29042007 |
| باھوٹ مکرانى |
روياى تشکيل امپراطورى سلطنت طلبانآقايان کردى ھا وکسانى که ھنوز درروياىتشکيل سلطنت امپراطورى ديروز ايرانتان ھستيد,امروز ديروز نيست ووضعيت امروز,وضعيت فردا نخواھد بود .شما درسرزمينتان ھرنوع حکومتى که ميل داريد داشته باشيد مختاريد,اما در بلوچستان فردا آن سيستم حکومتى اى برپا خواھد شد که با خواست ملت بلوج که به صندوقھاى راى خواھند ريخت خواھد شد . (جوابى به کردى ھا) بااينکه تمام شواھد وقراين نشان دھنده آنستکه ديگرزمان حکومت يا سلطنت امپراطوريھا, مدتھاست که بسر آمده است, امارويا پردازان اين تفکر,ھنوزازقافله فرسنگھا دور, به اين تفکر سيلى خورده رنگ وجلا ميدھندوباآب وتاب ميخواھند به ھر شکلى شده,حتى با عجز وناتوانى به ديگران بقبولانند که ھنوز اين جسدمرده جان دارد. بايد گفت که اگرآن سيستم سلطه ى امپراطورى گرى جوابگووحلال مشکلات امروزى بود,ملتھا آنرا به زباله دان تاريخ نمى انداختند.درست مانند سيستم کمونيستى که پس ازتقريبا ۷۵ سال دردنياى رقابت اقتصادى سياسى ,نتوانست جوابگوو حلال مشکلات ملتھاى آن سرزمينھا باشد به زباله دان تاريخ رفت. حال اگرچه ھم کمونيست خجولى ھم دراينجا وآنجا ژست انقلابيگرى بگيرد ويا مانند سلطنت طلبى رويا ببيند,وقت خود راضايع کرده است.واماھرکسى اختياردارد آنگونه بيانديشد که ميپسندد. آقايان کردى ھا وکسانى که ھنوز درروياىتشکيل سلطنت امپراطورى ديروز ايرانتان ھستيد,امروز ديروز نيست ووضعيت امروز,وضعيت فردا نخواھد بود .شما درسرزمينتان ھرنوع حکومتى که ميل داريد داشته باشيد مختاريد,اما در بلوچستان فردا آن سيستم حکومتى اى برپا خواھد شد که با خواست ملت بلوج که به صندوقھاى راى خواھند ريخت خواھد شد . دوست عزيز اگرميبينيد ويا ميشنويم که درسويد وبريتانيا ودانمارک وجاپان وبعضى ازکشورھاى ديگرصحبتى از سيستم سلطنتى ميشودويا بازمندگان سلطنتى قابل احترام ھستند وھنوز بصورت تجملى وافتخارى سمتى ياکارى انجام ميدھند,وشايد شما آنرا دليلى بر تخيلات خود بدانيد ,براى اينستکه مردم اين ممالک بپاس کارھاى افتخارآميز پيشينيانشان که سلسله وار پادشاه وشاھزاده بوده اند وبراى آنھا افتخارات آفريده اند نه فقر وبدبختى ازاين روى آنھا راقابل احترام وستايش ميدانند.اينطورنبوده است که سربازى يا ژاندراى بيسواد بدستور انگليس کودتا کند وخود راشاه وبعدأھم پادشاه بنامد وباز ھم بدستور انگليس از ايرانش فرار کند , وازملت وديگران ھم توقع داشته باشد که بازماندگان اوراھم شاه وپادشاه بدانند. آقاى کردى شماوديگر ھمفکرانتان ھنوز به اين سوال بنده جواب نداده ايد:که چرا شما وھمفکرانتان سرزمين بلوچستان را وصله اى ازتمبان ايرانتان ميدانيد, واين وصله به جبرأ چسبيده چه مزايايى باماندن به ايرانتان دارد؟! و چه ضررى دارد که خودش براى خودش تعين تکليف کند؟! درذيل به بررسى چند تيکه از نوشته اتان ميپردازم: نوشته ايد که : "برای آنکه سخنی از حقیقت و منطق برخوردار باشد، نیازی نیست که نویسنده رنج کشیده باشد و یا کمونیست باشد. اگر یک سلطنت طلب هم بگوید ماست سفید است باید پذیرفت". درجواب بايد گفت آن چيزى که براى شما ويا يک کمونيست حقيقت است ,ممکن است براى بنده که نه کمونيست ھستم ونه سلطنت طلب, غيرحقيقت است .دراينجا عزيزم ھم شما ميدانيد وھم اندکى ما که صحبت ازماست وکشک واين چيزھا نيست,شما ھنگاميکه در مورد سرنوشت يک ملتى پيشنھاد ميدھيد ويا مينويسى , اينجا صحبت ديد وبينش سياسى شماست,واين ديد وبينش شما ازداشته ھاى مطالعاتى وتجربى شما ميآيد وازبنده ھم ھمينطور,پس آنچه که شما ميخواھيد جبرأ به خورد من ومن نوعى بدھيد,بنده پيش از پذيرش آن ,آنرابادانش وتجربه خود تجزيه وتحليل ميکنم. نوشته ايد که: "اما چرا بلوچهای جدایی خواه بجای طرح دمکراتیک و معقول خواسته های شان دست به جعل تاریخ و دروغپردازی میزنند؟" درجواب بايد گفت که:طرح مسايل دمکراتيک رادرمملکتى که اميد حکومت دمکراتيکى باشد مطرح ميکنند,بشما قول ميدھيم شما حکومت دمکراتيکتان را بسازيد ما مخلص شما ھم ميشويم ودرآنجا مطرح خواھيم کرد ,اما اگر مثل حالا فقط منتظر باشيد که تنھا يک فرد وياگروه مبارزبلوچى که واقعأ مبارزاتش ھم تاکنون مورد مباھات ملت بلوچ است, گوشت دم توپ حکومتگران جنايتکارواشغالگرشيوينيسم آخوندى شوند ,وشما ازدوربانوشته اىفقط خودىنشان دھيد ومنتظر باشيدکه ايران شماراھم آنھاازدست اين بيگانگان آزاد کنند,وبعدأ شما خرامان خرامان قدم رنجه نموده و تشريف بياوريد که تاج سلطنت امپراطورى اتان آماده برسر گذاشتن است ,اين رسم دمکرات بودن نيست. واينکه شما آن جعليات ۲۵۰۰ساله را تاريخ ميدانيد در نوشته قبلى ھم عرض کردم به خود شما مربوط است ,امالطف کرده بگذاريد ديگران خودشان نسبت به اين تاريخ رضاشاه ساخته قضاوت کنند.وتاريخ راکسانى جعل ميکنند که پول وقدرت مملکتى ودولتى داشته ودارند,و آنرا درمدارس ھم به خورد من بلوچ وبچه ام ميدھند.پس تاريخ را کپرنشين بدون مملکت وبدون پشتوانه ثروت ودولت نميتواند بادروغ جعل کند. نوشته ايدکه: " دوستان بلوچ جدایی خواه در بحثهای شان پیوسته بر ستمگری فارسها بر بلوچها سخن میرانند و تاریخ جعل میکنند و اینکه رضاشاه نام ایران را بر کشور نهاده است و غیره". آقاى کردى مانگفته ايم که درتمام بقول شما تاريخ ۲۵۰۰ساله اتان , جبروجنايت يا ستمگرى را فقط فارسھا کرده اند ,ومااينرانيز به درستى ميدانيم که سرزمين وخودپارسھاھم قرنھا, حتى بيشتر از سرزمين وملت بلوچ مستعمره وبرده اسکندرھا ,سلوکيھا ,تازيھا ,مغليھا و.....بوده اند.اما امروزما درمورد جبرواشغالگرى ۸۰سال پيش صحبت ميکنم که توسط رضاخان قلدرانجام گرفت که گويا شما وھمفکرانتان ميخواھيد پيش برنده اين سيا ست باشيد. وبازھم درمورد اين تاريخ جعلى ۲۵۰۰ساله که شما جبرأ ميل داريد بخورد ديگران بدھيد,بايد گفت دوست عزيزشما قبل ازآمدن رضاشاه ,اگر" کشورى" ,نه فلاتى ,بنام ايران پيدا کرديد لطف کنيد درآينده رفرنس بدھيد((البته نه ازاوستا وفردوسى نامه اتان که ھردوى اينھا چندين بارتابحال دستکارى شده اند وحتى ھمين قرآن چاپ شيعيان ايرانتان ھم بکرات دستکارى وبخورد ملت داده شده است که تشريح تمام اينھا دراين مقاله کوچک نميگنجد)) که ما وديگران در مورد صحت وسقم آن تحقيق کنيم.ودرنوشته قبلى عرض کردم که رضا شاه به دودليل عمده نام پارس رابه ايران (ايران نام فلاتى استکه از تبت شروع شده وتا به بين النھرين يا عراق ختم ميگردد ومحل سکونت آريايى ھا بوده و ھست که اکنون در اين سرزمين دھھاکشور وملت زندگى ميکنند که اصلا ھيچ ارتباطى به اين کشور رضاشاه ساخته ندارند)تبديل کرد,يکى اينکه خودوکشورتازه تاسيسش را بعنوان آريايى اصيل معرفى کند که ابھت آريايى بودن خودرا از ھيتلرکمتر نداند,وديگرى اينکه اگرازسرزمينھاى اشغالى مانند بلوچستان وکوردستان وديگران, کسى به فکررھايى از يوغ بردگى واشغالگرى بيافتد ,او رابنام تماميت ارضى که امروزشمابنده رابا اين نام تھديد ميکنيد, اونيزبراحتى وازنگاه بقول شما سازمان بين الملل ومثلابصورت رسمى ,اين مردم يا ملتھاراقلع وقمع کند ,ھمانطور که چند سال بعد براى جما خان د ر بلوچستان اتفاق افتادو ھمينطور در آذربايجان وکوردستان براى ديگران. دوست عزيز اگراينطوراست که شماميگوييد,وخواسته است که کلمه خارجى پرشين را که دربرگيرنده اين ايران کنونى شمانبوده است را بانام فلات ايران عوض کند ,((البته بدون مشورت کشورھايى که دراين فلات زندگى ميکنند وبدون مشورت سرزمينھاى اشغالى مانند بلوچستان وکوردستان وديگران ,زيرا شايد فردا آنھا يعنى کشورھاى فلات ايران ھم بخواھند چند کشور اطراف خودرا اشغال کرده واسم آنراھم ايران بنامند)) که مثلا من بلوچ وآن کورد وديگران را بااين چماق بکوبد . حال اگرھمين چماق را بنام کشور پارس برسرمان ميزد, مگر بحال من بلوچ وآن کورد وديگران فرقى ميکردکه اين چماق اسمش پارس است يا ايران؟ درضمن اگرچنين است چرااسم خليج فارس رابه خليج ايران عوض نکرد,زيرا خارجيھا تاکنون ھم آنرا پرشين گلف مينامند (بااينکه اکثر ملتھاى دور واطراف اين خليج فارس ھم نيستند )واينھم متعلق به تمام ايران شماست.؟! نوشته ايدکه: "ما با کسانی که میگویند ایرانی وجود نداشته و رضاشاه این نام را بوجود آورده اصلا بحثی نداریم. اما میتوانیم با کسانی که منطق و تاریخ میشناسند و بحث را منطقی و سیاسی مطرح میکنند بحث کنیم. مثلا کسانی که خیلی منطقی و در چارچوب دمکراسی چنین طرح مبحث میکنند؛" دوست عزيز به اين زودى قھر نکنيد که "ھنوز باھم قصه ھا داريم" عزيزم شما درھمين نوشته که بنده درحال نقد آن ھستم جند بار اسم بنده را آورده و متھم به جعل تاريختان نموده ايد, زيرا تاريخ جعلى اتان را زيرسوال برده ام . در اينکه منطق چيست ,بايد ازاشغالگران سرزمينمان پرسيد!!!عزيزم کسانيکه تاريخ را ميشناسند تاريخ جعلى ونادرست را تاييد نميکنند ويکى از انھا استاد ونويسنده وتاريخدان امروز ايرانتان "ناصرپورپيرا"ميباشد که تمام پته تاريخھاى جعلى را به آب داده است.از اينکه دمکراسى چيست وچارچوب آن کدام است, حقا که بايد ازسازندگان تفکر امپراطورى خواھان سلطنت طلب پرسيدوياد گرفت که دمکراسى چيست ؟ايا اينست که يک نفر از ما بھتران آنھم در قرن ۲۱سلطان تمام جنگل باشد زيرا ھر سلطنتى را سلطانى ميبايد!!حال بماند که دراين دمکراسى سلطانى شما آيا بردگان ھم به سمت سلطانى انتخاب ميشوند يا خير ,بحثى است بى نتيجه . نوشته ايد که: «ما نیز تاریخ را ارج می نهیم و آنچه را که جهانیان پذیرفته اند می پذیریم که ایران تاریخ 2500 ساله دارد. ما نیز می پذیریم که بلوچستان هرگز دچار ستم مضاعف و یا ستم ملی نبوده " دوست عزيزشما با اين تاريخ ساخته وپرداخته رضا شاھى جھانيان را اشغال نکرده ايد که آن را قبول داشته باشند يا خير که به بھانه اين تاريخ مھر قانونى به تماميت ارضى ايرانتان بزنيد وازاين طريق به قلع وقمع کردن ملتھاى در بند مثلا شکل قانونى بدھيد. دراينکه شماازتھران يا سويد ستم ملى يا ستم مضاعف رابپذيريد ويا به لطف ملوکانه اتان نپذيريد چيزى را کم وزياد نميکند ودرضمن به چکارمن بلوچ وديگران ميايد,وشما بھتر است که لطف کنيد ونپذيريد ,زيرا شما تامردم سرزمين اشغال شده را بعنوان ملت برسميت نشناسيد ,ستم ملى به سنگ وکوه که نميشود گرچه سنگ وکوه مان راھم مليتاريزه کرده وتخريب نموده ايد,پس ابتدا ملتى بايدباشد که ستمى براوروا شده باشد وشما بلوچ وکورد وديگران را بعنوان ملت نميبينيد ,بقول خودتان اگر بپذيريد که بلوچ ھم يک ملت است , آنوقت ملت سرزمين مشخص خود راميطلبد وشما نيزدراين بازى بازنده ميشويد وايرانتان دوباره بصورت ھمان پارس ۸۰سال پيش کوچک ميماند منھاى رضاشاه, پس شما مجبوريد ملت بلوچ وکورد وديگران را نبيند واگرلازم شد فقط سرزين واموال ودريا وچيزھاى ديگرى راببينيدکه منفعت دارد ,مردم بلوچ را به حيث ملت ديدن براى حکومتگران اشغالگرضرردارد ودرميان تمام داشته ھاى اين سرزمين بھتر است که فقط کپربلوچ ديده شود. نوشته ايد که: "ما نمی خواهیم در چارچوب کشور بزرگ و سرفراز ایران زندگی کنیم بلکه کشور مستقل خود را میخواهیم. این هم که کپر نشین خواهیم ماند یا ثروتمند خواهیم شد هم مساله داخلی ماست و به شما مربوطی نیست. بهرحال نه پول نفت شما را میخواهیم و نه امتیازات بودن در چارچوب کشور ایران را. درينجا اين دوست محترم باطعنه وکنايه کشور بزرگ و سرفرازشان ايران فردايش راکه تابحال جزفلاکت واشغالگرى و بردگى وستمگرى چيزديگرى براى ملتھاى دربند به ارمغان نياورده است را طبق معمول در تخيلشان ھم به رخمان ميکشد, اما نميدانم که چراخود ايشان ازاين ايران که فرادايش رادرھمان سويد اينھمه سرفراز وثروتمند ديده است, فرار کرده وبقدرى دوراست که آه ملا ھم به ايشان نميرسد,البته وقتى که انسان اينھمه ازمسايل واقعى وقابل ملموس دورباشد مجبوراست آنرا باتخيل پر کند. نميدانم چرا درسسيتم حکومتى زورگويان ,حتى تفکر ذھنى اين انسانھارا, آن سيستم , زورگوبارميآورد ,ببيند اين دوست محترم در کجاست اما ھنوز چشم به اموال ديگران دارد وتازه براى ديگران ھم درفرداى حکومتش خط و نشان ميکشد, دوست عزيزبخش اعظم نفت متعلق به آن کودک عرب احوازى است ,که بعضأ به نان شب محتاج است ,بدون اينکه فردا از او بپرسيد که آيا شما با اين ايران جبرى, ھنوزغل وزنجيربردگى را ميپذيريد يا خير,متعلق به خود وايرانتان دانسته ايد وتازه به ديگران ھم امتيازميفروشيد؟!!. اگرامتيازدادنتان پيش کش اموال غصبى ديگران است ,پيشکش خودتان باشد. نوشته اند که: "(البته دوستان بلوچ لابد بیشتر از بنگلادش صنعت و کشاورزی برای بلوچستان آزاد فراهم خواهند کرد)." بنگلادش به لحاظ جغرافيايى وروابط اقتصادى جھانى وسياسى با بلوچستان ھمان قدر تفاوت دارد که"اردن ھاشمى"با "بحرين",سرزمين بلوچستان يعنى درياى بلوچستان يعنى شاھراه آبى جھان به آبھاى گرم اقيانوسھا ,يعنى سرزمين بکر سرشار از تمام مواد ومعدنيات طبيعى ,اگرحکومت آينده مملکت بلوچستان بدون دخالت اشغالگران از ھر کشتى عبورى يک دولار ھم ترانزيت عبوربگيرد گذران زندگى مردم بلوچستان ازاين زندگى فلاکتبار بھتر خواھد شد. ۸-۲-۸۶ |
| محسن
کردی
ya mohsen farsi ?
خآندان پهلوی و پهلوی طلبان دشمنان حقوق بشر |
||||||||
|
|
||||||||
| ||||||||