
سال 1916
میلادی، دولت
های بریتانیا
و فرانسه در
مذاکراتی
پنهانی – با
نظر مثبت
روسیه – طرحی
برای تقسیم
قلمرو حکومتی
امپراطوری
عثمانی به
مناطق 'تحت
نفوذ' آماده
کردند که
بعدها به نام
دو نماينده
بريتانيايی و
فرانسوی به
تفاهم نامه سایکس-پیکوت
(Sykes-Picot) مشهور شد.
اگرچه اين
طرح هیچگاه
به اجرا در
نیامد، اما
مقدمه ای شد
برای تقسیم
نهایی سرزمین
های مسلمان
نشين عثمانی
میان فرانسه
و بریتانیا
که سرانجام
پس از شکست
اين
امپراطوری در
پایان جنگ
جهانی اول به
سال 1918 ميلادی
رخ داد.

با پایان
يافتن جنگ
جهانی اول در
سال 1918 ميلادی،
جامعه ملل يا League
of Nations، که نهاد
متقدم بر
سازمان ملل
متحد (UN) به
شمار می رود،
امپراطوری
شکست خورده
عثمانی را به
مناطق تحت
کنترل
بريتانيا و
فرانسه
تقسیم کرد. در
اين ميان
اداره
سرزمین
فلسطین (شامل
نوار غزه،
کرانه
باختری رود
اردن و
کشورهای
اردن و
اسراییل
امروزی) به
دولت
بریتانیا
درآمد. این
وضعیت از سال
1920 تا 1948 میلادی،
یعنی سالی که
کشور
اسراييل
رسما اعلام
موجوديت
کرد، کم و بيش
ادامه داشت.

دهه های 1920 و
1930 ميلادی
شاهد درگيری
های خشونت
بار ميان عرب
های ساکن
فلسطين و
مهاجران
يهودی بود. با
آغاز جنگ
جهانی دوم در
سال 1939 ميلادی
و در پی کشتار
يهوديان به
دست آلمان
های نازی،
سرنوشت
يهوديان
برای افکار
جهانی اهميت
ويژه ای يافت.
پس از جنگ، در
سال 1947
میلادی،
پيشنهادی در
مجمع عمومی
سازمان ملل
ارایه شد که
سرزمین
فلسطین را به
دو بخش تحت
کنترل
یهودیان و
تحت کنترل
کشورهای
عربی تقسیم
می کرد. شهر
بيت المقدس
نیز به منطفه
ای بین
المللی
تبدیل می شد.
چیزی نگذشت
که با مخالفت
قاطع اعراب،
این راه حل به
فراموشی
سپرده شد.

با پایان
گرفتن جنگ
جهانی دوم و
خروج
نيروهای
بریتانیا از
سرزمین
فلسطین،
درگيری ميان
ساکنان عرب و
يهودی آن
دوباره بالا
گرفت. سال 1948
ميلادی
یهودیان
رسما تاسيس
کشور
اسراییل را
اعلام کردند.
در کوتاه
زمانی
نیروهای
نظامی
کشورهای عرب
همجوار به
سرزمین
فلسطین
سرازیر شدند
تا اولین جنگ
تمام عیار
میان اعراب و
اسراییل شکل
بگیرد. پس از
هشت ماه با
مداخله
سازمان ملل و
مشخص کردن یک
مرز صلح، آتش
بس برقرار شد.
در نتیجه این
تحولات و
مرزبندی ها،
کرانه
باختری رود
اردن و نوار
غزه به عنوان
مناطق مستقل
جغرافیایی
تعيين شدند.

|
در
فاصله سال
های 1948 تا 1967
میلادی،
کرانه
باختری تحت
کنترل کشور
اردن بود و
نوار غزه
را ارتش
مصر اداره
می کرد. سال 1956
جمال
عبدالناصر
رییس جمهور
وقت مصر،
کانال سوئز
را ملی
اعلام کرد.
این اقدام
با واکنش
نظامی
اسراییل،
بریتانیا و
فرانسه
مواجه شد و
صحرای سینا
به اشغال
نیروهای
اسراییل در
آمد. این
نیروها
مدتی بعد
عقب نشستند
تا نیروهای
سازمان ملل
در مرز مصر
و اسراییل
مستقر شوند.
سال 1967، تنش
میان دو
کشور بالا
گرفت؛
عبدالناصر
خواستار
خروج
نیروهای
سازمان ملل
شد؛ و
گذرگاه آبی
دهانه شرم
الشيخ را
بر کشتی
های
اسراییلی
بست. جنگ
قطعی می
نمود. |

ژوئن سال
1967، اسراییل
که تهدید را
جدی تر از
همیشه می
دید، حمله
ای
پیشگیرانه
عليه مصر، و
متحدانش
سوریه و
اردن،
ترتیب داد.
حمله
غافلگیرانه
اسراييلی
ها موجب شد
بخش بزرگی
از نیروی
هوایی مصر
که نقطه قوت
نیروی
نظامی این
کشور به
شمار می
رفت، پیش از
برخاستن از
زمین نابود
شود. در
ادامه این
نبرد بسیار
کوتاه، که
به "جنگ شش
روزه"
مشهور شد،
ارتش
اسراییل
کرانه
باختری رود
اردن، نوار
غزه،
بلندیهای
جولان در
سوریه و
صحرای سينا
را اشغال
کرد. در کمتر
از يک هفته،
مساحت زمين
های تحت
کنترل
اسراييل
چند برابر و
نقشه سياسی
خاورميانه
دگرگون شده
بود

از آن
زمان به
بعد، مبنای
همه
مذاکرات
فلسطینیان
و اسراییلی
ها را اصل "صلح
در برابر
زمین"
تشکیل داده
است؛ اصلی
که پس از جنگ
شش روزه در
سال 1967 بر
اساس آن
قرار شد
اسراییل
سرزمین های
اشغالی را
در ازای به
رسمیت
شناخته شدن
کشورش توسط
همسایه های
عرب بازپس
دهد. از میان
سرزمین های
اشغال شده
در سال 1967،
صحرای سینا
در قرارداد
صلح 1979 به مصر
بازگردانده
شد؛ در سال 2005
نیروهای
اسراییل و
شهرک نشين
های یهودی
از نوار غزه
خارج شدند.
اشغال
سرزمین های
دیگر، با
گذشت قریب
به سه دهه از
جنگ و به رغم
نظر جامعه
بین الملل
همچنان
ادامه دارد
Menbeh : BBC 2006 03 29
www.iranisnotpersia.com