سرحدات تاريخي آذربایجان و اسنادی ازقدمت حضور ترکان در آن مملكت

 

میراسماعیل سید موسوی

 

 

 

توجه... در اين نقشه بخشي از اراضي تاريخي آذربايجان جنوبي كه در داخل اراضي استانهاي جديد التاسيس و غير تاريخي كرمانشاه و كردستان قرار دارد منظور نشده است!

 

مدخل:

در سالهای اخیر به دلایل عدیده ا یی ، تلاش می شود تا حدود تاریخی آذربایجان محدود به سرحدات استانهای كنوني آذربایجان ایران نشان داده شود.

بی تردید سرحدات آذربایجان در طول تاریخ به تعبیر‹ریچارد فرای› متغیر بوده است  .لیکن طراحان این تبليغات آماج وآمال سیاسی  خطرناكي را دنبال می کنند و نه ایضاح حقایق تاریخی.

در اینجا چند نمونه ازاسناد تاریخی را که ناقض تحريفات و تبليغات  این قبیل افراد است . حضور خوانندگان محترم تقديم مي كنيم.  اما قبل از آن اشاره به چند نکته ضروری است:

اولا. آنچه در اینجا ذکر می شود، فقط نمونه است و در لابلای مطالعات غیرتاریخی و حسب اتفاق رویت شده اند و لذا محققین حرفه یی به اسناد و مدارک متنوع تری خواهند رسید.

ثانیا. اساتیدوعلمای محترم سابقا به کار مشابهی دست زده اند(مرحوم تیمور پیرهاشمی در مقاله اران ولایتیست از آذربایجان" در نشریه وارلیق ؛ پرفسور جواد هیئت در همان نشریه ؛پرفسور محمدزاده صدیق در نشریه نوید آذربایجان و مقالات محقق محترم صمد سرداری نیا و مقالات پراکنده دیگر که امید است محققان به جمع آوری آنها اقدام کنند )در این وجیزه سعی بر عدم نقل منقولات مقالات سابق است .

ثالثا. مؤلف این سطور هیچ غرضی غیر از ایضاح علمی ندارد و این سطور به معنای طرد یا قبول نظر سیاسی نیست .

رابعا.اکثر این منابع توسط افراد ناسیونالیست ضد ترک منتشر شده اند .

 

 

برخي از اسناد حدود تاريخي سرزمين  وسيع  آذربایجان

 

 

توجه... در اين نقشه اراضي آذربايجاني كرج و همدان و ساوه و فراهان و سونقور و بيجار و قوروه و ياس كند و همچنين سواحل رود قره سو واقع در جنوب استان غير تاريخي  كرمانشاه منظور نشده است.

 

.1   آمار مالی و نظامی ایران در  سال  1128ه-ق و یا تفصیل عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی از میرزا محمد حسین مستوفی ، به کوشش:  محمد تقی دانش پژوه، مجله فرهنگ ایران زمین ، جلد بیستم ، تهران ؛1353 ،صص421- 397

 

در این منبع در چند جا حدود آذربایجان از آنچه بعضی مدعی اند بسیار وسیع تر ذکر شده است . به ذکر موارد اکتفا کرده و قضاوت را به اهل بصیرت واگذار می کنیم :

الف:  ساحل دویم در سرزمین ایران کناره دریای قلزم است که از سمتی ملک روس ، و از سمتی زمین ایران است . ابتدای این در بند است که باب الابواب نیز گویند از اعمال آذربایجان ،وانتهای او مشهد سر که از اعمال مازندران است و ساحل قلزم از کناره زمین سه بیگلر بیگی نشین است:

چنانچه اول از آذربایجان دربند و بادکوبه و سالیان دویم از گیلان زمین ،...ص404

ب : اما خلقت آذربایجان تابع اهل روم بوده اند رای بعضی از اهل تاریخ آن است که اصل آنها ترکمان است قریب العهداند که شامل ایران شده و به مذهب تشیع داخل گردیده اند ، مگر قلیلی از اهل شیروان و شماخی که به دستور از اهل تسن اند صص404-405

ج : اما سر حد مملکت روم از جانب آذربایجان جماعه}[=جماعتی{از قجر افشار را در ارومی ‌ و ایروان جا داده اند.ص 406 (

اشاره به سکونت ترکان افشار و قاجار در ایروان :

طایفه دوم از اجله ترکان قاجار و قجراند که اعاظم این طایفه در استرآباد و ایروان و مروشاهجهان می باشند . ص413).

د : آذربایجان از تبریز و مراغه تا شیروان و دربند و سالیان تمام و کمال سه صد هزار تومان مالیات و صادر که بیست و چهار لک روپیه میشود ، نصف بابت مالیات نقدی به خزانه پادشاهی داخل میشود و نصف در ملک خرج میشود.ص420

2 . میرزا علینقی مشیر لشکر نایینی، مآثرالصدريه،در،دفتر تاریخ :مجموعه اسناد و مدارک تاریخی به کوشش: ایرج افشار (تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار ، 1380)صص133-55 (تاریخ رساله 1274 ص88).

 

رساله فوق در تمجید از مآثر صدر (!)از صدر اعظم های بی کفایت عصر قاجار و تقبیح مخالفان اوست :

 - تا به حال به لطایف حیل چند ولایت آذربایجان را به آن دولت [روسیه]واگذار و هشت کرور وجه نقد از خزانه سلطانی داده یک کرور نیز بر ذمه قبول نمودند....ص60

 

3 . میرزا فضل ا.. شیرازی، تاریخ ذوالقرنین،تصحیح و تحقیق:ناصر افشارفر (تهران:وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان چاپ و انتشارات:کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی،1380)ج1

 

الف  :شهرهای مشهور این شانزده ایالت از آذربایجان ، تبریز و اردبیل و خلخال و مراغه و خوی و ارومی  و ایروان و شوش و گنجه و نخجوان است.ص14

ب: اهلش) ایران ( جمعا داخل طبقه اسلام ، مگر ارامنه گرجستان و آذربایجان و قلیلی از طوایف مجوس یزد و کرمان.ص16

ج:  و در ازاء آن همه زحمات، یالت وسیع المساحت آذربایجان را از قاپلان کوه تا دربند ، به عهده اهتمام ولیعهد دوران محول و احکام قضا به امضای صاحبقران قضا امضا،مسجل آمد. ص230

د : این معنی محقق است که جماعت بد عاقبت روسیّه روسیه از روزی که پای به خاک گرجستان و حدود آذربایجان نهادند، هیچ یک از ولایات را به ضرب و زور نگشادند. شهر تفلیس را گرگین خان والی-از قراری که ذکر شد-در گشود و ایشپخدر ولایت گنجه را به سبب حرام زادگی نصیب بیگ شمس الدینلو و ارامنه آنجا مفتوح نمود. قلعه شوشی را به سبب خرافت ابراهیم خلیل خان جوانشیر تصرف کردند و هر یک از ولایات آن طرف رود ارس را به نهجی که ایراد می گردد و به حیله و تزویر به دست آور] د [ند. ص257

ه: ذکر تسلط جماعت روسیّه از روی تغلّب به ولایت مغصوبه از آذربایجان و سرداری و ..."

و: مختصر فصول عهدنامه یازده گانه این که: ناپلیون ایمپراطور فرانسه، جنود روسّیه را از تفلیس و سایر محالات گرجستانات و ولایات آذربایجان متصرفی ایشان به هر نوع تواند یا به جنگ یا به صلح اخراج نماید...ص 270

ز: تخلیه ولایات گرجستان و آذربایجان، ص 292

ح ...چون رأی عالم آرا بر آن تعلق یافت که در جمیع سر حد و شغور مملکت قلاع رزینه به جهت محافظت از دستبرد روسیه بسته گردد،لهذا حکم رفت که جناب میرزا بزرگ فراهانی از آذربایجان به دربار سپهر مبانی شتابند. پس از ورود ، مبلغ دویست هزار تومان زر نقد از خزانه عامره به جهت مصارف این کار عنایت رفت و حکم شد که به دستیاری مهندسین انگریزی درحدود قراباغ و نخجوان و خوی و اردبیل و سر حدّ طوالش قلعه جات رفیع و خنادیق عمیق مهیّا داشته...صص10-309

 

4. میرزا محمد صادق موسوی نامی اصفهانی ، تاریخ گیتی گشا ، با دو ذیل آن و با مقدمه :سعید نفیسی (تهران:اقبال،1366چاپ(3، 430ص

 

- رود ارس که از مشاهیر رودهای کبیر ست در وسط آذربایجان جاری و متصل به دریای خزر و باب الابواب بلاد و الکای مذکور آنچه در ماورای رود مزبور واقع گردیده است مشهور به ولایت آن طرف آب که غرض از آن شیروانات و سالیان و بادکوبه و قبه و شاپوران و دربند باب الابواب] است [ص110

 

5. احمدبن ابی یعقوب ، البلدان ترجمه:محمد ابراهیم آیتی (تهران:بنگاه ترجمه و نشر کتاب،2536) 17+212ص

 

- پس هر کس آهنگ آذربایجان کند،از زنجان بیرون رود و چهار منزل تا شهر"اردبیل"رهسپار گرد و وارد اردبیل نخستین شهری است که از شهرهای آذربایجان می بیند و از اردبیل تا "برزند"از استانهای آذربایجان سه روز راه است و از "برزند"تا شهر ورثان از استانهای آذربایجان، و از ورثان و از"ییلقان" تا شهر مراغه که مرکز آذربایجان بالاست.و استانهای آذربایجان عبارت است از:اردبیل، برزند،ورثان،برذعه ، شیز،سراة،مرند ، تبریز،میانه،ارومیه،خوی و سلماس.ص46

 

اسنادی ازقدمت حضور ترکان در آذربايجان

 

 

غیر از اشارات و تصریحات تاریخی در مورد ترک بودن مادر هرمز چهارم از سلاله ساسانی ،بعضی کشفیات جدید نیز از سکونت قدیمی ترکان در محدوده ایران کنونی و من جمله آذربایجان حکایت می کند:

طبق نوشته یانوش هارماتا محقق مجار مزاری که در اوچ تپه)جمهوری آذربایجان (کشف شده متعلق به افسری ترک است که رییس گارد سلطنتی بوده است. سنگ مزارنام او را سیلیگ ذکرمی کند که از اسامی رایج ترکان بوده و در دیوان اللغات الترک نیز آمده است.  

Janos Harmatta .A Turk Officer of the Sasanian King Xusro I : in

Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hungaricae, Volume 55, Numbers 1-3, 10 September 2002 , pp. 153-159(7)

همانطور که محقق مذکور اشاره می کند، در تواریخ، و در اشاره عصر حیات افسر مزبور(حدود540 میلادی) از دو ناحیه امپراتوری ساسانی به عنوان محل اسکان ترکان بحث می شود:

  1. دهستان)گرگان امروزی( :  طبری از سکونت طایفه صول)چول (در آنجا و جزیره یی از دریای خزر سخن مگوید.(رجوع شود به: عباس زریاب خویی ، بزم آورد: شصت مقاله درباره تاریخ، فرهنگ و فلسفه )تهران:محمد علی علمی، (1368 ص 545

 

  2. آذربایجان: خسرو انوشیروان در خاطرات خود به تفصیل از آن بحث می کند:

در آغاز سی و هفتمین سال پادشاهی ما چهار دسته از ترکان ناحیه خزر که هر کدام را فرمانروایی بود به ما نامه نوشتند و از تنگدستی که به آنها روی آورده و از سعادتی که از بندگی نمودن به ما نصیب آنها می باشد یادآور شد و خواهش کرده بودنند که به آنها اجازه دهیم که با یاران خود به خدمت ما در آیند و فرمانبردار ما شوند و نیز خواهش کردنند که از لغزشهای گذشته آنها چشم پوشیم و آنها را در ردیف دیگر بندگان خود در آوریم...

من در پذیرفتن درخواست آنها چند سود می دیدم از آن میان سختی و دلاوری آنها، و نیز ترسیدم که نیازمندی آنها را به درگاه قیصر روم یا یکی از فرمانروایان بکشاند و دشمنان ما از همراهی اینان نیرو گیرند و از دلیری ایشان شوکتی یابند ...من به اینها پاسخ دادم ما می پذیریم (ص:15) و هر که بخواهد در فرمانبرداری ما در آید و به کسانی که نزد ما هستند از آنچه داریم دریغ نمی ورزیم. آنگاه به مرزبان در بند نوشتم و او را فرمودم که ترکان را یکی پس از دیگری اجازه ورود بدهد ،مرزبان به من نوشت که پنجاه هزار نفر از ترکان با زنان و فرزندان و خانواده آنها و نیز سه هزار تن دیگر از سران آنها با خانواده و زنان و فرزندان خود نزد او آمده اند و چون این آگهی به من رسید دوست داشتم که آنها را به خود نزدیک گردانم تا بخشش و بزرگداشت مرا درباره خود ببینند و نیز به سران سپاه ما دلگرم شوند تا هرگاه خواستیم آنها را با یکی از سران سپاه خود سویی فرستیم هر یک را به دیگری اعتماد باشد و خود به آذربایجان رهسپار شدم . چون به آنجا رسیدم به آنها اجازه آمدن نزد خود دادم ...و چون به آن پنجاه و سه هزار ترک رسیدم فرمان دادم که ترکان صف کشند و در آن روز از سواران خود من و کسانی که به من وارد شده بودند و کسانی که به ما فرمانبرداری و بندگی من در آمده بود آن قدر زیاد بودند که مرغزاری که درازیش حدود ده فرسنگ بود گنجایش آنها را نداشت خدا را بسی سپاس گذاشتم فرمان دادم که این ترکان با خاندانشان به هفت دسته تقسیم شوند و هر دسته را سروری از خودشان بر گماشتم و به هر یک آب و زمین دادم و مردان را پوشاک دادم و برایشان روزانه معین نمودم.و فرمان دادم به آنها هم آب و زمین دهند .گروهی از ایشان را یکی از سرداران خویش به سیرجان و گروهی با دیگری از سردارانم را به آلان و پاره یی را در آذربایجان سکونت دادم و با این روش در هر یک از مرزها آنچه به آن نیازمند بودیم از ترکان بر گماشتیم و آنها را در زیر فرمان مرزبان آنجا گذاشتم . از آنگاه تا کنون پیوسته از خیر خواهی و کوشش آنها برخوردار بوده ایم و به هر سویی از شهرها و مرزها فرستاده ایم ما را خرسند سا خته اند .(ص:16)

ترجمه فارسی از تجارب الامم ابن مسکویه رازی:علی مرزبان راد، خسرو انوشروان در ادب فارسی، انتشارات دانشگاه ملی

 

azadtribun2006 03 06