پرشين - خطاهاى ريچارد آرميتاژ

ريچارد آرميتاژ معاون وزير امور خارجه آمريكا گفته است: در حال حاضر پرشينها در كشور خودشان تقريبا در اقليت قرار دارند٬ ٥٢ درصد يا رقمى در همين حدود. (The Persians are almost a minority in their own country now -- they're like 52% or something.)

 

١- در ايران امروز چيزى به اسم "پرشين" وجود ندارد٬ فارس وجود دارد. اگر وى "پرشين" را به جاى "فارس" بكار برده باشد٬ بايد گفته شود كه پرشين نام قومى باستانى است كه با خلق فارس امروزى كه آميخته اى از بوميان و اعراب و تركان و ... مىباشند ارتباطى ندارد. كاربرد پرشين-پارسى براى قوم و زبان فارسى٬ ناديده گرفتن تاريخ و فعل و انفعالات دو هزار ساله٬ تحريف آن و گفتمانى پان ايرانيستى براى تصاحب هويت و ميراث تاريخى پارسها توسط فارس زبانان امروزى است و مىبايست اكيدا از آن اجتناب نمود. فارس زبانهاى ايران امروز با پارسىهاى باستان يكى نيستند.٬ ايندو٬ دو آنتيته تماما جداگانه اند.

٢- شايد ايشان هنگامى كه از ٥٢% بودن پرشينها در ايران سخن مىگويد مرادش مجموع فارسها و بعضى از ديگر گروههاى ايرانى زبان مانند گيلك و تبرى و لر است. اين نيز گفتمانى پان ايرانيستى است كه همه زبانهاى متعلق به خانواده زبانهاى ايرانى بويژه گيلكى و تبرى و لرى و ... را لهجه و يا گويشى از فارسى-پارسى-پرشين مىشمارد. لرى و فارسى و گيللكى و تبرى ٬... هر كدام متعلق به خانواده زبانهاى ايرانى٬ اما زبانهايي جداگانه اند نه لهجه ها و گويشهاى يك زبان. علاوه بر غيريت زبانى٬ بين اين گروهها به هيچ وجه عينيت تبارى نيز وجود ندارد. اگر درصد هر كدام از اين خلقها به طور جداگانه حساب شود٬ به سهولت شمار واقعى فارسهاى ايران٬ يعنى رقمى بين ٣٠%-٣٥% تثبيت خواهد شد.

٣- مفيد است كه بين "فارس زبان" و "فارس تبار" تفكيكى قائل شد. با توجه به اين كه در صد بسيار بزرگى از تركهاى ايران بويژه در قرن حاضر آغاز به تكلم به زبان فارسى نموده اند٫ در صد فارس زبانهاى فارس تبار٫ حتى بسيار كمتر از ٣٥%-٣٠% نيز مىباشد. تخمين هاى انجام شده يك چهارم الى يك سوم از فارس زبانهاى كنونى ايران را نسل اول٫ دوم و سوم ترك تبارها نشان مىدهد. به عبارت ديگر بخش مهمى از فارس زبانان امروزى ايران را ترك تبارانى مانند آيماقها و هزاره ها تشكيل مىدهند. از زاويه استحاله قومى و تغيير و تبدلات زبانى٬ در ايران بويژه پس از كودتاى برادران شرلى-ملا محمد باقر مجلسى –شاه عباس (مشابه كودتاى اردشير ريپورتر انگليسى-سيد ضيا طباطبايى-رضاخان در ٤٠٠ سال بعد) روند يك طرفه فارس شدگى مشاهده مىشود. پس از كودتاى انگليسى ١٩٢٠ بر روند خودجوش فارس شدن٫ روند اجبارى فارس سازى نيز اضافه شده است. در نتيجه اين دو روند٬ جمعيت گروههاى زبانى غيرفارس و در راس آنها تركها به طور دايم در حال كاسته شدن است. و اين بدان معنى است در حاليكه بسيارى از فارس زبانها٬ اصلا فارس تبار نيستند٬ به لحاظ تبارى ملل غيرفارس ايران بسيار خالصترند. (به عبارت ديگر در حاليكه در ايران تغيير سيستماتيك زبان اشخاص و خانواده ها و ايلهاى ترك و يا عرب و يا كرد (در نسل دوم و سوم) به زبان فارسى ديده مىشود٫ هرگز ترك زبان شدن٫ كرد زبان شدن و يا عرب زبان شدن سيتماتيك گروههاى فارس ديده نشده است. از دهها هزار و صدها هزار تركى كه در مقاطع زمانى مختلف در مناطق ايران ساكن بوده اند (از طوائف آيماقها٫ بسيارى از گوندوزلوها٫ افشارها٫ بياتها٫ قاجارها٫ استاجلوها٬ طوائف ديگر قزلباش٬ از اهالى ترك شهرهاى اصفهان٬ شيراز٬ كرمان٬ قزوين٫ همدان٬ بندر انزلى٫ ساوه ٫ اراك و غيره) ٫ امروزه در بسيارى از  آنها احدى تركزبان يافت نمىشود).