'قربانيان آزار جنسي نگرانند که مورد سوءظن و تنبيه قرار بگيرند'

آزار کودکان و نوجوانان

شايد بتوان بي مهري ها و تهاجم هاي بدني را فراموش کرد، اما آزار جنسي را کمتر فردي است که بتواند فراموش کند

سرويس جهاني بي بي سي به مناسبت فرارسيدن روز جهاني منع خشونت عليه زنان (25 نوامبر) ويژه برنامه هايي را درباره خشونت در خانواده آغاز کرده است. وبسايت بخش فارسي نيز مجموعه مطالبي را در همين زمينه تهيه کرده است.

شهين عليايي زند، بنيانگذار"موسسه پيشگيري از آزار جنسي کودکان و نوجوانان در ايران" در باره آزار جنسي کودکان و نوجوانان توسط اقوام و نزديکان و در محيط خانوادگي چنين مي گويد:

من به طور تصادفي و در جريان تهيه مقاله اي در زمينه رشد کودک به ويژه تکامل جنسي او در اين دوران، با ابعاد معضل سوءاستفاده جنسي از کودکان در ايران آشنا شدم.

 

به دنبال چاپ اين مطلب (در نشريه اي که با آنها همکاري داشتم) من با نزديک به صد نفر از گوشه و کنار ايران، درباره تجربه هاي شخصي آنها از آزار جنسي در کودکي، به طور حضوري گفتگو کردم. اين دست از گفتگوها هميشه ميسر نيست و تقريبا غيرممکن بوده است.

صحبت با اين افراد باعث شد که من به تحقيقاتم در اين زمينه با جديت تمام ادامه دهم چون به اين باور رسيده ام که هيچ آسيبي به اندازه سوءاستفاده جنسي در کودکي در تعيين مسير زندگي يک فرد تاثير منفي به جاي نمي گذارد.

آزار جنسي هم شامل آزار جسمي است هم آزار عاطفي پس ابعاد تاثيرگذاري (منفي) آن همه جانبه است. شايد بتوان بي مهري ها و تهاجم هاي بدني را فراموش کرد، اما آزار جنسي را کمتر فردي است که بتواند فراموش کند.

آثار مخرب آزار جنسي در کودکي به گونه هاي مختلف دامن گير فرد و جامعه مي شود. وقتي از من خواسته شد که در زمينه زنان روسپي تحقيق کنم، با آماري مرتبط و ترس آور مواجه شدم: بيست و سه درصد از زنان روسپي که با آنها گفتگو داشتم در کودکي مورد سوءاستفاده جنسي اطرافيان خود قرار گرفته بودند.

من نهايتا موفق شدم نتيجه تحقيقاتم را - که براي متخصصان و دانشگاهيان بسيار حيرت آور بود - در سال 1378 و در چند کنفرانس مطرح کنم.

 

 وقتي از من خواسته شد که در زمينه زنان روسپي تحقيق کنم، با آماري مرتبط و ترس آور مواجه شدم: بيست و سه درصد از زنان روسپي که با آنها گفتگو داشتم در کودکي مورد سوءاستفاده جنسي اطرافيان خود قرار گرفته بودند

 

اين گونه مشاهدات جاي ترديدي براي من باقي نگذاشت که مواجهه با اين معضل اجتماعي بايد از جنبه تحقيقات و مقالات فراتر برود و به اقدامي سازماندهي شده تبديل شود. اما من با ديوارهاي بلندي روبرو بوده ام. نه فقط در ارتباط با کسب مجوز براي تاسيس "موسسه پيشگيري از آزار جنسي کودکان و نوجوانان" بلکه حتي براي مجاب کردن متخصصان که اين معضل وجود دارد و بايد درباره آن به طور باز صحبت کرد.

پس از چند سال پيگيري مداوم و تحمل مشقات زياد سرانجام در اوايل سال 1383 موسسه پيشگيري از آزار جنسي تاسيس شد.

جايگاه آزار جنسي کودکان در تاريخ ايران

بخشي از هجده سال مطالعه و تحقيق من در زمينه سوءاستفاده جنسي از کودکان، رديابي اين موضوع در تاريخ اجتماعي ايران بوده است. اما چون تاريخ نويسي ايران را کم رنگ و ضعيف ديدم به ناچار براي يافتن تاريخچه و گذشته اين موضوع به ادبيات کهن پناه بردم.

در قالب ادبيات کهن ايران به اين نتيجه رسيدم که سوءاستفاده جنسي از کودکان در ايران پيشينه اي عيان و حجيم دارد: پسر بچه هايي که بزک مي شدند و در لباس دخترانه همراه با مطربان از مکاني به مکان ديگر برده مي شدند.

برخي اشعار قديمي ما و شواهدي که از رفتار برخي از پادشاهان برجاي مانده حاکي است که ظاهرا ارتباط با بچه ها در تاريخ ايران جايگاه پراهميتي داشته است. البته اگر به جهان شرق نگاه بکنيم، همه جاي ردپاي سوءاستفاده جنسي از کودکان مي بينيم. براي نمونه اين موضوع در چين و جهان عرب نيز ثبت شده است.

جهان غرب هم هرگز از اين موضوع مستثني نبوده و اکنون نيز سوداگري کودکان توسط گروه هاي مافيايي شرق و غرب به طور هولناکي در جريان است.

آمار کودک آزاري در ايران

آمار دقيق و قابل اعتماد از سوءاستفاده جنسي از کودکان نه فقط در ايران بلکه در هيچ کجاي دنيا وجود ندارد. چون سوءاستفاده جنسي از کودکان همواره يک تابو و انگ اجتماعي اساسي جوامع مختلف بوده است. وقتي صحبت کردن درباره آن بسيار دشوار است آمار که جاي خود دارد.

 

 برخي اشعار قديمي ما و شواهدي که از رفتار برخي از پادشاهان به جاي مانده حاکي است که ظاهرا ارتباط با بچه ها در تاريخ ايران جايگاه پراهميتي داشته است. البته اگر به جهان شرق نگاه بکنيم، همه جاي ردپاي سوءاستفاده جنسي از کودکان مي بينيم.

 

اما جاي اميد است که اين تابوها در ايران شکسته شود: تاسيس انستيتوي ما - که شايد در خاورميانه منحصر به فرد باشد - رسانه هاي ايران را ترغيب کرده تا بيشتر و بازتر به اين مسئله بپردازند.

يافته هاي تحقيقات سال 1378

تجربه هاي فردي که اساس تحقيقات سال 78 من قرار گرفت، زواياي دردناکي از سوء استفاده جنسي در کودکي را آشکار مي کرد: بسياري از دختران براي مخفي نگاه داشتن آزار جنسي که در کودکي تحمل کرده بودند چاره اي نديده بودند جز رد خواستگار خود و امتناع از ازدواج.

آنچه اين تجربه را براي تمام دختراني که با آنها مصاحبه کردم، سخت تر مي کرد اين بود که نمي توانستند آزار جنسي از سوي نزديکان و آشنايان را براي کسي بازگو کنند حتي مادرشان. چون از اين بيم داشتند که خودشان مورد سوءظن و تنبيه قرار بگيرند.

من نتيجه تحقيقاتم را وقتي با تحقيقات ملل ديگر مقايسه کردم، ديدم که اين وضعيت عموميت دارد و در بسياري از موارد حتي مادران از سوءاستفاده جنسي فرزند دختر يا پسر خود مطلع هستند اما به روي خود نمي آورند. ظاهرا آنها مي خواهند به اين ترتيب کانون خانوادگي را حفظ کنند!

در اينجا بد نيست از از آزار جنسي پسران هم بگوييم چون اگر دختران طعمه آزارهاي جنسي قرار مي گيرند به همان ميزان هم پسرها مورد سوءاستفاده جنسي قرار مي گيرند.

 

آزار کودکان و نوجوانان

وقتي من مصاحبه با دختران و پسران را تفکيک کردم ديدم که دخترها به ويژه وحشت داشته اند مورد سرزنش قرار بگيرند که خود زمينه ساز سوءاستفاده جنسي بوده اند.

يافته هاي دردناک تحقيقات من و تحقيقات در انستيتوهاي مختلف داخلي و خارجي ابعاد زيادي دارد از جمله اين که سوءاستفاده از کودکان عقب مانده ذهني در سطح گسترده اي صورت مي گيرد.

اين وضعيت به خاطر زندگي غريزي اين کودکان به شدت تشديد مي شود. چون خود آنها به مرور به سمت اين رويداد گرايش پيدا مي کنند.

سوءاستفاده جنسي از کودکان در خانه و خانواده مي تواند از سوي پدر، برادر، عمو، دايي و هر خويشاوند مردي صورت گيرد. من در جريان کارم با دو مورد سوءاستفاده جنسي از سوي پدربزرگ هم برخورد کرده ام.

غفلت عاملي براي آزار جنسي کودک

آزار جنسي کودک در خانواده گاه سهوا و گاه به عمد رخ مي دهد. سهوا زماني است که آزار جنسي کودک به خاطر غفلت پدر و مادر اتفاق افتاده است. محول کردن نگهداري از بچه به ديگران از جمله اين غفلت هاست. پدر و مادرها وقتي مي خواهند از منزل خارج شوند گاه فرزند کوچک تر را به پسر بزرگتر مي سپارند. اين خود مي تواند فرصتي براي يک پسر تازه بالغ و غرايز جنسي او باشد.

در خانواده هايي که زن شاغل است و نگهداري فرزندان به عناصر مختلف محول مي شود نيز آزار جنسي کودک زياد ديده مي شود. پدر و مادر ممکن است که از همه لحاظ خيلي مواظب بچه باشند اما مثلا اگر او را به خانه همسايه بفرستند باز احتمالا زمينه براي آزار جنسي کودک فراهم شده است. يکي از عناصر سوءاستفاده گر از کودک خود همسايه ها هستند.

در حالي که همه جوامع با معضل آزار جنسي کودک روبرو هستند اما عادات زندگي و فرهنگ هاي متفاوت باعث مي شود که برخي از انواع آزار جنسي در برخي کشورها بيشتر ديده شود. يکي از آنها هم همين عادت فرستادن بچه به خانه همسايه است که در ايران شايد بيشتر از غرب مرسوم است يا در روستاها استفاده ابزاري از کودکان در زمين هاي کشاورزي.

برخلاف تصور عمومي سوءاستفاده جنسي در روستاها زياد ديده مي شود. از بچه ها در اين مناطق براي کار در مزرعه استفاده مي شود و تنها بودن او با يک بزرگتر براي ساعات طولاني مي تواند زمينه ساز سوءاستفاده هاي مختلف از جمله جنسي شود.

 

 برخلاف تصور عمومي سوءاستفاده جنسي در روستاها زياد ديده مي شود. از بچه ها در اين مناطق براي کار در مزرعه استفاده مي شود و تنها بودن او با يک بزرگتر براي ساعات طولاني مي تواند زمينه ساز سوءاستفاده هاي مختلف، از جمله جنسي شود

 

شکل ديگري از سوء استفاده جنسي که در جوامع سنتي و همچنين ايران مکررا ديده مي شود ازدواج اجباري دختران کم سال با مردهاي بزرگتر است. دختربچه اي را وادار مي کنند با مردي ده ها سال بزرگتر از خودش ازدواج کند.

اما اگر به تقسيم بندي آزار جنسي کودک سهوا يا عمدا باز گرديم مي بينيم که در نوع عمدي آن پدر و مادر بزهکار چگونه از فرزند خود و کودکان ديگر براي فحشا سوءاستفاه مي کنند.

فحشا در برخي خانواده هاي بزهکار در داخل خانه سازماندهي مي شود. در جريان تحقيقاتي که در زمينه روسپي گري داشتم دختري براي من توضيح داد که اولين "مشتري" او را مادرش پيدا کرده است!

در کنار سوءاستفاده جنسي از کودک به خاطر غفلت برخي خانواده ها (سهوا) و به طور سازماندهي شده در ميان برخي افراد بزهکار (عمدا)، بدآموزي گروهي از مردان نيز اهميت ويژه اي در گسترش کودک آزاري دارد: به باور من در طول قرون همواره گروهي از مردان جامعه ما به لحاظ جنسي آزادي هاي غيرمتعارف داشته اند که با آن برخورد نشده است.

با اين گفته نمي خواهم دست داشتن برخي زنان در سوءاستفاده جنسي از کودکان را انکار کنم اما تعداد اين حوادث در مقايسه با مردان بسيار ناچيز است.

چگونه پيشگيري کنيم؟

 

 زندگي بسياري از کودکان جامعه ما تحت الشعاع تابو و انگي است که گفتگو علني درباره آزار جنسي کودک را بسيار دشوار کرده است. اما من شکاف در بدنه اين تابو را مي بينم و به مرور مسائل مرتبط با آزار کودکان به طور علني مورد بررسي قرار مي گيرد

 

زندگي بسياري از کودکان جامعه ما تحت الشعاع تابو و انگي است که گفتگو علني درباره آزار جنسي کودک را بسيار دشوار کرده است. اما من شکاف در بدنه اين تابو را مي بينم و به مرور مسائل مرتبط با آزار کودکان به طور علني مورد بررسي قرار مي گيرد.

با اين حال با توجه به ابعاد و انواع آزار جنسي کودکان در خانه، موضوع پيشگيري اهميت حياتي دارد.

تحقيقات و مشاهداتم به من نشان داده که دولت ها و جوامع همواره وقتي يک موضوع به معضلي بزرگ تبديل شد به فکر چاره و درمان مي افتند. معضل اعتياد، روسپي گري و خيلي مسائل ديگر گواه اين مدعا بوده و آزار جنسي کودکان هم از جمله همين معضلات است.

اما من به پيشگيري اعتقاد دارم و در انستيتوي خودم آموزش را از دوره پيش دبستاني آغاز مي کنم. به عنوان بخشي از همين آموزش ها اولين کتاب قصه را نوشته ام که با تکيه بر فرهنگ ايراني به بچه ياد مي دهد چگونه از خودش مراقبت کند. اين کتاب به زودي چاپ خواهد شد.

هدف از نگاشتن اين رشته کتاب ها، هم گفتگو با کودک است هم آموزگار و هم مادر و پدر. البته نبايد فراموش کرد که فرآيند پيچيده آموزش پيشگيري تا رسيدن به ثمر زمان زيادي مي طلبد اما به واقع موثرترين راه حل است.

اين آموزش ها با ظرافت هايي بايد صورت بگيرد تا بدبيني و ذهنيت منفي در کودک ايجاد نکند. کما اين که در دوراني که من بزرگ مي شدم معمولا زنان باتجربه تصوير منفي از مرد ترسيم مي کردند که بعدا و در سنين بالاتر متوجه مي شديم که مردها بد نيستند فقط گروهي از آنان آموزش هاي بدي داشته اند.

 

 اين آموزش ها با ظرافت هايي بايد صورت بگيرد تا بدبيني و ذهنيت منفي در کودک ايجاد نکند. کما اين که در دوراني که من بزرگ مي شدم معمولا زنان باتجربه تصوير منفي از مرد ترسيم مي کردند.

 

اگر آموزش ها به گونه اي باشد که ايجاد وحشت کند نه تنها کودک آسيب مي بيند و دچار وسواس روحي مي شود بلکه خود مادر هم در يک نگراني دائمي بسر خواهد برد.

گرچه پيشگيري از درمان بهتر است اما نمي توان صبر کرد تا نتايج پيشگيري آشکار و موثر واقع شود. قانون بايد در همه سطوح ناظر و پشتيبان قربانيان آزار جنسي در خانه باشد و ما در اين زمينه است که با مشکل روبرو هستيم.

اما همان طور که توانسته ايم تابو را بشکنيم و با آزادي بيشتري درباره آزار جنسي کودک صحبت کنيم به همان ترتيب اميدواريم که بتوانيم هر چه زودتر ابزار حمايت از کودکان را افزايش دهيم.

اين ابزار شامل شناسايي و اطلاع دادن در مورد اين گونه آزار به مسئولان است. اما مرحله حياتي تر و مهم تر، بعد از شناسايي و اطلاع دادن آغاز مي شود. پس از اعلام چنين رويدادي اين مسئولان هستند که بايد براي مقابله با آزار جنسي کودک زمينه مناسبي را فراهم آورند.

 


در صورت تمايل مي توانيد با دکتر عليايي زند از طريق آدرس الکترونيک shahinoliyaeeza@yahoo.com تماس حاصل کنيد.