|
گروهی
معتقد به
برتری
آسمانی
زن هستند.
چنین به
نظر می
رسد در
چهارچوب
مبارزات
اجتماعی
زنان این
موضع
گیری
نوعی
واکنش به
تفکر
سنتی
فیزیکی
مردان
است. این
گروه در
بطن
جامعه
امروز به
عنوان یک
ضرورت در
حال شکل
گیری و
گسترش به
دنبال
پاسخ
پرسش های
بنیادی
برای
سازماندهی
به اهداف
خود است.
به شمار
اقشار و
طبقات در
جامعه،
انواع
افکار
حمایت از
حقوق
زنان در
حال شکل
گیری است.
ما اکنون
در مقابل
این پرسش
قرار
داریم که
آیا
بیرون
راندن زن
از حیطه
موجودات
مادی در
قالب های
برتر،
مقدس تر،
عاطفی
تر، ... و
واژگانی
از این
دست راه
گشای
مشکلات
اجتماعی
جنس مؤنث
است؟
گرفتن "
حق
اشتباه
کردن " از
زن همان
خطای
مضاعفی
است که زن
را به
ورطه
جمود می
راند.
همان
جایی که
در تاریخ
اجتماعی
ایران
پستو،
حرمسرا،
اندرونی
و دیگر
زندان
های
خوشنامی
بود. ملقب
شدن به
عناوین
مقدس و
ماورایی
ناگزیر،
جز اینکه
حق عمل و
انجام
کار را از
زن می
گیرد، به
سرعت این
پی آمد را
در بر
دارد که
خطاهای
مرد را
نیز به
گردن زن
می
اندازد.
اگر زنی
شرافت
نقس،
ایثار و
فداکاری
را به
نهایت
رساند
عملاً
هنری
نکرده و
حتی قابل
قدردانی
هم نمی
باشد،
زیرا وی
موجودی
ذاتاً !!
عاطفی و
فداکار
است. حال
بر عکس
این قضیه
چنین است
که مردی
پست ترین
اعمال و
توحش های
بشری را
انجام
دهد،
مقصر
اصلی
نیست!
به روشی
می توان
دید که
مقدس
بودن یا
مطلق
بودن در
شرایط
مادی
اجتماع
آن چنان
هم بی
هزینه و
بی خطر
نیست و
خطرناک
تر، این
است که
طرفداران
حقوق زن
دچار سنت
گردند و
به این
طریق خود
را در
همان گام
اول
متوقف
سازند و
راه بین
تقدس و شی
ء وارگی
به آسانی
پیموده
شود.
باید
ابعاد
عطوفت را
شناخت،
باید
دانست
این
مفهوم
عجیب
چیست که
زن را از
حق برابر
با مرد
محروم می
سازد و در
برابر
این
محرومیت
تنها یک
دلخوشی
ساختگی و
سخت کاذب
در ذهن او
بر جای می
گذارد.
تا کنون
هیچ یک از
اندام
های زن به
عنوان
مرکز
عطوفت
آسمانی،
مشاهده
نشده است.
در شرایط
اجتماعی
خاص
زمانی که
مردان
قدرت و
ابزار
مادی را
در
اختیار
داشتند
زنان دور
مانده از
اجتماع،
خود را در
گوشه
خانه ها و
در کنار
سایر
اسباب
خانه
یافتند،
گاهی
اجتماعات
بسیار
مبتذل
زنانه نه
هنری
برای
ابراز
داشتند
نه حرفی
برای
گفتن و نه
بهانه ای
برای همت
کردن. در
سایه این
سکوت
یکنواخت
ابدی،
کودکان
بودند که
همه
زندگی
مادران
شدند.
مادران،
خواهران
و دختران
خود
واقعی
خویشتن
را از
کالبد
بیرون
کشیدند و
آن را به
پسر،
شوهر و
برادر
اعطا
کردند و
سپس در
پرستش بی
دریغ
آنها
معنی
زندگی را
جستجو
نمودند و
اندیشیدند
شاید
موجوداتی
فداکار
یا فدا
شده به
دنیا
آمده اند.
اکنون
هیچ کس
نمی گوید
عاطفی
بودن زن
عیب است
ولی هیچ
کس هم به
یاد نمی
آورد که
مردان
موفق،
موفقیت
خود را
مدیون
زنانی
بودند که
شرایط را
برای
آنها
فراهم
کردند،
عطوفت می
تواند یک
راه باشد
در کنار
هزار
گزینه
دیگر، نه
یک اجبار
بی بدیل و
محتوم.
سولماز
کلانترزاده
|