سطح خواسته هاي ما بايد فراتر رفته و حقوق پايمال شده ملت آذربايجان را هدف قرار دهد

 

اعتراضات بي سابقه ملت آذربايجان به کاريکاتور موهن روزنامه ايران به حدي بود که بايکوت خبري اوليه رسانه هاي عمدتا فارس گرا را مجبور به شکست کرد و آنها را وادار به عکس العمل به اين اعتراضات نمود. هرچند آنها بسيار تلاش مي کنند که اين اعتراضات را تنها يک واکنش احساسي به يک به اصطلاح اشتباه رسانه اي بنمايانند! در حاليکه اين کاريکاتور موهن تنها جرقه اي بود که باعث شد زخمي کهنه سر باز کند و بهانه اي شد تا آذربايجانيان حقوق پايمال شده شان را فرياد کنند.

اما در اين روزها فعالين حرکت ملي آذربايجان بايد با هوشياري و دقت تمام، از فرصت بدست آمده براي بيان هرچه صريح تر خواسته هاي برحق ملت آذربايجان و رساندن آن به گوش رسانه هاي داخلي و خارجي نهايت استفاده را بنمايد. در واقع ما بايد تنها حربه باقيمانده براي مروجين شوونيسم را که با ژستي موذيانه تلاش مي کنند اين اعتراضات را داراي خواستگاهي احساسي و از لحاظ سياسي کم ارزش جلوه دهند، از آنها بگيريم.

براي اين منظور بايد در تمام حرکتهاي اعتراضي در کنار خواستهايي مانند مجازات عاملين توهين و محاکمه عوامل روزنامه، ليستي از خواستهاي فرهنگي، زباني، اقتصادي، اجتماعي و ... به عنوان اصلي ترين اهداف تجمعات اعتراضي در قالب بيانيه ها و طومارها تهيه شده و در اختيار رسانه ها قرار گيرد. شالوده اصلي اين خواسته ها مي تواند همان بيانيه مشهور "آذربايجان سخن مي گويد" باشد. در واقع پيشگامان حرکت ملي آذربايجان مي بايست با بالابردن سطح درخواستهاي خود، اعتراض به کاريکاتور موهن و مجازات عوامل آن را تنها بخش کوچک و فوري درخواستهاي خود نشان داده و خواستهاي اصلي خود را به عنوان مثال، اجراي اصول 15 و 19 قانون اساسي و آموزش علمي زبان مادري خود در مدارس و دانشگاهها اعلام کنند تا بدين ترتيب هر بي سروپايي به خود جرات ندهد که بگويد حتي خود آنها نيز زبانشان را نمي دانند و مجبورند به زبان هاي ديگر (بخوانيد فارسي) بخوانند و بنويسند.

هماهنگي تمام بخش هاي حرکت ملي آذربايجان و تکرار خواسته هاي مشابه در تمام همايش ها و بيانيه ها مي تواند دهان ياوه گوياني را که اين حرکتها را فاقد خواستگاه جدي سياسي و تنها حرکتي احساسي مي نامند ببندد. بهتر است تمام بيانيه ها و قطع نامه ها براي همه رسانه ها و نهادهاي دولتي مرتبط ارسال گردد. همچنين برگزاري يک حرکت اعتراضي بزرگ و مشترک در تهران يا تبريز مي تواند بسيار موثرتر از حرکتهاي کوچک و پراکنده باشد.

در نهايت آنچه بسيار مهم است اين است که اين اعتراضات بايد کاملا مسالمت آميز و بدون خشونت باشد تا بهانه لازم براي سرکوبي اين حرکت مدني ملت آذربايجان را به عوامل شوونيزم ندهد. بديهي است که يک حرکت مسالمت آميز با اهداف مشخص و از پيش تعيين شده که به صورت گسترده و مداوم، در جهت رسيدن به خواسته هاي قانوني و انساني ملت آذربايجان باشد؛ بسيار موثرتر از يک حرکت خشن و احساسي خواهد بود. چرا که سرکوب آن به بهانه حفظ نظم عمومي آسانتر بوده و توجيه آن به عنوان حرکتي احساسي و بدون پايگاه جدي سياسي و اجتماعي کاري آسان براي مروجان شوونيست است.

ياشاسين آذربايجان

                                                                                        آيدين تبريزي

 

نامه ی سرگشاده به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامي

 

آقای هرندی شما جای فروغی دوران پهلوی نشسته اید!

 

جناب آقای صفار هرندي،  سلام عليكم.

 

مردم ايران، دين و مسلك و دولتی را گزیده اند که معيار و ملاك صحت و سقم امور را، آزادگی و حقيقت طلبي می دانند، حق را به سیاست مدن و صلاح گروهی نمی فروشند و از جایگاه خویش خارج نمی شوند.

 

سخنان شما را در مراسم بزرگداشت مقام فردوسي و به حقیقت در مراسم به اوج رسانی کتاب شاه نامه شنيدم و همراه با دیگر اصحاب خرد، احساس شرمندگی کردم که جایگاه وزیر ارشاد حکومت اسلامی، درباره ی شاه نامه را، با موضع فروغی زمان رضا شاه همسان و بل متعصبانه تر دیدم و خواندم که مشتی افسانه ی کودکانه ی ناممکن و بیرون از قواعد عقل و تاریخ و گذشت روزگار را، که جز به اسطوره تعبیر نشده، با هویت و دیرینه ی این سرزمین یکی گرفته، قراردادن هر سئوالی بر این مجموعه اباطیل مناسب نقل در قهوه خانه های قدیم، به عنوان مکملی بر افیون کشی آزاد دورانی معین را، ستیزه با هویت ملی اعلام کرده اید و فرموده اید که ایرانیان در سراسر تاریخ پر افت و خیز خود، برای مقاومت در برابر بیگانه، الگویی جز کتاب شاه نامه نداشته اند و بدین ترتیب روح و جسم تمام شهدا و معلولین و آسیب دیدگان جنگ هشت ساله ی اخیر را، که با شعار الله اکبر جان سپردند و صدمه دیدند و نه با مثلا «چو ایران نباشد تن من مباد»، آزردید، چرا که باریک اندیشان و تیز بینان، در صحت و امانت همین بیت بازاری هم مرددند و آن را در زمره ی ابیاتی می دانند که باستان ستایان و عرب و اسلام ستیزان، به همراه چند بیت دیگر از همین قماش، در باب تشیع فردوسی و ستایش زبان فارسی، برای تحمیق عمومی، در عهد رضا شاه باب کرده و به هجو نامه ی قلابی شاه نامه افزوده اند. شاید هم شما آن کتابی را که مردم فراز سر فرزندان و برادران و شوهران شان می گرفتند تا با عبور از زیر آن و به امید شهادت روانه ی جبهه شوند، شاه نامه فرض کرده اید؟!!

   

وانگهی چه گونه به خیال تان گذشته است که کتاب فردوسی مورد اقتداء و تمسک و توسل مردمی بوده است که در هزاره ی گذشته حتی نسخه ای شاه نامه در اختیار نداشته اند و آن کم تر از ده نمونه ی موجود کنونی، که بر برخی از آن ها ظن جعل و نو نوشتگی می رود، تماما مسوده هایی است نه برای قرائت عموم، که مختص زرق و برق دربارها و در پس همین مطلب حکایت هاست که بی تردید از آن با خبر نیستید، چنان که نمی دانید نخستین نسخه ی چاپی و عمومی شاه نامه را، برای عرضه در مراسم هزاره ی فردوسی، در سال ۱۳۱۳ شمسی، یهودیان با سرمایه ی کتاب فروشی «یهودا بروخیم و پسران» بیرون داده اند و اگر «فرهنگ شاه نامه ی فردوسی» فریتس ولف یهودی را هم، یهودیان آلمان در همان زمان چاپ و به نشست هزاره ی فردوسی تقدیم کرده اند، پس ممکن است لحظه ای از خود بپرسید به کدام دلیل یهودیان تبلبغات در باب شاه نامه را با خیالات توطئه گرانه ی خود مطابق می بینند، برای انتشار وسیع آن سرمایه می گذارند و محقق اجیر می کنند؟

 

آقای وزیر. شما در مقامی ننشسته اید که بدون محاسبات لازم و شناخت مناقشات فرهنگی، خود را در اختیار این و یا آن گروه بگذارید. شما مقام سیاسی نیستید و حق مداخله سیاسی به سود هیچ برداشت فرهنگی از مسائل مورد اختلاف را ندارید. حد اکثر اختیارات شما دعوت به گفت و گو گرد مبهمات فرهنگ ملی ماست، تا از بنیان با مقولات مورد شقاق آشنا شویم. این که توهین به شاه نامه را مقدمه ایران ستیزی گفته اید، خود بدترین توهین و گفتار ایران ستیزانه و هویت شناسانه است که تاکنون به گوش مردم رسیده است.

 

از سخنان شما معلوم است که نه فقط همین شاه نامه را نیز نخوانده اید، بل از اسناد و ادعاهای جدید، که داستان غم بار شاه نامه سرایی را عرضه کرده، بی خبرید و نمی دانید که سرسخت ترین منتقد و حتی دشمن شاه نامه، شخص فردوسی است و به شما نگفته اند که فردوسی در مقدمه ی کتاب «یوسف و زلیخا»ی خود، تمام مطالب آن دیوان شعر را دروغ خوانده و از صرف عمر برای تدوین در برابر دستمزد آن، اظهار پشیمانی و توبه کرده است.

دلم سیر گشت از فریدون گرد، مرا زان چه او تخت ضحاک برد

گرفتم دل از ملکت کیقباد، همان تخت کاووس کی برد باد

ندانم چه خواهد بدن جز عذاب، ز کیخسرو و جنگ افراسیاب

ز من تافته بد دل روزگار، که از من نیامد همی خوب کار

نگویم دگر داستان ملوک، دل ام سیر شد ز آستان و سلوک

نگویم سخن های بی هوده هیچ، نگیرم به بی هوده گفتن بسیچ

که یک نیمه ی عمر خود کم کنم، جهانی پر از نام رستم کنم 

نگویم دگر داستان های قهر، بگردانم از نامه ی مهر چهر

که آن داستان ها دروغ است پاک، دو صد زان نیرزد به یک ذره خاک

که باشد سخن های پرداخته، به نیرنگ نه ز اندیشه برخاسته

بد جایگاهی گرفته اید، آقای وزیر. اینک باستان پرستان و اسلام و عرب ستیزان از سخنان شما احساس اقتدار می کنند، شما را که تا همین چند ماه پیش به سبب حضورتان در هیئت تحریریه ی کیهان، جلاد و بازجو و شلاق کش معرفی می کردند، به خاطر شاه نامه ستایی اخیر، مقتدا قرار داده اند و درست یک روز پس از سخنان باستان ستایانه ی شما، همان کسان که برای تان در آن نشست هورا کشیدند گفتار مرا در باب تاریخ ایران، با هوچیگری و هیاهو و اوباشگری رذیلانه و با هدف آدم کشی، در دانشگاه فردوسی مشهد بر هم زدند. مسئولیت شما در همین حوزه ای است که فراموش کرده اید. باید نخستین معترض به چماق کشی فرهنگی باشید که نیستید و مطبوعات و مراکز اطلاع رسانی فرهنگی ما نیز، که اگر کسی مثلا با آقای سروش بلند صحبت کند، خرد کائنات را درهم ریخته می پندارند، در باب این ضایعه ی رخ داده در دانشگاه مشهد ساکت اند، زیرا وزیر این گونه امور، شاید هم که با شادمانی، ساکت است و در نزاع هایی جانب می گیرد که ورود به آن، نه در حیطه ی او، که خاص اصحاب تحقیق است.

 

اطراف خود را بپایید، آقای وزیر و هر نوشته ای را که مشاوران اعظم به دست تان می دهند در مجامعی که از ماهیت آن ها بی خبرید، به صدای بلند نخوانید، چنان که در گفتار شما در باب سعدی در ابتدای همین اردیبهشت ماه، چندین سهل اندیشی و غلط خلاف قاعده بود و از ستایش ها و کف زدن های هدفمند غره نشوید و اگر خیال دارید در حد جایگاه فرهنگی خود عرض اندام کنید، شما را می خوانم که با تمام شاه نامه شناسان اطراف خویش، به مناظره ای در باب شناخت این سند یهود ساخته بنشینیم، که تنها در ۷۰ سال اخیر، همزمان با تجدید حیات و سازمان دهی مجدد شعوبیه، به سعی لابی های یهود، به قصد دامن زدن به ستیزه های قومی و افتخار تراشی باسمه ای برای تجزیه طلبان فارس، مورد استناد جماعت وطن فروش و عرب و اسلام ستیز و در راس آن ها پهلوی های پدر و پسر بوده است!

 

وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر. 

 

 نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در جمعه بيست و نهم ارديبهشت 1385

 

بیانیه دانشجویان دانشگاه آزاد مرند

اذ جاء الحق زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا

بار دیگر دست کثیف شوونیسم بکار افتاد و این بار از طریق یک روز نامه دولتی وارد میدان شد و نهایت توهینی را که می توانست به یک ملت بزرگ بکند، کرد ، ولی غافل از اینکه این اقدام وحشیانه ، همه ملت آذربایجان را منسجم نموده و همه را در یک سنگر بر علیه شوونیسم فارس بشوراند. آفرین بر غیرت شیر زنان و غیور مردان   آذربایجان که اینبار نیز در مقابل شوونیسم فارس ایستادند ویاوه گویان را ادب کردند.اما این همه کار نبود بلکه ما دانشجویان تا توقیف رسمی روزنامه ایران و نیز عذرخواهی وزیر فرهنگ وارشاد بر مقاومت خود پا فشاری خواهیم کرد.

ما دانشجویان دانشگاه آزاد مرند نیز همگام با سایر دانشجویان دانشگاهها در این اعتراض سهیم بوده و ضمن محکوم کردن این حرکت زشت روزنامه (سیاهنامه) ایران  روز سه شنبه 85/3/2 در مقابل سر در دانشگاه آزاد مرند  گردهم خواهیم آمد واین حرکت شوونیستی را محکوم می کنیم

 دانشجویان دانشگاه آزاد مرند

 

بیانیه دانشجویان تورک دانشگاههای کرمان

 

« در رابطه با چاپ مطلب توهین آمیز روزی نامه ایران »

 

 

می زییم بی آنکه در اندیشه سرزمین زیر پایمان باشیم صدایمان در نه قدمی فرو می میرد. دیوارهای توهین بلند و زنجیرهای حقارت بس تنگند. اما روایت دردی که در جان و قفلی که بر زبان داریم, قصه امروز و دیروز نیست. حکایت, حدیث ملتی است که به گاه سختی و درد و به هنگام نبرد در ابتدای صف هستند و به هنگام تقسیم غنایم و شادی هیچ نام و نشانی از آنها نیست و مگر فراموش کرده ایم غربت و فرجام ستارخان و باقرخان را که یکی سردار و دیگری سالار ملی بود...  

و مگر قرار نبود در پرتو عدالت موعود انقلاب اسلامی از بند تبعیض و شونیزم و ستم ملی بر پیکر زخمی ملت قهرمان آذربایجان رها شویم. اینک که ایران عزیزمان در معرض انواع فشارها و تهدیدهاست و هزاران دشمن داخلی و خارجی در کمین به تاراج بردن استقلال وطن هستند, آیا کشور به وحدت و انسجام بیشتر نیاز ندارد و اگر دارد, این فتنه انگیزی ها برای چیست؟!!!

 

ما دانشجویان تورک دانشگاههای کرمان ضمن اعلام همبستگی و همصدایی با حرکت سایر دانشجویان تورک دانشگاههای کشور اعلام می داریم:

 

1.     حرکت مرموز و هدایت شده و شونیستی روزی نامه ایران را در چاپ مطالب موهن نسبت به تورکها را محکوم و نسبت به ادامه روند این حرکت ها هشدار می دهیم.

 

2.     با توجه به آموزه های دینی که "حرمت مؤمن را از خون شهید نیز با ارزش تر می داند" و نیز شرایط حساس کشور, تقاضای مجازات عاملان این حرکت فتنه برانگیز از سوی مقامات قضایی را داریم.

3.     خواهان اجرای تمام اصول فراموش شده قانون اساسی بویژه اصل 15 که متضمن رعایت حقوق فرهنگی اقوام است, می باشیم.

4.     خواهان تغییر اساسی در نگرش پلیسی و امنیتی مسئولان نسبت به خواسته های برحق فرهنگی و ملی ملت تورک هستیم.

5.     از آنجا که ایران کشوری کثیرالمله است, آیا نامگذاری "ستارگان پارسی" بر تیمی که افتخار نمایندگی تمام اقوام ایرانی را در جام جهانی فوتبال دارد, سؤال برانگیز نیست؟ و نمی توان در راستای همین فتنه سازیها تعبیر کرد؟

 

دانشجویان تورک دانشگاههای کرمان

 

 

رونوشت: