شماره خبر: 100923756931

عيد بزرگ بندگي بر مسلمانان جهان مبارک باد

عيد قربان ؛ شکوه ايثار و تجلي بندگي

جام جم آنلاين: عيد قربان روز رهايي از تعلقات دنيوي و ذبح وابستگي هايي است که انسان را از دستيابي به خير آخرت باز مي‌دارد، عيد قربان تجلي شکوه بندگي و بهره‌گيري از تقوا براي بريدن از همه چيزهايي است که انسان را از دستيابي به آزادگي باز مي‌دارند.

حج بزرگترين کنگره عبادي ، سياسي و اجتماعي مسلمانان است. در حج ميليونها مسلمان گرد هم مي آيند تا ضمن انجام يک فريضه الهي، يک نيايش دسته جمعي جهاني و يک حرکت توفنده اعتقادي را عليه کليه عقايد شرک و کفر داشته و انسجام و وحدت خود را به جهانيان نشان دهند.

هر روز حج اعمال خاصي دارد که با اهدافي مشخص و معنوي اجرا مي شوند ، يکي از اين اعمال قرباني کردن است. دهم ذيحجه ، يکي از بزرگترين و باشکوهترين اعياد مسلمانان ، عيد قربان است . مسلمانان جهان اين روز را بسيار گرامي مي دارند.

حاجيان در اين روز پس از به پايان رساندن مناسک حج ، حيواني را ذبح مي‏ کنند و پس از قرباني آنچه بر آنان در حال احرام ، حرام شده‏ ، مانند نگاه کردن در آينه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو، حلال مي شود.

در روايات مختلف ديني آمده است: ابراهيم (ع) در سن بالا داراي فرزندي شد که او را اسماعيل نام نهاد و برايش بسيار عزيز و گرامي بود. اما مدتها بعد ، هنگامي که اسماعيل به سنين نوجواني رسيده بود، فرمان الهي چندين بار در خواب به ابراهيم (ع) نازل و بدون ذکر هيچ دليلي به او دستور داده شد تا اسماعيل را قرباني کند.

ابراهيم پس از کشمکشهاي دروني بسيار بالاخره با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر مي روند و ابراهيم (ع) آماده سر بريدن فرزند محبوب خود مي‌شود. اما به هنگام قرباني اسماعيل، خداوند که او را سربلند در امتحان مي‌‌ يابد، گوسفندي را براي انجام ذبح به نزد ابراهيم مي‌‌فرستد.

اين سرسپردگي، ايثار و عشق به انجام فرمان الهي، فريضه ‌اي شد تا حجاج در اين روز قرباني کنند و از اين طريق براي يتيمان و تهيدستان خوراکي فراهم آورند.

عيد قربان روزي است که زائران خانه خدا در والاترين آيين ديني از تعلقات دنيوي رها شده و به خالق هستي نزديکتر مي شوند، روزي که گويي دوباره از مادر زاده شده اند پاک، بي آلايش، رها و آزاد، و رها از تعلقات گذراي دنيوي خود را براي دستيابي به سعادت اخروي آماده مي کنند.

در عيد قربان انسان اوج بندگي خود را به خالق خويش ثابت کرده، با اين عمل به پالايش روحي پرداخته، و با خود و خداي خود عهد مي کند تا اين پاکي را تا سفر آخرت حفظ کرده، سبکبال و آزاد به سراي باقي بشتابد.

همزمان با ذبح، انسان هرگونه بدي و ناپاکي را از خود دور ساخته، به ذبح بديهاي دروني خود نيز مي پردازد. مستحب است در اين روز نماز دورکعتي عيد قربان در فاصله زماني طلوع آفتاب روز عيد تا ظهر اقامه شود.

مهر


رحمت عزیزی
 

پاسخی کوتاه به در خواست محسن سازگارا از ملیت های ایران.

بررسی دلایل عدم شرکت دیگرملیت های ایران در ناآرامی های چند ماه گذشته در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری موضوعی است که بسیار کم مورد توجه محافل سیاسی نیروهای اپوزسیون سراسری قرار گرفته است. به عبارت دیگر سازمانها، احزاب و شخصیت های سیاسی اپوزسیون سراسری_ ملت فارس_ سعی نموده اند از کنار این موضوع به سادگی عبور کرده و انرا نادید بگیرند تا اینکه در مقام پاسخگویی به سئوالات مهم و کلیدی در زمینه احقاق حقوق ملیت های غیرفارس ایران برنیایند.

 

بررسی دلایل عدم شرکت دیگرملیت های ایران در ناآرامی های چند ماه گذشته در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری موضوعی است که بسیار کم مورد توجه محافل سیاسی نیروهای اپوزسیون سراسری قرار گرفته است. به عبارت دیگر سازمانها، احزاب و شخصیت های سیاسی اپوزسیون سراسری_ ملت فارس_ سعی نموده اند از کنار این موضوع به سادگی عبور کرده و انرا نادید بگیرند تا اینکه در مقام پاسخگویی به سئوالات مهم و کلیدی در زمینه احقاق حقوق ملیت های غیرفارس ایران برنیایند.

 

محسن سازگارا که در چند ماه گذشته عملا خود را در مقام خط دهنده ناارامی ها و سخنگوی جنبش سبز حسینی یا میرحسینی در خارج از ایران معرفی می کند روز گذشته و به دنبال ناارامی های سیزدهم ابان در پیام ویدیوئی خود برای اولین بار گوشه نگاهی به موضوع عدم شرکت ملیت های غیر فارس در این جنبش حسینی! انداخت و زبان به گلایه گشود که چرا به گفته ایشان اقوام در این جنبش شرکت نمی کنند. سازگارا در این زمینه گفت: "واقعا وقتی که بچه های تبریز و آذربایجان به میدان می ایند چشم همه روشن می شود چرا که چشم تهرانی ها به مردم تبریزاست و با حرکت بچه های آذربایجان دل همه قرص می شود و من هم دست مریزاد به بچه های تبریز می گویم. عده زیادی _ بخوانید همفکران ودوستداران تمامیت ارضی ایران عزیز _ به من تلفن زدند و خیلی خیلی ابراز خوشحالی کردند از اینکه موضوع جنبش سبز که یک موضوع ملی است مورد حمایت بچه های تبریز واذربایجان قرار گرفته و باید مورد توجه دیگر اقوام ما از کرد و عرب و ترکمن و بلوچ نیز قرار بگیرد، برای اینکه الان این جنبش یک موضوع ملی است، که با حل این موضوع ملی، یعنی حاکمیت مردم، ان وقت امکان حل مشکلات اختصاصی قومیت ها هم بوجود می اید."

 

در پاسخ به این گلایه خودمانی جناب سازگار باید گفت که ملیت های ایران با یک گله یی ساده جلودار جانفدایی برای کمک به تغیر و واگذاری حاکمیت ازشماری از فرزندان ملت حاکم و سپردن آن به جمعی دیگر از همان گروه نخواهند شد. ملیت های ایران و به خصوص ملت تجربه اندوخته کرد مادامیکی در زمینه براورده شدن خواسته های تاریخی و ملی خود به تفاهم و توافق اساسی با طرف مقابل خود نرسیده باشد هزینه ای در این راه _جنش سبز_ پرداخت نخواهد کرد. رشد سیاسی فرزندان ملت کرد و زکاوت تاریخی رهبران فرهیخته این ملت سبب شد که سی سال پیش بی گدار به آب نزد و رفراندوم 12 فروردین جمهوری اسلامی به ارمغان اورده شده میرحسین ها و میرکروبی ها و شماها پرچمداران و بنیان گذاران سپاه پاسداران را تحریم کند. حمل برساده اندیشی و کوته نظری درخواست کننده خواهد بود که بعد از سی سال تجربه اندوزی ملیت های ایران و به ویژه ملت کرد چنین درخواست بی پشتوانه ای را جهت شرکت در جنبش سبز میرحسینی از انان به عمل اورد.

بهتر و عاقلانه تر ان بود که جناب سازگارا به جای درخواست از ملیت های ایران در راستای پیوستن به سراب جنبش سبز، به صراحت و بدون پرده پوشی از رهبران وهمفکران خود در تهران پیام میداد که این برهه زمانی وتاریخی حساس ایران زمین را درک کرده و با شجاعت به درخواست های تاریخی، سیاسی و ملی ملیت های غیر فارس گردن نهاده و آنها را سر لوحه حرکت سبزخواهانه خود قرار دهند. به انان ندا می داد که یک بار و برای همیشه از خلط موضوع مسئله ملی و نادیده گرفتن و وارونه نشان دادن مطالبات اساسی و ملی ملیت های ایران پرهیز کنند وبیش از این پایمال شدن حقوق اساسی ملی ملیت های ایران را عدم رسیدگی به خواسته های ویژه اقوام نام ننهند.

جناب سازگارا و تمامی کسانی که همچنان ملیت های ایران را قوم می خوانند و حقوق ملی انان را تا حد حقوق شهروندی تقلیل می دهند باید بدانند که ملت کرد و ملیت های دیگر ایران، تمامی احزاب و سازمانها و شخصیت های فرزندان ملت حاکم را با یک دید می نگرند و تمکین به خواسته های ملی ملیت های ایران تنها مشخصه ای است که حاکمان ایران را در برابر انان از همدیگر جدا می کند. با این وصف در قدرت بودن احمدی نژاد و خامنه ای و یا میرحسین و کروبی تفاوتی برای من کرد و فرزندان دیگر ملیت های تحت ستم نخواهد داشت. عدم شرکت در این ناارامی ها در چند ماه گذشته دلیل اشکاری برای این ادعا است.

هر که ناموخت از گذشت روز گار هیچ ناموزد ز هیچ اموزگار

برگرفته از : ایران گلوبال

2009nov

rahmatazizi@yahoo.com

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-54688


فاشیستها در اصفهان در بازی تراکتور سازی و سپاهان بی شرمانه فریاد کشیدند: ترک خر...صدای ار ار نمی یاد!!!



میللی حرکت دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸: اؤيرنجي: طبق اخبار رسيده به سايت اؤيرنجي ديروز در طي برگزاري بازي دو تيم تراكتورسازي و سپاهان فاشيست هاي اصفهاني كه با مشاهده هواداران تراكتورسازي و تشويق هاي بي امان آنها در اصفهان، با بدترين توهين ها ملت آذربايجان را مورد حتاكي قرار داده اند.

آنها با شعارهاي بسيار وقيح و بي شرمانه اي چون "صداي ار ار نمياد" و "تركه خر" نيت قلبي و واقعي ملت به اصطلاح دوست(!!) را بار ديگر به وضوح نشان دادند. اين در حالي بود كه راسيست هاي اصفهاني در حين و پايان بازي كه هواداران تراكتورسازي را مورد اهانت قرار گرفته بودند، مسئولان و نيروي انتظامي مستقر، با خشنودي تنها نظاره گر اين بي حرمتي بودند.

در حالي كه كميته انظباطي در مورد كوچكترين اهانت به داوران يا هر يك از افراد مسئول، تيم ها را به عنواين مختلف جريمه مي كنند، بايد منتظر ماند و ديد واكنش مسئولين در قبال چنين اهانت گستاخانه اي، آنهم نه نسبت به شخص خاصي، بلكه توهين به يك ملت چگونه خواهد بود!! 

http://www.azadtribun.net/x19873.htm


 

 

جامعه / حقوق | 05.11.2009

فتوای آیت‌الله منتظری درباره‌ی حق زبان اقوام

 

آیت‌الله حسینعلی منتظری در پاسخ به یکی از مقلدان خود، حق زبان قومی را حقی "شرعی" دانسته است. به عقیده‌ی صاحب‌نظران، موضع آیت‌الله منتظری بحث‌های قومی و هویتی را مایه‌ورتر خواهد کرد و به آن ابعاد تازه‌ای خواهید بخشید .

 

 

"فتوای" آیت‌الله منتظری از منظر محققان دینی، ازجمله سید حیدر بیات، حکمی "تاریخی و مهم" محسوب می‌شود. از نظر بیات، این فتوا «مبحث جدیدی را در فقه تشیع» می‌گشاید. بنا به گفته‌ی نخبگان و فعالان حقوق شهروندی در امور اقوام، فتوای آیت‌الله منتظری درباره‌ی شرعی بودن حق زبان در رسانه‌های داخل و خارج از کشور با سکوت مواجه شده است.

 

پیرامون این حکم شرعی آیت الله منتظری شبکه‌ی فارسی دویچه وله گفت‌وگویی داشت با سید حیدر بیات، محقق مسائل دینی در قم و سعید نعیمی، عضو شورای رهبری سیاستگزاری "ادوار تحکیم وحدت" در کرج.

 

معنای شرعی بودن حق زبان چیست؟

 

به‌نظرسید حیدر بیات، محقق مسائل دینی، آیت‌الله منتظری رسما پیرامون حق زبان در ایران موضعگیری کرد و در فتوایی آن را حق شرعی اعلام کرده است. وی درباره‌ی اهمیت این فتوا چنین توضیح می‌دهد: «آقای منتظری در این فتوا برای نخستین بار در تاریخ فقه شیعی یک مبحث جدیدی را باز کردند و زبان را جزو حق شرعی دانستند که این از چند منظر می‌تواند قابل بررسی باشد: یکی از جهت قراردادی است که در فقه شیعی و اهل سنت وجود دارد که انسانها قرارداد می‌بندند و این قرارداد معتبر است. یکی هم از جنبه اجتماعی قابل طرح است که آیا این مسئله شرعی است یا نه؟ این مسئله‌ای است که فقها و مراجع تقلید بایستی آن را بررسی کنند و امیدواریم که به‌صورت جدی به آن نگاه کنند».

 

شرعی بودن زبان مبحث جدید

 

سید حیدربیات درادامه‌ی صحبت‌هایش درباره‌ی مسکوت ماندن مسئله شرعی بودن زبان نیز چنین شرح می‌دهد: «در میان نخبگان جامعه‌ی شیعه، یعنی آذربایجانی‌های ترک زبان، فارسی زبانها، همچنین اردو زبانها و بخش‌هایی از دری زبانهای افغانستان که در نجف و یا در قم تحصیل و در کنارهم زندگی کردند، درباره‌ی مباحث بسیار حاد هویتی بحثی در جریان بوده و گزارش‌های مختلفی از نجف و قم داریم. اینکه اختلاف بوده بین طلاب ترک زبان، فارس زبان و یا طلاب افغانستانی و ایرانی که این اختلاف‌ها همیشه در سطح بوده و هیچوقت منجر نشده که درباره‌ی زبان و یا شرعی بودن آن بحث بکنند. این مسئله جدیدی است و در حوزه‌های سنتی ما بحث نشده. من اطلاع دارم و تحقیق هم کردم تا به حال درباره‌ی شرعی بودن مبحث زبان بحثی نشده است».

 

شاکی بودن حضرت علی از دست نابودکنندگان زبان

 

سید حیدر بیات، محقق دینی در قم در ادامه توضیحاتش به دویچه وله اظهار داشت: «حتی قرآن شریف هم به وجود زبانها اشاره می‌کند و حضرت علی هم در نهج البلاغه به کثرت زبانها اشاره دارد و حضرت علی از کسانی که زبانها را از بین می‌برند و به آیات الهی توجه نمی‌کنند شاکی است».

 

سید حیدر بیات در ادامه‌ی صحبت‌هایش فتوای آیت‌الله منتظری را در مسئله‌ی حقوق زبانی "فتح باب" می‌داند و احتمال می‌دهد که بعد از این شاگردان منتظری و فقهای نواندیش به مسئله‌ی زبان بیشتر توجه خواهند کرد.

 

بیم علمای آذربایجان از اتهام قوم‌گرایی

 

بخشی از علمای حوزه‌های دینی اهل تشیع در ایران را روحانیان ترک زبان تشکیل می‌دهند. ولی به‌نظر سید حیدر بیات، علمای آذربایجان همیشه در معرض انتقاد بوده‌اند و آن آرامش را نداشته‌اند که به این مباحث بپردازند. آنها همواره بیم آن داشته‌اند که به قوم‌گرایی متهم شوند.

 

وی دراین رابطه چنین اشاره می‌کند: «من هنوز هم فکر می‌کنم که با فتوای آیت‌الله منتظری هم انتظار بیشتری از علمای ترک زبان نداشته باشیم چون آنها هنوز هم در معرض اتهام قوم‌گرایی قرار دارند».

 

ولی به‌نظر فعالان حقوق شهروندی اقوام، فتوای آیت‌الله منتظری درباره شرعی بودن زبان به روحانیون آذربایجانی ترک‌زبان نیز کمک خواهد کرد تا اینگونه مسائل را با شهامت مطرح کنند.

 

اهمیت فتوای آیت‌الله منتظری برای اقوام

 

سعید نعیمی عضو شورای مرکزی سیاستگزاری ادوار تحکیم وحدت و آگاه به مسائل اقوام در گفت‌وگو با دویچه دوله می‌گوید: «دیدگاه‌هایی که آقای منتظری به عنوان یک فقیه برجسته طرح می‌کنند خیلی موثر است و نظری هم که ایشان در این مورد ابراز کردند از سوی مرجعیت شیعه یک دیدگاه تاریخی است، آنهم مرجعیت غیر آذربایجانی. ما تا به حال به غیر از آیت‌الله شریعتمداری که در اوایل انقلاب این دیدگاه را داشتند، مرجع تقلید شیعه نداریم که این دیدگاه را طرح کرده باشند».

  سعيد نعيمى عضو شوراي رهبرى Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  سعيد نعيمى عضو شوراي رهبرى "ادوار تحكيم" مى گويد، فتواى آیت‌الله منتظرى ارزش تاريخى دارد

استقبال نخبگان اقوام از دیدگاه آیت‌الله منتظری

 

سعید نعیمی در ادامه صحبت‌های خود به انتظارنخبگان و فعالان حقوق اقوام از آقای آیت‌الله منتظری اشاره می‌کند و می‌گوید: «براساس سابقه‌ای که ایشان در دفاع از انسانها و در دفاع از آزادی اندیشه دارند و بویژه مخالفت‌هایی که ایشان در قضیه‌ی حذف مخالفان در دهه ۶۰ داشتند ومخالفت‌هایی که در چند سال اخیر در رابطه با استبداد دینی داشته‌اند، این انتظار می‌رفت که ایشان در مورد حقوق ملی بخشی از جامعه، نظر مثبت و دمکراتیکی ارائه دهند. من فکر می‌کنم که مردم آذربایجان این دیدگاه را ارج خواهند گذاشت».

 

سکوت رسانه‌ها درباره فتوای آیت‌الله منتظری

 

بنظر سعید نعیمی، عضو شورای سیاستگزاری ادوار تحکیم وحدت، فتوای آیت‌الله منتظری در رسانه‌ها بازتاب نیافته است. وی دراینباره اظهار داشت: «در مورد نحوه‌ی انتشار فتوایی که به نظر من یک فتوای تاریخی واسترتژیک است، ما شاهد هستیم که رسانه‌ها سکوت کردند. درحالی که در ماههای اخیر شاهد بودیم در رسانه‌ها با آب و تاب و تصاویر دیدگاههای ایشان بازتاب داده می‌شد. ولی من درباره فتوای آیت‌الله منتظری به غیر از وبلاگ‌های آذربایجانی‌ها جایی نخواندم و حتی خبرش هم منتشر نشده است».

 

دلالیل سکوت رسانه‌ها

 

آقای نعیمی درباره‌ی دلایل سکوت رسانه‌ها چنین توضیح می‌دهد: «این نشان می‌دهد که رسانه‌های ما انحصارگرایانه عمل می‌کنند و حتی به نظرات فردی مانند آیت‌الله منتظری رفتاری ابزاری دارند و مواردی را که خوشایندشان نیست سانسور می‌کنند و یا اینکه درک صحیحی از تحولاتی که در ایران اتفاق می‌افتد، ندارند».

 

سعید نعیمی در پایان گفتگوی خود با دویچه وله اظهار داشت که این فتوا می‌تواند اثری مهم روی نیروهای سیاسی و فعالانی که ساکن مناطق غیر فارس نشین هستند بگذارد و شاید یک امیدی ایجاد بکند که درخواست‌ها و مطالبات هویتی، فرهنگی و سیاسی از سوی نیروهای مرکزی مورد توجه قرار بگیرد و در وحدت جامعه ایران نقش مثبتی را ایجاد بکند».

 

طاهر شیرمحمدی

تحریریه: داود خدابخش

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4862120,00.html


عاشيق عرب، مؤلف و رولان بارت / سید حیدر بیات

قیروو ۱۳, ۱۳۸۸

بو ايكي آدين بير بيرينه باغلي‌ليغي اؤزومه ده ايلگينج گلير. آخشام چاغي بلوق‌لارين بيريسينده اوخويورام: عاشيق عرب ساز قاناديندا اوچوب بيزيم آراميزدان گئتدي.
عاشيق عربله تانيشيليغيم اوشاقليق ايل‌لرينه قاييدير. كنديميزين بير ميني‌بوسو وارايدي. اوسوب هميشه صبح ساعات سككيز ماشيني خوتلاييب زنگانا سورردي. او زامان ساواش زاماني ايدي. بيزيم كنديميزده موسيقي چوخ آز اولاردي. عاشيق علوسئن سازيني نه بيليم يانديرميشدي سينديرميشدي. بالابانچي موسلوم ‌ده بالابانيني حتمن اؤزل محفيل‌لرده چالاردي. – بونو سونرالار سئزديم -.
اوسوبون ميني‌بوسون‌دا اولان كيچيك ماشين ضبطي دئمه‌لي بيزيم اينجه صنعت اوجاغيميزايدي. عاشيق ناواري سالاردي.
او زامان‌لار عاشيق عرب بير اولدوز ايدي. اونون اوخودوغو داستانلار بيزيم كندده هامي‌دان چوخ سئويلردي. اوسوب‌ دا سوركلي اونون ناوارلاريني سسلنديرردي.
*
كنديميزين يانيندا بير كيچيجيك كند وارايدي. رحم آباد دئيرديك. اورادا علوي‌لر يا اهل – حق ياشارديلار. بيز اونلارا سيرطاليبي (اسراره طاليب اولان اينسانلار) دئيرديك. قويون قوزو اوتارارديم او زامانلار. ان سئودي‌ييم يئر دومانلي‌ داغي‌ايدي. دومانلي داغي‌دا اونلارين يئري ساييليردي. سيد اولدوغوموزا گؤره منيم اورا داوار آپارماغيمي گؤرمزدن گلرديلر. اونلارين دا اوشاقلاري داوار گتيرردي. اونلار بيزدن چوخ شارقي اوخويارديلار سانيرام. اونلارين چئشيتلي اولماسي بيرينجی دؤنه اولاراق حياتيمدا تك‌سسلي‌ليك و تك باخينجاليغي پوزدو. دونيادا باشقا نسنه‌لر ده واريميش دئمه‌لي.
آدلاري دا بيزيم‌له فرقلي ايدي هردن. مثلن ایچلرین‌ده شامان و امن كيمي آدلار ائشیدیلیردی.
*
شامانيزمين سونرا تورك تاريخينه باغلي اولدوغونو بيلديم. بو كلمه‌ مني بير ياندان تورك تاريخينه، اوسطوره‌لرينه بير ياندان ايسه اوشاقليغيما باغلايير.
ايندي ياديما گلير اوغلان شامان منيم بير كيتابيمي آپاردي آما گتيرمه‌سيني خاطيرلاماييرام.
اما ايندي…
آخشام اوخويورام عاشيق عرب سازلار قاناديندا اوچوب آراميزدان گئتدي. بير شئي يازماغا دوشونورم. گوندم ايشلر، درس‌لر، خبرلر و…
گئجه ياريسي قومدا ياغيش ياغيب، ياغيش سونراسی کوچه‌لری آدديملاييرام. يولدا عاشيق عربه دوشونورم. بير يول قومدا تويا گلميشدي. چاغيرديق گلدي “تورك ادبيات اوتاغي”نا.
- هه عاشيق! نئجه اوشاغين وار؟
- هؤركوتمه‌يينجه سايماق اولماز كي
هامي‌ميز گولوروك. منيم مذهبي اولدوغوما گؤره سازيني گتيرمه‌ييب‌دير. بيوگرافي‌سيني آليرام. بير آزدان سونرا توركيه‌يه گئده‌جه‌يم، دوكتور قافقازيالي “ايران تورك عاشيق موحيط‌لري”نه كئچمه‌يه اونون، حاج قربان سليماني‌نين و عاشيق مسيح الله‌-نين بيوگرافي‌لريني ايسته‌ييب‌دير.
بئله بئله خاطيره‌لره فيكرلشيرم. عاشيغي بيرداها گؤره بيلمه‌دي‌ييمه ايچيمدن اوزولوب آجي‌ييرام. ائوه قاييديرام هر شئي سيلينب‌ گئدير.
*
ياواش ياواش يورولموشام، اما رولان بارتين كيتابي ياتماغا ايذين وئرمه‌يير. بيردن شاشيب ديسكينن كيمي اولورام. رولان بارت كيتابيندا يازيجي‌دان ياراديجي‌دان سؤز آچير. اونجا «مؤلف آنلامي يئني بيرآنلام‌دير. كئچميش توپلوم‌لاردا راوي يا شامان اولاردي. » (۱)
ائله منی شاشدیران بو شامان کلمه‌سی‌دیر. بارتین عربجه ترجومه‌سی الیمده‌دیر، عجبا عرب‌لرده شامان سؤزجویو…؟ راوی‌یه، شامانا، اوزانا فیکیرلشیرم. بیردن عاشیق عرب گلیر گؤزومون اؤنونه. بو گئجه عاشیق عرب‌دن یازمامیش یاتا بیلمه‌جه‌م دئییرم. بو یازی‌یا دا سبب رولان بارت و اونون کیتابی‌نین ترجومه‌سی اولور.
اما عاشیق عرب! قارداش! تکی بیر یولدا گؤروشردیک. نولاردی آخی؟
*
عاشیق عرب سازلار قانادیندا اوچوب گئتدی، غریب‌جه‌سینه. آمما بیلمیرم بیزیم مؤلف‌سیز توپلوم ‌دا عاشیق‌لارین غوربتی نده‌ن آسیلی‌دیر.

بؤلمه لر: گونده‌لیک یازیلار/ یادداشتها |

۸ گؤروش یازی: “عاشيق عرب، مؤلف و رولان بارت / سید حیدر بیات”

  1. آخارسو دئییر:
    قیروو ۱۳-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۸:۵۳ گ.ؤ

    سالام
    سن اونو گؤره بیلمیشم. آنجاق من اونون گؤروشونه تامارزی قالدیم. بو ایل آشیق لار بایرامینا چاغیرماغینی دوشونوردوم یازیق لار اولسون آشیق عرب ده آشیق عزت کیمی بو بایرامی گؤره بیلمه دی. تانریدان اونلارا رحمت دیله ییرم.
    اؤلوم حاقدیر چیخماق اولماز امیردن
    ایپک تورا حلقه سالما دمیردن
    آیدی گوندو گلیر گئچیر عؤموردن
    تله سیریک گؤرن یازا نه قالدی
    ـآشیق آلی_

  2. قاشقاي دئییر:
    قیروو ۱۳-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۲:۱۶ آ.خ

    سلام

  3. شهروند درجه دوم دئییر:
    قیروو ۱۴-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۱۱:۳۵ آ.خ

    وقتی میگیم در سوئیس و سوئد و کشورهایی از این دست سه چهار تا زبان رسمی وجود داره، میگن اونا کجا و ما کجا؟! (یعنی اونا آدمند و متمدن، ولی ـ روم به دیوار ـ ، مردم ما ناآدمند و نامتمدن!)
    وقتی میگیم بابا! توی همین عراق هم دو تا زبان رسمی وجود داره، میگن این به زور آمریکاییهاست وگرنه عراقیها چی چی حالیشونه که؟!
    وقتی میگیم توی ترکیه وضع قوم کردها داره خیلی بهتر میشه و اونا دیگه صاحب کانال تلویزیونی سراسری شدن و توی دانشگاهها کرسی زبان کردی دارن و چی و چی، میگن اونا میخوان برن اتحادیه اروپا به خاطر همین!
    خب! حالا هم که میگیم توی (کشور دوست و برادر) افغانستان هم دو تا زبان رسمی وجود داره و وضعیت آموزش رسمی زبان اقوام خیلی بهتر از ایرانه، شانه بالا می اندازن و …
    واقعیت اینه که همه دنیا داره کجدار و مریز به سوی دموکراسی حرکت میکنه و آموزش به زبان مادری در مدارس، یکی از حقوق مسلم همه انسانهاست. چه آنها سوئدی باشن، چه سوئیسی، چه عراقی، چه افغانی و چه ایرانی.
    آقایون! لااقل از افغانستان یاد بگیرید!

 

ايران / سياسی

مخملباف «آزادی آفرینش» را به آیت‌الله منتظری تقدیم کرد

 

محسن مخملباف

۱۳۸۸/۰۹/۰۶

محسن مخلمباف، فیلمساز سرشناس ایرانی، ضمن اختصاص دادن جایزه «آزادی آفرینش» به «آسیب‌دیدگان پس از انتخابات»، آن را به طور افتخاری به آیت‌الله حسینعلی منتظری به عنوان «پدر معنوی جنبش سبز ایران» تقدیم کرد.

محسن مخملباف روز چهارشنبه جایزه‌ای را که در لندن به پاس فعالیت‌های هنری‌اش در راستای «کمک به توسعه آزادی و عدالت» دریافت کرد به «جنبش سبز مردم ایران» و آیت‌الله منتظری یا به گفته خود «پدر معنوی جنبش سبز» تقدیم کرد.

جایزه موسوم به «آزادی آفرینش» جایزه‌ای بین‌المللی است که هر ساله به هنرمندانی تعلق می‌گيرد که با اثر هنری خود به توسعه آزادی و عدالت اجتماعی در جهان کمک کرده و علی‌رغم خطراتی که آنها را تهدید می‌کند همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

هيات داوران این جایزه محسن مخملباف را از میان بيش از ۱۴۰۰ هنرمند از سراسر جهان به عنوان برنده امسال این جایزه برگزیده است.

آقای مخملباف که در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری خردادماه در ایران از میرحسین موسوی حمایت کرده بود، پس از آغاز اعتراض‌های مردمی به نتایج این انتخابات، فعالیت‌ گسترده‌ای را در خارج از کشور برای حمایت از جنبش سبز آغاز کرده و از مناسبت‌های مختلف به منظور فراخوانی جهانیان برای حمایت از مردم ایران بهره برده است.

پیشتر نیز محسن مخملباف جایزه‌ای را که به پاس دستاوردهای هنری و فعاليت‌هايش برای دفاع از حقوق بشر از جشنواره حقوق بشر نورنبرگ آلمان دریافت کرده بود به مهدی کروبی به خاطر نقش وی در افشای موضوع تجاوز در زندان‌های ايران تقدیم کرده بود.



محسن مخملباف که روز چهارشنبه در مراسم دریافت جایزه «آزادی آفرینش» در موزه «ويکتوريا اند آلبرت» لندن سخن می‌گفت، با اشاره به وضعیت کنونی ایران اظهار داشت: «در جهانی که هنوز اکثر هنرمندان با نوعی سانسور مواجهند، در جهانی که از هر ۱۰۰ نفر هنوز ۱۵ نفر شب‌ها گرسنه می‌خوابند، در جهانی که مردم ايران به خاطر رای دادن کشته می‌شوند و مورد شکنجه و تجاوز جنسی واقع می‌شوند، هر جايزه‌ای فرصتی است برای گفت‌وگو درباره دردهای بشری، بدان اميد که از آن‌ها کاسته شود.»

آقای مخملباف در بخش دیگری از سخنان خود با اعلام این که جایزه خود را به جنبش سبز مردم ایران اهدا می‌کند تا صرف آسيب‌ديدگان حوادث پس از انتخابات شود، افزود: «همچنين افتخار اين جايزه را تقديم می‌کنم به پدر معنوی جنبش سبز ايران، آيت‌الله منتظری که می‌توانست جانشين خمينی باشد، اما چون حاضر نشد در مقابل کشتار در زندان‌ها سکوت کند، به سال‌ها زندان در خانه خود محکوم شد.»

وی با اشاره به موضع‌گیری اخیر آیت‌الله منتظری در نفی تلاش برای ساخت جنگ‌افزارهای هسته‌ای اظهار داشت: «او اخيراً در فتوای خود با صدای بلند اعلام کرد که ساختن بمب اتم در همه جا از جمله ايران ضدبشريت است و ايران بايد قبل از اسرائيل پيش‌قدم خلع سلاح اتمی شود.»

به گفته محسن مخملباف، «آيت‌الله منتظری با بينش انسانی و صداقت و شجاعت بی‌نظير به جايی رسيد که به قدرت پشت پا زد و به جای آن که امروز رهبر ايران شود و چون خامنه‌ای با دزديدن رای مردم و کشتار رای‌دهندگان بر ما حکومت کند، ترجيح داد در خانه خود زندانی باشد، اما انسان باقی بماند.»

جایزه ۷۵ هزار دلاری «آزادی آفرینش» میان نفرات اول تا سوم تقسیم می‌شود. پس از مجسن مخملباف گروه «داستان‌سرایان کوم‌جینگ» از برمه (میانمار) و «شینكای عالم استانیكزای» از افغانستان به عنوان برندگان دوم و سوم جایزه مزبور برگزیده شده‌اند.

http://www.radiofarda.com/content/F11_Iran_Postelection_Makhmalbaf_Montazeri/1889417.html


نورافشاني بوستان‌هاي تهران در شب عيد قربان
گروه جامعه: همزمان با شب عيد قربان برخي بوستان‌هاي تهران از جمله پليس، غدير، لاله و چند پارك بزرگ ديگر نورافشاني شده و از سوي سامانه‌هاي نشاط در سطح شهر برنامه‌هاي شاد و متنوعي اجرا خواهد شد.

معاون امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران با اشاره به برنامه‌هاي پيش‌بيني شده به اين مناسبت گفت: در شب و روز اين عيد بزرگ، سامانه‌هاي نشاط در همه نواحي تهران برنامه‌هاي شاد و متنوعي برگزار خواهند كرد و 30 سامانه نشاط درجه يك نيز برنامه‌هاي ويژه‌اي براي شهروندان تهراني در نظر گرفته‌‌اند.

محمدهادي ايازي افزود: در برنامه‌هاي پيش‌بيني شده غرفه‌هاي مختلف فرهنگي مانند غرفه نقاشي كودك، غرفه سلامت، غرفه مسابقات با موضوعاتي مانند فلسفه قرباني و حج و اهداي جوايز، غرفه آسيب‌هاي اجتماعي، غرفه آموزش و مشاركت شهروندي و غرفه نمايشگاه عكس و پوستر برپا مي‌شود.


عرضه دام بهداشتي عيد قربان در 30 نقطه تهران
گروه جامعه: مديرعامل سازمان ميادين ميوه و تره‌بار شهرداري تهران ضمن اشاره به تدابير ويژه اتخاذ شده از سوي شهرداري براي عرضه بهداشتي دام در روز‌هاي «عرفه» و «عيد سعيد قربان»، از عرضه دام زنده در 30 نقطه شهر در اين روز‌ها خبر داد.

حسين صفايي در يك نشست خبري افزود: براي عرضه بهداشتي دام در روزهاي ياد شده حدود 50 هزار متر مربع فضاي موقت پيش‌بيني شده است كه 210 دامپزشك بر عمليات ذبح قرباني و بهداشت دام نظارت مي‌كنند. به گفته وي، همچنين 1200 نفر از كارمندان شهرداري و دستگاه‌هاي ذي‌ربط در 30 جايگاه تعيين شده بر ذبح دام‌ها نظارت خواهند كرد.

مديرعامل سازمان ميادين ميوه و تره‌بار شهرداري پيش‌بيني كرد، بيش از 50 هزار نفر براي خريد قرباني به پايگاه‌هاي موقت و دائم ايجاد شده به منظور عرضه بهداشتي دام زنده مراجعه كنند.

صفايي از ايجاد جايگاه‌هاي برگزاري مراسم جشن و سرور در اين روزها در كنار جايگاه‌هاي عرضه دام خبر داد و اعلام كرد: همچنين ايستگاه بهداشتي نيز داير مي‌شود تا مراجعه كنندگان در صورت تمايل، مورد چكاپ قند خون و فشار خون قرار گيرند.

در ادامه اين نشست همچنين حسين جعفري،‌ معاون بهداشتي و تضمين كيفيت شهرداري تهران درباره عرضه بهداشتي دام در 30 جايگاه‌ ثابت و موقت تاكيد كرد: امسال براي هر يك از مناطق شهرداري الزاما يك مركز موقت عرضه بهداشتي دام ايجاد مي‌شود كه اين تعداد در برخي مناطق كه وسعت و نياز بيشتري دارند به 2 و در برخي مناطق حتي به 3 مركز مي‌رسد.

معاون بهداشتي و تضمين كيفيت شهرداري تهران همچنين در مورد تعيين قيمت خريد هر كيلوگرم گوشت دام در اين جايگاه‌ها و تفاوت قيمت آن با نرخ بازار، اين گونه توضيح داد: در مراكز ثابت، دام قيمت‌گذاري مي‌شود تا با وزن درست و تغذيه مناسب عرضه شود.

وي با بيان اين‌كه اگر شهروندان در خريد دام 4 تا 5 كيلوگرم تقلب در «وزن دام» مشاهده كردند، مي‌توان گفت كه فروشنده فردي منصف است، اظهار كرد: چرا كه وزن تقلب در برخي موارد تا 20 كيلوگرم نيز گزارش شده است.


نماز عيد قربان در جهان
جام جم آنلاين: مسلمانان جهان روز سه شنبه 9 دسامبر مصادف 10 ذي الحجه در روز عيد سعيد قربان فريضه نماز عيد را در كشورهاي مختلف به جا آوردند. عيد سعيد قربان يكي از مهمترين اعياد اسلامي است كه مسلمانان از روزهاي قبل از فرا رسيدن آن تدارك مفصلي را براي هرچه باشكوه تر برگزار كردن اين عيد سعيد مي بينند. نگاهي كوتاه به مراسم برگزاري فريضه نماز عيد سعيد قربان در جهان. منبع: رويترز، فرانس پرس ، آسوشيتدپرس. گزارش : بهرام افتخاري.
ميليون ها مسلمان در حال طواف خانه كعبه. مسلماناني كه براي اداي فريضه واجب حج تمتع به شهرهاي مقدس مكه و مدينه رفته اند ، روز عيد قربان و پس از قرباني كردن رسما حاجي شده و براي آنها مناسك حج به پايان مي رسد. آسوشيتدپرس.
مومنان تهراني مانند ساير مردم مومن ايران در حال برگزاري فريضه نماز عيد سعيد قربان در دانشگاه تهران. رويترز.
مسلمانان هندي در مسجد جامع در بخش قديمي شهر دهلي نو ، پايتخت هند در صفوف به هم فشرده فريضه نماز عيد سعيد قربان را به جا مي آورند. رويترز.
زنان مومنه تهراني مانند ساير هموطنان كشور اسلاميمان در دانشگاه تهران فريضه نماز عيد سعيد قربان را ادا مي كنند. فرانس پرس.
انبوه مومنان شيعه عراقي در بارگاه ملكوتي حضرت امام حسين ( ع) در شهر مقدس كربلا در حال به جا آوردن فريضه نماز عيد سعيد قربان. فرانس پرس.
تصوير جالب يك دختربچه مسلمان چيني در ميان انبوه نمازگزاران عيد سعيد قربان در مسجد هوشي در شهر شانگهاي چين. رويترز.
چند زن شيعه عراقي پس از به جا آوردن فريضه نماز عيد سعيد قربان بر سر مزار يكي از عزيزانشان در بخش شهداي گورستان شهر مقدس نجف حاضر شده اند و براي آمرزش روح او دعا مي خوانند. فرانس پرس.
مسلمانان هندي در مسجد محوطه تاج محل در شهر آگرا در هند در حال اداي فريضه نماز عيد سعيد قربان. آسوشيتدپرس.
تصوير صفوف منظم نمازگزاران عيد سعيد قربان در شهر مرزي چمن در پاكستان و در مجاورت مرز اين كشور با افغانستان. رويترز.
مسلمانان بوسنيايي در مسجد شهر سربرنيتسا در جمهوري بوسني هرزگوين فريضه نماز عيد سعيد قربان را به جا مي آورند. رويترز.
تصوير دو پسربچه مسلمان كنيايي كه همراه ساير مومنان در مسجد جامع بندر مومباسا در كشور كنيا فريضه نماز عيد سعيد قربان را ادا مي كنند. رويترز.

عيد قربان
جام‌جم آنلاين: عيد قربان كه در زبان عربي به آن،‌"عيد الاضحي" مي گويند، يكي از روزهاي فرخنده تقويم اسلامي و از بزرگترين اعياد مسلمانان جهان است. در اين روز مصادف با دهم ماه ذي الحجه، همه زائران خانه خدا و مسلماناني كه از توان مالي خوبي برخوردار هستند، به ياد حضرت ابراهيم و فرزندش، اسماعيل، گوسفند، گاو يا شتر قرباني كرده و گوشت آن را ميان همسايگان و مستمندان تقسيم مي كنند. اين اقدام براي حاجيان به معناي به پايان رسيدن مناسك حج و "حاجي شدن" آنها است. عيد قربان در كشورهاي اسلامي بين يك تا پنج روز تعطيل مي شود و در آن علاوه بر قرباني، مسلمانان لباسهاي نو پوشيده و به ديدار يكديگر مي روند. به مناسبت اين رويداد فرخنده، تصاويري از بازار فروش دام در عيد قربان را در كشورهاي مختلف تقديم مي كنيم. گزارش: محمدرضا نادري عكس: خبرگزاريها
اين نماد گوسفند عيد قربان است. سفيد، شاخدار و فربه. گوسفند قرباني بايد حتما نر باشد. عكس: فرانس پرس
دو دختربچه مسلمان در كوالالامپور پايتخت مالزي به گاوهايي مي نگرند كه قرار است قرباني شوند. امروز دوشنبه در مالزي و جنوب شرق آسيا عيد قربان اعلام شده بود. عكس: رويترز
يك كودك اندونزيايي كه روي تخته چوبي در بندر سوندا كلاپا در نزديكي جاكارتا پايتخت اين كشور نشسته، بزغاله اي را براي عيد قربان به فروش گذاشته است. عكس: رويترز
بازار فروش گوسفند عيد قربان در افغانستان بسيار گرم و پر رونق است. اين بازار چمن در نقطه مرزي افغانستان و پاكستان است. عكس: آسوشيتدپرس
گوسفنداني براي قرباني در سوريه . عكس: فرانس پرس
اين شتر در عربستان براي تردد حاجيان استفاده مي شود اما شايد، او نيز سر از قربانگاه درآورد. عكس: فرانس پرس
گوسفندفروشي براي عيد قربان در موريتاني و كشورهاي موسوم به مغرب عربي در شمال غربي قاره افريقا . عكس: افه
دامداران، گاوهاي خود را با قايق براي فروش ويژه عيد قربان به بازار قديمي داكا پايتخت بنگلادش مي برند. عكس: رويترز
اشغالگري و پيامدهاي آن نه تنها مردم عراق را عذاب مي دهد، بلكه حيوانات اين سرزمين نيز از فرط گرسنگي و فقدان مواد غذايي كافي بسيار رنج مي برند. اين گاوهاي قرباني در بازار بغداد سند گويايي بر اين واقعيت هستند. عكس: رويترز
يك شيخ عرب در اطراف بغداد در حال خريد گوسفند قرباني است. عكس: آسوشيتدپرس
يك سعودي در حال صرف قهوه است اما عطر آن، گويا گوسفند قرباني را نيز به سوي خود مي كشاند. عكس: رويترز
كودكان فلسطيني روزهاي دشواري را بخاطر فشارها و مشكلات ناشي از حصر غزه توسط رژيم صهيونيستي سپري مي كنند، اما عيد قربان براي لحظه اي هم كه شده است لبخند روي صورت آنها مي نشاند. عكس: فرانس پرس
مسلمانان تركيه در جشن عيد قربان حتي گوسفندان را نيز تزيين مي كنند و روبان مي زنند. عكس:‌رويترز
يك كويتي در انتظار فروش گوسفندان خود براي عيد قربان. عكس: رويترز
يك دختربچه افغان، گاوي را كه شايد تنها سرمايه زندگي آنان باشد، در بازار عيد قربان به فروش گذاشته است. عكس: فرانس پرس
كارگران سعودي در حال تخليه گوسفنداني كه با كشتي از كشورهاي ديگر براي ذبح در عيد قربان به اين كشور منتقل شده اند تا در صحراي عرفات قرباني شوند. عكس: آسوشيتدپرس
يك بازار دام در كرانه رود نيل در مصر ،‌پررونق ترين روزهاي فروش خود را تجربه مي كند. عكس: رويترز
اين گوسفند در استانبول تركيه، تلاش مي كند از آخرين لحظه هاي نفس كشيدن و بوييدن پيش از رسيدن كارد قصاب به گلويش در روز عيد قربان لذت ببرد. عكس: آسوشيتدپرس
قرباني كردن گوسفندان در سنگاپور. امروز در اين كشور همانند ديگر كشورهاي جنوبشرقي آسيا عيد قربان اعلام شده است. عكس: رويترز
توزيع گوشت قرباني در جاكارتا پايتخت اندونزي، پرجمعيت ترين كشور مسلمان. عكس: فرانس پرس

 

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100923756931


 

میلیبند و اوباما عید قربان را تبریک گفتند

اوباما، میلیبند

اوباما و میلیبند، عید قربان را به مسلمانان تبریک گفتند

دیوید میلیبند، وزیرامور خارجه بریتانیا و باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا هر کدام در پیام های جداگانه، عید قربان را به مسلمانان تبریک گفتند.

آقای میلیبند با تاکید بر ابعاد نیکو کاری و قربانی کردن در مراسم این عید، ارادت خود را به همه مسلمانان جهان و خانواده هایشان به ویژه مسلمانان بریتانیا ابراز کرد.

باراک اوباما نیزبه نمایندگی از مردم آمریکا عید قربان را به مسلمانان تبریک گفت و از همکاری وزارت بهداشت آمریکا با وزارت بهداشت عربستان برای جلوگیری از شیوع آنفلوانزای نوع آ (آنفلوانزای خوکی) خبر داد.

باراک اوباما پیشتر عید فطروآغاز ماه رمضان را نیز در پیامهای ویدیویی به مسلمانان تبریک گفته بود.

روابط آمریکا با مسلمانان جهان پس از حمله این کشور به عراق در سال 2003 رو به تیرگی گذاشت اما آقای اوباما در تلاش است این روابط را بهبود بخشد.

او در ماه های گذشته هم در سخنرانی های خود در دانشگاه قاهره و در پارلمان ترکیه از آغاز دوره جدیدی در روابط آمریکا با مسلمانان خبر داده و گفته بود:"آمریکا در جنگ با اسلام نیست و هیچ وقت هم نخواهد بود."

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/11/091127_m_miliband_obama_ghorbaneid.shtml


عيد قربان؛ روز شكوفايي ايمان و يقين

 

عليرضا تاجريان: عيد قربان ياد آور آزمايشهاي سخت و سنگين الهي از حضرت ابراهيم و ذبح حضرت اسماعيل است. عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز زائر خانه خدا، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.
عيد قربان؛ عيدي است كه در آن‏ آهنگ گناه شنيده نمي شود و انسان‏هاى مؤمن، با استفاده از چنين روز باعظمتى كه درهاى بهشت ‏بر رويشان گشوده مى‏شود و باب رحمت الهى باز مى‏گردد، دست‏هاى آلوده از گناه خويش‏را به سوى آسمان بلند مي کنند و با تضرع و زارى، به پيشگاه رحمان و رحيم، درخواست‏مغفرت و آمرزش مي نمايند و حاجت‏هاى فردى و نيازهاى اجتماعى و گروهى خود را با اميد استجابت و روا شدن،  مي طلبند و بسيار عبادت و نيايش مي كنند.
عيد سعيد قربان روز «تكبير» است؛ تكبيرى گويا، كوبنده، محكم و بامحتوا، تكبيرى كه ‏بازتابش كاخ ستمگران را به لرزه در مي آورد و قلب ستم ‏ديدگان را شاد مي سازد؛ تكبيرى كه دشمنان را براى هميشه از ضربه زدن به اسلام، نوميد مي گرداند.
آري عيد قربان، جشن رهيدگي از اسارت نفس و شكوفايي ايمان و يقين است؛ عيد پاک ترين عيدها است؛ عيد سر سپردگي و بندگي است؛ عيد بر آمدن انساني نو از خاکسترهاي خويشتن خويش است؛ عيد نزديک شدن دلهايي است که به قرب الهي رسيده اند؛ عيد بر آمدن روزي نو و انساني نو است.
عيد سعيد قربان روز جشن و شادماني است؛ روز پيروزي انسانهايي است که درپرتو اعمال حج،  بصيرتي بيش از پيش يافته و با تقرب به خدا، پنجره اي بسوي خوبي ها و زيبايي ها گشوده اند؛ روز عيد انسانهاي متحول شده است.

معناي عيد قربان در اسلام و عرفان
اولين معنايي كه از عيد به ذهن مي رسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت مي بيند. اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن  لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است.
عيد در اسلام، معناي خاص تري دارد و هنگام شادماني براي انجام صحيح تكليف است. از امام علي (ع ) نقل شده است هر روزي که انسان در آن به زشتي گناه آلوده نشود، آن روز عيد است.» چراکه گناه، بستر ظهور انحراف و تباهي آدميان است و موجب برهم خوردن آرامش دروني و بيروني آنها مي شود .
معناي ديگري از عيد را عارفان به ما آموخته اند و آن، قرباني کردن جان خويش در پاي معشوق است. عيد قربان، ‌نماد اين عيد است که انسان،‌ حيواني را به عنوان تحفه و هديه براي خشنودي خداوند و کامل شدن عبادت خود قرباني مي کند. تمامي اين تعريفها، حاکي از آن است که انسان در شرايط ويژه اي نياز به نو شدن دارد. در اسلام اين تازگي در ارتباط دايمي با خداوند امكان پذير مي شود و دوام مي يابد.

ابراهيم کيست؟
خداوند تعالي در قرآن کريم از حضرت ابراهيم به نيکوترين وجه تجليل نموده است. به تعبير قرآن، او کسي است که دل را با پاکي و اخلاص متوجه خداوند کرد و هرگز شرک نورزيد. تسليم امر خدا و بردبار و صديق بود و خليل الله - دوست خدا - خوانده شد.
ابراهيم (ع ) ‌از پيامبران اولوالعزم و صاحب کتاب و شريعت بود. خداوند او را از صالحان و نيکوکاران قرار داد و با بهترين درودها فرمود:« سلام علي ابراهيم » ( سوره صافات آيه 109)

امتحان ابراهيم (ع)
دهم ذيحجه، ‌يادآور استواري ابراهيم در راه اطاعت از فرمان خداست. آن حضرت در اين روز ماموريت يافت که پسرش اسماعيل را براي خدا قرباني کند . اگرچه فرزند براي او بسيار عزيز و دوست داشتني بود، اما ترديد به دل راه نداد. اسماعيل، آخرين تعلقي بود که مي توانست او را از حركت باز دارد . تصميم گرفت ماموريت ذبح اسماعيل را براي او باز گويد. ابلاغ اين پيام بسيار سخت بود. اما اسماعيل از پدر خواست در انجام فرمان حق تسليم باشد و پدر را اميدوار ساخت که او نيز در اين آزمايش، صابر و شکيبا خواهد بود. با اين سخن،‌ ابراهيم (ع ) قدرتي شگفت يافت و با اراده اي قوي تر فرزند را آماده ذبح كرد. دراين حال خداوند به او پيام داد: « او را ندا داديم كه اي ابراهيم، آنچه را در خواب ماموريت يافتي انجام دادي» ( صافات 104 و 105) سپس در ادامه آيات مي فرمايد:« ما ذبح عظيمي را فداي او كرديم»

عيد قربان؛ تجلي خاطره ابراهيم و اسماعيل
روز عيد قربان روز کرامت و تعالي انسانهاست. روزي که انسان به عالي ترين درجه درک خود مي رسد و با پيروي از حضرت ابراهيم (ع) به جهان اعلام مي دارد كه او موجودي بسيار عالي با استعدادهاي شگفت است و مي تواند در مکتب وحي و نبوت پيامبران به جايي برسد که دل به خداي سبحان داده و در راه او از جان خود و عزيزترين بستگانش بگذرد.
در مواقف گوناگون حج، خاطره ‌حضرت ابراهيم (ع ) و فرزندش اسماعيل تجلي خاصي دارد. اين ويژگي چنان آشکار است که گويي كلاس حج دو چيز را به بشريت مي آموزد. اسماعيل وار بودن و ابراهيم گونه شدن؛ يعني تسليم خدا بودن همچون اسماعيل  و بنده خالص شدن مانند ابراهيم (ع ) در نزديک کعبه، به فاصله چند متر، فضاي كوچك و گنبدي شكلي مشاهده مي شود که با شيشه احاطه شده است. اين مكان، مقام ابراهيم نام دارد. در ميان آن سنگي قرار دارد که اثر دو پا در آن پيداست.
گفته مي شود که ابراهيم (ع) بر فراز اين سنگ ايستاد و مردم را بسوي توحيد دعوت کرد. جمع كثيري از حجاج، نماز طواف را پشت اين مقام به جا مي آورند.
وقتي زائران با قلبهاي شسته و پاک و چشمهاي پر از تمناي خود به كعبه مي نگرند، بناي ديگري به شکل نيم دايره در قسمت شمالي کعبه توجه آنها را جلب مي کند. اين بنا که حجر اسماعيل نام دارد، زائر را متوجه جايگاه اسماعيل نزد خداوند مي سازد. هركس با خود مي انديشد ابراهيم کيست و منزلت فرزند او اسماعيل از چه روست؟
حاجيان پس از وقوف در عرفات و مشعر به مني مي روند. در نخستين ساعات روز عيد، آن هنگام كه پرتو خورشيد بر دست و روي زائران كعبه بوسه مي زند، حجاج با اقتداء به ابراهيم، رمي جمره مي كنند. به اين ترتيب با سنگ زدن به نماد شيطان، دشمنان بيروني و دروني را از خود مي رانند. سپس،‌ مراسم حج را با عمل قرباني به پايان مي رسانند. قرباني، نماد مقابله با خواهشهاي نفساني است و جشن روز عيد، جشن حركت حاجي بسوي كمال است. مردم آلودگيهاي دروني را مي زدايند و نماز مخصوص عيد را به پا مي دارند.

حکمت قرباني کردن در عيد قربان
در اسلام، حکمت انجام قرباني، تقرب به خداست؛ در آيه 37 سوره حج مي خوانيم:« هرگز نه گوشتها و نه خونهاي آنها به خدا نمي رسد، آنچه به خدا مي رسد، تقوا و پرهيزكاري شماست.»
 اصولا در اسلام هرعملي اگر با نيت پاک و درست و با تقواي الهي انجام شود، شايسته و پذيرفته شده است. قرآن بر اين نکته تاکيد دارد که نزد خداوند، باطن و روح عمل مهم است. مي فرمايد : آيا کسي که شالوده آن (مسجد) را بر پرهيز از خدا و خشنودي او بنا كرده بهتر است يا کسي است که اساس آن را بر كنار پرتگاه سستي بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرو مي ريزد. (109 - توبه)
قرباني کردن يکي از راهکارهاي اسلام براي رفع نيازهاي مالي و اقتصادي مسلمانان بشمار مي رود . اين مسئله يکي از عوامل مهم مشارکت در غم و شادي ديگران و رشد زمينه هاي وحدت اسلامي در حج است.
خداوند به مسلمانان دستور مي دهد تا هم خود از گوشت قرباني بخورند و هم به فقيران و نيازمندان بدهند.
در روايت‏هاى مكررى نقل شده كه در روز عيد اضحى قربانى كنيد تا گرسنگان وبيچارگان از خوردن گوشت‏سير شوند؛ آنان كه روزها بلكه ماه‏ها توان تهيه گوشت ‏براى خانواده خويش را ندارند، در اين روز فرخنده كه براى همگان عيد است و بسيار خجسته و مبارك است، خوشحال گردند و از خوردن گوشت‏حلال، بى‏منت، سير شوند.
در روايات نيز آمده است آثار قرباني قبل از هرچيز متوجه قرباني کننده است و اين به دليل تسليم خدا بودن و اطاعت امر اوست.
امام صادق (ع) مي فرمايد: « با نخستين قطره اي که از خون قرباني برزمين مي چکد، صاحب آن قرباني آمرزيده مي شود.»

عيد قربان در خانه خدا
روز عيد قربان در مکه، سرشار از زيبايي و نشاط معنوي است؛ زائران خدا که به نام « حاجي » زينت يافته اند، خداوند را سپاس مي گويند که توانسته اند در چنين مکان مقدسي حضور يابند و آئين بندگي را به جا آورند. آنها با پاکي جسم و روح خود، بار ديگر به سوي ميعادگاهها و موطن خود باز مي گردند تا زندگي را با نگاهي ديگر تجربه كنند.
پيامبر (ص) روز عيد قربان خطبه مي خواند و مي فرمود:« ... قسم به آنكه جان محمد در دست اوست، از اينجا هيچكس بر نمي گردد، مگر اينكه آمرزيده شود، جز كسي كه بر انجام گناه كبيره اصرار ورزد.»

 

کد خبر: 20091127111454843

http://www.aryanews.com/Lct/fa-ir/News/20091127/20091127111454843.htm


مقایسه عملکرد تیم فعلی با تیم برانکو؛

افت محسوس تیم ملی فوتبال

برانکو در هر 9 دیدار یک بار برابر حریف آسیایی شکست خورده بود اما تیم قطبی در شش دیدار رسمی و دوستانه برابر تیم های آسیایی دو باخت را تجربه کرد.

 وضعیت تیم ملی فوتبال ایران در زمان مربیگزی افشین قطبی در مقایسه با تیم برانکو ایوانکویچ مربی سابق تیم ملی نشان از افت محسوس تیم ملی فوتبال می دهد.

به گزارش خبرنگار سرویس ورزشی «فردا» اردن تا 10 سال پیش هیچگاه با ایران روبرو نشده بود، اما اولین بار در جام فوتبال غرب اسیا 2000 بود که ایران یک بر صفر حریف را شکست داد. این دهمین بازی دو تیم بود که تا به حال ایران 5 برد و اردن 4 برد بدست آورده اند و یک بازی هم به تساوی انجامیده است.

نکته تاسف‌بار اینکه این شکست ها باعث سقوط ایران در رنکینگ فیفا شده است. تا جایی که بحرین، همان تیمی که سرمربی و کاپیتان ایران از راه نیافتنش به جام‌جهانی ابراز خوشحالی می‌کنند، حالا با 524 امتیاز در رده شصت‌ویکم جهان و چهارم آسیا قرار گرفته تا نسبت به فوتبال ما حداقل در این مورد دهن‌کجی کند. ژاپن، کره جنوبي و بحرين تيم هاي دوم تا چهارم اين رده بندي را در قاره آسيا تشکيل مي دهند و ایران بالاتر از عربستان در رده پنجم قرار دارد.

در این بین در مقایسه بین آخرین دیدار های برانکو با حریفان افشین قطبی این آمار را نشان می دهد که قطبی با دو برد ، دو تساوی و یک باخت مواجه شده است اما برانکو در بازی های متناظر چهار برد و فقط یک باخت کسب کرده بودو این آمار نشان می دهد فوتبال ایران از دوران برانکو تا دوران افشین قطبی به شدت افت کرده است.

برانکو  در هر 9 دیدار یک بار برابر حریف آسیایی شکست خورده بود اما تیم قطبی در شش دیدار رسمی و دوستانه برابر تیم های آسیایی دو باخت را تجربه کرد.

  لازم به ذکر است تیم اردن هم اکنون در رده 128 رنکینگ فیفا قرار دارد در حالی که همین تیم در زمان مربیگری برانکو در رتبه 38 قرار داشت. این نشان دهنده این است که اردن نسبت به گذشته پسرفت هم کرده است.

نتایج دیدار های ایران و اردن

    غرب اسیا- امان ایران یک - اردن صفر

    غرب اسیا- دمشق ایران صفر- اردن یک

    مقدماتی جام ملتها- تهران ایران 4- اردن یک

    مقدماتی جام ملتها- امان ایران 2- اردن3

    مقدماتی جام جهانی- تهران ایران صفر- اردن یک

    مقدماتی جام جهانی- امان ایران 2- اردن صفر

    دوستانه- امان ایران صفر- اردن صفر

     غرب آسیا- تهران ایران 2- اردن یک






بنا براین گزارش شکست ایران برابر تیم اردن ، پایان دوران شکست ناپذیری ایران در جام ملت های آسیا هم بود. آخرین باری که ایران در این رقابت ها شکست خورده بود شهریور ماه سال 1382 بود. 

http://fardanews.com/fa/pages/?cid=96548


خودداري امريكا از امضاي معاهده منع استفاده از مين

 

وزارت امور خارجه امريكا اعلام كرد: كشورش همچنان از امضاي معاهده منع استفاده از مين‌هاي ضد نفر خودداري مي‌كند.
يان كلي، سخنگوي وزارت امور خارجه امريكا خاطرنشان كرد: دولت باراك اوباما، رئيس جمهور اين كشور موضع واشنگتن را مورد بررسي قرار داد و تصميم گرفت همچنان همين سياست را در پيش گيرد. اين در حالي است كه كنفرانس بازنگري معاهده موسوم به اتاوا قرار است سي‌ام نوامبر تا چهارم دسامبر آينده در كارتاژن كلمبيا برگزار شود. معاهده اتاوا تاكنون امكان انهدام بيش از 42 ميليون مين ضد نفر انبار شده در 156 كشور عضو اين معاهده و همچنين مين‌زدايي از بيش از هزار كيلومتر مربع از اراضي را فراهم آورده است.

http://www.iran-newspaper.com/#


روند رويگرداني تركيه از رژيم صهيونيستي
جمعه ۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۷
  

فارس: يك هفته‌نامه آمريكايي با اشاره به تيرگي روابط بين تركيه و رژيم صهيونيستي كوشيد تا در مقاله‌اي كوتاه به بررسي تغييرات بنيادين سياست‌ خارجي تركيه بپردازد.

روابط تركيه و رژيم صهيونيستي كه زماني نزديك و گرم بود، پس از جنگ غزه آسيب ديده و رو به سردي گرائيده است. بطوريكه تركيه تمرين نظامي خود را كه رژيم صهيونيستي نيز قصد شركت در آن را داشت، لغو كرده و رژيم صهيونيستي نيز به پخش يك سريال در تلويزيون تركيه كه جنايات صهيونيست‌ها را به نمايش مي‌گذارد، اعتراض كرده است.
در همين رابطه "ايگال اشلايفر "، نويسنده و روزنامه‌نگار مشهور ساكن استانبول اقدام به انتشار مقاله‌اي در هفته‌نامه "امريكن‌فري‌پرس " كرده و نوشته است: اسرائيل و تركيه زماني پيوندهاي نزديكي با يكديگر داشتند كه در سال‌هاي اخير و به ويژه از زمان يورش اسرائيل به غزه در ژانويه گذشته، اين روابط وارد دوره سرد و تيره‌اي شده است. اما روابط دو كشور با اقدام تركيه در تعويق نامحدود تمرين نظامي سالانه، به دليل مشاركت اسرائيل در اين تمرين، بيش از هر زمان ديگري سرد و تيره شد.
همچنين مقامات اسرائيلي اين هفته عصبانيت خود را از پخش يك سريال از تلويزيون تركيه كه شامل صحنه تيراندازي يك سرباز اسرائيلي به يك دختربچه فلسطيني نيز مي‌شود، اظهار داشتند.
بنابراين گزارش، ناظران سياسي مي‌گويند تنش جديد ميان دو كشور ممكن است نشانه‌ ديگري از بروز تغيير در سياست‌هاي داخلي و خارجي تركيه باشد. بطوريكه كه در اين تغييرات رابطه با اسرائيل نيز بازتعريف خواهد شد.
اشلايفر در ادامه گزارش خود مي‌نويسد: "اوفرا بنگيو "، كارشناس تركيه در "مركز موشه دايان دفتر مطالعات خاورميانه و آفريقاي دانشگاه تل‌آويو "، مي‌گويد: در چارچوب ايدئولوژيك وزير خارجه تركيه، اسرائيل نقش مركزي را بازي نمي‌كند و مسائل تغيير كرده‌اند.
گزارش امريكن‌فري‌پرس مي‌افزايد: آنكارا طي چند سال اخير بطور فعال به دنبال آن بوده تا خود را به عنوان يك دلال قدرت نرم منطقه‌اي مطرح كند و به همين خاطر كوشيده است تا روابطش را با همسايگاني همچون سوريه و ايران كه مرز شرقي تركيه را احاطه كرده‌اند تقويت كند.
بنابراين گزارش، تركيه همچنين اخيرا توافقنامه‌اي را با ارمنستان امضا كرده كه بر اساس آن اين دو كشور، كه پيش از اين دشمن يكديگر محسوب مي‌شدند به سمت تجديد روابط ديپلماتيك حركت خواهند نمود.
نويسنده اين گزارش با اشاره به آنكه وزير خارجه كنوني تركيه معمار اصلي سياست خارجه جديد اين كشور است، مي‌افزايد: وزير خارجه تركيه و 10 تن از ديگر وزراي اين كشور 13 اكتبر در راستاي اولين ديدار شوراي جديدالتاسيس "همكاري‌هاي استراتژيك "، از سوريه ديدار كردند كه طي اين ديدار دو كشور توافق كردند تا از اين پس اتباع دو كشور براي سفر به كشور ديگر نيازي به دريافت ويزا نداشته باشند.
اشلايفر مي‌افزايد: اين تغيير نشان‌دهنده يك انتقال بنيادين از دوره‌اي است كه تركيه و اسرائيل توسعه روابط استراتژيك خود را آغاز كردند.
اين نويسنده ساكن تركيه تشريح مي‌كند: در آن زمان هر دو كشور (تركيه و اسرائيل)، سوريه را يك دشمن تلقي مي‌كردند. بطوريكه تركيه و سوريه در اواخر دهه 90 و پس از آنكه آنكارا سوريه را به حمايت از جدايي‌طلبان كردستان تركيه متهم كرد، تا پاي جنگ نيز پيش رفتند.
در همين حال ناظران سياسي تاكيد مي‌كنند كه تغييرات در سياست‌هاي داخلي تركيه و به ويژه كاهش قدرت ارتش نيز در تغيير ماهيت تركيه و روابطش با رژيم صهيونيستي نقش داشته‌اند.
در همين رابطه "لاله كمال "، تحليل‌گر امور ارتش از آنكارا مي‌گويد: اگر مسئله تمرين نظامي در دست ارتش بود، اين تمرين همانطور كه برنامه‌ريزي شده بود انجام مي‌شد اما ارتش ديگر قادر نيست تا همانند گذشته سياست‌هاي خود را به دولت ديكته كند.
اين تحليل‌گر مسايل نظامي تركيه مي‌افزايد: معادله در حال تغيير كردن است و ما اين اتفاق را در روابط تركيه - اسرائيل و همچنين در ديگر حوزه‌ها نيز مشاهده مي‌كنيم.

http://www.jahannews.com/vdcjxoea.uqeotzsffu.html


تريبون: گونئي آذربايجان ضيالي لاري و ميللي فعال لاريندان بير هيئتين اوكتيابر آييندا باكي سفري، هرطرفلي گونئي - قوزئي ديالوقو ايله ياددا قالدي. بير چوخ گٶروشلردن علاوه، آذربايجان جومهوريتي نين مئديا مكاني نين بوتون ايمكانلاري دا بو ديالوقو داها بٶيوك بير آئوديتوريادا يايماغا يارديمچي اولدو. بير چوخ موصاحيبه لر و دييرمي ماسالاردان حاضيرلانميش خبرلر، چئشيتلي مطبوعات اورقانلاري و راديو تئله ويزيا كاناللاريندان ياييلدي. آشاغيدا كي موصاحيبه، آمئريكا سسيله اولموشدور و بوردا "خالق جبهه سي قازئتي"نين اينترنت سايتيندان نقل اولونور. خالق جبهه سي قازئتي نين ژورناليستي تورقوت بو موصاحيبه ني تقديم ائتميشدير.

   "آذربايجان تورکلري نين هدفي دييشمزدير"   

 
علي رضا اردبيلي:  " گونئيده ميللي آزادليق مسئله سي، دئموکراتييا، اينسان حوقوقلاري اساس موزاکيره مؤوضولاريدير "  
  بو گونلرده دونيا آذربايجانليلاري کونقرئسي نين (داک) همسدري صابير روستمخانلي نين دعوتيله باکيدا صفرده اولموش ايسوئچين پايتاختي ستوکهولم شهريندن فعاليت گؤسترن  "تريبون"  اينتئرنئت صحيفه سي نين رئداکتورو علي رضا اردبيلي 1960-جي ايلده اردبيل شهرينده آنادان اولوب.   
                                                                                                              تورقوت  

     علي رضا اردبيلي دئيير کي، بو گون شاه رئژيمي قالسايدي دا، ايراندا مطبوعاتين وضعيتي اولکي کيمي اولا بيلمزدي:  "سؤزسوز کي، شاه دؤورو ايله موقاييسه ده حاضيردا مطبوعات آزادليغي قات-قات ياخشيدير. چونکي شاه دؤورونده مونوپولييا ايدي، يعني هر شئي رئژيمين الينده ايدي. ياريم صحيفه ليک بياناتي دا چاپ ائتمک اوچون چاپ آپاراتلاري لازيم ايدي. اونون اوستونده اينسانلار حبس اولونوردولار، گوللله نيرديلر و س. بو گون ايسه مين صحيفه ليک بيانات اولسا بئله اونو آچيقلاماق اوچون تئخنيکي ايمکانلار مؤوجوددور" .

 
اونون سؤزلرينه گؤره، ايراندا ائلئکترون قزئتلر، عوموميتله ائلئکترون اينفورماسييالار ساحه سينده وضعيت ياخشي دئييل:  "ايراندا بو ساحه ده ايکي جور پروبلئم وار. اونلاردان بيري تئخنيکيدير، يني اينتئرنئتين سورعتي چوخ آزدير. ايراندا اينسانا ايشگنجه لازيم دئييل. آوروپالي، غربلي اينسانلار ايرانا گئتسه، اونلارا ايشگنجه لازيم دئييل. اينتئرنئتين آشاغي سورعتي اؤزو اونلارا بير ايشگنجه دير. بو بير رئالليقدير. ايکينجيسي ايسه فيلتئر مسئله سيدير. بوتون موهوم اينتئرنئت سايتلاري، رئژيمين خوشو گلمه ديگي بوتون اينفورماسييا قايناقلاري نين هاميسينا فيلتئر قويولوب. بورادا دا  "سيچان-پيشيکاويونو يارانير. بير طرفدن اينسانلار فيلتئرلري سينديرير، ديگر طرفدن، رئژيم يئنيدن بو فيلتئرلري برپا ائدير. بو چتينليکلره باخماياراق، اينسانلاردا اينتئرنئتدن ايستيفاده يه ماراق بؤيوکدور. طبيعي کي، ائلئکترون اينقيلابي بوتون دونيايا تاثير ائتديگي کيمي، ايرانا دا تاثير گؤستريب. اينتئرنئت اينقيلابي نين ان گوجلو تاثيري ديکتاتور رئژيملرينه اولوب. اگر بو، دئموکراتيک اؤلکه لرده حياتين طبيعي بير حيصه سينه چئوريليبسه، ديکتاتورا اؤلکه لرينده جمعيتين سياسيلشميش طبقه سي نين حاکيميته قارشي، دئموکراتييا اوغروندا آپارديغي موباريزه ده بؤيوک بير دسته يه، آلته چئوريلميشدي. اگر 20 ايل اول گونئي آذربايجان 2 حيصه يه - خاريجي و داخيلي حيصه يه بؤلونموشدوسه، و يا شاه دؤورونده شاها قارشي گئدن راديکال و يا غئيري-راديکال سفئرايا بؤلونموشدوسه، بو گون يالنيز بير آتموسفئر مؤوجوددور. يني بو گون تبريزده يازيلان معلومات ستوکهولمدا نشر اولونور، ستوکهولمدا يازيلان يازي اردبيلده اوخونور، تئهراندا نشر اولونان معلومات واشينقتوندادي. ائله اولور کي، تبريزده باش وئرميش حاديثه دن بيز ستوکهولمدا معلومات الده ائتسک ده، بو معلومات هله عنعنه وي واسيطه لرله اردبيله چاتماييب. اونا گؤره ده چوخ واخت بيز اينفورماسيياني داخيلده کي لردن داها تئز آليريق.

 
گونئي آذربايجانليلاري نين موذاکيره ائتديگي مسئله لرين ماهيتي و يؤنو دييشمير. ميللي آزادليق مسئله سي، آذربايجاندا دئموکراتييا قورولماسي، و س. اساس مؤوضولاردير. آنجاق عئيني حالدا آکتوئل مسئله لر واختاشيري عوض اولونور. مثلاً، سون 6 آيدا ايلک نؤوبه ده ايراندا کئچيريلن پرئزيدئنت سئچکيسينه موداخيله ائدک، يوخسا ائتميک. ميللي کولوريتلي ناميزد اولموش دوکتور اکبر اعلمي يه قارشي مؤوقئعييميز نه اولسون. و يا ديگر ناميزدلره قارشي نئجه موناسيبت گؤسترمه لي ييک. داها سونرا ايسه سئچکي سونراسي پروسئسلره قاتيلماق مسئله سي گوندمه گلدي. بو مؤوضولار واختاشيري دييشير و اولا بيلر 3 آيدان سونرا تام فرقلي مسئله گونده ليگه چيخسين


استفاده از دین برای انتقاد از حکومت دینی

 

آیت الله منتظری

مقاله‌ای از نشریه "هرالد تریبیون" نوشته مایکل سلکمن، به توصیف مبارزه‌ی آیت الله منتظری با رژیم جمهوری اسلامی اختصاص دارد. در آن آمده است که آیت‌الله منتظری منشأ مشروعیت را مردم می‌داند

 

 

 

مایکل سلکمن می‌نویسد که سالها آیت الله حسینعلی منتظری از رهبرجمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت، این دولت آن دموکراسی اسلامی ای نیست که ادعا می‌شود. اما حرف‌های وی گوش شنوا نداشت. بسیاری ازایرانی‌ها، از جمله مقامات سابق دولت، اکنون گوش شنوا دارند.

 

 

این مقاله با توصیف نقش آیت الله منتظری در جنبش فعلی ایران می‌آغازد و وی را رهبر معنوی جریان مخالف می‌خواند.

به گفته سلکمن، دولت نتوانسته منتظری را دستگیر و به زندان بیندازد، زیرا او نقشی اساسی در تشکیل جمهوری اسلامی ایفا کرده است. اکنون که دولت ایران شروع به سرکوب کردن معترضان کرده است،  آیت الله منتظری از دین اسلام برای نشان دادن فقدان مشروعیت نظام استفاده می‌کند. در مقاله آمده است که به گفته مهدی خلجی، یکی از مریدان پیشین آیت‌الله منتظری، این روحانی برجسته نظام را از زاویه‌ی مذهبی انتقاد می‌کند. خلجی می‌گوید: «رژیم می‌خواهد بگوید که اگر من دموکراتیک نیستم، اسلامی که هستم ،اما منتظری می‌گوید که این دولت اسلامی نیز نیست.»

 

این مقاله در ادامه می‌افزاید که آیت الله منتظری، که اکنون سنی بالای ۸۰ سالگی دارد، دارای بالاترین مقام روحانی‌ای است که درمذهب شیعه می‌توان به آن دست یافت. "هرالد تریبیون" می‌نویسد ، وی یکی از پردازندگان اصل ولایت فقیه و منشأ دینی مشروعیت رهبری بوده است.

 

به گفته این مقاله، سالهاست که منتظری تاکید می‌کند که در یک دولت مذهبی مشروعیت از خود مردم می‌آید.

 

"هرالد تریبیون" در مورد تفاوت منتطری با رژیم حاکم می‌نویسد، منظور منتظری از رهبریک مشاور یا راهنماست نه مرجع صدور احکامی که سرنوشت دین و دولت را تعیین می‌کنند.

 

DG/RN

 

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4921678,00.html


خبرها | 25.11.2009 | 15:00 UTC

ملا عمر خواستار مبارزه مسلحانه مردم افغانستان علیه دولت مرکزی شد

 

ملا عمر، رهبر طالبان، روز چهارشنبه (۲۵ نوامبر / ۴ آذر)  در یک سایت اینترنتی از مردم افغانستان خواست علیه دولت مرکزی افغانستان به مبارزه مسلحانه دست بزنند. او اعلام کرد که مردم افغانستان با دولتی که خواستار استقرار نیروهای خارجی در کشور است مذاکره نخواهند کرد. ملا عمر در ادامه گفت که نیروهای طالبان در بیشتر مناطق کشور قدرت را در دست دارند. رهبر طالبان سال‌ها مخفی بود و در مراسمی شرکت نمی‌کرد. گفته می‌شود که او در پاکستان مخفی شده است.

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4928939,00.html


جامعه / حقوق | 25.11.2009

جوانان آلمانی ترک‌تبار و مسئله هویت

 

جوانان ترک‌تبار در آلمان از لحاظ اندیشه و بینش فرهنگی بین ترک‌ها در ترکیه و آلمانی‌ها قرار دارند

بر اساس نتایج تحقیقاتی جامعه‌شناختی در آلمان، بسیاری از آلمانی‌های ترک‌تبار جوان، از لحاظ ارزش‌های فرهنگی، زبان و مذهب گرایش بیشتری به تبار خود دارند تا به آلمان.

 

طبق نظرسنجی‌ای که اخیر در آلمان انجام گرفته، ۴۵ درصد ترک‌های آلمان، در این کشور احساس بیگانگی می‌کنند. این نظرسنجی که بر اساس ۱۰۰۰ مصاحبه  تلفنی از ماه ژوئن تا اوت انجام گرفت، ارزش‌ها، بینش‌ها، سطح زندگی، عادت‌های مصرفی آلمانی‌ها، ترک‌های ترکیه و آلمانی‌های ترک‌تبار را مقایسه می‌کند.

 

این نظرسنجی نشان می‌دهد که اکثر ترک‌هایی که در آلمان زندگی می‌کنند، از لحاظ استانداردهای اجتماعی بیشتر از آنچه که تصور می‌شود، خود را به جامعه آلمان وفق داده‌اند. به ویژه جوانان بین ۱۵ تا ۲۹ ساله از لحاظ مدرک تحصیلی، تسلط به زبان و بهره‌گیری از رسانه‌ها خود را به جامعه آلمان تطبیق داده‌اند. اکثریت آنان مهاجرت به آلمان و زندگی در این کشور را نیز به تصمیمی درست می‌دانند.

 

۸۰ درصد آنها عقیده دارند که در این کشور می‌توان، مستقل از اصل و نسب، بسوی اهداف مورد نظر حرکت کرد. حتی نهادهای آلمانی مورد تائید این جوانان قرار دارند. اما از لحاظ فرهنگی تمایلات دیگر در آنها دیده می‌شود. این افراد بیشتر به باورهای سنتی گرایش دارند و حدود ۹۳ درصد آلمانی‌های ترک‌تبار جوان خواستار حفظ فرهنگ و رسوم خود هستند.

 

نسل جوان ترک‌ها سنتی‌تر از پدر و مادرشان

 

حدودا نیمی از ترک‌های ساکن آلمان، با محیط احساس بیگانگی می‌کنند Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  حدودا نیمی از ترک‌های ساکن آلمان، با محیط احساس بیگانگی می‌کنند عجیب است که عقاید سنت‌گرا درافراد ترک بین ۱۵ تا ۲۹ سال به شدت آشکاراست. باکره بودن قبل از ازدواج، عدم پذیرش سقط جنین و ایمان به بهشت از جمله این اعتقادها هستند. به نظر هلگر لیلیبرگ، مدیر سازمان نظرسنجی بین‌المللی لیلیبرگ، این جوانان حتی از پدرو مادران خود سنتی‌ترهستند. وی منشا این سنت‌گرایی را در واکنش این جوانان نسبت به فشار جامعه آلمان برای چشم پوشی از ارزش‌های فرهنگی خود می‌داند. 

 

در عین حال جایگاه جوانان ترک‌تبار در آلمان از لحاظ اندیشه و بینش فرهنگی بین ترک‌ها در ترکیه و آلمانی‌ها قرار دارد. نقش‌ها در خانواده و همچنین زندگی مشترک بین زن و مرد از جمله مواردی هستند که این گروه‌ها متفاوت به آن می‌نگرند. حدود نیمی از ترک‌هایی که در آلمان زندگی می‌کنند، رابطه‌ی جنسی یک زن با یک مرد را قبل از ازدواج  نمی‌پذیرند و به همین نسبت آنها برای پدر و مادران خود حق اظهار نظر و تصمیم گیری درباره‌ی همسر آینده‌شان قائل می‌شوند.

 

اما تنها ۷ درصد آلمانی‌ها مخالف ارتباط جنسی قبل از ازدواج هستند و فقط ۵ درصد آنان به نظر پدر و مادر خود در انتخاب همسر آتی‌شان توجه دارند. این در حالی است که یک سوم آلمانی‌های ترک‌تبار خود را موظف می‌دانند که برای حفظ آبرو و حرمت خانواده به خشونت متوسل شوند.

 

"وقتی صحبت جذب شدن به جامعه می‌شود، بیشتر منظور همگون ساختن این افراد با جامعه آلمان است"

 

«جامعه‌ی آلمان بیشتر خواستارهمگون ساختن ترک‌هاست تا جذب آنان»Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  «جامعه‌ی آلمان بیشتر خواستارهمگون ساختن ترک‌هاست تا جذب آنان»هلگر لیلیبرگ در این باره می‌گوید: «به نظر من در رابطه با تساهل جنسی مشکلات بسیاری وجود دارد. مثلا در رابطه با موضوع همجنس‌گرایی و آزادی زن، من مشکلاتی می‌بینم که نشانگر متعصب بودن این افراد هستند و منجر به محدود شدن آزادی یک فرد می‌شوند.»

 

مدیر سازمان نظرسنجی اعتقاد دارد که این ارزش‌های متفاوت حتی در آینده نیز تغییر نخواهند کرد. به اعتقاد وی: «بزرگترین مشکل جامعه آلمان این است که وقتی صحبت جذب شدن به جامعه می‌شود، بیشتر منظورهمگون ساختن این افراد با جامعه آلمان است تا تطبیق. بنابر این نظرسنجی چنین یکپارچگی‌ای در جامعه آلمانی در آینده روی نخواهد داد.»

 

وجه مشترک در ارتباط با ارزش‌های اصولی

 

بیش از یک سوم ترک‌های آلمان قصد بازگشت به ترکیه را دارندBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  بیش از یک سوم ترک‌های آلمان قصد بازگشت به ترکیه را دارنددر رابطه با مجموعه‌ای از ارزش‌های اصولی مثل دموکراسی، حقوق بشر و احترام به فرهنگ‌ها و ادیان دیگر اختلاف نظر شدیدی بین آلمانی‌ها، ترک‌های ترکیه و آلمانی‌های ترک‌تبار وجود ندارد، اما حدودا نیمی از ترک‌هایی که در آلمان زندگی می‌کنند احساس بیگانگی می‌کنند و تنها حدود یک چهارم آنان، کشور آلمان را به عنوان وطن خود می‌بینند.

 

به همین خاطر جای تعجب نیست که اکثر افرادی که درنظر سنجی شرکت کردند، خواستار این هستند که آلمانی‌ها آداب و رسوم آنها را مد نظر قرار دهند. حتی بیش از یک سوم این افراد قصد دارند که برای مدت طولانی به ترکیه برگردند.

 

کنان کلات، مدیر انجمن ترک‌ها در آلمان خواستار یک بررسی انتقادی از نتایج این نظرسنجی شده است. وی می‌گوید: «ترک‌ها می‌خواهند، نشان بدهند که هم مسلمانان خوبی، هم ترک و هم آلمانی خوبی هستند. ترک‌ها می‌خواهند ارزش‌های خود را حفظ کنند، اما در عین حال خود را جزیی از جامعه و آلمان را کشور خود می‌دانند. البته از طرف دیگر می‌گویند که در آلمان مورد تبعیض قرار می‌گیرند.»

 

ترک‌های آلمان یقین دارند که حتی اگر کسی کشور آلمان را همانند ترکیه به عنوان وطن خود بداند، به زبان مادری و فرهنگ خود پایبند می‌ماند.  

 

 

DG/SA

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4921394,00.html


اثری از ندا شفیعی مقدم

داشتن پرده‌ی بکارت هنوز هم اصل مهمی برای ازدواج در ایران به شمار می‌آید. به گفته‌ی رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران، بسیاری از پسران علیرغم داشتن رابطه‌ی جنسی پیش از ازدواج به دنبال همسری باکره هستند. نظر شما چیست؟

 

 

 

گرفتن گواهی صحت پرده‌ی بکارت قبل از ازدواج چندی است که به امری معمول در ایران تبدیل شده است و پزشکان زنان از مراجعه‌ی خانواده‌‌های دختر و پسر برای گرفتن این گواهی می‌گویند. در این بین شمار رو به افزایش دخترانی که برای ترمیم پرده‌ی بکارتشان به پزشک مراجعه می‌کنند نیز نباید از قلم دور انداخت. از نظر شما چه چیز بیشتر اهمیت دارد: صداقت همسرتان یا پرده‌ی بکارت؟ آیا فکر می‌کنید زندگی با مردی که شاید خود رابطه‌ی جنسی پیش از ازدواج را تجربه کرده باشد اما با این حال به دنبال همسری باکره می‌گردد، بر پایه‌های درستی استوار شده باشد؟ تا چه اندازه رفتار کردن بر طبق عرف جامعه را به خواسته‌های خود در زندگی ترجیح می‌دهید؟

 

با ما تماس بگیرید یا در نظرسنجی ما شرکت کنید.

persian@dw-world.de

شماره پیامگیر: ۴۸۵۵ ۱۶ ۴۲۹−۲۲۸−۰۰۴۹

 

 

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4884289,00.html


عبدالعزیز عظیمی قدیم:

 


چرا نسبت به کشتار ملت احواز و آذربایجان سکوت اختیار کرده بودید؟

                            

اعتراضات گسترده مردمی به نتایج اعلام شده انتخابات اخیر توجه همگان را به خود جلب کرده است آنچه مهم است احساس شکستی که در ساعات اولیه اعلام نتایج به مخالفین وضع فعلی اعم از تحریمی ها و شرکت کنندگان تغییرطلب  دست داد رفته رفته رنگ باخته و امید به آینده جای این احساس منفی را گرفت.چرا که

برگشت خوردن سیاستهای هاشمی فرصت طلب بر سر خود یکی از وعده های بزرگ الهی بود که در مملکت خود بدون آمدن بیگانگان توسط ظالمین وطنی به بت بزرگ ملقب و حرفها وشعارهای غیر منتظره ای را از مردمی که خودش آنها را چنین بار آورده بود وتلویزیونی که خودش سی سال در اختیار حاکمیت  قرار داده بود به گوش خود شنید بدون آنکه فرصتی برای دفاع و پاسخی به نامه اش داده باشند.

 

پروژه انگ زنی و برچسب زنی که حکومت در قبال هر نوع اعتراضی به مخالفین و منتقدین خود بدان متوسل می شد و عده کثیری از ملت را تحت تاثیر قرار می داد تا به راحتی به بایکوت صدای مخالف و سرکوب آزادیهای آنان بپردازد بیش از پیش برای مردم ( دست کم نخبگان) آشکار گشت.

اگر این اعترضات زودتر از این شکل می گرفت یعنی زمانی که حاکمان دائمی  مکررا از احمدی نژاد دفاع و فریادها و اعتراضات دانشگاهیان و نخبگان و حتی کاندیداهای رقیب را به بی انصافی! تعبیر می کردند بیشتر نتیجه می داد و شاید شاهد چنین پیشامد های خونین نمی شدیم.

حکومتی که برای نگه داشتن مملکت به حال و هوای استبدادی خود دست به هر کاری می زند برای این حکومت قبل از تقلب در شمارش تقلب در تبلیغات را باید خورده گرفت.

اگر حکومتی قوه قضاییه دارد چرا فردی از قوه مجریه آنهم در زمان تبلیغات انتخاباتی از کسانی به عنوان مفسدان اقتصادی اسم می برد ؟ چرا در زمان تبلیغات انتخاباتی فرصتی برای دفاع به متهمین داده نمی شود و بعد از انتخابات نیز مقام اول کشور بدون توجه به تاثیرات دوپینگی این نوع تبلیغات مهر تایید بر سیاستهای دولت فعلی و نوع تبلیغات تقلبی می زند و برای خروج از این بحران صنعی صرفا به دلجویی از چند فرد مورد اتهام می پردازد.

 حقی که در این بین ضایع شده است حق انتخاب آزادانه ملت است که با دلجویی دیر هنگام و مصلحتی رهبری از یکی دو نفر که قبل از انتخابات برای حصول نتیجه! حتی پاسخ کوتاهی نیز به نامه برخی از آنها نمی داد بر دیدگاه ملتی که خودش آنها را ملت با هوش خطاب می کند تاثیر مثبتی نخواهد گذاشت هر چند که برخی از آنها به دایره اختیار رهبری - نه اختیار خدادادی خودشان -  باز گردند.

هر اندازه میر حسین موسوی و همفکران سرشناس وی بر حق تجدید انتخابات تاکید جدی نمایند و هر چه موانع واقعی آزادی و به قول خودشان جمهوریت نظام را نشانه گرفته و مردانه در قبال آن ایستادگی کنند نه تنها معترضین فعلی را ثابت قدم در اعتراضات خود خواهند یافت بلکه بسیاری از مردم بهت زده را نیز وارد این اعتراضات مزمن خواهند کرد چرا که خیلی از مردم منتظرند ببینند میر حسین و جبهه اصلاحات در قبال حمایتهای آشکار رهبری و نهادهای تحت نظارت وی از احمدی نزاد چه تصریحاتی خواهند داشت؟ چرا که مردم مشکلات کشور را از جایی غیر از قوای سه گانه می بینند.

انصافا میر حسین تا کنون به وظیفه خود عمل کرده و زیر بار تهدید و ارعاب نرفته که این مسئله برای راقم غیر منتظره بود . البته میر حسین خوب می داند تهدید وی به سرنوشت اولین رئیسجمهور ایران بسیار گستاخانه؛ بلکه رسوا کننده خود حضرات است که هر کسی را در راه استبدا حزبی خود می بیننید تهدید به سرنوشتهای کذایی می کنند. و به هیچ وجه میر حسین به چنین سرنوشتی دچار نمی شود چرا که این قضیه با قضایای اوایل انقلاب تفاوت زیادی دارد و چنین کارهایی برای چند بار و در مورد چند نفر قابل تکرار نیست .  بانی این کارها هاشمی بود که نتیجه کارهایش را می بیند و به سزای عملش می رسد.

ما از حوادث ایام اخیر نه ذوق زده ایم و نه نه نسبت به سرکوب کم سابقه آزادی های ابتدائی انسانها بی تفاوت. اما اگر تهرانیها و تهرانبایجانی های عزیزحساسیت پایتخت را در شهرستانهای پیرامون نمی بینند دلیل این پیشامدها را در سکوت خود به هنگام کشتار و سرکوب مردم احواز نقده تبریز و شهرهای کردنشین جستجو کنند. اگر مثل یک هموطن در آن ایام با ملت تحت ستم پیرامون دست کم همدردی می کردید و انها را در راه مبارزه برای آزادی و احقاق حقوق ملی یاری می کردید و با سکوت خود حکومت را یاری نمی کردید بی تردید امروز همسوئی بیشتری از ملت ترک و عرب و کرد و بلوچ مشاهده می کردید.

وقتی هزاران آذربایجانی به جرم اعتراض به اهانت روزنامه ایران بازداشت می شدند شما دوستان آزادیخواه ما سکوت اختیار کردید. روزنامه های شما همانند روزنامه های محافظه کار از کنار اخبار مبارزاتی آذربایجان و احواز و بلوچستان و کردستان می گذشتید و هفته نامه های ما نیز بدون محاکمه توسط وزارت اطلاعات برای همیشه پلمپ می شد دریغ از درج یک خبر کوتاه از نشریات و سایتهای خبری شما.

از خانم عبادی هم می خواهیم عکس العمل خود را در مورد کشتار ملت عرب و ترک و ... در سالهای اخیر بازگو کنند تا بدانیم جاده همدردی و همفکری دو طرفه هست یا یک طرفه.؟

 

با این حال معتقدیم هنوز دیر نشده است و برای نیل به آزادی واقعی که مطالبات همه ساکنان ایران را تضمین کند می توانیم افراط و تفریط ها را کنار گذاشته و دست در دست هم داده و با اعلام انزجار از سیاستهای شوونیستی یک قرن اخیر درپی آزادیهای مشروع  و خدادادی همه ساکنان ایران باشیم. ان شاء الله

 http://www.farmaneariya.blogfa.com/post-194.aspx


RACISM-RASISTHA VA M. Obama

Hoccet 2009 nov

---------------------------------------------

 

جنجال بر سر تصویر دستکاری شده میشل اوباما

میشل و باراک اوباما

میشل و باراک اوباما

انتشار تصویر دستکاری شده میشل اوباما، همسر رئیس جمهور آمریکا در اینترنت یک بار دیگر باعث بروز بحث هایی در باره آزادی بیان در فضای مجازی شده است

جنجال بر سر تصویری است که در هنگام جستجوی نام میشل اوباما در موتور جستجوی گوگل دیده می شود.

تصویر بانوی اول آمریکا به گونه ای توسط برنامه های کامپیوتری دستکاری شده که چهره او شبیه به یک میمون شود.

این تصویر مرتبا در هنگام جستجوی کاربران برای یافتن تصویری از خانم اوباما ظاهر می شود.

گوگل گفته است که این تصویر را از صفحات خود حذف نمی کند.

گوگل از دیده شدن این تصویر پوزش خواسته اما با رد درخواست ها برای حذف آن، پیامی را در صفحه عکس، منتشر کرده که خاطرنشان می کند نتایج جستجوی کاربران نمایانگر دیدگاه های این شرکت نیست و این نتایج گاهی اوقات می تواند اهانت آمیز باشد.

دولت آمریکا از اظهارنظر در باره انتشار این تصویر خودداری کرده است.

این تصویر باعث بروز بحث هایی در باره آزادی بیان و حدود آن در آمریکا شده است.

جک ایزرد، خبرنگار بی بی سی می گوید میشل اوباما یکی از چهره های شناخته شده در جهان است که تعداد زیادی عکس از او گرفته می شود و به همین جهت جای تعجب ندارد که با جستجوی نام او در اینترنت، حدود هشت میلیون تصویر دیده می شود.

حق آزادی بیان در قانون اساسی آمریکا قید شده است اما اینترنت چارچوب های آزادی بیان در این کشور را عملا به چالش کشیده است.

گوگل می گوید موتورهای جستجو تنها چیزی را نشان می دهند که در فضای اینترنت موجود است اما منتقدان می گویند باید مطالب و محتویات اهانت آمیز از فضای اینترنت حذف شوند

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/11/091125_an_google_obama.shtml


ترکیه در تلاش هموار کردن راه برای پذیرفتن این کشور در اتحادیۀ اروپا

بیزانس تا استانبول

نمایشگاه گران پاله،"از بیزانس تا استانبول، پلی بروی دو قاره"، نمایشگاهی بسیار جالب با سیصد شئی که از موزه های استانبول، فرانسه و کشورهای دیگر جهان می آیند و از روز 10 اکتبر تا 25 ژانویه، در جریان است، تاریخچۀ شهری را ترسیم می کند که هشت قرن پیش از میلاد مسیح بر پا نهاده شد. شهری که در آغاز نام بر پا کننده اش، "بیزانس" را برخود گرفت و بعدها طمع ایرانیان، آتنی ها، اسپارت ها و مقدونیه ای ها را بر انگیخت و سرانجام در سال 146 پیش از میلاد تسلیم "رم" شد.

نمایشگاه موزۀ "گران پاله" که در چار چوب فصل ترکیه در فرانسه برپا شده، سرنوشت این شهر و آن چه بر آن گذشته را مرحله به مرحله دنبال می کند. و نظر به اینکه بر دوران یونانی و رومی تاریخ این شهر و نیز شکوه دوران بیزانس بسیار تکیه شده و اشیاء و مجسمه های متعددی این دوران را به یاد می آورند.

 

به محض ورود به این نمایشگاه که از طراحی بسیار خوبی هم برخوردار است، تماشاگر با دنیائی برخورد می کند که بیشتر شبیه دنیای اروپائی دیگر کشورهای منطقه بالکان است.  

البته دوران پس از بیزانس که طی آن این شهر قسطنطنیه نام گرفت و سپس این نام به استانبول تغییر کرد و پایتخت حکومت عثمانی گردید، نیز از جلای کمی برخوردار نیست و تصاویر شاهانی چون "محمد دوم" و "سلطان سلیم" بازدید کننده را به دنیای هزار و یکشب می برد که بسیار مورد علاقۀ غربیان است.

ناگفته نماند که قطعه ای به نام  سیمرغ در میان این قطعات دیده می شود که مربوط به دوران ساسانی است.

http://www.rfi.fr/actufa/articles/119/article_9542.asp


تاريخچه جام جهاني فوتبال ؛ 1930 تا 2006

 تاريخچه جام جهاني فوتبال ؛ 1930 تا 2006

 

  مرحله پاياني مسابقات فوتبال جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي با شركت 32 تيم از خردادسال آينده در شهرهاي مختلف اين كشور آغاز مي‌شود .
  32 تيم شركت‌كننده در اين بازيها ديدارهاي مرحله گروهي خود را در هشت گروه برگزار خواهند كرد .
تيم هاي ملي فوتبال برزيل و ايتاليا هر کدام به تر تيب با کسب پنج و چهار عنوان قهرماني ، بهترين و پر افتخارترين تيم هاي شركت كننده در بازيهاي جام جهاني هستند و اين تيم ها در نوزدهمين دوره هم از اميدهاي قهرماني درجام جهاني2010 آفريقاي جنوبي به شمار مي‌روند.
 اشاره اي به تاريخچه جام جهاني فوتبال:
نخستين دوره بازيهاي جام جهاني فوتبال در سال 1930 به ميزباني اروگوئه برگزار شد. تصميم به برگزاري اين نوع بازي فوتبال در سطح جهاني، دو سال قبل از اجراي نخستين دوره آن، يعني در سال 1928 در گردهمايي سالانه فيفا در آمستردام هلند گرفته شد.
اين تصميم ايده اي از سومين رييس فيفا يعني ژول ريمه فرانسوي بود ، ژول ريمه سالها قبل از اين نشست، بفکر افتاده بود تا تورنمنتي حرفه اي در سطح جهاني راه اندازي کند تا تيمهاي فوتبال کشورهاي عضو سازمان فيفا قادر به شرکت در آن باشند. چون تا آن زمان مهمترين رويداد فوتبال جهان بازيهاي فوتبال المپيک بودند و اين ديدارها در سطح حرفه اي برگزار نمي شدند.
اما پس از کنفرانس آمستردام، فدراسيون بين المللي فوتبال ( فيفا) سال بعد يعني 1929 در بارسلونا تشکيل جلسه داد و تصميم بر آن گرفت که نخستين دوره بازيهاي جام جهاني را يکسال بعد در اروگوئه که قهرمان فوتبال المپيک 1924 بود، برگزار کند. 1930، صدمين سالگرد استقلال اروگوئه بود و اين موجب شد تا به همين مناسبت نخستين دوره اين رويداد مهم ورزشي در اين سال در اروگوئه برگزار شود.
جامي که به برنده اين رقابتها اهدا مي شد را يک مجسمه ساز فرانسوي بنام آلبل لافلور ساخت اين جام بنام جام ژول ريمه (Jules Rimet Trophy) شهرت داشت.
اين نام بخاطر رييس فيفاي آن زمان يعني ژول ريمه، که در اصل بنيانگذار جام جهاني بود، بروي جايزه اين رقابت ها گذاشته شده بود.
جام ژول ريمه کاملا از طلا بود، 30 سانتي متر ارتفاع و 1.82 کيلوگرم وزن داشت. نماد اين جام يک فرشته بود که بالاي سر خود جامي را نگه داشته بود. اين فرشته همان الهه پيروزي در افسانه هاي يونان باستان بود.
جام ژول ريمه را برزيل در سال 1970 پس از سه دوره قهرماني اين جام را براي هميشه به خانه خود برد. پس از اينکه تيم ملي فوتبال برزيل براي هميشه جام ژول ريمه را تصاحب کرد، جام بعدي در سال 1971 از ميان 53 طرح بدست يک مجسمه ساز ايتاليايي ساخته و در سال 1974 به طور رسمي در جام جهاني 1974 آلمان معرفي شد.
 بر اساس اين گزارش ميزبانان و تيم هاي اول و دوم بازيهاي جام جهاني در هجده دوره اين مسابقات هم به شرح زير است:


*1930اروگوئه:
1- اروگوئه
2- آرژانتين

* 1934 ايتاليا :
1- ايتاليا
2- چكسلواكي

*1938 فرانسه:
1-ايتاليا
2- مجارستان
سال هاي 1942 و 1946 به علت جنگ جهاني دوم اين بازيها بر گزار نشد .

*1950 برزيل:
1- اروگوئه
2- برزيل،

*1954سوئيس:
1-آلمان فدرال
2-مجارستان

*1958 سوئد:
1-برزيل
2- سوئد

*1962 شيلي:
1- برزيل
2- چكسوالكي

*1966 انگليس:
1- آلمان غربي
2- انگليس

*1970 مکزيک :
1- برزيل
2- ايتاليا

*1974 آلمان :
1- آلمان
2- هلند

*1978 آرژانتين :
1- آرژانتين
2- هلند

*1982 اسپانيا :
1- ايتاليا
2- آلمان

*1986 مکزيک :
1- آرژانتين
2- آلمان

* 1990 ايتاليا :
1- آلمان
2- آرژانتين

*1994 آمريکا :
1- برزيل
2- ايتاليا

*1998 فرانسه :
1- فرانسه
2- برزيل

*2002 کره جنوبي - ژاپن
1- برزيل
2- آلمان

*2006 آلمان :
1- ايتاليا
2- فرانسه

*2010 آفريقاي جنوبي ؟؟

http://www.football3.ir/worldsoccer/14685.html



پیشنهاد قذافی به 200 دختر ایتالیایی

"معمر قذافی" رهبر انقلاب لیبی که جهت شرکت در اجلاس جهانی امنیت غذایی در رم می باشد، روز یکشنبه با 200 دختر ایتالیایی دیدار کرده و آنها را به پذیرش اسلام فرا خواند.

به گزارش تابناک به نقل از خبرگزاری "نووستی "قذافی تصمیم گرفت حضور خود در همایش رم را با جشن هایی همراه سازد که از قبل برای شرکت در آن 500 دختر ایتالیایی خوش سیما در فاصله سنی 18 تا 35 سال را دعوت کرده بود که قد هر یک از آنها نمی بایست کمتر از 170 سانتیمتر می بود.

یکشنبه شب در رزیدنس سفیر لیبی در رم، رهبر انقلاب لیبی که لباسی سیاه به تن داشت، آغاز به صحبت درباره مشکلات اجتماعی و دینی نمود. وی گفت: حضرت عیسی برای یهودیان فرستاده شده بود و نه برای شما. در عوض حضرت محمد برای همه انسان ها فرستاده شده بود.

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=73239


جذب اسلامی زیبارویان ایتالیایی درویلای قذافی!

به گزارش خبرگزاری رسمی ایتالیا (آنسا) معمر قذافی، رهبر لیبی كه در رم بسر می برد نزدیك به 200 زن جوان و جذاب ایتالیایی را در ویلای شخصی اش جمع كرده و تلاش داشته تا آنها را به پذیرش دین اسلام متقاعد كند.
معمر قذافی كه برای حضور در نشست سازمان خوار وبار و كشاورزی ملل متحد (فائو) به رم رفته است در یك آگهی، خواستار حضور «500 دختر جذاب» در محل اقامتش شد اما تاكید كرد كه این دختران جوان، ضمن خوشپوشی، نباید دامن كوتاه بپوشند.
رهبر لیبی در این آگهی وعده داده بود كه دختران جوان، نفری 60 یورو به علاوه «هدایایی از لیبی» دریافت خواهند كرد.
برخی دخترانی كه در این گردهمایی حضور یافته اند به خبرگزاری آنسا گفتند معمر قذافی با سخنرانی 2 ساعته اش در باب تعالیم اسلامی به آنها توهین كرده و برخی دیگر گفتند انتظار داشتند در یك میهمانی مُد حضور یابند.
رهبر لیبی در این ملاقات گروهی، به دختران جوان ایتالیایی، كتاب قرآن هدیه داده و برای آنها از نقش و منزلت زنان در اسلام سخن گفته است

نظرات بینندگان:

ایشان می خواهند با جذب دختران زیبای ایتالیائی مانع منحرف شدن بعدی انها بشوند.

کد: 83384 | 25 آبان 1388 ساعت 19:35

واقعا این قذافی اسلام رو خوب درك كرده!

کد: 83444 | 25 آبان 1388 ساعت 20:25

پیامبران كجان بیان ببینن چه بر سر دین اسلام اوردن

کد: 83448 | 25 آبان 1388 ساعت 20:29

بعضی ها اینطوری آبروی اسلام رو میبرند بعضی ها هم...

کد: 83449 | 25 آبان 1388 ساعت 20:31

یاد بردن بعضی ها تو حرم امام رضا میافتم.به خیال خودشون تبلیغ میفرمایند.

کد: 83508 | 25 آبان 1388 ساعت 21:51

این رفقای رییس!!! همه اینكاره اند!!!
اون از برادر هوگو چاوز با چفیه!! كه بعد عكسش با اون دوتا زن عریان در اومد!!!
اینهم از این دیوانه كه به اسم اسلام!!! دختر سفارش میده!!!

کد: 83582 | 25 آبان 1388 ساعت 22:44

ابله تر از قذافی تو سیاستمدارا نداریم و ننگ بر كسانی كه می خوان با این ابله دوست باشند !! درود بر امام موسی صدر من امام رو ندیدم ولی زندگی نامه شو و كارهایی كه تو لبنان كرده رو خوندم عاشقش شدم !! از خدا می خوام كه این بزرگوار زنده باشه و ما روزی رو ببینیم كه امام موسی ازاد شده باشه ولی قذافی رو زمین وجود نداشته باشه !! مرگ بر قذافی و هر چی دیوانه قدرت وجود داره !! ننگ بر مردمانی كه به حكومت امثال قذافی تن در می دن!!

کد: 83606 | 25 آبان 1388 ساعت 23:03

بارك الله به قذافی

کد: 83615 | 25 آبان 1388 ساعت 23:10

بیچاره اسلام كه بازیچه دست چه كسانی شده در اوان قرن بیست و یك.
وقتی اینجا بزور كتك میخواهند مردم را به بهشت ببرند و در پاكستان با تركاندن بمب دسته دسته مردم را راهی بهشت میكنند چرا قذافی نتواند با زبان خوش برای بهشت حوری بتراشد!؟

کد: 83633 | 25 آبان 1388 ساعت 23:20

خدا شفات بده

کد: 83723 | 26 آبان 1388 ساعت 01:15

بابا این قذافی اصلا حالش خوب نیست

کد: 83728 | 26 آبان 1388 ساعت 01:25

اقای خاتمی در ایتالیا به خانمها یك دست داد ولی قذافی مثل اینكه منتظر است خانمها به او یك دست بدهند.بهر حال او میخواهد در بلاد كفر میخ اسلام را زیر دامن كفر بكوبد.ولی متاسفانه كافران چندین سال میخ كفر را در زیر دامان اصلاحات كوبیدند.

کد: 83741 | 26 آبان 1388 ساعت 02:22

كار بعضی از دولتیان ما بهتر از این نیست.

کد: 83772 | 26 آبان 1388 ساعت 05:48

خوار و بار درست است نه خاربار

کد: 83830 | 26 آبان 1388 ساعت 07:33

اینم یه چشمه دیگه از دیوانه بازیهای این ژنرال!
سوال اینجاست كه مگه اسلام فقط برای "زیبارویان" زن ارزش قایل است؟

کد: 83860 | 26 آبان 1388 ساعت 08:07

دفتر تبلیغات كجاست!؟؟؟

کد: 83900 | 26 آبان 1388 ساعت 08:28

ما هم تو ایران یكی مثل اونو داریم فكر كن آشناست!.......... افرین درسته

کد: 83907 | 26 آبان 1388 ساعت 08:31

به این میگن با یك تیر دو نشان زدن.

کد: 83930 | 26 آبان 1388 ساعت 08:44

آدمهای عوضی همه جا پیدا میشن.
یكی نیست به این عوضی بگه اگه تو خیلی آدم خوبی هستی مملكت خودت رو درست كن لازم نیست بری تو ایتالیا دنبال دخترای خوشگل كه البته من فكر میكنم بیشتر منظورش صیغه میغه بوده تا ارشاد .

کد: 83944 | 26 آبان 1388 ساعت 08:49

همه طرفداران و دوستتداران صمیمی این دولت یه جورایی مشكل اخلاقی دارن! آقایان قذافی ، چاوز ،..

کد: 83972 | 26 آبان 1388 ساعت 09:01

http://ayandenews.com/news/15293/


قذافی به دختران ایتالیایی قول سفر به مکه را هم داد!

رهبر لیبی در مهمانی دوم خود که شب گذشته با حضور مهمانداران جوان ایتالیایی برگزار شده بود به آنان وعده داد تا در صورت ایمان آوردن به اسلام، آن‌ها را برای سفر به مکه کمک کند.

به گزارش شبکه ایران به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی‌تلگراف، "معمر قذافی" رهبر لیبی دومین مهمانی شبانه خود را نیز با حضور صدها مهماندار ایتالیایی برگزار کرد.
تصاویر منتشره از این مهمانی نشان می‌دهد که مهماندارانی که در این مهمانی غیرمعمول شرکت کرده بودند برخلاف مهمانی اول، لباس‌های غیرمتعارف بر تن داشتند.

در مهمانی قبلی، آژانسی که این مهمانداران را به استخدام در آورده بود به آنان توصیه کرده بود که لباس‌های باز و نامتعارف نپوشند.

دیلی‌تلگراف در ادامه گزارش خود آورده است که قذافی در این مهمانی نیز از خدمات آژانس "هاتسوب" برای دست‌چین کردن 200 مهماندار ایتالیایی استفاده کرده بود. این آژانس به هر کدام از آنها 60 یورو به عنوان دستمزد پرداخت و آنها را با استفاده از اتوبوس به محل کاخ سفیر لیبی در رم منتقل کرده بود.
خبرگزاری فرانسه نیز در گزارش خود به نقل از رسانه‌های ایتالیایی آورده است که برخلاف مهمانی قبلی که در آن دختران جوان در درس تاریخ یک ساعته سرهنگ قذافی درباره اسلام، ‌غرب و نقش زنان شرکت کرده بودند مهمانی شب گذشته شکل یک جلسه سوال و جواب را به خود گرفت.

قذافی در این مهمانی و در پاسخ به سوالی در خصوص محکومیت ایتالیا در دادگاه حقوق بشر اروپا به دلیل وجود "تصاویر به صلیب کشیده حضرت مسیح در مدارس دولتی ایتالیا" گفت: مهم این است که دین در سیاست وارد نشود. در لیبی ما کسی را مجبور نمی‌کنیم که تصویر هلال ماه را به گردن بیاویزد. کسانی که می‌خواهند می‌توانند این کار را انجام دهند.
رهبر لیبی مانند یکشنبه شب، فقط مهمانداران جوان ایتالیایی و با شرایط خاص از جمله دارای قد بالای 170 سانتیمتر را به اسلام دعوت کرد و همچنین با اهدای یک جلد قرآن به آنان، وعده داد تا در صورت ایمان آوردن به اسلام، به آنها برای سفر به خانه خدا کمک کند!


بی‌احترامی به کتاب مقدس مسلمانان در میهمانی "دعوت به اسلام" قذافی

خبرگزاری فرانسه همچنین در ادامه گزارش خود اورده است که قذافی در روز دوشنبه پس از سخنان خود در نشست فائو و قبل از دیدار با "برلوسکنی" نخست‌وزیر ایتالیا، با پیاده‌روی در خیابان، موجب مسدود شدن خیابان‌های مرکز رم شد.
در این پیاده‌روی که در خیابان "ویا‌ونتو" رم انجام شد، قذافی از سوی محافظانش و با پشتیبانی یک هلیکوپتر همراهی می‌شد.


قذافی که سیاست‌های "اسلامی" وی به شدت مورد حمایت غرب قرار می‌گیرد، از زنان نیز به عنوان محافظان خود استفاده می‌کند. در تصویر، برلوسکونی که خود درگیر رسوایی‌های اخلاقی در ایتالیاست، در کنار قذافی و محافظش دیده می‌شود

کارشناسان معتقدند که یکی از کارویژه‌های قذافی برای غرب، ارائه صحیح‌ترین گزاره‌های دینی با زشت‌ترین اقدامات اخلاقی و یا عجیب‌ترین رفتارهای ممکن است تا افکار عمومی غرب نسبت به دین اسلام و گزاره‌های واقعی آن، همیشه بدبین یا ناآگاه بمانند و از این دین، با نماینده چشم‌چران آن (قذافی) یا نماینده تروریست آن (بن‌لادن) یاد کنند.
پایان مطلب/

http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=30197


رایس: قذافی خود را کنترل کند

پس از آنکه معمر قذافی خواستار تقسیم سوییس بین کشورهای همسایه شد، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد از وی خواست رفتارهای خود را کنترل کند.

به گزارش شبکه ایران به نقل از رادیو سوییس، سوزان رایس نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد از معمر قذافی رهبر لیبی که قرار است در نشست مجمع عمومی این نهاد حضور یابد، خواست رفتارها و سخنان خود را کنترل کند.
معمر قذافی پیشتر در جریان نشست سران گروه هشت اعلام کرده بود که اگر بمب اتم در اختیار داشت، سوییس را از نقشه جهان حذف می‌کرد.
وی همچنین خواستار تقسیم سوییس بین کشورهای همسایه شده است. "فرهان حق" سخنگوی سازمان ملل متحد اعلام کرد که این درخواست لیبی غیر قابل پذیرش است.
این سخنگوی سازمان ملل متحد افزود: لیبی حدود یک ماه پیش تلاش کرده بود که این موضوع را در دستور کار نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک قرار دهد.
فرهاد حق افزود: چنین درخواست‌هایی به دلیل مغایرت با منشور سازمان ملل متحد از سوی کمیته طراحی و برنامه مجمع عمومی فورا حذف شد.
سخنگوی سازمان ملل تاکید کرد: هیچ کشور عضو سازمان ملل متحد اجازه ندارد موجودیت و یا قلمرو دیگر کشور عضو را تهدید نماید.
لیبی از 15سپتامبر بمدت یک سال ریاست دوره‌ای مجمع عمومی سازمان ملل متحد را برعهده خواهد گرفت.

پایان مطلب/ 

http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=25347


قذافی: اعراب هم باید مثل اسراییل سلاح هسته‌ای داشته باشند

رهبر لیبی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی اسکای‌نیوز اعلام کرد اگر اسراییلی‌ها از سلاح هسته‌ای برخوردار باشند این حق اعراب و فلسطینی‌هاست که آنها نیز از این سلاح برخوردار باشند.

به گزارش شبکه ایران، "معمر قذافی" رهبر لیبی اعلام کرد: تا هنگامی که اسراییل به سلاح‌های هسته‌ای مجهز باشد کشورهای عربی و فلسطینی‌ها نیز حق برخورداری از تولید این نوع سلاح‌ها را باید داشته باشند.

قذافی که با شبکه خبری "اسکای‌نیوز" سخن می‌گفت تصریح کرد: اگر اسراییل تسلیحات اتمی دارد و توانایی هسته‌ای نیز دارد پس این حق مصر، سوریه و سعودی‌ها نیز است که از چنین سلاح‌ها و توانمندی‌هایی برخوردار باشند.

رهبر لیبی افزود: حتی فلسطینی‌ها نیز باید به سلاح هسته‌ای مجهز باشند زیرا همتایان آنان و حتی رقبایشان به قابلیت‌های هسته ای مجهز هستند.

قذافی در ادامه با انتقاد از رفتارهای دوگانه در برخورد با موازنه قدرت در خاورمیانه تنها راه جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای در منطقه را خلع سلاح هسته‌ای اسراییل و پایان دادن به فعالیت‌های هسته‌ای مشکوک آن دانست.

قذافی تصریح کرد: اگر ما خواهان آن هستیم تا در خاورمیانه مسابقه تسلیحات هسته‌ای به راه نیافتد باید اسراییل را خلع سلاح هسته‌ای کنیم.

رهبر لیبی در پاسخ به این سوال خبرنگار اسکای‌نیوز که "آیا شما ربیس‌جمهور ایران را هم تشویق کرده‌اید تا مانند شما در سال 2003  برنامه نظامی هسته‌ای کشور خود را متوقف کند؟ گفت: ایران هرگز اعلام نکرده که در حال ساخت سلاح هسته‌ای است بلکه می‌گوید، مشغول غنی‌سازی اورانیوم است.

رهبر لیبی افزود: اگر ایران تصمیم به ساخت تسلیحات و سلاح‌های هسته‌ای داشته باشد در آن صورت همه ما از جمله لیبی علیه تهران خواهیم بود اما نکته اینجاست که ایران چنین چیزی را نمی‌گوید.

معمر قذافی در این مصاحبه همچنین از کشته شدن یک افسر پلیس زن در جریان تظاهرات مقابل سفارت لیبی در لندن به طور رسمی عذرخواهی کرد.

این افسر پلیس زن در جریان تظاهرات مقابل سفارت لیبی در لندن در جریان بمبگذاری لاکربی با تیراندازی صورت گرفته از سوی سفارت لیبی کشته شده بود.

قذافی تصریح کرد: او دشمن ما نبود و ما از این موضوع متاسف هستیم و همدردی خود را بابازماندگان وی اعلام می‌کنیم؛ او در حال انجام وظیفه بود و برای محافظت از سفارت لیبی آنجا بود . 

رهبر لیبی در ادامه این مصاحبه با ریاکارانه، متملقانه و زودهنگام خواندن اعطای جایزه صلح نوبل به باراک اوباما ربیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد: اگر هم اوباما مستحق این جایزه باشد، در اعطای آن شتاب شده و هنوز زمان اعطای این جایزه به اوباما فرا نرسیده بود.

پایان مطلب/

http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=28758


"معمر قذافی" خواستار حذف سوییس از نقشه جهان شد

رییس‌جمهور لیبی در درخواستی عجیب خواستار تجزیه کشور سوییس و تقسیم این کشور میان همسایگان آن شد.

به گزارش شبکه ایران به نقل از روزنامه "دیلی‌تلگراف" چاپ لندن "معمر قذافی" رهبر لیبی در درخواستی عجیب به سازمان ملل متحد پیشنهاد داد تا کشور سوییس میان همسایگان این کشور تجزیه شده و به آنها بپیوندد.

سوییس به تازگی به خاطر دستگیری پسر "قذافی" در سال گذشته میلادی به طور رسمی از مردم لیبی عذرخواهی کرده بود و  تصور می‌شد این عذرخواهی موجب پایان یافتن اختلافات میان لیبی و سوییس شود.

بر اساس این طرح پیشنهادی عجیب قذافی، کشور سوییس میان همسایگان خود فرانسه، آلمان و ایتالیا تقسیم می‌شود.

شبکه پنج تلویزیون فرانسه نیز گزارش کرد که ممکن است قذافی در سفرش به نیویورک در سازمان ملل در اواخر ماه سپتامبر این خواسته را از تریبون مجمع عمومی عنوان کند.

"کریستا برمارکوالدر" از مسئولان بلندپایه وزارت خارجه سوییس اعلام کرد: لیبی تقاضایی را مطرح کرده تا در ماه سپتامبر و در مجمع عمومی سازمان ملل تجزیه سوییس و تقسیم مناطق مختلف آن بین کشورهای همسایه‌اش مورد بررسی قرار گیرد.

بر اساس این گزارش و بر پایه آخرین اطلاعات "قذافی" نامه‌ای به "بان‌کی‌مون" دبیر کل سازمان ملل در این باره نوشته است اما دبیرکل سازمان ملل با انتقال این خواسته به مجمع عمومی مخالفت کرده است چرا که به عقیده وی این خواسته مغایر روحیه سازمان ملل است.

البته برخی منابع اعلام داشته‌اند که این نامه قذافی پیش از توافق دو کشور و عذرخواهی رسمی سوییس به سازمان ملل متحد ارسال شده است.

روابط میان دو کشور سوییس و لیبی از 15 ژوئیه سال 2008 و زمانی که "هانیبال قذافی" فرزند "معمر قذافی" و همسر وی در سوییس به اتهام بدرفتاری با خدمتکاران خود بازداشت شدند، به سردی گرائید.
پسر قذافی و همسرش دو روز بعد با پرداخت نیم میلیون فرانک سوییس از زندان آزاد شدند ولی لیبی در اکتبر 2008 و در اقدامی تلافی‌جویانه صادرات نفت خود را به سوییس قطع و 5 میلیارد یورو از دارایی‌های خود را از بانک‌های آن کشور خارج کرد.

قذافی پیش از این و در جریان گردهمایی سران گروه هشت اعلام کرده بود که اگر لیبی بمب اتمی داشت سوییس را از نقشه جهان پاک می‌کرد.

وی که این سخنان را به زبان عربی و در میان دیپلمات‌های عرب زبان حاضر مطرح کرده بود همچنین خواستار آن شده بود که سوییس پس از حمله از سوی کشورهای همسایه‌اش بین آنها تقسیم شود.

قذافی پس از 40 سال حضور در راس قدرت در لیبی، در  23 سپتامبر بلافاصله پس از رییس‌جمهور آمریکا‌ در صحن مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی خواهد کرد.

پایان مطلب/

http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=25316


عذرخواهی رسمی سوییس از لیبی

"هانیبال قذافی" فرزند "معمر قذافی" و همسر وی در سوئیس به اتهام بدرفتاری با خدمتکاران خود در سال 2008 بازداشت شدند و دو روز بعد با پرداخت نیم میلیون فرانک آزاد شدند.

به گزارش شبکه ایران به نقل از خبرگزاری فرانسه "هانس رادولف مرز" ( Hans-Rudolf Merz) رییس‌جمهور سوییس امروز پنج‌شنبه بابت اقدام کشورش در دستگیری "هانیبال قذافی" پسر "معمر قذافی" رهبر لیبی در سال 2008 عذرخواهی کرد.
رییس‌جمهور سوییس در یک کنفرانس خبری مشترک با "البغدادی علی المحمودی" نخست‌وزیر لیبی گفت: "از مردم لیبی بابت دستگیری دیپلمات‌های این کشور توسط پلیس ژنو عذرخواهی می‌کنم.
روابط میان دو کشور سوییس و لیبی از 15 ژوئیه سال 2008 و زمانی که "هانیبال قذافی" فرزند "معمر قذافی" و همسر وی در سوئیس به اتهام بدرفتاری با خدمتکاران خود بازداشت شدند، به سردی گرائید.
پسر قذافی و همسرش دو روز بعد با پرداخت نیم میلیون فرانک سوئیس از زندان آزاد شدند ولی لیبی در اکتبر 2008 و در اقدامی تلافی‌جویانه صادرات نفت خود را به سوئیس قطع و 5 میلیارد یورو از دارایی‌های خود را از بانک‌های آن کشور خارج کرد.
پایان مطلب/

http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=24225


كد خبر: 15389

تاريخ انتشار: 27 آبان 1388 ساعت 15:22

print نسخه چاپي

send ارسال به دوستان

عكس:زیبا رویان ایتالیایی در ویلای قذافی

اقدام عجیب قذافی در ایتالیا همچنان سوژه خبری رسانه‌هاست.

خبر آن‌لاین نوشت: رسانه های مختلف با انتشار تصاویر زنان ایتالیایی حاضر در شب نشینی قذافی به انعكاس این موضوع پرداخته اند.

در حالیكه 60تن از رهبران جهان در روم گرد هم آمده بودند تا فكری به حال معضل گرسنگی و غذا در جهان كنند، ظاهرا رهبر لیبی در اندیشه مسائل خود بوده، معضلاتی كه ریشه در شخصیت او دارد. 

نظرات بینندگان:

سركارمون گذاشتی؟ خداحافظ

کد: 86464 | 27 آبان 1388 ساعت 15:38

فوق العاده است خوش به حالش

کد: 86475 | 27 آبان 1388 ساعت 15:46

تقبل الله!!!!!!!!!!!!!!

کد: 86478 | 27 آبان 1388 ساعت 15:48

آیا فكر میكنید چاوز وضعیت بهتری داره؟

کد: 86492 | 27 آبان 1388 ساعت 15:54

تبارك الله احسن القزافی

کد: 86495 | 27 آبان 1388 ساعت 15:56

قذافی تنها تنها , رسمش نیست بابا

کد: 86496 | 27 آبان 1388 ساعت 15:56

قسمت جالب این قضیه؛هدیه دادن قران به این خانمهاست.

کد: 86498 | 27 آبان 1388 ساعت 15:57

واه واه! اینهمه زیبارو كنار یك زشت رو!!! هر كی دركنارش بود از ترش غش می كرد؟

کد: 86511 | 27 آبان 1388 ساعت 16:03

به به
به به

کد: 86514 | 27 آبان 1388 ساعت 16:04

بابا این مردك دیوانه است. شما هم حوصله دارین. یك مشت زن علاف رو جمع كرده كه مثلا چی؟ این آدم خودشیفتگی داره. اینم لنگه برلوسكونی است كه آبروی هر چه سیاستمدار تو دنیاست رو برده. یاد روزگاری كه آدمهای مهم اخلاق گرا بودند و از نظر شخصیتی كاریزماتیك بودند بخیر.

کد: 86524 | 27 آبان 1388 ساعت 16:08

سارق امام موسی صدر روزگارش مانند خوكی در لجن است

کد: 86530 | 27 آبان 1388 ساعت 16:10

این آدم فیلمی هست برای خودش، با اون محافظ‌های زن‌اش و در چادر خوابیدن‌اش و ادعای امیرالمومنین مسلمانان جهان بودن‌اش!

کد: 86545 | 27 آبان 1388 ساعت 16:18

باغت آباد انگوری!

کد: 86550 | 27 آبان 1388 ساعت 16:22

این آقا هم باید به صدام حسین و سایر حكام خائن و دیكتاتور جهان عرب ملحق شود.

کد: 86551 | 27 آبان 1388 ساعت 16:25

ظاهرا اونجا هوا سرده و الا ....

کد: 86555 | 27 آبان 1388 ساعت 16:29

حاجی آفتاب بدم خدمتتون؟

کد: 86637 | 27 آبان 1388 ساعت 17:24

تو الگوی منی قذافی . درود بر تو و خاك بر سر ملتی كه تو اختیاردار جان و مال و ناموسشونی.

کد: 86644 | 27 آبان 1388 ساعت 17:26

راستی یه نماینده از جنبش سبز بفرستید بره اونجا تا شال و دستبند سبز بهشون بده شاید متبرك ....

کد: 86663 | 27 آبان 1388 ساعت 17:32

خدایا !!!
هركس به نوعی در حال تخریب و سوءاستفاده از اسلامه!! خودت كاری بكن!

کد: 86675 | 27 آبان 1388 ساعت 17:41

ای ول...ناز نفست!!

کد: 86676 | 27 آبان 1388 ساعت 17:41

ببینید تو رو خدا پول ملتش رو داره چه جوری حیف و میل میكنه اونم به خاطر چی؟

کد: 86698 | 27 آبان 1388 ساعت 17:53

این دیوانه عجب ابروی از مسلمانان می برد

کد: 86699 | 27 آبان 1388 ساعت 17:53

قذافی یه مشهد بیا خیلی تأثیر داره هااااااااا .

کد: 86723 | 27 آبان 1388 ساعت 18:06

قذافی یه مشهد بیا خیلی تأثیر داره هااااااااا .

کد: 86724 | 27 آبان 1388 ساعت 18:06

هرچه داریم از اسلام داریم از رهبرانی مثل قذافی داریم.

کد: 86767 | 27 آبان 1388 ساعت 18:30

ghzafii divoonas

کد: 86783 | 27 آبان 1388 ساعت 18:44

خدا می داند جهان اسلام از دست این حاكمان ابله كی رها خواهد شد. مردك نادان فكر می كند با دادن قرآن به دست چند زن مدل كه اندام خود را به نمایش می گذارند برای امرار معاش، می تواند اسلام را تبلیغ كند!!! در حالیكه این خود بزرگترین ضد تبلیغ است. بهترین راه برای شناساندن اسلام آنست كه این كار را آدمهای عاقل و سیستمداران كاربلد انجام دهند و نه اینكه احمقهای دیكتاتور به دور دنیا بیفتند و با كارهای احمقانه شان از دین و مذهب و اسلام حرف بزنند و آبروی اسلام را ببرند.

کد: 86837 | 27 آبان 1388 ساعت 19:21

همچین زیبارو هم نیستند

کد: 86862 | 27 آبان 1388 ساعت 19:40

بازم خوبه قزافی نگفت چادر سرتون كنید

کد: 86871 | 27 آبان 1388 ساعت 19:46

خدا همه مهجورین را شفا بده... آمین

کد: 86911 | 27 آبان 1388 ساعت 20:17

جوووووون

کد: 86953 | 27 آبان 1388 ساعت 21:04

چه می كنه این قذافی ؟!!!!!
به قول اون دوستمون :
به به
به به

اونایی كه از صادرات اسلام به ونزوئلا خوشحال شدن ببینن یاد بگیرن. !!!!!!

کد: 86956 | 27 آبان 1388 ساعت 21:07

خوب به شما چه مربوط

کد: 86991 | 27 آبان 1388 ساعت 21:45

یا نصیب ویا قسمت

کد: 86994 | 27 آبان 1388 ساعت 21:47

البته تو عكس دومی یكیشون 165 سانتی هستش كه فك كنم از دستشون در رفته!

کد: 87018 | 27 آبان 1388 ساعت 22:10

بعضی ها خیلی خوب به ماموریتشون عمل میكنند .این مردك هم یكی از انهاست!

کد: 87052 | 27 آبان 1388 ساعت 22:52

مطمئن باشید وقتی مردم لیبی خبرای ایرانو میخونند كلی به خودشون امیدوار میشن!!!!

کد: 87071 | 27 آبان 1388 ساعت 23:29

واقعا چه لجنی هست این موجود

کد: 87091 | 27 آبان 1388 ساعت 23:57

چرا قزافی نیومد مشهد؟

کد: 87101 | 28 آبان 1388 ساعت 00:09

آدم ربای پلید.
خدایا آزادی امام موسی صدر را مقدر فرما .

کد: 87205 | 28 آبان 1388 ساعت 07:12

چقدر قرآن مظلوم واقع شده است.

کد: 87254 | 28 آبان 1388 ساعت 08:51

منظورتون از زیبا رویان همان جناب سرهنگ قذافی قشنگ است؟؟؟!!!

کد: 87347 | 28 آبان 1388 ساعت 10:32

كلی خندیدم . دستتون درد نكنه

کد: 87368 | 28 آبان 1388 ساعت 10:57

مردك بولهوس این دیكتاتور ضد ایرانی امام موسی صدر را بخاطر ایرانی بودن سر به نیست كرد

کد: 87386 | 28 آبان 1388 ساعت 11:11

من به اسلام قذافی روی می آورم

کد: 87395 | 28 آبان 1388 ساعت 11:17

بابا این عكسها مال fashion Show شركتcarry on هست آخه چه ربطی داره ، بعضی وقتها یه چیزیتون میشه ها

کد: 87537 | 28 آبان 1388 ساعت 13:12

خوب بهشت هم همینه دیگه بقیه آخوند ها میرن بهشت اونجا برا حوری ها شرایط قد میزارن

کد: 87568 | 28 آبان 1388 ساعت 13:41

رهبر سبز همینجا بمونه بهتره! شما كه پیشنهاد كردی انگار بیشتر دلت میخواد بری!
چرا هر چیزی رو به سبز و آبی ربطش میدین؟
یارو داره مخ میزنه، شما میگی رهبر سبز؟
بابا یه مشت خس و خاشاك كه انقدر داد داد نداره برادر من!

کد: 87603 | 28 آبان 1388 ساعت 14:20

ممد دیونه را ولش كنید.

کد: 87662 | 28 آبان 1388 ساعت 15:05

كاش امام زنده بود

کد: 87705 | 28 آبان 1388 ساعت 15:41

بزن زنگو...

کد: 87713 | 28 آبان 1388 ساعت 15:44

http://www.ayandenews.com/news/15389


 

رهبر لیبی در رم زنان جذاب ایتالیایی را به تعالیم اسلامی دعوت کرد 

به گزارش خبرگزاری رسمی ایتالیا (آنسا) معمر قذافی، رهبر لیبی که در رم بسر می برد نزدیک به 200 زن جوان و جذاب ایتالیایی را در ویلای شخصی اش جمع کرده و تلاش داشته تا آنها را به پذیرش دین اسلام متقاعد کند.
معمر قذافی که برای حضور در نشست سازمان خاربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) به رم رفته است در یک آگهی، خواستار حضور «500 دختر جذاب» در محل اقامتش شد اما تاکید کرد که این دختران جوان، ضمن خوشپوشی، نباید دامن کوتاه بپوشند.
رهبر لیبی در این آگهی وعده داده بود که دختران جوان، نفری 60 یورو به علاوه «هدایایی از لیبی» دریافت خواهند کرد.
برخی دخترانی که در این گردهمایی حضور یافته اند به خبرگزاری آنسا گفتند معمر قذافی با سخنرانی 2 ساعته اش در باب تعالیم اسلامی به آنها توهین کرده و برخی دیگر گفتند انتظار داشتند در یک میهمانی مُد حضور یابند.
رهبر لیبی در این ملاقات گروهی، به دختران جوان ایتالیایی، کتاب قرآن هدیه داده و برای آنها از نقش و منزلت زنان در اسلام سخن گفته است.

http://www.radiofarda.com/archive/news/20091116/143/143.html?id=1879642


بازتاب معرکه‌گیری قذافی 67ساله در ایتالیا!+عکس

بین الملل > چهره‌ها  - اقدام عجیب قذافی در ایتالیا همچنان سوژه خبری رسانه‌هاست.

رسانه های مختلف با انتشار تصاویر زنان ایتالیایی حاضر در شب نشینی قذافی به انعکاس این موضوع پرداخته اند.

در حالیکه 60تن از رهبران جهان در روم گرد هم آمده بودند تا فکری به حال معضل گرسنگی و غذا در جهان کنند، ظاهرا رهبر لیبی در اندیشه مسائل خود بوده، معضلاتی که ریشه در شخصیت او دارد.  

http://khabaronline.ir/news-25263.aspx


Colonel Gaddafi hosts second gathering of glamorous Italian women

The Libyan leader Colonel Muammar Gaddafi has hosted a second evening event in Rome to which he invited 200 beautiful Italian women.

 

Two Italian girls show a copy of the Koran  they received after attending a 'party' given by Libyan Leader Col. Muammar Gaddafi : Colonel Gaddafi hosts second gathering of glamorous Italian women

Two Italian girls show a copy of the Koran they received after attending a 'party' given by Libyan Leader Col. Muammar Gaddafi Photo: EPA

They were under orders not to show too much leg or cleavage. But a strict dress code for 200 glamorous young Italian women appeared to have slipped somewhat when they were entertained for a second time by Libya's eccentric leader, Colonel Muammar Gaddafi.

Many of the women were photographed turning up for the unusual soiree on Monday night wearing tight black leather mini-skirts, high heels and tops with plunging necklines.

The dress code had relaxed considerably since Sunday, when another group of 200 Italian girls were invited to a reception by the Libyan leader, who is in Rome for the UN World Food Summit.

For that occasion, they were told by the modelling agency that recruited them not to wear jeans, see-through or suggestive clothing or skirts above the knee.

Col Gaddafi again used the agency, Hostessweb, to hand-pick a fresh batch of 200 women - each paid 60 euros (£53) - and have them brought by bus to the Libyan ambassador's residence.

Each was given a copy of the Koran. But unlike on Monday night, when the first group of girls sat through a meandering discourse on Islam, sexism in the West and Col Gaddafi's belief that the crucifixion of Jesus was fraudulent, this time he permitted the women to ask him questions.

He struck an uncharacteristically discreet note when asked by one of his glamorous guests what he thought of the notorious pool parties hosted by the Italian prime minister, Silvio Berlusconi, at his villa in Sardinia.

Photographs of topless young women lounging by the pool and taking outdoor showers at Mr Berlusconi's luxury retreat on the Costa Smeralda made international headlines when they were appeared earlier this year.

Confronted with the question, Col Gaddafi reportedly smiled and said "Sssh", putting his fingers to his lips and refusing to be drawn on the subject.

He was also asked what he thought of Italy being condemned by the European Court of Human Rights for displaying crucifixes in schools.

"The important thing is not to put religion into the state. In Libya we don't oblige anyone to hang a crescent on the wall, although those who want to can," he was quoted as saying.

Repeating an appeal he made on Monday evening, he urged the girls to convert to Islam and offered to help them travel to Mecca on pilgrimage if they did so.

Earlier in the day, Gaddafi attended the food summit at the headquarters of the Food and Agricultural Organisation but then went on a walkabout in Rome, surrounded by 30 bodyguards and minders, some in traditional Arab dress.

To the amazement of bystanders he dropped into a cafe in a historic piazza in the city centre and ordered a cappuccino and a glass of water.

Col Gaddafi was due to host a third soiree on Tuesday night but he cancelled the event and left Rome for Tripoli.

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/europe/italy/6590827/Colonel-Gaddafi-hosts-second-gathering-of-glamorous-Italian-women.html


ایران با ازبکستان مساوی کرد

بازی تیم ملی فوتبال ایران و ازبکستان

تیم ملی فوتبال ایران ۵ روز پس از شکست سنگین ۴-۲ مقابل بحرین، در تاشکند به دیدار تیم ملی فوتبال ازبکستان رفت.

افشین قطبی، سرمربی تیم ایران پس از باخت برابر بحرین با انتقادات زیادی روبرو شد. او در پاسخ گفت که در غیاب بازیکنان لژیونر، با تیم دوم ایران برابر بحرین بازی کرده است.

دیدار با ازبکستان در روز فیفا بود و این بار قطبی جواد نکونام، مسعود شجاعی، ایمان مبعلی و مهرزاد معدنچی، لژیونرهای تیم را در اختیار داشت، ولی محمدرضا خلعتبری، آندرانیک تیموریان و حسین کعبی به دلیل مصدومیت بازی را از دست دادند.

تیم ایران با ترکیب سیدمهدی رحمتی، هادی عقیلی، محمد نصرتی (۴۶ فرشید طالبی)، احسان حاج‏صفی، علیرضا محمد (۷۵ آرش برهانی)، جواد نکونام، ایمان مبعلی، فریدون زندی، خسرو حیدری، مهرزاد معدنچی (۵۷ مجتبی زارعی) و مسعود شجاعی به زمین رفت.

بازیکنان ایران در این بازی بهتر از دیدار با بحرین کار کردند. خط میانی تیم با حضور جواد نکونام و ایمان مبعلی نمایش قابل قبولی داشت، اما حرکات هجومی اش با یک مهاجم - مسعود شجاعی – موقعیت های گلزنی چندانی ایجاد نکرد.

تیم ازبکستان از دقیقه ۳۴ با اخراج مهاجم خود ده نفره شد.

ازبک ها نیمه دوم را بهتر شروع کردند و نشانی از یک تیم ده نفره نداشتند. آنها حملات خود را با استفاده از پاس های بلند روی دروازه ایران تدارک دیدند، اما موفق به باز کردن دروازه سید مهدی رحمتی نشدند.

در دقیقه ۶۱، مجتبی زارعی تنها سه دقیقه پس از ورود به زمین با دریافت کارت قرمز اخراج شد و هر دو تیم ده نفره بازی را دنبال کردند.

قطبی برای رسیدن به برتری، آرش برهانی را در نیمه دوم به زمین فرستاد، ولی حضور او برای تیم ایران کارساز نشد. دفاع فشرده ازبکستان و نبود یک تمام کننده در تیم ایران مانع گلزنی شاگردان قطبی شد و سومین رویارویی تاریخ دو تیم با تساوی بدون گل به پایان رسید.

تیم ایران از دو دیدار پیشین مقابل ازبکستان دو پیروزی در کارنامه داشت و در بازی های آسیایی ۱۹۹۸، ۴-۰ و در جام ملت های آسیای ۲۰۰۷، ۲-۱ این تیم را شکست داده بود.

تیم ملی ازبکستان مانند ایران در رسیدن به جام جهانی ۲۰۱۰ ناکام بوده و خود را برای مسابقات مقدماتی جام ملت های آسیا، که در سال ۲۰۱۱ برگزار می‌شود، آماده می کند.

در آخرین جدول رده بندی فیفا، ازبکستان نوزده پله پایین تر از ایران در رده هفتاد و نهم است و در آسیا رتبه نهم را دارد. تیم ایران در مکان چهارم آسیا ایستاده است.

http://www.bbc.co.uk/persian/sport/2009/09/090905_ss_me_iran_uzbakistan.shtml


انتخاب های جدید اتحادیه اروپا چه پیامی به همراه دارد؟

جاناتان مارکوس

سرویس جهانی بی بی سی

 

ون رومپوی و کاترین آشتون

دو نفری که برای مهمترین پست های اتحادیه اروپا در نظر گرفته شده اند در صحنه جهانی کمتر شناخته شده اند

قبل از انتخاب هرمن ون رومپوی، نخست وزیر بلژیک به سمت رئیس اتحادیه اروپا و کاترین آشتون، کمیسر بازرگانی اتحادیه اروپا به سمت وزیر امور خارجه این اتحادیه، کارل بیلد، وزیر خارجه سوئد نوشته بود از این بیم دارد که رهبران اتحادیه اروپا با انتخاب افراد کمتر شناخته شده، احتمال این که اروپا نقش تعیین کننده ای در صحنه جهانی داشته باشد را کاهش دهند.

لازم به گفتن است که آقای بیلد شخص پر تحرک، جهان دیده و سخنوری است و بسیاری تصور می کردند او یک انتخاب طبیعی برای پست وزارت خارجه اتحادیه اروپا خواهد بود.

این که او هرگز واقعا خود را برای این پست نامزد نکرده بود، تا حدودی نشان دهنده این است که رهبران اتحادیه اروپا به پست جدید وزارت خارجه این اتحادیه، با چه چشمی نگاه می کنند.

اگر با صراحت صحبت کنیم باید بگوییم که دو نفری که برای مهمترین پست های اتحادیه اروپا در نظر گرفته شده اند ممکن است خصوصیات مثبت زیادی داشته باشند و در شغل هایی که قبلا داشته اند موفقیت هایی به دست آورده باشند.

ولی هیچ یک از این دو نفر وزنه ای در صحنه بین المللی محسوب نمی شوند.

با توجه به این که نام تونی بلر، نخست وزیر سابق بریتانیا و نیز دیوید میلیبند، وزیر خارجه کنونی این کشور برای احراز بالاترین پست های اتحادیه اروپا، حد اقل مطرح شده بود به نظر می رسد تصمیم انتخاب افراد کمتر شناخته شده یک تصمیم آگاهانه که مو جب مناقشه و اعتراضی نمی شده، بوده است.

جلسه انتخاب رئیس و وزیر خارجه اتحادیه اروپا که بسیاری تصور می کردند تا ساعاتی از نیمه شب گذشته ادامه خواهد یافت، برخلاف انتظار خیلی زود پایان یافت.

تحلیلگران هم اکنون نتیجه گیری کرده اند که رهبران اتحادیه اروپا مایل نبودند کسی را انتخاب کنند که ممکن است آنان را تحت الشعاع قرار دهد یا مسیری جز آن که آنان می خواهند را انتخاب کند.

اکنون رهبران جدید اتحادیه اروپا باید کارمندان مجربی را انتخاب کنند که به آنان در اجرای نقش تازه شان کمک کنند.

ولی این که اروپا به صورت یک بازیگر مهم در صحنه سیاست جهانی در آید و نقشی مهمتر از نقش کنونی اش داشته باشد، چالشی است که همچنان به قوت خود باقی است.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/11/091120_nh_europe_eu.shtml


واکنش های متفاوت به انتخاب رئیس اتحادیه اروپا

کاترین آشتون و ون رومپوی

انتخاب کاترین آشتون و ون رومپوی با واکنش های متفاوتی روبرو شده است

انتخاب دو سیاستمدار نه چندان مشهور به عنوان رئیس و وزیر خارجه اتحادیه اروپا با واکنش های متفاوتی روبرو شده است.

شب گذشته 19 نوامبر، بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا به اتفاق آراء هرمن ون رومپوی، نخست وزیر بلژیک را به سمت ریاست اتحادیه اروپا منصوب کردند.

کاترین آشتون کمیسر اتحادیه اروپا در امور بازرگانی نیز که بریتانیایی است مسئولیت امور خارجه و سیاست های امنیتی شورای اروپا را عهده دار شد.

رئیس اتحادیه اروپا و مسئول امور خارجه و سیاستهای امنیتی این اتحادیه، دو پست جدیدی هستند که پیمان لیسبون ایجاد کرده بود.

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا از این انتصاب ها استقبال کرد و گفت در نظر گرفتن یک رئیس و وزیر خارجه تمام وقت برای اتحادیه اروپا سبب خواهد شد اروپا شریک قوی تری برای آمریکا باشد.

ولی اونور اویمن، یک نماینده مجلس ترکیه گفت معلوم نیست این انتخاب ها چه تاثیری در برنامه ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا خواهد گذاشت.

آقای اویمن یادآور شد که آقای رومپوی چند سال قبل گفته بود وی با عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا به دلایل مذهبی و فرهنگی کاملا مخالف است.

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان از انتخاب آقای رومپوی استقبال کرد و گفت وی توافق جمعی و توانایی سیاسی برای اتحادیه اروپا خواهد آورد.

نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه نیز این انتخاب را تایید کرد و گفت انتخاب کاندیدایی از کشوری که مهم است ولی یکی از مهمترین کشورها نیست سبب خواهد شدکه هیچ کشور عضو اتحادیه احساس نکند از بحث های اتحادیه کنار گذاشته شده است.

جانی دایموند، خبرنگار بی بی سی در بروکسل می گوید پس از چانه زدن های طولانی در مورد انتخاب کسانی که عهده دار این دو سمت خواهند شد اعلام اسامی انتخاب شدگان موجب نومیدی برخی شده و می گویند انتخاب این دو سیاستمدار که فاقد تجربه در زمینه سیاست خارجی هستند نشان دهنده کاهش اهمیت پست های ریاست و وزارت خارجه اتحادیه اروپاست.

خبرنگار بی بی سی می افزاید این که خانم آشتون کمتر شناخته شده است سبب می شود لااقل در بدو امر دولت های ملی، قدرت تعیین سیاست خارجی خود را حفظ کنند.

آقای رومپوی گفت او خود را در نقش یک هم آهنگ کننده می بیند نه یک رهبر.خانم آشتون نیز گفت او در نقش نماینده عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپا از سیاست "دیپلماسی آرام" استفاده خواهد کرد.

کشورهای اروپایی در جریان مذاکرات خود برای انتخاب رئیس و مسئول امور خارجه اتحادیه اروپا بدنبال توازنی بین کشورهای کوچک و بزرگ بودند و به نظر می رسد انتخاب هرمن ون رومپوی از بلژیک و بارونس کاترین آشتون از بریتانیا این توازن را برقرار کرده است.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/11/091120_nh_eu_president.shtml


اسرائیل ساختمان فلسطینیان را با بولدوزر تخریب کرد

 

یک روز پس از اعتراض آمریکا به تخریب خانه های فلسطینیان در بیت المقدس اشغالی، اسرائیل یک ساختمان متعلق به فلسطینیان را با بولدوزر تخریب کرده است.

گزارش های منابع فلسطینی حاکی از آن است در این ساختمان دو مکان تجاری و دو خانه شخصی فلسطینیان وجود داشت.

مقام های اسرائیلی معمولا می گویند که این خانه ها چون بدون مجوز ساخته شده اند، باید خراب شوند.

فلسطینیان نیز می گویند کسب مجوز از اسرائیلی ها برای ساخت خانه تقریبا محال است و آنها در هنگام کسب مجوز با تبعیض مقام های اسرائیلی مواجه می شوند.

 

تخریب خانه های فلسطینیان یک روز پس اعلام ساخت نهصد خانه جدید در شهرک یهودی نشین گیلو در بیت المقدس شرقی صورت می گیرد.

طبق قوانین بین المللی، کلیه فعالیت های شهرک سازی اسرائیل در مناطق اشغالی غیر قانونی است اما اسرائیل چنین تفسیری را رد می کند.

فلسطینیان خواهان تشکیل کشور مستقل فلسطینی با پایتختی بیت المقدس شرقی هستند و می گویند فعالیت های شهرک سازی اسرائیل در این مناطق ارتباط میان شهرهای مختلف فلسطینی را با مانع جدی رو به رو می کند.

باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در واکنش به ساخت خانه های جدید در اراضی اشغالی در بیت المقدس شرقی گفته است که این اقدام می تواند بسیار خطرناک باشد.

آقای اوباما در مصاحبه با تلویزیون فاکس گفت ساخت شهرک های جدید به امنیت اسرائیل کمک نمی کند و صلح با همسایگان را برای آنها دشوارتر می کند.

رئیس جمهور آمریکا افزود که این امر( فعالیت های ساختمانی جدید اسرائیل) فلسطینیان را ناخرسند و ناراضی می کند که در نهایت می تواند بسیار خطرناک شود.

آقای اوباما در عین حال خاطرنشان کرده که این اقدام اسرائیل بر حمایت و پشتیبانی آمریکا بر اسرائیل تاثیر نمی گذارد.

روسیه نیز از اقدام اسرائیل انتقاد کرده و آن را غیر قابل قبول خوانده است.

وزارت خارجه روسیه گفته است که این کشور این مساله را با حساسیت ویژه ای دنبال می کند. روسیه از اعضای گروه چهارگانه (کوارتت) برای حل مناقشه خاورمیانه است.

اتحادیه اروپا نیز از ساخت نهصد واحد مسکونی جدید توسط اسرائیل ابراز نگرانی کرده و گفته است این اقدام بر روند صلح تاثیر می گذارد.

این اتحادیه تاکید کرده که فعالیت های ساختمانی و شهرک سازی ها، تخریب خانه های فلسطینیان و اخراج خانواده ها از خانه های خود بر خلاف قوانین بین المللی است.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/11/091118_an_israel_jerusalem.shtml


آیا اسرائیل به دادگاه بین المللی کیفری می‌رود؟

سودابه جوادی

بی بی سی فارسی

 

نوار غزه

در حمله چند ماه پیش اسرائیل به غزه، بیش از ۱۴۰۰ فلسطینی و ۱۳ اسرائیلی کشته شدند

"ما اکنون در جهانی زندگی می کنیم که در آن جنایات جنگی دیگر بدون پیگرد نخواهد ماند."

این بخشی از سخنان ریچارد گلدستون، رئیس کمیته حقیقت یاب سازمان ملل متحد، است که یک سال پیش برای رسیدگی به موارد نقض حقوق بشر در جنگ نوار غزه تشکیل شد. در این جنگ که از بیست و هفتم دسامبر ۲۰۰۸ تا هیجدهم ژانویه ۲۰۰۹ جریان داشت، بیش از ۱۴۰۰ فلسطینی و ۱۳ اسرائیلی کشته شدند.

ریچارد گلدستون، دادستان ارشد پیشین دادگاه بین المللی رسیدگی به جنایات جنگی در یوگسلاوی سابق، تبعه آفریقای جنوبی و از حقوقدانان پرسابقه و برجسته بین المللی است. گزارش ۵۷۴ صفحه ای کمیته حقیقت یاب به ریاست قاضی گلدستون که بر اساس بیش از ده هزار صفحه سند، صدها مصاحبه انفرادی، عکس، تصاویر ماهواره ای، ویدئو و نوار و همچنین سفرهای اعضای کمیته به نوارغزه تهیه شده است، جزئیات مفصلی از موارد نقض قوانین بین الملی حقوق بشر به دست می دهد، اما نتیجه بسیار کوتاهی دارد که ریچارد گلدستون آن را این طور بیان کرد: "ما براساس حقایقی که به دست آوردیم، به این نتیجه رسیدیم که شواهد محکمی دال بر موارد جدی نقض حقوق بین الملی، حقوق بشردوستانه و حقوق بشر در عملیات نظامی اسرائیل در نوارغزه روی داده است."

ریچارد گلدستون در گزارش خود این موارد را جنایات جنگی خوانده است.

در این گزارش حملات موشکی فلسطینان نیز که بدون تمایزاهداف نظامی از غیرنظامی صورت گرفته است، ناقض قوانین بین الملی پرهیز از کشتار غیرنظامیان توصیف شده که به مثابه جنایت جنگی است.

واکنش اسرائیل به این گزارش بسیار سریع بود. مارک رگو، سخنگوی دولت اسرائیل، این گزارش را مغرضانه خواند و گفت: "آنها از قبل درمورد این که چه طرفی مقصر است تصمیم گرفته بودند. و این از روش تحقیقاتی آن ها در نوار غزه معلوم شد. چطور می شود در منطقه ای که تحت کنترل رژیم حماس است، حقیقت را یافت؟"

حماس با آن که از گزارش کمیته حقیقت یاب در محکومیت اسرائیل استقبال کرده است، اما حاضر به پذیرفتن انتقاد و محکومیت موشک پراکنی های فلسطینیان نشده است. به گفته مشیر المصری یکی از مقامات جنبش حماس، این گزارش حق فلسطینیان به دفاع از خود را نادیده گرفته است.

آقای المصری می گوید: "بدون شک گزارش سازمان ملل متحد از برخی جهات در مورد مردم تحت ستم فلسطین منصفانه نیست. چون قربانیان را با ستمگران در یک ردیف قرار می دهد. اما از سوی دیگر به واقعیات گزارش های حماس در مورد جنایات جنگی واقعی و کشتار ده ها خانواده فلسطینی توسط دشمن صهیونیستی اعتبار می بخشد. حال باید دید که آیا این گزارش می تواند در عمل، واکنش های اسرائیل به گزارش های جامعه بین المللی را که تاکنون حاضر به قبول آن ها نبوده است، تغییری به وجود آورد؟"

ریچارد گلدستون

ریچارد گلدستون در گزارش خود اقدامات اسرائیل در نوار غزه را جنایات جنگی خوانده است

گزارش کمیته حقیقت یاب، اسرائیل و فلسطینان را ملزم به تحقیق درباره موارد نقض حقوق بشر و جنایات جنگی و ارائه آن به شورای امنیت سازمان ملل متحد ظرف شش ماه کرده است و می گوید که در غیر این صورت احتمالا بررسی توصیه های آن را به دادگاه بین المللی کیفری ارجاع خواهد داد.

اما آیا این گزارش حماس و اسرائیل را ملزم به اجرای توصیه های کمیته های حقیقت یاب خواهد کرد؟ و آیا احتمال ارجاع آن به دادگاه بین المللی کیفری وجود دارد؟

این ها سوال هایی است که با توجه به بی تاثیر بودن بسیاری از قطعنامه های شورای امنیت علیه اسرائیل و گزارش های سازمان های بین المللی حقوق بشر، اکنون دوباره مطرح شده است.

بعضی از حقوقدانان بر این باورند که ارجاع این گزارش به دادگاه بین المللی کیفری با دشواری های زیادی روبرو خواهد بود. با توجه به تلاش های دولت باراک اوباما برای آغاز مجدد مذاکرات بین اسرائیل و فلسطینیان به احتمال زیاد آمریکا و بعضی از کشورهای اروپایی مانع از کشیده شدن پای اسرائیل به دادگاه بین المللی خواهند شد.

از آن گذشته، اسرائیل و فلسطینیان هیچ یک اساسنامه این دادگاه را به امضا نرسانده اند و در نتیجه بدون قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، اسرائیل نمی تواند در این دادگاه محاکمه شود. اما تصویب چنین قطعنامه ای هم به نظر بسیاری از حقوقدانان با وتوی آمریکا و احتمالا دیگر اعضای دائم شورای امنیت روبرو خواهد شد.

بی شک این گزارش که در آن برای اولین بار آشکارا اسرائیل متهم به جنایات جنگی شده است، بر وجهه بین المللی اسرائیل ضربه سنگینی وارد آورده و حامیان این کشور را در موقعیت دشواری قرار داده است. به طوری که اسرائیل اعلام کرده که دست به یک سلسله اقدامات جدی دیپلماتیک برای برائت خود از این اتهامات خواهد زد.

با وجود این بعضی از تحلیل گران معتقدند که انتشار این گزارش بر روندی که در نظام قضایی جهانی برای جلوگیری از مصونیت مرتکبین به جنایات جنگی وجود دارد، تاثیر مثبت خواهد گذاشت.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/09/090917_bd_sj_israel_gaza.shtml


عفو بین الملل: اسرائیل در غزه مرتکب جنایات جنگی شد

اسرائیل تلفات غیرنظامی در حملات سه هفته ای خود را ناشی از صدمات ثانوی دانسته که در هر حمله قانونی نیز رخ دادن آن ممکن است

عفو بین الملل گزارش کرده است که اسرائیل در جریان حملاتی که شش ماه پیش به نوار غزه کرد، مرتکب جنایات جنگی شده، حملات نظامی اش به این منطقه غیر مسئولانه بوده و همچنین دست به تخریب های عمدی و وحشیانه زده است.

این گروه بین المللی مستقل که مدافع حقوق بشر است، در گزارش خود آورده که گروهی از صدها غیرنظامی فلسطینی که در این حملات کشته شدند، هدف تسلیحات پیشرفته اسرائیلی قرار گرفته بودند و گروهی دیگر نیز از نزدیک به آنها شلیک شده بود.

این گزارش همچنین راکت پرانی های فلسطینیان به جنوب اسرائیل را جنایت جنگی دانسته و گروه حماس را متهم کرده است که جان غیرنظامیان فلسطینی را با مخاطره مواجه کرده است.

ارتش اسرائیل می گوید عملکردش منطبق با قوانین بین المللی بوده است.

اسرائیل شماری از تلفات غیرنظامی را مربوط به "اشتباهات حرفه ای" دانسته اما زیر بار انتقادات گسترده تر نرفته و انکار کرده است که حملاتش خارج از تناسب و فاقد تشخیص صحیح بوده است.

عفو بین الملل می گوید حدود 1400 فلسطینی در حملات 22 روزه اسرائیل به نوار غزه کشته شده اند. این حملات 27 دسامبر سال گذشته میلادی آغاز شد و تا هفده ژانویه امسال ادامه داشت. آمار عفو بین الملل در کل با آمار فلسطینی ها همخوانی دارد.

گزارش عفو بین الملل آورده است که بیش از نهصد تن از کشته شدگان فلسطینی غیرنظامی بوده اند که از این تعداد، 300 نفر کودک و 115 نفر زن بوده اند.

در ماه مارس، ارتش اسرائیل گفت شمار تلفات فلسطینی در حملات سه هفته ای این نیروها به نوار غزه در مجموع 1166 نفر بوده که 295 تن از آنها غیرنظامیانی بوده اند که در جنگ و نبرد "دخالتی" نداشته اند.

تکرار یک الگو

گزارش 117 صفحه ای عفو بین الملل که روز پنجشنبه (2 ژوئیه)، منتشر شد، آورده که نمی توان مرگ بسیاری از فلسطینیانی که در حملات سه هفته ای اسرائیل به غزه کشته شدند را تحت عنوان "اتفاقی اشتباه" یا ناشی از "صدمات ثانوی" که در هر حمله قانونی هم امکان رخ دادن آن وجود دارد، نادیده گرفت یا غیرقابل طرح دانست.

عفو بین الملل می گوید "مسائل ناراحت کننده ای" همچنان روشن نشده است. از جمله این که چرا کودکانی که روی بام خانه خود بازی می کردند یا پرسنل پزشکی که به مجروحان رسیدگی می کرده اند، با "موشک هایی هدف گیری شده بودند که از دقت بالا برخوردار است و سربازانی که با آنها کار می کنند به خوبی قادرند هدف خود را ببینند."

گزارش جدید عفو بین الملل می افزاید که جان بسیاری از دست رفت چون نیروهای اسرائیلی "اغلب به گروه های پزشکی اجازه دسترسی به مجروحان را نمی داده اند." این گزارش مانند گزارش های متعدد دیگری که در گذشته منتشر شده، تاکید دارد که اسرائیل در کنار سلاح های "دقیق" از سلاح های "غیر دقیق"، مانند فسفر سفید و آتش توپخانه نیز استفاده کرده است.

عفو بین الملل تخریب خانه ها، محل های کسب و اماکن عمومی نوار غزه توسط اسرائیل را "عمدی و وحشیانه" توصیف کرده و گفته است که این تخریب ها "تحت عنوان ملزومات نظامی، قابل توجیه نیست."

دوناتلا روورا، که هدایت تحقیقات عفو بین الملل در این زمینه را بر عهده داشته است به بی بی سی گفت: "این تخریب ها در ابعادی است که باید آنها را تکرار تخریب و جنایت جنگی دانست."

این گروه بین المللی مستقل مدافع حقوق بشر همچنین در گزارش خود جزئیاتی را از کشتار غیرنظامیان فلسطینی مطرح کرده و آورده است که شمار زیادی از کشته شدگان، از جمله زنان و کودکان که هیچ خطری برای ارتش اسرائیل نداشته اند، در حالی که از خانه های خود می گریخته اند از نزدیک هدف گلوله های نظامیان اسرائیل قرار گرفته اند.

مقام های اسرائیل در واکنش به این موضوع می گویند ارتش این کشور فقط مناطقی را هدف قرار می داده که پیکارجویان فلسطینی در آنها فعال بوده اند و گروه حماس را متهم می کنند که محله های غیرنظامی را به "مناطق جنگی" تبدیل کرده اند.

مارک رگو، سخنگوی دولت اسرائیل به بی بی سی گفت: "ما تا آنجایی که از دست بشر در شرایط جنگی برمی آید تلاش کردیم حملاتمان دقیق باشد."

سپر انسانی

گزارش عفو بین الملل آورده است که هیچ مدرکی به دست نیاورده که نشان دهد پیکارجویان فلسطینی با انگیزه نظامی، غیرنظامیان غزه را وادار کرده بوده اند در ساختمان های خود بمانند. این یافته عفو بین الملل با ادعای اسرائیل که حماس بارها از غیرنظامیان به عنوان "سپر انسانی" استفاده کرده است، مغایرت دارد.

اما، عفو بین الملل می گوید که حماس و دیگر گروه های پیکارجوی فلسطینی با راکت پرانی از مناطق مسکونی و انبار مهمات در این مناطق، جان غیرنظامیان فلسطینی را به مخاطره انداخته بودند.

این گروه بین المللی مستقل مدافع حقوق بشر می گوید ساکنان محلی در یک مورد به این گروه گفته اند که جنگجویان حماس از حیاط یک مدرسه دولتی به سمت جنوب اسرائیل راکت پرتاب کرده بودند.

ارتش اسرائیل بارها حماس را سرزنش کرده که جنگجویان این گروه از داخل اماکن عمومی مانند مدارس، درمانگاه ها، موسسات دینی، خانه های مسکونی و اماکن تجاری فعالیت می کنند و باعث مرگ غیرنظامیان می شوند.

عفو بین الملل بنا به مواردی که مطالعه کرده است، می گوید که مرگ غیرنظامیان در جنگ 22 روزه اسرائیل در غزه را "نمی توان آن طور که اسرائیل می گوید، نتیجه حضور جنگجویان در میان غیرنظامیان و استفاده از آنها به عنوان سپر انسانی دانست و توجیه کرد."

اما، عفو بین الملل، اسرائیل را متهم می کند که در عملیات خود در غزه از غیرنظامیان، از جمله کودکان، به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است چون آنها را وادار می کرده در خانه هایی که این نیروها به عنوان مواضع نظامی از آنها استفاده می کرده است، بمانند.

اسرائیل از این مواضع از جمله برای بازرسی محل هایی استفاده می کرده است که ظن داشته پیکارجویان در آنها تله انفجاری کار گذاشته اند.

در این گزارش همچنین آمده است که راکت پرانی پیکارجویان فلسطینی به جنوب اسرائیل "فاقد تشخیص صحیح و به همین دلیل بنا به قوانین بین المللی غیرقانونی بوده است"، البته این راکت پرانی ها به ندرت باعث تلفات غیرنظامی شده است.

اسماعیل هنیه، رهبر گروه حماس حاضر نشد که در باره انتقاد عفو بین الملل اظهار نظر کند اما گفت: "ما معتقدیم که رهبران کشور اشغالگر باید برای این جنایات محاکمه شوند."

در جریان حملات 22 روزه اسرائیل در غزه، راکت پرانی های پیکارجویان فلسطینی 13 نفر اسرائیلی از جمله سه غیرنظامی را کشت. اسرائیل گفته است برای متوقف کردن راکت پرانی های فلسطینیان دست به حمله زد.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/07/090702_shr_amnesty_gaza.shtml


غزه: از میانه ویرانه ها

جرمی بوئن، سردبیر خبرهای خاورمیانه در بی بی سی حملات نظامی 22 روزه اسرائیل در غزه را پوشش داد و اکنون در برنامه تلویزیونی پانوراما درباره نتیجه بمباران پی در پی این منطقه باریک که جمعیت متراکمی را در خود گنجانده است، گزارش می دهد.

آنچه در ادامه می خوانید یکی از این گزارش هاست که دوشنبه شب (9 فوریه)، از تلویزیون بی بی سی پخش شد:

دختران و خواهرزاده دکتر عزالدین ابوالعیش در آتشبار ارتش اسرائیل در غزه کشته شدند

در جریان جنگ، ارتش اسرائیل حدود 1300 فلسطینی - مردان مسلح، غیرنظامیان و صدها کودک - را کشت. این نیروها هکتارها خانه و محل کسب و کار را ویران کردند.

اگر آسیب های واردشده به خاطر هدفی موجه و یا واکنش نظامی متناسبی نبوده باشد، تخریب بی دلیل انگاشته می شود که ناقض قوانین جنگ است. تاثیر دیگری که این گونه تخریب ها در پی دارند، افزایش میزان نفرت از اسرائیل است چون هر تله خاک و ویرانه ای که به جای مانده یا خانه کسی است یا محل کسب و کارش.

اسرائیل می گوید که کارزاری که به راه انداخت، موجه بوده است. ارتش این کشور نمی خواهد به سوالاتی که ما در باره جزئیات این حملات پرسیدیم، پاسخ بدهد و می گوید سرعت تحقیقات در این باره با مقتضیات رسانه ها تنظیم نمی شود بلکه با روند کاری در ارتش هماهنگ می شود.

اما اسرائیل یک گزارش را در باره حملات در غزه منتشر کرده است. این گزارش در باره حمله به خانه دکتر عزالدین ابو العیش، دکتر فلسطینی است که سه دختر و خواهرزاده اش را در آتشبار تانک های اسرائیلی از دست داده است.

ارتش اسرائیل گفته است حمله ای که را صورت داده اقدامی عاقلانه بوده است.

وقتی با میر شطریت، وزیر کشور اسرائیل که عضو کابینه امنیتی این کشور نیز هست، ملاقات کردم ماجرای این دکتر را با او مطرح کردم و از او پرسیدم چگونه این حمله می توانسته عاقلانه باشد.

شطریت می گوید حماس باعث کشته شدن 1300 نفر فلسطینی در غزه شده است

آقای شطریت گفت: "ما خیلی از این بابت متاسفیم اما برای این اتفاق باید حماس را شماتت کنید. حماس از داخل محله های پرجمعیت به اسرائیلیان شلیک می کند و تسلیحات خود را در این منطقه ها انبار می کند. حتی اگر در خانه دکتر ابوالعیش سلاحی پنهان نشده بوده در نزدیکی آن انبار تسلیحات حماس بوده است. ما چاره نداشتیم."

وزیر کشور اسرائیل در واکنش به این موضوع که شمار تلفات دو طرف نامتناسب بوده و تعداد کشته شدگان فلسطینی در سه هفته عملیات نظامی اسرائیل در غزه صد برابر اسرائیلیان بوده است، گفت: "اکثر کشته شدگان جنگجویان بوده اند. ما به 250 هزار شماره تلفن زنگ زدیم و گفتیم که جانشان در خطر است. صدها کودکی که کشته شدند به خاطر این بوده که حماس از آنها به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است."

به او گفتم آیا به این ترتیب شما می گوئید که کشته شدن فلسطینیان تقصیر خود آنها بوده است؟ میر شطریت حماس را مقصر کشته شدن آنها دانست.

حماس خواستار آتش بس با اسرائیل شده است اما وزیر کشور اسرائیل این گروه را دروغگو می خواند و می گوید که حماس به دنبال نابود کردن کشور اسرائیل است.

به دیدن دکتر عزالدین ابوالعیش در منزلش در اردوگاه جبلیه در نوار غزه رفتم. او مردی است که سال های متمادی برای صلح میان فلسطینیان و اسرائیلیان مبارزه کرده است.

ارتش اسرائیل می گوید دو گلوله تانک زمانی آتش شده است که سربازانش فکر کرده اند خبرچین های گروه حماس را در یک ساختمان دیده اند. ارتش اسرائیل می گوید در محله ای که ساختمان در آن قرار داشته، نبرد در جریان بوده است.

اتاقی که دختران و خواهرزاده دکتر فلسطینی در آن کشته شدند مثل اتاق خیلی از نوجوان های همسالشان بود

دکتر ابوالعیش می گوید وقتی حمله صورت گرفته این محله آرام بوده است.

دخترها و خواهرزاده دکتر عزالدین به قدری احساس امنیت در این ساختمان می کردند که در اتاقی در کنج آپارتمان نشسته بودند و تکالیف مدرسه خود را انجام می دادند.

وقتی من از این ساختمان دیدن کردم، اتاقی که دخترها در آن کشته شده بودند، هنوز دست نخورده بود.

اتاقی بود مثل اتاق خیلی از نوجوان های همسال آنها، با میز تحریر، کامپیوتر، پوستر روی دیوار، عروسک های پارچه ای ... اما بعد از حمله، تکه پاره و از هم دریده شده.

جای گلوله روی تمام دیوارهای باقی مانده از این اتاق دیده می شد؛ وسایل آنها روی زمین، در هم و برهم، همه جا پراکنده بود. خونی که روی یک دیوار می دیدم باقیمانده مغز متلاشی شده یکی از دخترها بود. سر یکی دیگر هم در گوشه ای دیگر در اثر انفجار متلاشی شده بود.

دکتر عزالدین در محل دفن اعضای خانواده اش به من از آرزوهای دخترانش و خواهرزاده اش می گوید؛ از این که یکی می خواسته پزشک شود و دیگری روزنامه نگار.

در جنگ هایی که میان گروه های کوچک مانند حماس و ارتش های ملی بزرگ مانند ارتش اسرائیل رخ می دهد، طرف پیروز، بسته به نحوه تعبیر و تفسیرها و نظرهای مختلف تعیین می شود.

برای حماس همین که هنوز می تواند بگوید کنترل غزه را در دست دارد و هنوز هم در برابر اسرائیل مقاومت می کند، فرقی با پیروزی ندارد.

همه فلسطینی هایی که من ملاقات کردم - از جمله مخالفان حماس که می گویند راکت پرانی های بی پروای این گروه اسرائیل را تحریک به حمله کرده بود، بر این باورند که حملات اسرائیل جنایت کارانه بوده است.

حرف زدن با اعضای گروه حماس آسان نیست. رهبران ارشد حماس پنهان شده اند چون معتقدند هدف حمله اسرائیل هستند.

'ما از مناطق باز و خالی برای حمله به اسرائیل استفاده کردیم'

اما ما توانستیم با یکی از اعضای "گردان شهدای عزالدین القسام"، شاخه نظامی حماس، حرف بزنیم. او که در حین گفتگو صورت خود را با پارچه پوشانده بود، خود را ابو حمزه معرفی کرد.

به او گفتم اسرائیل می گوید دلیل این که شمار زیادی غیرنظامی فلسطینی در نوار غزه کشته شدند این بوده که شاخه نظامی حماس از ناحیه های غیرنظامی نشین دست به راکت پرانی زده و برای انجام عملیات خود از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است.

او گفت به پیکارجویان دستور داده شده بود که از فضاهای خالی و باز به سمت اسرائیلیان آتش کنند. حماس از غزه در برابر حملات اسرائیل دفاع کرده است و اسرائیل دروغ می گوید که از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی استفاده شده است.

در منشور حماس آمده است که سرزمین فلسطین متعلق به مسلمانان است و به این ترتیب جایی برای کشور اسرائیل وجود ندارد. از او پرسیدم آیا حماس می خواهد کشور اسرائیل را نابود کند. او گفت: "ما در گردان عزالدین القسام انعطاف داریم. به آنچه در جریان است نگاه می کنیم و می بینیم که سرزمین ما اشغال شده است. در این باره که شکی وجود ندارد. همه جهان این واقعیت را می داند پس ما چه کار باید بکنیم."

از او پرسیدم که اگر نوار غزه، کرانه باختری و بیت المقدس به فلسطینیان داده شود، آیا حماس سلاح به زمین خواهد گذاشت؟

این عضو گردان شهدای عزالدین القسام در پاسخ گفت: "ما می خواهیم در صلح زندگی کنیم. نوار غزه و کرانه باختری را به ما پس بدهند و گذرگاه ها را باز کنند و محاصره را لغو کنند. ما هم برای چند سال - مثلا 10-15 سال با آنها همزیستی صلح آمیز خواهیم داشت بعد از آن هم، به نسل های فلسطینی آینده بستگی دارد که چگونه با اسرائیلیان رفتار کنند."

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/02/090210_shr_gaza_panorama.shtml


آیت‌الله منتظری: "هیچ کس حق ندارد زبان و نژاد را سبب برتری بداند"

Tue 27 10 2009 - 15:55

image
آیت‌الله منتظری از مراجع تقلید شیعیان در پاسخ به پرسش‌های جمعی از آذربایجانیان که دیدگاه فقهی وی را در باره لزوم رعایت حقوق ملی و مدنی آذربایجانیها در ایران جویا شده بودند، بر حق استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس و ادبیات آنها در مدارس تاکید ورزید.

این مرجع تقلید شیعیان همچنین بر اساس ماده نوزدهم قانون اساسی تاکید کرد که مردم ایران از هر قومی که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان سبب برتری و امتیاز هیچ قوم و نژادی نخواهد شد.


به گزارش ساوالان سسی و یولداش در این پاسخ آیت‌الله منتظری با استناد به دو اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی آمده است: «هیچ کس حق ندارد زبان و نژاد را سبب برتری بداند، و یا معتقد باشد که زبان و هویت ترکی در ایران از بین برود و یا ترکها به زبان مادری تحصیل ننمایند، و یا حکومت بتواند جلو نشر کتاب، روزنامه و مجله ترکی را بگیرد.»

آیت‌الله منتظری در بخش دیگری از پاسخ خود تأکید کرده است، «بجاست شما برادران و خواهران ترک، حقوق قانونی و شرعی خود را پیگیری نمائید و از مجاری قانونی و توسط نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی و نیز علما و معتمدین خود آن را تعقیب نمائید. و مسئولین مربوطه باید مطابق قانون اساسی حقوق شما را تامین نمایند.»

دیدگاه آیت‌الله منتظری در باره لزوم رفع ممنوعیت تحصیل به زبان ترکی در حالی مطرح شده است که مسئولین حکومتی کوشندگان حقوق ملی و مدنی آذربایجان را به تلاش برای "ترویج افکار قومگرایانه" و " دامن زدن به اختلافات قومی" متهم می‌کنند.

متن کامل جوابیه ‌‌‌‌آیت‌الله منتظری در پی می‌‌‌آید:

image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



"ایران مجهز به بمب اتمی تهدید امنیتی نیست"

به قلم : ناصر اعتمادی

تاریخ انتشار مقاله  20/11/2009 به روز شده  20/11/2009 10:23 TU

دو نمایندۀ مجلس ملی فرانسه با تهیه گزارشی که دیروز پنجشنبه نوزدهم نوامبر منتشر شد، اظهار داشتند که ایران در حال دستیابی به سلاح اتمی است، هر چند دستیابی ایران به این سلاح تهدیدی امنیتی به شمار نمی رود.

ژان-میشل بوشرون از حزب سوسیالیست و ژاک مایرد از حزب او.ام.پ. که تهیه کنندگان این گزارش تحت عنوان داوهای ژئواستراتژیک تکثیر سلاح های اتمی هستند، نوشته اند : "ایران فاصله چندانی با دستیابی به همۀ عناصر سازندۀ سلاح اتمی ندارد، اما، این سلاح تهدیدی امنیتی نه برای اروپا و آمریکا به شمار می رود و نه حتا برای اسرائیل که همگی از قدرت پاسخ اتمی بهره مند هستند."

با این حال، گزارش نمایندگان مجلس ملی فرانسه تصریح می کند که ایران ِمجهز به فن شناسی نظامی اتمی ناقض نظم حقوقی خواهد بود که پیمان منع گسترش سلاح های اتمی به وجود آورده تا آنجا که به موجب این پیمان باید هم از گسترش شمار قدرت های اتمی نظامی جلوگیری کرد و هم به طور همزمان در جهت خلع سلاح اتمی در سطح جهان اقدام نمود.

تهیه کنندگان گزارش سپس افزوده اند : بنابراین، لازم است ایران را متقاعد کرد که از ساختن سلاح اتمی دست بردارد و در عین حال، پیرو پیمان منع گسترش سلاح های اتمی، برای این کشور استفادۀ صلح آمیز از اتم به منظور توسعۀ اقتصادی و اجتماعی را تضمین نمود.

دو نمایندۀ مجلس فرانسه در گزارش خود تأکید کرده اند : در صورتیکه ایران به سلاح اتمی مجهز شود، تنها گزینۀ اسرائیل اعلام رسمی زرادخانۀ اتمی خود و شروع مذاکره با تهران برای اجتناب از وقوع تصادفی یک جنگ هسته ای خواهد بود.

دو نمایندۀ مجلس ملی فرانسه سپس پذیرفته اند که با تجهیز ایران به سلاح اتمی، چشم انداز خاورمیانۀ عاری از سلاح اتمی از میان خواهد رفت و ای بسا دیگر کشورهای منطقه، به ویژه ترکیه مایل به تجهیز خود به سلاح های کشتار عام گردند.

تهیه کنندگان گزارش سپس افزوده اند : اگر چه فرضیۀ سوءقصد تروریستی با استفاده از سلاح های کشتار عام، امکانپذیر است، اما نباید دقت و احتیاط را فراموش کرد. زیرا، اگر تولید سلاح اتمی توسط گروه های تروریستی توهمی بیش نیست، در عوض استفاده از سلاح های آغشته به رادیوآکتیویته امکانپذیر است و به همین خاطر باید مراقب این مواد در تأسیسات و اماکن اتمی غیرنظامی بود. 

http://www.rfi.fr/actufa/articles/119/article_9517.asp


ایران

محمود احمدی نژاد : غرب هیچ غلطی نمی تواند بکند

به قلم : ناصر اعتمادی

تاریخ انتشار مقاله  20/11/2009 به روز شده  20/11/2009 06:55 TU

محمود احمدی نژاد در جریان سفرش به آذربایجان مدعی شد که قدرت های جهانی که از آنان تحت عنوان "دشمنان ایران" یاد کرد در "آستانۀ سقوط" هستند و کاملاً مأیوس  و به اعتقاد رئیس جمهوری ایران، "هیچ غلطی نمی توانند بکنند."

محمود احمدی نژاد مدعی شد که با بررسی های تاریخی متوجه شده که "محرک حمله به کتابخانه های ایران و نابود کردن آنها در تاریخ غربی ها بوده اند."

رئیس جمهوری ایران، این کشور را مطرح ترین ملت جهان نامید که پیامش نیز به گفتۀ او پرشنونده ترین است، زیرا، " وقتی کسی در مراکز بین المللی به نمایندگی از ایران صحبت می کند رسانه ها و شبکه های ماهواره ای مستقیماً سخن او را پخش می کنند و صدها میلیون نفر نیز منتظرند ببینند ملت ایران چه نظری دارد."

محمود احمدی نژاد ایران را به گلستانی تشبیه کرد، هر چند در شرق و غرب آن بحران و جنگ همچنان ادامه دارد.

رئیس جمهوری اسلامی ایران در یکی دیگر از اظهاراتش دورۀ صفویه را دورۀ بازیابی هویت اصیل ایرانی بر اساس اسلام ناب توصیف نمود و گفت : "آنچه امروز ما داریم پایه اش در دورۀ صفویه گذاشته شد."

http://www.rfi.fr/actufa/articles/119/article_9519.asp


رادیو دویچه وله: بلوچ‌ها درباره‌ی مسائل بلوچستان چه فکر می‌کنند؟
نویسنده خبر

خلاصه خبر

استان سیستان و بلوچستان بزرگترین استان ایران و یکی از محروم‌ترین مناطق قومی کشوراست که تابحال شاهد خشونت‌ها، اعدام‌ها و عملیات ترور بوده است. آیا قرار گرفتن این استان در مرز پاکستان و افغانستان، قاچاق مواد مخدر و توسعه فقر سبب بروز چنین وقایعی هست و یا اینکه جلوگیری از فعالیت‌های مدنی، ایجاد شرایط نظامی و فضای امنیتی در این استان سبب بروز اینگونه خشونت‌ها بوده است؟  

متن خبر

اقدامات گروه ریگی در سیستان و بلوچستان سبب شد اين تنش‌ها ابعاد بین‌‌المللی پیدا کرده و حتی در شورای امنیت سازمان ملل طرح گردد. ولی این مسئله بایستی در ایران و آنهم در منطقه‌ای که بلوچ‌ها زندگی می‌کنند ریشه‌یابی شود.

 

رادیو دویچه وله: بلوچ‌ها درباره‌ی مسائل بلوچستان چه فکر می‌کنند؟

 

 

شنبه  ۹ آبان ۱٣٨٨ -  ٣۱ اکتبر ۲۰۰۹

 http://www.oyrenci.com/News.aspx?newsId=7915

استان سیستان و بلوچستان بزرگترین استان ایران و یکی از محروم‌ترین مناطق قومی کشوراست که تابحال شاهد خشونت‌ها، اعدام‌ها و عملیات ترور بوده است. آیا قرار گرفتن این استان در مرز پاکستان و افغانستان، قاچاق مواد مخدر و توسعه فقر سبب بروز چنین وقایعی هست و یا اینکه جلوگیری از فعالیت‌های مدنی، ایجاد شرایط نظامی و فضای امنیتی در این استان سبب بروز اینگونه خشونت‌ها بوده است؟

 

پیرامون این مسائل پای صحبت آقایان دکترغلامرضا حسین بر، تحلیل‌گر سیاسی بلوچ مقیم لندن و ناصر بلده‌ای فعال سیاسی بلوچ در سوئد نشستیم.

 

وقایع قابل پیشگیری بود

 

به‌نظر دکتر غلامرضا حسین‌بر، تحلیل‌گر سیاسی بلوچ آنچه دراستان سیستان و بلوچستان روی داد، قابل پیشگیری بود. وی به همایش‌های سپاه پاسداران که در استان سیستان و بلوچستان برگزارشد اشاره می‌کند: "سپاه در چهارهمایش قبلی که در بلوچستان برپا کرده بود از سرداران و خوانین بلوچ خواسته بود که برای نجات جمهوری اسلامی و سرکوب عوامل به قول جمهوری اسلامی استکبار کمک کنند. هدف آنها این بود که مخالفان رژیم در داخل بلوچستان و در تهران سرکوب شوند."

 

ناصر بلده‌ای فعال سیاسی بلوچ درباره‌ی ماهیت و اقدامات گروه ریگی از نقطه نظر بلوچ‌ها چنین توضیح می‌دهد: "مردم بلوچ خشونت و ترور را دوست ندارند ولی برخی از بلوچ‌ها گروه عبدالمالک ریگی را به عنوان یک گروه نظامی می‌شناسند که از حقوق آنها دفاع می‌کنند."

 

برخورد جامعه سنتی بلوچستان

 

به نظرآقای بلده‌ای شرایطی که در بلوچستان ایجاد شده و سیاستی که جمهوری اسلامی در قبال بلوچ‌ها اتخاذ کرده سبب درگیریهای اخیر شده و از سوی دیگر انتقام‌جوئی جامعه سنتی بلوچ نیز عامل دیگر بروز وقایع سیستان و بلوچستان بوده است. وی در گفتگو با دویچه وله می‌افزاید: "ما بلوچ‌ها انتظار داشتیم با توجه به شرایطی که جمهوری اسلامی در بلوچستان ایجاد کرده چنین اقداماتی انجام گیرد. در بلوچستان تعداد زیادی از افراد را اعدام کردند. جامعه‌ی بلوچستان یک جامعه‌ی سنتی هست. بلوچ‌ها براساس روش زندگی‌شان می‌خواهند به تلافی کسانی که اعدام شدند، یعنی افراد خانوده‌اشان، دوستان‌شان انتقام بگیرند."

 

بلده‌ای به زمینه‌های دیگری چون "ستم ملی، فقر و تبعیض اقتصادی" نیز اشاره می‌کند که سبب شده در بلوچستان وقایع خشونت بار تشدید یابد. 

 

چرخه‌ی وحشتناکی از خشونت

 

مقامات دولتی ایران اعلام می‌کنند که فعالیت‌های تروریستی عبدالمالک ریگی تابحال تشنج را در منطقه افزایش داده و سبب بروز تنش میان اهل سنت و تشیع شده و افراط گرائی گروه جندالله تابحال قربانیان زیادی گرفته است.

 

استفان دودوانیون محقق فرانسوی که اخیرا کتابی تحت عنوان "سفر به سرزمین بلوچ‌ها" را نوشته در مصاحبه با "فیگارو" توضیح می‌دهد که «این افراط گرائی شاید به عنوان واکنشی در پاسخ به سرکوب اقلیت‌ها بوجود آمده باشد، سرکوبی که از سال ۲۰۰۵ یعنی از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد بیشتر و شدیدتر شده است.»

 

این کارشناس فرانسوی به فیگارو گفته است «در حقیقت می‌توان گفت که وارد یک چرخه وحشتناکی از خشونت شده‌ایم. به محض تاریک شدن هوا در شهرهای بلوچستان، یک گربه هم در خیابان دیده نمی‌شود.»

 

بلوچ‌ها طرفدار شیوه‌های تروریستی نیستند

 

دکتر حسین‌بر نیز در خصوص دلایل نفوذ افراط گرائی چنین توضیح می‌دهد: "نخبگان سیاسی بلوچ از شیوه‌های تروریستی حمایت و یا دفاع نمی‌کنند. آن کسانیکه ما می‌شنیاسیم از حق مردم دفاع می‌کنند." آقای حسین‌بر در ادامه اشاره می‌کند، در آلمان، آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر حق دفاع به رسمیت شناخته می‌شود. بنظر آقای حسین‌بر «مبنای این کارها حق دفاع از خود است. مردم ایران حق دفاع از خود را دارند. این دفاع گاهی به شیوه مدنی است و گاهی هم از شیوه‌هایی که خود جمهوری اسلامی رایج کرده می‌باشد. من فکر می‌کنم وقتی حرکت‌های مدنی در بلوچستان به شدت سرکوب می‌شود بلوچ ها را مجبور می‌کنند به چنین شیوه‌هايی دست بزنند.» 

 

سرکوب مبارزه مدنی به ترور و انتحار می‌انجامید

 

چرا در سیستان و بلوچستان روش‌های خشونت آمیز بمب‌گذاری و ترور در سالهای اخیر شدت یافت و آیا واقعا زمینه ای برای فعالیت‌های مدنی در بلوچستان هست؟ دکتر حسین‌بر، تحلیلگر سیاسی بلوچ به این سئوال دویچه وله نیز چنین پاسخ می‌دهد: "آقای یعقوب مهرنهاد یک مبارز مدنی بود. هرگز دست به تفنگ نبرده بود، ولی جمهوری اسلامی صرفا در بلوچستان کسی را که دست به حرکت مدنی زد، اعدام کرد. خود جندالله هم فعالیت‌های خود را با حرکت‌های مدنی شروع کرد ولی اعضایشان را گرفتند و اعدام کردند. مبارزین بلوچ به این نتیجه رسیدند که برای جمهوری اسلامی فرقی نمی‌کند کسی یک اعلامیه بنویسد، تظاهرات کوچکی برگزارکند به هر ترتیب اعدام می‌شود. در واقع هیچ راهی برای بلوچ‌ها به جهت گرفتن حقوقشان نگذاشته‌اند."

 

عبدالمالک ریگی تابحال چندین بار به جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد مذاکره کرد اما مقام‌های ایرانی آن را رد کردند. وی نام "جندالله" را نیز به "جنبش مقاومت مردمی ایران" تغییر داده است. ولی آگاهان به مسائل بلوچ‌ها می‌گویند تغییر نام این گروه نیز در راه و روش آن و در سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران در قبال بلوچ‌ها تاثیری نگذاشت.

 

نویسنده: طاهر شیرمحمدی

تحریریه: مصطفی ملکان


مفهوم زرنگی در میان فارس های ایران

Siroos


 

زرنگی کردن از نظر شما به چه معناست؟

از قدیم گفته اند :"اگر زرنگ نباشی کلاهت پس معرکه است". در رفتارهای اجتماعی زرنگی، رفتاری است که در مورد درستی یا نادرستی آن، نظرهای متفاوتی وجود دارد.

زرنگی کردن از نظر شما چه معنایی دارد؟

عده ای زمانی احساس زرنگی می کنند که قوانین رانندگی را رعایت نکنند، برخی بالا بردن قیمت اجناس در زمان فروش را زرنگی می دانند و کم نیستند جوانانی که در رابطه با جنس مخالف عقیده دارند باید زرنگ بود تا عقاید خود را به طرف مقابل غالب کرد.

آیا "زرنگی کردن" با این تعریف کار خوبی است ؟

موضوع زرنگی را آرین از شیراز پیشنهاد کرده بود:" همه به من می گویند آدم باید زرنگ باشه! و در توصیف زرنگی دروغ گفتن و فریب دادن و تقلب کردن را نشان می دهند."

آیا فریب دادن دیگران، دروغ گفتن و از اعتماد مردم سوء استفاده کردن برای رسیدن به هدف را می توان نشانه زرنگی محسوب کرد؟

برنامه نوبت شما در روزسه شنبه 26 آبان (17 نوامبر)، به این موضوع اختصاص داشت.

شما مى ‌توانید با قرار دادن شماره تماس خود در بخش نظرات وب سایت، ارسال ایمیل به نشانى shoma@bbc.co.uk یا تماس با شماره های ۰۰۴۴۲۰۷۷۶۵۲۰۴۸ و ۰۰۴۴۲۰۷۷۶۵۰۵۰۵ در برنامه «نوبت شما» شرکت کنید.

همچنین می توانید نظر خود را از طریق پیامک (اس ام اس) با شماره های ۰۰۴۴۷۷۸۶۲۰۰۵۴۸ یا ۰۰٩۷۱۵۵۴٩۱۰۰۵۵ برای ما ارسال کنید. اگر مى‌خواهید به صورت تصویرى با وب‌کم در برنامه شرکت کنید، لطفا به ما ایمیل بزنید تا شما را راهنمایی کنیم.

همچنین مى‌توانید به وسیله موبایل یا وب‌کم نظرات خود را به صورت تصویرى ضبط و براى ما ارسال کنید تا در طول برنامه پخش شود.

منتشر شده: 11/16/09 5:46 PM GMT

اظهارنظرها

تعداد نظرات:78

اظهارنظرها به ترتيب زمان دريافت

منتشر شده در: 11/17/09 5:03 PM GMT

يادمه در مدرسه به بچه درس خونه ميگفتند زرنگ،آن زمان واژه زرنگ کلمۀ قشنگی بود و آدم به خودش ميباليد که بهش ميگفتند زرنگ.ولی حالا معنی اين کلمه عوض شده واگر به کسی بگی زود ناراحت ميشودو ميخواهد از خودش دفاع کند،مثل معنی :سود جو ، کلاهبردار ، رياکار ، دورو ، چاپلوس ، آب زيرکار ، ملوٌن ،...اما در نهايت آدم زرنگ ته چاهه، باور نميکنيد؟ از احمدی نژاد بپرسيد

سامان، تورنتو

منتشر شده در: 11/17/09 4:46 PM GMT

زرنگي امروز ديگر واژه ي مثبتي نيست. زرنگي امروز يعني تقلب كردن يعني كلاه گذاشتن سر ديگران. هر بار كه كسي زرنگي ميكند يعني يكبار هم در حق كس ديگري اجحاف ميشود. پس جامعه اي كه در آن زرنگي مد شد مردمش بايد هر لحظه منتظر آن باشند كه سر خودشان هم كلاه برود.

هومن، تهران

منتشر شده در: 11/17/09 4:35 PM GMT

زرنگي امروز ديگر واژه ي مثبتي نيست. زرنگي امروز يعني تقلب كردن يعني كلاه گذاشتن سر ديگران. هر بار كه كسي زرنگي ميكند يعني يكبار هم در حق كس ديگري اجحاف ميشود. پس جامعه اي كه در آن زرنگي مد شد مردمش بايد هر لحظه منتظر آن باشند كه سر خودشان هم كلاه برود.

هومن، تهران

منتشر شده در: 11/17/09 4:16 PM GMT

زرنگی کردن در ايران يعنی تقلب کردن!
فرهنگ ايرانی کماکان يک فرهنگ بيمار و آلوده است و تقلب يا بقول بعضيها زرنگی کردن، بسيار رايج شده.

ترک قزلباش، شهر رضا- اصفهان

منتشر شده در: 11/17/09 4:12 PM GMT

با سلام:
زرنگی یعنی مدیریت زمان، کسی که بتواند از تمام ارزش ها درست استفاده نماید. کسی با برنامه زندگی نموده و همیشه پیشتاز باشد. نه کسی که با کوبیدن دیگران و یا با پایمال گردن حقی و یا اقدام نادرستی نا بجا پیش رود. به عبارتی کسی که همیشه آن لاین بوده و به لحاظ درست برنامه ریزی همیشه به همه کار می رسد و از زمان جلو بوده و وقت آزاد نیز دارد.ارزشی عمل کردن در همه جای دنیا پسندیده است.

یوسف مرادی، مالزی

منتشر شده در: 11/17/09 3:51 PM GMT

شما فرض کن در روزنامه یک تمبر رو میبیند و به طرفی که آگهی داده زنگ میزنید و با هم قرار میذارید سر یک روز خاص شما پول بفرستید و آن فرد تمبر را.روز مقرر میرسد .شما با خود میگوید اگر من پول را فرستادم و او تمبر را نفرستاد اینجا من ضرر میکنم پس من پول را نمیفرستم که اگر تمبر فرستاه نشد ضرری نکنم. فرض کنید طرف مقابل هم چنین برداشتی داشته باشد و تمبر را نفرستد.خوب در اینجا نه آن فرد به تمبر میرسد نه آن فرد دیگر به پولش.
خوب مسلما چنین چیزی در جامعه یا اقتصاد را خراب میکند یا باعث گرایش دینی میشود

محسن، شیراز

منتشر شده در: 11/17/09 3:19 PM GMT

به نظر من زرنگی دو نوع است..
1-زرنگی مثبت
2-زرنگی منفی
زرنگی مثبت به اين معنی که در بعضی کارا لازم وضروری استت که انسان از خود زرنگی نشان بده مثلا زرنگی در رقابت اموزش وتحصيل که اين زرنگی دلپذير وقابل قدر است.
2-زرنگی منفی اينست که از نظر طرف مثبت بوده ولی به نظرديگران زشت وقابل قبول نيست مثلا جلو رفتن از سف و يا دخالت به هرکار که مربوط به او نباشد و در بعضئ مواقع خود را جلوه دادن به ديگران است.

جميله، لندن

منتشر شده در: 11/17/09 3:11 PM GMT

سلام : دروغ گفتن و فریب دادن دیگران یک راه غیر معقول است برای رسیدن به هدف ولی چه خوب است برعکس از راه معقول که آن است راستی و صداقت به هدف رسید.

سهیل صدیقی، مزارشریف

منتشر شده در: 11/17/09 3:10 PM GMT

پيشنهاد مي كنم كه از نظرات "دكتر محسنيان راد" نويسنده كتاب "ريشه هاي فرهنگي ارتباط در ايران" در اين برنامه استفاده كنيد، ايشان در اين كتاب در مورد ريشه هاي تاريخي اين رفتار(زرنگي) در ميان ايرانيان سخن گفته اند.

shahab، tehran

منتشر شده در: 11/17/09 2:18 PM GMT

زرنگی بستگی داره به طرف مقابلت . خوب مسلمه هر چی طرف مقابل نا آگاهتر باشد و حقوق خود را نداند هر کسی میتونه سرش رو کلاه بذاره .اون زرنگی که آذین گفتند زرنگی نیست بلکه بی قانونی است .خوب مسلما در کشوری که قانون به درستی تعریف نشده و همون قانون اشتباه هم اجرا نمیشه ، هر کسی برای خودش یک تعریفی از قانون داره ، میگه بقیه بردند و خوردند بذار من هم بخورم و ببرم. ولی خوب در دراز مدت این به اصطلاح زرنگی سبب یک اقتصاد بیمار میشود که دیگر جایی هم برای خوردن و بردن باقی نمیگذارد

محسن، شیراز

منتشر شده در: 11/17/09 2:16 PM GMT

در کودکئ از خرئذ نان بئزار بودم چون که بئشتر مردم سعئ مئکردنند از من ئا دگران جلو بزنند و با ائن کار زشت هئچ وغئئ نداثند. همئن عادت متنفر انگئز در مئان خئلی مردم متدامل هست نه تنها در سف نان خرئدن بلکه در تمام جامعه. تا وقتئ ائرانئان ائن عادت بد را از خود دور نکنند ما به مقسدهائ خوب حامعه نخواهئم رسئد.

حمئد، انزلی

منتشر شده در: 11/17/09 2:09 PM GMT

چندین سال پیش ضمن بحث و گفتگوی پرسروصدایی، با پر مدعایی به دوستی گفتم هرگز در عمرم کلک نزده ام واو در کمال خونسردی گفت این بزرگترین کلکیست که زده ای. به نظر من بزرگترین زرنگی صداقت ورفتار صادقانه است که البته این روزها جایی در اجتماع ما ندارد

محسن

منتشر شده در: 11/17/09 1:59 PM GMT

سئوال زرنگی کردن در صفحه صدای شما آنطور که من بر داشت میکنم ، زرنگ بودن نیست . زرنگی کردن یعنی با سماجت و پرروئی و بدون رعایت روابط و ضوابط اجتماعی خواسته های خودرا عملی بکند !

منصور اقتداری، آمریکا

منتشر شده در: 11/17/09 1:04 PM GMT

زرنگ بودن یعنی کردان
بپرسید چگونه از کجا و با کدام روشهای شناخته شده استاندارد دکترا گرفته

آخه ما اندر خم یک کوچه ایم

قراجه قراجه، تبریز، ايران

منتشر شده در: 11/17/09 11:50 AM GMT

تو این مملکت زرنگ بودن و نبودن تفاوتی نداره ... مطیع بودن شرطه

mojtaba، Mashhad

زرنگی کردن از نظر شما به چه معناست؟

از قدیم گفته اند :"اگر زرنگ نباشی کلاهت پس معرکه است". در رفتارهای اجتماعی زرنگی، رفتاری است که در مورد درستی یا نادرستی آن، نظرهای متفاوتی وجود دارد.

زرنگی کردن از نظر شما چه معنایی دارد؟

عده ای زمانی احساس زرنگی می کنند که قوانین رانندگی را رعایت نکنند، برخی بالا بردن قیمت اجناس در زمان فروش را زرنگی می دانند و کم نیستند جوانانی که در رابطه با جنس مخالف عقیده دارند باید زرنگ بود تا عقاید خود را به طرف مقابل غالب کرد.

آیا "زرنگی کردن" با این تعریف کار خوبی است ؟

موضوع زرنگی را آرین از شیراز پیشنهاد کرده بود:" همه به من می گویند آدم باید زرنگ باشه! و در توصیف زرنگی دروغ گفتن و فریب دادن و تقلب کردن را نشان می دهند."

آیا فریب دادن دیگران، دروغ گفتن و از اعتماد مردم سوء استفاده کردن برای رسیدن به هدف را می توان نشانه زرنگی محسوب کرد؟

برنامه نوبت شما در روزسه شنبه 26 آبان (17 نوامبر)، به این موضوع اختصاص داشت.

شما مى ‌توانید با قرار دادن شماره تماس خود در بخش نظرات وب سایت، ارسال ایمیل به نشانى shoma@bbc.co.uk یا تماس با شماره های ۰۰۴۴۲۰۷۷۶۵۲۰۴۸ و ۰۰۴۴۲۰۷۷۶۵۰۵۰۵ در برنامه «نوبت شما» شرکت کنید.

همچنین می توانید نظر خود را از طریق پیامک (اس ام اس) با شماره های ۰۰۴۴۷۷۸۶۲۰۰۵۴۸ یا ۰۰٩۷۱۵۵۴٩۱۰۰۵۵ برای ما ارسال کنید. اگر مى‌خواهید به صورت تصویرى با وب‌کم در برنامه شرکت کنید، لطفا به ما ایمیل بزنید تا شما را راهنمایی کنیم.

همچنین مى‌توانید به وسیله موبایل یا وب‌کم نظرات خود را به صورت تصویرى ضبط و براى ما ارسال کنید تا در طول برنامه پخش شود.

منتشر شده: 11/16/09 5:46 PM GMT

اظهارنظرها

تعداد نظرات:78

اظهارنظرها به ترتيب زمان دريافت

منتشر شده در: 11/17/09 10:53 AM GMT

جون من بخونیدش
تو این دوره زمونه کسی که پارتی داشته باشه زرنگه

کوروش، بروجرد

منتشر شده در: 11/17/09 10:51 AM GMT

با درود
زرنگی یعنی استفاده بردن شخصی واستفاده رساندن به جامعه وهم نوع با استفاده ازامکانات موجود درهمان جامعه است که بدون پایمال کردن حقوق دیگران و بدون ضرررسانی به سایرین وبه دورازدروغ وحیله وبا رعایت قوانین همان چهارچوب صورت میگیرد.ووقتی دروغ ابزاررسیدن به هدف قراربگیردونام آنرا زرنگی بنامند اینگونه پیشرفت اشخاص درردیف کلاه برداری و سواستفاده ازموقعیت ویا شرایطی خاص قرارمیگیرد ونه زرنگی!!
مثال کوچک>درایران سالهاست ازخرافه پرستی بسیاری ازمردم سواستفاده کرده وبا صندوق صدقه اخاذی میکنند!!

علی مومنی، switzerland

منتشر شده در: 11/17/09 10:49 AM GMT

زاغ از فرط زرنگی گ {مدفوع} ميخورد. اشخاص که به نظر خود زرنگ هستند در واقع بر عکس ميباشد. قالب نمودن جنس بی کيفيت به اسم اصلی ،جای زدن در لين سينما يا سبقت گرفتن های بيجا در رانندگی همه در واقع موضوعاتی هستند که همه مردم از آن نفرت دارند و کاريست نا خوش آيند حتی در نظر زرنگ ها. اما زرنگی به مفهوم واقعی يعنی تيزهوشي، رندی وشکار فرصت های طلايی ،که همه آنرا می پسندند .

مير ويس، ناريتا

منتشر شده در: 11/17/09 10:35 AM GMT

تا وقتیکه در کشور خود بودم چون مطالعه و تجربه زیاد داشتم فکر میکردم خیلی زرنگم.
در بین همقاطاران خود همیشه زرنگتر از همه بودم وهمیشه نمرات عالی در مدرسه و دانشگاه داشتم.

ولی حالا که آمدم ژاپن در توکیو در این سه ساله دیدم و درک کردم که ژاپنی ها بی اندازه هوشیارتر و زرنگتر از ما مردمان آسیای میانه هستند.

در بسیاری مواردی که تجربه کردم منطق من حکم کرد که حرف شان بهتر از حرفم و اعمال شان بهتر از اعمالم بود.
چنان زرنگی من از اینان دیدم که درآسیای میانه حتی در بیست سال هم عقلم به آن کار نمیکرد

ایرج تنها، توکیو ژاپن

منتشر شده در: 11/17/09 10:14 AM GMT

زندگی آیینه ی اعمال و کارهای توست

اگر مهربانی بیشتری می خواهی همواره بیشتر مهربان باش
اگر می خواهی مردم نسبت به تو صبور و مؤدب باشند صبوری و رعایت ادب را مقدم بدار

Niloofar، kabul

منتشر شده در: 11/17/09 10:13 AM GMT

در قديم زرنگی به مغنای هوشياری بود يعنی ادمی که از هوش بالا برخوردار باشدواز هوش خود در کارهای که به خير جامعه باشد استفاده نمايد. ولی امروز کاملا بر عکس هر کس که خوب کلاه بردار باشد وهنرمندانه دروغ گويد وهنر فريب دادن راخوب بلد باشد ان ادم زرنگ است.ممکن همان روايت درست باشد که زمانی ميرسد که حق در نظر مردم باطل وباطل حق دروغگو باخترام وراستگو ساده وبی اخترام خواهد بود.
علی - کابل

علی، کابل

منتشر شده در: 11/17/09 10:13 AM GMT

با طرح اين سوال ياد موضوع انشاء در مدرسه افتادم كه ميپرسيدند علم بهتر است يا ثروت،در حالى كه مداد نداشتيم همان انشاء را بنويسيم ،مينوشتيم علم بهتر است ،خوب ميدانستيم كه ثروت از همه چيز بهتر است ولى دروغ ميگفتيم چون به ما دورغ ياد داده بودند وما با اين دروغ خيال انگيز بزرگ شديم بدون اينكه زرنگ باشيم رفتيم سراغ علم واينكه زرنگى نكيم وسرمان بى كلاه ماند زرنگها وثروت مندان نانشان در روغن است وما هنوز دنبال خيال بافى.

amoghlee، alman

منتشر شده در: 11/17/09 10:03 AM GMT

سلام به خوانندگان عزیز
زرنگی به این مفهوم نیست کسیکه فریب دهنده ودوروغ گوباشد زرنگی به کسی اتلاق می شود که همیشه ازفرصت ها ولحظه های زندگی خود لذت برده که موجب رستگاری دارین شود بنابرین آدم زرنگ همیشه فکرش به آینده زندگی اش است چطور می توان یک شغل خوب ومحبوب خوب پیدانمود که منجربه یک زندگی مملو ازمحبت وصمیمت دربین خانواده واجتماع شود.

سیف الدین - رادپور، کابل

منتشر شده در: 11/17/09 10:02 AM GMT

زرنگی همان هوشیار بودن است ولی با این تفاوت که زرنگی حالت منفی هوشیار بودن است. اصولاً کلمه زرنگ را برای کسانی به کار میبرند که در هوشیاری و تیز بودن خود به شخصی یا اشخاصی صدمه میزنند؛ یعنی آن رفتارهایی که در ظاهر هوشیارانه هستند برای رسیدن به هدف یا اهداف شوم به اجرا میرسند که زرنگی نامیده میشود. با اجرای عمل زرنگی طرف مقابل دچار آسیب میشود. این آسیب میتواند بزرگ، کوچک و یا حتی بسیار جزئی باشد ولی در هر صورت آسیب است.

در افغانستان به اشخاصی که زرنگی میکنند "چهارصدوبیست" و یا "چالاک" میگویند.

زاهد داوودی، کابل

منتشر شده در: 11/17/09 9:59 AM GMT

سلام
به نظرمن زرنگي يعنی تمام توجه خودرا به کاردادن وآنرادرست انجام دادن است.
زرنگ ميتوان انسان راگفت که به طريقی درست وشرعی کارهای روزمره راپيش ميبرد.
با پايمال کردن حقوق مردم به اين منظورکه به هدف خود برسيم نميتوان خودرا زرنگ تعريف کرد.

ميوويس صميم، ابوظبی

منتشر شده در: 11/17/09 9:43 AM GMT

سلام بر شما
اگه زرنگی به اینه که کلاه سر دیگران بزاری اینکه زرنگی نیست کلاه سرخودت رفته
راستی کن که راستان رستند راستان در جهان قوی دستند

BEHNAM ROHANI، QOM، ايران

منتشر شده در: 11/17/09 8:42 AM GMT

زرنگی.. در ظاهر چی کلمه زیبا و دلفریبیه..اما واقعا شادی تا حالا هیچ کدومه مون به معنای واقعی این کلمه فکر نکردیم...زرنگی رو همیشه برای طرفه مقابلمون تعریف کردیم اما هیچ وقت زرنگی رو واسه خودمون معنا نکردیم
به نظر من زرنگی یعنی بتونی با تمام نیرویه واقعیی که تو وجودت هست با مشکلاتت مبارزه کنی و مزه شیرین موفقیت حقیق رو بچشی ...این یعنی زرنگی

mustafafa، kabul

منتشر شده در: 11/17/09 8:27 AM GMT

سلام بر تمامی مجريانی زرنگی بی بی سي. زرنگ بودن يا زرنگی کردن به نظری من کلمه خوبی است. مانندی هوشيار چالاک وغيره.وزرنگی راميتوان با بر خوردی اشخاص با طرزی گفتارمثبت ومنفی در جمله بيان کرد.وسلام

سخی، بيرمنگهم

منتشر شده در: 11/17/09 8:16 AM GMT

وقتيکه چيزی به سختی بدست مياد بعضی از ادمها برايش با کلک وارد مشوند ممکنه گاهی اين افراد موفق شوند ولی اخرش سرشان به زمين مافته . به نظر من زرنگی يک نوع سو استفاده از يک موقعيتی است که گاهی طرف به خاطر اين خصوصيات خيلی چيزها را از دست ميدهد.

elahe، استهکلم

منتشر شده در: 11/17/09 7:59 AM GMT

مقوله بسیار خوبی را برای شناخت نسبی از فرهنگ ایرانی انتخاب کرده اید .زرنگی به مفهوم کلاه سر دیگران گذاشتن در فرهنگ ایران , خوشبختانه در فرهنگ سوئدی این مفهوم به معنی خود را همرنگ و همراه کردن است . اگر به نتیجه حاصل از این دو مفهوم در ایران و سوئد توجه شود. نتیجه این عمل درایران متاسفانه به اعتماد متقابل لطمه زده و حرکتی در نهایت ضد جمع یا جامعه است . و نتیجه بر عکس در سوئد به اعتماد جمع و جامعه کمک میکند . بهر حال کار ارزشمند و قابل توجهیست . سپاس

mehdi، stockholm

توصيه شده توسط 0 نفر

منتشر شده در: 11/17/09 7:29 AM GMT

کلمه زرنگی در ايران خيلی معنی داره مثلا کسی که سر کسی ديگرو کلاه بذره ميگن زرنگ والا اخر...

حسن

منتشر شده در: 11/17/09 7:03 AM GMT

زرنگی یعنی بتونیم از فرصتهایی كه‌ برامون پیش میاد به نفع خودمان استفاده كنیم نه اینكه از فرصتهای مردم استفاده كنیم

بوتين، كردستان - عراق

منتشر شده در: 11/17/09 6:56 AM GMT

دروغ گویی عبارت است از دور انداختن و در واقع نابود کردن ارزش انسانی خویش . کسی که به شخص دیگری ( حتی یک شخص آرمانی ) چیزی بگوید که خود بدان باور نداشته باشد ارزش وجودی او از ارزش یک شی پایین تر است و به قول شاملو گاهی حقیقت از دروغ فریبنده تر است . فکر کن . باز هم . ما همه دروغ می گوییم و در قبال آن لبخند می زنیم . هر روز . ما همه دروغگوییم . کار من وتو همین است .

غزاله، همدان

منتشر شده در: 11/17/09 6:32 AM GMT

سلام. تو جامعه امروز ما درایران زرنگی یعنی چاپلوسی ، داشتن پارتی تو هر اداره و یا سازمان مهمی، زرنگی یعنی خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو

فافا مرادی، شیراز، ايران

منتشر شده در: 11/17/09 6:04 AM GMT

زرنگی یعنی راه هوشمندانه تر را انتخاب کردن. مثلا من انتخابهایم به نحوی است که بیشترین منفعت را به من برسانند و درضمن کمترین ضرر را هم متحمل شوم. به طور مثال اگر دوستی را به خاطر پول از دست بدهیم، در اصل ضرر کرده ایم؛ چون دوستی سخت تر از پول به دست می آید و یا مثلا تقلب کردن باعث می شود که ما تحصیلاتمان بدون اثر واقعی بر فکر و شخصیتمان صورت بگیرد و در نتیجه صرفا وقت کشی کرده باشیم و این یعنی از دست دادن بهترین فرصتهای یادگیری عمرمان. برای همین من اهل تقلب نیستم و با افتخار درسهایی را مردود شدم!

شهاب برادران دیلمقانی، تهران، ايران

منتشر شده در: 11/17/09 5:35 AM GMT

زرنگي نوعي از منش برخورد با مسائل است كه در تعريف صحيح آن، سطح بهره‌وري زندگي را افزايش داده و در عملكردهاي ساير افراد جامعه نيز يا بي‌اثر بوده يا اينكه اثر مثبت خواهد داشت.
متأسفانه در سال‌هاي اخير، كشور ما مفهوم زرنگي را تحريف كرده و جاي آن را فريب، ريا، دروغ و يا حرف زور گرفته است.

بهزاد، تهران

منتشر شده در: 11/17/09 4:46 AM GMT

وازه های "زرنگ" و"زرنگي" دو مفهوم مجزا هستند که به دليل نزديکی ساختاری با هم قاطی ميشوند. زرنگ بودن به معنای يرتلاش بودن و تنيل نبودن اما زرنگی به معنای حقه بازی کردن و سر ديگران گلاه گذاشتن است. متاسفانه مفهوم دوم در ايران به شدت شايع شده و نمونه های بارز آنرا در نحوه پردازش دروغنامه "ايران" و خبرگزاری ح.ا. "ايرنا" می توان به وضوح ديد. حتما دست اندرکاران اين دو موسسه اين کارها را زرنگی ميدانند. داستان مصاحبه با خانواده مرحوم ترانه تقوی را همه به ياد داريم. به اين کار ميگويند زرنگي.

بی نام و نشان، ايرانزمين

منتشر شده در: 11/17/09 4:27 AM GMT

باسلام!
زرنگی اگر به مفهوم فریب باشد که زرنگی نیست خود نام دارد فریب است.
زرنگی اگر به مفهوم غالب شدن باشد اگرچه صحیح آنهم نامش منطق است.
زرنگی اگر به مفهوم دروغ گفتن باشد باز هم دروغ گو میگویندش .
اما زرنگی آنرا میگویند که انسان در کمترین اوقات بیشترین فهم را ازطرف مقابل حاصل نموده و ازکمترین فرصت بخاطر بهره برداری درست از امکانات کم استفاده کندد.
بیشترخدعه را بجای زرنگی گرفته اند که فکر میکنم درست نیست. اما حالا درجامعه جا افتاده به امید محو آن هستیم

عبدالوحید عبدالوحید، کابل، افغانستان

منتشر شده در: 11/17/09 2:56 AM GMT

سلام به همه
من درین مورد به این شعر حضرت بیدیل ودیگر مقوله اکتفا مینمایم
زمــــانـــــه بــه برکــشد کـــج روشـــانرا
هرآنکه راست رود خار چشم افلاک است
ویا
دروغ آدمی را کند شرمسار
دروغ آدمی را کند بی وقار
وهم میگویندکه دروغگوحافظه ندارد
برای چنین اشخاص متاسفم

احمد ضیأ یوسفزی، سانفرانسیسکو فریمانت کلفورنیا

منتشر شده در: 11/17/09 2:22 AM GMT

زرنگی به اين می گويند
دوره شاه
دلار 7تومان
پوند13تومان
مارک4تومان
فرانک فرانسه35ريال
روپيه 2ريال
شاه دزد بود احمدی نژاد عادل است
دلار 1000تومان وپوند 1400تومان
18 ميلياردلار سر از ترکيه در می اورد
در شهردار ي يود پول گم مي شود و- --
وخامنه ای هم عادل هست قبل از بسته شدن
صندوق رای ريس جمهور بيرون مياورد
سيستان بمب می گذارد وبرای رد گم کردن 4 تا پاسددار مي فرسستد گير می افتنن

جلاال، قم

منتشر شده در: 11/16/09 11:55 PM GMT

زرنگي يعني توقع امتياز بيش از حد و پيش از وقت انهم با شيوه و طرز صحبت و عمل افراد زرنگ !

شنسب

منتشر شده در: 11/16/09 11:26 PM GMT

انگيزه و هدف شخص از زرنگی به نحوی کسب موقعيت و منافعی ميباشد که اصلا استحقاق انرا ندارد.در نهايت ادم زرنگ به شيوه هائی متوصل ميشود که با اصول و ارزشهای انساني مطابقت نداشته . و شخص زرنگ اساسا فاقد اصول وقار بزگواري ميباشد . و روش افراد ی ازين دسته کليمه زيبای زرنگ را نيز منحوس ساخته است.

خاور، کانادا

منتشر شده در: 11/16/09 11:10 PM GMT

نمونه بارز زرنگی داستان سی ساله حکومت ولايت فقيه و مهرهای اصلی ان ميباشد و جواب به سئوال اقای ارين از شيراز ميباشد. البته اين داستان بيش از هزار سال دنباله دارد. بعنوان شاهد بيت زير را که ابر مرد فردوسي هزار سال پيش سروده است برايشان مينويسم و قضاوت با خودشان.

زيان کسان از پی سود خويش
بجويند و دين اندر ارند پيش.

رامين، فرانسه

منتشر شده در: 11/16/09 11:09 PM GMT

زرنگی در هر محیط و جامعه‌ای میتونه معنی خودشو داشته باشه. مثلا، هر چه جامعه رو راست تر و خالی‌ تر از دروغ باشه زرنگی کردن هم ساده تر خواهد بود. در کشوری که من زندگی‌ می‌کنم یک ایرانی‌ یا به طور کلی‌ یک شرقی‌ معمولی‌ زرنگ محسوب خواهد شد.

به طور کلی‌ به نظر من زرنگ کسی‌ نیست که با استفاده از حق مردم در زندگی‌ به جلو پیش بره. زرنگی یعنی‌ اینکه بدون ضرر زدن به مردم یا خوردن حق دیگران از موانع به راحتی‌ عبور کنی‌. اگر غیر از این فکر کنی‌ مطمئن باش که تمام به قول خودت زرنگی‌ها را پس خواهی‌ داد.

F G، كانادا

منتشر شده در: 11/16/09 10:41 PM GMT

بنظر من زرنگی ترکیبی از هوش و ذکاوت بالا و نیروی فیزیکی است که فرد با استفاده صحیح از این دو نیرو بهدف خود میرسد .
تخلف و زیر پا گذاشتن قانون و تعدی به حقوق دیگران زرنگی نیست .

منصور اقتداری، آمریکا

 

صداقت بهترين زرنگي است .

Keyvan، Toronto

منتشر شده در: 11/16/09 10:36 PM GMT

با سلام:کلمه زرنگ بنظر من توسط ادمهای حقه باز و شارلاطانهائی توليد شده است،تا علاوه بر توجيه خلافکاريهای خويش انسانيت ديگران را به انحراف کشيده و سفسطه کنند.وگرنه مگر خصيصه انسانی جز با محک راستی و شفافيت با اين جورکلمات قابل تعريف است. وقتی انسانيت و انسان بودن اصل باشد نيازی به اين صفات ساختگی شيادين تاريخ نيست که بدنبال موجه نمودن منافعی خاص مطرح گرديده است.

عبدالعلی متجدد طلب، عبدال اباد قم

منتشر شده در: 11/16/09 10:26 PM GMT

جواب مثال چوپان دروغگو رامش از قم؛
چوپان درغگوئی بودکه اهل روستا را فريب ميداد.هرچند روز يکبار يکی از گوسفندهای گله را سر ميبريد،گوشتش را برای فاميلهاش کنارميگذاشت ومقداريش راهم کباب ميکرد.وقتی که سير ميشد،داد ميزد گرگ.اهل روستا از اينکه گوسفندا را گرگ ميخورد خسته شدند وچند سگ گله وحشی دادند به چوپان که ديگه گرگ جرات حمله نکنه،ولی باز چوپان داد زد گرگ.مردم رفتند به چوپان کمک کنند که آتش اجاق وگوشت کبابی ودروغ چوپان را ديدند.تا آمدند چوپان را بگيرند او سگها را به جان مردم انداخت

رضا وردينی

منتشر شده در: 11/16/09 10:24 PM GMT

آیا «زرنگ بودن» فقط از جنبه منفی می باید مورد سئوال قرار بگیرد؟ آیا کسی که از «شئورش» از«تجربه اش» و از «پشتکارش» استفاده میکند, حتمأ انسان نادرستی می باشد؟؟؟
ما متأسفانه «زرنگی» را با «مردرندی» و «پدر سوختگی» و «دروغگویی» و «تقلب» اشتباه می گیریم...
وقتی در این رژیم خشک مذهبی, «مردرندی و پدر سوختگی و دروغگویی و تقلب» در زیر «پرچم اسلام» سر لوحه زندگیمان می شود چگونه می توان از مردم چیز دیگری توقع داشت... !!؟

سعید، آلمان

منتشر شده در: 11/16/09 10:17 PM GMT

زرنگ بازى، پديده پنهانى نيست. همه ما كسانى را می ىشناسيم كه سعى میكنند به روشى غيرمعمول و با تكيه بر مهار تهايى كه چندان به لياقت و كاردانى وابسته نيست، از پل هاى ترقى بالا روند. اين نوشته، به پديده زرنگ بازى، به ويژه در سازما نهاى
دولتى می پردازد و تلاش می كند جنبه هاى مختلف اين پديده را كه متاسفانه جزئى از فرهنگ رفتار سازمانى ما است در مديريت منابع انسانى سازما نها بررسى كند

فرحناز، غربت

منتشر شده در: 11/16/09 10:02 PM GMT

زرنگي بر دونوع است, خوب و بد. نوع خوب آن زياد كاركردن ومطالعه كردن است كه شايد منفعت كوتاه نداشته باشد ولي در درازمدت نافع است و از همه مهمتر وجدان انسان آرام است.نوع بد آن دروغ و تزوير و كلاه برداري است كه منافع كوتاه مدت و ضرر دراز مدت دارد و از همه مهمتر وجدان انسان هميشه در عذاب است.كه البته اول بايد وجداني وجود داشته باشد.نكته اي خارج از موضوع,اگر رياست جديد بخش فارسي بيشتر به مسائل ايران بپردازد ايرانيان بيشتر از اين تريبون آزاد استفاده خواهند كرد,البته ممكن است رژيم اسلامي زياد راضي نباشد

ليلا

منتشر شده در: 11/16/09 9:35 PM GMT

به نظر من زرنگی ربطی به دروغ و تقلب ندارد. کسی که دروغ میگوید و تقلب میکند به او دروغگو و متقلب میگویند. زرنگی یعنی استفاده از فرصت. کسی که فرصتها را درست تشخیص دهد و به درستی از آنها به نفع خود استفاده کند "زرنگ" است. آدم میتواند زرنگ باشد و دستکار. واین چیز خیلی خوبیست.

فرهاد فرهاد، كانادا

منتشر شده در: 11/16/09 9:32 PM GMT

سلام.
زرنگی کردن با به کاربردن معرفت، و وجدان خود را قاضی کردن نشانه ضکاوت بیشتر شما است از دیگران.
به کار بردن وسیله‌ مشل مذهب یا ابزار دیکر نشانه حماقت و خود را گول زدن است.

alan، oslo

منتشر شده در: 11/16/09 9:24 PM GMT

لطفا ناراحت نشه کسی اما ایرانی ها همیشه همه جا میخوان زرنگ بازی در بیارن و بعد هم ادعا میکنن كه خیلی با فرهنگ هستن...از تو ترافیک گرفته تا تو صاف مغازه ها و یا ازدواج کردن ها ... کاش یک کم به خودمون بیایم.

zahra

منتشر شده در: 11/16/09 9:03 PM GMT

از هر دست بدی از همون دست می گيري. اين به من ثابت شده دير و زود داره ولی سوخت و سوز نداره

پارت

منتشر شده در: 11/16/09 9:02 PM GMT

زرنگی به اين معنی که دراينجا بکار رفته، مترادف با پست فطرتي.

بهنام، بن

منتشر شده در: 11/16/09 9:01 PM GMT

خبر بد اینکه این پدیده ی زشت، زرنگ بازیهای این سی ساله، حتی بخارج هم صادر شده...نمونه ی چماقداریهای سازماندهی شده ی اول انقلاب بانام مردم:عده ای با سپردن تعهد،مجوز یک تجمع را میگیرند تا نظراتشان را برای هوادارانشان بیان کنند،عده ای زرنگ!؟ با نام آزادی میآیند دراین تجمعات،ازاین فضا استفاده، فلایرهای تبلیغی مخالف خود را، با نام آزادی پخش،جو را به هم میریزنن...ازآنطرف همینها با نام مثلازندانیان سیاسی و فرزندانشان، جلسه میگذارند وقتی میروی می بینی از موضوع خبری نیست آمده اند تاعقایدخودرا تبلیع کنند

محسن، تورنتو

منتشر شده در: 11/16/09 8:55 PM GMT

آدم زرنگ کسی است که در دام مشکلات و یا فریب و حیله گرفتار نشود، و بتواند سرفراز با چابکی و چالاکی دنبال هدف های خودش باشد، بقول معروف پخمه، منفعل و تنبل نیاشد! گاهی وقت ها به طعنه و از روی حسادت می گویند؛ طرف خیلی زرنگه و شغل خوب را گرفت! یا خیلی زرنگه و معتاد نشد! یا خیلی زرنگه و تنهایی در خارج با تمام سختی ها، موفق شد! فکر کنم کلمه زرنگی رو به کلاه برداری نسبت دادن، اشاره غیر مستقیم باشد! وگرنه از چراغ قرمز عبور کردن، آیا زرنگی است یا خریت؟ البته برای تور زدن دختر خوشگل باید خیلی زرنگ بود!..

علی گویان، تورنتو

منتشر شده در: 11/16/09 8:46 PM GMT

زرنگی کردن خوب و بد دارد،اما در انسان از درون خودخواهی وحق نشناسی و زرنگی کردن وجود دارد، مهمتر از همه فکر انسان است، که اگر منطقی فکر کند،هيچ وقت حق خود را بالاتر از انسانهای ديگر در جامعه نمی بيند و فکر زرنگی نيست.البته در بعضي خانواده ها اين کار تشويق می شود و باعثه تربيعت اشتباه می شود.تخم مرغ دزد ،شتر دزد می شه.فریب دادن دیگران، دروغ گفتن حماقت است و زرنگی نيست.يعنی کار که 30 سال در ايران نظام ديکتاتوری مي کند.اما اگر انسان در جامعه برای حق خود زرنگ باشه خوب است ولی با احترام حق ديگران.

عبدی ---، Hamburg، آلمان

منتشر شده در: 11/16/09 8:32 PM GMT

زرنگ دررفتارهای اجتماعی،در مقابل دست پاچلفت معنا و مفهوم میدهد. کسی که با استفاده از توانایی هایش کارها را زودتر و دقیقتر به انجام می رساند... مثلا کسی که در یک زمان محدود،بیشتر...ولی امروز برای ما ایرانیان که خیلی راحت "برعکس نهاده شده نام زنگی کافور"،فریب دادن و سیاست بنداز و درو و چراغ خاموش رفتن ، چون عملیست زشت ،خودش را به اسم زرنگی جازده و در بین جامعه ترویج داده شده. وقتی داستان ضحاک را می خوانیم می بینیم که او نیز چگونه دست دیوان را باز گذاشته بود و چکونه بدی را با اسم خوبی رواج میداد ،

فرهاد، شیراز

 

توانا بود هر که دانا بود- ز دانش دل پیر برنا بود ، حالا به نظر من زرنگ کسی است که به ترفندهای روزمرهً سودجویان شیاد آگاهی داشته و به آنان اجازهً سوء استفاده از خود و کشورش را ندهد و لازمهً آن نیز آزادی جهت آگاهی و آشنایی به آداب و شیوه های فرصت طلبان گرگ صفت در لباس میش است. اما در نهایت صداقت و انسانیت برنده است . زیرا پیشرفتهای امروز و صلح و ثبات و دست آوردهای مهم و تاًثیر گذار جامعهً بشری محصول همان صداقت و انسانیت شخصیتهای مهم تاریخی است. و دولتی زرنگ است که بتواند شکم مردم خود را سیر کند

زارع، ایران

منتشر شده در: 11/16/09 8:26 PM GMT

آدم زرنگ بجايی نميرسد. از قديم گفتند دست رو دست بسيار است. بقول
آمرکاييها صداقت بهترين سياست است.

فرشاد، آمريکا

منتشر شده در: 11/16/09 8:19 PM GMT

به نظر من کسيکه در اين زمان دروغ دزدی و کلاه برداری و همسال اينهارا بلد نباشد زرنگ گوفته نميشود اگر کسی اين موضوع را تعيت نکرد بگويد فرز مسال سيساست امروزی و انگليس.

ل ... ر...، trondheim norwe

منتشر شده در: 11/16/09 7:59 PM GMT

تا وقتی که در يک جامعه دروغ وتقلب زرنگی محسوب بشه جامعه به جايی نميرسه.روی سخنم به خودمان است ما ايرانيها معمولا زرنگی رو تو تقلب ميبينيم.و وقتی هم تو انتخاباتمان تقلب ميشه عصبانی ميشيم.غافل از اينکه اين باستابی بود از کارهای خودمون.بهقول شاعر از ماست که برماست.

jak، zurich

منتشر شده در: 11/16/09 7:41 PM GMT

با سلام خسته نباشيد
زرنگ و زرنگی به مفهوم دانستن و شناخت صريح پيداکردن چيز بدی نيست ولی به معنای کلاه برداری درست نيست در اين صورت رکن اولی درست ولی رکن دوم برداشتی بغايت غير عقلانی و اخلاقی است به اميد روزی که زرنگی به معنای عملی آن کلاه بردارملتفت نشويم...ياهو

seasons

منتشر شده در: 11/16/09 7:32 PM GMT

متاسفانه عده ای به دنبال سود زود رس خود ، آقدر عجله میکنند که مصلحت دراز مدت خود را نیز نادیده میگیرند گویی می پندارند میشود راه رسیدن به ایده آلها را با زرنگی کوتاه کنند!! زرنگی بنظر من یعنی کوشش و تلاش هوشمندانه و استفاده درست و بجا از امکانات و فریب... به نظر من خلاقیت و ابتکار تفاوت بین زرنگی و فریب را نشان میدهد بندازو درویی ، لاپوشانی کردن ، اطلاعات غلط و نادرست گفتن ..... اینها زرنگی نیست. اینها خشونت است که تنها میتوان با دروغ توجیه کرد و دروغ را نیز تنها می توان با خشونت ادامه داد

قاسم، تبریز

منتشر شده در: 11/16/09 7:29 PM GMT

زرنگی کمابيش در همه انسانها و جانداران بصورت ذاتی وجود دارد شرايط ومحيط می تواند در صد زرنگی را کم و زياد کند .
مجموعا غلو ريشه در خودکم بينی دارد .انچه که با نيرنگ بدست می ايد حقی ضايع شده است و زمينه انتقام را در بازنده بيدار می کند .
تدبير و سياست در بدست اوردن مقصود هم نوعی از زرنگی است و عموميت دارد و بعضا مي تواند بسيار مفيد باشد .
اگر انصافا خود را بجای بازنده قرار دهيم از حقه برهيز می کنيم .
چاه کن هميشه ته چاه است !

نمونه، ايتاليا

منتشر شده در: 11/16/09 7:21 PM GMT

اعتمادها به دلیل سوء استفاده ها ازبین رفته وجو بی اعتمادی تا حدیکه به چشم خود نیز اعتمادی نسیت، بنیان اجتماع را ازجا کنده؛وقتی باقی نیست دلسوزان واقعی و آنهاییکه اعتباری در بین مردم دارند، بباید بجنبنند واز سرجان ، به جانبداری از حقیقت برخیزنند و سخن حق را به هر قیمتی به زبان جاری سازند...بقول پروین اعتضامی: وقت سخن مترس و بگو آنچه گفتنی است / شمشیر روز معرکه ، زشت است در نیام ! انیشتین نیز معتقد بود دنیا جای خطرناکی است نه بخاطر شرارت آدمهای شرور بلکه بخاطر آنکسانی که می بینند و چیزی نمیگویند

دانیال، شهرکرد

منتشر شده در: 11/16/09 7:21 PM GMT

درود؛انسان وقتيکه دريک جامعه يايک سيستم زندگی ميکنددروغ/فريب/زرنگي/(تقييه!!)وريا نشانه هايی هستنددال برسستی /زبوني/وناآگاهی وياخودخواهی شخص،ولی اگرزرنگی وهوش رابتوان درجهت خدمت به بشريت وطبيعت بکارگرفت پسنديده است وقابل ارج .

م.شيرازی، duesseldorf

منتشر شده در: 11/16/09 7:14 PM GMT

آدم باید مثل همین آقای محصولی زرنگ باشد. دیدیم که مجلس هم به اورای اعتماد داد و تكليف گرايي را يكي از ويژگيهاي محصولي دانست.حالا ویژکی های دیگربه چه درد میخورد؟ فرداهم تقی به توقی خورد پولها را برمیدارد ومثل هزاران هزار کلاه بردار دیگر،میرود خارج و عشق میکند. آیا این زرنگی نیست؟ حالا من نوعی چند سال باید خون دل بخوریم تا یک میلیونیم ایشان ثروت بدست آوریم؟ تا کی باید این عدم زرنگی خود را بخدا وروز ِقیامت حواله دهم که معلوم نیست هست یا نه؟ تازه راه توبه و کلاه سرِخدا هم که تا آخرین لحظات باز است

ساسان، کرج

منتشر شده در: 11/16/09 7:10 PM GMT

یادش بخیر آنمردمانی که بخاطر آلوده نشدن حقیقت واز بین نرفتن اعتماد، ازمنافع فردی خود بخاطر سلامت جمع میگذشتند...آنهاییکه وقتی دزدی، خودرا به صورت بیمارجلوی راه آنها قرارمیداد تا... مثلا اسبی را ازصاحبش بدزد، اسب را به او میداد،بااین شرطکه نگوید ماجرا چه بوده، تا فضا درجامعه به گونه ایی نشود که دیگر هیچکس به مریض کنار خیابان، اعتماد نکرده ، کمک نکند. ولی امروزآنقدرازاعتماد مردم، چپ و راست،سوء استفاده شده که دیگر کسی جرات نمیکند حتی به زخمی ِتصادف کرده کنار خیابان هم کمک کند! آیا این فاجعه نیست؟

صادق، تهران

منتشر شده در: 11/16/09 7:04 PM GMT

وقتي مسير سياسي از طريق طي كردن راه تعقل و گفت وگو و مفاهمه نتواند جلو برود و در حوزه ی نماینده های واقعی مردم ، دلسوزان، نخبگان و عقلا قابل حل نباشد، ناخودآگاه دو طرف – هم دولت نامشروع و هم مردم دست و پا بسته ی ناچار ، مجبورند مطالبات خود را از راه های دیگر دنبال کنند .دولت مجبور است به مردم دروغ بگوید و مردم در ابتدا سعی میکنند با اعتراض های خیابانی دولت را مجبور به عقب نشینی کنند ، اگر نشد ، آنگاه مجبورند آنها هم راه دولت را بخودش بازگردانند و اینچنین است که جامعه بدست خودش به فروپاشی میرسد

مهران، آبادان

منتشر شده در: 11/16/09 7:00 PM GMT

این همان داستان چوپان دروغگوست که مردم را فریب میداد و به آنها می خندید ولی در نهایت نتیجه این دروغها بخودش برگشت و وقتی گرگ به کله ی او زد هیچکس به کمک اش نیامد. بهترین زرنگی صداقت و شفافیت و رو راستی است هر چند ممکن است در برهه هایی انسان ضرر کند ولی در تاریخ ثابت شده که در نهایت سود اصلی نصیب کسی میشود که صداقت داشته و درونش با بیرونش یکی بوده است

رامش، قم

منتشر شده در: 11/16/09 6:59 PM GMT

در باطن ما انسانها يک حسابگری وجود دارد به نا وجدان.اگر حتی با دروغ وريا جلو بريم ولی اين وجدانمان است که به ما از درون يادآوری ميکند که کار خوبی نکرديم. عصبانی و پرخاشگر ميشويم و خوابهای خوبی نخواهيم داشت. مطمئنن پيشرفتهای ظاهری وجود دارد ولی رضايت باطنی بالاتر است. انسان صادق و پاک شناخته خواهد شد واز عزت بالائی بهره خواهد. آنانی که ظلم ميکنند خود ميدانند و خود از خود فرارميکنن. کردار، پندار گفتار نيک.

کيانا

منتشر شده در: 11/16/09 6:58 PM GMT

نه . رسیدن به هدف با هر وسیله و با استفاده از هر کاری از جمله فریب دادن و دروغ گفتن را نمی توان نشانه زرنگی بحساب آورد چون زندگی در فریب و توهم و جهل و دروغ چیزی جز بدبختی نیست و این را همه دیده اند و به این خاطر است که بیشترین حساسیت ها در دنیای امروز به دروغ است و دروغگو

هرمز، گینگستون

 

من به تجربه متوجه شناخت فریب و فریبکاری شده ام( البته تا اندازه ای) ، من به تجربه متوجه شده ام هر وقت فردی میخواهد فریب بدهد ، در آن کار زیاده روی میکند . این زیاده روی نشانه ی اولیه فریب کاریست .... اصولا پی برده ام که حقیقت همیشه آرامش خاطر می آورد و فریب شک و تردید

محمود، ازمیر

منتشر شده در: 11/16/09 6:53 PM GMT

سالها پیش برای ادامه تحصیل به آمریکا آمدم . در اینجا امتحانات بصورت کتاب باز بود . من هم بدون اینکه درس ها را بطور جدی و عمیق بخوانم با استفاده از این امکان که معلمها به دانش آموزان خود داده بودند و اعتمادی که به آنها داشتند، استفاده میکردم و نمرات بالایی میگرفتم و جلوی آینه بخود آفرین میگفتم که چگونه سر معلمها کلاه گذاشته و از آنها نمرات بالا میگیرم . فارغ التحصیل شدم . فیلم فارغ التحصیلی ام را برای پدر و مادرم فرستادند و آنها هم کلی خوشحال شدند و به من افتخار کردند. رفتم به دنبال کار ...

محمد، آمریکا

منتشر شده در: 11/16/09 6:51 PM GMT

هیچ جا مرا قبول نکردند چون هر جا رفتم زود می فهمیدند که اطلاعات لازم را در مورد رشته ام ندارم!! یک سال دو سال .... بعدا متوجه شدم تمام آن سالهایی که فکر میکردم زرنگی کرده سر معلمها کلاه گذاشته ام ، در اصل سر خود ، کلاه گذاشته ام و تنها در این ماجرا این من بوده ام که باخته ، وقتم تلف شده و مدرکم هم به هیچ دردی جز درکوزه نخورد و مجبور شدم بروم و از اول شروع کنم. زرنگی در ظاهر موفقیت بنظر میرسد ولی در نهایت اگز نیک نظر کنیم، کلاه آنکسانی که با فریب و تقلب بجایی رسیده اند پس معرکه است

محمد، آمریکا

 

من به تجربه متوجه شناخت فریب و فریبکاری شده ام( البته تا اندازه ای) ، من به تجربه متوجه شده ام هر وقت فردی میخواهد فریب بدهد ، در آن کار زیاده روی میکند . این زیاده روی نشانه ی اولیه فریب کاریست .... اصولا پی برده ام که حقیقت همیشه آرامش خاطر می آورد و فریب شک و تردید

محمود، ازمیر

منتشر شده در: 11/16/09 6:53 PM GMT

سالها پیش برای ادامه تحصیل به آمریکا آمدم . در اینجا امتحانات بصورت کتاب باز بود . من هم بدون اینکه درس ها را بطور جدی و عمیق بخوانم با استفاده از این امکان که معلمها به دانش آموزان خود داده بودند و اعتمادی که به آنها داشتند، استفاده میکردم و نمرات بالایی میگرفتم و جلوی آینه بخود آفرین میگفتم که چگونه سر معلمها کلاه گذاشته و از آنها نمرات بالا میگیرم . فارغ التحصیل شدم . فیلم فارغ التحصیلی ام را برای پدر و مادرم فرستادند و آنها هم کلی خوشحال شدند و به من افتخار کردند. رفتم به دنبال کار ...

محمد، آمریکا

منتشر شده در: 11/16/09 6:51 PM GMT

هیچ جا مرا قبول نکردند چون هر جا رفتم زود می فهمیدند که اطلاعات لازم را در مورد رشته ام ندارم!! یک سال دو سال .... بعدا متوجه شدم تمام آن سالهایی که فکر میکردم زرنگی کرده سر معلمها کلاه گذاشته ام ، در اصل سر خود ، کلاه گذاشته ام و تنها در این ماجرا این من بوده ام که باخته ، وقتم تلف شده و مدرکم هم به هیچ دردی جز درکوزه نخورد و مجبور شدم بروم و از اول شروع کنم. زرنگی در ظاهر موفقیت بنظر میرسد ولی در نهایت اگز نیک نظر کنیم، کلاه آنکسانی که با فریب و تقلب بجایی رسیده اند پس معرکه است

محمد، آمریکا

 

من به تجربه متوجه شناخت فریب و فریبکاری شده ام( البته تا اندازه ای) ، من به تجربه متوجه شده ام هر وقت فردی میخواهد فریب بدهد ، در آن کار زیاده روی میکند . این زیاده روی نشانه ی اولیه فریب کاریست .... اصولا پی برده ام که حقیقت همیشه آرامش خاطر می آورد و فریب شک و تردید

محمود، ازمیر

منتشر شده در: 11/16/09 6:53 PM GMT

سالها پیش برای ادامه تحصیل به آمریکا آمدم . در اینجا امتحانات بصورت کتاب باز بود . من هم بدون اینکه درس ها را بطور جدی و عمیق بخوانم با استفاده از این امکان که معلمها به دانش آموزان خود داده بودند و اعتمادی که به آنها داشتند، استفاده میکردم و نمرات بالایی میگرفتم و جلوی آینه بخود آفرین میگفتم که چگونه سر معلمها کلاه گذاشته و از آنها نمرات بالا میگیرم . فارغ التحصیل شدم . فیلم فارغ التحصیلی ام را برای پدر و مادرم فرستادند و آنها هم کلی خوشحال شدند و به من افتخار کردند. رفتم به دنبال کار ...

محمد، آمریکا

منتشر شده در: 11/16/09 6:51 PM GMT

هیچ جا مرا قبول نکردند چون هر جا رفتم زود می فهمیدند که اطلاعات لازم را در مورد رشته ام ندارم!! یک سال دو سال .... بعدا متوجه شدم تمام آن سالهایی که فکر میکردم زرنگی کرده سر معلمها کلاه گذاشته ام ، در اصل سر خود ، کلاه گذاشته ام و تنها در این ماجرا این من بوده ام که باخته ، وقتم تلف شده و مدرکم هم به هیچ دردی جز درکوزه نخورد و مجبور شدم بروم و از اول شروع کنم. زرنگی در ظاهر موفقیت بنظر میرسد ولی در نهایت اگز نیک نظر کنیم، کلاه آنکسانی که با فریب و تقلب بجایی رسیده اند پس معرکه است

محمد، آمریکا

 

من به تجربه متوجه شناخت فریب و فریبکاری شده ام( البته تا اندازه ای) ، من به تجربه متوجه شده ام هر وقت فردی میخواهد فریب بدهد ، در آن کار زیاده روی میکند . این زیاده روی نشانه ی اولیه فریب کاریست .... اصولا پی برده ام که حقیقت همیشه آرامش خاطر می آورد و فریب شک و تردید

محمود، ازمیر

منتشر شده در: 11/16/09 6:53 PM GMT

سالها پیش برای ادامه تحصیل به آمریکا آمدم . در اینجا امتحانات بصورت کتاب باز بود . من هم بدون اینکه درس ها را بطور جدی و عمیق بخوانم با استفاده از این امکان که معلمها به دانش آموزان خود داده بودند و اعتمادی که به آنها داشتند، استفاده میکردم و نمرات بالایی میگرفتم و جلوی آینه بخود آفرین میگفتم که چگونه سر معلمها کلاه گذاشته و از آنها نمرات بالا میگیرم . فارغ التحصیل شدم . فیلم فارغ التحصیلی ام را برای پدر و مادرم فرستادند و آنها هم کلی خوشحال شدند و به من افتخار کردند. رفتم به دنبال کار ...

محمد، آمریکا

منتشر شده در: 11/16/09 6:51 PM GMT

هیچ جا مرا قبول نکردند چون هر جا رفتم زود می فهمیدند که اطلاعات لازم را در مورد رشته ام ندارم!! یک سال دو سال .... بعدا متوجه شدم تمام آن سالهایی که فکر میکردم زرنگی کرده سر معلمها کلاه گذاشته ام ، در اصل سر خود ، کلاه گذاشته ام و تنها در این ماجرا این من بوده ام که باخته ، وقتم تلف شده و مدرکم هم به هیچ دردی جز درکوزه نخورد و مجبور شدم بروم و از اول شروع کنم. زرنگی در ظاهر موفقیت بنظر میرسد ولی در نهایت اگز نیک نظر کنیم، کلاه آنکسانی که با فریب و تقلب بجایی رسیده اند پس معرکه است

محمد، آمریکا

 

من به تجربه متوجه شناخت فریب و فریبکاری شده ام( البته تا اندازه ای) ، من به تجربه متوجه شده ام هر وقت فردی میخواهد فریب بدهد ، در آن کار زیاده روی میکند . این زیاده روی نشانه ی اولیه فریب کاریست .... اصولا پی برده ام که حقیقت همیشه آرامش خاطر می آورد و فریب شک و تردید

محمود، ازمیر

منتشر شده در: 11/16/09 6:53 PM GMT

سالها پیش برای ادامه تحصیل به آمریکا آمدم . در اینجا امتحانات بصورت کتاب باز بود . من هم بدون اینکه درس ها را بطور جدی و عمیق بخوانم با استفاده از این امکان که معلمها به دانش آموزان خود داده بودند و اعتمادی که به آنها داشتند، استفاده میکردم و نمرات بالایی میگرفتم و جلوی آینه بخود آفرین میگفتم که چگونه سر معلمها کلاه گذاشته و از آنها نمرات بالا میگیرم . فارغ التحصیل شدم . فیلم فارغ التحصیلی ام را برای پدر و مادرم فرستادند و آنها هم کلی خوشحال شدند و به من افتخار کردند. رفتم به دنبال کار ...

محمد، آمریکا

منتشر شده در: 11/16/09 6:51 PM GMT

هیچ جا مرا قبول نکردند چون هر جا رفتم زود می فهمیدند که اطلاعات لازم را در مورد رشته ام ندارم!! یک سال دو سال .... بعدا متوجه شدم تمام آن سالهایی که فکر میکردم زرنگی کرده سر معلمها کلاه گذاشته ام ، در اصل سر خود ، کلاه گذاشته ام و تنها در این ماجرا این من بوده ام که باخته ، وقتم تلف شده و مدرکم هم به هیچ دردی جز درکوزه نخورد و مجبور شدم بروم و از اول شروع کنم. زرنگی در ظاهر موفقیت بنظر میرسد ولی در نهایت اگز نیک نظر کنیم، کلاه آنکسانی که با فریب و تقلب بجایی رسیده اند پس معرکه است

محمد، آمریکا


Shah's daughter stole to fuel her drug habit

 

THE youngest daughter of the late Shah of Iran stole prescriptions from the desk of her doctor in order to feed her fatal addiction to barbiturates, an inquest heard yesterday.

Princess Leila Pahlavi, 31, died alone in her suite at a London hotel after taking prescription drugs and cocaine. She was found in bed, her body emaciated by years of anorexia and bulimia.

She had been visiting London from her home in New York when she died last month. It was a lonely end to a life that began amid the splendour and wealth of the Iranian court, before giving way to exile, depression and drug abuse.

Westminster Coroner's Court was told that she had been afflicted by chronic low self esteem during her adult life, despite looks that had once earned her a place on the Parisian catwalk modelling for Valentino.

In addition to her eating disorder, she suffered from chronic insomnia and depression, leading to a reliance on tranquillisers, painkillers and anti-depressants.

Despite a university education in America, she had no career or real role in life and spent her time adorning the fashionable quarters of New York, London and Paris. Periods spent in rehabilitation clinics in Britain and America, including the Priory in south London, provided only temporary respite from her problems.

A post-mortem examination showed that shortly before her death she had consumed Seconal, the commercial name of the anti-insomnia barbiturate quinalbarbitone, five times higher than the minimum lethal dose, as well as a non-lethal quantity of cocaine.

The hearing was told that the amount taken did not automatically signify the intention to take an overdose because the recipient could have developed a strong tolerance to barbiturates through repeated consumption.

Mangad Iqbal, a doctor at the Brompton Medical Centre in west London, said he had seen the princess three times in 2001 and had given her various prescriptions.

On the third occasion she had taken prescriptions from his desk while he was out of the room. Two prescriptions were for her and the other three were for different patients.

He had contacted the pharmacy normally used by the princess, but had not told the police.

Dr Paul Knapman, the coroner, was forced to adjourn the hearing after Dr Iqbal gave evidence about the type and quantity of drugs he had supplied which was inconsistent with his statements to the police.

Dr Knapman said: "I would like to know what was prescribed and when, and for what purpose, and what safeguards and thought processes went into it."

No member of the Iranian royal family was present in court yesterday. Hourieh Dallas, an Iranian exile living in London, said she had been asked by Leila's mother, the Empress Farah, to watch over Leila during the final days before her death.

"She was a depressed person," said Mrs Dallas. "She often suffered from mood swings, and was concerned about gaining and losing weight. She was very unhappy."

Shortly before the princess's death, the Empress telephoned Mrs Dallas and said she was becoming increasingly concerned about her daughter, and asked her friend go to Leila's £500-per-night suite in the Leonard Hotel near Marble Arch.

There she would meet Dr Lewis Clein, a consultant psychiatrist based in Harley Street, who had been treating the princess for some time. Mrs Dallas found the body on June 10.

Dr Clein said the princess had told him that she was taking 40 tablets of the sleeping drug Rohypnol each night, instead of the recommended two, and 30 tablets of another drug.

She was addicted to the benzodiazepine family of drugs used to treat, among other conditions, insomnia, but was also taking much-more-dangerous barbiturates.

The princess was born in March 1970 when the Pahlavi regime appeared to be at the height of its power. But nine years later she was forced to flee her homeland with her two older brothers and her sister as the Islamic revolution of the ayatollahs engulfed her father's regime.

Millions of dollars were said to have accompanied the shah when he left. Certainly his family, who continue to command a degree of loyalty among Iranian exiles, have never seemed in need of assistance.

The Empress Farah lives mostly in Paris, while her elder son, Crown Prince Reza, 40, the heir to the Peacock Throne, has his office in Virginia. His brother, Ali Reza, 35, and sister Farahnaz, 38, also live in America.

The inquest was adjourned until Aug 8, when Dr Iqbal must provide a full list of the drugs he prescribed for the princess.

http://www.telegraph.co.uk/news/uknews/1335290/Shahs-daughter-stole-to-fuel-her-drug-habit.html


رد مدل احمدی نژاد
قبول مدل هندوستانی

نخست وزیری از حزب اسلامی عدالت و توسعه ترکیه که در هفتمین سال زمامداریش طرحی را برای اصلاحات و آشتی ملی در این کشور اعلام داشته است. مهم ترین بخش این طرح، تامین و استرداد حقوق کردهای ترکیه است. او علاوه بر حضور در مجامع بین المللی، در منطقه که کشورما نیز در آن قرار دارد نقش فعالی برعهده گرفته است. سفر به عراق و قرارداد انتقال گاز و نفت این کشور به اروپا از طریق خاک ترکیه، سفر به پاکستان و سپس هندوستان و البته توقفی کوتاه هم در ایران. با آنکه ترکیه و اسرائیل مناسبات مهم امنیتی با هم دارند، اردوغان با مخالفت علنی اش با سیاست های ضد فلسطینی دولت اسرائیل، به چهره ای محبوب در میان اعراب منطقه نیز تبدیل شده است. ترکیه نه نفت دارد و نه بمب اتم. بجای آنها جسبیده است به کشاورزی و دامداری و صنعت توریسم و با همین سه قلم اروپا را فتح کرده است. با آنکه هیچ اجباری در حجاب نیست، بخش وسیعی از زنان ترکیه و حتی نسل جوان این کشور حجاب مرسوم این کشور را مراعات می کنند. دولت نه به مراعات حجاب کاری دارد و نه عدم مراعات آن. نه کسی را با اجبار به مسجد می برد و نه مسجدی را بر سر معتقدان به دیگر ادیان خراب می کند. کشوری با 72 میلیون جمعیت که باقی مانده امپراطوری عثمانی است. همان امپراطوری که زمانی مرکز اسلامی جهان بود. دولت اسلامی ترکیه دو راه و دو مدل در برابر خود داشت. ایران و هندوستان. اردوغان مدل هندی را به مدل احمدی نژادی ترجیح داد و آن را برای حفظ ثبات کشورش مفید تر دانست. چنان که حتی دیگر نه تمایل و نه اصرار به پیوستن به اتحادیه اروپا دارد. چرا که خود می رود تا محور یک اتحاد اسلامی مرکب از کشورهای اسلامی شود. نقشی که شاید ایران می توانست برعهده بگیرد. اما نه با احمدی نژاد و سیاست های نظامی و اتمی خامنه ای و بی ثباتی ملی و اقتصادی و سیاسی همراه با سرکوب مذهبی و قومی و سیاسی در کشور. این مدل همه جا با شکست روبرو شده و ترکیه به این دلیل به مدل دوم، یعنی به مدل هندوستان روی آورد. عکس بالا مربوط به سفر ارودغان و همسرش به هندوستان و دیدار با نخست وزیر این کشور است. همسر نخست وزیر هندوستان نیز در عکس دیده می شود.

http://www.peiknet.com/

2009 nov


فرانسه / اسرائیل

گفتگو های دشوار سرکوزی و نتانیاهو فردا در پاریس

به قلم : شهلا رستمی

تاریخ انتشار مقاله  10/11/2009 به روز شده  10/11/2009 17:51 TU

پس ازدیداردیروز بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل با باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا درشرایطی نه چندان دوستانه، نخست وزیر اسرائیل فردا، چهارشنبه، با نیکلا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه دیدارمی کند

دیدار سران فرانسه و اسرائیل در شرایطی انجام می گیرد که دو کشور یک دوران پر تنش را می گذرانند و فرانسه صحبت از "اختلاف سیاسی واقعی" می کند.

مخالفت اسرائیل با توقف مجتمع سازی برای یهودیان در سرزمین های اشغالی و نامه مشترک نیکلا سارکوزی و گوردون برآون، نخست وزیر انگلستان به نتانیاهو به منظور انجام تحقیقات مستقل درمورد حملات این کشور به نوارغزه پس ازانتشار گزارش "گلداستون" که دولت اسرائیل را متهم به جنایت جنگی می کند، از عوامل این سردی روابط هستند.

وزیرامورخارجه فرانسه، برنارکوشنر، شرط اول گفتگو ها را توقف مجتمع سازی دست کم طی مدت گفتگوها دانست بدون شک، روند صلح متوقف شده، مسئله مجتمع سازی و نیز رفتار اسرائیل درارتباط با پرونده اتمی ایران، درقلب گفتگوها قرار خواهد داشت. چرا که به باور پاریس هرگونه دخالت نظامی درایران فاجعه بار خواهد بود و اسرائیل اخیرأ بارها تهدید کرده که در پاسخ به پروژه های اتمی ایران به این کشور حمله خواهد کرد.

دیدار نخست وزیر اسرائیل دو روز پیش از دیدار بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه از فرانسه انجام می گیرد. احزاب سبز با اعتراض به این دیدار می گویند نیکلا سارکوزی از قصد با نتانیاهو در روز11 نوامبر ملاقات می کند که از دو نظر تاریخی سمبلیک به شمار می آید چرا که هم روز شکستن دیوار برلن است و هم سالروز مرگ یاسرعرفات، رهبر فقید فلسطینیان است. آنها می گویند نیکلا سارکوزی از یک سو سقوط دیوار برلن را جشن می گیرد و ازسوی دیگر، از کسانی که "دیوارننگ" را می سازند، استقبال می کند. ازاین روآنها خواستار انجام تظاهراتی در خیابان شانزلیزه در ساعت 5 بعد از ظهر فردا چهارشنبه شده اند. از سوی دیگر نیکلا سارکوزی امروزدر یک تماس تلفنی با محمود عباس، رئیس تشکیلات فلسطین، صحبت کرد و ازاوخواست تا فعالیت های خود را برای خدمت به فلسطینیان و صلح ادامه دهد. او همچنین  اطمینان داد که فرانسه از روند صلح خاورمیانه و خواست فلسطینیان برای دادن جهشی به این روند با رعایت منافع طرفین و جامعه بین المللی حمایت کامل می کند هفته گذشته ، محمود عباس اعلام کرد درانتخابات آینده نامزد ریاست تشکیلات خود مختار فلسطین نخواهدبود

http://www.rfi.fr/actufa/articles/119/article_9359.asp


سرابی در کویر تاریخ

عباس لیسانی

با گذری بر سیر تاریخ جوامع بشری در خواهیم یافت که تمامی مراحل گذار از جوامع ابتدای تا عصر مدرن،حاصل شکوفایی استعدادهای ذاتی و اکتسابی انسان و میزان خلاقیّت در ابداع و بکارگیری ابزارهای تولید و بهره گیری از آن در به سلطه در آوردن طبیعت و محیط ،در جوامع مختلف بشری بوده است.

سیری که در تمامی مراحل خود بی تاثیراز عوامل طبیعی و غیر طبیعی نبوده است اما دراین سیر تکامل و پیشرفت؛تعیین کننده ترین عامل جوهره ی وجودی خود انسان بود انسانی که هم مؤثر بود هم متأثر،موجودی هر چند خستگی ناپذیردر مصاف با طبیعت خشن، اما عمدتأ مقهور و مغلوب هنجارها و نا هنجارهای جوامع خود ساخته ی خویش.

چنانکه در دورانهای مختلف با پدیدار شدن گروههای اجتماعی مختلف و با ابداع ،تصاحب و انحصار ابزارهای تولید در هر جامعه طبقات ولایه های مختلفی بوجود آمدند که هریک منافع و مرزبندی های خاص خود را داشتند که در همیشه ی تاریخ شاهد استکاک و حتّی جدالهای بی امان بین آنان می باشیم.

با وجود واقعیّات موجود، روح عدالت طلب و آزاد انسان در تکاپو بود،همانند گروهی که در قلب کویر به ناچار به سوی هر سرابی می شتابند تا راه نجاتی بیابند. اما مدعیان نجات بشریّت با بسته بندی کردن افکار آرمانی و قالبی خود و ارائه ی آن به جامعه ی بشری، نه تنها به مانند سراب فریبنده، بلکه مسلخی ساختند بر شور و شعور انسان و مانعی شدند بر سیر تطور طبیعی جوامع بشری.

منجیانی چون مکتبهای ایده آلیستی و ماتریالیستی که با وعده های یوتوپیایی و آرمانشهری خود جوامع و گروه های انسانی مختلفی را به اسارت فیزیکی و فکری خود در آوردند، وعده و شعارهایی همچون «جامعه ی بی طبقه»،«عدالت اجتماعی»،«برابری»،«آزادی» و دیگر شعارهایی که انسان محصور در کویر زورمداری حاکمان مستبد و خود کامه ی تاریخ را وسوسه می نمود تا بر این ریسمانها نیزچنگی زنند.

در واقع تئوری و شعارهای این مکاتب در مرحله ی نفی سیستم حاکم از کارآیی بالایی در بسیج اقشار مختلف جامعه و ایجاد روح مبارزه برای احقاق آزادی و عدالت اجتمای برخوردار است اما در مرحله اثبات و قبضه ی قدرت است که ماهیت واقعی آنان آشکار می شود، اما دیگر بسیار دیر شده است. زیرا آن فرشتگان نجات به مانند عنکبوتی غول آسا تارهای خود را بر تمامی نهادهای قدرت و هژمونیک جامعه تنیده و تقریبأ همه چیز را تحت کنترل خود درآورده اند.

با توجه به ماهیت قالبی و جزمی هر ایدئولوژی و مکتب و دارا بودن تئوری و آموزه های خاصّ خود ، ضرورتأ گروه مفسّرین آن ظهور می نماید که با گسترش تاثیر گذاری در جامعه و با تعمیق و پیچیدگی منافع مشترک، مبدّل به طبقه ای نو بنیاد می شوند؛ البتّه کمتر تولید اشکال خواهد نمود اگر آموزه ها و تفسیر و تاویل های این مفسّرین  در حوضه های شخصی افراد جامعه باشد.

اما چنانکه وارد عرصه ی سیاست شده و صاحب قدرت سیاسی شوند همان منادیان جامعه ی بی طبقه، خود چنان در هیأت طبقه ای قدرتمند ظاهر می شوند که دیگر طبقات جامعه را یارای عرض اندام در مقابل آنان نمی باشد، زیرا شالوده ی تمامی ارکان و قوانین سیستم حاکم را نه بر اساس عرف ،عقل و تجربیات بشری، که بر اساس ارزشها و باورهای ایدئولوژی حاکم پی ریزی خواهند نمود و اینجاست که آن طبقه ی مفسّر، حاکم بلامنازع بر تمامی دستگاههای سیستم موجود و به تبع آن حاکم بر تمامی مقدرات آحاد جامعه خواهد بود.

نمونه های برجسته ی آن را به وضوح در تاریخ شاهد هستیم؛ نمونه ی الوهی یا تئوکراتیک آن را در اروپای قرون وسطی به عینه می بینیم که چگونه با ظهور طبقه ی کلریکال یا روحانی سالار نه تنها مقدرات دنیوی و اخروی انسانها را در دایره ی باورهای دُگم و و بسته ی خود تفسیر و تعیین می نمودند بلکه کبوتر اندیشه را نیز بر مسلخ بی دادگاههای انگیزسیون پرچیدند که حکایتی است تلخ و طولانی.

در طول تاریخ استفاده ی ابزاری ازمکاتب و ادیان الهی با تفسیر به مطلوب قدرت مداران ، متفکرین و فلاسفه را بر آن داشت تا ایده ی جدایی این ابزار خطرناک ازقدرت حاکم را مطرح نمایند.هر چند موج برخاسته عکس العملی در مقابل دین ابزاری جائران و خودکامگان کلیسای کاتولیک بود اما اصرار دین ابزاران بر اینکه گفته و کردارآنان عین فرامین کتاب مقدّس- مسیح و خداوند است باعث شد ضمن ظهورایده هایی مانند «لائیسیته» و« سکولاریسم» با اعتقاد بر جدایی دین ازسیاست و حکومت، و« نظام اعتقادی ای به نام « دئیسم»که با حذف تمامی واسطه ها حتی کتاب مقدس،باور فطری و درونی به خداوند را اساس قرار می داد، ایده ای افراطی تری نیزبه نام «آتئیسم» توسط فیلسوفان ظهور و قوت گرفت آنان هستی متعال و حتّی لحظه ی آفرینش را نیز مردود دانسته و جهان هستی را مادّه ی صرف که همیشه وجود داشته و نیازی به وجود آفریدگار ندارد و به کلّ ازقوانین طبیعی متابعت می کند را پیش کشیدند و با استدلالهایی ازاین قبیل وجود خداوند را مردود دانستند.» [١]

این پدیده ها ثمره ی قرنها ظلم ، بی عدالتی ، فساد ، دروغ ، ریا ، تلاش برای ترویج خرافات و سرکوب آزادی های فردی و اجتماعی از جمله آزادی بیان،اندیشه ، اکتساب و تولیدعلم و زیرپا گذاشتن تمامی ارزشهای والای انسانی به نام دین و الوهیّت از طرف دین ابزاران بود که موجی ازشکاکان در جوامع بشری را پدیدار ساخت تا راه گسترش مکاتب مادّی هموار شود.

اما این پروسه ی تاریخی تنها محدود به اروپا و مقطع زمانی خاصّی نبود زیرا با توجه به قابلیّت ابزاری هر دین و ایدئولوژی و اساسأ تفکرات قالبی،د ر چهار گوشه جهان و به درازای تاریخ کمتر جوامعی را می توان یافت که دچار دین یا ایدئولوژی ابزاری نشده باشند.

نمونه ها ی بارزی را نیز می توان از جوامع مختلف اسلامی مثال آورد، که چگونه بر خلاف تاکید و نصّ صریح قران،فِرَق مختلفی ازدل دینی واحد سربرآورده وبا تفاسیری مختلف از قرآن کریم بر جان و مال و مقدرات مسلمین مستولی گشتند.

چنانکه در آیات بسیاری آمده است که پیامبران مصیطر،چیره گر و جبّار نیستند.به عنوان مثال،در خطاب به پیامبر میفرماید:« فذکّرانّما انت مذّکر،لست علیهم بمصیطر».(پس یاد آوری کن و پند ده که تو پند دهنده ای و بس،بر آنان گماشته و چیره گر نیستی).(غاشیه ٢١-٢٢) یا در آیات دیگری می گوید:«تو سلطه گر نیستی».(سوره ق/۴۵)

در این آیات ضمن اینکه بر پیامبران تأکید می شود، شما تنها یاد آور وپند دهنده اید،ازسلطه و صیطره بر مردم نیزبر حذر داشته می شوند. یعنی اینکه آنان را از تصاحب ابزارهای سلطه و صیطره ازجمله قدرت سیاسی منع می نماید.

امّا با انکار روح و حقیقت آیات الهی و با ارائه تفسیر و نُسخی مطلوب به رای نه تنها حاکمیّتهای الوهی و تئوکراتیک بنا نهاده شد بلکه تمامی آزادی های فردی و اجتماعی انسان را از او گرفتند، که این اعمال هیچ سنخیّتی با روح و تعالیم قرآن ندارد.

چنانکه قرآن کریم در سوره ی بقره می فرماید:«لااکره فی الدین » (بقره/٢۵۶) (در دین هیچ اکراهی نیست).یا به پیامبر می فرماید:«افأنت تکره الناس حتّی یکونوا مؤمنین»(یونس/۹۹) (آیا تو پیامبر،مردم را به اکراه وامی داری تا مؤمن شوند).

این آیات مبیّن آنند که در حوزه ی دین و معنویّت،اجبار و اکراه معنا ندارد.یعنی قرآن نیزگوهر آزادی انسان را گرامی می دارد و به هیچ بهانه ای،حتّی در اساسی ترین مسئله ی دین آن را نفی و نقض نمی کند.

حال آنکه دین ابزاران قدرت مدار،برخصوصی ترین مسائل دینی و دنیوی انسانها دخالت،اجبار و اکراه می نمایند.نمونه معاصر آن، جامعه ی کنونی ایران است که بعد از دوام و گذشت سی سال از حکومت دینی،به عینه شاهد هستیم که چگونه بخش بزرگی از جامعه نه تنها دین گریز شده اند،بلکه نسلی در حال ظهور است که نفی و حذف هرنوع دین و مذهب، حتّی در حوزه شخصی را تنها راه رسیدن به آزادی،عدالت و جامعه ای دمکراتیک و مدرن می داند و این وضعیّت نه با تلاش مکاتب الحادی، که نتیجه ی اعمال دکّان داران دین است و بس.

این در حالیست که در جوامع مدرن و دمکراتیک،تأکید برجدایی دین ازسیاست و قدرت است نه بر حذف و انکار تمامی عناصر الهی و معنوی،که افتادن هر جامعه به این ورطه، قبل از بستر سازی فرهنگی و اجتماعی لازم و ارائه ی آلترناتیوی مناسب ، خصوصأ در میان نسل جوان،خلاء عمیقی پدیدار خواهد شد که ثمره ای جز پوچ گرایی و نیهلیسم در بر نخواهد داشت.

حال گریزی گذرا برنمونه ای ازایدئولوژهای ماتریالیستی خواهیم داشت و بررسی خواهیم نمود که چگونه نقش خود را به مثابه مذهبی زمینی بسط و گسترش داد.در ابتدای قرن بیستم، انقلابی سوسیالیستی در سرزمین روسیه به وقوع پیوست که علی رغم نظریات ایدئولوگهای مکتب سوسیالیسم بود.ایدئولوگها و تئوریسینهایی مانند مارکس و انگلس که تاکیدی این چنین داشتند :« به موجب مارکسیسم،"انقلاب سوسیالیستی" انقلابی است که طبقه ی خاصّی به آن اقدام می کند که همان طبقه ی کارگر صنعتی روزمزدی است که"پرولتاریا "نامیده می شود و در اوج تکامل جامعه ی سرمایه داری اکثریت جامعه را تشکیل می دهد و دریک حزب متشکل گشته و به مارکسیسم که فلسفه ای مادی است،معتقد می شود و آن را به عنوان"سوسیالیسم علمی"می پذیرد سوسیالیسمی که روابط و نظام سوسیالیستی را تابع شرایط مادی اقتصادی آخرین سالهای تکامل جامعه ی سرمایه داری می داند و تحقق انقلاب سوسیالیستی را پیش ازپیدایش این شرایط مادی"عینی" اقتصادی محال می پندارد و افسانه و نوعی تخیّل آرمانی و ایده آلیسم می شمارد که با "علم"و واقعیّت بیگانه است!»[۲]

اما تجربه ی انقلابهای سوسیالیستی در جوامعی که فاقد این شرایط و شاخصه ها بودند ازجمله:مغولستان،یمن جنوبی،روسیه،چین،کره و ویتنام...؛ نقص نظریات مارکس و انگلس را در این مورد به اثبات رساند. خطای در محاسبه ایشان، شاید ازآنجا ناشی می شود که تنها بر شرایط «عینی» تمرکزنمودند و شرایط «ذهنی» یا روان شناختی جوامع مختلف را نادیده گرفتند و بدون اشراف بر قابلیّت تفسیرپذیری مارکسیسم و نظریات سوسیالیستی، حکمی مطلق صادر نمودند.غافل ازاینکه اَخلاف به ظاهر اُرتدوکسشان برای تصاحب و حفظ قدرت، با تفاسیرمناسب وبا وعده های دما گوژیستی و عوامفریبانه توده های زحمتکش ملل مختلف را با خود همراه خواهند ساخت.

طبقات و لایه های زیرین جامعه که در بدترین شرایط اجتماعی و برده وار و محقّر،عمر سپری می کردند به یک باره نوری خیره کننده، بر دنیای ظلمانیشان تابیدن گرفت. نوری به مانند «دیکتاتوری پرولتاریا»،همان رویای دست نیافتنی بردگان،رُعیا،و تمامی رنجبران تاریخ .و چه گوارا رویاییست بزیرکشیده شدن استثمار کنندگان و حاکمیّت استثمار شوندگان.

آری شعار چنان آرمانی و خیره کننده بود که نه تنها توده ها را به وجد و حرکت در آورد بلکه چشمان برخی ازاندیشمندان را نیز تار نمود تا از غور درعمق مسئله درمانند!. انقلاب اکتبر ١۹١٧ به رهبری ولادمیر ایلیچ لنین (١۹۲۴-١٨٧٠) به پیروزی رسید و «بلشویکها» زمام امور را در دست گرفتند، زمان موعود برای تحقّق شعارها و وعده های قبل از انقلاب فرا رسیده بود.  اما گذشت زمان آن تصاویر یوتوپیایی و خیالی ای را که در اذهان انسانهای ستمدیده نقش بسته بود را زدود و تصاویری تلخ اما عینی و واقعی را در بستر جامعه ی روسیه به نمایش گذاشت و ثابت نمود که نخستین شعار«دوران گذار»،یعنی شعار دیکتاتوری پرولتاریا و دهقانان تهیدست،هرگزچیزی جزیک«وهم» و وسیله تبلیغاتی نبود زیرا تمامی آن شعارها به گونه های مختلفی یا فراموش شدند یا با تفاسیر و توجیهاتی آنچنانی و با رنگ و لعابی مناسب وضع موجود ظاهر شدند.[۳]

آری آن شعارها و وعده هایی که دل مظلومان و زحمتکشان جوامع را به وجد آورد و آنان را به بهای خونهای بسیار به مثابه موتورمحرکه ی ماشین انقلاب در آورد، به مروررنگ باخت و با تفسیر و توجیهاتی و قیهانه از طرف سیّاسان و ایدئولوگهای قدرت مدار تبدیل به سنگ آسیابی شد که استخوان همان «پرولتاریا» را بدتر و شدیدتر از نظام قبلی خُرد نمود.

 

تناقضات رفتاری و پریشان گویی های رهبران انقلاب،چه قبل و چه بعد ازپیروزی، نشان ازتلاشی داشت که در راستای تثبیت بی قید و شرط حکومتی ایدئولوژیک، به راه انداخته بودند و آن نمی شد مگر با زدن صبغه ی تقدس بر آرمانشهرهایی چون دیکتاتوری پرولتاریا که خود ابزاری شد در دست حزب و پولیت برو برای سرکوب هر گونه تحرکات اعتراضی کارگران ،آری دایره ی قدرت تمام توان «عملی» و«نظری» خود را به کار گرفت تا با بزرگ نمایی خطر کاپیتالیسم جهانی، اهریمنی ازآن بسازد تا براحتی بتواند موج سهمگینی از کشتار،سرکوب و استبداد عریان که تحت لوای سروری فرودستان در حال در نوردیدن تمامی ارزشهای انسانی بود را توجیه نماید.اما علیرغم این تلاشها شاهد اعتراضاتی خونین از طرف اکثر اقشار خصوصأ طبقه ی کارگر در آن برهه می باشیم :«ازسال ١۹١٨ دیگر فرض بر این بود که بلشویکها نماینده تمام طبقه ی کارگر اند ،اما صحّت این مدعا تحقیق پذیر نبود ،زیرا نهادی برای انجام این ارزیابی وجود نداشت .اما پرولتاریا کم کم به ابرازخشم و نارضایتی پرداخت که تند ترین تبلور آن شورش کرنشتاد در ماه مارس ١۹٢١ بود و با خونریز ی فراوان سر کوب شد.»[۴]

طبیعی است که برخورد هایی این چنین نوید آینده ای بهتر را نمی داد و هرروز که ازتثبیت سیستم حاکم می گذشت با تصویب قوانینی دایره ی آزادی ها و حقوق مدنی در جامعه را تنگتر و حاکمیت استبدادی حزب را قانونی ترمی نمودند.« در این میان لنین به اقداماتی دست زد تا در آینده، ازپیدایش گروههای اوپوزیسیون در درون حزب جلو گیری کند قوانینی در منع دسته بندی درون حزبی تصویب شد که در عین حال به کمیته مرکزی اختیارمی داد که در صورت ضرورت ، برخی اعضای آن کمیته را به رغم آن که برگزیده ی کنگره های حزب بودند ، اخراج کند  . و بدین سان دیکتاتوری یی که نخست زیر لوای طبقه کارگر علیه جامعه و سپس زیرلوای حزب علیه طبقه کارگر اعمال می شد در مسیر تحول طبیعی خود ناچار بر خود حزب هم حاکم شد و شالوده ی دیکتاتوری فردی پدید آمد »[۵] 

یا به تعبیر دیگر؛ جامعه در خدمت ایدئولوژی، ایدئولوژی در خدمت قدرت و قدرت در ید یک فرد. و این گوشه ایست ازتجربیات بشری که به مانشان می دهد چگونه ایدئولوژی و مذاهب با آن قابلیت تفسیر پزیری،هنگامی که با سیاست در آمیزند، مولودی نا میمون همچون قدرت سرکش و عریان که نیازی به مشروعیت و مقبولیت واقعی احساس نمی کند را به ارمغان خواهد آورد که ثمره ای جزجنایات قرون وسطایی کلیسا و قرن بیستمی "پولیت برو" نخواهد داشت.

هرچند بعد ازگذشت آن دوران سیاه، خصوصاً در مورد متأخربا افشای آرشیوها و اسناد طبقه بندی شده، گوشه ای از حقایق تلخ آن دوران بر جامعه ی جهانی آشکار گشت. اما قبل از بر افتادن پرده ی آهنین و فروپاشی زندان ملل در طول آن چند دهه، سیستم حاکم ضمن کننترل و سرکوب داخل ، تلاشی آغازیده بود برای صدور ایدئولوژی انقلابی خود درچهارگوشه ی جهان. ایدئولوژی ای که زمینه سازایجاد جهنمی به بزرگی اتحاد جماهیر شوروی بود، به یُمن و مدد تبلیغات گسترده و گوش خراش اما پوشالی ِ حاکمان سرخ در بین جوامع مختلف خصوصاً ملل مستعد جهان سومی و عدم آگاهی و اطلاع آنان ازآن سوی پرده آهنین ،پایگاه هایی متعدد و گسترده ای در میان جوامع بشری برای خود دست و پا نمودند.

اوهامی که توانست سیلی از انسانهای فرهیخته و توده های جوامع جهان سومی را که به دنبال جرعه ای آزادی در کویر ممالک محصور در سیستم فئودالیته و نیمه برده داری بودند را پیرو خود نماید . پتانسیل عظیمی که با استثمار فکری در خدمت توسعه طلبی های جهانی شوونیسم  و امپریالیسم روس قرار گرفت و چه فدا کاری های خالصانه ایکه انجام ندادند و مصداق جمله ی «تلاشی پاک در راه پوک» شدند، غافل ازآنکه حتّی در صورت موفقیت ،آن دور تسلسل باطل ادامه خواهد یافت و مبارزین امروز راه آزادی وعدالت، فردای کسب قدرت، به مدد کارخانه ی توجیه سازی ایدئولوژی، مبدّل به سلّلاخان آزادی و عدالت خواهند شد.

و این عینیّت تاریخ است که تمامی آرمانشهرسازی های ایدئولوژیک، سرابی بیش نبوده و انتهایی جز"مجمع الجزایرگولاک" در نوع زمینی و جنایت گاه هایی چون"کهریزک" در نوع آسمانی اش نخواهد داشت. 

 

هر چند قلم فرسایی فوق در این مقال تلاشیست در راستای نمایاندن قابلیّت ابزاری ایدئولوژی و تفکرات قالبی، اما نمی توان درمقام نقد ایدئولوژی ظاهر شد و تاثیرات منفی و تزریقات جزمی و دگماتیستی آن بر جامعه و افراد را نادیده گرفت.

با مداقه برتجربیات بشری، خصوصاَ در قرون اخیر، به عینه شاهد هستیم که درخت تنومند دمکراسی نه در جوامع بسته و لم یزرع فکری، بل در جوامعی پدیدار و تثبیت شد که انسانها نه فقط به لحاظ فیزیکی که به لحاظ فکری و اندیشه ای نیز آزاد بوده و اسیر اندیشه یا نحله های فلسفی قالبی نبوده اند.آری اگر استبداد جسم و جان انسان را برده وار در اختیار گرفت، ایدئولوژی ، با سیطره بر فکر و روح آدمی ، او را برده ی فکری و فیزیکی خود ساخت. انسان ایئولوژیزه شده چنان اسیرِ در چنبره ی القائات تئوریک مکتبِ خاص شده است که حتّی در صورت رهایی تن و جسم خویش از بند،همچنان در بردگی و اسارت فکری و روحی باقی می ماند و مصداق آن زندانی سیاسی ای می شود که علی رغم گشوده شدن درب زندان به دست مردم و خروج تمامی زندانیان در بند از زندان، ازتختخواب خود پایین نیامده و شرایط عینی و ذهنی جامعه را طبق آموزه های ایدئولوژیک خویش، مساعد بروزتحولات عمیق اجتماعی- سیاسی و انقلاب نمی داند و همچنان در«حصار در حصار» خویش غوطه ور می شود.

و همان ایدئولوژیست که نه تنها تلاش دارد تمامی ایده ها و افکار مختلف بشری را در دایره ی تعریف خود ذوب و استحاله نماید بلکه بر روابط و رفتارهای اجتماعی و حتّی خصوصی انسانها نیزدخالت و تعیّن دارد و اینجاست که ماجرای آن اسطوره ی یونانی«پروکروست»[۶] درذهنمان تداعی می شود.

حال در قیاسی ساده و با نگاهی بر اطلس جغرافیای سیاسی جهان، کشورهایی را به لحاظ سیاسی-اقتصادی و اجتماعی درسطح عالی توسعه می بینیم که سیستم حکومتی ِ فرا ایدئولوژیک – سکولار و دمکراتیکی را پی ریزی نموده اند و در مقابل، جوامعی که اسیر تفکرات بسته و ارتجاعی بوده و هستند،فاقد پیشرفت های واقعی در زمینه های مختلف بوده و عمدتاً مصرف کننده می باشند را شاهد هستیم.

سخن آخر:

از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است و چه دوستی والاتر ازحقیقت،حقیقتی به عظمت تاریخ آذربایجان ،تاریخی پر افتخاراما سرشار از درد و حرمان، درد این تن پاره پاره ازجور بیگانه و احمال و ضعف خودی های خود بین و خود خواه و خود باخته و خود مدار، و این «خود» و «خودی ها» بودند که در طول تاریخ،به مثابه پاشنه ی آشیل آذربایجان ،مانع سیر سعودی، در بستر تاریخی این ملّت شده و به جای همگرایی وهمنوایی،همگریزی  و نا کامی های درد ناک بسیاری را بر آن تحمیل نمودند.

متأسفانه علی رغم آگاهی و اِشرافیّت قشر روشن فکر و نخبگان سیاسی آذربایجان بر ضربات این پدیده ی شوم بر پیکره ی تاریخی این ملّت، امروزه نیز آن خبط تاریخی در حسّاسترین شرایط زمانی در  حال تکراربوده و آبستن مصائب جبران ناپذیرو ناگوار دیگری می باشد. معضلی که به تنهایی توانست آن عظمت باستانی را به ذلّت و اسارت امروزینِِ دنیای تورک مبدّل نماید، امروزه به مانند ارث شومی از آن تن بزرگ بر رگ و سلول اجزای ضعیف  و آسیب پذیری چون آذربایجان رسوب نموده که درعصر حاضر،یارانی خطرناکتر از خود نیز پیدا نموده است از آن جمله؛ کثرت و اختلاف ایدئولوژی های وارداتی در جامعه ی تورک آذربایجان است .

بعد ازکشتارو اشغال دوباره ی آذربایجان در ۲۱آذر ۱۳٢۵ توسط ارتش شاهنشاهی ایران ،و متعاقب آن تشدید و اجرای سیاست و پروژه ی تورک زدایی با روشهای سخیف و غیر انسانی حکومت پهلوی خصوصاَ در بستر آذربایجان،منجر به اُفت هرچند گذرای اعتماد به نفس و غرورملّی و به تبع آن، رقیقتر شدن روح ملّی ملت آذربایجان شد و باعث شد تا خلاء عمیقی به لحاظ نظری و عملی در راستای احقاق حقوق ملّی و مدنی ملت آذربایجان، در میان نخبگان و توده ی سرکوب شده ی جامعه ی آذربایجان پدیدآید.

و این شرایط ،فضایی ساخت مناسب برای رشد و میدان داری ایدئولوژی های مختلف، اعم از چپ و راست و معتدل و افراطی، که از اقبال بالایی نیز به دلایل فوق الاشار در جذب،آموزش و بهره گیری از آن پتانسیل منفعل و سرگردان برخوردار بودند. و اینگونه، جامعه ی آذربایجانی به تعداد تمامی گروه های ایدئولوژیک، ازدرون پاره پاره شد.

اما سالهای رخوت و سستی گذشت و به همّت مردان و زنان داهی و روشنفکران و محققین جسور این سرزمین، آنانکه درد ملت خود داشتند، سوختند و شمع دنیای ظلمانی آنان گشتند و نسلی بارور ساختند با آرمانی مقدس،آرمانی چون آزادی و عدالت به گستره ی تمامی گیتی، و زندگی شرافتمندانه برای تمامی انسانها ،اما نسل نوین آذربایجان با تیزبینی و واقعگرایی مناسب ،تشخیص داد که برای اصلاح جهان باید ازخود و سرزمین خود شروع کرد و با پای بندی به این اصل بود که تلاشهای تئوریک نخبگان ملی در راستای احیای هویت ملی ، مبدل به جنبشی اجتماعی گشت که ضمن جذب نیرو های ایدئولوژیک جامعه و با گسترش و نفوذ خود در درون طبقات و لایه های اجتماعی ملت آذربایجان، موسوم به "حرکت ملی آذربایجان" شد، که اینک ضمن در نوردیدن مرزهای جغرافیایی آذربایجان شعشعه ای ازامید را بر دل تمامی تورکان ایران تابانیده است و این نوید از آن دارد که دوران گسستگی ملی رو به پایان است و روح خفته ی ملی در حال قلیان و بیداریست و این یعنی گامی بلند به سوی اتحاد و خیزش بزرگ ازسوی توده،علی رغم تشتت ایدئولوژیک و فکری هر چند خفیف نخبگان آذربایجان.

البته حرکت ملی آذربایجان، هم در حوزه ی نظری و هم در حوزه ی عملی نشان داده است که نه تنها احترامی عمیق به تمامی ایدئولوژی ها قائل است بلکه به دلیل ماهیت فرا ایدئولوژیک خود، ظرفیت تعامل و قابلیت مدارا با تمامی ایدئولوژی مداران، دربدنه ی حرکت ملی را داراست، اما به شرط لحاظ روح سکولار و دمکراتیک آن.

باید توجه داشت که، اگر جوامع بشری بعد از هزاره ها و قرنها تجربه ی گران بها به این نتیجه رسیده اند که تنها راه نجات بشر از استبداد و خود کامگی حکومتهای توتالیتر و اُلیگارشی،ایجاد جامعه ای مدنی با آزادی نهادهای مدنی و پایه ریزی سیستم های سکولار و دمکراتیک است. حرکت ملی آذربایجان نیز به دلیل دارا بودن ماهیت اجتماعی اش نمی تواند قواعد و تجربیات اجتماعی را نادیده بگیرد که در غیراین صورت محکوم به تکرار تجربیات تلخی خواهد شد .

پس بر نخبگان و فعالین سیاسی حرکت ملی است که با بینشی مترقی و آزاد ،ایده های مختلف دیگر همرزمان خود را تحمل و تفکرات قالبی خویش را در حوزه ی شخصی خود تعریف نموده و با فراغ بال و با رهایی از قیود تفرقه انگیز و با سرلوحه قرار دادن منافع ملی ملت مظلوم تورک بر مبارزه ی بی امان خود برعلیه فاشیسم فارس ادامه دهند و مطمئن باشند که در صورت احیا و ساخت بستر وظرفی مناسب و سالم ،تهیه ی محتوا و مظروفی رنگارنگ و پلورال برای آن، زیاد سخت نخواهد بود، که لازمه دست یابی بر این مهم، حرکت به سوی همگرایی واقعی ازطرف تمامی گروهها و تشکل های داخل و خارج است، که ضرورت تشکیل جبهه یا مجموعه ای واحد در هر عنوان و شکل، اما با ماهیتی فراگیر و ملی از تمامی نیروهای صادق و کارآمد آذربایجان را برما گوشزد می کند.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱.عصر روشنگری جان.ام.دان ترجمه مهدی حقیقت خواه (ص) 

٢.درسهایی در باره  مارکسیسم -جلد دوم (ص۳٧) مؤلف ف.ج

۳.چنانکه لنین در سخنرانی ۲۵ ژانویه ١۹١٨ در سومین کنگره ی شوراها چنین بیان می کند:«دمکراسی شکلی ازدولت بورژوایی است که جائنان به سوسیالیسم واقعی منادی آنند؛هم این ها هستند که امروز در رأس سوسیالیسم رسمی قرار گرفته اند و می گویند دمکراسی مغایر دیکتاتوری پرولتاریا است .تا زمانی که انقلاب هنوز ازمحدوده ی نظام بورژوازی بر نگذشته بود ،ما هم خواستار دمکراسی بودیم ،اما به محض آنکه در روند انقلاب نخستین نشانه های  سوسیالیسم را مشاهده کردیم قاطع و پیگیر به نفع دیکتاتوری پرولتاریا موضع گرفتیم»(مجموعه آثار جلد ۲۶ ص۴٧۳) بلا فاصله پس ازانقلاب ،آزادی های دمکراتیک سنتی که خود بلشویکها پیش از روی کار آمدن مصرانه خواستار اجرای آن ها بودند سلاح بورژوازی از آب در آمد .در نوشته های لنین این نکته بارها در باره ی آزادی مطبوعات تکرار شده.«در جامعه ی بورژوازی آزادی مطبوعات یعنی آزادی ثروتمندان در نشر منظم و بلا وقفه و روزانه ی ملیون ها نسخه از مطالبی که توده ی ستمدیده و استثمار شده یعنی فرودستان  جامعه را فریب می دهد و به فساد می کشاند و تحمیق می کند »( پیروزی مجلس مؤسسان را چگونه تضمین کنیم/٢٨سپتامبر١۹١٧ ؛مجموعه آثار،جلد٢۵،ص۳٧۶)  .در جایی دیگر چیزدیگری می گوید :«آزادی مطبوعات یعنی اینکه همه نظرات همه ی شهروندان آزادانه به چاپ برسد» (همانجا،ص۳٧٧) اما این حرفها در آستانه ی انقلاب زده می شد چند روزپس از انقلاب وضع تغییر کرد « پیشتر گفته بودیم اگر روی کار بیاییم،روزنامه های بورژوازی را تعطیل خواهیم کرد. اگر وجود چنین روزنامه هایی را تحمّل کنیم دیگر سوسیالیست نیستیم»(سخنرانی در هیئت اجراییه کمیته مرکزی،١٧ نوامبر١۹١٧ ،مجموعه آثار،جلد ٢۶ ،ص٢٨۵ ) . لنین قولی داد و به وعده ی خود وفا کرد.«اجازه نخواهیم داد که شعارهای پر طمطراقی چون آزادی،برابری و اراده ی اکثریّت فریبمان دهد.» (مجموعه آثار،جلد ٢۹ ،ص ۳۵١ ) . «در زمان حاضر که کار به مرحله ی سرنگونی حکومت سرمایه در دنیا دست کم در کشور ما رسیده... همه کسانی که در چنین وضعیّت حساس ازآزادی ،به طور کل سخن می گویند و زیر لوای این آزادی با دیکتاتوری پرولتاریا مخالفت می کنند کاری جز تشویق و تقویت استثمارگران انجام نمی دهند،زیرا اگر آزادی رهایی کارگر از یوغ سرمایه را طلب نکند فریبی بیش نیست» (سخنرانی در١۹ ماه مه١۹١۹ مجموعه آثارجلد۲۹ ،ص۳۵۲ ) . مجمل ترینو روشنترین بیان این مسئله را می توان در کنگره ی سوم کمینترن سراغ کرد:«تا زمانی که مسئله ی نهایی در عرصه ی جهانی حلّ نشود،این وضع لعنتی جنگ ادامه خواهد داشت. ما می گوییم در جنگ به سبک جنگی؛ ما نوید آزادی و دمکراسی نمی دهیم.»(۵ ژوئیه ی ١۹٢١،مجموعه آثار ،جلد۳٢،ص ۴۹۵)کلّ مسئله نهادهای انتخابی،حقوق مدنی،حقوق اقلیّت(یا حتّی اکثریت)،نظارت بر دولت و مسائل مربوط به قانون اساسی را زیر لوای "در جنگ و به سبک جنگی" خفه کردند و این جنگ تا روز پیروزی جهانی کمونیسم ادامه خواهد داشت.به طور مشخّص ، کلّ اندیشه ی قانون به عنوان نظامی از میانجی های اجتماعی دیگر محلّی از اعراب ندارد و حسّاس ترین جنبه ی قضیه در همین نکته است،ازآنجا که قانون«چیزی جز»ابزار ستم طبقه ای علیه طبقه ای دیگر نیست ،پس ناچار حکومت قانون هم تفاوتی با زور عریان ندارد.مهم اینست که فقط کدام طبقه دست بالا دارد. در سال ١۹٢۳لنین در نامه ای خطاب به دی.آی.کورسکی چنین نوشت:«دادگاهها نباید ترور را منع کنند... در عوض باید انگیزه های این ترور را صورت بندی کنند،آن را به عنوان یک اصل،و فارغ ازهرگونه پرده پوشی و تظاهر،جلوه ای قانونی بدهند.» درکنگره ی یازدهم حزب کمونیست شوروی(بلشویک) لنین اعلام کرد که منشویکها و اس آرهایی که می گویند نپ عقب نشینی در جهت سرمایه داری است و سرشت بورژوایی  انقلاب را نشان می دهد تیر باران خواهند شد .»(مجموعه آثار،ص ۳-٢٨٢).  لنین بدین سان شالوده ی نظام حقوقی ای را ریخت که یک نظام توتالیتاریستی را از یک نظام صرفأ استبدادی بازمی شناساند؛ وجه مشخصّه ی این نظام حقوقی شدّت و حدّت آن نیست، ریا کاری آن است. قانونی می تواند برای جرم کوچکی مجازاتهای سخت و سنگینی تعیین کند و توتالیتاریستی نباشد. ویژگی قانون توتالیتاریستی صورت بندی هایی ازنوع طرح پیشنهادی لنین اند:مردم را می توان به خاطر بیان نظراتی که«به طور عینی در خدمت منافع بورژوازی»اند تیر باران کرد.معنای این حرف این است که دولت می تواند هر آنکه خواست اعدام کند. دیگر قانونی در کار نیست. مسئله این نیست قانون مجازاتهای شدیدی تعیین کرده؛ گرفتاری در این است که ازقانون جز نام چیزی در کار نیست. این تحولات همه زمانی رخ داد که حزب هنوز اوضاع را به طور کامل در دست نگرفته بود اما بعد از تثبیت موقعیت خود خصوصأ در دوران استالین،هنگامی که دیگر رویارویی با انتقادهای خارج از حزب منتفی شده بود زبان ترور جای خود را به زبان دمکراسی داد. به ویژه در سالهای آخر حیات استالین نظام شوروی را به عنوان والاترین تجلّی حکومت مردمی و همه گونه آزادی های دمکراتیک معرفی می کردند .اما در دوران لنین رهبران حزب ناچار بودند به انتقادهای منتقدان سوسیالسیت داخل روسیه و بقیه ی اروپا پاسخ گویند.این منتقدان به شدت که دیکتا توری پرولتاریا با نابودی دمکراسی ملازمه دارد اعتراض داشتند(جریانهای اصلی در مارکسیسم "لشک کولاکوفسکی"جلد دوم ص ۵۵۳ الی۵۶۳ –ترجمه عباس میلانی )

۴ . جریانهای اصلی در مارکسیسم "لشک کولاکوفسکی"جلد دوم- ص ۵۴١–ترجمه عباس میلانی )

۵ . همان منبع (ص۵۴٢ )

۶ . « پرو كروست »( procruste  يا « پروكوست » راهزن افسانه اي يونان بود كه در راه آتن راه را بر رهگذران مي بست .وي تنها به غارت اموال مسافران قناعت نميكرد بلكه آنها را با شكنجه اي دردناك به قتل ميرسانيد؛  « پرو كروست » تختخوابي از آهن ساخته بود ، كه از نظر او متناسب بود ومسافران را بر تختخواب  ميخوابانيد اگر مسافران بلند قد بودند، قسمتهايي از بدن آنها را كه خارج  از تختخواب  قرار ميگرفت اره ميكرد و بر عكس اگر مسافران كوتاه قد بودند ، اعضاء آنها را از هر سو ميكشيد تا متناسب با اندازه تخت شوند.


اسرائیل در ماه‌‌های دسامبر و ژانویه‌ی گذشته عملیات نظامی گسترده‌ای را در نوار غزه آغاز کرد تا مانع از ادامه‌ی موشک‌پرانی‌های حماس به خاک اسرائیل شود. در این حملات گسترده که سه هفته به طول انجامید، حدود ۱۴۰۰ فلسطینی جان خود را از دست دادند. شمار کشته‌شدگان اسرائیلی ۱۳ نفر بود


 10.11.2009

برخورد سرد کاخ سفید با نتانیاهو

 

بنیامین نتانیاهو پس از ملاقات با باراک اوباما، کاخ سفید را بدون حضور در برابر خبرنگاران ترک کرد

Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: بنیامین نتانیاهو پس از ملاقات با باراک اوباما، کاخ سفید را بدون حضور در برابر خبرنگاران ترک کرد

فضای سرد حاکم بر ملاقات اوباما و نتانیاهو در کاخ سفید حکایت از اختلاف نظر طرفین دارد. آمریکا توقف کامل شهرک‌سازی‌ها را می‌خواهد. فرانسه نیز با آمریکا هم‌نظر است. سرخوردگی از روند صلح باعث کناره‌گیری محمود عباس شده است.

 

 

امروز دیگر نمی‌توان به یک نزدیکی زودرس میان اسرائیل و فلسطینی‌ها امید بست. در شامگاه دوشنبه (۹ نوامبر) ملاقاتی میان باراک اوباما و بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید صورت گرفت.

 

فضای سرد حاکم بر گفت‌وگوی رئیس جمهوری آمریکا و نخست وزیر اسرائیل نشان از مواضع به تمامی متفاوت سران دو کشور نسبت به مسئله‌ی احداث شهرک‌‌های یهودی‌نشین در سرزمین‌های فلسطینی داشت.

 

این ملاقات در آخرین دقایق روز دوشنبه به مدت یک ساعت و نیم پشت درهای بسته صورت گرفت. سپس بی‌آنکه سران دو کشور همچون گذشته در برابر خبرنگاران قرار گیرند، ملاقات را به پایان رساندند.

 

این امر در عرف تشریفاتی دولت آمریکا بسیار غیرعادی به نظر می‌رسید، زیرا ملاقات رئیس جمهوری آمریکا با یک میهمان خارجی در کاخ سفید، به طور معمول در برابر خبرنگاران ختم می‌شود. به ویژه اگر این میهمان خارجی رئیس دولت اسرائیل، که هم‌پیمان نزدیک آمریکاست، باشد.

 

از سوی دیگر دعوت از نتانیاهو برای ملاقات در کاخ سفید در روزی صورت گرفت که نخست وزیر اسرائیل قصد خروج از آمریکا را داشت. رسانه‌های اسرائیل این رویکرد کاخ سفید را حاکی از فضای تنش‌آلود میان دو دولت ارزیابی کردند.

 

هم‌اکنون مناسبات میان آمریکا و اسرائیل رو به سردی گراییده است، زیرا بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر محافظه‌کار اسرائیل، حاضر نیست به خواست باراک اوباما گردن بگذارد و ساخت شهرک‌های یهودی‌نشین در سرزمین‌های فلسطینی را کاملا متوقف کند.

 

نتانیاهو روز یکشنبه برای یک دیدار سه‌روزه وارد واشنگتن شده بود. وی قرار بوده است در کنفرانس سازمان‌های یهودی در آمریکا نیز سخنرانی کند.

 

نتانیاهو مذاکراتی بدون پیش‌شرط می‌خواهد

 

نتانیاهو پیش از ملاقات با اوباما، فلسطینی‌ها را برای از سرگیری فوری مذاکرات فراخوانده بود. به گزارش خبرگزاری فرانسه، وی طی سخنانی در برابر نمایندگان سازمان‌های یهودی در آمریکا، خطاب به فلسطینی‌ها گفت: «بگذارید از این فرصت بهره گیریم و قرارداد تاریخی را به تصویب برسانیم. بگذارید مذاکرات سریعا آغاز شوند».

 

اسرائیل فراسوی دیواری که به دور خود کشیده، در خاک فلسطینی‌ها در حال احداث شهرک‌های یهودی‌نشین استBildunterschrift: اسرائیل فراسوی دیواری که به دور خود کشیده، در خاک فلسطینی‌ها در حال احداث شهرک‌های یهودی‌نشین است

 

در افکار عمومی اسرائیل خواست بی‌سابقه و صریح اوباما مبنی بر توقف فوری و کامل ساخت شهرک‌های یهودی‌نشین در کرانه‌ی غربی رود اردن، موجبات برخی نگرانی‌ها را فراهم کرده است. ولی نتانیاهو این خواست اوباما را کاملا رد می‌کند.

 

نخست وزیر اسرائیل مذاکراتی بدون پیش‌شرط می‌خواهد. وی پیش از ملاقات با اوباما گفت که اسرائیل در مذاکره با فلسطینی‌ها رویکردی بسیار "بزرگوارانه" خواهد داشت. به گزارش رسانه‌های اسرائیلی، نتانیاهو گفت که در مذاکره با فلسطینی‌ها، پیشنهاد محدودیت در ساخت شهرک‌های یهودی‌نشین را خواهد داد.

 

ولی فلسطینی‌ها، همچون اوباما، خواستار توقف کامل احداث شهرک‌های یهودی‌نشین در سرزمین‌های فلسطینی در کرانه‌ی غربی و در بیت‌المقدس / اورشلیم شرقی هستند. فلسطینی‌ها می‌گویند که این خواست پیش‌شرط مذاکرات است.

 

شکست آمریکا در روند صلح، یعنی کناره‌گیری عباس

 

صائب عریقات، مذاکره‌کننده‌ی ارشد فلسطینی، روز سه‌شنبه (۱۰ نوامبر) گفت که شکست تلاش‌های آمریکا برای تحرک در روند صلح خاورمیانه، می‌تواند به کناره‌گیری محمود عباس از ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین بیانجامد.

 

به گزارش خبرگزاری فرانسه، عریقات گفت که محمود عباس می‌خواهد «رئیس یک دولت فلسطینی» باشد. اگر او احساس کند که این "پروژه" به مخاطره افتاده و «اسرائیل قصد دارد ایده‌ی تأسیس یک دولت فلسطینی را نابود کند»، آنگاه عباس دیگر حاضر نیست در مقام خود ابقا شود. عریقات افزود که فلسطینی‌ها خواستار آن هستند که پیش از آغاز مذاکرات صلح، روند شهرک‌‌سازی‌ها به تمامی متوقف شود.

 

دست رد فرانسه به سینه‌ی نتانیاهو

 

دولت فرانسه نیز به تأکید خواستار توقف شهرک‌سازی است. برنارد کوشنر، وزیر خارجه‌ی فرانسه، به شبکه‌ی رادیویی "فرانس اینتر" گفت: «به هنگام گفت‌‌وگوها دیگر هیچ‌گونه حرکت استعماری نباید جریان داشته باشد». وی افزود، باید به محمود عباس این یقین را داد که در مقام خود ابقا خواهد شد.

 

بنیامین نتانیاهو روز چهارشنبه (۱۱ نوامبر) با نیکلا سرکوزی دیدار خواهد کرد.

 

DK/BB

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4879999,00.html


2009-11-07

پيام سکوت ملت آذربايجان: آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند...


در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني، هموطن غيور، براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار، سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟ آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود، بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.

بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان، و جانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي، که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد، و ميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني، را برافراشت، با اولين حمله متقابل از سوي رژيم، مردم را تنها گذاشته و براي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند، تجربه اي که در آن،اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان، توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد. همانهايي که مدام آذربايجان را سر، سبز وطن ميناميدند و به جانفشانيها و فداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند، بناگهان زبان در کام فرو بردند، و چشمها بستند، تا اين بقول آنها سر، سبز وطن!سرخ شود. تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد و مواجب ايران است و فقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند. نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد،آذربايجاني، هموطن غيور، براي ايراني عنوان شود و بعد از کارزار، سوسک شود و له شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کند فاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود، بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند. با احترام به جنبش سبز ايران،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم با توجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد، چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد. که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد، در شگفتم، که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟ پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است:آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

 

ویدیوهای قیام تورکهای آذربایجان جنوبی

http://www.youtube.com/user/erzinlibozkurt

http://www.youtube.com/user/SulduzTURK

http://www.youtube.com/user/Turancibozkurt92

http://www.youtube.com/user/SouthAzerbaycanWolfs

http://www.youtube.com/user/sisdaq

http://www.youtube.com/watch?v=xcKTH8kg6yk

http://www.youtube.com/watch?v=E-q3k_3F1Mc

http://www.boxca.com/8jqbo8yxd9ny/3-15.wmv.html

Paylaş

 برگرفته از: http://www.milliharakat.com/articleno891.php



توسط -- آراز گونئیلی -2009-11-07-

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=19&news-id=777


2009-10-24

محمود نکوروح

روشنفکری دینی و راه حل امروز


۱ تبارشناسی روشنفکر دینی - مدرنیته ما با تمام مشکلات امروزی که شاید "پارادکسیکال" باشد هنوز میراث حرکت نوگرایان دینی و یا "روشنفکران مذهبی" است که با انقلاب مشروطه آغاز شد، با روحانیونی که شجاعانه و بیکباره همراه با روشنفکران مشروطه‌خواه شدند، کنشگرانی که برای بسیاری حتی "روحانیونی" قابل هضم نبود. حتی فراتررفته قدرت سیاسی را بعنوان "سایه خدا" که حدومرزی نداشت به چالش کشیدند(۱). بعداز آن بود که تاریخ ایران وارد دوران تازه‌ای گردید. زیراکه روحانیت قدرت فرهنگی را دراختیار داشت. و با "درک زمان" به برداشتی جدید از جامعه و مطالبات تازه آن رسید. اولین گروهی بود که وارد فضاهای ممنوعه "قدرت" سیاسی شد، در زمانیکه هنور "جامعه مدنی" وجود نداشت.

m_nekourooh@yahoo.com

 

 

 

ابتدا به پیرایش دین از خرافات پرداخت و بر ظلم ستیزی آن بیشتر تکیه نمود. زیرا بخاطر تماس بیشتر با جامعه و ریشه‌های "عقب افتادگی"، بی قانونی حاکم را بیشتر درک می‌کرد. ازاین مرحله ریشه مشکلات را قدرت فردی، و به فکر مشروط کردن آن بر آمد.

 

در کشور ما بخاطر "اجتهاد آزاد" زمینه این امر برای این طبقه بیشتر فراهم بود که از ابتدا سروکارشان بنوعی با حکمت و فلسفه بود و در ضمن دارای پایگاه اجتماعی بودند. ازینرو در جستجوی علل همراه با تحصیلکردگان مدرن بر آمدند. اگرچه بسیاری‌شان تحت تاثیر افلاطون وارسطو و اندیشه‌های یونانی بودند که "مشروطه" رابر نمی‌تافتند، از نظر روشنفکران مدرن راه حل یک "قانون اساسی" بود.

 

در هرصورت "روشنفکری تنها با ایده تعریف نمی‌شود بلکه بیشتر با کنش اجتماعی تعریف می‌گردد" بدینگونه در عمل سخنرانی‌های انقلابی سید جمال واعظ، ملک المتکلمین، آیت اله طباطبایی و خراسانی و نایینی، اسدآبادی، زنجانی و... که همراهی با روشنفکران از فرنگ برگشته با تمام مشکلات آنروز انجام شد، امری تازه بود. وگرنه پیروزی انقلاب مشروطه که ماهنوز هم با بعضی روحانیون مسئله داریم، امکان نداشت. بویژه که نایینی از منظر دینی مشروطه را در فرهنگ شیعه "تئوریزه" نمود. که سابقه نداشت. زیراکه او بود که گفت "امروز معصوم نداریم" و به مشروعیت رای مردم فتوا داد. یعنی مشروعیت دینی را از مشروعیت سیاسی جدا کرد.

 

از اینجا ما بعد از قرنها "از آسمان بزمین" آمدیم و اگر تعمق کنیم شاهد انقلابی بنیادی شدیم. که حل مسایل مردم بخودشان واگذار می‌شد. اگر با مشکل روبرو شد باید به اکثریت جامعه که هنوز در روستا زندگی می‌کرد نگریست، و ساختارهای جان‌سخت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی که در هم تنیده بوده. که از این‌زمان ساختارهای کهن از هم گسسته، متزلزل شده. که بازار با مشروطه خواهان شد. یعنی دو قدرت فرهنگی و اقتصادی در برابر قدرت سبیاسی "دربار" متحد شدند. که می‌بینیم حاج امین ضرب با سید جمال دوستی دیرینه پیدا کرده و در مبارزات همکار بودند. حتی محل سکونت "سید" منزل او بود.

 

از این به بعد در تاریخ معاصر ما بسیاری در مجلس "مدرس و..." در مدرنیزه کردن قوانین و ایجاد دادگستری "داور و...." در دانشگاهها در علوم انسانی "سنگلجی – مشکات و..." و بسیاری دیگر که دانشی داشتند نقش آفرین گردیدند. در دوره ملی شدن نفت آیات زنجانی، خوانساری، میلانی، حاج سید جوادی، انگجی، شبستری و طالقانی و... در کنار جنبش ملی و رهبر فرهیخته آن مصدق و گروهی حتی در فراکسیون نهضت ملی بودند. اگرچه در کودتای ۲۸ مرداد تحت تاثیر بقایی و کاشانی، و... عده‌ای با کودتا شدند. البته هیچ طبقه اجتماعی یکپارچه نیست. بویژه که این طبقه طیف گسترده‌ای را از طبقات مختلف دربر می‌گرفت.

 

از منظری شاید ظهور پدیده روشنفکری در کشور ما در شرایط اجتماعی آن روز ایران "پارادوکسیکال" باشد، و بیش از همه پدیده "روشنفکری دینی" در گفتمان‌های روز که تا بحال نداشته‌ایم. چون هنوز در حوزه اندیشه دستمان خالی بود.

 

ولی بنظر من چنین نبود. بویژه که در کشورهای آمریکای لاتین با "الهیات رهایی‌بخش " روبروییم، و یا درجنبش همبستگی لهستان که با دخالت طلبه‌ها در برابر استبداد "ایدئولوژیک" که یکی از آنها شهید شد به پیروزی رسید. "زیرا که انسان در آخرین ناامیدی‌ها به خدا ومردان خدا پناه برده است". (آندره فونتن سردبیر لوموند دیپلماتیک ۱۹۸۰)

 

در فرهگ دینی که معمولا گفتمان‌ها کلی بوده میشود، میتوان با اندکی فراست به قرائتهای مختلف درابطه با زمان و مکان رسید.

 

همانگونه که رهبر فقید انقلاب سی سال قبل بعد از سلطنت و نظام شاهی در رابطه با شرایط و مطالبات مردم ایران، در فرانسه به "جمهوری"(۲) نظرش معطوف شد، در حالیکه در هشتاد سال قبل روحانیت این امرا رد کرده بود(۳). چه ما "جمهوری" هرگز نداشتیم بعلاوه این بار عملا با "اخلاق" پیوند میخورد، نوآوریی که از آن بدرستی "میزان رای مردم" و دموکراسی حاصل می‌شد، که هنوز بعضی آنرا بر نمی‌تابند.

 

امری که ابتدا کاری روشنفکرانه در حوزه نظر وعمل بود. اگر بعدا غیر از این شد باید نگاهی به "شرایط اجتماعی ما" و گروههای "فشار" که چون انقلاب مشروطه با مقاومت‌هایی روبرو شد. درعین حال که ایشان در اول انقلاب بیش از همه به رفراندوم قانون اساسی اولیه مصّر بود که اگر انجام می‌شد شاید پی آمدهای امروزی آن را نداشتیم. در حالی که روشنفکرانی خیال میکردند اینجا "فرانسه" است که بر تشکیل مجلس موسسان اصرار داشتند، ولی بعد با تشکیل مجلس خبرگان و قبول نظر "شورای انقلاب" به راحتی از شرکت در آن مجلس که سرنوشت سالها را رقم می‌زد منصرف شدند. امری که نشان از بی درایتی روشنفکران ما در این مقطع است. البته تنها اقلیتی در این مجلس از روشنفکران شرکت کردند که تاثیری زیاد در قوانین آن نداشتند.

 

۲

اصولا پدیده روشنفکری بخاطر مبانی اندیشه‌ورزی "اجتهاد" که خصوصی است، واز یکسو با کنش سیاسی و یا فرهنگی که نقشی "اجتماعی" یافته "پارادوکسیکال" است، یعنی در تضاد بین ذهن وعین و یا فرد و جمع نوسان داشته، در نهایت تامین حقوق این دو "فرد وجمع"، و تعادل اجتماعی، هدف اوست.

 

از دهه بیست که فضا باز شد در محیط‌های علمی "دانشگاه" که شاهد ورود فرهنگهای دیگر بودیم این روشنفکری خودرا بیشتر نشان داد. که بسیاری واکنشی "مارکسیست" شدند. شاید در کشور ما امری "ابتدایی" بود. والبته عده‌ای بیشتر "اخلاق‌گرا" بخاطر فساد گسترده در جامعه آنروز ایران، و در حوزه حکومتی بدتر، که فساد و رشوه در حوزه‌های مختلف آن عادی شده بود. از طرفی حزب توده بیشتر روسی بود تا مارکسیست، که اگر افشاگری‌های شادروان خلیل ملکی، و مبارزات خداپرستان نبود ما گرفتار استالین شده بودیم.

 

ایده‌های جدیدی فارغ از شرایط اجتماعی ما و منافع ملی به جذب نیرو در این وانفسای "بی‌اخلاقی‌ها" پرداخته بود. چه، مکانیسم دیگری در برابر قانون گریزی‌های قدرتمداران نبود. اختلافات طبقاتی افزون، فقر و قحطی با هجوم از شهرهای کوچک به مرکز و از روستاها به شهرها بیشتر شده، بیکاری و بی برنامگی با حضور متفقین و فرار سرمایه داران در حال افزایش بود، و تبه‌کاران قدرت را در اختیار داشتند حتی قدرت سایه را "سید ضیاءالدین طباطبایی" که حزب اراده ملی متعلق بدو بود که به انگلیسی بودن افتخار میکرد. دراین زمان دوره دوره ایدئولوژی‌ها بود.

 

در کشورهای غربی با نگاه به اولی "فرد گرایی" عملا به "لیبرال دموکراسی" و با نگاه به دومی "جمع گرایی" در اجرا به برنامه و "سوسیال دموکراسی" رسیدند. تفاوت این روشنفکری با روشنفکری غربی در مواردی بیشتر اخلاقی است. که اگر درست اجرا میشد به "آزادی وعدالت" سرانجام مییافت. امری که هدف نهایی مردم ایران در انقلاب اسلامی هم بود.

 

روشنفکر دینی بر هر مطلقیتی جز "خدا" قلم بطلان کشیده حتی "خود" که او اخلاق‌مدار است و "اخلاق یعنی مسئولیت" و مسئولیت در رابطه با "غیر" معنی می‌یابد، و این "غیر" درزمین مبتنی بر اصولی بوده که بر حقوق استوار است، این امر امروز "اخلاق مدنی" است که در هر کشوری "با کنش ارتباطی محقق می‌شود" (هابرماس). و در کشور ما می‌تواند از این طریق همانند شعار "اله اکبر تا مر گ بر دیکتاتور" ولی در شیلی و امریکای لاتین به طریقی دیگر که هر کشوری راه حلهای خودرا دارد. چون همه مردم کشور به اصطلاح روشنفکر نیستند.

 

حاصلش از منظری "روابط اجتماعی" و از نگاهی "آزادی بیان و اندیشه" بوده، که اینها در مطالبات "شهروند" و حقوق متعدد او بازتاب یافته است. درعین حال که در فرهنگ و تمدن ما به‌علاوه باورهای ما اخلاق و تقوا جای خاصی را همیشه داشته است.

 

در دوران مدرن این روشنفکر بین "پدیدار" و "پدیده" در نوسان است که از یکسو " فیلسوف" است واز یکسو " مهندس " در جامعه، شهر و...که دردانشگاهها در گروههایی غیر روحانی شاهد تبلیغ " "اخلاق وتقوا " هستیم "

 

در چنین شرایطی شاهد انجمنهای اسلامی و حتی فراتر رفته ایدئولوژی سازی بر مبانی دینی "نخشب – شریعتی و..." شده، در جهانی که به بهانه علم مورد تهاجم فرهنگی و سیاسی بودیم. در جهانی که امروز بواسطه همین بی‌اخلاقی‌ها دوسه بار ورشکستگی را تجربه کرده است. چه به قول کانت "بازهم قانون اخلاقی بالاترین قانون است".

 

اینها افرادی بیشتر "اخلاق گرا" که احساس مسولیت جمعی و فردی می‌کردند، بوده، که اخلاق یعنی "مسئولیت". دراین مورد فراتر رفته "حتی سارتر و کامو" به عنوان نمونه دو روشنفکرو کنشگر اجتماعی، سیاسی وفرهنگی و...در عین انکار هر دعوی دینی، مدعی خود مختاری انسان ومسئولیت کامل فرد بوده (۴). این خود مختاری را روشنفکری دینی با "خود باوری" محقق نموده و می‌نماید، بدینگونه که با هرپدیده‌ای شرک آلود و هر مطلقیتی در نظر وعمل در تضاد است. بدینگونه از ابتدا در برابر هرنوع خیره سری و استبداد و اختناق و خرافات و موهومات ایستادند.

 

اگر این پدیده "روشنفکری دینی" گاهی دارای تناقضات فراوان در نظر وعمل بوده، مشکل دوران گذار بویژه برای ما بوده، که از یکسو در مبارزات سیاسی و ضد استعماری همراه با "جامعه" بوده،، و از یکسو در مبارزات داخلی برای استقرار "دموکراسی" و در رابطه با آن "یک انقلاب فرهنگی" بویژه در حوزه "دین " که واکنشهای بعضی گروهها را برمی‌انگیخت، که روشنفکر دینی برداشتهای دینی را "دموکراتیزه " کرده که تا بحال سابقه نداشت، که از بسترش امروز روشنفکران مدرن و مدعی را داریم.

 

اینها از ابتدا مورد غضب گروههایی که "بنیاد گرا" و یا حتی "خرافات‌گرا" نام گرفته‌اند بودند. بعد از آن در روابط اجتماعی و سیاسی ما طبقه‌ای تاثیر گذار را بنام "روشنفکران دینی یا نوگرایان دینی" داریم. که امروز بیشتر "مرجع" جوانان هستند. که شعار "یاحسین میر حسین" که امام حسین نماد طلم‌ستیزی است از این بستر بر آمده است. بعلاوه با شعارهای کاملا مدرن که دموکراسی و... حاصل بلاشک آنانست.

 

از نظر بعضی آغازگر جنگ "سنت ومدرنیته" که ازاین به بعد شاهد ظهور گروههایی دانشگاهی "انجمنهای اسلامی – خداپرستان سوسیالیست" از نسل جدید در آزادی‌های زمان زنده یاد دکتر مصدق بودیم. این پدیده با وجود تاریخی مشخص از نظر تئوری در دهه بیست در برابر مارکسیستها و سایر گروههای فکری و سیاسی، مدعی ایدئولوژی و نظر ابتدا توسط نیروهای دانشگاهی "محمد نخشب" بود، که او فراتر از "باورهای خرافی و تفکرات سنتی و..." رفته که البته هدف تمام این‌ها انسان و رفاه و فلاح او بوده، هدف این انسان "خدا "، مفهومی که مصداقش "کمال اخلاقی" بوده، و در عمل جمعی نوعی انسان آرمانی و ایدالیستیک بود "انسان اخلاق گرا" کار او در نهایت به سیاست و حقوق معطوف می‌گردید، و بعد‌ها ادامه دهنده این روند شریعتی، سامی و....در گروههای مختلف که تا زمان ما هنوز ادامه دارد.

 

دراین روند گروههایی "احیاگر" دین، که بیشتر تکنوکرات بوده "بازرگان و..." که با کتاب "راه طی شده" آغازید و دکتر سحابی کتاب "خلقت انسان" که نشان داد فرضیه‌های جدید "داروین" تعارضی با اسلام ندارد حتی مورد تایید قران هم هست. دونفری که همراه با آیت اله طالقانی و تفاسیر جدید او گفتمان دیگری را در سیاست و جامه در دهه چهل گشودند.

 

۳

این جریان‌ها اگرچه قبلا با کودتای ۲۸ مردادبه محاق رفته بود، ولی نهضت مقاومت ملی با همین گروهها و مبارزات فراوان آنان که در جبهه ملی همه بودند، در چند دهه ادامه یافت. تا جاییکه با افشاگری‌های اینها در ایران و آمریکا کندی در کتابی نوشت "ما پول داده ایم و نفرت خریده ایم"(۵) و یا "امریکا تلاش کرده در ۲۸ مرداد کثیفترین‌ها و رذلترین‌هارا بقدرت برساند"(۶) که رژیم کودتا فساد و خیانت از حد گذراند. میدانیم بعدها بزرگترین تظاهرات علیه نظام گذشته در آمریکا از سوی همینها در زمان کارتر بود. در زمانیکه حقوق بشر سیاستهای او را تحت الشعاع قرار داده بود.

 

روشنفکری دینی در جامعه‌ای از دست رفته و منحط که در نهایت "همه بفکر فرار بودند"(۷) زمینه ساز نوعی انقلاب فرهنگی، ایدئولوژِیک، آرمانی شد، که در دهه پنجاه بگونه‌ای دیگر پس از شکستها و سرگردانی‌ها که میرفت نظامی "نو" وعادلانه بر پا دارد، با تسریع حو ادث "انقلاب اسلامی" انجام و همه چیز دیگر شد.

 

"جمهوری" با پسوند اسلامی، متعلق به جامعه‌ای مسلمان، که بنوعی به "دولت برنامه دار" سرانجام می‌یافت که متحجرین از همان ابتدا بر نمی‌تابیدند.

 

این روشنفکران از طریق نفوذ به "گذشته‌ها" می‌خواستند بدون دریغ بر سنتها و احساسات بازاری و پندارهای پوچ و خرافی که به بهانه اسلام حاکم شده بود، در باره "ریشه‌ها" با آینده روبرو گردند، و ظهور "Emergence" شهروند را در صحنه در نظام "جمهوری" که در دموکراسی و مردمسالاری است میسر سازند. ناکامی‌شان عدم در ک جامعه عقب مانده و ازسویی همراهان پرمدعایی که هدفشان "قدرت" بود.

 

رهبر فقید انقلاب در آن مقطع پیامش در مجموع مدرن بود که "میشل فوکو" بادرک آن به ایران آمد زیرا که "معنویت" در جمهوری‌های مدرن و جوامع صنعتی فراموش شده بود. اگر در انقلاب غیر از آن شد که انتظار میرفت تحلیلی دیگر میطلبد. چون "جمهوری اسلامی" اجتهادی جدید بود که تابحال سابقه نداشت. امری که از سوی روشنفکران نیاز به "تئوریزه شدن" و برنامه ریزی‌های بروز داشت، برای جامعه‌ای که در طلب تغییر بعد از قرنها بود. و می‌دانیم اصل اول ورود به مدرنیته چه بومی و چه غیر بومی "تغییر" است. تغییر در نگاه تا در ساختارها که متاسفانه هرکسی "ازظن خود" یار آن شد.

 

انجمنهای اسلامی و بیشتر "سوسیالیستهای خداپرست" در عین خداپرستی "دموکرات وعدالتخواه، نه در کلام و شعار" بودند، یعنی بخاطر تحصیلات دانشگاهی ونگرش علمی برای ایران امروز برنامه داشتند. که با برنامه‌های انقلابی روحانیونی که ببهانه "مصلحت" به "فقه" متوجه بودند متفاوت بود. که هر حکومتی بدانان نیاز داشت.

 

بعد از انقلاب این ضروزتها "بنام مستحدثات" تایید شد و نگاهها از فقه فراتر رفت، گروههایی تکنوکرات وارد انقلاب شدند. که به کسی غالبا پاسخگو نبودند. این گروها از جریان‌های فوق الذکر نبودند. که امروز "مدیران دولتی" نام گرفته‌اند. و تورم بیشتر حاصل عملکرد اینان است.

 

بحران‌های امروزی ناشی از بی توجهی بدین امر "اقتصاد" و مدیریت علمی بود. که این روشنفکران به حاشیه رانده گردیدند. تا جنبش دوم خرداد که نشان داد نسلی دیگر وارد صحنه شده "اصلاح طلبان" و اصلاحات ضرورت حتمی شناخته شد.

 

۴

از این مرحله با نوع دیگری از این روشنفکری روبرو شدیم که برآمده از بستر انقلاب و طالب "مشارکت" در قدرت بود، که جامعه با امواجی خروشان به "روحانی‌ی" که شعارهایش معیارهای روشنفکری را بازتاب می‌داد، این بار رای بالا داد. اگرچه ساختارها اجازه فراتررفتن که نیاز روز بود نمی‌داد و نداد.

 

این روشنفکری در مقطع انقلاب عرفانی بود "سروش" که می‌دانیم در عرفان اصل بر "خودسازی" و درون گرایی است و در جستجوی "مراد" که از آن فرهنک مراد مریدی برمی‌آید که مدتها برآمد، که اینها ابتدا فاقد کنش سیاسی و اجتماعی وحتی همراه با روحانیون حاکم شده بودند در مجله "کیهان فرهنگی"؛ و پس از چندی در شرایط اجتماعی فراتر رفته که "اصلاح طلب" شدند. "حلقه کیان"، که قبلا سروش با کتاب "قبض و بسط تئوریک شریعت" انقلابی در نگاه این طیف نموده بود، و سپس طرفدران ایشان با تحصیلات دانشگاهی کم کم کنشگر سیاسی، فرهنگی تا بنام اصلاح طلبان حکومتی معروف گردیدند و...تا جنبش دوم خرداد که به حکومت رسیدند.

 

البته سروش بعدا نظرش به "عدالت" معطوف شد(۸)، ولی عدالت تنها مفهوم و "ایده" نیست بلکه امروز برنامه وعمل اجتماعی و اقتصادی بعلاوه مدلهای مختلف "خاتمی"(۹) است. "دموکراسی هم به همچنین که عبارتست از انتخابات آزاد، رای، و...." و انواع متفاوت از دموکراسی شورایی تا پارلمانی و...که خداپرستان نظرشان به دموکراسی شورایی بود. که طرح خودرا به آیت اله طالقانی و بعد آیت اله خمینی دادند که مورد تایید قرار گرفت.

 

گفتم این جریان "خداپرستان سوسیالیست" ابتدا با نوگرایی در حوزه دین و اخلاق مطرح شد که بنوعی با یک رابطه بیناذهنی، فراتر از ارزش‌ها که قدرت از آن بارها بهره برداری کرده، بلکه نوعی اخلاق روشنفکری که ناظر برعایت اخلاقی، وحقوق دیگری در سیاست و کیاست و...است و در عمل نظرشان به "سوسیال دموکراسی" و جدایی نهاد "دین از دولت" بود که در" اجرا" نیاز به نگاه علمی و کارشناسی داشت. امری که امروز از سوی نیروهای "ملی مذهبی" تبلیغ و تایید میشود.

 

اصلاح طلبها و پیروان سروش عملا امروز نظرشان به لیبرال دموکراسی معطوف است و چون هردو گروه فوق به دموکراسی باور دارند. این رای مردم است که میتواند در هر انتخاباتی تعین کننده باشد که درانقلاب "میزان رای مردم معرفی شده بود"، دو جریانی که بنظرمن آینده ایران رابخاطر نسل جوان و تحصیلکرده رقم خواهد زد.

 

در انقلاب اسلامی روحانیون حاکم این جریان "نوگرایان" را با نوعی رادیکالیسم کاملا سیاسی به حاشیه راندند، ولی در ذهنیت جامعه جاودانه ماند که "دین یعنی اخلاق و تقوا" که با سیاست همه اینها به محاق رفت، و بعد هم به تدریج "سروشیان" را به حاشیه راندند، حاصل نهاییش شرایط اجتماعی امروز ماست که گفتن ندارد. امروز مطالبات مدرن توسط همین جریان‌ها مطرح می‌شود. که منشاء آن اخلاق و حقو ق است. مطالباتی که با خواستهای روشنفکران لاییک و سکولار و... در حوزه "سیاست، اقتصاد " چون تعمق کنیم تفاوت ندارد که هدف تامین حقوق همگان است. چه علیرغم جنجال‌ها "ایران متعلق به همه ایرانیان است". منتها هر پدیده‌ای محصول شرایط اجتماعی خود است.

 

درجهان امروز روشنفکران کم کم یک طبقه اجتماعی چون طبقه سیاسی شده، و با تولید "ایده‌ای جدید" و یا تحلیل و افشاگری "پیشتاز واثر گذار" گردیده. یعنی وجودشان با جامعه و قدرت.. دارای تضاد و ناهمخوانی بوده، که گاهی با نوعی "آوانگاردیسم" در ادبیات، شعر و هنر تا فیلم بازتاب یافته و گاهی در سیاست و مدیریت جامعه با نقد که "آرمانشان" عدالت‌طلبانه و آزادی‌خواهانه است، حتی گاهی "علیه طبقه خود به مبارزه کشیده می‌شوند، که این روشنفکر مطابق نظرات میرا ث داران مدرنیته فرزند نا خلف بورژوازی است"(۱۰) و در ایران فرزند جامعه‌ای سنت زده و خرافاتی که او در چنین جامعه‌ای طبیعتا معترض است.

 

تحلیل این روشنفکر بنظر بعضی مشکل، که با تولید اندیشه "خصوصی"، و عملکردش "اجتماعی" است، او در دو حوزه فلسفه و جامعه شناختی باید اطلاعاتی داشته باشد (لوموند دیپلماتیک ۲۰۰۲)، علیرغم طبقه سیاسی که بیشتر "واقعگرا" و در کشورهای جهان سوم "موج‌سوار و توده‌گرا" است، و در کشورهای توسعه یافته بیشتر یک تحلیلگر، با کنشهایی سیاسی است، گاهی در حوزه قدرت وگاهی در حوزه "اوپوزیسیون"، تضادی که در جامعه باز به رشد آگاهی‌های اجتماعی و... میانجامد. چه توسعه ابتدا با رشد آگاهی‌های اجتماعی آغاز می‌شود.

 

این تضاد در روند قدرت وسیاست بین واقعیت حاکم "دولت" که طی یک فرایند حاصل شده "نهاد" و نیروی مخالف "برابر نهاد" که فرایندی جدید را آغازیده، تحلیلش با "دیالکتیک منفی" رادیکالیسمی که بیشتر افشاگر است، کار روشنفکر بوده (آدورنو) چه اوغالبا با نگاه علمی ورادیکال بعلاوه " انسان محور " به تحلیل ونقد واعتراض پرداخته، که این انسان خلیفه خداست ورعایت کرامتش واجب، اگرچه او تلاش میکند فراتر از جمع رفته، پیش بینی برای آینده کرده، هیچ چارچوبی را نپذیرفته تاجاییکه همه را بنقد میکشد حتی خودرا، چه او فرزند دوران مدرن و مدرنیته است، اگرچه گروهی معتقدند که کارش فقط نقد قدرت است ولی شناخت قدرت که حاصل بررسی فرهنگ و جامعه است، نیازمند تجزیه و تحلیل این دو به علاوه راه حل در قدرت و سیاست که عدم تمرکز است. که "در حالت تمرکز، قدرت انسان‌ستیز است"(۱۱) و از نگاه دینی "کلا ان الانسان لیطغی...".

 

این روشنفکر بخاطر آگاهی بخشی که تدریجی است بیشتر "فرایند"گراست. اگرچه در گذشته بیشتر انقلابی بود. چه با انقلاب به دموکراسی وعدالت و... نرسید.

 

در عین حال روشنفکری هم "اصول" خودرا دارد که بیشتر اخلاقی است که از همه قید وبندها جز انسان و حقوق او رهاست، علیرغم سیاستمدار که چه بسیار از مرزهای اخلاقی بگذرد. که "این رعایت اصول خود اخلاقی است" البته نه "اخلاق آمرانه" که نتیجه معکوس به بار آورده و به بهانه "دین" خودرا و اعتقاد خودرا به دیگری تحمیل می‌کند، چه اینجا تعریف دیگری و یا "دیگری اندیشی "، خود مستلزم تعریفی "انسان شناسانه" (Anther pologique) و حقوق محور، که در رابطه با سیاست و حقوق مدرن معنی دارد، و نه سیاست و حقوق کلاسیک که انسان در آن "حیوان ناطق و مقلد و..." قلمداد شده، و نیازمند هدایت و ولایت و...که حاصلش استبداد قرنهاست. نگاهی به سیاستنامه‌ها که دیگری را برای "خود" با توجیهات ایدئولوژیک و عقیدتی میخواسته و کم کم با زور و... توجیه استبداد که علت عقب ماندگی جوامعی است.

 

آرمانشهر روشنفکر اگر چه ایدالیستی است ولی از واقعیتها زیاد فاصله نداشته و علیرغم القائات ایدئولوژیک رادیکال و کور چون بعضی نبوده، که او بفکر "اصلاح" واقعیتهاست که "ایدالیسم رئالیسم" نام دارد، بویژه در جامعه‌ای چون ما، که می‌دانسته درغیر این‌صورت "زیانش بیش از سودش است". زیرا که امروزبشریت از انقلابهای توده‌ای گذشته است وما هم بهمچنین. در حوزه مردم و" توده " مانیاز بیک انقلاب فرهنگی تدریجی در فضای آزاد داشته که هر گز نداشتیم. امروز واقعیتها هم در حال کمال مداوم است وتاریخ نشان داده که این کمال تدریجی است. فهم این تغییر وضرورت آن نگاهی علمی می‌طلبد.

 

۵

گروههای فوق مطالباتشان فراتر از دین وشرع خرافاتی رفته تا "خود" را یافته، طرفدار نوعی "پیرایش" دین از توهمات، خرافات، که طی قرنها بر دست و پای دین و مردمان دین دار تنیده، این روشنفکران در روند دموکراتیزاسیون جامعه و سیاست و حتی "برداشتهای دینی" پیشتاز بوده که تا بحال در انحصار یک طبقه بوده، و کار او بیشتر دموکراتیزه کردن تفاسیر دینی به عنوان یک حق مسلم برای هر مومن و حتی فراتر برای هر فرد آگاه و در جستجوی حقوق شهروندی...، انتظاری که بیشتر از هر روشنفکر مدعی "دین واخلاق" می‌رود، البته درون طبقه متخصص دین روشنفکران خاص خودشان هم حضور دارند که روحانی‌اند (کدیور – مجتهد شبستری – یوسفی اشکوری و...) و اگر خوب تعمق کنیم جنگ "سنت و مدرنیته" در کشور ما در میان این طیف بیشتر ادامه دارد همانمند "طلبه‌های جوان در قرن پنجم میلادی در ایتالیا که با تردید در بعضی دیدگاهها وحتی در متن آغازگر مدرنیته شدند (از کتاب مدرنیته چیست)

 

در تاریخ معاصر ایران چه بسیار کوشیدند تا نوعی فلسفه حقوق از بستر اخلاق برآورند که کرامت انسان لحاظ گردد (محمد نخشب) امری که به یک انقلاب فرهنگی، ساختارشکنی، و یک جریان اجتماعی تاریخی که هنوز ادامه دارد نیاز داشت، و البته رهایی از این ساختارها که "باور توده" شده مشکل است که با یک انقلاب توده‌ای هم بخاطر نبود سازمان وبرنامه بجایی نرسید.

 

نه تنها در اسلام ما با این توهمات و خرافاتها روبروییم، بلکه در تمام ادیان بنیادگرایی، سنت زدگی و خرافات زدگی وجود دارد منتها امروز بعد از حادثه برج‌ها بیشتر بنیاد گرایی اسلامی مد نظر است که روزی آمریکا و البته با پول عربستان در برابر کمونیسم روسی به تقویت این پدیده در کشورهای خاورمیانه پرداخت.

 

این روشنفکر محصول شرایط اجتماعی و سیاسی ماست و هنوز هم هست که بنظر من یک روز به عرفان پناه می‌برد که در جامعه به فرهنگ مرید و مرادی و نوعی از "خود بیگانگی" منجر شد که نقض غرض بود. چه، امروز معلوم شده "روشنفکر باید به بازتابهای اجتماعی تفکراتش هم حساس باشد". فرهنگ مریدومرادی ضد توسعه و دموکراسی است اگر چه در حوزه خصوصی ممکن است عامل وارستگی باشد، ایمان این روشنفکر به خدا و اعتقاد به خود با تجربه مخصوص بخود، بدون تظاهر و ریا، که در جهانی دیگر و معنوی "فرا زمانی" خودرا یافته، در رادیکالیسمی فردی که به تولدی دیگر از منظر اخلاقی و استعلایی می‌انجامد، علیرغم رادیکالیسمی بیشتر سیاسی که همیشه ازنظرروانی در جستجوی قدرت بوده است، در عین حال همراه با ایمان به "خود" نیروی خود، اراده خود، که اخلاق "اراده معطوف به اراده" است، علیرغم ادعای نیچه که "معطوف به قدرت" است بوده، انسانی که حتی برای دیگری فدا کاری می‌کند. چه بسیار کنش و حضور در صحنه اجتماعی بخاطر رهایی جمع است تا جاییکه "جان هم می‌دهد" شهادت، یعنی در عین حال که در جستجوی استعلاء است این استعلا را در حوزه نظر در "دیگری اندیشی" یافته که "عبادت بجز خدمت خلق نیست". یعنی به بهانه اخلاق دیگری را تحت سلطه خود در نمی‌آورد که در عرفان غالبا "مراد" نماد آنست، از نظر او، با گسست از خویشتن خویش و منافع خویش به دیگری پیوسته، که استعلا ء را درچنین کنشی در گذشت وفداکاری برای "غیر" دیده، که در نظامات سرمایه داری غرب این "دیگری" با استعمار و استثمار و استحمار بعد از دوران مدرن بلعیده شد، و یا حتی در بیان و کلام این "غیر" به "من" تقلیل یافته و به طریقی جایی برای او نمانده است که امروز با رشد تکنولوژی ارتباطات بیشتر "فلسفه غرب توانسته همه چیز را در کلیت وذهنیت القایی خود خلاصه نماید". در حالیکه این روشنفکری چنانچه امکانات و آزادی "بیان" داشت، می‌توانست در جهان با ارائه دیدگاههای جدید کلیت بالا را به چالش بکشد. چه خداپرستی اینان علاوه بر بار تمدنی، دینی بار فلسفی وعلمی داشت.

 

زیرا که اینان در حوزه‌های علمی، مدیریت (نخشب)، جامعه شناسی و تاریخ (شریعتی) و روانشناسی (سامی) کار کرده و گروههایی در فلسفه و... به نقطه نظرات جدیدی در رابطه با جوامعی چون ما رسیده بودند. در ایران به بهانه اخلاق و یا دین این "من" بارها اجازه نداده "دیگری" ابراز وجود کند. در دوران پیشامدرن همراه با زر و زور "نخشب" و "تزویر" که شریعتی بدان اضافه کرد چون بیشتر به مذهب و پیرایش آن پرداخت.

 

با این ابزارها قرنها این سلطه اعمال شد، این روشنفکر فرهنگ حاکم برجامعه زمانه خودرا به چالش گرفته که غالبا احساس بر عقلانیت غلبه داشته، و در برابر ناملایمات تاریخی و جغرافیایی همیشه ناله و اندوه حاکم بوده، تا جاییکه فردوسی میگوید "خرد چشم جانست چون بنگری / تو بی چشم شادان جهان ننگری" و گروههایی از این غم و اندوه تغذیه شدند و سرانجام حاکم و البته توده‌ها همیشه محکوم، که سرنوشت محتومشان با این "از خود بیگانگی" نکبت بار بود. و قدرت سیاسی و نفتی از آن بهره می‌گرفت، که انقلاب اسلامی بیشتر علیه این جریان با روحانیون ترقی خواه و آینده نگر بود. اگرچه تدریجا برعکس شد.

 

روشنفکر تلاش اولیه‌اش باید آگاهی بخشیدن به این توده بوده اگر اجازه می‌دادند، ولی قبل از آن "نداری و فقر" بدتر بود. بدین خاطر این روشنفکر درعین حال سوسیالیست است، از نظر او سوسیالیسم حتی "یک سیستم توزیع نیست، یک فلسفه زندگی است و اختلاف آن با سرمایه داری در شکل نیست در محتواست، سخن از دو نوع انسان است که در فطرت و جهت باهم در تضادند. (شریعتی)

 

حتی در مارکسیسم که به استالینیسم وسرمایه داری دولتی انجامید. این تضاد وجود دارد زیراکه فروپاشی شوروی بیشتر حاصل بی توجهی به اخلاق در حوزه‌های مختلف بویژه در سیاست بود. امری که گورباچف در جواب پیام رهبرفقید انقلاب در آنزمان گفت " سوسیالیسم یعنی اخلاق و مناسبات اجتماعی که مبتنی بر اخلاق بود.(نقل به مضمون از لوموند ۱۹۸۷)

 

با اینحال برای نوگرای دینی اخلاق معنی دیگری هم داشت وآن "خلق وخلاقیت" بود که می‌توانست از "متن" علیرغم برداشهای گذشته، معانی دیگری بر آورد، تا خودرا با شکستن همه بتهای تاریخی پوسیده کهنه "خلق مجدد" کند، تا از دوران شبان-رمگی به بهانه دین متحجرانی، و یا به بهانه "تخصص" مدعیانی متحجرتر، فراتر رود. وگرنه در عقب ماندگی نهادینه دراین آب وخاک می‌ماند. علیرغم روشنفکری غیردینی ما که بیشتر از‌هایدگر و نیچه الهام میگرفت. چه، بخشی از تکامل تاریخی مدیون "آرمانگرایی" انسانهای آرمانی است که با نیهلیسم فعال با معضلات روبرو شدند. که دراین مقطع برای روشنفکردینی "اومانیسم بومی" انسان دارای حقوق و کرامت است که از نظر قران خلیفه خداست.

 

ولی در نیهیلیسم نیچه، که اودر غرب سرمایه وتکنیک بخاطر اراده معطوف به قدرت " خدارا مرده یافت. " ازبستر تفکراتش " هیتلر بر آمد که " او نماینده آریستوکراسی زمانه خود بود، که " با نقدرادیکال از مدرنیته اولین آنتی مدرن بسود حکومت اشرافی در غرب بود- مارسل گوشه – که با تغذیه رمانتیسم فردی به ترک مدرنیته ببهانه انحطاط برهرگونه نوگرایی قلم بطلان کشید "‌هابر ماس.(۱۲)

 

ولی اینجا هنوز خدا نمرده است اگر در عمق فرهنگ جامعه تعمق کنیم، اگرچه قدرت همیشه در پشت آن پنهان شده. در کشورما کار روشنفکر بر گرفتن نقاب از این مفهوم در "سیاست" است، تا با نگاهی تازه به انسان بر "تاریخ - خدایگان و بنده" ما قلم بطلان بکشد.

 

در جامعه ما "عشق" این توجه به دیگری را تسهیل نموده است. وعدالت می‌تواند حاصل این گونه اخلاق وعشق باشد. کار این روشنفکر در نزدیکی به توده مردم بخاطر آنست که "با تعمق در فرهنگ توده می‌توان از سطح گذشت و در عمق عناصری رهایی‌بخش در عمق یافت".(پیر بوردیو..)

 

در جنبش ۱۹۶۸ فرانسه همه فریاد می‌کردند "ما همه نیچه‌ای شده‌ایم" آیا موضع اجتماعی او که دفاع از نازی‌ها بود فراموش شده بود؟، از نظر‌هابرماس "آری" بخاطر نسبی گرایی و بی اخلاقی‌ها که دنیا بدان گرفتار شده بود (۱۳)، که مشکلات امروز غرب بخش اعظمش حاصل فراموشی انسان و اخلاق است ودر کشور ما با یک انقلاب اسلامی واقتصاد نفتی به‌همچنین.

 

چه بسیار روشنفکران مارکسیست در بسیاری انقلابها علیرغم قدرتمدران روس و چین و... بخاطر دیگری، مبارزه با فقر، استبداد و...شکنجه و زندان شدند، حتی در راه عقیده در برابر خشن ترین دیکتاتورها جان باختند، (نگاهی به کتاب در دادگاه تاریخ از ری مدودوف) امری که با مارکسیسم نمی‌خواند.

 

در میان دینی‌ها این امر بیشتر قبل از انقلاب در میان نیروهای چریکی مشهود بود، اگر چه در نهایت بخاطر نواقص ایدئولوژیک و تحلیل، و رهبرانی قدرت طلب و عدم درک شرایط همه تلاش‌هاشان به هدر رفت.

 

۶

گفتم خداپرست، وروشنفکری دینی، اصطلاحی که متعلق بیک جنبش "اصلاح طلبانه" در دوره‌ای از تاریخ کشورهای مسلمان وشاید غیر مسلمان هم به طریقی دیگر بوده که از دین "اجتماعی" در گفتمان‌های غالب فراتر رفته، الهیات روشنفکری بیشتر مبتنی بر "الهیات تنزیهی" که رهایی‌بخش است، از هر پدیده تقدس زدایی کرده، در این رابطه حقی همانند خود برای دیگری قائل است، چون "خود" با یک رابطه و تعامل با "غیر" که به تکوین جامعه مدنی، حقوق شهروندی منجر شده، به "جامعه ارگانیک" سرانجام می‌یابد. امری که در جامعه شناسی غرب توسط اسپنسر جامعه شناس انگلیسی بطریقی دیگر "داروینیسم آجتماعی" مطرح و جامعه مدنی حاصلش شد، از نظر او این جامعه ارگانیک حاصل نهایی فرضیه تکامل داروین در حوزه جمع بوده، دربرابر دورکهیم جامعه شناس معروف که شکل‌گیری جامعه ارگانیک راحاصل ظهور "روشنفکر خودبنیاد" مطرح کرد، و مدتها باعث تعارض این دو جامعه شناس بود. (۱۳)

 

امروز از نظر آلن تورن این روشنفکر در جامعه با "کنش" و یا ارائه ایده‌ای که گاهی عامل جنبشی اجتماعی شده حضور خودرا به اثبات می‌رساند. ولی با تمام اینها امروز روشنگری غرب بخاطر بی اخلاقی‌ها و نگرش "مادی" هم در حوزه چپ و هم در حوزه راست سرخورده وعقیم شده است.(Des enchentmente) (مارسل گوشه) و با القائات نیچه، که او مسئول ورود غرب به پست مدرن است، رشد و توسعه کنونی جهان که حاصل دینامیسم تلاشهای جمعی است، با تمام انتقادات نادیده گرفته می‌شود.(هابرماس) (۱۳). بویژه که دولتهای سوسیال دموکرات با تمام مشکلات توانسته‌اند حداقلی رفاه رانسبت به جوامع جهان سوم همگانی کنند، این روشنفکری دینی حداقل با نیهیلیسم هنوز سروکاری نداشته و اگر داشته نوعی نیهیلیسم فعال است که پیشداوری و پیش‌انگاری‌های تحمیلی گذشته را نفی کرده، که همه نشانه نوعی تمدن فرسوده‌اند تمدنی که در حال فروریزی است، حتی امروز که نوعی اپیکورگرایی و رواقیگری" از دوسوودو طبقه اجتماعی "جوانان و کلانسالان" در کشورعقب افتاده تبلیغ می‌شود، که در یکی اخلاق و معنویت از دست رفته و در یکی "زمان" فراموش شده، و"خواست آزادی و رهایی" که مبنای کنش است از یاد رفته، خواستی که باید از سوی روشنفکر تقویت شده و به عنوان کنشی خلاقانه در کوچه و خیابان مبنای باورهای جامعه در برابر خرافات و دروغ قرار گرفته. چه امروز "این خواست گرفتار بردگی غریزه در کشور ما شده است" که فساد حاکم بخشی حاصل این امر است. اشتباه روشنفکر مارکسیست آنست که هنوز همه را از نگاه اقتصادی و تولید مین‌گرد در کشوری که اصلا تولید ندارد.

 

این خواست "خواست رهایی" باید چون "اراده معطوف به قدرت نیچه" در ذهنیت روشنفکری ما نهادینه شود.که امروز با " جنبش سبز به نسبتی آغاز شده، با توجه به اینکه نیچه که روزی تئوری پرداز قطب فاشیست بود در دهه چهل در فرانسه تا شصت تئوری پرداز قطب انقلابی شد. ودرشرایط امروزی ما با روشنفکرانی که بحساب خود هر نوع آرمانگرایی ومسئولیت را در کشوری بی هدف ونفتی پس میزنند، در برابر جنون سرمایه داری نفتی که هرمانعی را واپس زده وبخود حق میدهد هرنوع ارزش انسانیرا بنام دین وخدا لگد مال کند، وعلیرغم سرمایه داری غرب صنعتی که روزی خردگرا بود، این بشدت خردگریز وغیر منطقی است، با جنون وهذیانی که ترمز وفرمان ازدست داده، آنچه جنون ویا این هذیان سرمایه داری نفتی را افشا مینماید نه عقلانیت موجود درعملکردآن، بلکه غیر منطقی وغیر عقلانی بودن این سرمایه داری وحشی است که با پارادکس درون‌زای غیر منطقی به حیات خود ادامه داده، آن چیزی که نه مارکس و نه ماکس وبر هرگز به چنین پدیده‌ای اشاره‌ای نداشته و شاید تصورهم نمی‌کردند.

 

روشنفکر بومی با حضور در این میان می‌تواند به تشدید "خواست" انسان‌های غفلت زده و کنش پذیر با باز تولید مداوم مطالبات جمعی و حقوقی، این سرمایه داری نفتی و باندهای تمرکزگرا را افشا، و یک جنبش رهایی‌بخش را البته به وسایل دموکراتیک "اصلاح طلبی" راه بیندازد که ممکن است حتی در انتخابات باشد، امری که انجام شد که بسیاری از آن غافل بودند. و بارها تحریم کرده که جنبش را بتاخیر انداختند.

 

مشابه آن به طریقی دیگر، در جنبش ۱۹۶۸ در فرانسه براه افتاد که کارش بیشتر افشاگری جنون سرمایه داری غرب بود، ازینرو بسرعت فروکش کرد ولی نمی‌توان اثرات بعدی آنرا نادیده گرفت، که پس از مدتها بلاخره سوسیالیستها به قدرت رسیدند و لوایحی بسود محرومین تصویب وبه اجرا در آودند.

 

این روشنفکر حداقل بخاطر رهایی خودش و تعهدش باید در صحنه بوده و زمینه ساز تحقق دموکراسی به هر قیمت گردد، به همین دلیل امروز به شدت تحت فشار است – با اینحال در کشور ما همه را غافلگیر کرده، از حاکمین تا محکومین که همیشه تضاد این دو در جامعه مسئله ساز بود ولی امروز دیگرشده، هما نگونه که جهان دیگر گردیده، رشد ارتباطات روند حودث را تسریع کرده، باید گذارد درداخل خود راهبر وراهبردار باشد،

 

امروز دیگر تعریف انسان در مفهوم نیست بلکه در "کنش" است که فضاهای ممنوعه را در می‌نوردد، که شاهدیم امروز او از روشنفکران دینی که "خداپرست" است، با برداشتی "فلسفی" نه از روایات و...، نه از آنها که از هرچیز حتی "خدا" ابزار می‌سازند، بلکه اوبا نفی "کیش شخصیت" با نفی خود - نفی روز تولدش- نشان داد، که تحت اشعاع "الهیات تنزیهی" بیشتر به مردم بها داد که حقشان بود، مشکل ما از اول انقلاب همین کیش "شخصیت " و انحصارگری بود.، با الهیات تنزیهی است که از هر پدیده میشود "تقدس زدایی" کرد واجازه نداد کسی "بت" شود، اوج "الهیات تنزیهی" همین جاست که حتی از "خود" بخاطر جمع می‌گذرد.

 

او امروز از بستر "اله اکبرها" از سر بامها بر آمده که فلسفه خاص خودرا دارد، وهنوز در کشورما "کارساز" است، امری که در جهان که مدعیان "سکولاریسم" و "لاییسیته" را مات نمود، در جهانی که "ادیان سکولار" شاهد ورشکستگی و انحطاط جوامع امروزی مدرن هستند.

 

امری که زمینه ساز نوعی "سکولاریسم" است که اگرچه دین از دولت جداست ولی نه بر پایه "هر هری مسلکی" باشد به بهانه "لیبرالیسم" که عده‌ای غارت کنند و"بجای حقوق بشر حقوق مصرف کننده مد نظر باشد" (آلن تورن)(۱۴). چه لیبرالیسم ابتدا در برابر کلیسا و تاریک اندیشی‌ها بر آمد و بعد وسیله غارت و استعمار واستحمار و استثمار و جنگهای خونین و سلطه شد که ورشکستگی و غارت بانکهارا امروز شاهدیم.

 

بدین خاطر در کشور نفتی اگر بخواهیم "خرافات باوران" جایی نداشته باشند راه حل "سوسیال دموکراسی" است. تا طبقات فرودست جامعه هم در برابر عوامفریبی‌ها "بهداشتی" شده، وحکومتی چون امروز با تقلب انتخاباتی حاکم نگردد، چه امروز "مشروعیت" از توزیع درآمد عادلانه نفت ناشی می‌شود، البته امروز راه حل "جنبش سبز" داخل ایران است که انتخابات آزاد، و با شرایط اجتماعی ما درنهایت "سوسیال دموکراسی" است. اگرچه بنظر بعضی با " تقلیل مفاهیم " که درکاربردی کردن مفاهیم شرایط راهم باید درنظر گرفت، درعین حال که باید دانست که "سوسیالیسم یعنی برنامه اقتصادی"(خلیل ملکی)(۱۵)

 

لیبرالیسم و آزادی اندیشه در دموکراسی مرعی است، ولی در کشورما بدون "اقتصاد بازار" هم باندهایی غارت می‌کنند، وای به اینکه به توجیه قانونی و یا ایدئولوژیک به "لیبرالیسم" برایشان بپردازیم. بدین‌گونه "سوسیال دموکراسی" بر لیبرال دموکراسی در ایران امروز هنوز هم ترجیح دارد، حتی اگر در "قالبی" دیگر که بیشتر کاربردی باشد، چه هنوز هم عده‌ای درجستجوی "پیراهن عثمان" در دست روشنفکرانند.

 

در ضمن هنوز هم شعار روز "رای من کجاست؟" بوده که نباید از آن غافل شد، ولی نیاز به "دموکراسی اجتماعی" داریم که دموکراسی امروز دیگر "آرمان" و ایده نیست، بلکه متدولوژی است که با انتخابات آزاد، صندوق رای، کنشگران اجتماعی متحقق میشود (۱۶).

ساقی به جام عدل بده باده تا گدا / غیرت نیاورد که جهان پربلا کند (حافظ)

 

--------------------

پانوشت‌ها

۱- مبارزات سید جمال

۲- در پاریس که "جمهوری ما مثل جمهوری فرانسه است"

۳- که مراجع همراه با مدرس به رضاشاه گفتند رییس جمهور نشود و شاه شود

۴- از "جک مک کوری کتاب "فلسفه وجودی" ترجمه حنایی کاشانی

۵- از کتاب سیمای شجاعان – کندی

۶- از کتاب استراتژی صلح " جان اف کندی

۷- از کتاب "چگونه مثل برف آب شدیم"

۸- روزنامه شرق

۹- درسخنرانی در دانشگاه که ضرورت "مدل" رابرای اجرا تایید کرد

۱۰- از "جامعه شناسی هنر" آرنولد‌هاورز- ترجمه امین موید - انتشارات چاپخش

۱۱- از غلامحسین دهشیار روزنامه شرق

۱۲- از کتاب عوامل توسعه غرب وعقب ماندگی ایران – محمود نکوروح – انتشارات چاپخش

۱۳- از مجله علوم انسانی – پاریس شماره ۳۲

۱۴- آلن تورن جامعه شناس فراتنسوی در کتاب " دموکراسی چیست؟"

Qu est quela democrati -۱۵ – درسال ۱۳۳۸ شادروان خلیل ملکی وقتی از کنگره سوسیالیستها دراروپا باز گشت درجواب سوالی گفت "سوسیالیسم یعنی برنامه اقتصادی"

۱۶ - از کتاب "La democrati contr mem La" از مارسل گوشه پاریسٍ

 برگرفته از: ايران امروز



توسط -- بیژن رحیمی -2009-10-24-

 

یونانی های قبرس نژادپرست ترین مردم اروپا هستند

بر اساس نظرسنجی دانشگاه اروپا در بخش یونانی نشین قبرس، یونانیهای این جزیره نژادپرست ترین مردم اروپا به حساب می آیند

 

تاریخ انتشار 10.11.2009 14:15:56 UTC

به روز شده 10.11.2009 14:15:56 UTC

بر اساس نظرسنجی دانشگاه اروپا در بخش یونانی نشین قبرس، یونانیهای این جزیره نژادپرست ترین مردم اروپا به حساب می آیند. یونانی های قبرس همچنین در زمینه ترس از خارجی ها در رده نخست اروپا قرار دارند.

این نظرسنجی که در مطبوعات یونانی بازتاب و مناقشات فراوانی داشته است نشان می دهد یونانی های قبرس کمترین خودباوری را در مقایسه با سایر جوامع دارند و به همین دلیل ترجیح می دهند به کلیسا بروند.

اکثر افراد پرسش شونده خواهان محدودیت در ورود افراد خارجی به بخش یونانی نشین قبرس هستند.

بنا به بخش دیگری از این نظرسنجی مشخص شد یونانی های قبرس در اروپا در رتبه نخست از لحاظ تماشای تلویزیون و در رتبه آخر از لحاظ استفاده از تکنولوژیهای نوین از جمله اینترنت قرار گرفته اند.

با این وجود مردم یونانی تبار قبرس نسبت به سایر جوامع اروپایی بیشتر از همه از زندگی خود راضی بوده، وضعیت خود را امن دانسته و بیش از همه کشورهای اروپایی به نهادهای دولتی خود اعتماد دارند.

 

 

 

 

 

 

وزارت خارجه آمریکا: اسرائیل فاقد معیارهای لازم برای دموکراسی است

اداره دموکراسی، حقوق بشر و کار وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا: اسرائیل نسبت به مسلمانان، مسیحیان، زنان، اعراب و حتی شهروندانی که یهودی نیستند اعمال تبعیض می نماید

 

تاریخ انتشار 10.11.2009 16:42:45 UTC

به روز شده 10.11.2009 16:42:45 UTC

در گزارش آماده شده از سوی وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا، اعلام گردید که اسرائیل فاقد معیارهای لازمه برای یک جامعه مبتنی بر تسامح، گذشت و دموکراسی می باشد.

در این گزارش که از سوی اداره دموکراسی، حقوق بشر و کار وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا تهیه شده آمده است: اسرائیل نسبت به مسلمانان، مسیحیان، زنان، اعراب و حتی آندسته از شهروندان خود که یهودی نیستند اعمال تبعیض می نماید.

بر گزارش مذکور با اشاره به اینکه اسرائیل بین گروههای قومی مختلف اعمال تبعیض می نماید و به مکانهای مقدس و آثار تاریخی احترام قائل نیست به اهمال کاری این کشور در قبال مکانهای مقدس متعلق به مسلمانان و مسیحیان تاکید شده است.

در این گزارش با اعلام اینکه، ۳۰۰ هزار فردی که به اسرائیل مهاجرت کرده اما یهودی محسوب نمی شوند اجازه ازدواج، طلاق و دفن در قبرستانهای یهودیان را ندارند، تاکید گردیده است که در اسرائیل به ازدواج افراد دارای دیگر ادیان اجازه داده نمی شود.

 

 

 

 

 

استانبول پایتخت فرهنگی اروپا

استانبول با گنجینه تاریخی و فرهنگی و نیز چهره مترقی و مدرنش سیمای متعددی از خود به نمایش می گذارد

 

تاریخ انتشار 06.11.2009 14:59:31 UTC

به روز شده 06.11.2009 15:04:29 UTC
هنگامیکه صحبت از یک شهر می شود چه چیزی به ذهنتان متبادر می گردد؟! آیا یک رمان، یک قصه و یا یک ترانه، کدامیک؟!
آیا یک فیلم مستند، یک فیلم تخیلی و یا یک تئاتر هنری؟!
این مورد می تواند موضوع صحبت یک کنفرانس نیز قرار بگیرد. در واقع با هر یک از آنچه که بر شمردیم می توان یک شهر را معرفی نمود. طبیعتا هنگامیکه شهر مورد بحث ما استانبول باشد هیچیک از اینها به تنهایی قادر به معرفی کردن آن نمی باشد. معرفی کردن استانبول کار سختی است.
استانبول به اندازه ای غنی و ثروتمند است که صرفا با یک فعالیت هنری، براحتی نمی توان آنرا برای کسانی که نمی شناسندش بیان کرد.
بی تردید در این قبیل معرفی ها هنر وسیله مهمی است. در واقع یک کار هنری می تواند در یک مدت کوتاهی تصویر و احساس بسیاری را بصورتی موثر به تماشاچی منتقل کند.
بنابراین در میان موضوعاتی که قرار است است استانبول را در سال 2010 بعنوان پایتخت فرهنگی اروپا معرفی نماید موضوعات هنری متعددی وجود دارد. اکنون به شرح یکی از این موضوعات خواهیم پرداخت. قصد این پروژه معرفی کردن استانبول است. اما موضوع این پرژه یکی از شاخه های هنری که قبلا بر شمردیم نیست. خلاصه اینکه هنر دوستان را برنامه ای شبیه به رویا و خیال انتظار می کشد.
نام این برنامه "رویاهای استانبول" است .
این برنامه قصد دارد همانند نامش استانبول، این شهر رویاها را با بیان رویاها معرفی نماید.

در روزهایی که گذشت پروژه ها معرفی شدند.
نخستین نمایش، در ماه اکتبر سال 2010 برگزار خواهد گردید.
برنامه رویای استانبول که از زاویه دید 7 گردشگر متفاوت و بصورتی نیمه رویائی و نیمه واقعی تلاش خواهد کرد تا تابلوئی از استانبول را به نمایش بگذارد از سوی گروه ترکیه ای و بسیار معروف رقص آتش آناتولی حاضر شده است.
این نمایش که بصورتی موزیکال و همراه با رقص آماده شده، اقدام به تفسیر استانبول خواهد کرد و از دیدگاه شخصیتهای متعدد خارجی، جلوه های مختلف شهر استانبول را به نمایش درخواهد آورد. تاریخ پرشکوه استانبول که صحنه زندگی شخصیتهای متعددی بوده، فرهنگ عمیق شهری که میزبان سه دین آسمانی بوده، از طریق گروه رقصی که از زاویه دید فرهنگهای خارجی در قالب رقصی مدرن و محلی اجرا می شود در برابرمان تجلی خواهد یافت.
استانبول خود به تنهایی یک منبع الهام است. استانبول با گنجینه تاریخی و فرهنگی و نیز چهره مترقی و مدرنش سیمای متعددی از خود به نمایش می گذارد.
استانبول همراه با این ویژگیهایش، امکان حضور همزمان تجریبات، طرز زندگی و لذاید متعدد و مختلف را فراهم می کند.
پروژه رویاهای استانبول، از یکسو چهره امروزی و سیمای تاریخی استانبول و از سوی دیگر نیروی وحدت آفرین و عمیق جغرافیای این شهر که میزبان فرهنگهای مختلف بوده را به نمایش می گذارد.

گروه رقص آتش اناتولی که پروژه رقص استانبول شهر رویاها را آماده کرده و تا به امروز ترکیه را بصورت موفقیت آمیزی در خارج از کشور تمثیل کرده، هنردوستان را عاشق خود کرده است. مبنای اصلی این گروه اتفاق تمدنها بوده و از طریق رقص ضمن آماده کردن زمینه نزدیکی فرهنگهای غربی، اقدام به دادن پیامهای صلح دوستانه جهانی می کند.
گروه رقص آتش آناتولی ضمن ترکیب کردن رقصهای محلی با باله، رقص مدرن و دیگر اصول رقص به جهان، نمایشی از فرهنگ را تقدیم می کند.
این گروه با رهبری هنری مصطفی اردوغان، از طریق رقص آتشینین، وظیفه معرفی جهانی عشق، فرهنگ، و موزائیک تاریخی هزاران ساله اناتولی را که با صلح عجین شده برعهده دارد.
این گروه منبع الهام خود را از میتولوژی و تاریخ فرهنگی هزاران ساله آناتولی می گیرد. این گروه ضمن تغذیه معنوی و فرهنگی از منابع مذکور، از نواحی متعددی، موسیقی و رقصهای محلی را گلچین می کند.
امروزه گروه رقص آتش آناتولی ضمن قرار گرفتن در میان گروههای رقص شناخته شده جهان، همراه با رقص پر سرعت ساحل دریای سیاه، عنوان پر سرعترین گروه دانس در جهان را دریافت کرده و موفق به ورود به کتاب رکوردهای گینس نیز شده است.


از سال 2001 تا به امروز، گروه رقص آتش آناتولی که در صحنه های جهانی به اجرا پرداخته است، با اجرا کردن بیش از 750 نمایش رقص و گلچین کردن بیش از 3000 رقص و موسیقی محلی و نیز اجرای زنده این برنامه های در برابر بیش از 14 میلیون تماشاچی، یکی از بزرگترین و مهمترین گروههای رقص در جهان است.
مصطفی اردوغان رهبر این گروه رقص، در برنامه معرفی پروژه رویاهای استانبول، اظهار داشت که این پروژه را با اتکاء به تجریه و اعتماد به نفسی که در صحنه های جهانی به دست آورده اند به مورد اجرا خواهند گذاشت.
اردوغان ضمن بیان اینکه قصد دارند تا پروژه را به گونه ای که شایسته استانبول است به صحنه ببرند و در همین راستا سالها است که تجربه کسب می کنند، بر عمق غنای فرهنگی استانبول و دشواریهای معرفی آن اشاره کرد.

رویاهای استانبول که در تاریخ 27 ام ماه اکتبر ضمن معرفی به تهیه مقدمات اجرای آن پرداخته شده است، از 2 پرده و 7 قسمت تشکیل شده است. در واقع استانبول از دید هفت خارجی و نیز از دید ما معرفی خواهد شد.
از طریق حکایتهای چهار زنی که بدون ارتباط با یکدیگر جهت گردش و تحقیق به استانبول آمده اند و نیز همراه با داستانهای نقل شده از سوی 3 مرد جهانگرد، جلوه های رویائی، دینی، تاریخی، حکایت گونه، فوق العاده، اسرار انگیز، افسانه ای و نیز واقعی استانبول بر روی پرده خواهد رفت.
یک جهانگرد انگلیسی که در رابطه با شهرهای مغروق استانبول تحقیق می کند، یک تاریخدان آلمانی که به امور دینی علاقمند است، یک دختر هلندی دوستدار موتیوهای شرقی، یک دیرینه شناس یهودی الاصل اسپانیائی، یک زن روس و نیز حکایتهای یک ایده الیست شیفته تاریخ اسلام که تقریبا هرگز نمی خوابد، خواهند کوشید تا راهنمای شناسایی و معرفی مجدد استانبول شوند.
رویاهای استانبول، ضمن تاکید بر غنای فرهنگی و تاریخی شهر استانبول بر نقش ویژه تنگه بغاز ایچی در استانبول همراه با موضوع اب، جلب دقت می کند.
به این ترتیب از روزگار امروز استانبول شروع کرده و ضمن بازگشت به گذشته، صحنه ای همراه با جلوه های مختص به خود، هم از نظر محتوا و هم از نظر دکور طراحی خواهد شد.
همچنین در این نمایش برای نخستین بار برخی از تکنیکهای جدید مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
گروه رقص آتش آناتولی که برای پروژه رویاهای استانبول با تمامی نفرات موجود خود تلاش خواهد کرد، اقدام به نمایش 30 برنامه خواهد کرد که دامنه آن تا سال 2011 نیز ادامه خواهد داشت.
این گروه سپس به 6 کشور مختلف سفر خواهد کرد.
گفته می شود که قصد بر این است تا این نمایشها طی 10 سال به مورد اجرا گذاشته شود.

تا به امروز از جلوه های استانبول سخن گرفتیم و از صدا و بوی آن حرف زدیم.
اکنون به این سریال معرفی استانبول، هنر رقص نیز افزوده می شود.

 

 

http://www.trt.net.tr/trtinternational/fa/news.aspx?dil=fa


ایران | 01.11.2009

عضویت ایران در پروژه نابوکو
نظر ترکیه، اتحادیه اروپا و آمریکا

 

مسیرخط لوله نابوکو

ترکیه خواستار توسعه روابط اقتصادی خود با ایران است ترکیه سعی دارد ایران را در پروژه خط لوله نابوکو سهیم کند. این اقدام در حالی است که هم‌پیمانان غربی ترکیه و بخصوص آمریکا این کشور را از نزدیکی به ایران برحذر می‌دارند

 

 

 

ایران پس از روسیه صاحب بیشترین منابع گاز دنیاست. ترکیه در نظر دارد تا با شرکت ایران در پروژه خط لوله نابوکو، گاز طبیعی خزر از راه ترکیه، بلغارستان، رومانی و مجارستان به اتریش منتقل ‌شود. به همین جهت مقامات این کشور می‌خواهند در سال‌های آتی میلیاردها دلار در جهت بهبود زیرساخت صنایع تولید انرژی در ایران سرمایه‌گذاری کنند. این خبر در جریان سفر رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، به ایران بازتاب وسیعی یافت. یک مقام بلندپایه ایرانی نیز در همین مورد اعلام کرد که گفت‌و‌گوهایی در همین مورد با شرکت‌های تولید انرژی در اروپا انجام شده است.

 

نابوکو

 

در ماه ژوئیه سال جاری میلادی سران پنج کشور ترکیه، اتریش، بلغارستان، رومانی، مجارستان و همچنین نمایندگان اتحادیه اروپا در نشستی در آنکارا شرکت کردند و پایه‌های شروع پروژه خط لوله نابوکو را تصویب کردند. این خط لوله‌ی ۳۳۰۰ کیلومتری از روسیه نمی‌گذرد و گاز حوزه دریای خزر را به اتریش می‌رساند. قرار است گاز آذربایجان و ترکمنستان از سال ۲۰۱۴ میلادی به سوی اتریش به حرکت در آید. گذر نکردن خط لوله از روسیه، به اتحادیه اروپا کمک می‌کند تا وابستگی کمتری به انرژی روسیه داشته باشد.

 

آمریکا، منتقد نزدیکی

 

کوشش ترکیه برای نزدیک شدن اقتصادی به ایران و همکاری‌های صنعتی در زمینه انرژی، همواره با انتقاد آمریکا روبرو بوده است. مقامات آمریکایی همواره در موردهای مشخص، مثلا در رابطه با همکاری‌های اقتصادی میان اتریش و بعد سوئیس با ایران، همواره هشدار داده‌اند و به گونه‌ای جلوی این همکاری‌ها را گرفته‌اند. دلیل اصلی آنان برای این ممانعت، این ادعا بوده که همکاری اقتصادی با ایران کمک به تروریسم در سطح جهان است.

 

ترکیه: "پلی میان شرق و غرب"

 

اردوغان در دیدار اخیرش از ایران به همراه محمود احمدی نژادBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  اردوغان در دیدار اخیرش از ایران به همراه محمود احمدی نژاد اما اردوغان که تنها کشور مسلمان ناتو را رهبری می کند، خواستار همکاری با ایران است و بار دیگر سخنانی را که در تهران زده بود، تکرار کرده است که تحریم ایران را بخاطر برنامه‌های اتمی نمی‌پذیرد. این در حالی است که ترکیه بهترین روابط را با آمریکا دارد و روابطش با کشورهای اسلامی نیز خوب است. ترکیه می‌خواهد از موقعیت خود به عنوان پلی میان غرب و شرق نهایت استفاده را ببرد و کشورش را تا حد اهرم ارسال انرژی جهان ارتقا بخشد.

 

منفعت‌گرایی اتحادیه اروپا

اما گویا اتحادیه اروپا نیز چندان مخالفتی با طرح ترکیه برای ورود ایران به نابوکو ندارد. رضا کسایی‌زاده، مدیر عامل شرکت ملی صادرات گاز ایران، روز شنبه (۳۱ اکتبر) در گفت‌و‌گویی با خبرگزاری مهر بر این نکته تاکید کرد که به طور قطع بدون گاز ایران اجرای خط لوله نابوکو اجرایی نخواهد شد. مدیرعامل شركت ملی صادرات گاز ایران درباره آخرین وضعیت حضور ایران در طرح خط لوله نابوکو گفت که هم اکنون مذاکرات غیررسمی برخی از شرکت‌های اروپایی برای پیوستن ایران به این خط لوله آغاز شده است.

گرهارد شرودر، صدراعظم پیشین آلمان، نیز نظرش در این مورد مانند رضا کسایی‌زاده، مدیر عامل شرکت ملی صادرات گاز ایران، است. او می‌گوید که طرح خط لوله نابوکو بدون شرکت ایران نمی‌تواند اجرایی شود و به همین جهت باید اتحادیه اروپا اختلافات سیاسی با ایران را به پایان برساند تا بتواند با ایران به تفاهم برسد.

 

 

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4845419,00.html


 

کلینتون: ترکیه هم برای اتحادیه اروپا و هم از نظر صلح خاورمیانه از موقعیت مهمی برخوردار است

کلینتون با اشاره به اهمیت ترکیه از نظر اتحادیه اروپا و نیز صلح خاورمیانه گفت، ترکیه همچنین از نظر شناساندن صحیح دین اسلام به جهان نیز کشور الگو می باشد

 

تاریخ انتشار 03.11.2009 09:20:09 UTC

به روز شده 03.11.2009 09:20:09 UTC

بیل کلینتون رئیس جمهور سابق آمریکا و گرهارد شرویدر صدراعظم پیشین آلمان با شرکت در "کنفرانس بوغاز ایچی" در استانبول، پیامهای مهمی دادند.

کلینتون اظهار داشت که ترکیه هم برای اتحادیه اروپا و هم از نظر صلح خاورمیانه از موقعیت مهمی برخوردار است.

شرویدر نیز اظهار نمود که عزم راسخ و موضع رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و اصلاحات انجام شده، حتی رهبران اتحادیه اروپا را نیز شگفت زده کرده است.

بیل کلینتون گفت که در دوره ریاست جمهوری اش، می دانستند که ترکیه از کشورهای نقش آفرین در قرن ۲۱-ام خواهد بود و به همین دلیل، اهمیت زیادی به روابط با ترکیه قائل بودند.

کلینتون با اشاره به اهمیت ترکیه از نظر اتحادیه اروپا و نیز صلح خاورمیانه گفت: ترکیه همچنین از نظر شناساندن صحیح دین اسلام به جهان نیز کشور الگو می باشد.

کلینتون با بیان اینکه در دوره ریاست جمهوری خود، برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا با بسیاری از رهبران اتحادیه دیدار و برای متقاعد ساختن آنها تلاش کرده، گفت: این فعالیت ها را نه به خاطر ترکیه، بلکه به خاطر اروپا و جهان انجام داده ام.

شرویدر صدراعظم پیشین آلمان نیز اظهار داشت که عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا نه تنها برای ترکیه، بلکه برای اتحادیه اروپا نیز از اهمیت خاصی برخوردار است.

وی گفت: مرکل صدر اعظم آلمان مخالف عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا نیست، بلکه از نظر زمانی با مشکل مواجه است. بطور کلی رهبران اروپایی می خواهند به قولی که در سال ۱۹۶۳ به ترکیه داده اند، عمل کنند. ولی آنها این کار را با این نیت انجام دادند که پس از بیست سال به آن عمل خواهند کرد.

شرویدر با بیان اینکه اصلاحات انجام شده در راستای عضویت در اتحادیه اروپا حتی موجب شگفتی رهبران اتحادیه گردیده، گفت: "اردوغان نخست وزیر ترکیه در مدت کوتاهی، رهبران اتحادیه را در زمینه عزم ترکیه برای عضویت متقاعد ساخت، گفت: اردوغان در حال حاضر، یکی از رهبران محبوب می باشد."

http://www.trt.net.tr/trtinternational/fa/newsDetail.aspx?HaberKodu=9db14694-bc09-4e83-a5d9-94e5b6a877d2


2009.11.01

 

عضویت ایران در پروژه نابوکو

ترکیه خواستار توسعه روابط اقتصادی خود با ایران است. ترکیه سعی دارد ایران را در پروژه خط لوله نابوکو سهیم کند. این اقدام در حالی است که هم‌پیمانان غربی ترکیه و بخصوص آمریکا این کشور را از نزدیکی به ایران برحذر می‌دارند.

ایران پس از روسیه صاحب بیشترین منابع گاز دنیاست. ترکیه در نظر دارد تا با شرکت ایران در پروژه خط لوله نابوکو، گاز طبیعی خزر از راه ترکیه، بلغارستان، رومانی و مجارستان به اتریش منتقل ‌شود. به همین جهت مقامات این کشور می‌خواهند در سال‌های آتی میلیاردها دلار در جهت بهبود زیرساخت صنایع تولید انرژی در ایران سرمایه‌گذاری کنند. این خبر در جریان سفر رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، به ایران بازتاب وسیعی یافت. یک مقام بلندپایه ایرانی نیز در همین مورد اعلام کرد که گفت‌و‌گوهایی در همین مورد با شرکت‌های تولید انرژی در اروپا انجام شده است.

 

 

 

نابوکو

 

در ماه ژوئیه سال جاری میلادی سران پنج کشور ترکیه، اتریش، بلغارستان، رومانی، مجارستان و همچنین نمایندگان اتحادیه اروپا در نشستی در آنکارا شرکت کردند و پایه‌های شروع پروژه خط لوله نابوکو را تصویب کردند. این خط لوله‌ی ۳۳۰۰ کیلومتری از روسیه نمی‌گذرد و گاز حوزه دریای خزر را به اتریش می‌رساند. قرار است گاز آذربایجان و ترکمنستان از سال ۲۰۱۴ میلادی به سوی اتریش به حرکت در آید. گذر نکردن خط لوله از روسیه، به اتحادیه اروپا کمک می‌کند تا وابستگی کمتری به انرژی روسیه داشته باشد.

 

آمریکا، منتقد نزدیکی

 

کوشش ترکیه برای نزدیک شدن اقتصادی به ایران و همکاری‌های صنعتی در زمینه انرژی، همواره با انتقاد آمریکا روبرو بوده است. مقامات آمریکایی همواره در موردهای مشخص، مثلا در رابطه با همکاری‌های اقتصادی میان اتریش و بعد سوئیس با ایران، همواره هشدار داده‌اند و به گونه‌ای جلوی این همکاری‌ها را گرفته‌اند. دلیل اصلی آنان برای این ممانعت، این ادعا بوده که همکاری اقتصادی با ایران کمک به تروریسم در سطح جهان است.

ترکیه: "پلی میان شرق و غرب"

 

اردوغان در دیدار اخیرش از ایران به همراه محمود احمدی نژادBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اردوغان در دیدار اخیرش از ایران به همراه محمود احمدی نژاد اما اردوغان که تنها کشور مسلمان ناتو را رهبری می کند، خواستار همکاری با ایران است و بار دیگر سخنانی را که در تهران زده بود، تکرار کرده است که تحریم ایران را بخاطر برنامه‌های اتمی نمی‌پذیرد. این در حالی است که ترکیه بهترین روابط را با آمریکا دارد و روابطش با کشورهای اسلامی نیز خوب است. ترکیه می‌خواهد از موقعیت خود به عنوان پلی میان غرب و شرق نهایت استفاده را ببرد و کشورش را تا حد اهرم ارسال انرژی جهان ارتقا بخشد.

 

منفعت‌گرایی اتحادیه اروپا

 

اما گویا اتحادیه اروپا نیز چندان مخالفتی با طرح ترکیه برای ورود ایران به نابوکو ندارد. رضا کسایی‌زاده، مدیر عامل شرکت ملی صادرات گاز ایران، روز شنبه (۳۱ اکتبر) در گفت‌و‌گویی با خبرگزاری مهر بر این نکته تاکید کرد که به طور قطع بدون گاز ایران اجرای خط لوله نابوکو اجرایی نخواهد شد. مدیرعامل شركت ملی صادرات گاز ایران درباره آخرین وضعیت حضور ایران در طرح خط لوله نابوکو گفت که هم اکنون مذاکرات غیررسمی برخی از شرکت‌های اروپایی برای پیوستن ایران به این خط لوله آغاز شده است.

 

گرهارد شرودر، صدراعظم پیشین آلمان، نیز نظرش در این مورد مانند رضا کسایی‌زاده، مدیر عامل شرکت ملی صادرات گاز ایران، است. او می‌گوید که طرح خط لوله نابوکو بدون شرکت ایران نمی‌تواند اجرایی شود و به همین جهت باید اتحادیه اروپا اختلافات سیاسی با ایران را به پایان برساند تا بتواند با ایران به تفاهم برسد.

برگرفته از : DW


انتشار از: Arastu


KASIMLAR KASIMPATLARI KRİZANTEMLER

Ne öğrendiysem senden…

Her defasında senden bir harf

Ve benden kırk yıllık pranga mahkûmluğu,

Hesabı yok, müebbet

Ki esaretlerin en güzeli.

Her birimiz kendi benliğimizin tutsağıyız

Ve içimizde özgürlük denizleri.

O denize gemi, o gemiye kaptan,

O kaptana yelken

Ve o yelkene rüzgâr olan sensin!

Alıp götüren dört mevsimlerce

Ve karada ekim

Ve havada fırtına

Ve gizli dehlizlere yol bilensin…

Sen güneş ekip, ışık toplayan her hasatta,

Sen seslenen ;

Dünden, bu günden, yarından

Ve yankılanan kulaklarımızda, bilincimizde

Bağnazlığa, vurdumduymazlığa sağır edensin.

Kapatan kapıları yozluğa, yobazlığa

Sen çağdaş uygarlık hedefinin keskin nişancısı!

Karanlıkla dağlanan gözlere ışık

Ve el

Ve kol

Ve kanatsın.

Umaysın, umutsun, onayansın.

Kasımlar, kasım patları; Krizantemler

Dökülen kıpkızıl yapraklar

Ve yağmurla ıslanan şu aslanlı mermer yol…

Hala izindeyim!

Yaklaştıkça uzaklaşan ufkumda

Çoğalan masmavi özgürlüğümsün.

Unutmadım söylediklerini,

Hepsi dilimdeki ezberim.

Sana geldim.

Tanırsın beni, ben öğretmenim!

Sen gibi olmaya öykünen

Mustafa Kemallerden yalnızca bir tanesiyim.

Kasımlar, kasım patları; krizantemler

Ve dilimdeki türkümü getirdim sana Başöğretmenim!

Sen ölmedin.

Ve ben de daha ölmedim!

Olmuş, olacak ne varsa,

Olmazdan yana;

Haykırmaya hazır sesim,

Göğsüm kalkan, çevremde en güzelleri öğrencilerin

Açtığın yolda, gösterdiğin hedefe

Hiç durmadan yürüyeceğime

Sonsuza kadar and içerim!

ECE VARDAR


یونس شاملی

 

 

 

چه شعارهایی برای اعتلاء جنبش اعتراضی مردم مفید است؟

یونس شاملی

شعارهای مردم در حرکتهای اعتراضی نه تنها نقشی جدی در روند رو به رشد آن دارد، بلکه این شعارها تعیین کنند سمت سوی مطالبات و خواستگاههای مردمند. طرح شعارهای اعتراضی بعد از کودتای انتخاباتی و اعلام نتایج دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری به سرعت شکل و شمایل متفاوتتری به خود گرفت و اینک در آرامش بعد از طوفان اول، امکان اندیشیدن به شعارها و تاثیرات تاکتیکی و استراتژیک آنان برمناسبات سیاسی در داخل و خارج از ایران فراهم شده است.

 

به جرات میتوان گفت که انتخاب شعارهای میدانی گاه با پختگی انتخاب می شود و گاه از ناپختگی قابل توجهی رنج می برند. بعضی ها بر این باورند که شعارهایی از خارج از کشور به تظاهرات مردم در داخل تزریق شده است. این باوری نادرست است. شعارها مطرح در تظاهرات مردم، خارج از منشاء طرح آن به دلیل زمینه های ذهنی که نسبت به آن شعارها وجود دارد، از سوی مردم پذیرفته و نفی می شوند. اما زمینه های ذهنی مردم همیشه عقلانی، مدرن و یا انسانی نیستند، تا شعارهای مطرح میان آنان همواره عقلانی، مدرن و مترقی باشند. چرا که حاکمیت استبداد در هر صورت ذهنیت مردم را به گونه ایی با زهرهای ناپیدا و میکروبهای فکری غیردمکراتیک آلوده می کند و این آلودگیها در شرایط معین نماد و نشانه های خود را در شعارهای مردم منعکس می کند. سابقه این کجروی را در انقلاب 57 دیدیم. شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی نهایت کج فهمی و نهایت بی تجربگی و نهایت بی دانشی در یک جامعه به نمایش می گذاشت. نسل ما با این شعار، نسل بعدی خود را که هنوز پا به جهان نگذاشته بودند قربانی جهل و نادانی خود کرد.

 

بنابراین هر شعاری که در میدان مبارزات سیاسی ظهور می کند، بایستی نقد و بررسی  شده و اگر لازم باشد جراحی لازم بر روی شعار انجام شود و آنچه که خیر عمومی جامعه و مطالبات واقعی دمکراتیک مردم را تامین می کند در میان صف مردم مطرح شده و تکرار گردد.

 

اگر با شعارهایی که امروز مردم تکرار می کنند جدی نباشیم، کلاه خود مردم در فردای تحولات پس معرکه است. چه هر شعاری بستگی به منشاء آن دارای خصایل و تمایلات دمکراتیک و یا ضددمکراتیک است. و از آنجا که تبلیغ تمایلات برتری طلبانه و حتی نژادپرستانه در 80 سال گذشته در ایران، بشدت بالا بوده است، در شعارهای سیاسی مردم گاه تمایلات اولتراناسیونالیستی را میتوان به عینه مشاهده کرد. برای نمونه برتر دانستن خاک بر انسان در شعار "نه غزه، نه لبنان/جانم فدای ایران" کاملا هویداست. منظور از این شعار در واقع مخالفت با سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه است. اما با لحنی غیر اصولی و نژادپرستانه. کشورهای عربی در خاورمیانه علقه های بسیار زیادی با مردم ایران دارند و اساسا بخشی از مردم ایران عرب هستند. بنابراین طرح شعار ضدیت با غزه و یا لبنان که کشورهایی با مردمان زحمتکش عرب و دولتهایی که بایستی در همبستگی منطقه ایی با ایران باشند، طرحی نادرست و ضد عربی است. مقصود این شعار سازمان حماس و یا حزب الله لبنان است. چیزی که در شعار از آنان خبری نیست.

 

مبنای طرح شعارها در یک مبارزه دمکراتیک چیست؟

الف: علیه استبداد و برای دمکراسی

متاسفانه جو نسبتاً احساسی با درجه آگاهی و تجربه سیاسی نسبتا پایین تر و دور از واقعیتهای ساختاری جامعه ایران، بر ذهنیت حرکت اعتراضی حکم می راند. این جو هیجانی واحساسی منبعث از نرمهای فرهنگی یک جامعه گرفتار عقب ماندگیهاست، و مدلول بعدی، یعنی درجه آگاهی و تجربه کمتر، اثری از حاکمیت شاه و شیخ در هشتاد سال گذشته است، و دوری از واقعیتهای فرهنگی ایران، نادیده گرفتن ایران چندزبانه، چندفرهنگی و چند ملیتی در شعارهای سیاسی است که مبنایش ترویج فرهنگ مغروریتهای کاذب و برتری یک ملیت بر ملیتهای دیگر در همین دوره است. دوره ایی که تلاش شده است با برتری نگری میلتی بر ملیتهای دیگر، غیر از جدا سازی آنان از همدیگر، حتی آنان را گاه در تعارض با همدیگر قرار دهد و خاک پرستان و اولتراناسیونالیستهای ملت حاکم، همچنان بر طبل برتری کاذب بکوبند و آینده زندگی سعادتمند عموم مردم، از هر ملیتی را با تفکرات نژادپرستانهء خوش آلوده سیاهی، تباهی کنند و همان حاکمیت شاه و شیخ، را اینبار با اسم و عنوانی دیگر برگرده مردم سوار کنند.

 

خلاصه اینکه، شعارهای مرحله کنونی حرکتهای اعتراضی فقط و فقط بایستی بر بنیاد مطالبات دمکراتیک عمومی طرح گردند. بنیاد و اساس مطالبات دمکراتیک را نیز منشور جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای الحاقی آن تشکیل میدهند. شعار برای آزادی و دمکراسی یک شعار عموم دمکراتیک است و این مطالبه در منشور جهانی حقوق بشر منعکس است.

 

بنابراین شعارها علیه استبداد و برای دمکراسی، اساسی ترین شعارهای حرکت اعتراضی محسوب میشوند. هر کسی میداند که ماهیت استبداد در ایران ماهیتی چهار گانه (استبداد سیاسی؛ استبداد دینی، استبداد نژادی و استبداد جنسی) است. لذا شعارها نیز بایستی علیه اسبتداد سیاسی، استبداد دینی، استبداد نژادی و استبداد جنسی (ضد زن) باشد. شعارهایی که علیه استبداد سیاسی است بایستی آلترناتیو دمکراسی در مقابل آن مطرح شود، مانند؛ "مرگ بر استبداد/ دورد بر آزادی"، "آزادي انديشه / با ديکتاتور نميشه"، و شعارهایی که علیه استبداد دینی است بایستی بر سکولاریسم تاکید ورزد، مانند؛ "نه به حکومت دینی/بله به حاکمیت سکولار

و شعارهایی که علیه استبداد نژادی است، بایستی همبستگی تمامی خلقها و ملیتهای ایران را در خود مستتر داشته باشد، مانند؛ "ملیتهای ایران/اصل و اساس ایران" و یا " پیروز باد همبستگی ملیتهای ایران".

و شعارهایی که علیه استبداد جنسی تنظیم می شوند بایستی به برابری زنان با مردان تاکید کند، مانند؛ "همه زنان ایران/برابرند با مردان" و یا "حقوق برابر زنان با مردان"، در میدان اعتراضات بر زبان مردم جاری باشد. در این میان نباید حقوق زحمتکشان در مبارزات اجتماعی نیز فراموش گردد. از آنجا که حرکت علیه استبداد سیاسی یک حرکت عدالتخواهانه است، عدالتخواهی در عرصه کار و ستم علیه طبقه زحمتکشان را نیز نباید از مبارزات سیاسی جدا دانست. بنابراین شعارهایی در سمت و سوی عدالت اجتماعی نیز جزوی جدایی ناپذیر از یک مبارزه سیستماتیک اجتماعی برای دمکراسی و عدالت اجتماعی است، مانند؛ "زنده باد کارگر" و یا "کارگر، کارمند اتحاد اتحاد" و شعارهایی از این قبیل.

 

ب: ترویج دوستی و همبستگی میان مردم ایران

یکی از عمده ترین جهتگیریهای دمکراتیک در جنبش اعتراضی علیه استبداد، ترویج دوستی و همبستگی میان ملیتهای ساکن در ایران است. تصور عامه برآن است که ایران برابر با فارس و یا فارس زبان است. این تصور بر مبنای تبلیغات دروغین استبداد شاه و شیخ در کم اهمیت جلوه دادن ملیتهای غیرفارس، در طول هشتاد سال گذشته در ایران، تاثیرات ناهنجاری در مناسبات انسانی و اجتماعی و حتی سیاسی در ایران از خود بجای گذاشته است. اینک اما جنبشهای سیاسی و فرهنگی وسیعی در میان ملیتهای غیرفارس ایران و برای اعاده حقوق برابر در کشور خودشان بوجود آمده است. وسعت این جنبشها به قدری است که حتی نامزدهای ریاست جمهوری در انتخاباتی که به عصیان مردم منجر شد، نیز آشکارا برای کسب رای بیشتر، به دروغ، به اعطای حقوق آن ملیتها تاکید می کردند. این تاکید نه از روی باور نامزدهای ریاست جمهوری در ایران که به خاطر بیداری و هویت جویی وسیعی که در میان مردمان غیرفارس ایران بوجود آمده، مطرح شده است. بنابراین یکی از عمده ترین محکهای درستی و نادرستی جهتگیریها در حرکتهای اعتراضی، طرح شعارهایی در دوستی و همبستگی با ملیتهای ایران است. ترویج احترام متقابل میان تمامی ملیتهای ایران، تنها راه التیام زخمی است که استبداد شاه و شیخ در بدنه جامعه وسیع ایران بوجود آورد است.

 

اینک جنبشهای مستقل هویت خواهی در میان ملیتهای غیرفارس ایران و بویژه در آذربایجان، صف بندیهای سیاسی موجود و سنتی در کشور را بر هم ریخته و آرایش جدید از نیروهای سیاسی را به میدان کشانده است.  یک نگاه رئالیستی و دمکراتیک به ترکیب مولفه های سیاسی در ایران امروز نشان میدهد که پروسه گذار به یک حاکمیت دمکراتیک در ایران با سنتهای سیاسی دوران انقلاب مشروطیت و حتی انقلاب جمهوریت (57) غیرممکن است. در واقع حضور مولفه جنبشهای ملی سیاسی متعلق به ملیتهای غیرفارس جدا از تقابل با استبداد سیاسی و دینی، تقابل با استبداد نژادی در ایران را برجسته می کند. این (نیروی سیاسی متعلق به ملیتهای غیرفارس) در واقع عمده ترین بلوکی است که تحقق دوباره استبداد سیاسی و استبداد نژادی در ایران فردا را غیرممکن می سازد.

 

بنابراین صف مستقل جنبشهای سیاسی در مناطق مختلف ایران، تئوری پرازیهای سنتی و مرکزگرای سابق را با قدرت تمام به چالش می کشد. اتحاد و اتفاق برای تغییر در ایران فردا دیگر با انتخاب یک رهبر کاریسماتیک با شعارهای  ناسیونالیسم ایرانی (ناسیونالیسم افراطی فارس)  و یا اسلامی و یا حتی سوسیالیستی   غیرممکن است. به نظر میرسد که اتحاد و اتفاق در مبارزه علیه استبداد حاکم بر ایران تنها و تنها از طریق احترام متقابل تمامی خلقها نسبت به یکدیگر و در عین حال با احترام به استقلال جنبشهای سیاسی متعلق به ملیتهای غیرفارس ایران و به رسمیت شناختن آنان ممکن و میسر است. این تنها راهی است که میتواند اتحاد عمل میدانی برای تمامی مردم ایران و نیروهای سیاسی متعلق به آن را در کشور علیه استبداد سیاسی، دینی و نژادی فراهم آورد.

 

شعار "استقلال آزادی/جمهوری ایران" یا "استقلال آزادی/ جمهوری فدرالی" کدامین؟

همچنانکه عنوان شد، شعارهایی که در پروسه اعتراضات در تهران بر زبان تظاهرکننده گان جاری گشت گاه سمت و سویی ناروشن و گاه جهتگیریهایی غیراصولی و غیردمکراتیک داشت. شعار "آزادی استقلال/جمهوری ایرانی" نیز از آن دسته شعارهایی بود که بدون یک تفکر عمقی به میدان آمده بود و تحت تاثیر ناسیونالیسم افراطی موجود در افکار و اذهان عمومی مطرح شده بود. اینک بعد از انتقاداتی که نسبت به این شعار اینجا و آنجا مطرح شد، این شعار در شکل نسبتا بهتری تبلیغ و ترویج می شود؛ "استقلال آزادی/جمهوری انسانی". صورت اصلاح شده این شعار البته با وجود اینکه بربنیادهای مجرد انسان دوستی استوار است، بسیاربهتر از شکل قبل آن است. اما در عین حال بسیار ناروشن جلوه می کند.

 

بنابراین شعار"استقلال آزادی/جمهوری ایرانی"، اولا بخاطر اینکه از فیلتر ناسیونالیستی عبور کرده است ماهیتا ضد دمکراتیک است چرا که ناسیونالیسم تمامیت خواه ایرانی در ضدیت با دمکراتیسم و پلورالیسم قرار دارد. دوما، اگر فیلتر ناسیونالیستی این شعار را کنار بگذاریم متوجه خواهیم شد که بالاخره هر حکومتی در ایران پسوند نام کشور را خواهد داشت. حتی خود جمهوری اسلامی نیز جمهوری ایرانی است، اما از نوع جمهوری مذهب آن. و در فردای تاسیس یک جمهوری سکولار با هر ماهیتی، باز هم پسوند ایران را خواهد داشت. پس طرح شعار "جمهوری ایران" چه معنی معینی را می خواهد افاده کند؟ به نظر میرسد که طراحان این شعار منظورشان نفی جمهوری اسلامی بوده است. اما جنبه اثباتی این شعار از آنجا که به ایرانیت یعنی ناسیونالیسم ایرانی، تاکید دارد، با تمامی مطالبات دمکراتیک مردم در تناقض قرار می گیرد.

 

از سوی دیگر، پیش از این به ساختار چند فرهنگی و چند زبانی ایران اشاره کردیم و شکل گیری جنبشهای هویت طلب متعلق به ملیتهای غیرفارس ایران را به مثابه مولفه های قدرت سیاسی در ایران یادآور شدیم. طرح شعارهای ناسیونالیستی یک ملیت در حرکتهای اعتراضی میتواند این حرکت را بشدت منزوی کند. با اندکی دقت به پروسه تحولات چهار ماه اخیر متوجه خواهیم شد که حرکتهای اعتراضی اخیر به صورت نسبتا وسیعی منزوی شده و فقط در تهران و بخشا در بعضی از شهرهای فارس زبان مثل اصفهان و اندکی در شیراز خود نمایی کرد. این نشان میدهد که شعارهای مطرح در جنبش اعتراضی منافع مردم ایران و از آن بین منافع ملیتهای ساکن ایران را مد نظر نداشته است. هم از این رو بود که واکنش ملیتهای غیرفارس نسبتا به حرکتهای اعتراضی علیه استبداد حاکم، که در واقع اعتراضی همسو با منافع تمامی مردم ایران بود، با سردی و سکوت استقبال شد. بویژه آذربایجان که در صدسال گذشته قلب تپنده سیاسی ایران بود نیز، با بهت و سکوت تحولات تهران را دنبال کرد.

 

بنابراین اگر تامین منافع تمامی مردم و ملیتهای ایران مدنظر باشد بایستی شعارهایی را مطرح ساخت که منافع عموم را واقعا تامین کند. برای ایران فردا تنها یک حاکمیت غیرمتمرکز متصور است و ماهیت غیرمتمرکز آن هم خلاء یک بنیاد دمکراتیک را پر میکند و هم مطالبات عمومی مردم ایران و ملیتهای ساکن آن را پاسخ میدهد. لذا شعاری که در مورد آلترناتیو حکومتی مطرح میشود، بایستی به وضعیت کنونی ایران و آرایش سیاسی جدید نیروهای موجود در آن را مد نظر قرار دهد. مطالبه جمهوری غیرمتمرکز بایستی یکی از شعارهای محوری مردم باشد. یک جمهور غیر متمرکز، جمهوری از نوع فدرالیستی آن است مثل کانادا، هندوستان، سویئس و کشورهایی از این قبیل که حکومت غیرمتمرکز دارند. همچنانکه عنوان کردم یک دولت غیرمتمرکز اولین پایهء دمکراسی واقعی است، چون قدرت سیاسی در آن به مناطق مختلف در کشور تقسیم میشود. برای تحقق دمکراسی، برای پاسخ دادن به مسئله جامعه چندزبانه و چند ملیتی ایران، برای ایجاد پل دوستی و همبستگی میان تمامی ملیتهای ایران که در واقع پلی است برای ایجاد دوستی و همبستگی با تمامی کشورهای منطقه، بایستی شعار "جمهوری فدرالی" را به جای "جمهوری ایرانی"  مورد استفاده قرار داد:

استقلال آزادی/ جمهوری فدرالی

این شکل درست شعار، با چشم اندازی رئال و دمکراتیک است.

 

پ: ترویج دوستی و همبستگی در میان کشورهای منطقه و جهان

دیپلماسی دولتهای ایران در دوران پهلوی به دلیل تکیه بر ناسیونالیسم افراطی و آریاپرستی ضدیت با ملتها و دولتهای منطقه بود و دیپلماسی جمهوری اسلامی به دلیل تکیه بر ایدئولوژی دینی و به درجه معینی نژادی ضدیت با ملتها و دولتهای منطقه و حتی جهان است. این دیپلماسی در ضدیت یه احترام به انسان در درجه اول و ضدیت با احترام به ملتهای دیگر در درجه دوم بنا شده است. این در حالیست که ترکیب اتنیکی و زبانی ایران آینهء تمامی نمای ملیتهای منطقه خاورمیانه است، آینه ایی که در دیپلماسی دولتهای ایران در هشتاد سال گذشته نه تنها انعکاسی نداشته، بلکه در تخالف با آن شکل گرفته است.

 

اگر تغییر حاکمیت در ایران بخواهد سمت وسویی دمکراتیک داشته باشد، بایستی قبل از هر چیز بر همبستگی فرهنگها، زبانها و ملیتهای ایران بنا شود. در غیر این صورت تغییر حاکمیت نتیجه عبث و بیهوده ایی خواهد داشت. اگر دگرگونیهای سیاسی در داخل ایران بتواند مطالبات دمکراتیک تمامی مردم ایران و ملیتهای ساکن آن را پاسخ دهد، نمیتواند دولت برآمده از این دگرگونیها بر گردونه دیپلماسی کهنه دولتهای پهلوی و جمهوری اسلامی بچرخد. و اگر استراتژی برآمده از حرکتهای اعتراضی مردم به تحقق پلورالیسم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در ایران بیانجامد، این پلورالیسم نمیتواند در سیاست خارجی دولت دمکراتیک برآمده از آن ضدیتی با ملتها و کشورهای منطقه داشته باشد. بلکه برعکس انعکاس دوستی و همبستگی ملیتهای در ایران، خود را در دوستی و همبستگی دولت برآمده از آن با ملتها و دولتهای منطقه نیز خواهد یافت. بنابراین حضور ملیتهای مختلف در ایران، منشاء دوستی و همبستگی در منطقه را بیش از آنچه که تصور می رود تقویت خواهد کرد. حضور سنگین ترکان در ایران، مناسبات ایران دمکراتیک با دولتهای ترک منطقه (ترکیه، آذربایجان، ترکستان، کیرکیزیستان، اوزبکستان، کازاقستان و...) را تقویت خواهد کرد. حضور عربها پل دوستی و همبستگی با اعراب در منطقه و حضور بلوچها در دوستی ایران و پاکستان و همچنین حضور کردها به همبستگی میان ایران  با کردستان عراق و حضور ترکمنها به پل دوستی میان ایران و ترکمنستان را نتیجه خواهد داد. این را نیز اضافه کنیم که دیپلماسی تاکنونی ایران تنها به حضور فارس زبانان توجه نشان داده و دولتهای ایران در هر دو دوره شاه و شیخ مناسبات دوستانه ایی را  میان ایران و افغانستان از یکسو و تاجیکستان از سوی دیگر برقرار کرده اند.

 

دوستی ملل و همبستگی دول منطقه آنچنانکه عنوان شد، انعکاس استراتژی دمکراتیک در داخل ایران است. برپایی یک همبستگی داخلی زمینه های همبستگی منطقه ای و حتی جهانی را نیز برای ایران فراهم خواهد ساخت و این کشور را از انزوای در منطقه و تروریست خواندن در جهان رهایی خواهد بخشید.

 

بنابراین اگر کسی دوستی و همبستگی ملیتها در داخل، منطقه و جهان را امر مهمی تلقی می کند، بایستی این دوستی و همبستگی انعکاس خود را در شعارهای میدانی اعتراضات به گونه ایی نشان دهد. شعار "نه غزه نه لبنان/جانم فدای ایران" در سمت و سوی عکس این دیپلماسی است. بنابراین شعارهایی دمکراتیک نامیده می شوند که به دوستی و همبستگی داخلی، منطقه ایی و جهانی کمک کند و نه عکس آن.

2009-10-30

 


رژيم زباني جنبش

"هاراي هاراي، من تورك`ه­م"

 

 

مهران بهاري- ٢٠٠٨




 

 

انقلاب مشروطه آزربايجان شكست خورد زيرا كارتهاي عروسي و سنگ قبرها را به تركي نمي نوشت!

 

 

سؤزوموز

 

بن بست فارسي و بن بست شكني تركي

 

جامعه ايران همچنان در وضعيتي سوررئاليستي و سردمداران و قوميتگرايان فارس حاكم بر دولت جمهوري اسلامي در وضعيتي شيزوفرنيك به سر مي برند. در ايران وجود و هويت خلق ترك كه اكثريت جمعيت كشور را تشكيل مي دهد به طور رسمي انكار ميشود و اين توده دهها ميليوني، محروم از داشتن حتي يك مهد كودك و كودكستان ترك، هنوز در حسرت آزادي زبان ملي اش تركي به سر مي برد. سردمداران و قوميتگرايان فارس حاكم بر دولت كه در تلاش حقنه كردن زبان و فرهنگ و هويت فارسي به تركان و ديگر ملل ساكن در اين كشوراند، در پريشان انديشي اي حيرت انگيز و گسستگي اي عميق از واقعيتهاي جهان خارج، طبيعي و قابل ادامه بودن اين وضعيت سفيلانه و بالاتر از آن رضاي تركان ايران در مقابل آنرا مي پندارند. اين توهمي بيش نيست.

 

اگر حقيقتا امر بر دولت ايران و قوميتگرايان فارس مشتبه شده و آنها باور كرده اند ملتي را كه دهها امپراتوري تاسيس كرده و صدها سال بر بخش اعظم خاورميانه و فققاز حاكم بوده است، مي توان تا ابد تحميق نمود و با وي معامله اسير كرد، سخت در اشتباهند. خلق ترك و نخبگان آن، دير يا زود اين بن بست فارسي را نيز در هم خواهد شكست و سرنوشت خود را خود رقم خواهد زد. بن بست شكني و تاريخ سازي، خصلت ملي تركان و آزربايجان است.

 

جنبشهاي ناآگاهانه و غيرهدفمند و شكل گرفتن تاريخ مشترك در ميان تركان آزربايجاني

 

در تاريخنگاري ترك، جنگهاي ايران و روسيه در اوائل قرن نوزده و عقد قراردادهاي توركمانچاي و گلستان، به عنوان آغاز عصر مدرنتيه در آزربايجان پذيرفته مي شوند. پس از آن و با ورود خلق ترك به عصر مدرنيته، اين خلق تا امروز موجد خيزشهاي مردمي و سياسي بسيار بوده است. عصيان بابي سالهاي ١٨٥٢- ١٨٥١ در شهر زنجان آزربايجان؛ مجموعه شورشها و تلاطمهاي موسوم به انقلاب مشروطيت در آزربايجان؛ قتل و كشتارهاي جيلوولوق، قاچاقلار و سيميتقو در غرب آزربايجان به سالهاي جنگ جهاني اول به ترتيب توسط نيروهاي آسوري، ارمني و كرد؛ عصيان ايلات ترك در جنوب ايران به رهبري صولت الدوله قشقائي در همين سالها؛ قيام كلنل پسيان در خراسان؛ حركت آزادستان در آزربايجان به رهبري خياباني و متعاقب آن قيام لاهوتي در تبريز؛ جنبش ٢١ آزر به رهبري پيشه وري و تاسيس حكومت ملي آزربايجان؛ انقلاب بهمن ١٣٥٧ و خيزش خلق مسلمان؛ و آخرينشان قيام هاراي هاراي من توركه­م در خرداد ٨٥ از مهمترين اين خيزشهاي مردمي و سياسي است.

 

با اينهمه بسياري از اين رويدادهاي تاريخي را به معني مدرن، نمي توان حركتهائي آگاهانه و هدفمند شكل گرفته بر اساس هويت ملي ملت ترك و مفهوم وطن آزربايجاني و منافع ملي آنها و در نتيجه به عنوان ملي پذيرفت. اغلب اين جنبشها، رفلكسهائي اجتماعي در پاسخ به فشارها و وضعيت و تغييرات حادثه محلي، منطقه اي و جهاني، در چهار چوب اسلاميت و ايرانيت و .... غيره و فاقد هويت ملي تركي و آزربايجاني بوده اند. بويژه دو حركت مشروطيت در آزربايجان و حركت آزادستان، از آنجائيكه زبان فارسي، ايران، هويت ايراني و منافع ملي ملت ايران را آنهم داوطلبانه به عنوان زبان ملي، وطن، هويت و منافع ملي خويش برگزيده بودند، جنبشهائي ضدملي، ضد ترك و ضد آزربايجاني اند.

 

اما علي رغم اين واقعيت، بسياري از حوادث تاريخي و جنبشهاي فوق، حتي دو جنبش غيرملي و ضدتركي مشروطيت در آزربايجان و آزادستان، به طور طبيعي به شكل گرفتن گام به گام نوعي تاريخ مشترك در ميان تركان آزربايجاني خدمت نموده اند. اين حركتها و حوادث كه همه مختص به خلق ترك و اكثرا شمال غرب ايران و يا آزربايجان بوده اند، هرچند ناآگاهانه و غيرهدفمند به ايجاد نوعي هويت جمعي ملي، مفهوم وطن و ادراك تاريخي ويژه اين خلق و منطقه – در اينجا هويت ملي تركي و وطن آزربايجاني- كه جدا از بقيه ايران و بويژه قوم فارس مي باشد كمك نموده اند.

 

 

حكومت ملي آزربايجان: استثنائي در تاريخ خلق ترك

 

تنها استثناء موجود در ميان جنبشهاي گذشته، حكومت ملي آزربايجان است كه از همه جهت يك حركت آگاهانه و هدفمند ملي شكل گرفته بر اساس هويت و منافع ملي خلق ترك و وطن آزربايجاني بود. مي توان به طور مفصل در باره خصوصياتي كه حركت ٢١ آزر و حكومت ملي آزربايجان را از حركات پيش و پس از خود در آزربايجان جدا مي كند و دلايل ملي بودن مضمون و جهت گيري آن، قلم فرسائي كرد. اما به نظر من توجه صرف به يك خصوصيت، يعني نقش ملت سازي زبان تركي و رژيم زباني در اين حركت و يا هر حركت ديگر در آزربايجان و ملت ترك، براي مشخص كردن وجود و يا عدم وجود جهت گيري و مضمون ملي آن كافي است. در حاليكه در حركت مشروطيت، سران انجمن تبريز بدون وجود هرگونه اجباري و در حاليكه هم دولت ايران و هم رهبري حركت مشروطه در دست تركان و آزربايجانيان بود، زبان فارسي را زبان رسمي خود اعلام مي كردند و روزنامه ها و شبنامه ها و كتابهاي رهبران ترك و آزربايجاني حركت مشروطه در داخل و خارج ايران به فارسي منتشر مي شد؛ در حاليكه در حركت آزاديستان، سران اين حركت در نشستي، به فارسي نويسي داوطلبانه و ترك تركي نويسي راي مي دادند؛ و در حاليكه رهبر معنوي حركت خلق مسلمان آيه الله شريعتمداري در پاسخ پرسشگري ادعا مي نمود كه (دستور) زباني بنام تركي وجود ندارد؛ اين صرفا رهبران حكومت ملي آزربايجان و در راس آنها شخص پيشه وري بود كه در اقدامي تاريخي زبان تركي را  زبان رسمي و ملي وطن آزربايجاني اعلام مي نمود و از روزنامه ها و كتب درسي و اسكناسها و بخشنامه ها گرفته تا آگهيهاي تجاري و اعلاميه هاي ترحيم و  .... همه را به تركي چاپ و نشر مي كرد.

 

وجود همين شعور ملي و رژيم زباني تركي آگاهانه و هدفمند است كه حركت ٢١ آزر و حكومت ملي آزربايجان را علي رغم شكست ظاهري اش، از همان آغاز حركتي غالب و پيروز و در جهت منافع ملي خلق ترك و نتيجتا ملي ميساخت؛ و عدم وجود همين شعور ملي و رژيم زباني تركي آگاهانه و هدفمند است كه جنبش مشروطه و ديگر جنبشهاي آزربايجاني ايران مركز، را علي رغم پيروزي ظاهريشان، از همان آغاز حركتي شكست خورده و در جهت منافع ملي قوم فارس و نتيجتا ضدملي، ضد تركي و ضد آزربايجاني مي نمود.

 

رژيم زباني جنبش "هاراي هاراي من توركه­م"

 

و اما حركت معاصر هاراي هاراي من توركه­م در ايران، به جهت مضمون و خودآگاهي توده اي ملي و وطني خويش حتي از حركت حكومت ملي آزربايجان نيز بسيار جلوتر است. در حركت ٢١ آزر، شعور ملي ترك و رژيم زباني به همه حال جرقه اي از بالا به پائين، از سوي رهبران و روشنفكران منسوب به حركتي ايدئولوژيك و همچنين دولت آزربايجان شوروي در حال گسترش در ميان توده هاي مردم بود و در نتيجه اين ديناميزم خاص و به اعتباري معكوس، با مقاومتهائي از سوي مردم نيز مواجه مي گرديد (در نوشته هاي بازمانده از آن دوران ذكر مي شود كه گروهي از مردم تبريز در اثر شكل نگرفتن هويت ملي تركي در آن مقطع تاريخي، نسبت به چاپ اعلاميه هاي ترحيم خود و حتي روزنامه ها به زبان تركي واكنشي سرد از خود نشان داده اند). دقيقا به همين دليل است كه پس از قطع و سركوب ايندو محركه و جرقه، حركت ٢١ آزر با شتابي غيرقابل تصور و باورنكردني منهدم شد و در روند ملت شوندگي توده هاي ترك در ايران وقفه اي نيم قرني بوجود آمد.

 

اما در جنبش فراايدئولوژيك هاراي هاراي من توركه­م، و با وجود نبود محركه و جرقه نخبگان و حمايت آشكار و پوشيده هيچ دولتي، نطفه بسته شده شعور ملي ترك و رژيم زباني تركي از پائين به بالا، به صورتي قانونمند و از ميان توده هاي مردم به سوي روشنفكران و نخبگان در حال رشد و گسترش است. و اين دقيقا همان عاملي است كه به اين حركت خاصيت شكست ناپذيري عطا نموده و غالبيت قطعي آنرا تضمين مي كند.

 

امروز زبان تركي تبديل به مولفه مركزي در تعريف هويت ملي خلق ترك در ايران، در روند ملت شوندگي تركزبانان پراكنده در آن و در سير بار كردن مفهوم وطن به آزربايجان شده است. به عبارت ديگر تركي نويسي رمز كليد استقلال معنوي و ملي خلق ترك و آزربايجان است. اصرار بر تركي نويسي، همچنين محوري ترين مولفه مقاومت منفي و نافرماني مدني در مقابل سياست هاي آپارتايد ملي، استعماري و فارسسازي دولت ايران، و در عين حال افشاء كننده ماهيت و چهره دشمنان دوست نماي خلق ترك و آزربايجان و يا پان ايرانيستهاي خجالتي مي باشد.

 

افزون بر آن توده ترك اينبار و بر خلاف گذشته، بر همه اين نقشها و كاركردهاي زبان تركي، كاملا واقف و آگاه است. اين وقوف و آگاهي است كه علامت فارقه بين حركت هاراي هاراي من توركه­م با همه حركتهاي پيشين خلق ترك و آزربايجان در ايران ميباشد.

 

گرچه­يه هو!!!


 

رسميت انحصاري زبان فارسي در ايران، ناهنجار با عرف منطقه است

 

مئهران باهارلي

 

٢٠٠٩

 

سؤزوموز

 

 








"مسئله زبانهاي ملي" جزئي از "مسئله ملي" و به اعتباري مقدمه آن است، اما همه و عين آن نيست. مديريت "مسئله زبانهاي ملي" نيز از بسياري جهات سهلتر از مديريت "مسئله ملي" مي باشد. اين درست است كه کشورهاي منطقه خاورميانه از جمله ترکيه، عراق، ايران و افغانستان همچنان با “مسئله گروههاي ملي (قومي)” دست به گريبانند، اما مي توان گفت كه امروزه “مسئله زبانهاي ملي” در كشورهاي عراق، افغانستان و پاكستان حل گرديده است. سه دولت مذكور با قبول تنو