12آبان:فقر گيلانى ها:براى صاحبان صنايع گويا تنها سود پول‌ها قابل لمس و شمارش است و نه جان آدميان.

تهران،ميراث خبر
جاذبه‌هاى گردشگري،ايمان مهدي‌زاده
br>حفاظت از رودخانه ها در ايران چندين متولى دارد و .‌ تجربه نشان داده هر گاه چند متولى كارى در دست بگيرند تناقض‌هاى تصميم‌گيرى و نحوه عمل متمايز نتيجه پيش‌بينى شده را تغييراساسى مي‌دهد.
سازمان محيط‌زيست مسوول حراست و حفاظت از محيط طبيعى و انسانى است. تنها كارى كه اين سازمان توانسته در حوزه اختيارات و وظايف خود انجام دهد ارجاع پرونده متخلفين به مراجع قضايى است.
سفيدرود از پرآب‌ترين رودخانه‌هاى ايران اين روز‌ها اوج آلودگى را بر گرده‌هايش نشانيده و تا بزرگترين درياچه زمين حمل مي‌كند. معدود كارخانه‌هاى استان گيلان فاضلاب صنعتى خود را سوار بر زلالى رود سپيد كرده و به خزر مي‌فرستند.
فقر منشاء پساب فاضلاب
ماده104 و 134 قانون برنامه سوم توسعه،توليد هر گونه آلودگى زيست‌محيطى را ممنوع اعلام كرده و عاملان آن جريمه و مجازات خواهند شد. عباس ثابتى ،مدير كارگاه صنعتى كه فاضلاب واحد تحت نظرش به سفيد‌رود سرريز مي‌شود درباره سهل‌انگارى نسبت به مسايل زيست محيطى مي‌گويد:,در خطه گيلان امكانات شهرستان ها بسيار محدود است. وضعيت اشتغال به گونه‌اى وخيم است كه راه اندازى يك واحد صنعتى كوچك كارى سترگ مى شود. جلب موافقت‌ها و دريافت مجوز آنقدر وقت ما را تلف كرد كه نتوانستيم مطابق برنامه از پيش‌تعيين شده‌مان توليد را آغاز كنيم. تا مجوز‌ها را به دست آوريم مدت تنفس وام بانكى سرآمده بود و هزينه كردن براى نصب سيستم تصفيه صرفا متضررمان مي‌ساخت.,
گيلان و مازندران با سرانه جمعيت بالا پس از تهران و درآمد پايين از نرخ بيكارى بالايى برخوردارند.اين مهم خود توجيهى است براى رواج كارشكنى.
محمود فرج‌پور،مدير روابط عمومى اداره محيط زيست گيلان، معيشت را عمده‌ترين دغدغه مردم گيلان عنوان مي‌كند:,نخستين مانع محيط‌زيست وضعيت معيشت مردم است. خوشبختانه مسوولان دستگاه قضايى در استان با محيط‌زيست همكارى خوبى دارند. ولى با توجه به مشكلات مالى مردم منطقه تعطيل كردن اين واحد‌ها چندان آسان نيست. در يك سو مديران متخلف و در سوى ديگر كارگرانى كه تنها اميدشان براى ارتزاق كار در اين كارخانه‌هاست،تصميم‌گيرى را مشكل مي‌كند,.
رود بزرگ سپيدرود از ارتفاعات البز سرچشمه مي‌گيرد و پس از سيراب كردن مزارع و باغات علاوه بر جنگل‌هاى هيركانى به خزر سرريز مي‌شود.
ضعف مديريتى
فرج‌پور درباره مشكلات ريشه‌اى آلودگي‌هاى سفيدرود مى گويد:,يكى از مشكلات ديگر، نبود كارآيى سيستم هاى مديريتى است. مديران صنايع سيستم حفاظتى را جزيى از خط توليد خود نمي‌دانند.با اين حال موفق شده ايم 20 تا 25 درصد آلودگى ها را از بين ببريم.,
بودجه‌هايى كه در اختيار ادارات سازمان قرار مى گيرد، ناكافى است. فرج‌پور مديريت‌هاى مالى استان را نا موفق خواند. كاستى در مديريت منابع انسانى نيز بر مشكلات حفاظتى مي‌افزايد.روند كنونى آسيب زيادى به مناطق مختلف حوزه سفيدرود مي‌رساند. فعالان زيست‌محيطى به اين وضعيت اعتراض شديدى دارند.آن ها ادامه روند فعلى را سرآغازى براى خشكيدن جنگل‌هاى حاشيه رود و اختلال در اكوسيستم مي‌دانند. مجتبى وثوقى از اعضاى فعال كانون شكار در گيلان مى گويد:,سپيدرود با شتاب بسيار به ورطه نابودى نزديك مى شود. روز به روز از ويژگى ها و شاخصه‌هاى اين رودخانه بزرگ كاسته مى شود.تشكل‌هاى زيست‌محيطى بارها به مسوولان اعتراض كرده‌اند،ولى پاسخ درخورى دريافت نكرده ايم.آنها مى گويند؛ در فرآيند توسعه اين موارد زياد عجيب نيست. با گذشت زمان، اين قبيل مسايل حل مي‌شود,.
توسعه پايدار ،‌ مستلزم برنامه هاى دراز مدت است و رعايت مسايل زيست محيطى از لازمه هاى آن به شمار مي‌رود كه بارها در اجلاس مختلف بين ا لمللى بر آن تاكيد شده است.
مدير روابط‌عمومى اداره محيط‌زيست گيلان اميدوار است با رشد توسعه و رفع مشكل بيكارى سفيدرود نجات يابد.
روزانه هزاران ليتر پساب زباله وارد رودخانه‌ها مي‌شود و محيط زيست انسانى و طبيعى را تهديد مي‌كند.
آبى و زلال،خروشان و مواج،رود پيش مى آيد.صدايش را صخره‌هاى اطراف مي‌گيرند و باز پس مي‌دهند. رود با تمام توانش هرآنچه پليدى در راه است مى شويد و مى برد و در خود وامي‌غلتاند.ماهي‌ها در جشن حباب هاى آب بالا و پايين مى پرند و لاى سنگ ها مخفى مي‌شوند تا در منقار پرنده‌اى جاى نگيرند.
رود زلال، چون مارى در پيچاپيچ كوه مي‌خزد و پيش مى رود.
حكايت رودخانه‌هاى ايران مملو از تاسف و تاثر است. نبض حياتى طبيعت در چنبره پليدي‌ها گرفتار شده و به جاى ماهى و سبزينه حامل فاضلاب و پساب‌هاى صنعتى است.
رودخانه‌ها واپسين نفس‌هاى خود را مي‌كشند و ناجى نيست تا احياى آن‌ را در ذهنش به تصوير بكشد. صاحبان صنايع و آنان كه زر و زور در دستشان است،نه فكرى به حال حيات طبيعى رود مي‌كنند و نه به انسان‌ها مي‌انديشند. گويا تنها سود پول‌ها قابل لمس و شمارش است و نه جان آدميان.<

12 آبان 1384    17:18

Roshangari