬ مركزي٬ همدان٬ قزوين٬ زنجان و ּּּּ) فارس زبان شده و در خلق فارس استحاله يافته اند و اين روند اسفبار با شدت تمام ادامه داردּ با تاسف فراوان٫ با ادامه وضعيت فعلى در ايران٫ بقاء تركهاى خارج آذربايجان و نواحي پيرامونى اش عموما و گروههاي ايلياتي تركي خصوصا بعد از يكى دو نسل بسيار نا محتمل مى نمايد. در واقع بخش بسيار مهمى از تركهاى خارج آذربايجان و استانهاي حاشيه اي آذربايجان و بويژه گروههاي ايلي ترك٬ متاسفانه اكنون هم كاملا فارسزبان گرديده اند: از جمله گرايلى ها (در تربت حيدريه مانند طوايف ديگر ترك فارس زبان شده در خراسان تيمورى ها٫ هزاره ها٫ چهار اويماقها ...)٬ كردزبان (در اطراف بجنورد٬ در كردستان و همدان) و لرزبان (در طائفه بكش لرهاى ممسنى٬ مانند طائفه ديگر ترك آقاجرى ها)

 ٤- با فارسزبان و فارس شدن زيرگروههاي ايلي و طائفه اي و ּּּ ترك٬ تمام مشخصه هاي هويتي و ملي و ميراث فرهنگي اين گروههاي ترك٬ از موسيقي و رقص و پوشاك و خوراك و قاليبافي و فولكلور و آداب و رسوم و باورها و آئينهاى ديني تركي شانּּּּּ از دست رفته و يا دقيقتر از سوي دولت و قوميتگرايان فارس و استعمارگران غربي عينا و به عنوان هويت فارسي و ميراث فرهنگي قوم فارس به جهانيان و ايرانيان و حتي خود خلق ناآگاه نگه داشته شده ترك تقديم ميشودּ

تجزيه خلق ترك: سياست استراتژيك پان ايرانيسم و استعمارگران غربي

١- از سياستهاي راهبردي و استراتژيك استعمارگران و دول غربي و همه طيفهاي قوميت گراى افراطى فارس شامل سه جناح دولتي٬ نيروهاي سياسي اوپوزيسيون و جامعه روشنفكري فارس٬ ممانعت از روند ملت شدن گروههاي پراكنده ايلي- طائفه اي و مذهبي و جغرافي ترك زبان پراكنده در سراسر ايران استּ هدف غائي از اين سياست تبديل نمودن خلق ترك در ايران از يك مليت واحد و منسجم داراى اكثريت مطلق (و يا نسبي) به دهها گروه قومي مختلف پراكنده و جداى ترك زبان كه همه در اقليتند ميباشدּ

 ٢- در راستاي همين دسيسه استعمارى-پان ايرانيستى است كه تمام منابع رسمى و غيررسمى ايرانى-فارسى و دول غربي٬ بسيارى از شرقشناسان و تركى شناسان اروپايى و حتى تركيه اى٬ از سوئي هر كدام از زيرگروههاى ايلى و جغرافيايى٬ لهجه اى٬ طائفه اى٬ جغرافيايى و مذهبى خلق ترك ايران را (به عنوان مثال به شكل آذرى٬ آذربايجانى٬ خراسانى٬ قشقائى٬ افشار٬ شاهسون٬ خمسه٬ همدانى٬ سنقرى ٬ ابيوردى٬ اينانلو٬ اراكى فريدني ...... ) به شكل گروههاى منفرد٫ جدا و پراكنده ترك زبان و به صورت اقوام و خلقهايى متفاوت و نه به شكل زير گروههاى خلق و مليت واحد ترك معرفى مى كنند و از سوي ديگر بويژه جدائي دو توده پرشمار ترك يعنى قشقايى ها و تركهاى خراسان را از توده ترك شمال غرب يعني آذربايجان تبليغ و تلقين مينمايندּ

 ٣- در عرضه سياسي نيز دولتهاي مركزي ايران و استعمارگران غربي از نبود شعور ملي و وجود گرايشات طائفه گرائي و محلي گرايي در ميان برخي از سران طوائف ترك و نخبگان ناآگاه و كوته بين آذربايجاني استفاده نموده٬ آنها را با موفقيت تمام بر عليه يكديگر و بر عليه منافع ملي خلق ترك و حركات دمكراتيك اش بكار برده اندּ به عنوان نمونه در حركت دمكراتيك مشروطيت آذربايجان طوائف ترك شاهسون بر عليه اين حركت و در دوره حكومت ملي آذربايجان سران طوائف ترك ذوالفقاري و قشقائي بر عليه اين حكومت ملي بكار برده شده اندּ از سوي ديگر متاسفانه سران آذربايجان مانند خياباني و به درجاتى كمتر پيشه وري كه درك درستي از روند ملت شوندگي مليت ترك در ايران و منطقه و شمول آن بر دياسپوراي آذربايجاني جنوب ايران نداشته اند٬ حركات دمكراتيك طوائف ترك در جنوب ايران را٬ بويژه جنبش صولت الدوله در جنگ اول و جنبش خودمختاري اتحاديه ايلى ترك قشقائي در جنگ دوم را بخشي از حركات سياسي خلق واحد ترك نداشته و نسبت به آن بيگانه مانده اندּ

 ٤- سياست فارس سازى (فارسلاشديرما٫ تفريس) دولتي٫ با تراشيدن و پررنگتر كردن هويت هاى ايلي-طائفه اى و جايگزين كردن اين هويت قبيله اى به جاى هويت ملى ترك براى گروههاى ايلى ترك ايران٬ از سويي موفق به تشديد روند مسخ نمودن فرهنگ و هويت تركى و نابود ساختن زبان ملى-مادرى تركى شده و از سوي ديگر باعث ايجاد بحران هويت در ميان گروههاى ترك سراسر ايران٬ در داخل آذربايجان و يا خارج آن٬ در گروههاي طائفه اي و يا غير طائفه اي گرديده است. ثمره طبيعى اين سياست٬ تسهيل نمودن و شتاب دادن به روند فارس سازي مليت ترك در ايران است. ايجاد دهها نهاد و سازمان طويل عشايرى و برگزارى دهها كنگره و همايش و جشنواره موسيقي و زنان و فولكلور و پاسداشت شخصيتهاي ايلى و طائفه اى مخصوصا در مورد طوائف ترك قشقائي و شاهسون و ּּּּ از سوي دولت همه به هدف نابودى يگانگى مليت ترك در ايران و تجزيه آن استּ

 مدارس عشايري فارس زبان٬ مراكز قتل عام فرهنگي ايلات ترك

١- مدارس عشايري٬ همانند همه مدارس غير عشايرى فارس زبان دولتى در مناطق ترك نشين ايران و آذربايجان٬ از موثرترين ابزارهاي دولت براي استحاله خلق ترك و اجراي سياست نژادپرستانه فارس سازي مردم ترك زبان استּ تجربه موفق مدارس عشايري (فارس سازي ايلات قشقائي) در گسترش زبان قاتل و فرهنگ جانشين فارسي در ميان اصيل ترين گروههاي تركي در جنوب ايران و ضربه زدن به زبان و فرهنگ تركي آنچنان موفق بود كه دولت پهلوي از مسئولين و معلمين مدارس عشايري جنوب ايران براي پياده نمودن طرح مشابهي در آذربايجان (فارس سازي طوائف شاهسون) استفاده نموده استּ

 ٢- متاسفانه ناآگاهي خلق ترك نسبت به سياستهاي يكسان سازي ملي دولتي به آن درجه است كه بسياري از جوانان ترك بويژه در ميان ايل قشقائي٬ بنيانگذاران اين مراكز قتل عام فرهنگي عشاير مليت ترك را به عنوان پدر ايل خود !!!!!! معرفي ميكنندּ حال آنكه مجريان جنايت فرهنگي تبليغ و جايگزين نمودن زبان فارسي در ميان مليت ترك ٬ آگاه و يا ناآگاه٬ هرگز دوستان خلق ترك نبوده و بويژه اگر خود از تركان باشند٬ همه از مجرمان و فريفتگان پشت كرده به فرهنگ انساني و ملت خويش اندּ

 ٣- آموزش زبان فارسي به گروههاي ويژه ترك مانند عشاير٬ بزرگسالان٬ زنان و كودكان ترك در حاليكه اين گروهها از آموزش زبان ملي خود تركي تماما محرومند٬ آشكارا ظلم و جنايتي فرهنگي و نژادپرستي زباني است كه متاسفانه دولت ايران كماكان مرتكب آن ميشودּ اين جنايت فرهنگي ميبايست كه به فوريت متوقف گرددּ

سياست دسيسه آميز اسكان عشاير:

١- مساله اسكان داوطلبانه و يا اجباري عشاير ترك و سياستهاي دولت در اين مورد٬ اهداف٬ فوائد و مضار آن و كيفيت اجراي آنها٬ نيز از جمله مسائلي است كه بالكل از دقت روشنفكران ترك ايران بويژه آذربايجان بر كنار مانده استּ

 ٢- به نظر ميرسد مقامات دولتي در اسكان عشاير ترك خارج آزربايجان آنچنان عمل مي كنند كه اين ايلات بويژه در جنوب ايران٬ اكثريت نسبي جمعيتى در شهرستاني كه در آن اسكان داده ميشوند را بدست نياورده و يا در اين شهرستانها مناطق پيوسته ترك نشين بوجود نيايدּ به عبارت ديگر ايلات ترك با چنان نسبت و در مناطقى آنهم به صورت جزاير جدا از هم پخش و اسكان داده ميشوند كه در آن شهرستان نسبت به فارسها در اقليت قرار داشته باشندּ

 ٣- يكي از اهداف اين تدبير٬ يكي از ميان بردن كوچكترين احتمال خواست حكومت محلي از سوي تركان در جنوب ايران (فارسستان) در آينده٬ حتى در صورت فدرال شدن كشور استּ فايده ديگر اين تدبير براى دولت٬ آسان و سريع و عملي تر بودن امر فارس سازي و استحاله ملي جزاير كوچك زباني تركي از طرف دولت و اهالي فارس زبان شهرستانهاي مذكور استּ

 ٤- يكي از مهمترين دلايلي كه ميبايست به روند ملت شوندگي گروههاي ترك زبان سراسر ايران در قالب يك ملت واحده اهتمام ورزيد٬ مساله سيستم فدرالي استּ در سيستم فدرالي٬ توده ى بسيار عظيم ترك زبان - كه بخشي از خلق واحد ترك است- در محدوده ارضي فارسستان قرار خواهد گرفتּ٬ آشكار است كه مقدرات و حفظ حقوق ملي و فرهنگي اين توده تركزبان كه در واقع دياسپوراى تركان آزرى در جنوب ايران است وابسته به دولت فدرال آذربايجان خواهد بودּ با اين مقدمات و با سوء سابقه اي كه دولتمردان و سياسيون فارس در عدم رعايت حقوق ملي خلق ترك ايران در طول يك صد سال اخير از خود نشان داده اند٬ تنها ضامن عملي براي تضمين حقوق ملي توده ترك ساكن در فارسستان اين است كه مرزهاي دولتين فدرال آذربايجان و فارسستان به گونه اي ترسيم شود كه به شمار تركزبانان ساكن در فارسستان٬ فارس زبان در داخل مرزهاي دولت آذربايجان قرار داشته باشدּ به عبارت ساده تر آذربايجان فدرال بايستى بخشى قابل ملاحظه از منطقه فارسنشين كشور را به همراه توده فارس ساكن در آن و به عنوان تضمين رعايت حقوق دياسپوراى تركان آذرى در جنوب ايران (فارسستان) شامل شودּ

 ٥- مساله مربوط ديگر به اسكان ايلات ترك٬ احتمال بازگشت ايلات ترك خارج آذربايجان به آذربايجان فدرال در صورت گذار به سيستم فدرالي استּ شكي نيست كه در وضعيت فعلي٬ اسكان عشاير ترك در نواحي مختلف فارسستان تنها به روند استحاله ملي آنها در قوم فارس كمك مينمايدּ از اينرو يكي از اولين و مهمترين برنامه هاي دولت فدرال آذربايجان ميبايست ايجاد مقدمات انتقال همه طوائف ترك از فارسستان به آذربايجان باشدּ

٦- مساله اسكان ايلات ترك هم از آنرو مهم است كه در برخي مناطق آذربايجان مانند شهرستانهاي بيجار٬ قروه و سنقر و يا اسدآباد و همدان و كل شهرستانهاي استان مركزي و ּּּּ با مهاجرت فارسها و كردها و ּּּ به اين مناطق و همچنين فارس زبان شدن شمار بسياري از تركان اين نواحي٬ تركيب جمعيتي بر عليه تركان و به نفع دو قوم فارس و كرد عوض شده استּ اسكان دوباره طوائف ترك پراكنده سراسر ايران در آذربايجان - كه در وضعيت فعلي عاقبتي به جز فارس شدن برايشان متصور نيست- ٬ هم به نفع خود آنها و هم به نفع آذربايجان خواهد بودּ

 ملت خيالي آذربايجان٬ قوم مصنوعى قشقائي: طائفه گرايي و محلي گرايي٬ دو مانع عمده روند ملت شدن خلق ترك در ايران

١- پراكندگى گروههاى بىشمار تركى در سراسر ايران در دوره هاى گذشته- به عنوان وفادارترين توده هاي جمعيتي و نيروهاي نظامي دولتهاي تركي-آذربايجاني حاكم بر ايران- مزيتى بشمار مىرفتּ اما در حال حاضر و با حاكميت و تسلط عنصر قومي فارس بر كشور و دولت در قرن بيستم٬ و با اعمال سياست گسترده و ريشه اى فارسسازى٬ اين پراكندگي به صورت عاملى منفى و در جهت تسهيل و تسريع نابودى هويت و زبان و فرهنگ تركى و خلق ترك در ايران در آمده است.

 ٢- پراكندگى جغرافيايى بىحد زيرگروههاى ترك در ايران مخصوصا ايلات ترك مانند حضور آغاج ارىها و قشقايىها در آذربايجان و تركيه و قفقاز و عربستان و لرستان و فارسستان؛ بافت طائفه اى٬ عقب ماندگى اجتماعى-اقتصادى و عدم ارتباط و آگاهى اين گروهها و بويژه تنگ نظري و عدم وجود دورانديشي بعضي از روشنفكران آذربايجاني (مدافعين تعبير بي اساس و روسى- وارداتي ملت آذربايجان) و ناآگاهي اين زمره ها از تاريخ و هويت خلق خود و يكديگر به صورت مانعى آزاردهنده بر عليه روند ملت شدن حتى بقاى خلق ترك در ايران در آمده است.

 ٣- بدنبال سياست تراشيدن و تشديد هويتهاى قبيله اى و جغرافيائى كاذب بين زيرگروههاى عمده ترين مليت ايران يعنى مليت ترك از سوي پان ايرانيستها٬ دولت و مراكز غربي٫ حتى ايجاد بحران هويت و افتراق و جدايى بين آنها -و البته به سبب غفلت و لاقيدى نخبگان ترك ايرانى- متاسفانه امروزه در ايران مىتوان از نوعى دورى و عدم ارتباط بايسته متقابل ميان زيرگروههاى پراكنده مليت ترك در كشور٬ حتى شقه شقه شدن ملي خلق ترك سخن بميان آورد.

 ٤- نمونه بارز بيگانگي با هويت ملي و مشترك تركي در ميان تركان ايران را٬ در تاكيد بر وجود دو عنصر ائتنيك-قومي جداگانه بنامهاي "ملت آذربايجان" و "قوم قشقايي" از سوي به ترتيب برخي از تركان ساكن آذربايجان و تركان منسوب به اتحاديه طوائف تركي قشقائي ميتوان مشاهده نمودּ اين نگرش علاوه بر بىپايگى علمى٬ به لحاظ روند ملت شدن٬ يگانگى ملى٬ زبانى و هويتى و تاثير بسيار منفى بر روند احقاق حقوق ملى و دمكراتيك خلق ترك در ايران نيز٬ نگرشى فوق العاده زيان آور است. در نوشته هاي قبلي سؤزوموز٬ در باره تعبير بي پايه ملت آذربايجان سخن رفته است٬ در زير به قوم سازي استمعارى-پان ايرانيستى كه در صدد ايجاد قومي تازه از اجتماع برخي از ايلات ترك در جنوب ايران است اشاره شده استּ

 دياسپوراى سه گانه تركان آذرى در خاورميانه

خلق واحد ترك آذري در خاورميانه-قفقاز را ميتوان – بر مبناي سكونت در نياخاك و وطن آذربايجان- به دو گروه عمده تقسيم نمود:

١- آذربايجانيان: اين توده ترك٬ ساكن در ناحيه جغرافي-تاريخي پيوسته آذربايجانندּ ناحيه جغرافي-تاريخي پيوسته آذربايجان امروزه در جنوب قفقاز (جمهوري آذربايجان و بخشهائي از ارمنستان٬ گرجستان و داغستان روسيه)٬ شمال غرب ايران (شامل مناطق ترك نشين استانهاي آذربايجان غربي٬ آذربايجان شرقي٬ اردبيل٬ زنجان٬ همدان٬ گيلان٬ كردستان٬ كرمانشاه٬ تهران٬ مركزي و قم٬ قزوين) و نواحي شمال شرق تركيه (استانهاي قارس٬ اييدير٬ آرداهان٬ ارزروم٬ ارزينجان٬ بايبورد)

٢- دياسپوراى سه گانه تركان آذرى: متاسفانه در جمهوري آذربايجان به خطا به مهاجرين آذربايجاني در كشورهاي اروپائي و آمريكا دياسپورا گفته ميشود كه تعبيري مطلقا نادرست استּ دياسپوراي خلق ترك آذري غير از مهاجرين به كشورهاى اروپائي و آمريكائي است و از سه بخش عمده زير تشكيل ميشود:

الف- دياسپوراى تركان آذرى در جنوب ايران شامل اتحاديه طوائف قشقايي و ديگر تركان ايلي و غير ايلي همه استانهاى جنوبي ايران مانند استانهاى فارسستانى اصفهان٬ فارس٬ كرمان٬ּּּּ٬ و استانهاى لرستانى و عربستانى مجاور

ب- دياسپوراى تركان آذرى در شمال شرق ايران شامل تركان استانهاى سه گانه خراسان و استانهاى مازندران و گلستان

ج- دياسپوراى تركان آذرى در عراق-سوريه موسوم به توركمانּ توركمان زيرگروه تاريخي- طائفه اي خلق ترك آذري است و غير از مليت تركمن در شرق درياي خزر استּ علاوه بر آن توركمان هويت- واحدى ايلي است اما تركمن هويتى- واحدى ملي است٬ جمع توركمان تركمه است در حاليكه جمع تركمن تراكمه است٬ توركمان عمدتا گروههايي معتقد به اسلام هترودوكس از جمله غلات شيعى مانند قزلباشي است در حاليكه تركمن گروههايي معتقد به اسلام اورتودوكس حنفى استּּּּּ

 هويت واحد ملي: خلق ترك٬ مليتي واحد و غير قابل تجزيه است

 با آنكه ملل ساكن در ايران پس از صدها و هزاران سال زندگى در جغرافياى مشترك و تبادل فرهنگى داراى وجوه اشتراك بىشمارى با يكديگرند٫ هر كدام صاحب مختصات ملى و هويتى ويژه بسيارى نيز هستند. از ميان مشخصات فارقه مليت ترك آذري (شامل آذربايجانيان و دياسپوراي سه گانه مذكور) سه خصوصيت فارقه را مىبايست برشمرد: زبان تركى٫ فرهنگ مردمي تركى (موسيقيايى-آشيقي٬ فولكلور و داستانهاي مردمي٬ صنايع دستي- فرش٬ּּּ)٬ سنن-باورهاى اعتقادى (بر محوريت اسلام هترودوكس عمدتا غلات شيعي قزلباشي و در دو قرن اخير شيعه جعفري). اين سه٬ پارامترهاى هويت مشترك همه گروهها و زيرگروههاى ارضى٫ طائفه اى و مذهبى ترك زبان ايران مىباشند. هويت مشتركى كه باعث مىگردد تركزبانان ايران در آينده نيز مانند گذشته نه به صورت گروههاى قومى متفاوت٫ بلكه به شكل قوم٫ خلق و يا ملت واحدى متشكل٫ دسته بندى و تعريف گردند.

هدف از بررسى زيرگروههاى لهجه اى و جغرافيايى و مذهبى و طائفه اى و... خلق ترك در ايران٬ نه سعى براى تراشيدن هويت قومى جداگانه براى هر كدام٬ پررنگ نمودن آنها و تجزيه خلق واحد ترك در ايران ٬ بلكه كمك به تعميق شناخت و آگاهى از زبان و فرهنگ و تاريخ و ... مليت ترك٬ افزايش شناسايى و دانش متقابل زيرگروههاى پراكنده اين خلق از يكديگر٬ تسهيل آميزش و نزديكى آنها با هم و اشتراكشان در ايجاد و شكل دهى به زبان ادبى-ملى٬ فرهنگ ملى و هويت فراگروهى ترك در ايران و همگرايي و هماهنگي سياسي در ميانشان است. مىبايست هميشه و با اصرار تاكيد شود كه تمام گروههاى ترك ايران فارغ از استان و اراضى محل سكونتشان و يا لهجه و شيوه تركىشان ويا طائفه شان٫ همه بخشى از خلق و مليت واحد ترك در ايران مىباشند. در ايران فارغ از محل سكونت٬ وابستگى طائفه اى٬ باورهاى مذهبى و يا خصوصيات لهجه اى٬ يك خلق ترك٬ با يك زبان ملى واحد تركى و با يك هويت ملى واحد ترك وجود دارد (كه شامل خلق تركمن نمىشود٬ خلق ترك در ايران و خاورميانه غير از خلق تركمن در آسياي ميانه است).

ايجاد فورى راديو-تلويزيون سراسرى تركى از داخل و يا از خارج ايران و يا نشريات سراسرى تركى كه مسائل و علائق و نيازهاي همه زيرگروههاى پراكنده خلق ترك در سراسر ايران را پوشش مي دهند٬ جا دادن به موسيقي و رقص و فولكلور و اخبار سه دياسپوراى تركان آذرى مذكور در همه رسانه هاى نوشتارى و ديدارى و شنيدارى و اينترنتى آذربايجانى