شعبان جعفری (بی مخ) دیروز در سالگرد کودتا 28 مرداد در آمریکا درگذشت
شعبان
جعفری در سال
۲۰۰۰
آری !
شعبان جعفری (
بی مخ ) در
پنجاه و
سومین
سالگرد
کودتایی که
خود نقش
بسزایی در
پیدایش آن
داشت درگذشت
و این همان
طنز تاریخ
است
شعبان جعفری
بی شک یکی از
نامهای
جنجالی
تاریخ معاصر
ایران و از
بازیگران
اصلی کودتا 28
مرداد بود . او
که خود را از
مریدان " آیت
الله کاشانی
" و
دوستداران "
محمد رضا شاه
پهلوی " می
دانست ، در
کودتای ۲۸
مرداد به
همراه
دوستانش
نقشی بزرگ در
پیروزی
خیابانی
طرفداران
شاه و ارتش در
مقابل
طرفداران
حزب توده و
دکتر مصدق
بازی کرد
وقتی خبر را شنیدم یاد مرد بزرگ تاریخ معاصر ایران دکتر حسین فاطمی افتادم که چگونه پس از دستگیری در سال سی و دو مورد اصابت چاقوی شعبان بی مخ قرار گرفت . اينك هم دكتر فاطمي و هم شعبان جعفري به تاريخ پيوسته اند ، اما اين كجا و آن كجا
آری ! شعبان بی مخ در تاریخ معاصر ایران یک نماد بود و در مملکت ما ايران که هنوز هم شعبان بی مخ ها و تفکرات شعبان بی مخی حضور پررنگی دارند و می توانند تصمیم ساز باشند شاید درگذشت شعبان بی مخ آن هم در سالگرد کودتای 28 مرداد ، نور امیدی را در دل روشن کند که زمان شعبان بی مخ ها ، زهرا خانم ها و ... به سر آمده باشد
به امید روزی که افکار و رفتار های مبتنی بر لمپنیسم را تنها و تنها در دل تاریخ جستجو کنیم
عکس از
کتاب خاطرات
شعبان جعفری
ویر منتشر نشده از کودتای 28 مرداد 1332
28 مرداد 1386

روز
28 مرداد
یادآور
كودتای ننگین
و سیاهی است كه
شیرینی نهضت
ملی شدن صنعت
نفت را در كام
ملت ایران تلخ
كرد.
پس از پیروزی
قیام سی تیر به
رهبری آیتالله
كاشانی كه
باعث روی كار
آمدن مجدد
دكتر محمد
مصدق شد، مصدق
در صدد افزایش
اختیارات خود
و محدود كردن
اختیارات
مجلس شورای
ملی برآمد و
بنای اختلاف
با آیتالله
كاشانی را
گذاشت. بدین
ترتیب او بدون
توجه به نقش و
رهبری آیتالله
كاشانی در
قیام سی تیر كه
منجر به روی
كار آمدن مجدد
او شد، به
پیاده نمودن
شعار «جدایی
دین از سیاست»
پرداخت و برخی
روحانیون و
نزدیكان آیتالله
كاشانی را
دستگیر كرد.
عوامل داخلی و
خارجی نیز
آنچنان شخصیت
این مرد
روحانی بزرگ و
شریف را لكهدار
كردند كه شاید
بتوان آن را در
تاریخ ایران
بیسابقه
دانست.
طرح كودتای
نظامی 28 مرداد
را باید در
اصل، یك طرح
انگلیسی
دانست. انگلیس
كه پس از كوتاه
شدن دست خود از
صنعت نفت
ایران، منابع
بسیاری را در
منطقه و خصوصا
ایران از دست
داده بود، با
قطع امید از
رسیدن به
توافق، وارد
مطالعه طرح یك
كودتای نظامی
شد. در ابتدا
آمریكا مخالف
بود اما
پیروزی
آیزنهاور در
انتخابات
ریاست جمهوری
آمریكا باعث
تغییرات عمدهای
در سیاست
خارجی آمریكا
شد. كرمیت
روزولت رییس
اداره خاور
نزدیك سازمان
سیا به
فرماندهی
عملیات
انتخاب شد و
آمریكا و
انگلیس، ستاد
مشتركی را در
ایستگاه
اطلاعاتی
انگلیس در
قبرس تشكیل
دادند و
عملیات كودتا
را طرحریزی
كردند.
اگرچه اجرای
نقشه كودتا در
25 مرداد شكست
خورد و شاه از
ایران فرار
كرد اما سستی
مصدق و دلایل
مختلف دیگر
باعث شد كه در 28
مرداد 1332 كودتا
عملی شود و
سرلشكر فضلالله
زاهدی مجری
طرح كودتا به
جای مصدق نخست
وزیر شد و بدین
ترتیب با قبضه
شدن قدرت در
دست استبداد
داخلی و
استعمار
خارجی یكی از
ننگینترین
دورههای
استبداد در
تاریخ معاصر
ایران رقم خود
و باعث حاكمیت
25 سال
دیكتاتوری
محمدرضا شاه
با حمایت
مستكبرین و
خصوصا آمریكا
گردید.
این واقعه
تاریخی درسها
و عبرتهای
فراوانی برای
ملت ایران به
همراه د اشت و
به عنوان یكی
از تلخترین
روزها در
تاریخ ایران
ثبت شده است.
گزارش تصویری
منتشر نشده از
کودتای 28
مرداد 1332

سپهبد زاهدی
در دفتر کار
خود در روزهای
اوایل کودتای
28 مرداد 1332

اجتماع مردم
به هنگام
پایین کشیدن
مجسمه
محمدرضا
پهلوی در
میدان
توپخانه در
جریان کودتای
28 مرداد 1332

تظاهرات
سربازان و
چماقداران در
حمایت رژیم
پهلوی در
جریان کودتای
28 مرداد 1332

حرکت تانکها و
تظاهرات
چماقداران در
خیابانهای
تهران در
حمایت از
سلطنت پهلوی

تظاهرات
سربازان و
چماقداران در
حمایت رژیم
پهلوی در
جریان کودتای
28 مرداد 1332

عده ای از
سربازان شرکت
کننده در
کودتا

شعبان جعفری
معروف به
شعبان بی مخ در
حال شعار دادن
در جمع
کودتاچیان

فضل اله زاهدی
پس از کودتا در
جمع
کودتاچیان

نعمت اله
نصیری یکی از
عوامل اصلی
کودتا در حال
نشان دادن یکی
از اسناد این
واقعه

بازگشت
محمدرضا
پهلوی به
ایران پس از
کودتا

زاهدی در جمع
امرای ارتش و
نظامیان شرکت
کننده در
کودتای 28
مرداد
http://www.irdc.ir/news.asp?id=2088
![]() |
|
|||||||||||||||
|
|||||||||||||||
http://www.persian-language.org/Group/Article.asp?ID=961&P=3
nموضع
گیری مشترک
نیروهای
ارتجاعی علیه
دکتر مصدق و
نهضت ملی
ایران!
بخش سوم
دکتر محسن
قائم مقام-
نیویورک
پیش
گفتار بخش
سوم
در
دو بخش گذشته
به برخی از
حملات دسته
جمعی و
ارتجاعی علیه
دکتر مصدق
پاسخ گفته شد .
و نیز
اشاراتی
تاریخی و
تحلیلی از
دوران رضا
شاه به عمل
آمد. در این
بخش کوشش
میشود که
بطور گذرا
پیدایش، رشد
و نضج نهضت
ملی ایران پس
از شهریور 1320 و
رهبری دکتر
مصدق مرور
شود . و به برخی
از مطالب
نادرست عنوان
شده در
مقالات
نویسندگان "
چپ رادیکال "
پاسخ داده
شود . حق
هست که
دانشورانی که
در موضوع
نهضت ملی
ایران مطالعه
داشته اند
نیز با قلم
خود این
" وارونه
نویسی های
تاریخ " را
افشا نمایند .
ایران
پس از شهریور
1320
شهریور
1320 فرا رسید
ومتفقین
مملکت ما را
اشغال نظامی
کردند. دیکتاتور
تنها و بی
پناه از
ایران بیرون
رانده شد .
انگلیسی ها
زمانی که
نتوانستند
شخص مناسبی
از خانواده
قاجار پیدا
نمایند محمد
رضا ولیعهد
را بسلطنت
برگزیدند .
سید
ضیاءالدین
طباطبائی،
عامل کودتای 1299
سر از صندوق
انتخابات
بیرون آورد و
مصدق بمنزله
دادستان ملی
و بعنوان
اعتراض به
اعتبارنامه
سید ضیاء ،
بافشاگری از
حکومت 20 ساله
دیکتاتوری
رضاشاهی
پرداخت .
عنوان آزادی
انتخابات و
مبارزه برای
آن که
سرانجام "
جبهه ملی
ایران " از آن
بیرون آمد
آغاز مبارزات
گسترده مردم
ایران برای
کسب آزادی و
دمکراسی بود .
سابقه خدمات
صادقانه و
میهن دوستانه
دکتر مصدق و
شهامت فوق
العاده او در
رو یا روئی با
سردارسپه و
در مخالفتش
با تفویض
قدرت سیاسی
مملکت به وی،
اعتماد و
اطمینان بی
تردید مردم
را باو بی
همتا ساخت .
مجموعه این
رویدادهای
تاریخی و
عملکرد او در
رهبری نهضت
ملی سیمای یک
قهرمان ملی و
تاریخی را از
او ساخت .
موضوع
های مطرحه و
آرایش نیروها
در مملکت،
منازعات
حاصله
آزادیهائی
که پس از سقوط
دیکتاتوری در
شهریور1320
بدلیل ضعف
حکومت مرکزی
نصیب مردم شد
وضع و دوران
جدیدی را در
مملکت بوجود
آورد. آرایش
نیروهای
اجتماعی در
مملکت شکل
نوی بخود
گرفت . مردم
فرصتی یافتند
تا بمیدان
بیایند و
مبارزات نهضت
مشروطه برای
برقراری
آزادی و
دمکراسی را
در شرایط
جدید کشوز و
جهان دوباره
از سر آعاز
نمایند .
سرکردگی
نیروهای
ارتجاع داخلی
بشکل طبیعی
در دست سید
ضیاءالدین
طباطبائی که
دوباره سر از
سوراخ و لاک
خویش بیرن
آورده بود،
قرار گرفت. از
سوی دیگر
روشنفکران و
آزادیخواهان
در گروههای
مختلفی گردهم
آمدند . موضوع
های مطرح
برای
آزادیخواهان
مهمتر از همه
بسط و تضمین
آزادیهای
مردم با
برقراری یک
سیستم
دمکراتیک از
جانب نهاد
مجلس شورای
ملی بود،
مجلسی که
نمایندگی
واقعی مردم
را داشته
باشد و
بتواند
قوانین مناسب
و در خدمت
خواسته های
مردم و نیاز
مملکت را
مدون نماید .
در میان
روشنفکران
مملکت با
انتخاب یک
شیوه مسالمت
آمیز با طرح و
بحث مسائل از
طریق گروهها
، احزاب و
نشریات و
جرائد در
کشور اختلافی
در میان نبود .
صحبت " انقلاب
" که در دوران
غروب جنبش
مشروطه
بعنوان "
انقلاب دوم "
خوانده می شد
همیشه یک
جنبه آرزوئی
و جل همه
مشکلات را با
خود داشت،
رؤیائی بود
تااینکه
برنامه ای که
کسی یا گروهی
دنبال آن
باشند، چیزی
نظیر ظهور
حضرت صاحب در
اذهان جا
میگرفت!
تنها حل
مسأله آزادی
و دمکراسی
میتوانست
ضامن پیشرفت
مردم و مملکت
باشد .
بعبارتی کلید
مشکلات کشور
کلیدی سیاسی
بود و از راه
سیاسی می
توانستند
راهی برای جل
مشکلات
اجتماعی پیدا
نمایند . از
سوی دیگر
استقلال کشور
که با حضور
نیروهای مسلح
متفقین در
مملکت شکل
حادی بخود
گرفته بود،
خطر بزرگی
برای
یکپارچگی
کشور
میتتوانست
باشد . فروغی
نخست وزیر
زمان شهریور20
برای آرام
کردن مردم در
اشاره به
ورود متفقین
در مجلس گفت: "
می آیند و
میروند و
بکسی هم کاری
ندارند!" و
دیدیم که در
سایه تانک
های ارتش سرخ
در تهران و
آذزبایجان جه
کار هائی که
نشد. و
بالاخره بجای
خود برقراری
عدالت
اجتماعی در
جامعه، که از
دیرگاه مورد
توجه گروه
بزرگی از
روشنفکران
جامعه بود، و
دیرگاه از
خواسته ها و
آرزو های
اکثریت
روشنفکران و
در معنی عام
ان آرزوی
عامه مردم
بود ، از
خواسته های
اکثریت
روشنفکران در
هر زمان در
ایران بود و
پس از شهریور 20
انتخاب راه
حل
سوسیالیستی
که همان معنی
را عنوان
میکرد خواسته
بسیاری از
گروهای
روشنفکری
بخصوص حرب
توده ایران
گردید.
مجلس
جهاردهم،
قرارداد نفت
شمال، فرقه
دمکرات در
آذربایجان
در
مجلس جهاردهم
بسیاری از
نمایندگان
طیف های
مختلف در
میان مردم
راه یافتند .
اولین نشانه
هم رائی میان
روشنفکران
برای برقراری
یک حکومت
ناشی از
اراده مردم،
مخالفت دشته
جمعی ایشان
با اعتبار
نامه سید
ضیاء الدین
طباطبائی ،
عامل کودتای 1299
بود که ادامه
عملکرد آن
کودتا از
میان بردن
باقی مانده
مقاومت
مشروطه
خواهان در بر
قراری حکومت
باشی از رأی
مردم و
برقراری
دیکتاتوری 20
ساله بود . و
باز توافق
همه، بخصوص
نمایندگان
حزب تازه
بنیاد حزب
توده ایران،
در انجام
اعتراض تنها
بوسیله دکتر
مصدق در مجلس
بود . حضور
نیروهای
متفقین در
مملکت خطرات
بسیاری را
برای استقلال
و تمامیت
ارضی ایران
مطرح ساخته
بود . انگلیس و
امریکا در
سراسر جهان
برای تقسیم
میراث شیر
پیر بریتانیا
که صدمات جنگ
جهانی آنرا
بیش از همیشه
ضعیف و بشکلی
درمانده کرده
بود منازعه
ای پنهانی
داشتند . و این
منازعه در
خاورمیانه که
ملک طلق
بریتانیا
برای سالها
بود در ایران
تظاهر خود را
داشت . دولت
شوروی که با
چهارده ملیون
کشته در جنگ
پیروز گشته
بود و در
تقسیم دنیا
پس از چنگ
جهانی به
پشتیبانی
بسیاری از
مبارزین
آزادی در
جهان که
شوروی را
نگهبان آزادی
و عدالت
اجتماعی در
جهان
میشناختند
نیمی از
اروپای را با
یونان و شاید
ایتالیا
مبادله و
مصالحه کرد .
ادامه منازعه
در تقسیم
جدید جهان در
میان شوروی و
غرب در مورد
آذربایحان
بود . شوروی
ارتش خود را
از آذربایجان
بیرون نبرد
تا بتواند
برنامه و
سناریوی
اروپای شرقی
در برقراری
حکومتهای به
نوعی در
قیمومیت دولت
شوروی را در
پناه تانک
های ارتش سرخ
در آذربایجان
پیاده نماید،
که قسمت اول
برنامه با
روی کار آمدن
فرقه دمکرات
موفقیت آمیز
بود . شوروی
همواره
بدنبال کسب
امتیاز
" نفت شمال "
ایران بود و
اوج این
مذاکرات در
عقب نشینی
شوروی از
آذربایجان در
مبادله با
امضای قرار
داد نفت شمال
توسط قوام
السلطنه،
نخست وزیر
وقت ایران
صورت پذیرفت .
که آن
قرارداد هم
با عدم
تصویب در
محلس پانزدهم
که اکثریت
آنرا وکلای
منصوب قوام
تشکیل
میدادند از
میان رفت. و
البته نباید
فراموش کرد
که فشار غرب
بر شوروی و
سایر مبادلات
در پایان جنگ
جهانی در
میان ایشان
در پایان
گرفتن ماجرای
آذربایجان و
بیرون رفتن
ارتش سرخ از
ایران اساسی
بود . و گر نه
استالین
پیشاپیش نام "
آران "،
سرزمین شمالی
آذربایجان که
امروزه
جمهوری
آذربایجان را
تشکیل میدهد،
را بهنام "
آذربایجان "
تبدیل کرده
بود!
شعار
الغاء
قرارداد نفت
جنوب در
برابر شعار
ملی شدن
صنایع نفت در
سراسر کشور
حزب
توده که حزب
دنباله روی
شورروی نظیر
سایر احزاب
کمونیست در
دنیا بود
برای حفظ
منافع " برادر
بزرگتر " در
برابر شعار "
صنایع نفت در
سراسر کشور
باید ملی شود
" شعار " قرار
داد نفت جنوب
باید ملغی
گردد " را
مطرح کرد
. که همانطور
که در بخش اول
اشاره شد
استراتژی بدی
بود . این شعار
تنها برای
حفط احتمالی "
قرارداد نفت
شمال " برای
روسها مطرح
شده بود چون "
ملی کردن
صنایع نفت "
حق دادن هیج
امتیاز جدیدی
برای نفت را
باقی
نمیگذاشت.
ولی جون در
عمل قراردادی
یکطرفه ملغی
میشد، در هر
دادگاهی از
نظر حقوقی
مردود بود .
از این جهت
مبارزه شدیدی
از طرف حزب
توده علیه
نیروهای ملی
که بدنبال
ملی کردن نفت
بودند آغاز
شد که در
سراسر دوران
حکومت ملی
دکتر مصدق
ادامه یافت و
متأسفانه از
عوامل عمده
شکست نهضت
ملی ایران در
مرداد 1332 گردید .
چه اگر
مبارزات
روشنفکران
ایران همه در
پشتیبانی از
یک مبارزه ضد
ارتجاعی و ضد
استعماری در
غالب نهضت
ملی ایران
شکل میگرفت
چنان قدرتی
در مملکت
پیدا می شد که
هیچ نیروءئی
قادر نبود تا
آنرا درهم
بشکند . و
ادامه دنباله
روی حزب توده
از سیاست های
دولت شوروی
مانع اصلی
عدم انجام
این آرزوی
بزرگ
روشنفکران
ایران در
همبستگی همه
روشنفکران در
یک صف متحد
گردید .
نهضت
ملی ایران،
شهریور 1320 -
28 مرداد 1332
نهضت
ملی ایران یک
موج فکری
گسترده ای در
میان مردم
آگاه و
هوادار
مبارزه برای
برقراری
آزادی و حفظ
استقلال
مملکت بود .
این موج فکری
پس از شهریور 1320
تظاهر نمود و
بزودی نضج
گرفت و رهبری
خود را بوجود
آورد . این
نهضت در
دنباله
مبارزات جنبش
مشروطه و در
ادامه
برآوردن
خواسته های
آن جنبش بود .
نهضت ملی
ایران اجبارآ
در چند جبهه
مختلف در
مبارزه بود .
مبارزه با
ارتجاع داخلی
که ابتدا
ضعیف بود و
دربار و زمین
داران بزرگ و
سایر هم
پالکی هایشان
این بخش را می
ساختند ولی
در ادامه
مبارزه
ارتجاع داخلی
بخصوص پس از
واقعه
آدربایجان
قدرت گرفت و
دیکتاتوری
ارتجاع
بسرکردگی
سپهبد رزم
آرا، رئیس
ستاد ارتش و
پس از آن نخست
وزیر را
بوجود آورد .
ولی نضج
مبارزه بحدی
بود که
ارتجاع داخلی
دیگر
نمیتوانست
جلو دار آن
باشذ. اعتلای
قدرت نهضت
ملی در اوج
خود مجلس را
به تصویب
قانون ملی
شدن نفت در 1329
مجبور ساخت
و مصدق را به
نخست وزیری
رساند . و در 1331
در قیام با
شکوه سی ام
تیر ماه از
حکومت ملی
دکتر مصدق
دفاع نمود . و
در دنباله
این مبارزات
بزرگ سرانجام
امپریالیسم
انگلیس و
امریکا با
کمک ارتجاع
داخلی حکومت
مصدق را ساقط
نمودند . نهضت
ملی ایران و
رهبری آن
دکتر مصدق
نبردی را در
یک جنگ
تاریخی و
دراز مدت که
برای برقراری
ازادی و
دمکراسی در
مملکت و
استقلال آن
صورت میگرفت
را باخت . ولی
نهضت همچنان
ادامه یافت
همانگونه که
جنبش مشروطه
با شکست
روبرو شد ولی
آتش جنبش در
دلهای مردم
هرگزخاموش
نشد و مشعل
جنبش در دست
آزادیخواهان
نهضت ملی
ایران همچنان
بجلو رانده
شد .
دفاع
مردم از مصدق
بعد
از مقاله دوم
برای من
نوشتند که
مردم ایران
همیشه رهبران
خود را در
پایان کار
تنها گذاردند
. و بایشان در
پاسخ نوشتم
که این گفته
هرگز واقعیت
ندارد چه
اعتراض مردم
ایران از
همان روز اول
کودتا به
کودتا چیان
رسا و آشکار
بود . کودتا
چیان که عدم
همکاری مردم
را با خود
میدانستند و
می دیدند
خیابانهای
شهر را پر از
پلیس و نظامی
کرده بودند . در
آغاز سال
تجصیلی
دبیرستانها و
دانشگاه در
مهر ماه باز
شد و فریاد "
مصدق پیروز
است " در صجن
مدارس خاموش
نمی شد . این
بار همه
محصلین در
کنار هم
ایستاده
بودند. خشونت
کودتا و
حقیقت عریان
دیکتاتوری
وحدت آورده
بود . دانشگاه
اشعال نظامی
بود . یکنفر هم
اگر در جائی
میایستاد
سربازی با
خشم باو
نزدیک میشد
که " متفرق
شید! " و
تراژدی
" 16 آذز
1332 " و
سرکوب رژیم
از
دانشجویانی
که میدان
مبارزه در
دفاع از مصدق
، حکومت مصدق
و مخالفت
شدید با
کودتا چیان
رارها
نمیکردند،
صورت پذیرفت .
حضور نیکسون
در آنزمان
تصادفی بود . و
دانشجویان
برنامه ای
برای او
نداشتیند .
این حزب توده
بود که
میخواست بهمه
چیز رنگ
سیاست شوروی
که در آن زمان
شدیدآ ضد
امریکائی بود
را بزند
و موضوع
اعتراض
دانشجویان به
کودتا چیان و
کودتا و
پشتیبانی از
دکتر مصدق و
نهضت ملی
ایران را
پنهان نماید .
در دنباله
این فاجعه
مردم ایران
در17 آبان 1332
یعنی کمی بیش
از دوماه پس
از کودتا در
اعلام محاکمه
دکتر مصدق به
خیابانها
ریختند و شهر
را تعطیل
کردند و
بمقابله با
نظامیان
کودتا
پرداختند .
نظامیان
حکومت کودتا
سقف بازار را
برای شکستن
مقاومت
بازاریان
خراب کردند. و
جمع کثیری از
مردم را در
خیابانها
دستگیر و با
عجله ایشانرا
به آبادان و
برخی را به
جزیره خارک
فرستادند . من
د رآنزمان
دانش آموز
بودم و
تنها از
مدرسه ما
چندین دانش
آموز جزء
دستگیر
شدگان و
اعزامی به
آبادان و
جزیره خارک
بودند .
رقم دستگیر
شدگان و
اعزامی ها در
شهر بسیار
زیاد بود .
نهضت مقاومت
ملی ایران ،
که ادامه
مبارزه جبهه
ملی ایران با
حکومت کودتا
بود، .روز 17
آبان روز
اعتراض به
محاکمه دکتر
مصدق را "
تعطیل عمومی "
اعلام نموده
بود . کودتا
چیان هر کس را
که آنروز در
شهر حرکت
داشت و هر کس
را میتوانست
دستگبر میکرد
. این مقاومت
ها تا دو سال
همچنان ادامه
داشت مردم
نشان دادند
که مصدق را
تنها
نگذاردند و
نهضت همچنان
ادامه دارد .
حضور
فرمانداری
نظامی در
شهرها و
بخصوص در
تهران و سپس
تشکیل سازمان
مخوف امنیت،
ساواک، خود
دلیل درجه و
میزان مقاومت
مردم در
برابرجکومت
کودتا بود .
"چپ
" وابسته و "چپ
" جدید با
افکار غیر
دمکراتیک و
استالینیست
در
این بخش از
مقاله من به
توضیح بیشتری
در مورد
مطالبی که
بطور مجمل در
بالا نوشتم
می پردازم .من
در مقدمه
بالا سعی
نمودم و قصد
داشتم که
موضوعات طرح
شده در آن
دوران را
بنویسم . و
ذیلآ به
جزئیات لازم
دیگری از این
موضوعات
اشاره میکنم .
و امیدوارم
برای نسل
جوانی که نه
سنش بآن
دوران ها قد
میدهد و نه
سند و مدرک
منظمی در
دسترس اش
موجود است و
نه نشریه ملی
گرایان آزاد
است که در
داخل مملکت
باین وارونه
نویسی های
تاریخی پاسخی
بنویسند،
مفید افتد .
در
برخی از قسمت
های پائین
پاسخ به
آنهائیست که
بنام " چپ
رادیکال "
علیه مصدق و
نهضت ملی
ایران نوشته
اند . این
افراد صحبت
های آنزمان
چپ وابسته را
میرنند . نهضت
ملی ایران
برای
برقراری
آزادی و
دمکراسی در
مملکت و حفظ
استقلال کشور
شکل گرفته
بود و آنرا
نا بخردانه "
مبارزه برای "
تحدید قدرت
سلطنت "
میخوانند .
افراد
آزادیخواه چپ
در ایران پس
از 28 مرداد
مواضع و
تحلیل های
خود از نهضت
ملی ایران و
دکترمصدق را
اصلاح کردند
و امروزه در
ضف مبارزان
آزادی و
دمکراسی
مبارزه
میکنند ولی
برای این
افراد نوظهور
" چپ با
افکار گذشته
و باطل شده "
هنوز پا بر
جاست و برای
ایشان
هنوزهمان تز
ها و ایده
هائی که در
تجربه تاریخ
شکست خورده و
دور افتاده
شده ملاک و
منطق تحلیل
موضوعات
اجتماعی است .
به نقل بمعنی
مینویسند:
" مصدق و
جبهه ملی
برای سرکوب
مبارزه
طبقاتی و
قومی، شعار
ملی شدن نفت
را که تنها
برای مبارزه
با دربار و
فراکیسیون
های ارتجاعی
بود ، پرچم
خود نمودند " .
خواندن همین
تز ها خود
معرف اندازه
تعصب و آگاهی
سیاسی و
اجتماعی
ایشان است . و
این سخنان
اگر پاسخی
نداشته باشند
و اگر وارونه
نویسی تاریخ
ادامه یابد
می تواند
برای مدتی
ذهن ساده و کم
تجربه جوانان
دانشگاه را
در گمراهی
نگهدارد .
دربار
مرکز توطئه
ارتجاع داخلی
و عامل نفوذ
نیروهای
استعماری به
کشور
تیمورتاش
وزیر مقتدر
دربار رضا
شاهی ، از
نخبگان مملکت
و افسری
تجصیل کرده
روسیه بود . و
قدرت و ابهت
همراه وجشتی
به دربار
رضاشاهی
بخشیده بود .
در آن دوران
قدرت بی رقیب
دیکتاتوری
احتیاجی به
تقسم قدرت با
کسی در مملکت
را نداشت
. د رحالیکه پس
از شهریور 20 با
پیدایش
آزادیهای
مردم بدلیل
ضعف حکومت
مرکزی پس از
سقوط
دیکتاتوری ،
دربار بسیار
آسیب دیده و
بسیار ناتوان
شده بود . لذا
کسب پشتیبانی
و کسب قدرت از
سایر نیروهای
ارتجاعی
کشور، مثل
زمین داران
بزرگ، سرمایه
داران، رؤسای
ایلات و
بوروکراسی
سنتی ، برایش
اجباری بود و
برای در
میدان سیاست
نیرومند باقی
ماندن بآن
نیاز داشت .
در عین حال
بدلیل حضور
شاه در مزکز
قدرت مملکت،
با وجود ضعف
بسیاری که در
آنزمان بر آن
مستولی شده
بود، هنوز
نقطه اتکاء
نیرومند و
مرکز قابل
اطمینانی
برای ارتجاع
داخلی می
توانست بحساب
آید . و
برای نیرو
های خارجی که
به ثروت ملی
ایران چشم
دوخته بودند
بهترین مرکز
برای نفوذ به
ارکان حیاتی
مملکت بود .
فرماندهی کل
قوا با شاه
بود و طبیعتأ
ارتش در دست
شاه و در بار
او بود . باین
دلیل
انتخابات با
حضور قدرت
ارتش در
شهرستانها ،
هرگز نمی
توانست بدون
کنترل و
دخالت دربار
انجام گردد .
تحصن
در دربار
مصدق
با شناخت
کامل از این
واقعیت های
مملکت بود که
همراه گروهی
که به
آزادیخواهی
شناخته شده
بودند به
تحصن در
دربار رفت
و خواستار
آزادی
انتخابات
شدند . او با
این اقدام
اولأ علنأ
دربار را
مرکز قدرت
مملکت و حل "
مسأله آزادی
انتخابات "
معرفی و
اعلام کرد .
او در آستانه
دربار،
وقتی هژیر
وزیر با
سیاست دربار
با روئی
آمیخته با
استفهام
احترامأ په
پیشوازش آمد
، با پرخاش از
هژیر پرسید "
عبالحسین خان
وجدان داری؟ "
. اینگونه
پرخاشگری ها
همراه جق
طلبی است . "
جبهه ملی
ایران " در
اعتراض به
تقلب در
انتخابات و
درخواست "
آزادی
انتخابات "
در تحصن
تاریخی خود و
سایر
آزادیخواهان
در دربار، که
شباهتی به
تقاضای "
اعلام
مشروطیت " از
مظفرالدین
شاه " در
جنبش مشروطه
را داشت،
بنیان گزارده
شد .
مبارزه
با دربار
دربار محمد
رضاشاه که
گذشته از
مرکز فساد
خانواده
سلطنتی،
پایگاه اصلی
ارتجاع داخلی
و مرکز توطئه
های کشور های
نیرومندی که
به منافع
ایران چشم
دوخته بودند،
بود، از
این مبارزه
با دربار
اقدامی اساسی
در پیشبرد
مبارزه برای
آزادی و
دمکراسی در
کشور بشمار
میرفت . و
بهترین
استراتژی
برای
آزادیخواهان
میتوانست
باشد . چنانچه
در عمل بیشتر
آزادیخواهان،
به درجات
مختلف ،
اجبارآ،
مستقیم یا
عیر مستقیم ،
با دربار در
مبارزه بودند
. لذا " تحدید
حیطه قدرت
سلطنت " بهترین
استراتژی
آزادیخواهان
را می ساخت .
حملات آشکار
به دربار و
شکایت از
فساد و دخالت
های علنی و
غیرقانونی آن
در جلوگیری
از برقراری
آزدیها در
کشور توسط
صاحبان جرائد
مانند محمد
مسعود در مرد
امروز و کریم
پور شیرازی
در شورش مورد
جمایت کامل
مردم بود .
روزنامه های
ایشان تا
غروب نایاب
می شد و با
قیمت های
گران فروش
میرفت . مردم
از آن زمان که
بیداری
یافتند
از دربار و
فساد و دخالت
های آن در تار
و پود زندگی
شان بیزار
بودند . و
زمانی که
دستشان بجائی
نمیرسید
حد اقل از
دشنامی که ر.زنامه
نگاران با
شهامت نثار
دربار
میکردند نقسی
بااحساس راحت
تری میکشیدند
. مصدق
و جبهه ملی
ایران هم
بجز انجام
یک مبارزه
دمکراتیک و
ضد استعماری
برنامه و هدف
دیگری را
اعلام نکرده
بود . و
تنها ازین
راه پای
آزادیخواهان
میتوانست به
مجلس باز شود .
واقعیت این
بود که اگر در
آنزمان
به "
قانون اساسی "
که محتوی
انقلاب
مشروطه بود،
درست عمل
میشد همه چیز
به شکل و
در جهت
صحیحی
میتوانست
حرکت نماید. .
در حالبکه
این قانون
اساسی جمهوری
اسلامی است
که اگر بآن
عمل شود
با حضور "
ولی فقیه "
هیچ کار
درستی انجام
پذیر نخواهد
بود . لذا
مبارزه با
دربار و "
تحدید قدرت
سلطنت "
بهترین
استراتژی
برای هر حرکت
ملی و
دمکراتیک می
توانست باشد .
شعار بی
پشتوانه "
انقلاب " دادن
دردی از مردم
را دوا
نمیکرد .
مبارزات
طبقاتی را
احزابی که
نمایندگی آن
طبقات را
بعهده دارند
دنبال میکنند
نه یک جبهه ای
که برای یک
مبارزه
دمکراتیک و
ضد استعماری
شکل گرفته
است . و دیدیم
که با این
استراتژی
درست نیروهای
مردمی در
سراسر مملکت
بسیج شدند و
مبارزه با
استعمار
انگلیس
پشیرفت های
چشمگیری را
پیدا کرد . و
مهمتر از همه
نهضتی بنیاد
گرفت که تا
بامروز برای
دست یابی به
آزادی و
دمکراسی از
پا نیافتاده
است!
پایان
بخش سوم . در
بخش بعد
"
چپ " در دوران
آزادی های
نسبی سالهای 20
و پس از آن