با
انتشار
اسکناس 50 هزار
ریالی حاوی
حدیث جعلی
مردان پارسی؛
"ملت
ایران"و"امت
اسلام"به
بهای 5هزار
تومان فروخته
شد!
فرزاد
صمدلی *
30
مارس 2007
از
معمولترین
اقدامات نظام
بانکی هر
کشور، انتشار
اسکناسهای
جدید است. ارزش
نقدی و بعبارت
ساده تر،
درشتی این
قبیل
اسکناسها
نیز براساس
نیازهای
اقتصادی آن
کشور تعیین می
شود. اما هر
اسکناس جدید
علاوه بر جنبه
اقتصادی،
واجد خصلتهای
فرهنگی،
تاریخی و
سیاسی است. به
همین دلیل است
که دولتهای
جهان با وسواس
چشمگیری
اقدام به
طراحی و چاپ
اسکناسهای
رایج ملی می
کنند. در واقع
طرحها ویا
تصاویر دو سوی
یک اسکناس،
تمثیلگر
عصاره های
فرهنگی،
حماسه های
تاریخی و
نمایه های
سیاسی یک ملت و
در کل یک کشور
است. به این
ترتیب انتشار
یک اسکناس
جدید می تواند
به معنای یک
نکته عطف
اقتصادی، یک
اقدام موثر
فرهنگی و یا
یک حرکت مهم
سیاسی در عرصه
ملی یک کشور
تلقی شود.
طبعا
نظام بانکی
جمهوری
اسلامی ایران
نیز نمی تواند
از این منطق
مستثنی باشد.
خبری که در
اسفند ماه سال
1385 بر تلکس
خبرگزاری
ایرنا منتشر
شد و در فاصله
اندکی در
خبرگزاریهای
مهم جهان
منعکس گردید
منطق و راستای
حاکمیت کنونی
ایران را در
عرصه های ملی
به ساده ترین،
واضحترین و
موثرترین
صورت ممکن
بیان کرد:
بخش
فارسی سایت
بی بی سی:
مقام
های بانک
مرکزی ایران
از انتشار
اسکناس پنج
هزار تومانی
با نقشه این
کشور و نشان
انرژی هسته
ای در وسط آن
خبر داده اند

خبرگزاری
دولتی ایران،
ایرنا، به
نقل از جلال
جلیلیان،
مدیر کل
ریالی و نشر
بانک مرکزی
ایران، نوشته
در مرحله اول
شش میلیون
قطعه اسکناس
پنج هزار
تومانی چاپ
شده که از روز
بیست و یکم
اسفند ماه
سال جاری
خورشیدی (دوازدهم
مارس) به شبکه
بانکی این
کشور وارد می
شود.در حالی
که انتقادها
به دولت
ایران به
خاطر گرانی و
افزایش قیمت
برخی کالاها
در ماه های
اخیر شدت
یافته، برخی
کارشناسان
انتشار
اسکناس های
با ارزش
بالاتر را
دارای آثار
تورمی دانسته
اند... روی
اسکناس پنج
هزار تومانی،
همچون دیگر
اسکناس های
موجود در
چرخه اقتصادی
ایران، و
منطبق بر
قوانین جاری
جمهوری
اسلامی،
تصویر آیت
الله خمینی
چاپ شده است.پشت
این اسکناس
نقشه ایران
چاپ شده که
وسط آن نشان
انرژی هسته ای
و پایین آن 'خلیج
فارس' به زبان
انگلیسی حک
شده است. در
میانه نقشه
همچنین روایت
از پیامبر
اسلام به خط
فارسی شکسته
به چشم می
خورد که
نوشته است: "
دانش اگر در
ثریا هم
باشد، مردانی
از سرزمین
پارس بدان
دست خواهند
یافت."... http://www.bbc.co.uk/persian/business/story/2007/03/070303_mv-five-thousand.shtml
هر
برگ اسکناس،
به معنای دو
تابلوی ملی
است. چنانکه
گفتیم دو سوی
یک اسکناس،
خلاصه
موجودیت یک
کشور و آینه
اهداف
حکمرانان آن
است. اما با
توجه به اینکه
ملل و اقوام
ایران، به
دلیل حاکمیت
یک نظام
توتالیتر بر
کشور قادر به
تاثیرگذاری
محسوس بر
عملکرد نظام
سیاسی کشور
نیستند لذا
بطور قطع می
توان گفت که
تصاویر و
طرحهای این
اسکناس به
ویژه حدیث
مندرج بر پشت
آن، نه
تنها منعکس
کننده اراده و
خواست ملی
جمعیت هفتاد
ملیونی ایران-
بعنوان دهمین
کشور
کثیرالقوم
جهان- نمی باشد
بلکه به بیانی
صریح، قاتل
وحدت بین
اقوام ایران و
عامل بروز
تفرقه در میان
ملل جهان
اسلام است. قبل
از اینکه به
ذکر ادله عقلی
و نقلی در رد
جهل و جعل
موجود در
تصاویر و
تقاریر ظهر
این اسکناس
بپردازیم ذکر
این سئوال
خالی از فاید
نخواهد بود:
به
چه دلیل
حاکمیت
جمهوری
اسلامی، هر
موفقیتی را به
نام قوم پارس و
هر شکستی را به
نام ملت ایران
تعبیر می کند؟!
بعنوان
مثال اگر در
فیلمهای
سینمائی
مشهوری چون "بدون
دخترم هرگز"،"اسکندر
کبیر" و یا "300"،
به صورت
مستقیم به نام
قوم پارس
اشاره می شود و
رفتار
اجتماعی و نقش
تاریخی آنها
مورد نظر قرار
می گیرد،
نماینده
ایران در
یونسکو،
بلافاصله
آنرا توهین به
ملت ایران می
داند اما وقتی
موزه ای ازپنج
هزار سال
تاریخ اقوام و
ملل جغرافیای
ایران در
کشورهای
خارجی به
نمایش گذاشته
می شود با نام "پنج
هزار سال هنر
پارسی"
شناخته می شود
و یا اگر
موفقیتهایی
در زمینه
انرژی هسته ای
حاصل می شود
بسرعت حدیث
جعلی مردان
پارسی برای
فارسیزه کردن
آن دستاوردها
استفاده می
شود و در این
میان هیچ
اشاره ای حتی
به ترکیب "ملت
ایران" نیز
دیده نمی شود!
اسکناسهای
بحث برانگیز
بانک مرکزی
جمهوری
اسلامی ایران
-
نخستین
اسکناس پر
مناقشه، نشر
اسکناس ده
تومانی(100
ریالی) با
تصویری از
مرحوم سید حسن
مدرس بر روی آن
و مجلس شورای
اسلامی سابق
در پشت آن بود.
این اسکناس که
در اواسط دهه
شصت منتشر شد
به حد گسترده
ای مورد
تفریح، تمسخر
و تحلیل عموم
قرار گرفت. یکی
از مهمترین
کشفیات مردم
کوچه و بازار،
کشف تصویر دست
کم سر یک روباه
در درون محاسن
انبوه پرتره
مدرس بود!

-
دومین
اسکناس پر
مناقشه،
اسکناس دو
هزار تومانی(20.000
ریالی) اوایل
دهه هشتاد می
باشد. در روی
این اسکناس،
تصویر آیت
الله خمینی
دیده می شود که
بصورت واضحی
غمگین و متاثر
است. این
اسکناس بعد از
چاپ و قبل از
نشر، مورد
اعتراض
نهادهای
حکومتی قرار
گرفت. برخی از
این نهادها
اکنون نیز بر
جمع آوری این
اسکناسها
تاکید دارند.

-
سومین
اسکناس، بی
تردید پر
مناقشه ترین
اسکناس ملی و
در واقع نقطه
عطفی در سه دهه
تاریخ مملو از
فناتیزم
مذهبی و
فاشیزم قومی
حاکمان تهران
محسوب می شود.
حدیث جعلی
مندرج بر پشت
این اسکناس،
حتی به فرض
محال در صورت
صحت، از نظر
عقلی و سیاسی،
از قابلیت نشر
بر روی اسکناس
برخوردار
نیست.

بازبینی
تصاویر و
تقاریر پشت
اسکناس 50 هزار
ریالی
1-
در
پشت این
اسکناس، محل
نشر و ارزش آن
به زبان
انگلیسی
نوشته شده است.
این قبیل
نوشته ها را بر
روی هر
اسکناسی می
توان یافت.
2-
یک
نشان هسته ای
برروی نقشه
ایران نقش
بسته و
در زیر آن جمله
ای به نقل از
حضرت رسول
اکرم(ص) در
ستایش حیرت
انگیز از
مردان پارسی
درج شده است.
به نظر می رسد
که حکومت
تهران جهت
اعطای
مشروعیت دینی
به موفقیت
نسبی هسته ای
در ایران
اقدام به
استفاده از
این جمله کرده
است. درچنین
شرایطی، این
موفقیت نسبی،
فقط و فقط
به معنای
پیروزی برخی
از مردان
پارسی خواهد
بود و لاغیر.
3-
حدیث
ادعایی
مذکور، در
نقشه ایران،
برروی محدوده
ای نوشته شده
که محل زندگی
فارسها،
تورکهای
قشقائی،
عربها و لرها
است. از نظر
سیاسی، این
امر به معنای
انکار
موجودیت
اقوام غیر
فارس در این
اراضی است.
4-
نام
خلیج فارس
بصورت برجسته
ای بر روی
دریای واقع در
جنوب غربی
ایران نوشته
شده است. نام
این آبگیر بین
المللی به شدت
محل اختلاف
ایران با
دولتهای
منطقه است. به
یاد داریم که
بعد از اقدام
موسسه بین
المللی نشنال
جیوغرافی در
خصوص خلیج عرب
نامیدن این
آبراه، دولت
فارس تهران
بدون توجه به
حضور قریب به 5
میلیون عرب در
ایران، فرهنگ
و نژاد و زبان
و تاریخ
اعراب را
مورد اهانت
قرار داد.
نهایت اینکه
در این
اسکناس، نام
بحر خزر و
دریای عمان به
رغم فضای
موجود جهت
نگارش،
نادیده گرفته
شده است. گوئی
بانک مرکزی
ایران و در
واقع حکومت
جمهوری
اسلامی، جهان
را تنها
از پشت عینک
پارسی می نگرد!

5-
استفاده
از کلمه پارس
به جای کلمه
فارس نیز سبب
تردید است. در
حالیکه در متن
عربی حدیث
ادعائی
مذکور،
گوینده کلماتی
چون فارس و عجم
را ذکر کرده
است، بانک
مرکزی ایران
از ذکر کلمه
فارس (تعریب و
در واقع
اسلامیزه شده
کلمه پارس)
خودداری می
کند. طبعا کلمه
پارس، برای
شنونده و یا
خواننده
بیشتر تداعی
کننده کلماتی
چون پرشیا،
پارسه(پرسپولیس)
و پارسیان
زرتشتی است.
لذا می توان
گفت که در درج
این حدیث
کذائی برروی
اسکناس جدید،
ناسیونالیزم
رومانتیک،
آرکائیسم و
پان فارسیزم
بیشتر از هر
چیز دیگری مد
نظر تصمیم
گیرندگان
بوده است.
6-
بروی
نقشه کشور
کنونی
افغانستان
طرحی شبیه
منظومه شمسی
وجود دارد که
تنها سیاره
زحل در آن در
حال چرخش دیده
می شود. شاید
هدف طراح،
ارایه تمثیلی
از کلمه ثریا
در حدیث
ادعایی مذکور
می باشد. این
تمثیل با
ترسیم منظومه
ای با یک
سیاره، ناقص و
حتی مضحک است.
با توجه به
ترکیب نقشه
ایران بهتر آن
بود که طرح
منظومه شمسی،
حتی القمدور
در اطراف
دریای خزر و
دست کم بر روی
نقشه عراق
ترسیم شود. اما
شاید حضور
اقوام پشتو و
تاجیک در
افغانستان،
بانک مرکزی
جمهوری
اسلامی ایران
را مجبور به
اتخاذ چنین
خبط ترسیمی
واضحی کرده
است!
تحقیق
در صحت یا سقم
حدیث ادعائی
منسوب به حضرت
رسول اکرم (ص)
تشخیص
دادن بعضی از
احادیث جعلی
خیلی آسان است
و کافی است که
از قرآن، سنت
پیامبر (ص)، و
عقل مان
استفاده کنیم.
الف-
از منظر قرآن
کریم:
از
نظر قرآن
تبعیض نژادی
کاملا غیر
قابل قبول است:
1-
ای
مردم از
پروردگارتان
پروا کنید،
آنکه شما را از
یک تن آفرید و
همسرش را نیز
از او پدید
آورد و از آن
دو مردان و
زنان بسیاری
پراکنده کرد.
سوره نساء،
آیه 1
2-
این
حدیث در تضاد
با سیزدهمین
آیه شریفه از
سوره مبارکه
حجرات است. در
این آیه
خداوند می
فرماید:
«یا
ایّها الناس
انّا خلقنکم
من
ذکر او انثی و
جعلنکم شعوبا
و قبائل
لتعارفوا ان
اکرمکم
عندالله
اتقکم
انّ
الله علیم
خبیر» یعنی : "همانا
ای مردم ما شما
را از یک زن و
مرد آفریدیم
و شما
را تیره های
بزرگ و کوچک
قرار دادیم تا
یکدیگر را
بشناسید نه
اینکه
به
یکدیگر فخر
بفروشید و فخر
و کرامت نزد
خدا تنها به
تقوی است و
گرامی ترین
شما
با تقواترین
شماست که
خداوند دانا و
با خبر است."
لذا
مطابق این آیه
شریفه هیچ
قومی نسبت به
قوم دیگر
فضیلت ندارد و
ملاک برتری
تنها تقوی
و پرهیز کاری
است.بنابراین
این
حدیث
به دلیل
مباینت با
قرآن، فاقد
هرگونه حجیّت
است. حضرت امام
رضا(ع) در این
خصوص فرمودند:
« ... لا تقبلوا
علینا خلاف
القرآن
... ») یعنی آنچه را
به ما منسوب می
کنند اگر
مخالف قرآن
است نپذیرید.
در تفسیر
المیزان
مرحوم علامه
طباطبائی (ره)
در ذیل این ایه
گفته شده است: « ...
ما شما را از
یک پدر
و از یک مادر
آفریدیم ، همه
شما از آن دو
تن منتشر شده
اید ، چه
سفیدتان
و چه سیاهتان ،
چه عربتان و چه
عجمتان ، و ما
شما را به صورت
شعبه
ها و
قبیله های
مختلف قرار
دادیم ، نه
برای اینکه
طایفه ای از
شما بر
سایرین
برتری و کرامت
داشته باشد ،
بلکه صرفا
برای اینکه
یکدیگر را
بشناسید
...» المیزان ـ
ترجمه سید
موسوی همدانی
ـ ج 18 ص488
.
مخاطب
دین اسلام
قرآن است و هیچ
قومی به خاطر
نژاد و زبان
ویژه اش مورد
توجه پیغمبر
اسلام قرار
نگرفته است. در
واقع دین مبین
اسلام می کوشد
تا همه
انسانها را
فارغ از همه
رنگها و
تعلقات قومی
در زیر یک چتر
واحد جمع کند.
همچنین
در
تألیف
کتب اربعه،
روشهای
مختلفی به کار
رفته است. شیخ
صدوق درکتاب «من
لایحضر»،
اسناد روایات
را حذف کرده و
اصل آنها را
نوشته و شیخ
طوسی
«التهذیب»
را به گونهای
اجتهادی
گردآوری کرده
است. پس گزیری
نیست، الاّ
اینکه
به بررسی
اسناد آن
روایات
بپردازیم و در
صورت صحّت،
آنها را به کار
ببریم.
در «کافی» هم
اخباری یافت
میشوند که با
قرآن در تعارضاند.
بنابراین،
باید روایات
را با عقل و
قرآن سنجید.
اگر با کتاب
خدا مطابق
بود،
قبول است و اگر
مخالف قرآن
بود، «إضربوه
علی الجدار.»
دومین
نشست حدیث
پژوهی، تصحیح
متون حدیثی،
علی اکبر
غفاری،
سایت دانشکده
علوم حدیث.
ب-
از
منظر سنت حضرت
پیامبر (ص):
اصولا
یکی از
شعارهای
اسلام مبارزه
با نژادپرستی
و مظاهر
اشرافیت بود و
اولین مومنین
به پیامبر
اسلام هم
بردگانی چون
یاسر و سمیه و
بلال بودند. تمام
روایات منقول
از پیامبر و
ائمه همه در
مذمت
نژادپرستی و
تفاخر نژادی
هستند. نظر
پیامبر (ص) و
ائمه (ع) در
مورد تفاخر
نژادی چیست:
1-
ای مردم خدای
شما یکی و پدر
شما یکی است،
همه از آدمید و
آدم از خاک
است، هرکس از
شما
پرهیزکارتر
است پیش خدا
بزرگوارتر
است، عربی بر
عجمی جز به
پرهیزکاری
امتیاز ندارد.
پاینده،
ابوالقاسم؛
نهج الفصاحه [مجموعه
کلمات قصار
حضرت محمد]،
حدیث: 1044
2-
محبوب ترین
بندگان خدا به
نزد وی کسی است
که با بندگان
او مهربان تر
است.
همو،
همان، حدیث: 578
3-
بدانید که
مردم از آدم
پدید آمده اند
و آدم از خاک،
بزرگوارترین
مردم در نظر
خدا
پرهیزگارترین
آنهاست.
همان،
حدیث: 467
4-
خوارترین
مردم کسی است
که مردم را
خوار شمارد.
همان،
حدیث: 250
5-
بنگر که تو از
سرخ پوست و
سیاه پوست
بهتر نیستی جز
آنکه در تقوا
از او برتر
باشی.
همان،
حدیث: 562
6-
امام صادق (ع)
روایت کرده
است که رسول
خدا (ص) فرمود:
هر کس به
اندازه خردلی
در دلش تعصب
ورزی باشد،
خداوند او را
در روز قیامت
با عرب های
جاهلیت بر می
انگیزد.
اصول
کافی، کتاب
ایمان و کفر،
باب تعصب،
حدیث: 2545
7-
امام صادق (ع)
فرموده است: هر
کس تعصب بورزد
یا برای او
تعصب ورزیده
شد، رشته ی
ایمان از
گردنش جدا می
شود.
همان،
حدیث: 2544
8-
امام سجاد (ع)
فرموده است:
شگفتا از
متکبر فخر
فروش که دیروز
نطفه بوده است
و فردا مرداری
خواهد شد.
همان،
همان، باب فخر
و کبر، حدیث: 2629
9-
مردی نزد رسول
خدا (ص) آمد و
گفت: من فلانی
پسر فلانی ام،
و تا هفت پشت
شمرد. رسول خدا
گفت: هان که تو
دهمین ایشان،
در آتش هستی!
همان،
حدیث: 2633
10-
پیامبر (ص)
فرمود: آفت
اصالت
خانوادگی فخر
فروشی است.
همان،
حدیث: 2634
11-
امام صادق (ع)
فرموده است: هر
کس از نسبی
بیزاری جوید،
اگر چه ناچیز
باشد، به
خداوند کفر
ورزیده است.
همان،
باب بیزاری
جستن از نسب،
حدیث: 2720
http://www.ettelaat.net/extra_06_10/t_z_b_e_h.asp
ج-
از
منظر ادله
عقلی:
1-
مهمترین
نوشته ای که در
پشت این
اسکناس جلب
نظر می کند
جمله ای است که
به خط شکسته
فارسی و به نقل
از پیامبر
اعظم(ص) نوشته
شده است:
دانش اگر در
ثریا هم باشد
مردانی از
سرزمین پارس
بدان دست
خواهند یافت (!)
1-
1- این حدیث
عقلا و تاریخا
نمی تواند
صحیح باشد. اساسا
چه دلیلی دارد
که حضرت
پیغمبر(ص) از
ذکاوت و یا
قدرت علمی یک
قوم بخصوص
تعریف کند و
چنین خصایصی
را برای دیگر
اقوام در نظر
نگیرد و
بعبارتی دیگر
برخلاف
تعالیم الهی و
اصول مساوات
طلبانه خود،
قومی را ستایش
کند که در
آنزمان نه
تنها کار علمی
خاصی انجام
نداده بود
بلکه به دلیل
منع سواد
آموزی، کیفر
علم اندوزان،
ترویج آتش
پرستی و تشویق
ازدواج با
محارم، در
جاهلیتی عمیق
و ترسناک به سر
می برد.
1-
2- مطابق
اعتقاد علمای
شیعه، حضرت
پیامبر(ص)
معصوم است و از
معصوم عمدا و
یا سهوا خطائی
سر نمی زند.
بنابراین
خبری که از
لسان پیغمبر
اسلام خارج می
شود هرگز خلاف
واقع نخواهد
بود. در
چنین شرایطی
آیا بهتر نبود
که پیغمبر
اسلام از فتح
آسمانها توسط
پاکستانی ها (به
دلیل دسترسی
به انرژی و
سلاح هسته ای
بعنوان
نخستین کشور
مسلمان جهان) و
یا روسها و
آمریکائیها (به
دلیل فرستادن
دهها سفینه
فضائی به
آسمان)سخن می
گفت؟! فی
الواقع در حال
حاضر بجای
برخی از مردان
پارسی، جمعی
از زنان و
مردان روس و
آمریکائی
اقدام به سفر
به ثریا کرده
اند!
1-
3- درجه
ستایش قوم
فارس دراین
جمله با توجه
به زمان بیان
آن فوق العاده
شدید و غلیط
است. در این
نقل قول سعی
شده است تا جهت
ستایش قوم
پارس، غیر
متصورترین
تصور مردمان 1400
پیش را از زبان
پیغمبر اسلام
ترویج کنند.
چنین ستایشی
از یک قوم محال
عقل انسان
عاقل است.
تمثیل
امروزین آن
شاید به این
صورت باشد: اگر
الماس در درون
هسته مذاب
زمین هم باشد
مردانی از
سرزمین
آنگولا برآن
دست خواهند
یافت!
2-
این جمله
متضمن تبعیض
فاحش جنسیتی
است. بعبارتی
مطابق این
ادعا، زنان
لایق
فعالیتهای
علمی نیستند.
در حالیکه
اسلام کسب علم
و دانش را بر
هر زن و مردی
واجب دانسته
است.
3-
افراد ذکور
غیر بالغ شرعی
( زیر 15 سال
مطابق تقویم
هجری) و قانونی(زیر
18 سال مطابق
تقویم شمسی) در
این جمله نمی
گنجند. این در
حالی است که
علم اندوزوی
سن بخصوصی
ندارد.
جستجوی
راویان حدیث
مردان پارسی
در کتب حدیث
الف-
در کتب شیعه:
اصل
حدیث
در کتاب قرب
الإسناد
نوشته
عبدالله بن
جعفر حمیری (رض)
در قرن سوم
هجری
آمده است.
علامه مجلسی (رض)
آن را در
بحارالأنوار
به نقل از همین
کتاب
آورده
است. حدیث بدین
صورت بیان شده
است: .
ابن
ظریف عن ابن
علوان عن
جعفر
عن ابیه (ع) أن
رسول الله (ص)
قال : « لو کان
العلم منوطا
با لثریا
لتناوله
رجال من فارس » (بحار
الأنوار ج 1 ص 195 ،
بحار الأنوار
ج 64 ص 174 و
قرب الإسناد ص
52 )
.
چنانکه
دیدیم این
حدیث منسوب
است به حضرت
امام جعفر
صادق (ع) که از
پدربزرگوارشان
نقل کرده اند.
این
حدیث
معتبر نیست .
زیرا یکی از
راویان آن
حسین بن علوان
است. وی از
راویان ضعیف
است و بخصوص
نزد علمای
شیعه توثیق
نشده است.
ب-
حدیث در
کتب اهل سنت
:
ب-1-
حدیثی بدین
مضمون در کتاب
الحلیه ابو
نعیم
الأصبهانی(یا
اصفهانی) وجود
دارد که بصورت
ذیل است:(منهم)
الحافظ أبو
نعیم
الإصبهانی فی
الحلیه ( ج 6 ص 64
طبع مصر
). حیث
قال :
حدثنا أبوبکر
، ثنا الحارث ،
ثنا هوده ، ثنا
عوف ، عن شهر
قال :
سمعت
أبا هریره
یقول : « قال
رسول الله (ص) :
لو کان العلم
منوطا
بالثریا
لتناوله
رجال من أبناء
فارس رواه
یزید بن زریع و
أبو عاصم عن
عوف مثله الخ
.( به
نقل از کتاب
شرح إحقاق
الحق ج3 - السید
المرعشی (رض)
.
ب-2-
حدیث
دیگری
نیزوجود دارد
که بدین صورت
است :
حدثنا
عبدالله
حدثنی ابی ثنا
عبدالوهاب بن
عطاء أنا عوف
عن شهر بن حوشب
قال قال
أبوهریره
قال رسول الله
(ص): «لو کان
العلم
بالثریا
لتناوله ناس
من أبناء
فارس»(مسند
احمد بن حنبل ج
2 ص 778 )
.
ب-3-
یک
حدیث دیگر :
یحیی
بن
أبی الحجاج
المنقری
حدثنا محمد
قال حدثنا
معاویه قال
سمعت یحیی قال
یحیی
بن ابی الحجاج
لیس بشئ و من
حدیثه ما
حدثناه محمد
بن عماد بن
عطیه
الرازی
حدثنا احمد بن
الصباح بن ابی
سریح حدثنا
یحیی بن ابی
الحجاج
المنقری
حدثنا عون عن
محمد بن سیرین
عن ابی هریره
قال قال
رسول الله «ص
: ««لو
کان العلم
بالثریا
لتناوله أناس
من أبناء فارس»
(ضعفا العقیلی
ج 4 ص 397)
در
کتب اهل سنت
همین حدیث
اباهریره که
از طرق مختلف
نقل
شده و
در اصل یک حدیث
است ، تکرار
شده که برخی از
آنها عبارتند
از:
|
http://www.sonnhonline.com/BookTabweeb.aspx?RootID=550722&Num=345 |
این
احادیث که به
ابا هریره می
رسد عموما
داری سندیت
نیستند. علاوه
بر اینکه بعضی
از راویان
آنها ضعیف و یا
مجهول
الهویّه
هستند. راوی
اصلی آن ابا
هریره است که
ضعیف بودن او
بر همگان روشن
است.
http://rahjooyan.blogfa.com/
جرجی
زیدان در «
تاریخ تمدن
اسلام» متذکر
میشود که :
ابوهریره از
صحابه مستقیم
حضرت محمد بود
که در جنگ خیبر
جزو اصحاب
درآمد، ولی
بیش از چهار
سال مصاحبت او
را نداشت و از
مقربان و
نزدیکان نیز
نبود، معهذا
به تنهایی
قریب 503000 حدیث از
او روایت کرد.
نمونه
ای از
احادیث
ابوهریره که
در « صحاح »
بخاری و مسلم،
موثق شناخته
شده اند و
فاقد مبنای
قرآنی و عقلی
هستند
عبارتند از:
-
« ابوهریره از
رسول اکرم صلی
الله علیه و
آله روایت کند
که حضرت موسی
همیشه نهان از
بنی اسرائیل
آب تنی میکرد.
میگفتند: قطعآ
فتق دارد.
یکروز که لباس
خود را به سنگی
نهاده بود سنگ
براه افتاد و
موسی بدنبال
آن دوید تا
بمیان قوم
رسید و او را
بدیدند. آنگاه
سنگ ایستاد و
موسی لباس
خویش برداشت و
سنگ را زدن
گرفت، و چند
زخم منکر بدان
زد، و همانا که
آیه شصت و نهم
از سوره احزاب
که گوید: «
لاتکونوا
کاالذین آذوا
موسی خبراه
الله
مماقالوا »
اشاره به همین
حادثه است.
-
« در حدیث است
از رسول اکرم،
که فرمود:
شیطان در نماز
مزاحم من شد.
با او کُشتی
گرفتم و
مغلوبش کردم. و
خواستم او را
به بند کشم تا
بازیچه
کودکان مدینه
شود، ولی از
اینکار
انصراف یافتم.»
( نقل از کتاب
نهج الفصاحه)
بدون
شبهه «ابوهریره»
از جمله کسانی
است که به جعل
و وضع
حدیث دست زده
است؛ و در واقع
به کذب معروف
است و به
روایاتش با
دیدۀ
تردید
نگاه میشود و
نقلیات او
باید بررسی
شود تا انتساب
آن به پیامبر(صلی
الله علیه و
آله) اثبات شود.
سایت
دانشکده علوم
حدیث:
http://www.hadith.ac.ir/default.aspx?pageid=2491
. در این میان
جالب است که
بدانید در
بقول سایت
شبکه پیام صدا
وسیمای
جمهوری
اسلامی ایران
ابوهریره
بدین صورت
تصویر می شود:
«ابوهریره»،
معروف به «کعب
الاحبار»، یکی
از عالمان
یهودی بود که
سال هفتم هجرت
اسلام آورد.
بعد از اسلام
آوردن نیز
اخبار
و روایات یهود
را در میان
مسلمانان نشر
می داد؛ و در
زمان خلفای
بنی امیه
نیز اسلام
اموی را ترویج
می کرد و با
امام علی (ع)
چندان میانه
خوبی
نداشت.
«ابن شهر آشوب»،
در کتاب «مناقب
آل ابی طالب»،
نقل کرده است
که وی
روزی
در زمان خلافت
امیرالمؤمنین(ع)
نیز از آن حضرت
بدگویی کرد. به
آن حضرت
اطلاع دادند
که وی بدگویی
شما را کرده
است. امام به
هیچ کس اجازه
ندادند
که با او
برخورد کند؛
حتی فردای آن
روز که
ابوهریره نزد
امام علی
(ع) رفت
تا حق خود را
از بیت المال
مطالبه کند. آن
حضرت حق او را
از بیت
المال
پرداخت. وقتی
که برخی از
اطرافیان به
آن حضرت
اعتراض کردند
که چرا
از
بیت المال به
او می دهید، آن
جناب فرمودند :
نادانی او
نباید بر دانش
و گذشت
من پیشی گیرد
. http://teletext.irib.ir/UserPages/tabid/55/ContentId/4964/Default.aspx
در
همین خصوص
سایت وابسته
به آقای توکلی
(کاندیدای
انتخابات
ریاست جمهوری
و از اشخاص
اصولگرای
جمهوری
اسلامی) در
خبری کوتاه و
البته تسکین
دهنده در
اینخصوص
متذکر شده است:
|
|
|
بهانه
جدید برای
تحریک
هموطنان
آذری زبان |
|
بخش
خبری الف
|
|
۰۵
فروردين
۱۳۸۶
|
|
در
روزهای
پایانی سال
گذشته و
همزمان با
توزیع
سراسری
اسکناس های
پنج هزار
تومانی،
یک پیام
کوتاه تلفن
همراه به نام
"بازاریان
تبریز" به
تلفن های
همراه
با پیش شماره
0914 (پیش شماره
تلفن همراه
در اغلب
شهرهای آذری
نشین)
ارسال
می شد که در
آن ارسال
کنندگان از
قبول نکردن 5
هزار تومانی
در مراکز
تجاری
تبریز خبر می
دادند. |
پس
معلوم شد که دو
حدیث بیشتر
در در
این باره وجود
ندارد که یکی
منسوب به حضرت
امام جعفر
صادق (ع) است که
از پدران
بزرگوارش نقل
کرده و در کتب
شیعه آمده است
و دیگری هم از
ابو هریره
است
که منسوب به
رسول الله(ص)است
و از کتب اهل
سنّت نقل شده
است و هر دوی
آنها ضعیف
بوده و قابل
اعتنا نیست. در
خصوص کسب علم
سه حدیث
متواتر از
پیغمبر اسلام (ص)
وجود دارد که
عبارتند از:
1-
اطلبوا
العلم ولو
بالصین
2-
طلب
العلم فریضه
علی کل مسلم
3-
اطلبوا
العلم من
المحد الی
الحد
اما
اگر چند حدیث
جعلی در مدح
فارسها و
عجمها گفته
شده است دهها
حدیث در ذم
آنها نیز وجود
دارد. مثلا به
این حدیث توجه
فرمایید:

ترجمه
متن حدیث فوق
که هم به نقل
از امام جعفر
صادق (ع) و هم
احتمالا به
نقل از حضرت
امام حسین (ع)نقل
شده است بصورت
ذیل است:
«ما
از تبار قريش
هستيم
و
هواخواهان ما
عرب و دشمنان
ما عجم ها(فارسها)
هستند.
روشن است که هر
عربي از هر
عجمی
بهتر
و بالاتر؛ و هر
عجمی از
دشمنان ما
هم
بدتر است؛
عجمها را بايد
دستگير کرد
و به
مدينه آورد؛
زنانشان را به
فروش
رسانيد
و مردانشان را
به بردگي و
غلامي
اعراب
گماشت. (منبع:
سفينه البحار
و مدينه
الحکام
و آثار ؛ صفحه 164،
نویسنده: شیخ
عباس
قمی)»
پیشنهاد:
با توجه به
اینکه
پادشاهی اردن
هاشمی خود را
از نسل قریش می
داند و بارها
نیز علیه نقش
ایران در خصوص
عراق
موضعگیری
کرده است ایا
بهتر نیست که
این حدیث(جعلی)
بر روی اسکناس
ملی آنها درج
شود!؟
سئوال
از آیات عظام
در خصوص حدیث
ادعایی مردان
پارسی
صحت
یا سقم حدیث
ادعائی مردان
فارسی، در
تاریخ 15 اسفند
ماه 1375، از طریق
ارسال ایمیل
به دفاتر
14 تن از مراجع
اعلم تقلید در
کشورهای
ایران، عراق،
پاکستان و
هند، مورد
پرسش قرار
گرفت. مع الاسف
به رغم گذشت
نزدیک به 30 روز
تنها دو تن از
مراجع محترم تقلید
به این پرسش
واکنش نشان
داده اند!
الف- دفتر
آیت الله
العظمی صانعی
|
نام |
فرزاد
|
|
نام
خانوادگي |
صمدلي |
|
پست
الكترونيكي |
|
|
سن |
36 |
|
كشور |
|
|
اطلاع
با SMS |
|
|
سوال |
با
سلام و تحيت
خدمت مرجع
بزرگوار
تقلید، آيت
الله
العظمي
صانعي(مد
ظله العالي)
؛
آيا
جمله
ذيل منقول
از لسان
مبارك رسول
اكرم(ص)بوده
و بعنوان
حديث نبوي
مي باشد:
\"؟لو
كان
الايمان
منوطا
بالثريا
لتناوله
رجال من
فارس\"
با
تشكر
فرزاد
صمدلي |
بسمه
تعالی
ج
- به دليل كثرت
سؤالات و
استفتائات
فقهى، دفتر
فعلا از پاسخ
دادن به
سؤالها معذور
است. مى توانيد
با مراجعه به
كُتبى كه در
اين زمينه
نوشته شده
پاسخ سؤالهاى
خود را بيابيد.

توضیح:
در
واقع آنچه که
بعنوان جواب
از دفتر ایشان
ارسال شده است
پاسخ به سئوال
مورد نظر نیست
و فقط بر
میزان ابهام
موجود افزوده
است. اگر این
واکنش و یا
درواقع پاسخ
مصلحتی، ناشی
از حساسیت
کنونی جامعه
در قبال این
حدیث ادعایی
باشد طبعا
زیبنده دفتر
یک مرجع محترم
تقلید نخواهد
بود!
ب-
آیت
الله العظمی
سید محمد
صادقی روحانی(مد
ظله العالی)


توضیح:
چنانکه
ملاحظه می
فرمایید از
معظم له دو
سئوال در این
خصوص پرسیده
شده است. در
پاسخ به اولین
سئوال، ضمن
ارایه دو متن
متفاوت (که ما
نیز قبلا به
مجموعه ای از
آنها اشاره
کرده ایم)، در
خصوص این حدیث
گفته شده است:
«این
جمله از نصوص (متون
دینی) است و
بر فرض صحت
روایت،
مراد
به ظاهر همان
معنای کنائی
است
که در آن آشکار
است و
خداوند (در
خصوص صحت یا
سقم این حدیث)
عالم است.»
بنابراین
هویدا است که
آیت الله
العظمی صادقی
روحانی با
تردید بسیاری
به سندیت این
جمله نگریسته
اند.از معظم
له، سئوال
دیگری نیز در
همین رابطه
پرسیده شده
است:
«اگر
فردی ندانسته
اقدام به
توزیع صفحاتی
کند که برروی
آن حدیث جعلی
منسوب به حضرت
رسول اکرم(ص)
نوشته شده
باشد حکم وی
چیست؟»
ایشان
در جواب اظهار
داشته اند:
«اگر
منتسب
به او بشود
باید جمع کند
یا تذکر بدهد
مجعول بودن را
والا وظیفه
ندارد.»
این
حکم در رابطه
با کسانی است
که نا آگاهانه
اسکناس یاد
شده را در داد
و ستدهای
روزانه مورد
استفاده قرار
می دهند. اما
کسانی که ضمن
آگاهی بر جعلی
بودن این حدیث
اقدام به
ترویج اسکناس
مذکور می کنند
طبعا از نظر
شرعی گناه
بزرگی را
مرتکب خواهند
شد.
نارسیزم
پارسی و
فوبیای قومی:
آنچه
که بعد از
استقرار
حکومت
کودتایی
پهلوی اول،
تحت عنوان
ناسیونالیزم
ساخته و
پرداخته شد نه
تنها در قواره
ناسیونالیزم
مدرن نبود
بلکه بر عکس
شامل افسانه
های تخیلی
شاهنامه و
حاوی نوع
غلیظی از
ناسیونالیزم
رویایی و
باستانگرایی
کودکانه بود.
وقتی
ناسونالیزم
از دایره
طبیعی خود
خارج می شود،
ناسونالیزم
نیست بلکه
فاشیزم است.
اینجا است که
فاشیست به
پرستش تبار و
نژاد و تاریخ
خود می پردازد
و به اقوام
دیگر حمله می
کند. فاشیزم
تنها واجد
رویکرد قومی
نیست. برخی از
نظامهای
فاشیستی
دارای
رویکردهای
دینی و مذهبی
نیز هستند.
استبدادی که
ناشی از حاصل
جمع فاشیزم
قومی و
فناتیزم
مذهبی است
سیاهترین و
خطرناکترین
استبداد
ممکنه است.
مللی که
گرفتار چنین
اوضاع
دردناکی می
شوند هزینه
سنگینی برای
نجات خود
پرداخت
خواهند کرد.
اما اگر از
میزان هزینه
های احتمالی
تغییر بیمناک
شویم بتدریج
گرفتار هزینه
های بسیار
سنگینتری
خواهیم شد.
حکایت تپه گوز
را در کتاب دده
قورقود
خوانده اید. یا
باید همانند
باساتها،
شجاعانه و
قهرمانانه به
مبارزه با تپه
گوزها برویم
یا اینکه هروز
شاهد هلاکت
بدون افتخار و
منفعلانه
عزیران خود
باشیم.
تردیدی
نیست که در حال
حاضر ایران
شاهد تجربه
تلخی از فرمول
فناتیزیم
مذهبی+ فاشیزم
قومی است. در
این نظام همه
چیز در مسلخ
مصلحت ذبح شده
است. رفتار
شناسی فرمول
فناتیزم+
فاشیزم طی چند
سال اخیر
بخوبی گویای
چگونگی نگاه
مدافعان این
فرمول به ملل و
اقوام ایران
است.
مثلا؛
-
روز
دوشنبه،
12 دیماه 1384،
در فیلم "مسافر
ری" که به صورت
سریال از شبکه
یک صدا وسیما
پخش شد،
فرماندهان
مقتدر تورک در
دوران خلیفه
عباسی در
کمال وقاحت، ویران
کننده مزار
سید الشهدا در
کربلا معرفی
می شوند و در
همان فیلم
شیعیان فارس
با دیدن این
صحنه به گریه
می افتند،
http://www.baybak.com/Baybak/?p=683
-
در
هفتم ابان ماه
1384 ، همزمان با
جشنواره
تئاتر فجر، در
یکی از
تئاترهای
خیابانی که
روبروی تئاتر
شهر اجرا شد
عمربن عبدود،
از جنگجویان
مشهور کفار در
جنگ احزاب، به
هنگام نبرد با
حضرت علی (ع)
تورکی صحبت می
کند و این در
حالی است که
حضرت علی (ع) به
او فارسی جواب
می دهد، http://sehend.blogfa.com/8408.aspx
-
در
فروردین ماه
سال 1383، به
گزارش
روزنامه
همشهری اسامی
تورکی جزایر
دریاچه
اورمیه در
کتابهای
جغرافیای
استان به
فارسی تغییر
می یابد،
http://www.azadtribun.net/0258.htm
-
در
سریال "امام
علی"، عایشه
همسر حضرت
رسول اکرم(ص) و
جناب عثمان(رضی
الله عنه)،
خلیفه سوم، مورد
تحقیر و توهین
قرار می
گیرند،
-
در
سریال "شبهای
برره" به
تورکها و لرها
اهانتهای شرم
آوری میشود،
-
در
سریال "کمربندها
را ببندید"
اعراب هدف
تحقیر و توهین
جدی قرار می
گیرند،
-
گور
ابولولو،
قاتل جناب عمر(رضی
الله عنه)،
خلیفه دوم، در
شهر کاشان
تبدیل به
مقبره و
زیارتگاه
جمعی از
فناتیکها می
شود، http://kashanews.blogfa.com/post-2.aspx
-
روزنامه
دولتی ایران،
تورکهای
آذربایجان را
سوسک مدفوع
خوار
توالتهای
فارس می نامد،
-
در
حوزه دینیه
مشهد،
درتیرماه سال
1385، نشریه پر
تیراژ و
سراسری حجره
در صفحه 14
شماره 28در
ستون طنز خود
با عنوان «شنگولالطلاب»،
تورکها را به استهزاء
می گیرد..
http://milletci.blogcu.com/382323/
-
روزنامه
راستگرای
سیاست روز،
خلیفه دوم(رضی
الله عنه) را
قاتل معرفی می
کند،
http://www.turkmenstudents.com/modules/news/print.php?storyid=2682
-
هر
سال مقامات
ایران عید
نوروز را فقط
به فارسها و
فارسی زبانان
تبریک می
گویند،
http://milletci.blogcu.com/382323/
-
تیم
ملی ایران در
بازیهای جام
جهانی با نام
ستارگان
پارسی شناخته
می شود، http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=330795
-
بصورت
تعجب آوری
سئوالات شرم
آوری در خصوص
زندگی حضرت
پیغمبر(ص) در
امتحان ورودی
فرهنگیان
مطرح می شود،
http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20070221011838.html
-
....
در
واقع از یک طرف
پارسی ها و همه
آنچه که متعلق
به آنها است
مورد ستایش و
در اصل پرستش
قرار می گیرد و
از طرفی دیگر
بیش از دو سوم
از جمعیت
ایران هدف
انواع
تحقیرات قرار
می گیرند. این
هجوم به حدی
است که حتی
وجود مذهب
مشترک میان
تورکهای
آذربایجان و
فارسها نیز
نمی تواند
مانع از ظهور و
بروز آن گردد.
البته تردیدی
نیست که
شهروندان
محترم فارس
بعنوان یک قوم
هرگز مدافع
این رویه
نبوده و
نیستند. اما
متاسفانه
سکوت آنها در
قبال این قبیل
رویکردهای
نفرت انگیز،
فناتیکها و
فاشیستها را
جری تر کرده
است!
آنچه
که در یک کلام
می توان گفت
این است که
فناتیکها و
فاشیستها به
دلیل فوبیای
قومی و
نارسیزم
پارسی دچار
توهم شده اند.
آنها فکر می
کنند که سرآمد
ایمان و علم و
هنر و اخلاقند.
تا چند سال قبل
به دلیل
استقرار فضای
سنگین
اختناق، کمتر
کسی حاضر بود
که با تقبل
هزینه های
گزاف، نسبت به
وضع موجود
اعتراض کند و
این همه صحنه
سازی و فریب
کاری را با
صدای بلند
فریاد بزند و
بگوید که گفته
های شما در
دنیای امروز
خریدار ندارد.
شیفتگی
حکمرانان
کنونی به
موهومات به
حدی جدی است که
بیننده را
دچار تعجب می
کند. این خود
بزرگ بینی
تداعی گر
حکایت معروف
زیر است:
پادشاه
لخت است:
کریستین
آندرسن
داستانی دارد
که مضمون کلی
آن بصورت ذیل
است:
دو
خیاط به شهری
وارد شدند و
پادشاه را
فریفتند که
ما در فنّ
خیاطی
استادیم و بهترپن
لباس ها را که
برازنده ی
قامت بزرگان
باشد، می
دوزیم امّا
از همه مهم تر
، هنر ما این
است که می
توانیم
لباسی برای
پادشاه
بدوزیم که فقط
حلال زاده ها
قادر به دیدن
آن باشند و
هیچ حرام
زاده ای آن را
نبیند. اگر
اجازه
فرمایید،
چنین لباسی
برای شما نیز
خواهیم دوخت.
پادشاه با خوش
حالی موافقت کرد
و دستور داد
مقادیر
هنگفتی طلا و
نقره در
اختیار دو خیاط
گذاشتند تا
لباسی با همان
خاصّیت سحر
آمیز بدوزند
که تارش از
طلا و پودش از
نقره باشد.
خیاط
ها ... کارگاهی
عریض و طویل
دایر کردند و ... بدون
آن که پارچه و
نخ و طلا و
نقره ای صرف
کنند، دست های
خود را چنان
استادانه در
هوا تکان می
دادند که گفتی
مشغول دوختن
لباس اند .
روزی پادشاه
، نخست وزیر
را به دیدن
لباس نیمه
کاره فرستاد
امّا صدر
اعظم هر چه
نگاه کرد چيزی
نديد. از ترس
آن که مبادا
ديگران
بفهمند که او
حلال زاده
نيست، با
جديّت تمام
زبان به تعريف
از لباس و
تمجيد از هنر
خياّطان گشود ...
ماموران عالی
رتبه ی ديگر
هم به تدريج
از کارگاه
خياّطی ديدن
کردند و همه
پس از آن که با
نديدن لباس به
حرام زادگی
خود پی می
بردند، اين
حقيقت تلخ
را پهنان می
کردند و در
تاييد کار
خياطان و
توصيف لباس بر
يک ديگر سبقت
می گرفتند.
بالاخره
نوبت به خود
پادشاه رسيد
و او به
خياّط خانه ی
سلطنتی رفت تا
لباس زربفت
عجبيب خود را
به تن کند.
البتّه چيزی
نديد و پيش خود
گفت معلوم می
شود فقط من
يکی در ميان
اين همه
حلال زاده
نيستم... در مقابل
آیینه ايستاد
تا آن را به تن
او اندازه
کنند. خياّطان
پس می رفتند و
پيش می آمدند و
لباس موهوم را
به تن پادشاه
راست و درست می
کردند و آن بی
چاره لخت
ايستاده بود ...
و از داشتن چنان
لباسی اظهار مسرّت
نيز می نمود.
سرانجام قرار
شد جشنی عظیم
در شهر به پا
شود تا پادشاه
جامه ی تازه را بپوشد
و خلايق همه او
را در آن لباس
ببینند. مردم
به عادت معمول
در دو سمت
خيابان
ايستادند و
پادشاه لخت با
آداب تمام،
با آرامش و
وقار از برابر
آن ها عبور می
کرد و دو نفر
از خدمه ی
دربار
دنباله ی لباس
را در دست
داشتند تا
به زمين
ماليده نشود!
...
مردم نيز با
آن که هيچ
کدامشان لباس
بر تن پادشاه
نمی ديدند از
ترس تهمت حرام
زادگی غريو
شادی سر داده
بودند و لباس
جديد را به
پادشاه تبريک
می گفتند.
ناگاه کودکی
از ميان مردم
فرياد زد : «اين
که لباس به
تن ندارد؛ اين
چرا لخت است؟»
هر چه مادر
بی چاره اش
سعی کرد او
را از تکرار
اين حرف
منصرف کند،
نتوانست. کودک
دوباره به
سماجت گفت:« چرا
پادشاه
برهنه است؟»
کم کم يکی دو
بچهّ ی ديگر
نيز همين حرف
را تکرار
کردند و بعضی
از تماشاچيان
با ترديد اين
حرف را برای
هم نقل کردند
و ديری
نگذشت که
جمعيّت يک
پارچه فرياد
زد که «چراپادشاه
لخت است؟»( متن
این داستان از
سایت هنرستان
نظام مافی اخذ
شده است.)
طی
هشتاد سال
گذشته
حکمرانان لخت
بر ما حکومت
کرده اند و
بسیاری از ما
در اغلب موارد
با سکوت و سکون
خود بر دوام
وبقای آنان
افزوده ایم
مگر مقاطعی که
کودکی جسور،
از میان مردم
فریاد کشیده
است: چرا این
پادشاه لخت
است؟!
اسکناس
مردان پارسی،
مهر تایید
حاکمیت
آپارتاید بر
سرنوشت ملل و
اقوام ایران
است
همه
دیکتاتورها
روزی مرتکب یک
یا چند اشتباه
فاحش می شوند.
حاصل جمع این
قبیل
اشتباهات،
سبب سقوط
استبداد
خواهد شد. در
نظامهای
دموکراتیک،
اشتباهات
فاحش به سختی
روی می دهد.
چراکه در
دموکراسی،
مجموعه ها
بجای افراد
تصمیم می
گیرند و هر
تصمیم مهم از
رای ملت می
گذرد. در
نظامهای
دموکراتیک،
برای حل یک
مسئله، تعداد
جوابها پایان
ناپذیرند. (دموکراسی
لرده، چاره
بیتمز.) همچنین
در این قبیل
نظامها
اعتقاد بر این
است که هیچ
کداممان به
اندازه همه
مان عاقل
نیستیم.(هئچ
بیریمیز،
هاممیز قدر
عاغیللی ده
گیلیک.) اما
نظامهای
استبدادی این
گونه نیستند.
در این قبیل
رژیمها یک نفر
و یا در کل چند
نفر در امور
حیاتی ملت
تصمیم می
گیرند و حتی
خود را محق به
دخالت در
احوال شخصیه
شهروندان می
دانند. سمبل
این نظامها
زندان و شلاق
و طناب دار است.
دیکتاتورها
با سوء
استفاده از
صداقت، امید و
خوش باوری
مردم حاکم می
شوند و با ستم
پیشه گی
لاینقطع خود،
آنچنان
روزگار را بر
خلق الله
تنگ می کنند
که ملت
در حسرت
دیکتاتوری
پیشین فرو می
رود. اما چه می
شود کرد؟! آیا
به سرعت می
توان انقلاب
مجددی براه
انداخت و نظام
جدیدی را حاکم
کرد؟! چه
تضمینی برای
ظهور
دیکتاتوری
سوم وجود
دارد؟! برای
خروج از این بن
بست یاس آمیز و
آغاز یک
انقلاب نوین،
جامعه
نیازمند
نیروهای جدید
است. در واقع
نسل امروز
موتور این
انقلاب خواهد
بود. این نسل
به رغم طعنه ها
و منفی
نگریهای نسل
محروق و مغبون
گذشته وارد
عرصه پیکار
خواهد شد و
مبارزه جدیدی
را جهت احقاق
حقوق انسانی
خود آغاز
خواهد کرد. به
این ترتیب است
که
دیکتاتورها
همچون پیکره
های سفالین
غول پیکری
متعاقب
نخستین ضربه
جدی فرو
میریزند. همه
چیز طی 24 ساعت
اتفاق می افتد.
تا آخرین لحظه
استبداد با
چنگ و دندان از
خود دفاع می
کند. ستم بر
روی ستم و
جنایت بر روی
جنایت
انباشته می
شود.
تاریکترین
لحظه فرا می
رسد. اما
دقایقی بعد
طلوع آزادی را
همه خواهند
دید. چراکه
تاریکترین
وقت شب، چند
دقیقه مانده
به صبح است.
اخبار
تایید شده
حکایت از ان
دارد که
اسکناس جدید
بانک مرکزی
جمهوری
اسلامی از طرف
بسیاری از
اهالی
آذربایجان
مورد تحریم
قرار گرفته
است. این واکنش
کاملا طبیعی
است و مبین سطح
شعور ملی آنها
است. در واقع
بانک مرکزی
جمهوری
اسلامی
دانسته یا
ندانسته،
مفاهیم
ملت ایران و
امت اسلام را
بصورت
باورنکردنی
ای هدف تیرهای
تفرقه قرار
داده و به ثمن
بخس فروخته
است. یا باید
در برابر این
وهن آشکار به
غرور ملی و
غیرت دینی خود
اعتراض کنیم و
یا در انتظار
افراطی
گریهای دیگری
از این قبیل
باشیم.
فناتیزم و
فاشیزم،
مخازن جنون
هستند. لطفا به
این جملات
توجه فرمایید:
-
هخامنشها 8500
سال تاریخ
دارند(!)
-
اولین نژاد
جهان آریایی
ها هستند(!)
-
تنها نژاد
آریایی در
جهان وجود
دارد(!)
-
پیغمبر اسلام
فارس است(!)
-
زرتشت چهارده
هزارسال پیش
بوده و آخرین
زرتشت حضرت
ابراهیم است(!)
-
نام قبیله
قریش از اسم
کوروش گرفته
شده است(!)
-
آدم و حوا
ایرانی هستند(!)
-
فرهنگ تمام
جهان بر گرفته
از فرهنگ
ایرانی است(!)
-
کوروش
ذوالقرنین
است(!)
-
فرهنگ آریایی
دریاست و هیچ
سگی نمی تواند
آن را بیالاید(!)
-
عربها هیچ
فرهنگی
ندارند(!)
-
اگر ایران را
حذف کنیم نه
تمدنی در جهان
باقی می ماند
ونه فرهنگی (!)**
-
...
نتیجه:
انتشار
اسکناس اخیر
به منزله یکی
از مهلکترین
اشتباهات
جمهوری
اسلامی ایران
است. این
اشتباه را می
توان همسنگ
تغییر تاریخ
هجری شمسی به
تاریخ
شاهنشاهی در
دوران پهلوی
دوم دانست. این
اشتباه برای
محمد رضا شاه
بسیار گران
تمام شد.
بی شک استفاده
از یک حدیث
جعلی، جهت
اثبات برتری
یک قوم، آنهم
از زبان حضرت
خاتم
الانبیاء(ص)،
بعنوان
مقدسترین
انسان تاریخ
بشریت، در نزد
شهروندان
رشید ایران و
نیز مسلمین
آگاه، هرگز
خطایی کوچک و
قابل بخشایش
تلقی نخواهد
شد. آنچه که در
حال حاضر شاهد
بروز و ظهور آن
هستیم اسلام
ناب پارسی است
که به شدت تحت
تاثیر جعلیات
شعوبیه قرار
دارد. در واقع
ملت ایران
امروزه
دوباره
رودررو با
شعوبیه جدید و
یا همان اسلام
آریائی- پارسی
قرار گفته اند.
هدف آنان
پارسی سازی
اسلام، برتری
طلبی نژادی،
غیر اسلامی
نشان دادن
مذاهب دیگر و
پست نمائی
اقوام غیر
فارسی است.
این
پندار فوق
العاده
خطرناک است.
تمثیل عینی
این قبیل
گرایشات،
حدیث جعلی
مردان پارسی
است که به بهای
50 هزار ریال،
دو مفهوم ملت
ایران (متشکل
از اقوام و ملل
مختلف) و امت
اسلام(مرکب از
مذاهب متعدد و
ملل گوناگون)
را به سخره و
طعنه و ضربه می
گیرد. حیرت
آنکه
اوپوزیسیونهای
ملی گرا، چپ
گرا،
رفورمیست و
خصلتا موشکاف
ایران، در
قبال این
اقدام جنون
آمیز ساکتند!
توضیح:
*کارشناس
ارشد در معارف
اسلامی وعلوم
سیاسی
**
فاروق
صفی زاده،
بررسی پیشینه
تاریخ ایران،
ماهنامه
فارسی زبان
ایران مهر،
تاریخ 14 و 15 / تیر
و مرداد سال 1384،
http://www.turkiran.com/jahljoonoon.htm
AzadTribun