| ۲۹ بهمن ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۰:۳۴ | تعداد بازديد : 14348 | كد خبر : ۳۵۱۴۵ |
بازتاب:
به عنوان
نخستين پرسش،
از سوابق
حرفهاي خود
بگوييد.
اسلاوين:
بيش از سي سال
است، به صورت
حرفهاي به
خبرنگاري در
حوزه سياست
خارجي ايالات
متحده ميپردازم
و در رسانههايي
چون خبرگزاري
«يونايتدپرس»،
روزنامه «نيويوركتايمز»
و مجله «اكنوميست»
سابقه فعاليت
دارم و
همچنين، بيش
از ده سال است
براي روزنامه
«يو.اس.اي.تودي»
كه با 2.300.000
ميليون تيراژ
و ده ميليون
بازديدكننده
روزانه سايت
اينترنتي،
پرفروشترين
روزنامه
آمريكا به
شمار ميرود،
كار ميكنم.
تاكنون به
عنوان
خبرنگار مقيم
در كشورهايي
چون شوروي،
چين، ژاپن و
مصر زندگي
كردهام و به
صورت مأموريت
به كشورهاي
زيادي مسافرت
داشتهام و
در سفرهاي
خارجي سه
وزير خارجه
آمريكا، آنان
را همراهي
كردهام و
براي ششمين
بار است كه طي
ده سال
گذشته، به
ايران سفر ميكنم.
بازتاب:
به نظر شما
رسانههاي
ايالات متحده
چقدر در
تصميمسازي و
تصميمگيري
مسئولان اين
كشور مؤثرند؟
اسلاوين:
ما تأثيرگذار
هستيم، اما
نه به آن
اندازه كه
دلمان ميخواهد،
البته ميزان
تأثيرگذاري
رسانههايي
كه از دولت
حمايت ميكنند،
بيشتر است.
معمولا وقتي
جمهوريخواهان،
دولت را در
اختيار
دارند،
سرمقالههاي
«والاستريتژورنال»
بر آنها
تأثيرگذار
است و زماني
كه دمكراتها
در قدرت
هستند، «نيويوركتايمز»
تأثير زيادي
دارد؛ مثل
ايران كه در
حال حاضر،
قدرت در
اختيار
محافظهكاران
(اصولگرايان)
است و «بازتاب»،
تأثير زيادي
در آن دارد.
بازتاب:
البته به
دليل آنكه
ما تلاش ميكنيم،
فاصله خود را
با دولتها
نگه داريم و
همواره به
عنوان يك
رسانه مستقل،
نقش منتقد و
حامي دولتها
را همزمان
حفظ كنيم.
گمان ميكنم،
بر هر دو دولت
پيشين و
كنوني،
تأثيرگذاريم.
اسلاوين:
من هم سعي ميكنم
كه به عنوان
يك خبرنگار
مستقل، مواضع
خود را داشته
باشم.
بازتاب: به
عنوان يك
كارشناس
سياسي، فكر
ميكنيد براي
دولت ايالات
متحده، منافع
ملي آمريكا
اهميت بيشتري
دارد يا قدرت
لابيها و
فضاي
تبليغاتي؟
اسلاوين:
در آمريكا
نيز مانند
همه كشورها،
فرايند تصميمگيري
پيچيده و
طبيعتا تحت
تأثير لابيهاي
بانفوذ و
رسانههاست،
اما دولت
كنوني ايالات
متحده ميپندارد
كه براي
منافع ملي
آمريكا كار
ميكند.
بازتاب:
مثلا در چه
حوزههايي؟
اسلاوين:
به ويژه در
موضوع مبارزه
با تروريسم و
گسترش
دمكراسي،
دولت، واقعا
معتقد است كه
گرايشهاي
ميهنپرستانهاي
دارد.
بازتاب:
آيا دفاع
ايالات متحده
از اسرائيل و
حمله به گروههاي
مخالف
صهيونيسم،
ميهنپرستي
است؟
اسلاوين:
من به موضوع
تروريسم
اشاره كردم و
منظورم واقعه
11 سپتامبر
بود؛ 11
سپتامبر،
موضوعي مربوط
به آمريكاست
و نه اسرائيل!
بازتاب:
در ايران،
بسياري گمان
ميكنند كه
براي آمريكا،
منافع
اسرائيل
مهمتر از
منافع ايالات
متحده است؟
اسلاوين:
اين را ميدانم،
اما اين تصور
اشتباهي است،
آمريكا منافع
خودش را دارد
و اسرائيل هم
منافع خودش
را، البته
اين دو كشور
داراي منافع
مشتركي نيز
هستند، اما
اين به معناي
يكي بودن
آمريكا و
اسرائيل
نيست؛
اسرائيل يكي
از متحدان
ماست و
آمريكا براي
منافع خودش
از اسرائيل
حمايت ميكند.
بازتاب:
آيا اين
منافع
آمريكاست كه
سالانه، دهها
ميليارد دلار
از جيب
مالياتدهندگان
آمريكا به
صورت مستقيم
و غيرمستقيم
به اسرائيل
هديه ميشود؟
اسلاوين:
ما به همه
متحدان خود
كمك ميكنيم،
مثلا به مصر
هم سالانه دو
ميليارد دلار
كمك ميكنيم.
بازتاب:
اما اين كمك
به مصر هم به
عنوان پاداش
صلح با
اسرائيل
انجام شده
است؟
اسلاوين:
تا حدودي
درست است.
بازتاب:
آيا شما فكر
نميكنيد كه
حمايتهاي
يكجانبه
آمريكا از
اسرائيل،
موجب تحريك
مسلمانان
عليه آمريكا
ميشود و به
اين خاطر،
تعدادي از
مسلمانان سني
تندرو، دست
به اقدامات
تروريستي
همچون حادثه 11
سپتامبر ـ كه
موجب كشته
شدن هزاران
آمريكايي بيگناه
ميشود ـ ميزنند؛
آيا حمايت از
اسرائيل براي
آمريكا امنيت
ميآورد يا
موجب ناامني
آن ميشود؟
اسلاوين:
تلاش آمريكا
اين است كه با
اجراي يك
قرارداد صلح،
در فلسطين
آرامش ايجاد
كند و در صورت
به قدرت
رسيدن يك
كشور
فلسطيني، به
گمان، تنفر
در
خاورميانه،
به ويژه بين
سنيها و غرب
كم شود،
البته بايد
شما متوجه
باشيد كه
اسرائيل براي
مردم خودش يك
دولت
دمكراتيك است
و ايالات
متحده به
دمكراسي
احترام ميگذارد؛
بنابراين، ما
نميتوانيم
به آنان
ديكته كنيم
كه چه كاري
بايد انجام
دهند.
بازتاب:
اما اين
احترام شما
به دمكراسي،
گويا تنها
شامل آن سوي
ديوار ميشود
و دمكراسي
مردم فلسطين؛
يعني دولت
حماس، با
واكنش منفي
آمريكا روبهرو
شده است؟
اسلاوين:
پرسش خوبي
است. من فكر ميكنم،
بايد به
انتخاب مردم
فلسطين
احترام
بگذاريم،
البته «حماس»
هم بايد
اسرائيل را
به رسميت
بشناسد. در
دنياي امروز
نبايد از
نابودي
كشورها، سخن
گفت.
بازتاب:
اما ما با يك
مناقشه روبهرو
هستيم كه دو
طرف دارد؛ يك
طرف قوي با
ارتش، پول و
حمايت و يك
طرف ضعيف فكر
نميكنيد
دنيا بايد
براي حل اين
اختلاف،
بيشتر از طرف
ضعيف حمايت
كند نه قوي؟
اسلاوين:
ما در گذشته و
حال به
فلسطينيها
كمك كردهايم،
اروپاييها
نيز همينطور.
البته ممكن
است اين كمكها
كافي نباشد،
اما به
فلسطينيها
هم كمك شده
است. من با
مردم فلسطين
و رنجي كه ميكشند،
همدردي ميكنم.
آرزو داشتم
ياسر عرفات،
پيشنهاد
كلينتون را
پذيرفته بود
و فكر ميكنم،
دستكم در
آينده نزديك،
چنين پيشنهاد
خوبي به
فلسطينيها
نخواهد شد.
بازتاب:
چرا آمريكا
كه مدعي
احترام به
دمكراسي است،
از طرح
جمهوري
اسلامي براي
حل مسئله
فلسطين ـ كه
مبتني بر يك
دمكراسي آزاد
بدون محوريت
و دادن حق
انتخاب به
مردم است ـ
حمايت نميكند؟
اسلاوين:
اين طرح واقعگرايانه
نيست و ايدهآلگراست،
به دليل آنكه
تعداد
فلسطينيها
در اين طرح،
بيشتر از
اسرائيليها
ميشود و
طبعا، آنان
وجود دولت
اسرائيلي را
نميپذيرند؛
به همين دليل
اسرائيل اين
طرح را نميپذيرد.
بازتاب:
آيا نميشود
با تغييرات
محدودي در
اين طرح، آن
را اجرا كرد؟
اسلاوين:
اما اسرائيل
آن را نميپذيرد
و عملي نميشود؛
اصلا چرا شما
اين قدر بر
مسئله فلسطين
تأكيد ميكنيد،
مگر شما
فلسطيني
هستيد؟
بازتاب:
به نظر ميرسد
كه مسئله
فلسطين، بزرگترين
و ريشهايترين
اختلاف ايران
و آمريكا
باشد، چراكه
ما در
موضوعات
ديگري چون
پرونده هستهاي،
اختلاف عميقي
با آمريكا
نداريم و اين
ايالات متحده
بود كه
نخستين
رآكتور هستهاي
را به ايران
داد؛ حتي
مخالفتهاي
شما با
فعاليتهاي
هستهاي
ايران بيشتر
به خاطر
مسئله
اسرائيل است.
اسلاوين:
اما مسئلههاي
ديگري چون
گروگانگيري
هم در تيرگي
روابط ايران
و آمريكا
بسيار تأثير
گذاشته است.
بازتاب:
اين مسئله كه
در توافق «الجزيره»
حل شد؟
اسلاوين:
بله، اما
بيش از
چهارصد روز
ماجراي
گروگانگيري
طول كشيده
بود.
بازتاب:
اگر قرار به
يادآوري
اقدامات دو
كشور عليه
يكديگر باشد،
مردم ايران
چگونه ميتوانند،
حمله به
هواپيماهاي
ايرباس و
كشتن 390 زن و
كودك ايراني
به دست ژنرال
آمريكايي را
فراموش كنند؟
اسلاوين:
من به خاطر آن
اتفاق متأسفم
و با شما
همدردي ميكنم،
اما سقوط
ايرباس يك
حادثه بود،
اما
گروگانگيري
يك برنامه
تنظيم شده
بود.
بازتاب:
اگر تنها يك
حادثه بود،
چرا به
فرمانده ناو
وينسنت،
مدال دادند.
اسلاوين:
آن كار دولت
نبود.
بازتاب: آيا
حمايتهاي
آمريكا از
صدام و
معاملات
رامسفلد با
حكومت بعثي
عراق هم يك
حادثه بود؟
اسلاوين:
البته من آن
كارها را
تأييد نميكنم،
شما هم در نظر
داشته باشيد
كه جمهوري
اسلامي در آن
شرايط بسيار
خطرناك بود.
پس از
گروگانگيري،
مسئله لبنان
و انفجار
بيروت مطرح
شد و سپس
مسئله صادر
كردن انقلاب
به جهان و
طبيعتا ما
نسبت به
تهران، نگران
بوديم.
بازتاب:
نگراني شما
دليلي بر كمك
به صدام عليه
مردم ايران
نبود؛ آيا به
نظر شما صدام
خطرناكتر از
ايران بود؟
اسلاوين:در
آن زمان من
نميدانم.
بازتاب:
نظر امام
خميني(ره) اين
بود كه نبايد
بين ايران و
آمريكا يك
رابطه
نابرابر وجود
داشته باشد،
رابطه قوي و
ضعيف و
زورگويي به
ملت، تعبير
رابطه گرگ و
ميش درباره
آمريكا و
ايران نشاندهنده
نظر امام
خميني(ره) بر
ايجاد موضع
برابر و
عادلانه بين
ايران و
آمريكا و
محكوميت
زورگويي بود؟
اسلاوين:
بله، اين
را ميدانم،
اما هميشه در
تاريخ، حوادث
تلخ وجود
دارد. شما
جوانيد و
بايد براي
آينده زندگي
كنيد، نه بر
اساس گذشته.
بازتاب:
نقش ايرانيان
مقيم آمريكا
را در تعامل
با دو كشور،
چگونه
ارزيابي ميكنيد؟
اسلاوين:
ايرانيان
مقيم آمريكا،
چند دستهاند
و من نميدانم
هر يك از گروهها
چقدر برتري
دارند؛ يك
گروه خواستار
بهتر شدن
روابط ايران
و آمريكا
هستند و گروه
ديگر،
خواستار سقوط
دولت اسلامي
و ايجاد
دولتي هستند
كه مذهبي
نباشد.
بازتاب:
اما روابط
دولت ايالات
متحده با همه
گروهها
يكسان نيست و
با گروههاي
مخالف جمهوري
اسلامي،
روابط ويژهاي
دارد و حتي به
آنها كمك
مالي هم ميكند.
اسلاوين:
من فكر ميكنم،
دولت آمريكا
با گروههاي
مختلف
ايرانيان
صحبت ميكند.
مسئله شاه،
مربوط به
گذشته است و
ديگر مطرح
نيست، البته
همواره گروههايي
در آمريكا
بودهاند كه
به دنبال
پرداخت كمكهاي
مالي به
مخالفان
جمهوري
اسلامي
هستند، اما
تاكنون
برخلاف عراق
ـ كه ما به
معارضان صدام
كمك ميكرديم
ـ اين اقدام
درباره
جمهوري
اسلامي انجام
نشده و كمكها
بيشتر به
گسترش
دمكراسي در
رسانهها
بوده است؛
مانند راديو
فردا كه
وابسته به
دولت آمريكا
هستند.
آمريكا نه
تنها به
مخالفان
نظامي جمهوري
اسلامي كمك
نكرده، بلكه
گروه مجاهدين
خلق (MKO) را نيز
در فهرست
گروههاي
تروريستي
قرار داده
است.
بازتاب:
آيا اين كار
به خاطر
ترورهاي
شهروندان
آمريكايي
توسط اين
گروه پيش از
انقلاب
اسلامي انجام
نشده است؟
اسلاوين:
درست است،
البته حمايت
اين گروه از
صدام و كشتار
مردم عراق پس
از جنگ خليج
فارس و بمبگذاريها
در تهران نيز
از ديگر
دلايل
تروريستي
شناخته شدن
گروه مذكور
از سوي
آمريكاست.
بازتاب:
اگر اين گروه
از نظر شما
تروريستي
است، چرا
آمريكا به
ادعاهاي آنان
درباره
فعاليتهاي
هستهاي
ايران استناد
ميكند؟
اسلاوين:
آنان اخباري
را اعلام
كردند، اما
موضوع فعاليتهاي
هستهاي
ايران از
وقتي اهميت
پيدا كرد كه
آژانس (IAEA) وارد
مسئله شد.
بازتاب:
آيا سرويسهاي
امنيتي
آمريكا اين
اطلاعات را
در اختيار
مجاهدين خلق
قرار نداده
بودند؟
اسلاوين:
من نميدانم،
اما به گمانم
مجاهدين خلق
منابع
اطلاعاتي در
ايران داشتند.
بازتاب:
عكسهاي
ماهوارهاي
از داخل
ايران به اين
گروه داده
نشده بود؟
اسلاوين:
عكسهاي
ماهوارهاي
را هر كسي ميتواند
از ماهوارههاي
تجاري بخرد و
حتي در
بسياري از
موارد، اين
تصاوير بهتر
از ماهوارههاي
«سيا» كار ميكنند.
بازتاب:
اما به نظر ميرسد
كه اطلاعات
هستهاي
ايران با
ماهوارههاي
جاسوسي و
هواپيماهاي
بدون سرنشين،
جمعآوري و
در اختيار
اين گروه
قرار داده
شده است؟
اسلاوين:
من تنها يك
خبرنگارم و
اطلاعات
امنيتي ندارم.
بازتاب:
شما براي
ششمين بار
است كه به
ايران سفر ميكنيد،
به نظر شما
مردم ايران
چه ميخواهند؟
اسلاوين:
من زياد
مطمئن نيستم،
اما دريافتم
كه مردم
ايران، ميخواهند
تغيير ملايمي
در كشور
ايجاد شود؛
ناراضيان
زيادي در
ايران هستند.
بازتاب:
در آمريكا
هم ناراضيان
زيادي هستند؟
اسلاوين:
بله، مطمئنا،
اما ما آزادي
بيشتري
داريم،
انتخابات
داريم، اما
آزادي در
ايران، بسيار
محدود است.
بازتاب:
چگونه
محدودتر از
آمريكاست، در
انتخابات
ايران، هشت
كانديدا وجود
داشت، اما
مردم آمريكا
همواره بايد
از بين دو
نفر، يكي را
انتخاب كنند.
اسلاوين:
ما انتخابات
مقدماتي
طولاني داريم
و از ميان
تعداد زيادي،
اين دو
كانديدا
انتخاب ميشوند.
بازتاب:
اما اين دو
كانديدا
منحصر به دو
حزب است، ما
سرنوشت «راس
پرو» را كه ميخواست
مستقل وارد
انتخابات
آمريكا شود،
از ياد نبردهايم؟!
اسلاوين:
بله، اما ما
شوراي نگهبان
نداريم و
لازم نيست
همه
كانديداها
مذهبي باشند.
بازتاب:
اين انتخاب
مردم ايران
بوده است و در
قانون اساسي
آمده و قانون
اساسي به
وسيله اكثريت
مطلق مردم
تصويب شده
است.
اسلاوين:
بله، اما
قانون اساسي
شما در اوايل
انقلاب تصويب
شد و در آن
شرايط، مردم
هيجانزده و
خواهان تغيير
همه چيز
بودند، اما
هماكنون
شرايط تغيير
كرده است.
بازتاب: قانون
اساسي آمريكا
كه دويست سال
پيش تصويب شد.
اسلاوين:
بله، اما ما
متممهايي
تصويب كرديم،
مثلا؛ تا سال 1920
زنان نميتوانستند
رأي دهند،
ولي اين
تغيير كرده
است.
بازتاب: ما
هم در قانون
اساسي تغيير
دادهايم و
پانزده سال
پيش، متمم آن
تصويب شد.
اسلاوين:
اما شما با
تغييرات در
وضعيت كنوني
مخالفيد و
تقاضاي
رفراندوم را
نپذيرفتند.
بازتاب:
رفراندوم،
سازوكار خاص
خود را دارد
كه بايد با
تصويب دوسوم
پارلمان
همراه شود.
آيا در
آمريكا كه
بيش از 250
ميليون جمعيت
دارد، شما
تقاضاي
چندهزار نفر
را براي
رفراندوم ميپذيريد
كه ما در
ايران هفتاد
ميليوني،
تقاضاي سيصد
نفر را به
رفراندوم
بگذاريم؟
اسلاوين:
اين مسئله
مردم ايران
است و من نميخواهم
نسبت به آن
نظر دهم.
بازتاب:
اما رئيسجمهور
آمريكا
درباره آن
نظر داد و در
سخنراني
ساليانهاش
گفت كه مردم
ايران اسير
شدهاند، حال
آنكه درصد
مردمي كه در
انتخابات
ايران شركت
كردهاند، از
شركتكنندگان
در انتخابات
آمريكا بيشتر
بود.
اسلاوين:
رئيسجمهور،
نظريات خودش
را ميگويد و
خود نيز در
برابر آن
مسئول است،
اما اينكه
دمكراسي شما
به اندازه
دمكراسي ما
باز نيست، يك «واقعيت»
است.
بازتاب:
تفاوت
دمكراسي ما
با شما طبيعي
است، آن
دمكراسي
آمريكايي است
و اين
دمكراسي
ايراني.
اسلاوين:
اين بستگي به
مردم ايران
دارد، آنان
خودشان بايد
تصميم بگيرند.
بازتاب:
شما به عنوان
يك خبرنگار
آزادانه به
ايران سفر و
با مسئولان،
ملاقات و به
دنبال آن،
گزارش تهيه
ميكنيد، اما
خبرنگاران
ايراني در
آمريكا آزاد
نيستند، چرا؟
اسلاوين:
من به عنوان
يك روزنامهنگار
ميگويم كه
خبرنگاران
بايد آزاد
باشند و از
اين حالت
متأسفم. من
اعتقاد دارم
خبرنگاران
ايراني بايد
در واشنگتن ـ
كه پايتخت
ايالات متحده
است ـ و لوسآنجلس
ـ كه بيشترين
ايرانيها در
آن اقامت
دارند ـ
فعاليت كنند،
اما يك بار كه
درخواست
فعاليت يك
خبرگزاري
ايراني در
واشنگتن مطرح
شد، مقامات
آمريكايي
گفتند كه
آنان تنها در
نيويورك ميتوانند
فعاليت كنند،
اما به نظر
من، اگر
خبرنگاران
ايراني در
آمريكا حضور
داشتند و
مثلا از
نزديك،
فرايند
انتخابات
آمريكا را
پوشش ميدادند،
بسيار خوب
بود.
بازتاب:
به عنوان
آخرين پرسش،
از شما كه به
كشورهاي
مسلمان زيادي
مسافرت
كرديد، ميخواهم
كه نظرتان را
راجع به
ايران بگوييد.
اسلاوين:
همه كشورها
با هم فرق
دارند و نميخواهم
ديگر كشورهاي
مسلمان را
نقد كنم، اما
من ايران را
از چند كشور
اسلامي ديگر
كه به آنها
سفر كردم،
بسيار بيشتر
دوست دارم و
براي اينكه
باز هم
بتوانم ويزاي
آن كشورها را
بگيرم، نام
آنها را نميگويم.
baztab 2006 03 09