---------------
فرهنگ
تسليم، ستمپذيری
و فرمانپرستی
|
|
خصيصه ستم پذيری و فرهنگ تسليم در ايران يكی از وجوهاتی است كه در حوزه سياست موجب نوعی انفعال و عدم مشاركت در تعيين سرنوشت سياسی، احقاق حقوق اجتماعی ، رعايت عدالت و تساوی و آزادی نشر و بيان انديشه گرديده است. اين خصيصه كه به زعم بسياری بويژه صاحبنظران نظريه استبداد شرقی ، يكی از پيامدهای طبيعی جوامع شرقی است وجهه عمومی دارد. ويژگی چنين جامعه آسيايی يا شرقی كه اولين بار توسط ماركس و بعدها بوسيله ويتفوگل نظريه پردازی شد" ، اگرچه نه همه خصوصيات آن، در بسياری ازمناسبات اقتصادی و اجتماعی ايران به چشم میخورد. اين حقيقت دارد كه خشكی عمومی كشوركه موجب كمبودآب و رواج آبياری مصنوعی يا هيدروليك شده ، عامل مهمی در سرنوشت اين جامعه بوده است. "(كاتوزيان، ص۳۸).
منتسكيو درباره ويژگیهای نظام استبداد شرقی وخاصه خصيصه تسليم و طاعت محض مینويسد كه " در اين حكومتها انسان مخلوقی است كه تابع اراده مخلوق ديگری است و بس... هر امری كه شاه (يا رهبر) مستبد صادر میكند كافی است بايد پذيرفت و چون وچرا ندارد.... قانون را كه امر شاه است نمیتوان نقض نمود. اين طرز فكر در ايران هميشگی بوده است" (سوداگر، ص۱۰۶).
از نظر منتسكيو استبداد متضمن بردگی عمومی بوده و پادشاه مستبد ازروی هوا و هوسهای جابرانه فرمانروايی مینمايد و "استبدادها اساس سنت و جهالت را كه با كنترل روحانيت تقويت میشود، تشكيل میدهند "(كرامبی، ص۲۶۸).
در چنين جامعهای كه زور بدون چون و چرا و قدرت تامه و مطلق انگارانه وجود داشته و مملكت جزو ملك مفتوحه شاه يا سلطان و ساير واليان مطلقه قلمداد میشود ، همه از جانب حاكم مملكت در معرض مخاطره و اطاعت هستند. به مصداق اين مثل كه ظلم بالسويه، عين عدل است، همه از جانب شاه يا واليان تهديد و مرعوب شده و میشوند. در چنين دستگاهی عامل مذهب و مذهبيون نيز با ويژگی تقليد كه در واقع خود نوعی تسليم بشمار ميرود، مريد برعلت شده و اين خصيصه فرهنگی را در قالب فرمانپرستی و بله قربانگويی ناشی از ساختار ارباب ـ رعيتی مناسبات توليدی ايران كه تيولدار آن دولت بود؛ ترويج و نهادينه كرده است. به تعبير منتسكيو در روح القوانين در دولتهای استبدادی، مذهب بيش از كشورهای ديگر نفوذ دارد و يك ترسی است كه سربار ترس ناشی از استبداد شده است. در كشورهای مسلمان قسمت اعظم احترام شگفت انگيز مردم نسبت به ولی يا شاه از مذهب ناشی میشود. كواكبی متفكر عرب مینويسد: "حاكم مستبد به اطاعت بی چون و چرای مردم تمايل دارد و با هرگونه دانش و آگاهی كه بخواهد از بردگی فكری آنان بكاهد و ذهن پرسنده را پاسخ دهد ، در ستيز است "(آراسته خو، ص۵۹). به بيان ويتفوگل "اختناق، ترورعقايد، سركوبی گروهها و افراد مخالف، ناامنی شخصی و اجتماعی از وجوه ممتاز استبداد شرقی است" (سوداگر، ص۱۰۹).
به نظر برخی از نظريه پردازان ديگر از جمله ماكس وبر، فرهنگ سلطه موروثی پدر (patrimonialism) عامل ديگر بوجود آورنده خصيصه تسليم و تبعيت است. " در فرهنگ سياسی پاتريمونياليستی قدرت پديدهای رمز آميز تلقی میشود. حاكم تافتهای جدا بافته و دارای خصلتی قهرمانانه بشمار ميرود.... در ساخت خانواده پدرسالار ، احتراز از خشم پدر و كوشش برای جلب توجه او موجب پيدايش شخصيت اقتدارطلب میشود كه لازمه نظام پاتريمونيال است. سلطه جويی و تسليم طلبی درعين حال از ويژگیهای اصلی اين نوع شخصيت هستند. چنين شخصيتی در برابر قدرت برتر پدر يا دولت، مطيع يا منقاد است اما در باطن سرپيچی میكند. تسليم پذيری در مقابل قدرت برتر قاعده اساسی است و ترس از ويژگيهای شخصيتی عمده فرد در خانواده و دولت پاتريمونيال است (بشيريه، ص۲۲).
به اعتقاد و بر سلطه موروثی از لحاظ سياسی بی ثبات است زيرا در معرض تحريكهای درباری و شورشهای داخلی دستگاه سلطنتی قرار دارد و مانعی است كه راه رشد سرمايه داری عقلانی را سد میكند. مارتين لوتر در توصيف استبداد ديرين میگويد" اگر پادشاه جباراست ، اگر بی رحم وخونخوار است ف اين ملت است كه مقصر است. ملتها شاهانی دارند كه سزاوار آن هستند " (رضا قلی، ص۶۲).
ستم دستگاه حاكمه با پديدههای كيفی مانند جهل و خرافات و تعطيل عقل و تسليم سرنوشت بودن و جادو مزاجی و اوهام پرستی در ميان تودههای مردم رابطه مستقيم دارد. "تفكر قبيلهای بين قوانين طبيعی و اجتماعی تمايزی قايل نشده، در نتيجه بر هر دو يك حكم میراند و خود را در نقابل هر دو ناتوان و اسير میبيند. در واقع اين همان روحيهای است كه در نزد ما به روحيه جبری و تسليم شده و به تعبيری قضا و قدری بودن معروف است"(رضا قلی، ۱۰۷). به هر جهت تاريخ ايران نيز شاهد حاكميت عام و ديرپای اين منش بوده و هست كه هميشه از موانع عمده تحرك، پويايی وتحول اين سرزمين بوده است. سرجان ملكم در سال ۱۸۰۰م. مینويسد "هرگز در ميان مردم كشورهای اسلامی، نه فقط كوشش در جهت آزادی ملت نشده ، بلكه حتی خواهش هم بعمل نيامده است تا حد و مرزی برای اقتدار سلاطين نگذارند به نحوی كه سدی در برابر ستمها و تجاوزات آنان باشد. هرگاه هم ستم سبب بروز شورش شده است در اثر ناآگاهی مردم از چگونگی اداره اولت و حقوق اجتماعی، نتيجه اين شده است كه بعد از آنكه ظالمی را بر انداختند، میبينند ظالمی ديگر را بر خود مسلط كرده اند كه هنوز بر تخت سلطنت (قدرت) ننشسته، همت بر قلع و قمع همان كسانی میگمارد كه مصدر قيام و باعث آشوب به سود او شده و اورا به قدرت رساندهاند. تاريخ ايران از پس از يورش تازيان به اين روزگاران بر همين منوال بوده و تغييری در وضع اين كشور پديد نيامده و بنابر اين ابادی كشور بسته به طبيعت و عادات شخص شاه يا ولی است" (انصافپور، ۴۹). به نظر ملكم در ملت اسلام هر كسی درخانه خود حاكمی قهار است و از دوران كودكی تا دوران بزرگسالی هيچ نمیبيند و نمیشنود مگر حكم و احكام حكومتی و اجبار به اطاعت و فرمانبرداری، چنانكه هر كسی عادت میكند بندهوار يا فرمان بدهد و يا فرمان بردارد. بنابراين هيچكس نمیتواند بفهمد كه معنا يا مقصود از آزادی شخصی و آزادی اقتصادی، سياسی ، شغلی و ملكی چيست. ژوبر مينويسد "شرقیها به علت زندگی در زير سيطره حكومتهای استبدادی ، همواره تندخو و سخت انعطافاند. ايرانيان به زورگو تملق میگويند و هميشه معتقدند سلطنت و نبوت دو نگيناند كه در يك خاتماند. امامت و امارت توام اند كه به يك شكم زاده شدهاند. پس بدان كه گفته پيغمبر و سلطان يكی است و شك نيست كه سلطان عادل را اطاعت فرض است چه او ظل الله فی الارض است"(ورهرام، ۱۳).
حال با توجه به گستره و عمق رسوخ و حضور اين خصيصه فرهنگی در بين مردم ايران و ساختار اجتماعی و فرهنگی آن كه از لابلای متون مختلف ادبی، سفرنامهها، نقد و تحليل و تاريخها قابل بازيابی است، شناسايی مجموعه علل و عوامل موثر بر پيدايی و رشد و گسترش آن در الگوهای رفتاری و ديرپايی آن تاكنون، از زمره وسايلی است كه میتوان با تجهيز بدان الگوهای رفتار سياسی موجود را بطور سيستماتيك، فرموله كرد و به راهيابی خروج از اين بن بستهای تاريخی و ساختاری اهتمام نمود. در اين رهگذر میتوان اميد داشت كه در جستجوی راههای برون رفت از معضلات امروز همه نگاهها فقط به حوزه سياست ختم نشود. زيرا به بيان بشيريه "يكی ديگر از ويژگیهای فرهنگی پاتريمونياليستی اين توقع است كه گره همه مشكلات بايد بوسيله نماد پدری حكومت باز شود كه خود مانعی بر سر راه پيدايش فرهنگ مشاركت است. تا وقتی مشكلات حل نشود، در آن صورت واكنش عصبی نسبت به قدرت صورت میگيرد. توضيح شورش در فرهنگ سياسی پاتريمونيال را بايد در چنين تعبيری جست" (بشيريه، ۲۲).
--------------------
۱. كاتوزيان، ا. اقتصاد سياسی ايران، ترجمه نفيسی
۲. سوداگر، م. ، نظام ارباب رعيتی در ايران،
۳. كرامبی و ديگران، فرهنگ جامعه شناسی، ترجمه پويان،
۴. آراسته خو، م. ، نقدی بر اصطلاحات اجتماعی،
۵. بشيريه، ح. ، فرهنگ توسعه، كتاب توسعه
۶. رضاقلی، ع. ، جامعه شناسی خودكامگی
۷. انصافپور، غ. ، ايران و ايرانی
۸. ورهرام، غ. ، افكار سياسی و اجتماعی در ايران عصر قاجار