|
از:
مريم
آموسا
"مرگ
خيلي
آسان مي
تواند
الان به
سراغ من
بيايد
،اما من
تا مي
توانم
زندگي
كنم
نبايد به
پيشواز
مرگ
بروم،
البته
اگر يك
وقتي
ناچار با
مرگ
روبرو
شدم -كه مي
شوم- مهم
نيست
،مهم اين
است كه
زندگي يا
مرگ من چه
اثري در
زندگي
ديگران
داشته
باشد" (
ماهي
سياه
كوچولو
به
گزارش
خبرنگار
گروه
فرهنگ و
انديشه
ايلنا ، "صمد
بهرنگي"
در دوم
تير ماه 1318
در محله
چرنداب
تبريز ،
كوچه
اسكويي
در
خانواده
اي كه فقر
در خانه
شان
چمبره
زده بود ،
متولد شد
؛ او كه از
همان
كودكي با
فقر زاده
شده بود ،
روحش با
فقر عجين
شد و تا
آخر عمر
نيز به
مردم
طبقه اي
كه از آن
برخاسته
بود، پشت
نكرد. سال
1325 نام او
را در
مدرسه 21
آذر
نوشتند ،
سال هاي
مدرسه مي
گذشت و
روح "صمد"
از رنجي
كه مردم
طبقه اش
مي
كشيدند ،
رنج مي
برد و
همين
مساله
براي او
دردسرهايي
نيز در پي
داشت ،
سال 1331 به
دبيرستان
"تربيت"
تبريز
راه يافت
، اما دست
از بحث
هاي داغ
پيرامون
مسائل
روز بر
نمي داشت
، به طوري
كه همين
امر
مادرش و
پدرش را
واداشت
كه به شكل
جدي به او
تذكر
بدهند و
او را از
راهي كه
برگزيده
بود ،
بازدارند.
سال 1334 به
دانشسراي
مقدماتي
راه يافت
و يك سال
بعد ، سال
1335 ،
روزنامه
فكاهي "خنده"
را با
همكاري "بهروز
دهقاني"
منتشر
كرد ؛ او
سال 1336 با
پايان
تحصيل در
دانشسرا
براي
تدريس
عازم
روستاهاي
اطراف
تبريز كه
مهقان ،
يكي از آنها
بود ، رفت
تا به هدف
ديرينه
اش كه
آگاهي
مردم
طبقه
پايين
دست بود ،
تحقق
بخشد. او
مبارزه
را در
آگاهي
يافته
بود ، چرا
كه
اعتقاد
داشت ،
اولين
دشمن ما
ناداني
ماست ،
تنها علم
است كه مي
تواند ،
افق
ديدگاه
ها را
گسترش
داده ، آن
ها را از
قيد تعصب
هاي خشك
نجات دهد
و يك جهان
بيني
عميق
مطابق
واقعيت
به آن ها
عرضه كند.
"صمد
بهرنگي"
در سال 1339
در رشته
زبان
انگليسي
در
دانشگاه
تبريز
قبول شد و
همزمان
با تدريس
، از
دانستن و
آگاهي
دست فرو
نشست ؛
اما ديري
نگذشت كه
اخطار
پشت
اخطار از
سوي
اداره
فرهنگ به
خاطر
همين
موضوع به
سوي او
گسيل شد.
"صمد" در
سال 1340 ،"قصه
تلخون"
كه
برداشتي
از
افسانه
هاي محلي
آذربايجان
است را با
امضا "ص.
قارانقوش"
نوشت . او
از همان
ابتدا با
توجه به
اين كه
نويسنده
عصر
اختناق
بود ،
همانند
پدران
ديگرش از
زباني
نمادين و
از
افسانه
ها سود
جست ؛ چرا
كه در آن
دوران
نوشتن
كار
دشواري
بود ؛ اگر
چه به
ظاهر "صمد"
از همان
آغاز
نوشتن را
براي
كودكان
آغاز كرد
، اما
مخاطب
واقعي او
همه آدم
ها
درتمام
قرون و
اعصار
هستند،
بالاخره
سال 1341 "صمد"
از
دانشگاه
فارغ
التحصيل
شد و
همزمان
از
دبيرستاني
كه در آن
مشغول
تدريس
بود ،
اخراج و
به
دبستاني
دور دست
انتقال
داده شد.
در سال 1342 ،"صمد"
، كتاب "پاره
پاره" و
ترجمه "خرابكار"
نوشته "مظفر
ايزگو" و
چند
نويسنده
ترك و "
كلاغ
سياهه" و
هم زمان
با آن قصه
"الدوز و
كلاغ ها"
و " كند و
كاو در
مسائل
تربيتي
ايران"
را نوشت ؛
"صمد" در
همين سال
حاصل سال
ها تحقيق
و تجربه
اش در
زمينه
زبان
آذري را
با نام "پايان
الفباي
آذري
براي
مدارس
آذربايجان"
نوشت ،
اما به
اين كتاب
با توجه
به
شرايطي
كه وجود
داشت و
نگره هاي
حكومت
نسبت به
زبان
تركي كه
مي
توانست
به گونه
اي ريشه
هاي وحدت
را در
ميان
آذري
زبان ها
پر رنگ
كند ،
اجازه
انتشار
داده نشد
و اين اثر
زير تيغ
تيز
سانسور
رفت.
"صمد" در
سال 1343 به
خاطر
انتشار
كتاب "پاره
پاره"
تحت
تعقيب
قرار
گرفت و
حكم
تعليق از
تدريس به
مدت 6 ماه
صادر شد ،
اما ديري
نگذشت كه
از سوي
دادگاه
تبرئه شد.
او در
همان سال
كتاب "
انشاء
ساده" را
نوشت و هم
زمان ، در
سال 1343
مقالاتش
را در
روزنامه
"مهد
آزادي"
منتشر
كرد.
امضاء "صمد"
در
مقالاتي
كه در اين
دوره
نوشته ،
متعدد
است ، ولي
محتوا و
دريافت
كلي نشان
دهنده
راهي است
كه او در
پيش
گرفته
بود ؛ آنها
در عين
حال در يك
فصل
مشترك
نيز به هم
پيوند مي
خورند ،
يعني
غليان و
فروش
محتواي
آن ها از
زندگي
مردم
ساده و
عامي كه
در پايين
ترين
طبقه
جامعه جا
مي گيرند
؛ "صمد"
بعدها
نيز در
تمامي
نوشته
هايش چه
در قصه و
چه در
تحليل و
بررسي و
چه در
ترجمه ،
همين
محتوا را
دنبال
كرد و با
الهام از
مردم
براي
مردم
نوشت.
بهرنگي ،
در سال 1345
نيز جلد
دوم "بولما
جالار و
قوشما
جالار" و
" الدوز و
كلاغ ها"
را نوشت و
به فاصله
سال هاي 47 و
1346 ،كتاب
هاي " كچل
كفتر باز"،
"افسانه
محبت" و "پسرك
لبو فروش"
و "يك
هلو،
هزار هلو"،"
24 ساعت در
خواب و
بيداري"
و " كور
اوغلو و
كچل حمزه"
را منتشر
كرد.
بالاخره"صمد"،"
ماهي
سياه
كوچولو"
را سال 1347
منتشر
كرد و خود
نيز ساكت
ننشست ؛
او به ارس
رفت تا به
"ماهي
سياه
كوچولو"
بپيوندد
؛ " صمد
بهرنگي و
" انديشههاي
او همچون
سيلي شد
كه در
سراسر
ايران
پيچيد تا
ماهي
كوچولوهاي
ديگر
اسير
نشوند.
----------------------------------------
محمود
دولت
آبادي:"
صمد " نقش
بسزايي
در
كتابخوان
كردن
كودكان
داشت
"صمد"
كمك
بسيار
زيادي به
كودكان
ايراني
كرد تا به
كتابخواني
روي
بياورند
و همين
موجب
ارتباط
ميان نسلهاي
مختلف
شده است.
"محمود
دولتآبادي"
در گفت و
گو با
خبرنگار
گروه
فرهنگ و
انديشه
ايلنا در
خصوص راز
ماندگاري
"صمد
بهرنگي"
گفت: من
به اين
اصطلاحات
ماندگاري
و
جاودانگي
اعتقاد
ندارم،
چون دنيا
بزرگتر
از آن است
كه
خودمان
را مقيد
به اين
اصطلاحات
بدانيم .
وي تصريح
كرد : آنچه
كه از "صمد
بهرنگي"
براي من
اهميت
داشت در
مقالهاي
نوشته و
منتشر
كردهام.
"صمد"
كمك
بسيار
زيادي به
كودكان و
نوجوانان
ايراني
كرد تا به
كتابخواني
روي
بياورند
و همين
موجب
ارتباط
نسلهاي
مختلف با
هم شد .
خالق
رمان "كليدر"
با بيان
اينكه "صمد"
قدر ارزشها
را ميدانست،
افزود :
بسياري
از افراد
و
منتقدان
از آثار "صمد
بهرنگي"
بهرههاي
سياسي
گرفتهاند،
البته من
مخالف
اين
موضوع
نيستم و
اميدوارم
آثار "صمد
بهرنگي"
بتواند
ميان
مسوولان
آموزش و
پرورش و
كودكان و
نوجوانان
پل بزند .
دولتآبادي
اظهارداشت:
"صمد
بهرنگي"
در تمام
آثارش به
كودكان و
نوجوانان
در تمام
سطوح
توجه
داشت. فكر
نميكنم
او بيش از
روشنفكران
ديگر به
اين
موضوع
بها داده
باشد .
-------------------------
محمد
محمد علي:
" صمد
بهرنگي "
از
سرآمدان
ادبيات و
مبارزه
سياسي
بود
"صمد
بهرنگي"
به همراه
"خسرو گل
سرخي" و "دانشيان"
از
سرآمدان
ادبيات و
مبارزه
سياسي
بودند كه
نوشته
هاي آنها
سال هاي
پيش از
انقلاب 57 ,
نقش
بسزايي
در تهييج
مردم و
نوجوانان
داشت .
"محمد
محمد علي"
در گفت و
گو با
خبرنگار
گروه
فرهنگ و
انديشه
ايلنا
گفت:
راز
ماندگاري
"صمد" در
ساده
زيستي و
برخورد
بي غل و غش
او با
ادبيات
بود. يكي
ديگر از
مواردي
كه موجب
اقبال در
دوران
خودش شد ,
دو قطبي
بودن
جهان بود .
وي تصريح
كرد : "صمد
بهرنگي"،
يكي از
كشفهاي
"جلال آل
احمد"
بود كه از
در
مخالفت
با رژيم
طاغوت
درآمدند .
نويسنده
رمان "مشي
و مشيانه"
با بيان
اينكه
بهترين
اثر "صمد
بهرنگي"،
"ماهي
سياه
كوچولو"
است،
افزود : "ماهي
سياه
كوچولو"
تاكنون
بارها به
زبانهاي
ديگر
ترجمه
شده است و
اولين
بار نيز
به زبان
ايتاليايي
ترجمه شد .
محمد علي
خاطرنشان
كرد:
داستان "ماهي
سياه
كوچولو"
سمت و سوي
سياهي
دارد كه
قابليت
نزديك
شدن به
ادبيات
را داشت.
البته از
آثار
ديگر او
ميتوان
به كتاب "كند
وكاوي در
مسائل
تربيتي"
اشاره
كرد كه در
آن دوران
بسيار
قابل
توجه بود ,
اما
بعدها
ديديم كه
اين كتاب
نكات
چندان
مهمي در
برنداشت .
وي
يادآور
شد: مرگ
"صمد" در
دورهاي
كه ايران
نياز به
چند چهره
قهرمان و
مبارزاتي
داشت,
اتفاق
افتاد. "صمد
بهرنگي" ,
"خسرو گل
سرخي" و "دانشيان"
از
سرآمدان
ادبيات و
مبارزه
سياسي
بودند كه
نوشته
هاي آنها
تا سال
هاي پيش
از
انقلاب 57
هنوز نقش
بسيار
مهمي در
تهييج
مردم و
جوانان
داشت .
محمد علي
با بيان
اينكه "صمد
بهرنگي"
نبض
پرتپش
جامعه
خود بود،
گفت : از
آنجا كه
جهان دو
قطبي بود
و "صمد"
در قطب چپ
و كج روييهاي
زمانه
خودش
واكنش
اعتراض
نشان مي
داد و
همواره
خود را
متعهد
نسبت به
مسائل ميدانست.
وي
خاطرنشان
كرد: "صمد"
براي خود
و جامعه
الزاماتي
داشت كه
همه را يك
به يك به
انجام
رساند,
از اين رو
او پوستر
بسيار
زيبايي
از دوره
اي خاص از
مبارزات
اجتماعي
اديبان
كشور
ماست .
---------------------------------
سيمين
بهبهاني :
" صمد "
حقيقت را
گفت
"صمد"
تملق كسي
را نگفت ,
حقيقت را
بيان كرد
و بي شك
مردم نيز
كلام حق
را دوست
دارند
"سيمين
بهبهاني"
در گفت و
گو با
خبرنگار
گروه
فرهنگ و
انديشه
ايلنا
گفت:
راز
ماندگاري
"صمد
بهرنگي"
در صداقت
اوست,
او آنچه
را كه ميگفت
در كمال
صداقت و
سادگي
بود
وي تصريح
كرد: "صمد
بهرنگي"
براي
كودكاني
كه در
روستاهاي
آذربايجان
به سر ميبرند
و آموختن
زبان
فارسي
براي
آنها
دشوار
بود , زحمت
بسياري
كشيد و
معتقد
بود كه در
مدرسههاي
آذربايجان
بايد دو
زبان
فارسي و
تركي به
صورت
همزمان
تدريس
شود و
كودكان
آذري
زبان
بايد از
همان
كودكي
زبان
فارسي و
تركي را
به
موازات
هم ياد
بگيرند
بهبهاني
با بيان
اينكه "صمد"
قلم
بسيار
خوبي
داشت،
افزود : "صمد"
آثارش را
با زبان
بسيار
شيوا و
شيرين
نوشته
است، بي
شك آثار
او
ماندگار
خواهند
شد
وي در
پايان
گفت: "صمد"
خيلي زود
از ميان
ما رفت و
اگر در
رود ارس
غرق نميشد
, بي شك بيش
از اين در
عرصه
فرهنگ
ايران
تاثيرگذار
ميبود ,
تاسف من
براي
كساني
است كه به
هر طريقي
"صمد" را
فراموش
كردهاند
بهبهاني
خاطر
نشان كرد:
"صمد"
تملق كسي
را نگفت و
حقيقت را
بيان كرد
و بي شك
مردم نيز
كلام حق
را دوست
دارند
|