گفت و گوی از پوریم گامی بزرگ در گسترش آگاهی های عمومی

و گشودن جبهه ای به سود نیروهای چاره اندیش و پیش تاز بشری است

 

آقای حامد. در کتاب هیچ مورخی از شرق یا غرب جهان، نه فقط ماجرای پلید پوریم، علی رغم ذکر مفصل و صریح آن در تورات، به عنوان یک رخ داد تاثیر گذار بر روند رشد تمدن معرفی نشده، بل اصولا در صفحات اعلام کتاب های مورخین بزرگ، چون توین بی و یا ویل دورانت، و حتی در دائره المعارف های عمده، یا به این واژه بر نمی خوریم و یا با توضیح کوتاه گمراه کننده ای همراه است.

اهمیت خارج کردن پوریم از زیر این چتر محافظ سکوت، تا به حدی است که نه فقط سلیمی که گروهی او را محافظه کار هم می دانند، گفت و گوی رسمی از آن را وظیفه دانسته، بل این جا و آن جا، حقیقت جویانی، عمدتا جوان، با امکانات اندک و از هر طریق ممکن، به اشاعه ی شناخت پوریم مشغول اند. می پرسم پس جایگاه این همه مرکز تحقیقات، که از بودجه ی فرهنگی کشور تغذیه می شوند و مثلا مرکز تحقیقات فلسطین و یا هیاهو نویسان تاریخ در این میانه کجاست؟ زیرا پوریم نه فقط یک موضوع آگاهی دهنده و مستقیما مرتبط با هستی و هویت و تاریخ و سرنوشت پیشینیان در منطقه ی ماست، بل جبهه ی وسیعی را برای معرفی تاثیر تمدن ساز طلوع اسلام در جهانی می گشاید که به سعی دو قرنه ی مورخین یهود، اینک گمان عمومی و غالب بر این است که ظهور اسلام عامل سقوط و انهدام تمدن ماقبل خویش بوده است!

آقای حامد. اهمیت برافراشتن پرچم آشنایی با ماجرای قتل عام عمومی پوریم، که یهودیان در ۲۵ قرن پیش در حوزه ی شرق میانه به راه انداخته اند، و عرضه ی مطالبات منطقه ای و بل جهانی از یهودیان برای اقدام به آن نسل کشی بی سبب، اشاعه ی یک آگاهی منحصر به فرد است که اذهان بیداران جهان هم نسبت به آن ماجرا کور بوده و اندیشمندان عالم نیز از تاثیرات ضد تمدنی آن غافل مانده اند. اگر موفق شویم گفت و گوی از پوریم را از زبان مسئولین سیاسی مملکت، که در شرایط کنونی جهان مسلمان و غیر مسلمان به آن حساسیت ویژه نشان می دهد، بر روی آنتن های سراسر دنیا بفرستیم، نه فقط زخم عمیق اختلافات قومی و ملی و منطقه ای را تا اندازه ی زیادی ترمیم کرده ایم، بل چنان رستاخیز خاموش ناشدنی و رنسانس بزرگی در بازخوانی دوباره ی سیر تحول تمدن و  آشنایی با سهم عظیم اسلام در تجدید حیات آن، بر پا خواهد شد که تا قرنی خردمندان جهان خود را مدیون بیدار سازی ایرانیان خواهند گفت و از همه مهم تر این لباس کثیف مظلومیت خون خوار را از تن سر دم داران بخش یهودیت متجاوز بیرون خواهیم کشید.

اما چرا مراکز و مقامات مسئول، حتی پس از رجوع مستقیم هم، از پیوستن به جبهه ی شناخت آثار ضد تمدنی پوریم می گریزند و عمده ترین تریبون های رسمی کشور و حتی نشریاتی که به نظر می رسد باید که پشتیبان این تلاش باشند، نه فقط به طرح موضوع پشت می کنند، بل در مواردی حتی خط و نشان هم می کشند؟!!! چه گونه باید راز این معما را گشود؟!!! و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

  

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در سه شنبه بيست و نهم آذر 1384 و ساعت 2:0 | آرشیو نظرات

چک

 

بدون شرح و برای تفریح و رفع خستگی!

هخامنشیان چک می کشیدند!!!

 

تهران، میراث، خبر گروه فرهنگ، آرزو رسولي:

«چك از دست آوردهاي بانك داري است و قديمي‌ترين شواهدي كه از چك و بانكداري در دست است، به دوره هخامنشيان مي‌رسد. به گفته دكتر «شيرين بياني»، تاريخ ‌نگار، بانك داري در دوره پيش از اسلام، به خصوص دوره ساساني اهميت زيادي داشته است. مراكزي همچون بانك‌هاي امروزي وجود داشته‌اند و در آن ها كارهاي بانكي از قبيل قرضه، برات، چك و ... صورت مي‌گرفته است. قديمي‌ترين شكل بانك داري را در بين‌النهرين در دوره هخامنشيان سراغ داريم كه عمده ترين مركز سكونت يهوديان بود و در آن جا يهوديان عهده‌دار امور بانك داري بودند. مداركي هم از اين ناحيه به دست آمده كه كاملا حكم چك دارد. كلمه «بانك» هم در آن زمان مصطلح بود و لغت «چك» نيز از همان زمان متداول شده كه تا امروز باقي مانده است. در نوشته‌هاي دوره ساساني به زبان پهلوي لغت چك را داريم و همين واژه از ايران به زبان‌هاي ديگر جهان راه يافته است. مسلما چك در طول تاريخ روندي داشته است اما سير روند آن را نمي‌دانيم. از ديگر امور مهم بانكي، برات است. برات چيست و از چه زماني در ايران متداول شد؟
دكتر شيرين بياني كه تخصص وي بيشتر تاريخ دوره مغول است، توضيح مي‌دهد كه برات همان حواله است. در دوره مغول، از مركز يا از مراكز ايالات «برات» مي‌نوشتند و آن را به دست ماموراني مي‌دادند. اين ماموران با در دست داشتن حواله مورد نظر موظف مي‌شدند باج يا عوارض يا وجه نقدي يا جنسي از كسي يا سازماني يا جايي بگيرند. به اين حواله برات مي‌گفتند.
برات همچون موارد ديگر در دوره مغول روند خطرناكي پيدا كرد. هر دولتمدار يا محصل مالياتي مي‌توانست برات بنويسد. به اين ترتيب، يك نفر ممكن بود از يك دايره يا شخص به خصوص چندين برات دريافت كند و موظف شود مطالبات مختلف جنسي يا نقدي اين برات‌ها را پاسخگو باشد. اين مساله مثل موارد ديگر موجب اغتشاش‌ شد تا سرانجام با اصلاحات غازان‌خان يا به عبارتي اصلاحات خواجه رشيد‌الدين فضل‌الله مسائل مربوط به برات را سامان داد.
دكتر بياني معتقد است اين اصلاحات را در واقع بايد اصلاحات خواجه ناميد. خواجه رشيد‌الدين فضل‌الله كه از زمان گيخاتو ارج و قربي بلند‌پايه نزد شاه يافته بود، در زمان سلطنت غازان‌خان تصدي كارهاي خطير را عهده‌دار شد و سرانجام به مقام وزارت رسيد. وي كه در علم و ادب و ملك‌داري سرآمد بود، در زمان صدارت اصلاحاتي را تنظيم كرد كه بسيار مهم بود اما به نام سلطان وقت به اصلاحات غازاني معروف شد.
يكي از اين اصلاحات كه در امر اجتماع و اقتصاد تاثير فراواني داشت، محدود كردن استفاده از برات بود. وي استفاده از برات را قانونمند كرد و مشخص كرد كه كدام سازمان‌هاي دولتي يا مالياتي اجازه صدور آن را دارند. مجازات‌هاي خيلي سختي را هم براي تخلف از اين امر در نظر گرفتند. اگر كسي غير از افرادي كه مجوز داشتند ، برات صادر مي‌كرد، به مرگ محكوم مي شد. مامور مالياتي ( بيتكچي ) هم كه برات غير مجاز را نوشته بود، به قطع دست محكوم مي‌شد. اين مجازات‌ها واقعا هم اتفاق افتاده است و به گفته دكتر بياني، تمام اين موارد در «جامع ‌التواريخ» اثر بسيار مهم خواجه رشيد‌الدين فضل‌الله همداني در تاريخ مغول، ضبط است.
پس از اين اصلاحات، برات به معني واقعي كلمه به كار رفت و محصلان مالياتي يا ديوان استيصاء يا هر جاي ديگر در مواقع جنگ يا صلح برات مي‌نوشتند و مي‌فرستادند و كسي كه برات را دريافت مي‌كرد بايد موارد خواسته شده را مي‌فرستاد.
رواج پول كاغذي و برات و چك و شركت‌هاي تجاري مشابه با شركت هاي مضاربه‌اي در دوره مغول نشان مي‌دهد اين دوره از دوره‌هاي رونق بازرگاني در طول تاريخ بوده است. در اين دوره، جاده مهم ابريشم كه چين را به اروپا متصل مي‌كرد و بسياري جنگ‌ها بر سر اين جاده شد، براي نخستين بار تحت يك حكومت واحد درآمد. به دنبال آن، دادوستدهاي اقتصادي از راه اين جاده صورت گرفت كه بسيار براي مغولان اهميت داشت. همچنين مراودات فرهنگي بسياري از اين مسير انجام شد كه همه اين عوامل در پيشبرد اقتصاد و فرهنگ موثر بود».

خانم بیانی فقط نفرموده اند که واتر مارک داخل این برگه های چک هخامنشی، که جنس آن فقط می توانسته از خشت خام باشد، گل لوتوس بوده و یا اهورامزدای بال دار! و از آن که ممکن است هخامنشیان حقوق خانم بیانی را هنوز هم با همان چک های بانک داران یهودی عهد هخامنشیان بپردازند، درخواست کنیم که برای تکمیل اطلاعات تاریخی عوام، با معاینه ی دقیق چک بعدی، همگان را از این بی خبری جبران ناپذیر تاریخی نسبت به واتر مارک داخل چک های آن امپراتوری بزرگ نجات دهند و نیز اندکی در این باره بیندیشند که چه گونه مغولان خون خوار این همه به سامان دادن مسائل فنی و اقتصادی و فرهنگی ایران پرداخته اند؟!! و گرچه دیگر امید نیست این حضرات از مهمل بافی های روده درازانه ی یهود بافته ی فاقد سند دست بردارند، اما برای سنجش دانایی خانم بیانی کافی است از او آدرس آن کتیبه ی به خط و زبان قلابی پهلوی را بپرسیم که در آن لغت «چک» آمده است، تا ببینیم از این قماش چرندیات چه چیز جدیدی در چنته دارد؟!

 

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در شنبه دوازدهم آذر 1384 و ساعت 5:55 | آرشیو نظرات

پاسخ ها 2

چهارشنبه 2 آذر1384 ساعت: 21:52

آقای صمیمی. شتاب زدگی و کم حوصلگی از تبعات جوانی است. باید کمی دیگر فرصت بدهی تا فراغت لازم فراهم شود. موضوعی که اشاره کرده اید با گذشت زمان کهنه نمی شود.

 

چهارشنبه 2 آذر1384 ساعت: 21:55

آقای بیننده. من به آدرس ایشان سر زدم. اطلاعاتی که می دهد برای کامپیوتر بازهای حرفه ای بسیار مفید است. پیدا شدن او در این وبلاگ گزینشی نیست. او هزاران آدرس دارد و مطلب تبلیغاتی اش را چشم بسته برای همه و به شکل یونیفرم می فرستد، یکی هم این وبلاگ!

 

چهارشنبه 2 آذر1384 ساعت: 22:26

سلام آقای تبریزلی. از مراحم شما ممنونم. توجه می دهم که ما اینک در مرحله ای هستیم که می توانیم در یک جراحی ماهرانه و ممکن، که تمام لوازم و تیم اجرای آن آماده است، این غده ی گندیده ی فارس اندیشی متجاوزانه و فارس پرستی تفرقه افکنانه را از شکم تاریخ ایران برای همیشه بیرون کشیم و سلامت را به زندگی ملی و منطقه ای بازگردانیم. کاری که با چند نشست آکادمیک به سامان می رسد و با میزان معینی فشار بر مراکز مسئول میسر می شود و به هیچ شعار حساسیت برانگیزی که الصاق برچسب های مختلف را بر درخواست های موجه قومی _ که در حال حاضر به واقع درخواستی عمومی و ملی است _ میسر می کند، نیاز ندارد. اگر سران اقوام اهمیت این فرصت پیش آمده را درک نمی کنند، پس درایت لازم را برای هدایت تقاضاهای بر حق تاریخی ندارند و هنگامی که این بی درایتی در نمایش های بی تاثیر و نادرست بابک پرستی نیز منعکس است، آن گاه باید برای بدنه ی قدرتمند و آماده به فداکاری اقوام ایرانی نگران بود که مبادا در کوره ای بسوزند که تحریک کنندگان احساسات، شاید هم مزورانه و مزدورانه، در آن می دمند. آقای تبریزلی. ورود کارسازانه به مباحث کلان ملی و قومی و منطقه ای به عقل های سلیم دوراندیش و فرصت شناس نیازمند است نه به برگزار کنندگان پیک نیک ها و سیزده به در های سیاسی و سرگرم کننده. ببینید فارس پرستان که اینک پرچم شان را با حیرت تمام در دستان ملایانی چون رفسنجانی و رسول جعفریان نیز می بینیم، اغتنام فرصت می کنند و به بهانه ی برگزاری بزرگداشت برای ابوالفتوح رازی در شهر ری و سلمان فارسی در اصفهان، حتی به تطهیر فارس پرستی عهد محمد رضا شاه می پردازند! آن چه ما باید بخواهیم فقط و فقط کسب فرصت برابر برای اثبات ماهیت توطئه گرانه و ضد ملی فارس پنداری است که صهیونیسم جهانی در سده ی اخیر برای برقراری مفارقت ملی و منطقه ای به راه انداخته است. این تقاضا با سرسختی و کثرت تمام باید که چندان تکرار شود تا تریبون ثابتی برای عرضه ی عمومی آن به دست آوریم. آن وقت خواهید دید که ملت هوشمند ما در برخورد با حقایق کتمان ناپذیر چه گونه تکلیف همه چیز را با هوشیاری تمام تعیین می کنند، درایتی که در گردانندگان و ارائه دهندگان و منعکس کنندگان نیازهای قومی، با نمونه ی تور زیارتی، سیاحتی، سیاسی که برای بابک دروغین به راه انداخته اند، دیده نمی شود.

 

پنجشنبه 3 آذر1384 ساعت: 11:24

مریم خانم. نام جدید زنانه تان مبارک است، چرا که «آی پی» شما حکایت می کند که قبلا سبیل داشته اید و با نام مردانه به این وبلاگ آمده اید، ولی به هر حال فرقی نمی کند. سئوال شما در خور پاسخ است و حکایت دیگری است از این که ورود به مباحث کلان، در صلاحیت کم تر کسی است. احتمال می دهم مطالب مجموعه ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران» را نخوانده و یا جذب و فهم نکرده باشید. در بخش هخامنشیان کتاب اول و در فصل «در جست و جوی هویت» با اسناد و اشارات کافی معلوم کرده ام که هخامنشیان کورشی و اسلاوی با کودتای داریوش علیه فرزندان کورش و با قتل آنان، که پیرو امیال سران یهود نبودند، به پایان می رسد و باند هفت نفره ی کودتاگران همراه داریوش را، از سرداران خشن از بند بابلیان رها شده ی یهود دانسته ام که عالی ترین نشانه ی آن متن نخستین بیانیه ی داریوش است که توصیف خدا از زبان او با توصیف یهوه در تورات برابر است: «خدای زمین و آسمان ها...» در حالی که در گل نبشته ی کورش از مردوک و نبو نام برده می شود. اگر بقیه ی کتاب ها را هم با دقت بخوانی معلومت خواهد شد که حتی همین صورت دوم تجمع هخامنشی، که تسلطی از بنیان یهودی است، به سبب مقاومت سراسری مردم شرق میانه فقط تا پایان داریوش اول دوام می آورد و هنگامی که یهودیان دست به اجرای قتل عام پوریم می زنند آن گاه دیگر زنده ای باقی نمی گذارند که سلطانی برای دریافت خراج بخواهند. در حال حاضر آن امپراتوری دل چسب و مورد ستایش شما تاریخی تقریبا پنجاه ساله دارد، آن هم در حالی که تا مردم شرق میانه زنده بودند دمی آنان را آسوده نگذارده اند و امپراتوری هخامنشی تنها زمانی تحقق می یابد که ماجرای پلید پوریم، ایران و بین النهرین را به گورستان عمومی بدل می کند. حالا بد نیست که شما 180 درجه بچرخید و درست کتاب خواندن را بیاموزید.

 

جمعه 4 آذر1384 ساعت: 0:19

سلام آقای مهدی. موضوع قتل عام مردم شرق میانه، که در برابر تسلط هخامنشیان ایستادگی کرده اند، در اقدام پوریم، مطلبی نیست که مورد انکار یهودیان باشد. من لااقل تورات هایی را به 5 زبان مختلف دیده و بررسی کرده ام و نسخه های آن را در اختیار دارم، تمامی آن ها بدون اختلاف می پذیرند که در یک روز 77000 نفر از دشمنان یهود را قتل عام کرده اند که در زمره ی آن ها هامان و ده پسرش نیز بوده اند. تورات و گروهی از یهودیان این کشتار را عکس العمل دفاعی یهودیان در برابر قصد پیشین مردم منطقه برای کشتار دسته جمعی یهودیان در روزی معین می دانند. سئوال مورخ این است که به چه دلیل مردم منطقه تصمیم به کشتار یهودیان گرفته اند؟ و گامی آن سو تر می پرسد چرا یهودیان در سراسر تاریخ مورد نفرت همسایگان خود بوده اند؟ پاسخ همان چیزی است که این روزها جهان متمدن شاهد است. با یک مفهوم همان حالتی را که موجب شده بود در 25 قرن پیش مردم شرق میانه قصد جان تمامی یهودیان را کنند، امروز در بین ملت های متعددی پدید آمده است. شارون در یک سخن رانی هفته ی پیش گفته بود که آرزوی انهدام اسراییل در ذهن تمام مسلمین جاری است و رییس جمهور ایران فقط آن را باصدای بلند اعلام کرده است! اگر بابلیان و آشوریان و سلوکیان و در مرحله ای به شهادت تورات تمام مردم منطقه و این روزها مسلمین خواهان انهدام یهودیان شده اند، پس این قوم باید که در رفتار خود با دیگران تجدید نظر کند زیرا فرصت تاریخی فراوانی در برابر خود ندارد.

 

جمعه 4 آذر1384 ساعت: 16:42

سلام آقای محمد. تاثیر گذاری بر باور عمومی به خصوص که چون مسائل ایران باستان مشمول ده ها سال کار آموزشی و تبلیغاتی شده باشد، کار آسانی نیست. تجربه نشان داده که نمایش تصاویری که در 3 قسمت کتاب بررسی های ساسانی از مجموعه ی تاملی در بنیان تاریخ ایران چاپ شده و به روشنی جعلیات و دست کاری ها در محیط های باستانی را نمایش می دهد، در ایجاد علاقه به موضوع و تردید نسبت به داده های قدیم بسیار موثر است. موفق باشید.

 

يکشنبه 29 آبان1384 ساعت: 6:49

سلام آقای درویش. در حال حاضر که تمام امکانات اطلاعاتی و تبلیغاتی در انحصار باستان پرستان و کسانی است که دروغ های کثیف تاریخی و مذهبی را تکرار می کنند، و از قبیل مصاحبه های میان ارجمندی و عبدالعظیم رضایی را در تلویزیون به خورد مردم می دهند، چنان که چندین تجربه ی مکرر ثابت کرده، انتظار توجه به مداخل جدید تاریخی بی هوده است. به سخنرانی آقای رفسنجانی در مراسم بزرگداشت ابوالفتوح رازی توجه کنید که پر است از ادعای ستم عرب بر موالی ایرانی!!! صاحب چنین باوری را نمی توان به سادگی متوجه ی آسیب های پوریم کرد زیرا باور پوریم با انهدام کامل قصه های ایران باستان و نیز بخش بزرگی از تعصبات مذهبی برابر می شود. ناگزیر معتقدان به داده های جدید فعلا و در این شرایط فقط می توانند ضمن توضیح حادثه ی پلید پوریم و تبعات ضد تمدنی آن، ضرورت حساب کشی از بانیان پوریم یعنی یهودیان را به مجامع محفلی در حوزه های مختلف خانوادگی و آموزشی و شغلی بکشانند و به انتظار عنایت الهی باشند که انشا’ الله در راه است.

 

 

کشنبه 29 آبان1384 ساعت: 22:3

با سلام به دوستان و نیز دشمنان آشکار و پنهان. عرض می کنم که بخش ساسانیان در مجموعه ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران» 5 و یا 6 قسمت خواهد شد و قسمت چهارم آن در حال آماده شدن است. درباره ی گزینش دوستانه و محفلی و محاسبه شده ی چهره های ماندگار هم، که چند سالی است منبع دیگری برای حیف و میل و بلع بودجه های باد کرده شده، به طور کل قابل تشخیص است که در سده ی اخیر، در حوزه ی فرهنگی ایران، کم تر چهره ای که درخور ماندگاری شمرده شود، ظهور کرده و به همین قرار آب کفن نخشکانده از یاد زمانه پاک می شوند. مدت هاست که برای حضور در مدار ماندگاری تفاوت هایی بروز کرده و مدت هاست که تکرار کنندگان دانایی های ثبت شده را صاحب عنوان فرهنگی نمی شمرند، و حافظ و جامع جمیع علوم و فنون و مستدرکات موجود جهان را نیز، حد اکثر معلمی شایسته می دانند و نه صاحب اندیشه ای ماندگار. زیرا او مصرف کننده و مکرر کننده ی دانایی های دیگران است و خود در تولید آن ها نقش و اثری نداشته است. اینک کسی را لایق مقام ماندگاری می دانند که حرف و نظری نو بیاورد و بر سرمایه ی دانش و آگاهی موجود، حتی به قدر پول سیاهی بیافزاید. مثلا رسیدن به ارتفاع صاحب نظری و ماندگاری در ریاضیات، مستلزم غلبه بر گره ناگشوده ای در آن علم است، و نه ترجمه ی پر غلط چند کتاب ریاضی از تالیفات دیگران! چنین شخصی حد اکثر یک مترجم درجه ی سه شمرده می شود و نه چون پرویز شهریاری چهره ای ماندگار در ریاضیات!!!!؟

 

 

سه شنبه 1 آذر1384 ساعت: 0:13

سلام آقا و یا خانم نیک. از عنايت شما ممنونم. نيروي ناشناس ولي توانايي در همه جا از بازتاب صداي اين مجموعه جلوگيري مي كنند: در ميان ايرانيان، ترك ها و به ويژه انگليسي زبانان و عرب ها. آن ها چنان كه حصه ي روشن فكري موظف اين جوامع را در اختيار داشته باشند، مانع انتقال ده ها مدخل و دانايي جديد تاريخي به نيروي جوان، از راه بايكوت اين كتاب ها در مراكز اطلاعات عمومي، نظير تلويزيون، راديو و مطبوعات اند. حتي كسي را كه در باكو مستقلا بخش اول اين مجموعه را به صورتي ناقص به تركي برگردانده بود، مورد تضييقات و آزار قرار دادند و سرسخت ترين مخالفان اين كتاب ها در ميان عناصر سياسي و فرهنگي شناخته شده ي ترك و عرب ديده مي شوند. آن ها نيك مي دانند كه انعکاس عمومي اين داده هاي جديد، به سرعت چنان تاثيرات بنياني در ميان جوامع خاورميانه خواهد گذارد كه ديگر با هيچ پياده نظام و ناوگان دريايي و موشك كروز و يا كوهي كتاب حماسه از قبيل شاه نامه قادر به مقابله با آن نيستند. بايد صبور بود و به انتظار عنايت الهي ماند و البته در حوزه ي آدم هاي اطراف خود تبليغ كرد.

 

 

سه شنبه 1 آذر1384 ساعت: 0:13

سلام آقا و یا خانم نیک. از عنايت شما ممنونم. نيروي ناشناس ولي توانايي در همه جا از بازتاب صداي اين مجموعه جلوگيري مي كنند: در ميان ايرانيان، ترك ها و به ويژه انگليسي زبانان و عرب ها. آن ها چنان كه حصه ي روشن فكري موظف اين جوامع را در اختيار داشته باشند، مانع انتقال ده ها مدخل و دانايي جديد تاريخي به نيروي جوان، از راه بايكوت اين كتاب ها در مراكز اطلاعات عمومي، نظير تلويزيون، راديو و مطبوعات اند. حتي كسي را كه در باكو مستقلا بخش اول اين مجموعه را به صورتي ناقص به تركي برگردانده بود، مورد تضييقات و آزار قرار دادند و سرسخت ترين مخالفان اين كتاب ها در ميان عناصر سياسي و فرهنگي شناخته شده ي ترك و عرب ديده مي شوند. آن ها نيك مي دانند كه انعکاس عمومي اين داده هاي جديد، به سرعت چنان تاثيرات بنياني در ميان جوامع خاورميانه خواهد گذارد كه ديگر با هيچ پياده نظام و ناوگان دريايي و موشك كروز و يا كوهي كتاب حماسه از قبيل شاه نامه قادر به مقابله با آن نيستند. بايد صبور بود و به انتظار عنايت الهي ماند و البته در حوزه ي آدم هاي اطراف خود تبليغ كرد.

پنجشنبه 26 آبان1384 ساعت: 4:17

آقای ایرانی. طرح حادثه ی پوریم به عنوان یک ماجرای تاریخی و شرح تاثیرات ضد تمدنی آن، که موجب انهدام کامل تمدن و تجمع اقوام و ملل شرق میانه شد، برای نخستین بار در جلد سوم مباحث ساسانی از مجموعه ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران» صورت گرفت و از آن پس خرده پوریم شناسانی که برخی از آن ها قصد تخریب موضوع را دارند، این جا و آن جا سبز می شوند. مقاله ای را که آدرس داده بودید خواندم که لااقل 10 غلط آشکار تاریخی و استنادی داشت. از جمله این که اصرار داشت بگوید استر ملکه ی اردشیر دوم هخامنشی بوده است. در حالی که تورات استر و مردخای را از اسرای بابل گفته و اگر فرض کنیم که آن ها در اسارت متولد شده اند، پس در زمان اردشیر دوم استر عجوزه ای لااقل 150 ساله بوده است. ماجرای استر و مردخای و حادثه ی پلید پوریم فقط می تواند به زمان داریوش اول انجام شده باشد. با این همه همان مقاله ی پریشان را نیز به خاطر توجه دادن ایرانیان به نسل کشی یهودیان در ماجرای پوریم مثبت و حتی مهم تلقی می کنم. و نگفته نگذارم که گمان می کنم «یک ایرانی» همان کامران بهروزی، صاحب وبلاگ براندازی و نویسنده ی یادداشت درباره ی پوریم است!

 

جمعه 27 آبان1384 ساعت: 12:37

سلام آقای Ali. بی شک یک موی گندیده ی صدام، از مجموعه ی حاملین غربی به اصطلاح دموکراسی برای عراقیان، که با کاربرد ناپالم و فسفر سفید و وحشیگری های ابوغریب همراه شده، ارزشمند تر است. من به زودی اضافه بر آن خبر داغی که آقای رضا آدرس داده اند، خبر داغ تری نصب خواهم کرد تا معلوم شود این بوزینگان غربی که ادعای تدریس دموکراسی به ما را دارند تا کجا وحشی اند و از نظر تمدن ذره ای از اجدادگل و فرانک و وایکینگ شان پیش نیافتاده اند، جز این که آن ها با تبر سنگی و قایق چرمی به غارت همسایگان می رفتند و اینک با ناوهای اوقیانوس پیما و موشک های کروز به جان مردم دنیا افتاده اند و معلوم شود آن احمقانی که از میان خودمان انسان شریف و صبور شرقی، که پایه گذار تمدن و تولید و مسالمت و قواعد برابر نگر اجتماعی بوده را، عقب مانده خطاب می کنند، تا کجا ذلیل و از خود بیزارند. فقط نتوانستم موقعیت جغرافیایی Jallianwallah Bagh را در مطالب آن لینک شناسایی کنم.

 

سه شنبه 24 آبان1384 ساعت: 2:24

آقای صمیمی. این همه ساده لوحی نکنید. لشکری از آدم های چند چهره را بسیج کرده اند تا لزوم تحقیقات درباره ی پوریم را منتفی بدانند و از سوراخ های دیگر در بوق تمدن ایران پیش از اسلام، از هخامنشیان به بعد بدمند. همان نام احمد مسجد جامعی در میان آن ها، که حوزه ی فرهنگی در تیول خود را به باستان پرستان بخشیده بود، برای شناخت ماهیت این گونه تجمع ها و تشکیلاتی که معلوم است چرا در این دو سه سال اخیر همه جا چون قارچ می رویند، کافی است. در حال حاضر و پس از تاریخی شدن ماجرای پوریم، که همه جا صدای خشم و ترس را در میان صهیونیست ها بلند کرده، هر ایرانی که جز تجسس در موضوع پوریم، یعنی شاه کلید شناخت سرنوشت تاریخی مردم ما را، عمده کند، به نوعی دانسته و نادانسته در خدمت لابی های صهیونیستی قرار دارد.

 

سه شنبه 17 آبان1384 ساعت:16:35

آقای 134. به خواست خدا در قسمت چهارم ساسانیان بحث کاملی در اثبات دست کاری های انجام شده در گل نبشته خواهد آمد. ضمنا آن چه من می گویم این است که هر صاحب خردی که قصد بهانه گیری نداشته باشد، هنگامی که با حقیقت فقدان تولید از پوریم تا اسلام و نیز نا آگاهی تکنیکی تولیدگر مسلمان رو به رو می شود، پیش از حل این دو نشانه ی قدرتمند و روشنگر و عمده که حکایت خلا’ تمدن در منطقه ی ما را، به درازای لااقل 1200 سال باز می گوید، مثلا موضوع زبان فارسی را پیش نمی کشد، زیرا چنین توسلی معلوم می کند که سئوال دهنده قادر به جذب نکات اساسی نیست، پس هرچه به او درباره ی همان سئوال زبان فارسی اش توضیح دهید، باز او درزی باز می کند تا اصل مطلب را شکسته باشد. چنین شخصی قادر نیست نزد خود مکاشفه کند که اگر تولید و تجمع نباشد، پس ضرورتا دین و کتاب و زبان نیز غایب می شود. اما چون می داند بودن یا نبودن زبان به سادگی قابل اثبات استدلالی نیست، ولی نبود تولید را می توان با فقدان نمونه های باستان شناختی معلوم کرد، صلاح می بیند که به موضوع فرعی زبان بچسبد تا در راه مباحث اصلی سنگ انداخته باشد. برای من اینک دیگر تشخیص سئوال دهنده ی جست و جو گر با سئوال تراش سنگ انداز دشوار نیست و همین است که می بینید برخی سئوال ها را بی پاسخ می گذارم، سئوال دهنده را حذف می کنم و به بازتاب آن نیز اهمیتی نمی دهم.

 

سه شنبه 17 آبان1384 ساعت: 21:6

توسط:ناصر پورپیرار

آقای 134. پیش تر هم نوشته بودم که در مسائل کلان باید از کل به جزء رفت. مثلا صحت داده های جدول ضرب در ریاضیات یک کل اولیه است و دیگر نمی توان بر آن سئوال گذارد، زیرا تمام عملیات ریاضی را متوقف می کند. حالا کل در تاریخ منطقه ی ما و بل جهان، تشخیص گستره و آثار حادثه و عملیات پوریم یهودیان در 25 قرن پیش است، این جدول ضرب شناخت ریاضیات تاریخی شرق میانه است. می بینید که با داشتن چراغ پوریم بسیاری از تاریکی های تاریخ و فرهنگ منطقه و از جمله موضوع ساختگی بودن زبان فارسی روشن می شود. زیرا مسلم است در گورستان و بین مردگان زبانی به کار نمی رود، که پیش از اسلام زبان فارسی جاری بوده باشد. در یادداشت دوم برای آقای محمدی دلایلی برای نوساخت بودن زبان فارسی عرضه کرده ام ولی آن فقط قطره ی کوچکی است از قدحی بزرگ که اگر خداوند مدد کرد و به طرح آن رسیدم خواهید دید که یهودیان چه گونه همه چیز ما را بازیچه کرده اند. می خواهم توجه کنید که کوشش برای پنهان نگهداشتن ماجرای پلید پوریم، به سبب وسعت جنایت بی سببی که مرتکب شده اند و بزرگی مسئولیتی که برای براندازی کانون تمدن بشری بر گردن یهودیان می گذارد، تا اندازه ای برای آن ها اهمیت اساسی داشته که در پس طلوع اسلام و در محیط تجدید حیات شرق میانه با تلاشی فوق انسانی، برای پر کردن چاله ی خلاء تمدن ناشی از پوریم، این همه خوراک و نخاله ی سیاسی و فرهنگی و ا&#