در سال 1951،
انتخابات،
دولت مليگرا
و مردمي محمد
مصدق را به
عرصه حكومت
برگرداند.
حضور و شركت
بحثبرانگيز
وي، به خاطر
ملي كردن
شركت نفت
ايراني ـ
انگليسي بود
و با تحسين و
تشويقهاي
فراوان ملي و
عمومي روبهرو
شد، اما در
آگوست 1953 دولت
مصدق به شدت
سقوط كرد.
|
۲۱ بهمن ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۷:۵۶ |
تعداد بازديد : 12267 |
كد خبر : ۳۴۷۸۲ |
در
حالي كه
كودتاي 28
مرداد عليه
دولت مصدق،
تاكنون تنها
به عنوان يك
كودتاي
آمريكايي در
افكار عمومي
مطرح بوده،
به تدريج
پرده از نقش
سياستمداران
و بازرگانان
انگليسي در
اين كودتا
كنار ميرود.
چندي پيش،
رسانهها از
نقش «بي.بي.سي»،
رسانه دولت
بريتانيا در
اين كودتا
خبر دادند و
به تازگي نقش «وينستون
چرچيل»، نخستوزير
مشهور
انگلستان در
اين كودتاي
ضدمردمي عليه
دولت دكتر
مصدق مشخص
شده است.
به گزارش
سرويس بينالملل
«بازتاب»،
روزنامه «گاردين»
در گزارشي با
اشاره به نقش
كمپانيهاي
نفتي بزرگ
انگليسي نوشت:
در سال 1951،
انتخابات،
دولت مليگرا
و مردمي محمد
مصدق را به
عرصه حكومت
برگرداند.
حضور و شركت
بحثبرانگيز
وي، به خاطر
ملي كردن
شركت نفت
ايراني ـ
انگليسي بود
و با تحسين و
تشويقهاي
فراوان ملي و
عمومي روبهرو
شد، اما در
آگوست 1953 دولت
مصدق به شدت
سقوط كرد و از
هم فرو پاشيد
و جاي او را يك
ديكتاتور به
نام «شاه»
گرفت؛ او با
حمايتهاي
اقتصادي از
سوي آمريكا و
يك سرويس
مخفي بيرحم،
بيش از 26 سال بر
ايران
حكمفرمايي
كرد.
چه كسي پشت
اين حاكم
بود؟ تا به
امروز، اغلب
مردم، آمريكا
و سازمان «سيا»
را مقصر
دانستهاند
كه هميشه
ارزيابيهايشان
اينگونه
بوده و اينطور
تشخيص دادهاند
كه عروسكهاي
خيمهشببازي
خود را براي
به كنترل
درآوردن هر
نقطه از
زمين، بايد
حفظ كنند. اما
هماكنون
كتاب و
گزارشي حاكي
از يك خائن
ديگر در دولت
حاكم به دست
آمد: «وينستون
چرچيل»،
مدافع دلير
دمكراسي و
كسي كه دولت
بريتانيا تحت
حكومت او
بوده است.
مدرك جديد
منتشرشده
توسط «سيا»،
ادعاي مطرح
شده در كتاب
جديد «استفان
دوريل»
درباره M16 را
تأييد ميكند
مبني بر اينكه
وزارت خارجه
انگليس و
بازوي
اطلاعاتياش،
نقش اساسي در
تحريك و به
وجود آمدن
آشوبهايي كه
موجبات سقوط
مصدق را
فراهم آورد،
داشته است.
دليل آن ساده
بود. از آن
زمان به بعد،
شركتهاي
انگليسي بنا
به آنچه آن را
حق اعطاشده
از سوي خدا
براي بهرهبرداري
از نفت ايران
ميخواندند،
دست به
استقرار شركتهاي
نفتي زده
بودند؛ حقي
كه مصدق جرأت
تهديد آن را
نداشت.
پيشگام
مخالفت با
دولت مردمي و
ملي ايران، « Young»
حامي
غيرمردميترين
و غيرمليترين
شركتهاي
نفتي؛ يعني «m16 loony
GK » بود كه بعدها
به يك
بانكدار
تجاري در
لندن تبديل و
كينهتوزترين
مبارز
نژادپرست شد.
تا پيش از آنكه
پولهاي او
تمام شود و
براي كسب پول
بيشتر از
سازمان «سيا»
گدايي كند، «يانگ»
توجه خود را
معطوف به
براندازي
رسانه
ايراني،
اشاعه اخبار
نادرست و
اشتباه،
آوردن
سردبيران و
دست زدن به
حقههاي
كثيفي كرد كه
آن را براي
تقويت اصل
آزادي
مطبوعات
ضروري ميدانست
Baztab
.