راز خصومت نيم‌قرني واشنگتن ـ تهران


ميزگرد چامسكي با خواهر مري

۱۴ اسفند ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۰:۵۵ تعداد بازديد : 6494 كد خبر : ۳۵۹۰۲

«نوام چامسكي»، انديشمندي است با شهرتي جهاني. فعاليت‌هاي صلح‌طلبانه اين استاد زبان‌شناسي دانشگاه ماساچوست، اكنون آنچنان اعتباري برايش به ارمغان آورده است كه مردمان جهان، او را در صدر متفكران مي‌نشانند. رويكرد انساني چامسكي به حوادث و رويدادهاي جهان و هم‌زمان، نگاه انتقادي او به سياست خارجي ملاحظه‌جويانه آمريكا، از يك‌سو و تلاش او براي دفاع از حقوق اقليت‌ها و در مفهومي فراتر، ملت‌ها در برابر خواست قدرت‌هاي بزرگ نيز اين اعتبار را صدچندان كرده است.
معصومه ابتكار، معاون رئيس‌جمهوري اصلاح‌طلب ايران و رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست نيز به اعتبار حضور خود در صحنه‌هاي انقلاب و به ويژه نقش پررنگ او در تسخير لانه جاسوسي ـ با نام مستعار خواهر مري ـ از جايگاهي ويژه در ميان سياسيون ايراني برخوردار است.
ميزگرد حاضر كه به همت سيماي برون‌مرزي (شبكه سحر) برگزار شده است، براي نخستين بار، پروفسور چامسكي نام‌آشنا را كه به ندرت در مورد ايران و روابط تهران ـ واشنگتن سختن گفته است، رو در روي دكتر معصومه ابتكار، اصلاح‌طلب انقلابي قرار مي‌دهد و سعي دارد تا به كنكاش در مورد علت درك نادرست غرب از پديده «انقلاب اسلامي» و هم‌زمان، واكاوي تعاملات ميان دو كشور ايران و آمريكا، كه عموما با خصومت و سردي همراه بوده است، بپردازد.
در حالي كه انديشمند آمريكايي، برخورد كاخ سفيد با انقلاب ايران را مطابق با روال معمول آمريكا دانسته و آن را نتيجه طبيعي قطع شدن دستان استعمارگران آمريكايي از منابع غني ايران تلقي مي‌كند، در سوي ديگر معصومه ابتكار، اين چالش را ناشي از عدم درك ماهيت و علل حادثه انقلاب اسلامي دانسته و معتقد است كه در اين ميان، هرگز تلاشي براي نزديكي و درك بيشتر صورت نگرفته است.
مشروح اين ميزگرد كه اداره آن بر عهده علي پهلوان بوده، ارائه مي‌شود.


مجري: خانم‌ ابتكار، انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ در بستر چه‌ حوادث‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ شكل‌ گرفت‌؟
ابتكار: انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌، در 28 سال‌ پيش‌، براي‌ بسياري‌ يك‌ حادثه‌ حيرت‌آور بود، شايد حتي‌ مردم‌ ايران‌ هم‌ نمي‌توانستند پيش‌بيني‌ كنند كه‌ تركيب‌ ايمان‌، باور به‌ خويش‌ و رهبري‌ امام‌ خميني‌ به‌ سرنگوني‌ يكي‌ از قوي‌ترين‌ رژيم‌هاي‌ ناحيه‌ منجر شده‌ و تغييراتي‌ كلي‌ در ساختار سياسي‌، اقتصادي‌ و اجتماعي‌ نه‌تنها ايران‌، بلكه‌ كل‌ منطقه‌ به‌ وجود خواهد آورد. بسياري‌ هم‌ با آنچه‌ كه‌ در ايران‌ اتفاق‌ افتاد و گسترش‌ دامنه‌ تبعات‌ انقلاب‌ در منطقه‌، دچار مشكل‌ شدند.

مجري: و اين‌ افراد همچنان‌ كه‌ درك‌ درستي‌ از آنچه‌ اتفاق‌ افتاد، ندارند.
ابتكار: من‌ معتقدم‌ در بسياري‌ از محافل‌ سياسي‌ جهان‌ هنوز روح‌ انقلاب‌ اسلامي‌ درك‌ نشده‌ است‌...

مجري: علت‌ اين‌ امر را عدم‌ برقراري‌ ارتباطي‌ دوسويه‌ مي‌دانيد يا ناشي‌ از جهت‌گيري‌ سياسي‌ است‌؟
ابتكار: ممكن‌ است‌ يكي‌ از دلايل‌ عدم‌ درك‌ مناسب‌ انقلاب‌ اسلامي‌، ناتواني‌ و يا قصور ما در عدم‌ نمايش‌ هدف‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و نيز به‌طور خاص‌ دلايلي‌ كه‌ منجر به‌ انقلاب‌ اسلامي‌ شد، دلايل‌ مفهومي‌ و سياسي‌ آن‌ بوده‌ باشد، اما از طرف‌ ديگر غرب‌ هم‌ موضعي‌ جانبدارانه‌ گرفته‌ و حاضر به‌ تحليل‌ و آناليز واقعيت‌ انقلاب‌ اسلامي‌ نشد. اگر غرب‌ سعي‌ كرده‌ بود اين‌ واقعيت‌ را درك‌ كند، سير حوادث‌ بسيار متفاوت‌ از امروز بود. اگر حتي‌ حاضر بودند كه‌ انقلاب‌ ايران‌ را به‌ عنوان «يك‌ واقعيت‌ عيني‌» قبول‌ كنند، باز هم‌ شاهد وضعي‌ متفاوت‌ بوديم‌.

به‌ دهه‌ 50 ميلادي‌ بازگرديم‌، كودتاي‌ عليه‌ مصدق‌ را شاهد هستيم‌ و سپس‌ در دهه‌ 60 قيام‌ به‌ رهبري‌ امام‌ خميني‌ را. وقتي‌ به‌ سال‌هاي‌ 78 و 79 مي‌رسيم‌، اين‌ انقلاب‌ در تمامي‌ شهرها و مناطق‌ مختلف‌، در موارد متعددي‌، صدها هزار تن‌ را به‌ خيابان‌ها مي‌آورد. چه‌ ميزان‌ از انگيزه‌ مشاركت‌ افراد در اين‌ روند، مخالفت‌ با خود شاه‌ بودو چه‌ ميزان‌ به‌ مسائل‌ اقتصادي‌، سياسي‌ و اجتماعي‌ بازمي‌گشت‌

مجري: توضيح‌ اين‌ موارد شايد بتواند باعث‌ شود بسياري‌ از افراد كه‌ انگيزه‌ و علت‌ انقلاب‌ ايران‌ را درك‌ نمي‌كنند، به‌ برداشتي‌ صحيح‌ از آن‌ برسند.
ابتكار: عناصري‌ كه‌ شما اشاره‌ كرديد، به‌عنوان‌ دلايل‌ اصلي‌ خيزش‌ دوم‌ وجود داشتند. فاكتور روحاني‌ و شخا امام‌ خميني‌، درخواست‌ او از مردم‌ براي‌ اطاعت‌ صرف‌ از پروردگار و باورداشتن‌ به‌ توانايي‌هاي‌ خود و اتكا به‌ توان‌ بالقوه‌ خود و در ضمن‌ خواست‌ او براي‌ بيداري‌ مجدد مردم‌ و به‌دست‌ آوردن‌ شرف‌ و عزت‌ مردم‌ را هم‌ بايد به‌ عنوان‌ عاملي‌ اصلي‌ در نظر گرفت‌.

مجري: و پيام‌ امام‌ به‌ تمامي‌ طبقات‌ اجتماعي‌ مي‌رسيد.
ابتكار: دقيقا اين‌ پيام‌ همه‌ را تحت‌ تاثير قرار مي‌داد. اين‌ پيام‌ها به‌ هر گروه‌ يا هر طبقه‌ جامعه‌ امكان‌ آن‌ را مي‌داد كه‌ در آن‌ نكته‌اي‌ را براي‌ خود پيدا كنند. در ابعاد اقتصادي‌، امام‌ در مورد عدالت‌ اجتماعي‌، اينكه‌ رژيم‌ شاه‌ هرگز از امكانات‌ براي‌ بهبود شرايط‌ زندگي‌ شهروندان‌ ايران‌ استفاده‌ نمي‌كند، سخن‌ مي‌گفتند. امام‌ همچنين‌ در مورد اين‌ واقعيت‌ها كه‌ ايران‌ مي‌توانست‌ با سرعتي‌ به‌ مراتب‌ بيشتر و با دامنه‌اي‌ بسيار گسترده‌تر پيشرفت‌ كرده‌ و توسعه‌ پيدا كند، عقب‌ماندگي‌ ايران‌ به‌ دليل‌ وابستگي‌ به‌ برخي‌ قدرت‌هاي‌ خاص‌ و اينكه‌ ايران‌ علي‌رغم‌ آنكه‌ از لحاظ‌ منابع‌ نفتي‌ و انرژي‌، منابع‌ طبيعي‌ و غيره‌ غني‌ است‌، اما نتوانسته‌ است‌ اين‌ ثروت‌ را براي‌ بهبود زندگي‌ مردم‌ و يا حتي‌ بهبود زيرساخت‌ در كشور به‌ خدمت‌ بگيرد و ساير مواردي‌ كه‌ مردم‌ مي‌توانستند آنها را به‌ عينه‌ مشاهده‌ و درك‌ كنند، سخن‌ مي‌گفتند.

مجري: تفاوت‌ جالبي‌ ميان‌ ديدگاه‌ شما و غربي‌ها وجود دارد. وقتي‌غربي‌ها از انقلاب‌ ايران‌ صحبت‌ مي‌كنند، آن‌ را «انقلابي‌ عليه‌ چيزي» قلمداد مي‌كنند، در حالي‌ كه‌ شما آن‌ را «انقلابي‌ براي‌ به‌دست‌ آوردن‌ چيزي‌» مي‌دانيد، شايد همين‌ موضوع‌ باعث‌ ناتواني‌ غرب‌ در درك‌ انقلاب‌ ايران‌ شده‌ است‌. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ طرفين‌ با فركانس‌هاي‌ متفاوت‌ و در سطوح‌ مختلف‌ صحبت‌ مي‌كنند .شايد اين‌ نشانه‌اي‌ از همان‌ عدم‌ برقراري‌ ارتباط‌ مناسب‌ باشد.

ابتكار: درست‌ است‌. اين‌ عدم‌ درك‌ باعث‌ بروز مشكلاتي‌ شده‌ است‌ كه‌ حتي‌ امروزه‌ هم‌ امكان‌ درك‌ ماهيت‌ انقلاب‌ را از غرب‌ گرفته‌ است‌. انقلاب‌ ايران‌ عملا با هدف‌ تجديد «عزت‌» مردم‌ ايران‌ صورت‌ گرفت‌. مردم‌ ايران‌ انگيزه‌ لازم‌ را براي‌ تداوم‌ حيات‌ خود به‌عنوان‌ ملتي‌ آزاد و مستقل‌ در سطح‌ جهان‌ پيدا كردند. مردم‌ ايران‌ در انقلاب‌ خود به‌ دنبال‌ تحقق‌ ارزش‌ها و مواردي‌ بودند كه‌ چه‌ در ميراث‌ ملي‌ خود و چه‌ در درون‌ مذهب‌ خود، به‌ آنها به‌ عنوان‌ اهدافي‌ والا نگاه‌ مي‌كردند. البته‌ به‌ صورت‌ بديهي‌ هنگامي‌ كه‌ متوجه‌ شدند كه‌ در راه‌ تحقق‌ اين‌ موضوع‌ با موانعي‌ داخلي‌ و خارجي‌ مواجه‌ شده‌اند، دشمناني‌ وجود دارند كه‌ مانع‌ تحقق‌ اين‌ موارد مي‌شوند، در نهايت‌ به‌ اين‌ باور رسيدند كه‌ بايد با اين‌ موانع‌ رودررو شوند و اين‌ رويارويي‌ هم‌ بايد به‌ صورتي‌ جدي‌ باشد. اين‌ امر در نهايت‌ منجر به‌ فضا و حوادثي‌ شد كه‌ انقلاب‌ ايران‌ را به‌ وجود آوردند.

مجري: پروفسور چامسكي‌، شما مطالب‌ بسياري‌ در مورد مسائل‌ خاورميانه‌ و تحولات‌ آن‌ نگاشته‌ايد. اجازه‌ بدهيد پرسش‌ خود را از شما اينگونه‌ مطرح‌ كنم‌ كه‌ با گذشت‌ 27 سال‌ از انقلاب‌ ايران‌، تاثير آن‌ بر تحولات‌ اين‌ منطقه‌ از جهان‌ را چگونه‌ مي‌بينيد؟
و به‌عنوان‌ پرسشي‌ ديگر، تاثير اين‌ انقلاب‌ بر ايالات‌ متحده‌ يا در واقع‌ رابطه‌ ميان‌ ايران‌ و آمريكا را چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌كنيد؟


چامسكي‌: در مورد روابط‌ ايران‌ و ايالات‌ متحده‌ پس‌ از انقلاب‌ لازم‌ است‌ كه‌ ابتدا نگاهي‌ به‌ گذشته‌ بيندازيم‌. ايالات‌ متحده‌، شاه‌ ايران‌ را به‌ قدرت‌ رساند، كودتاي‌ سال‌ 1953 و حوادث‌ متعاقب‌ آن‌ هم‌ بخشي‌ از بستري‌ را شكل‌ مي‌دهد كه‌ روابط‌ فعلي‌ در آن‌ شكل‌ گرفته‌ است‌.

در فاصله‌ سال‌هاي‌ 1953 تا 1979 و پيروزي‌ انقلاب‌ ايران‌، ايالات‌ متحده‌ عملا با حمايت‌ خود از شاه‌ زمينه‌ نقض‌ حقوق‌ بشر را در اين‌ كشور فراهم‌ كرده‌ بود. اين‌ موضوعي‌ است‌ كه‌ به‌ ندرت‌ مطرح‌ مي‌شود، حتي‌ در هنگام‌ تحليل‌ روابط‌ فعلي‌ هم‌ چندان‌ توجهي‌ به‌ آن‌ نمي‌شود. در سال‌ 1953، نيويورك‌ تايمز در اعترافي‌ آشكار نوشت‌ كه‌ حوادث‌ شكل‌ گرفته‌ در ايران‌ بايد براي‌ تمامي‌ كشورهايي‌ كه‌ مي‌خواهند كنترل‌ منابع‌شان‌ را خود در دست‌ گرفته‌ و سهمي‌ به‌ آمريكا ندهند، درسي‌ تلقي‌ شود. آمريكا در حقيقت‌ با حمايت‌ و هدايت‌ اين‌ كودتا مي‌خواست‌ علاوه‌ بر حفظ‌ جايگاه‌ خود در ايران‌، درسي‌ هم‌ چه‌ به‌ سياستمداران‌ ايراني‌ و چه‌ ساير سياستمداراني‌ كه‌ خواهان‌ قطع‌ حضور آمريكا در كشور خود و بهره‌برداري‌ از منابع‌ اين‌ كشورها بودند، بدهد.

مجري: اكنون‌ اما 27 سال‌ از انقلاب‌ ايران‌ گذشته‌ است‌، هنوز هم‌ شاهد آن‌ هستيم‌ كه‌ بخش‌ عمده‌اي‌ از توجه‌ آمريكا معطوف‌ ايران‌ شده‌ است‌. هرچند اين‌ امر اين‌ بار هرگز در راستاي‌ سرنگون‌سازي‌ دولت‌ ايران‌ نيست‌، چرا كه‌ آمريكا مي‌تواند پيش‌بيني‌ كند چه‌ عواقب‌ و حوادث‌ ناخوشايندي‌ متعاقب‌ اين‌ رويداد، پيش‌ خواهد آمد.
به‌نظر مي‌رسد نوعي‌ عدم‌ درك‌ از واقعيات‌ در سيستم‌ سياست‌ خارجي‌ آمريكا مشاهده‌ مي‌شود، درحالي‌ كه‌ كشورهاي‌ منطقه‌ و به‌طور خاص‌ ايران‌، سابقه‌ طولاني‌ از دخالت‌هاي‌ آمريكا و ساير كشورهاي‌ غربي‌ دارند، آنها باز هم‌ رويه‌ خود را ادامه‌ مي‌دهند...

چامسكي‌: به‌ صورت‌ معمول‌ آنچه‌ كه‌ ديگران‌ در حق‌ آمريكا روا مي‌دارند، همواره‌ بزرگنمايي‌ مي‌شود، اما آنچه‌ كه‌ آمريكا در حق‌ ديگران‌ روا داشته‌ و باعث‌ برانگيختن‌ واكنش‌ آنها مي‌شود، معمولا مغفول‌ مي‌ماند. اين‌ ناشي‌ از نوعي‌ ذهنيت‌ مادي‌گرايانه‌ است‌ كه‌ به‌ سرعت‌ هم‌ در حال‌ افزايش‌ دامنه‌ سيطره‌ خود است‌.

كودتاي‌ نظامي‌ سال‌ 53 در ايران‌، همانطور كه‌ نيويورك‌ تايمز نوشت‌، نوعي‌ اعلان‌ خطر و يا تهديد كشورهايي‌ بود كه‌ قصد داشتند راهي‌ جدا از آمريكا برگزينند. ايران‌ در فاصله‌ ميان‌ سال‌هاي‌ 53 تا 1979، عملا تبديل‌ به‌ كشوري‌ كاملا وفادار به‌ واشنگتن‌ شده‌ بود. ايالات‌ متحده‌ عملا از ايران‌ براي‌ كنترل‌ منطقه‌ و تامين‌ منافع‌ خود استفاده‌ مي‌كرد. طبيعي‌ است‌ كه‌ در اين‌ دوران‌ در روابط‌ ميان‌ دو كشور فراز و نشيب‌ چنداني‌ وجود نداشته‌ باشد.

مجري: پروفسور آيا تصور مي‌كنيد ميان‌ كودتاي‌ 1953 و انقلاب‌ 1979 رابطه‌اي‌ جدي‌ وجود دارد. يا اينكه‌ اين‌ كودتا تنها يكي‌ از حوادث‌ متعددي‌ بود كه‌ در نهايت‌ با گذر زمان‌ به‌ انقلاب‌ ايران‌ منتهي‌ شدند.

چامسكي‌: انقلاب‌ سال‌ 79 ايران‌، سرنگوني‌ استبدادي‌ را به‌ همراه‌ داشت‌ كه‌ با كودتاي‌ سال‌ 53 بر سر كار آمده‌ بود و قدرتي‌ مضاعف‌ يافته‌ بود، اما از نگاه‌ آمريكايي‌ها، اين‌ ارتباط‌ معمولا پنهان‌ مي‌ماند يا به‌ عبارت‌ بهتر ترجيح‌ مي‌دهند به‌ آن‌ توجه‌ نكنند. آمريكايي‌ها به‌ دوران‌ حكومت‌ و امپراطوري‌ بريتانيا مي‌نگرند و به‌ عنوان‌ بخشي‌ از تاريخ‌، بخشي‌ تغييرناپذير از تاريخ‌ به‌ اين‌ باور مي‌رسند كه‌ اكنون‌ هم‌ دوران‌ اقتدار و حكمراني‌ آنها بر جهان‌ فرا رسيده‌ است‌.
اگر به‌ تاريخ‌نگاران‌ روسي‌ هم‌ مراجعه‌ كنيد، مي‌بينيد آنها هم‌ دوران‌ استعمار روسيه‌ را «پديده‌اي‌» عادي‌ تلقي‌ مي‌كنند. اين‌ رويكرد قدرت‌هاي‌ استعماري‌ و امپرياليستي‌ است‌.

مجري: خانم‌ ابتكار شما در مورد صحبت‌هاي‌ پروفسور چامسكي‌ چه‌ نظري‌ داريد؟
ابتكار: من‌ با پروفسور چامسكي‌ موافقم‌ كه‌ آمريكايي‌ها معمولا بنا به‌ ذهنيت‌ خود، اهميتي‌ به‌ آنچه‌ كه‌ نسبت‌ به‌ ديگران‌ روا مي‌دارند، نداده‌ و بدين‌ ترتيب‌ متوجه‌ عواقب‌ اعمال‌ خود هم‌ نمي‌شوند، اما در نقطه‌ مقابل‌ واكنش‌هايي‌ را كه‌ نسبت‌ به‌ اعمال‌ و كنش‌هاي‌ آنان‌ در برخي‌ نقاط‌ جهان‌ صورت‌ مي‌گيرد، بسيار جدي‌ تلقي‌ مي‌كنند. از سوي‌ ديگر من‌ معتقدم‌ كه‌ با در نظر گرفتن‌ انقلاب‌ اسلامي‌، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ نوعي‌ عدم‌ درك‌ و يا برداشت‌ نادرست‌ بر كليه‌ سياست‌ها، اقدامات‌، كنش‌ها و واكنش‌هاي‌ دولت‌ آمريكا، حاكم‌ بوده‌ است‌. آنها قادر به‌ درك‌ علل‌ مفهومي‌ و ذاتي‌ انقلاب‌ ايران‌ نبوده‌اند. بنابراين‌ پس‌ از مواجه‌شدن‌ با چنين‌ رويدادي‌، متحير شده‌اند. علت‌ اين‌ تحير و گيج‌شدگي‌ را مي‌توان‌ هم‌ در كمبود و شايد فقدان‌ اطلاعات‌ آنها در مورد آنچه‌ كه‌ باعث‌ انقلاب‌ ايران‌ شد، يافته‌ و هم‌ به‌ درك‌ نادرست‌ آنها از ايده‌ و باوري‌ كه‌ به‌ انقلاب‌ اسلامي‌ منتهي‌ شده‌ است‌، مرتبط‌ دانست‌.

مجري: چگونه‌ روابط‌ خصمانه‌ ايران‌ و آمريكا را ارزيابي‌ مي‌كنيد؟ آيا در نگاه‌ شما ايالات‌ متحده‌ در شرايط‌ فعلي‌ ايران‌ را يك‌ دشمن‌ استراتژيك‌ تلقي‌ مي‌كند يا يك‌ معضل‌ و چيزي‌ كه‌ امكان‌ حل‌ آن‌ بر سر ميز مذاكره‌ وجود دارد* آيا چشم‌اندازي‌ براي‌ حل‌ اختلاف‌ مشاهده‌ مي‌كنيد.

ابتكار: اين‌ رابطه‌ اكنون‌ به‌ مرحله‌اي‌ رسيده‌ است‌ كه‌ معضلي‌ جدي‌ براي‌ هر دو سو به‌ وجود آورده‌ است‌. آمريكايي‌ها در نام‌بردن‌ از ايران‌ از تعبير «سركش‌» استفاده‌ مي‌كنند، چرا كه‌ معتقدند اين‌ كشور با سياست‌هاي‌ آنان‌ همخواني‌ و همراستايي‌ ندارد. استقلال‌ ايران‌ و عدم‌ تاثيرگذاري‌ آمريكا بر امور ايران‌، عدم‌ دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌ دقيق‌ و مطمئن‌ كه‌ از محافل‌ داخلي‌ در اختيارشان‌ قرار بگيرد و نظام‌ ايران‌ مواردي‌ هستند كه‌ باعث‌ خشم‌ بيشتر آمريكا مي‌شوند.

مجري: پس‌ شما معتقديد كه‌ آمريكايي‌ها به‌ دنبال‌ نفوذ در ايران‌ هستند؟
ابتكار: بله‌. طبيعي‌ است‌ كه‌ آنها خواستار تاثيرگذاري‌ سياسي‌ بر ايران‌ و به‌ دست‌ آوردن‌ مجدد منافعي‌ هستند كه‌ احساس‌ مي‌كنند پس‌ از انقلاب‌ ايران‌، از دست‌داده‌اند. آنها هنوز در جست‌وجوي‌ راه‌هايي‌ براي‌ تضمين‌ منافع‌ استراتژيك‌ خود در منطقه‌ و ايران‌ هستند. مساله‌ انرژي‌ در اين‌ ميان‌ بسيار جدي‌ است‌. اگر به‌ سخنراني‌ «وضعيت‌ اتحاد»، رئيس‌ جمهوري‌ ايالات‌ متحده‌ در جمع‌ نمايندگان‌ كنگره‌ گوش‌ كرده‌ باشيد، او به‌ وضوح‌ از نياز آمريكا به‌ در پيش‌ گرفتن‌ «سياست‌ انرژي‌ مستقل‌» سخن‌ گفت‌.

مجري: به‌ عبارت‌ ديگر آمريكا به‌ نوعي‌ «اعتياد نفتي‌» دچار شده‌ است‌.
ابتكار: بله‌. بوش‌ گفت‌ كه‌ آمريكا به‌ نفت‌ معتاد شده‌ است‌ و اين‌ مساله‌ براي‌ دولت‌ آمريكا مي‌تواند خطرآفرين‌ باشد. انرژي‌ به‌ هر حال‌ مساله‌ مهمي‌ است‌ كه‌ مباحث‌ بسياري‌ پيرامون‌ آن‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. انواع‌ جديد انرژي‌ به‌كار گرفته‌ و آزمايش‌ شده‌اند، اما هنوز هيچ‌ يك‌ نتوانسته‌اند جانشين‌ سوخت‌هاي‌ فسيلي‌ شوند.

مجري: اجازه‌ بدهيد از پروفسور چامسكي‌ بخواهيم‌ به‌ بحث‌ بپيوندند. پروفسور اگر شما هم‌ اجازه‌ بدهيد، همان‌ پرسش‌ را مطرح‌ كنم‌ كه‌ آيا ايالات‌ متحده‌ ايران‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ دشمن‌ استراتژيك‌ تلقي‌ مي‌كند يا خير؟ اگر اين‌ تصور را باور داريد، با توجه‌ به‌ داغ‌شدن‌ هرچه‌ بيشتر روند پرونده‌ هسته‌اي‌، در ماه‌ها و سال‌هاي‌ آتي‌، انتظار چه‌ تحولاتي‌ را در اين‌ حوزه‌ داريد؟

چامسكي‌: من‌ نمي‌توانم‌ چندان‌ با اين‌ نظر كه‌ ايالات‌ متحده‌ طبيعت‌ و علت‌ انقلاب‌ ايران‌ را درك‌ نكرده‌ است‌، موافق‌ باشم‌. آنها درك‌ كرده‌ بودند كه‌ انقلاب‌ ايران‌، نظامي‌ حكومتي‌ را ايجاد مي‌كند كه‌ ديگر تحت‌ فرمان‌ ايالات‌ متحده‌ نخواهد بود. آمريكايي‌ها سابقه‌ مواجهه‌ با حوادث‌ مشابهي‌ را دارند، بنابراين‌ معمولا تبعات‌ چنين‌ انقلاب‌ها و تحولاتي‌ را به‌ خوبي‌ درك‌ مي‌كنند. در نيمكره‌ غربي‌، ما كوبا را داريم‌ كه‌ در نزديكي‌ آمريكا واقع‌ شده‌ است‌ و عملا تبديل‌ به‌ يكي‌ از مخالفان‌ اصلي‌ و البته‌ نگراني‌هاي‌ آمريكا شده‌ است‌. در سال‌ 1959، به‌ محض‌ پيروزي‌ انقلاب‌ كوبا، دو كشور، يعني‌ ايالات‌ متحده‌ و كوبا در كمتر از يك‌ ماه‌ تبديل‌ به‌ دشمناني‌ جدي‌ شدند. آمريكا در چنين‌ فرصتي‌ كوتاه‌، گروه‌هاي‌ تروريستي‌ را در داخل‌ كوبا شكل‌ داده‌ و از نزاع‌ها و درگيري‌هاي‌ تروريستي‌ حمايت‌ مي‌كرد. حتي‌ در حال‌ حاضر نيز درگيري‌ ميان‌ دو كشور ادامه‌ دارد، هرچند با گذشت‌ چندين‌ دهه‌ اكنون‌ به‌ عرصه‌ اقتصادي‌ محدود مي‌شود. علت‌ شكل‌گيري‌ اين‌ نزاع‌ها، تنها اين‌ بود كه‌ كوبا مي‌خواست‌ مستقل‌ از قدرت‌هاي‌ ديگر باشد.

مجري: پروفسور، به‌ موضوع‌ جالبي‌ اشاره‌ كرديد. آيا تصور مي‌كنيد كه‌ اكنون‌ همين‌ روند است‌ كه‌ در بوليوي‌، ونزوئلا، شيلي‌ و نقاط‌ ديگر آمريكاي‌ لاتين‌ هم‌ پيگيري‌ مي‌شود.
چامسكي‌: پس‌ از انقلاب‌ سال‌ 1979 ايران‌، ايالات‌ متحده‌ همان‌ واكنشي‌ را نشان‌ داد كه‌ همواره‌ در شرايط‌ مشابه‌ هنگام‌ مواجهه‌ با چنين‌ رويدادهايي‌ از خود نشان‌ مي‌داد. آنها در ابتدا سعي‌ كردند تا از طريق‌ ارتباطات‌ خود در داخل‌ كشور، نوعي‌ كودتاي‌ نظامي‌ را در درون‌ مرزهاي‌ ايران‌ انجام‌ دهند، اين‌ كودتا در شرايطي‌ كه‌ ارتش‌ و نيروهاي‌ نظامي‌ ايران‌ هنوز كاملا شكل‌ نگرفته‌ بودند، شانس‌ موفقيت‌ داشت‌، اما شكست‌ خورد. پس‌ از اين‌ شكست‌، ايالات‌ متحده‌ از جنگ‌ عراق‌ عليه‌ ايران‌ حمايت‌ كرد. حمايت‌ آمريكا از عراق‌ در حقيقت‌ ادامه‌ تلاش‌هايي‌ بود كه‌ در شكل‌ كودتاي‌ نظامي‌ شكست‌ خورده‌ بود. مي‌دانيد ايالات‌ متحده‌ كشور بسيار آزادي‌ است‌ و براي‌ همين‌ دولتمردان‌ آن‌ هم‌ بسيار آزادانه‌ عمل‌ مي‌كنند!! اسناد و مدارك‌ ثبت‌شده‌ متعددي‌ از دخالت‌هاي‌ آمريكا در نقاط‌ مختلف‌ موجود است‌. هرچند در مورد انقلاب‌ ايران‌، اسناد ثبت‌ شده‌ وجود ندارد، اما نگاهي‌ به‌ موضوع‌ كوبا مي‌تواند جذاب‌ باشد.

كوبا مثال‌ مناسبي‌ از اين‌ موضوع‌ است‌. دولت‌هاي‌ وقت‌ واشنگتن‌، كندي‌ و جانسون‌، در مذاكرات‌ داخلي‌ خود به‌ استناد اين‌ اسناد و مدارك‌، به‌ اين‌ باور مي‌رسيدند كه‌ موفقيت‌ انقلاب‌ كوبا به‌ شدت‌ به‌ ضرر آمريكا است‌ و كاخ‌ سفيد بايد به‌ هر نحو ممكن‌ مانع‌ اين‌ امر شود. آمريكايي‌ها در عمل‌ به‌شدت‌ نگران‌ آن‌ بودند كه‌ استقلال‌ و عدم‌ وابستگي‌كوبا، تبديل‌ به‌ سرمشقي‌ براي‌ ساير كشورها شود. كسينجر حتي‌ از اين‌ موضوع‌، مطابق‌ اسناد موجود به‌ «بيماري‌ مسري‌ كويا» ياد كرده‌ بود كه‌ مي‌تواند به‌ سرعت‌ كل‌ منطقه‌ را آلوده‌ كند: «بيماري‌ مسري‌ انقلاب‌».

مجري: و حوادث‌ فعلي‌ آمريكاي‌ جنوبي‌ صحت‌ پيش‌بيني‌ او را نشان‌ مي‌دهد.
چامسكي‌: ايالات‌ متحده‌ عملا به‌ چالش‌ كشيده‌ شده‌ است‌. اين‌ حوادث‌ عملا منافع‌ آمريكا را مورد تهديد قرار مي‌دهد.

مجري: در مورد اختلاف‌ فعلي‌ ميان‌ ايران‌ و آمريكا كه‌ به‌تدريج‌ با توجه‌ به‌ پرونده‌ هسته‌اي‌ ايران‌ شدت‌ هم‌ مي‌گيرد، آيا شما پتانسيل‌ لازم‌ را براي‌ برخورد نظامي‌ ميان‌ طرفين‌ مشاهده‌ مي‌كنيد؟ آيا تصور مي‌كنيد آمريكا در حال‌ آماده‌كردن‌ خود براي‌ حمله‌ به‌ ايران‌ است‌، حمله‌اي‌ موشكي‌، استراتژيك‌ و يا هر نوع‌ ديگر؟

چامسكي‌: من‌ به‌ اين‌ موضوع‌ مشكوك‌ هستم‌. ايالات‌ متحده‌ و اسرائيل‌ هر دو با ايران‌ خصومت‌ دارند و از سوي‌ ديگر با يكديگر روابط‌ بسيار نزديكي‌ برقرار كرده‌اند. ايالات‌ متحده‌ سال‌هاست‌ كه‌ اسرائيل‌ را از نظر تسليحاتي‌ تامين‌ مي‌كند تا حدي‌ كه‌ صدها فروند بمب‌افكن‌ پيشرفته‌ در اختيار اين‌ كشور قرار داده‌ است‌. اين‌ موارد به‌ همراه‌ اقدامات‌ ديگري‌ كه‌ در اين‌ اواخر صورت‌ گرفته‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ ايالات‌ متحده‌ توانايي‌ اسرائيل‌ براي‌ بمباران‌ ايران‌ را افزايش‌ داده‌ است‌.
بنابراين‌ توانايي‌ برخورد نظامي‌ با ايران‌ از سوي‌ اسرائيل‌ يا ايالات‌ متحده‌ وجود دارد، اما آيا وجود داشتن‌ اين‌ توانايي‌ به‌ معناي‌ وجودداشتن‌ طرحي‌ براي‌ حمله‌ به‌ ايران‌ است‌* من‌ در اين‌ مورد ترديد جدي‌ دارم‌. تصور نمي‌كنم‌ كه‌ اين‌ طرح‌ وجود داشته‌ باشد. براي‌ اين‌ ترديد جدي‌، خودم‌ دلايلي‌ دارم‌:
اول‌ اينكه‌ ايران‌ تا سال‌هاي‌ آينده‌ نمي‌تواند به‌ بمب‌ هسته‌اي‌ دسترسي‌ پيدا كند...

مجري: پروفسور، اما برخي‌ نشريات‌ غربي‌ احتمال‌ وقوع‌ چنين‌ برخوردي‌ را بزرگنمايي‌ كرده‌ و حتي‌ به‌ مقايسه‌ ايران‌ و عراق‌ مي‌پردازند.
چامسكي‌: اوضاع‌ ايران‌ و عراق‌ بسيار متفاوت‌ است‌. ايالات‌ متحده‌ هم‌ به‌ خوبي‌ اين‌ تفاوت‌ها را درك‌ مي‌كند. عراق‌ در هنگام‌ حمله‌ آمريكا كاملا بي‌دفاع‌ بود. ارتش‌ عراق‌ عملا بودجه‌اي‌ نداشت‌. 10 سال‌ تحريم‌ اين‌ كشور را عملا نابود كرده‌ بود. جنگ‌ اول‌ خليج‌ فارس‌ هم‌ توان‌ دفاعي‌ عراق‌ را به‌شدت‌ به‌ تحليل‌ برده‌ بود.
از سوي‌ ديگر نبرد عراق‌ با بمباران‌ اين‌ كشور توسط‌ جنگنده‌هاي‌ بمب‌افكن‌ آمريكا و بريتانيا شروع‌ شد. از همان‌ ابتدا هم‌ به‌وضوح‌ مشخا بود كه‌ فتح‌ عراق‌، به‌سادگي‌ و در كمال‌ سهولت‌ صورت‌ خواهد گرفت‌، اما در مورد ايران‌ بديهي‌ است‌ كه‌ وضعيت‌ به‌ اين‌ منوال‌ نخواهد بود. آمريكايي‌ها هم‌ به‌ خوبي‌ نسبت‌ به‌ اين‌ موضوع‌ آگاه‌ هستند.

مجري: خانم‌ ابتكار، به‌عنوان‌ آخرين‌ سوال‌ اجازه‌ بدهيد دو موضوع‌ را مطرح‌ كنم‌. نخست‌ آنكه‌ دستاوردهاي‌ انقلاب‌ ايران‌ را در بيست‌ و هفت‌ سال‌ گذشته‌ در عرصه‌هاي‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌ و سياسي‌ چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌كنيد؟ مساله‌ بعدي‌ هم‌ پرونده‌هسته‌اي‌ و نگاه‌ مثبت‌ شما نسبت‌ به‌ وضعيت‌ فعلي‌ موضع‌ ايران‌ و احتمال‌ حمله‌ نظامي‌ آمريكا به‌ كشور است‌.

ابتكار: در مورد دستاوردهاي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ تصور مي‌كنم‌ بايد نگاهي‌ آبژكتيو داشته‌ باشيم‌. در طول‌ اين‌ سال‌ها فراز و نشيب‌هاي‌ زيادي‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ايم‌، ما جنگ‌ هشت‌ ساله‌اي‌ داشته‌ و همزمان‌ با تحريم‌هاي‌ جدي‌ مواجه‌ بوده‌ايم‌. با اين‌ وجود علي‌رغم‌ تمامي‌ اين‌ فشارها، ملت‌ ايران‌ در بسياري‌ از عرصه‌ها پيشر فت‌هاي‌ چشمگيري‌ داشته‌ است‌. ما در عرصه‌ دانش‌ و فناوري‌ با جهشي‌ جدي‌ روبرو بوده‌ايم‌. امروز هم‌ نتيجه‌ اين‌ جهش‌ را در پيشرفت‌هاي‌ علمي‌ و فناوري‌ در كشور مشاهده‌ مي‌كنيم‌. يك‌ نشريه‌ معتبر علمي‌ آمريكايي‌ در گزارشي‌ با اشاره‌ به‌ رشد قابل‌ توجه‌ مقالات‌ علمي‌ منتشرشده‌ از سوي‌ دانشمندان‌ ايراني‌ در ژورنال‌هاي‌ معتبر علمي‌ جهان‌، از آن‌ به‌عنوان‌ تحركي‌ جدي‌ و واضح‌ در جامعه‌ علمي‌ ايران‌ ياد مي‌كند. انقلاب‌ ايران‌ در عرصه‌هاي‌ ديگر هم‌ دستاوردهاي‌ مهمي‌ داشته‌ است‌.

در ابتداي‌ انقلاب‌ 35 درصد جامعه‌ باسواد بودند، اما اكنون‌ اين‌ رقم‌ به‌ بيش‌ از 85 درصد رسيده‌ است‌، به‌ عبارت‌ ديگر اين‌ آمار و ارقام‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ جمعيت‌ جوان‌ ايراني‌ كه‌ پس‌ از انقلاب‌ متولد شده‌اند، همگي‌ يا با تقريب‌ بسيار نزديك‌ همه‌ آنها، باسواد هستند. گسترش‌ علوم‌ و بويژه‌ آموزش‌ عالي‌ و فرصت‌ دانش‌آموختن‌ براي‌ جوانان‌ ايراني‌ هم‌ از جمله‌ دستاوردهاي‌ انقلاب‌ ايران‌ است‌.

مجري: و اما در مورد مساله‌ هسته‌اي‌ و احتمال‌ برخورد ميان‌ طرفين‌ هم‌ ممكن‌ است‌ توضيحاتي‌ را ارائه‌ كنيد؟
ابتكار: واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ ايران‌ داراي‌ زيرساخت‌هاي‌ مستحكم‌ و گسترده‌اي‌ در عرصه‌هاي‌ مختلف‌، به‌ويژه‌ دفاعي‌ است‌. همچنان‌ كه‌ در عرصه‌هاي‌ اجتماعي‌، اقتصادي‌ و سياسي‌ هم‌ اين‌ زيرساخت‌ها غيرقابل‌ انكار است‌. مجموع‌ اين‌ موارد باعث‌ شده‌ است‌ ايران‌ تبديل‌ به‌ قدرتي‌ قابل‌ اتكا و غيرقابل‌ انكار در منطقه‌ شود. بدين‌ ترتيب‌ تصور مي‌كنم‌ براي‌ هر دولتي‌، تصور حمله‌ به‌ ايران‌ و صدمه‌زدن‌ به‌ تماميت‌ ارضي‌ اين‌ كشور بسيار دور از منطق‌ است‌.
در مورد مساله‌ هسته‌اي‌ هم‌ ايراني‌ها به‌ صورت‌ بديهي‌، دستيابي‌ به‌ اين‌ فناوري‌ را حق‌ طبيعي‌ خود مي‌دانند.

مجري: پس‌ احتمال‌ برخورد نظامي‌ را نمي‌دهيد؟
ابتكار: من‌ ترجيح‌ مي‌دهم‌ همچنان‌ گزينه‌اي‌ ديپلماتيك‌ را مدنظر قرار دهم‌ و تداوم‌ مذاكرات‌ و گفت‌وگو ميان‌ طرفين‌ را شاهد باشيم‌. به‌ هر حال‌ با توجه‌ به‌ اين‌ واقعيت‌ كه‌ انرژي‌ هسته‌اي‌ حق‌ طبيعي‌ ايران‌ است‌ و به‌ استناد ماده‌ 6 معاهده‌ عدم‌ تكثير، كشور ما حق‌ دسترسي‌ به‌ فناوري‌ صلح‌آميز هسته‌اي‌ را داراست‌، اميدوارم‌ راه‌حلي‌ ديپلماتيك‌ براي‌ حل‌ و فصل‌ اين‌ موضوع‌ يافت‌ شود.

baztab 2006 03 10