هجوم ظفرنمون ارتش شاهنشاهی

یولداشلار
من فردا کلهء سحر (اگر بتوانم بیدار بشوم!) عازم مکزیک خواهم شد و شاید یک هفته در خدمت شما نباشم
امیدوارم که در این ایام تعطیلات به شما خوش بگذرد و اندکی سیاست را کنار بگذارید و به عشق بچسبید
دیشب در سخنرانی جمیل حسنلی یک دنیا مطلب پیرامون 21 آذر یاد گرفتم که باید به زودی قلمی شان بکنم. پیشه وری، استالین، باقروف، قوام و
همه دست اندرکار ورقی را تاریخ بودند که ورق خورد و
جایتان خالی بود که نا گفته ها و ناننوشته ها بشنوید و بخوانید
پس به یاد پیشه وری، که بزرگ بود (دلایلش را خواهم نوشت) و به یاد روان پاک هزاران نفری که پس از هجوم ظفرنمون ارتش شاهنشاهی توسط قداره بندان قربانی شدند
آقای لاهرودی می گوید حدود سی هزار نفر (حالا صنمی عزیز نگوید که دو هزار نهصد و نود و نه بود!!) من فکر می کنم این رقم اغراق آمیز است. ولی باید از خانم نیره توحیدی و کاظم علمداری پرسید که با آقای لاهرودی در باکو مصاحبه کردند و حاصل کارشان در کنکاش چاپ شد
در هر حال به نظر من سی نفر هم زیاد بود! خب، فرقه ای رفته بود با هزاران نفر و باقیماندگان باید یا محاکمه می شدند یا عفو. کشتن یک نفر هم توسط ارتش یا حاجی ابوالقاسم جوان ها قتل عمد بود. یک روز باید در تاریخ نوشته بشود که کی کشت و کی قربانی شد
در هر حال سرایدارچی و آلما خانم هستند. من هم شاید از کافی نتی جایی سلامی بگوییم چو بوی خوش آشنایی
اسن قالین
یاشیل قالین! (سبز باشید
زنده باشید!(ساغ اولون
نوش

مرتضی نگاهی، نویسنده و روزنامه نگار

2007 12 15 yoldash