شنبه - ۲۸ مرداد ۱۳۸۵

مصدق تنها بود

28 مرداد در گفت وگو با احسان نراقی

گر آیت الله کاشانی و دکتر مصدق کمی انعطاف پذیری بیشتری نسبت به هم به خرج می دادند، بی گمان وضع نهضت ملی به این شکل در نمی آمد. اشکال از هر دو طرف بود. این نظر دکتر احسان نراقی است که در رابطه با دولت دکتر مصدق و عوامل سقوط دولتش عنوان می کند. با احسان نراقی در مورد 28 مرداد 1332 گفت وگو کردیم. مشروح آن در پی می خوانید؛


▪روز 28 مرداد 1332 یادتان هست؟ شما آن روز کجا بودید؟

در این روز ساعت 9 صبح رفتم به سمت نخست وزیری. می خواستم ببینم می توان با دکتر فاطمی ملاقات داشته باشم. جوان بودم و حدود 25 سال داشتم. آرزوهایی برای کشورم داشتم و آرمان های بزرگ در سرم بود.

▪چرا می خواستید دکتر فاطمی را ببینید؟

ما همه مصدقی بودیم و طرفدار ملی شدن نفت. من از اختلاف بین آیت الله کاشانی و دکتر مصدق ناراحت بودم. به نظرم این اختلاف ضربات بزرگی بر نهضت ملی وارد می کرد. ولی متاسفانه عده ای در هر دو طرف بودند که به این اختلاف ها دامن می زدند. فاطمی آدمی بود که می توانست جلوی این اختلاف را بگیرد.

▪وقتی رفتید با چه صحنه ای مواجه شدید؟

دیدم عده ای از دوستان شعبان جعفری و زنان معروف و.. راه افتاده اند و خیلی شلوغ کاری می کنند و مدام شعار می دهند. شعارهای خیلی توهین آمیزی بر ضد مصدق می دادند. با دیدن این صحنه ها خیلی ناراحت شدم. بغض گلوی همه نسل من را گرفته بود.

▪تا کی در آنجا ماندید؟

تا ظهر آنجا بودم و بعد رفتم به دفتر خبرگزاری فرانسه که در خیابان سوم اسفند بود. خبرنگاران دو نفر بودند، یک خانم و یک آقا. وقتی وارد دفتر شدم متوجه شدم که این خانم خبرنگار مثل ابر بهاری در حال گریه کردن است. پرسیدم چرا گریه می کنی، گفت: من سقوط «مادرید» را بدست قوای فاشیست فرانکو دیدم، رویدادهای امروز برای من یادآور آن خاطرات بود. فکر کردم امروز هم نیروی فاشیست در حال پیشروی است.

▪عصر کجا بودید؟

رفتم به طرف نخست وزیری و خانه دکتر مصدق که دیدم جمعیت زیادی آنجا هستند و با دادوفریاد آنجا را غارت می کنند. همه از دارو دسته شعبان جعفری بودند. بعد دکتر غلامحسین مصدق به من گفت اینها حتی ماهی های داخل حوض را هم بردند.

▪شما آیا مصدق را از نزدیک دیدید؟ چگونه آدمی بود؟

نه از نزدیک صحبتی نداشتم، اما او را زیاد دیدم. اما او در عین اینکه فردی استوار و مبارز بود و تمام وجودش ضد انگلیس بود، اما خیلی لجباز بود. خیال می کرد آنچه خودش می گوید درست است و کس دیگری حق ندارد نسبت به این تفکر شک کند. لذا برخی که با ما همراه نبودند مورد سوءظن واقع می شدند. اختلاف او با آیت الله کاشانی هم کاملا مصنوعی بود و اگر یک مقداری انعطاف پذیری به خرج می داد کار به این جا ها کشیده نمی شد.

▪شما چه ارزیابی ای از مصدق و دوران او دارید؟

ببینید ایران در آن زمان یک نظام سیاسی کهنه و انگلوفیل داشت که به شدت هم ارتجاعی بود. ناگهان داخل این سیستم مصدق ظهور می کند. او یک پدیده استثنایی بود. ولی مصدق توانایی نگه داشتن جنبش را نداشت. او به اندازه کافی فداکار بود، از خودگذشتگی او حد نداشت، اما در عین حال فرد مدیری که بتواند نهضت را به سمت موفقیت هدایت کند، نبود. مصدق همواره می گفت من قرارداد را امضاء نمی کنم. پسر عمه من در آن زمان از مدیران شرکت نفت بود و می گفت ما حریف مصدق نمی شویم و هر چه می گوییم نمی توان پنجاه هزار کارگر را بیش از دو سال بیکار نگه داشت و به او حقوق داد، می گفت هر چه به مصدق می گوییم که در طبیعت امروز، خارجی ها قبول نمی کنند بزرگ ترین پالایشگاه دنیا دو سال بسته باشد، بنابراین باید راهی در مذاکره پیدا کرد، او قبول نمی کرد.

▪یعنی به نظر شما می شد با آمریکا و انگلیس کنار آمد؟

آمریکایی ها کاره ای نبودند. آمریکا مهمترین عامل ملی شدن نفت بود. انگلیس نمی خواست با مصدق مذاکره کند، اما تحت فشار آمریکا کوتاه می آمد. انگلیسی ها می گفتند ما نمی توانیم با این نخست وزیر کار کنیم.

▪چرا آمریکایی ها موافق ملی شدن نفت بودند؟

چون آمریکایی ها معتقد بودند که اگر ایران نفت خود را به قیمت مناسبی بفروشد، وضعیت اقتصادی بهتری خواهد یافت و این کمک موثری به اقتصاد آن کشور خواهد بود، از سوی دیگر آمریکایی ها ناراحت بودند از اینکه خودشان نفت خام گران را از اعراب می خریدند، اما انگلیس نفت ایران را تقریبا مجانی می برد.

▪وقتی خانه مصدق را غارت می کردند. شما به چشم می دیدید. در آن لحظه به چه چیزی فکر می کردید؟

به تاثر عمیقی دچار شده بودم. خیلی های دیگر هم متاثر شده بودند. من تا چند شب اصلا خوابم نمی برد. این نخستین نقطه بزرگ و تعیین کننده برای نسل من بود. ما همه ناراحت بودیم و کاری هم نمی توانستیم بکنیم. ما همه چیز را از دست رفته می دانستیم. سقوط مصدق، سقوط آمال و آرزوهای یک نسل بود که بعد از شهریور 1320 به عنوان نیروی جدید سر برآورده بود. همین نیرو بود که بعدها مقدمات انقلاب اسلامی 57 را فراهم کرد.

▪شما عوامل سقوط دولت مصدق را در چه می دانید؟

در سقوط دولت مصدق، هر دو طرف موافقان و مخالفان او مقصر هستند. هر دو طرف خطاهای بسیاری دارند. انگلیس هم که خودش عامل اصلی بود و در این سو شاه هم آدم ضعیفی بود و نمی توانست جلوی اختلافات را بگیرد. او به شدت آدم ترسو و ضعیفی بود. در حالی که قلبا ضد مصدق نبود. اما از اینکه به او بگویند تو مصدقی هستی یا طرفدار ملی شدن نفت هستی، می ترسید. راسخ نبود. مصدق اصلا نمی توانست روی هرگونه کمکی از سوی شاه حساب کند. مصدق تنها بود.

*گفتگو از : هاجرزماني