حماقت روشنفکرانگاران آذربايجاني يا حمايت از آزادي بيان؟

 

آزادي بيان و حمايت از آن وظيفه هر انديشنده اي است. هر فردي که به جرم ابراز عقايد پاک و افشاگرانه اش در زندان جهالت اسير است بايستي آزاد گشته شود. هر انساني که به جرم انديشيدن ٫ گرفتار قهر شرع شده است بايستي رهانيده شود

اينکار ميسر نخواهد شد جز با اتحاد و همبستگي صادقانه

بعد از سالها و ماهها و روزها توهين و تحقير آيا جاي سوال ندارد که چرا آذربايجان بايد دوباره ساکت شده و به خفت راضي شود؟

ليستي که در حمايت از آزادي مانا نيستاني و مهرداد قاسمفر امضا ميشود حاوي اسامي تعدادي از روشنفکر انگاران آذربايجاني است. زياد هم جاي تعجب ندارد چون طبق معمول ميتوان در چند بخش توضيح داد و توجيه کرد

1- آندسته که نميدانند آذربايجاني بودن به معني ايراني بودن و از يک ملت بودن نيست

2- آندسته که براي نوشته شدن اسمشان در ليستهاي فارسپرستان تب ميکنند

3- آندسته که بدون درک کافی از "آزادی بیان" از آن دفاع میکنند

4- آندسته که خود را تمام و کمال در اختيار سياستهاي تورک زدايي فارسها گذاشته اند

5- دسته اي موجود نيست

 

دسته بندي بالا بصورت کلي نمايانگر عمق تاثير ۸۰ سال شستشوي مغزي و تبليغ گسترده فارسانه ميباشد. تاثيري که سالها زمان نياز دارد تا بصورت کامل از آذربايجان بيرون ريخته شود. اين تاثير زماني خود را به رخ ميکشاند که افراد روشنفکر نما خود را به عنوان داناي دهر دانسته و اقدام به عمليات مثلا انسان دوستانه ميکنند

 

نامبردن از اين افراد يقين کمک بزرگي در جهت پيشرفت حرکت ملي آذربايجان ميباشد اما به علت مناسب نبودن شرايط کنوني و از طرفي نبود آگاهي لازم در بين فعالان سنتي حرکت ملي آذربايجان ٫ از اعلام اسامي چشم پوشي ميکنم. اشاره به عدم آگاهي به منزله توهين به فعالان سنتي حرکت نيست ٫ در سياست امروز بايد بين حيثيت و تزوير تفاوت قائل شد. با اسم بردن از شخصي که اقدامي بر له يا بر عليه نموده يا در حال انجام است ٫ نه تنها به حيثيت او لطمه نميخورد بلکه اهداف او را آشکار کرده و شخص را مجبور به توضيح دادن مينمايد. در اين بين افراد ديگر نيز زمان و مدارک کافي براي تفکر در باره اين اقدامات بدست مياورند

اينگونه است که يک حرکت زلالتر گشته و بازدهي خالصتري خواهد داشت

 

آرادي بيان آنگونه که در ممالک محروسه ايران مد شده است تعريف نميشود

 

آزادي بيان به ابراز آزادانه عقايد و نظرياتي گفته ميشود که داراي توهين ٫ تحقير و افترا نباشد. در منشور سازمان ملل به اين موارد اشاره شده است که اگر فردي در کشوري و توسط حکومتي مورد آزار جسمي ٫ نژادي و ديني قرار بگيرد٫ ميتواند از آن کشور و ان حکومت اعلام جرم نمايد

 

آقايان مهرداد قاسمفر و مانا نيستاني که در وهله اول به اسم نويسنده و ناشر و سردبير شناخته ميشوند ٫ بايستي به عنوان يک ناقض حقوق بشر و مجرم معرفي شوند. جرم آنها ابراز عقيده انسانيشان نيست. جرم آنها کشيدن يک کاريکاتور نيست ٫ آنها يک ملت را تحقير نموده و به شخصيت يک ملت ۴۰ ميليوني توهين نموده اند. اين جرم يکي از جرمهايي است که در کشورهاي غربي (که قبله روشنفکرانگاران شده است) براي فرد نژاد پرست ٫ حداقل ۵ سال حبس و جريمه نقدي در پي دارد. اين در موقعي است که مجرم تنها به يک فرد توهين نمايد و بتواند عذرخواهي قابل قبول ارائه دهد

 

در پرونده اين دو فرد (که سپر بلاي شونيسم فارس شده اند) ۴۰ ميليون انسان دادخواه و طرف دعوي قرار گرفته اند. هر يک از آنها داراي هويت و شخصيت و نظر جداگانه اي بوده و هر يک ميتواند از حق خود بگذرد يا نگذرد

ولي آيا با اين بخشش ميتوان از کراهت اين جرم کاست؟ مسلما نه

 

چگونه عده اي به خود ميقبولانند که اين دو فرد حبس شده ٫ بايد از مزاياي آزادي بيان بهره مند گردند؟

 

اين دوستان روشنفکرانگار ! نيز ره به ناکجا آباد ميبرند. آزادي بيان به معني دادن حق توهين و تهمت نيست. آزادي بيان به معني آزاد گذاشتن فرد در هتاکي نيست. آزادي بيان به معني واقعي و قابل احترام آن است که بايد دوباره در راستاي سياست انساني  تعريف شود. تعريف کنوني در مسير شونيسم و ايراني سازي قرار دارد و در آن هيچ اثري از احترام به ملتهاي غير فارس يافت نميشود

 

هر امضايي به هر اسمي و تحت هر شرايطي براي آزادي اين دو فرد مجرم از خانه دومشان (زندان حکومت فارس پرستان٫ خانه دوم فارس پرستان است) و نيز کمک و همراهي براي انتشار دوباره روزنامه موهون ؛ ايران؛ (که نامش نيز به معني توهين است) خيانت به انسانيت و آزادي بيان است

 

کساني که امضا کرده اند و يا در فکر آنند بهتر است جاي خود را در دسته بندي بالا مشخص کنند و در مسير آن شناخته شوند

 

حرکت ملي و آذربايجان بايد از صافي بگذرد تا بتواند مفيد واقع شود

 

 

مسعود انتظار

۰۲/۰۷/۲۰۰۶

گلاسگو