آیا ایرانیان
از پرچم
پشتیبانی و
حمایت خواهند
کرد؟
در
صورتی که
تسلیهات هسته
ای بمباران
شود،حزب های
قومی و مذ هبی
مختلف شاید
کمترین نفعی
را در حمایت از
تهران نبینند.
Edward
N. Luttwak
،10فوریه 2006 ،یکی
از مقامات
ارشد در مرکز
تحقیقات
استراتژیک و
بین المللی
واشینگتن.
شاید
دلایل خوبی
برای مخالفت
کردن با حمله ی
هوایی به
تسلیهات هسته
ای ایران در
این زمان وجود
داشته
باشد،اما یکی
از دلایلی که
بیشتر از بقیه
مطرح می شود
واقأ دارای
نقص است.
این
استدلال بر
پایه ی یک اصل
و قاعده ی
بدیهی استوار
است و آن اینکه
:رژیم های
حاکم،حتی
آنهایی که غیر
مردمی و منفور
هستند،با
چنین حمله
هایی توانمند
می شوند ،به
این دلیل که
ملت بمباران
شده از
حکمرانان خود
حمایت و
پشتیبانی می
کند . ولی این
امر در مورد
ایران به کار
بسته نمی شود.
این واقعیت
دارد که
زمانیکه
آلمانی ها
،ژاپنی ها وصر
بستانی ها ،در
میان
دیگران،بمباران
شدند،آنها
واقعأ بیش از
پیش از
رهبرانشان
حمایت و
پشتیبانی
کردند ،به این
دلیل که
حملات، حس
اتحاد ملی
آنها را
افزایش داد.
هر
چند ایران یک
کشور قومی
نیست بلکه
بیشتر یک
امپراتوری
چند ملیتی
اداره شده
توسط فارس ها
است،
همانطوریکه
اتحاد جماهیر
شوروی توسط
روس ها
حکمرانی می شد.به
جز آن در این
مورد،فارس ها
تنها نیمی از
جمعیت ایران
محسوب می شوند(
آن ها حتی بخش
کوچکتری
از آن مقداری
که روس ها در
روز های
پایانی اتحاد
جماهیر شوروی
بودند،هستند).
هیچ
پژوهشگری که
در مورد ایران
مطالعه می کند
انکار نخواهد
کرد که یک
شخصیت و غرور
مالکیت فارسی
در حکمرانی
ایران در میان
فارس ها وجود
دارد،ولی این
در حالی است که
تنها حس ضعیفی
از مشارکت
ایرانی در
میان غیر فارس
ها وجود دارد.ایران
مانند لبنان
نیست که در آن
اجتماعات
مختلف مکررأ
در حال نزاع با
یکدیگرند.در
عوض،اقلیت
های ایرانی هر
یک بر روی
پایداری دولت
مر کزی
حکمرانی شده
توسط فارس ها
پا فشاری می
کنند.تنها در
ماه گذشته،
چریک های بلوچ
تبار نظامیان
را در جنوب
شرقی ایران به
گروگان
گرفتند.اعراب
خوزستانی در
ولایات
همسایه ی عراق
بمب هایی را در
اهواز منفجر
کردند،و کرد
ها با پلیس
محلی در گیر
شدند.
تا
آن اندازه که
ملیت های
مختلف هر یک
خصوصیات
مخصوص خودشان
را دارند و با
رژیم اصالتأ
فارس مخالفت و
مبارزه می
کنند،آن ها
مایل اند که از
حمله ی خارجی
به تسلیها ت
هسته ای ایران
حمایت کنند تا
اینکه
پشتیبان
مدافعه از
رهبرانشان
باشند.
بنابر
این، چگونه
اتحاد فرقه ای
در ایران از هم
گسیخته خواهد
شد؟
کردها
،کسانی که
حدود9%از جمعیت
محسوب می
شوند،با
مشاهده ی
استقلال
واقعی کرد ها
در عراق
همسایه
،ترغیب شده
اند.خواسته
های آن ها در
جهت خود
مختاری داخلی
،موءکد تر می
شود و چیزی
شبیه به شورش
به نظر می رسد
که در حال شروع
با شد .تعدادی
اندکی از کرد
ها
مایل
به حمایت کردن
از اربابان
فارس زبان خود
هستند.
ملیت
های کوچکتر
،که تحت تاثیر
نمونه های
اخیر مقاومت
شدید ،ناراضی
شناخته شده
اندشامل عرب
ها و بلو چ ها
است که به تر
تیب 3% و 2%از
جمعیت ایران
محسوب می شوند.میزان
اندکی در خصوص
احساسات ملی
ترکمن ها و لر
ها (هر یک 2 %)و
هنوز کمتر از
آن میزان در
مورد گیلکی ها
و مازندرانی
ها مشا هده شده
است،شاید به
این دلیل که آن
ها به لحاظ
سیاسی،به این
دلیل که به
گویش فارسی
سخن می گو یند،
راحت تر می
توانند وفق
داده شوند.
همراه
با کردها
،تمامی ملیت
ها ی کوچکتر
تنها بالغ بر 4/1 (ربع)جمعیت
ایران محسوب
می شوند،ولی
آذری های ترک
زبان تنها به
خودی خود
24%به این
میزان می
افزایند.بیشتر
خانواده های
آذری در
تهران،کمان
می رود که
کاملأ وفق
داده شده
اند،ولی
جمعیت
بزرگتری از
آذری ها در
شمال دور این
گونه نیستندو
گروههای جنبش
ملی و تجزیه
طلب ها تا حد
فزاینده ای در
میان آن ها
فعال شده اند.از
آنجائیکه آذر
بایجان هم مرز
استقلال خود
را از اتحاد
جماهیر شوروی
بدست
آورد،آذری ها
وطن ملی خود را
دارند و آن
ایران نیست.
افراط
گرائی مذ هبی
رژیم ایران
اتحاد و
همبستگی ملت
را ،با تبعیض
قائل شدن نه
تنها در مقابل
بهائی ها
،مسیحی ها
،یهودی ها و
زرتشتی های
غیر مسلمان که
تنها بالغ بر 2%
از جمعیت
هستندو
همچنین از
اهمیت سیاسی
کمتری
برخوردارند،بلکه
همچنین در
مقابل 9% و یا
کمی بیشتر از
جمعیت که سنی
هستند(کسانی
که حتی مجاز به
داشتن مسجد
مخصوص به خود
در تهران،
جائیکه نزدیک
به یک میلیون
نفر از آن ها
زندگی می
کنند، نشدند)بیش
از پیش شکسته
است.
بنابراین
،پس ازتمامی
این
تفاسیر،حدأقل
نیمی از جمعیت
از اینکه با حس
اتحاد و
همبستگی با
حکمرانان خود
تحریک
شوند،ناراضی
و نا خوشنودند.تنها
در میان فارس
ها تعداد
زیادی مایل به
واکنش نشان
دادن در مقابل
حمله،آنچنانکه
واقعیت نشان
می دهد
،هستند،بقیه
ممکن است که از
تحقیر شدن
ستمگران خود
استقبال کنند.بمبارن
تسلیهات هسته
ای ایران شاید
هنوز بنا به
دلایل
دیگرعقیده
مناسبی
نباشد،ولی نه
به این دلیل که
این امر ،قدرت
حکمرانان آن
را تحکیم
خواهد کرد.می
توان امیدوار
بود که حاکمان
ایران با
تبلیغات
خودشان گمراه
نشده اند و در
نتیجه یک راه
حل دیپلماتیک
را خواهند
پذیرفت،تا
اینکه همه چیز
خود رابر روی
یک اصل و قاعده
ی نا مربوط شرط
بندی کنند.
منبع:
روز
نامه لوس
آنجلس تایمز
10 فوریه 2006