پس از چهل سال خشونت  

 

استقلال طلبان باسک:  وداع دشوار با اسلحه

 

 

 

ورونیک دانی و دانته سانخورخو  Veronique Danis & Dante Sanjurjo(روزنامه نگاران اعزامی لوموند دیپلماتیک)

 

پارلمان اروپا در ٢٥ اکتبر ٢٠٠٦، تنها با اختلاف ١٠ رای، از مذاکرات حکومت مادرید با سازمان استقلال طلب باسک اتا * ETA  حمایت کم رنگی نمود. این تصمیم به خوزه لوئیس رودریگز زاپاترو کمک زیادی نکرد. واقعه سرقت چند صد اسلحه گرم توسط کماندوئی منتسب به اتا در جنوب فرانسه به مشکلات افزود و آب  سردی  بر روی روند پرمخاطره صلح پاشید.

 

مذاکرات غیر علنی که در ژوئن ٢٠٠٦، میان سازمان اتا مسئول سوءقصدهای مرگبارمتعدد (١) و حکومت مادرید ( از حزب سوسیالیست کارگری اسپانیا – PSOE) آغاز شده بود، گویا در فوریه ٢٠٠٦ به یک توافق اصولی در زمینه آغاز مذاکرات صلح منجر شد. این مذاکرات بازتاب مختصری دررسانه های اسپانیا پیداکرد. از قرار معلوم، هدف جداکردن صریح مذاکرات سیاسی از مسائل نظامی با درس آموزی از الگوی روند صلح در ایرلند شمالی است. (٢)

 

درابتدا، این گروه مسلح مخفی اعلام «آتش بس دائمی» کرد و سپس در روز ٢٩ ژوئن، آقای خوزه لوئیس رودریگز زاپاترو در مجلس ملی اسپانیا اعلام کرد که حکومت او قصد دارد «با اتا به گفتگو بپردازد». او گفت که این گفتگوها به مسائل سیاسی (یعنی استقلال منطقه) نخواهد پرداخت و تاکید کرد که این مسئله « تنها توسط نمایندگان منتخب  مردم میتواند حل شد» . او سپس اضافه کرد به هر تصمیمی  که شهروندان باسک  با رعایت معیارها و موازین قانونی بطور آزادانه اتحاذ کنند،  احترام خواهد گذاشت. به این معنی که هر تغییری در وضعیت خودمختاری سرزمین باسک  اوسکاری (به ضمیمه مراجعه کنید) باید با قانون اساسی اسپانیا سازگار باشد.  این اظهارات با رضایت گرایشات مختلف ملیون باسک روبرو گردید. زاپاترو خاطرنشان ساخت که تصمیمات مردم باسک باید بازتاب اجماع بزرگی باشد که بتواند همه گرایشات سیاسی محلی را حول یک «میز» متشکل از احزاب گرد آورد. (٣)

 

دادگستری اسپانیا و اتحادیه اروپا باتاسونا را به عنوان «ویترین سیاسی» اتا میشناسد. (٤) این حزب پس از سال ها تبادل نظر با حزب سوسیالیست اسکادی PSE، شاخه باسکی حزب سوسیالیست کارگری اسپانیا، در نوامبر ٢٠٠٤سلسله اقداماتی را برای پیشبرد صلح موسوم به پیشنهاد آنوئنتا اعلام کرد. نقشه راه کنونی بخشی از آن ها را دربر دارد. از یک سو حکومت اسپانیا برای خاتمه خشونت و سوءقصدها در مقابل آزادی ٤٦٢ زندانی وابسته به اتا (١٤٩ نفر دیگر در فرانسه زندانی اند)، بازگشت تبعیدی ها و پذیرش مجدد دهها مبارز حزب در جامعه مذاکره میکند، و از سوی دیگر در ویتوریا ( به زبان باسک گاستیز) کلیه احزاب محلی به استثنای حزب عوام (پ پ- راست گرا) و مخالف با روند جاری، را گردهم می آورد. قبلا پیش بینی شده بود، برای احتراز از تقارن  با یک سلسله کارزار انتخاباتی در اسپانیا در ماه آوریل ٢٠٠٧ این میز مذاکرات پیش از پایان ٢٠٠٦ تشکیل شود، برای این امر وقت زیادی نمانده است. با وجود این، نقش آن در جستجوی راه حلی سیاسی برای کشمکش اساسی است.

 

در سرزمین باسک، اکثریت رای دهندگان به احزابی رای میدهند که خودمختاری بیشتری خواهانند و بخشی از مردم حتی از ناسیونالیست های تندرو نیز فراتررفته و نوعی تعیین سرنوشت مطالبه میکنند. در سال ٢٠٠٢، نظر سنجی ها حاکی از توافق ٣٢ درصد اهالی برای حفظ وضع موجود بود و گویا ٣١ درصد از مدل اسپانیای فدرال حمایت می کردند بشرطی که خودمختاری بیشتری به منطقه بدهد و ٣١ درصد از طرح استقلال پشتیبانی می نمودند. (٥)

 

اسقف خوزه ماریا ستین از سال ١٩٧٩ تا ٢٠٠٠  قلمرو کلیسا در سن سبایتین (دونوستیا) را اداره میکرد. اسقف که همواره از حل سیاسی مناقشه حمایت میکرد در یکی از ادارات این حوزه توضیح داد که «برای رسیدن به صلح دو شرط لازم است که عبارتند از قطع خشونت و عادی سازی. یعنی چارچوب جدید سیاسی قضائی با اتکا بر عدالت، در بستر روابط میان سرزمین باسک و دولت اسپانیا و همچنین دولت فرانسه».

 

از زمان الغا حقوق و آزادی های ویژه برخی از نواحی اسپانیا بنام فوئورس در قرن نوزدهم، بخشی از باسک ها براین باورند که حقوق مشترک آنان ضایع شده است. به اعتقاد عالیجناب ستین «مسئله این نیست که روشن شود از نظر تاریخی یا فرهنگی حق با کیست،  بلکه مهم،  رسیدن به پیمانی قابل قبول برای همه است.»

استقلال طلبان تمام عیار در آنوئنتا، در این راستا دوقدم به پیش نهادند. آنان پذیرفتند که اتا هدایت مذاکرات سیاسی رابه باتاسونا واگذارکرده و مباحثات در عرصه منطقه باسک [اسپانیا]، ناوار و باسک فرانسه آهنگ یکسانی نداشته باشد. اما فعلا مطالبات اصلی آنها تغییر نکرده است. آن ها همچنان خواهان گذار از خودمختاری بزرگ کنونی به منظور کسب شناسائی خلق باسک با دربرگرفتن ناوار و حق تصمیم گیری آنان در مورد آینده شان هستند.

 

علاوه برسیاست پلیسی مقامات اسپانیائی و باسکی (٦)، آزردگی مردم  و نیز اعلام طرد قهرو خشونت از سوی مردم باسک، سازمان مسلح را به سوی مصالحه سوق میدهد. از زمانی که « اتا» دست به قتل روزنامه نگاران، اعضای شوراهای شهر (منتسب چه به چپ و چه به راست) و رهبران موسساتی که حاضر به پرداخت «مالیات انقلابی» نبودند – برخی از آنان اعضای حزب ناسیونالیست باسک پ ان و بودند که از سال ١٩٨٠ قدرت را در ویتوریا در دست داشته اند- از تعداد کسانی که از عملیات آنها در باسک پشتیبانی میکنند کاسته شد. این امر حتی شامل افراد چپ موسوم به«میهن پرست» (آبرچال)    Abertzal نیز شد، جنبشی که عمدتا باتاسونا را نمایندگی میکند.

 

علاوه برآن، بسیاری از فعالان تندرو نپذیرفتند که در نوامبر ١٩٩٩، پس از شکست مذاکرات با حکومت محافظه کار خوزه ماریا آزنار،  «اتا» آتش بس محدود خود را شکسته و با از سرگیری سوءقصدها  پویائی استقلال طلبانه پیمان های Lizarra-Garazi  را درهم شکند. این پیمان ها چهارده ماه قبل  برنزدیکی PNV و باتاسونا برای ایجاد تناسب قوا به نفع مادرید ، مهر تایید زده بود.

 

مسئله ناوار

 

پس از آن یک، سلسله عملیاتی که حکومت آزنار و دادگستری اسپانیا علیه تشکلات اجتماعی و فرهنگی جنبس استقلال طلب (که برخی از نظر دادگستری اسپانیا نزدیک به اتا تلقی میشد) به اجرا گذاشت (٧) و همچنین انحلال باتاسونا در سال ٢٠٠٣ موجب شد که سازمان با مشکلات فزاینده ای در زمینه سازماندهی و تامین بودجه فعالیت هایش روبرو شود. از سوی دیگر، بدنبال ضربات سختی که پلیس اسپانیا و فرانسه بر «اتا» وارد آوردند، گروه مسلح دچار تزلزل و بی ثباتی شد.(فرانسه غالبا به عنوان پایگاه پشت جبهه برای کماندوهای اتا بشمار رفته است).

 

بالاخره، موقعیت بین المللی جدیدی که موجب تقبیح تروریسم در همه جا شده است، عملیات قهرآمیز سیاسی را بیش از گذشته در میان اروپائیان نامطلوب ساخت. کشته شدن ١٩٢ نفر در سوءقصد توسط اسلامیست ها در ١١ مارس ٢٠٠٤ موجب تقویت این گرایش در اسپانیا شد. بدین ترتیب، گروهی از افراد که به «اتا» وفادار بوده یا هنوز هم هستند، معتقدند که در شرایط کنونی، خشونت بی فایده است.

 

صرف نظر از چنین شرایط نامساعدی، احتمال دارد که دلیل اعلام «آتش بس دائمی» از سوی «اتا» ، همانا به قدرت رسیدن آقای زاپاترو  در مادرید بدنبال سوءقصدهای ١١ مارس به این حزب اجازه داد که به حداقل امتیازاتی دست یابد. آقای خوزه با اگیبار نماینده شاخه استقلال طلب PNV و سخنگوی گروه پارلمانی آن حزب در مجلس باسک در ویتوریا معتقد است که  «به نظر میرسد میان چپ وابسته به آبرچال و حکومت مادرید، توافقی صورت گرفته تا مذاکرات دست کم به رعایت تصمیمات باسکی ها و گنجاندن ناوار در مذاکرات منجر شود». «باید در پایان این روند طولانی و سخت، موضوع سیاسی جدیدی طرح شود که عبارتست از خلق باسک. پذیرفتن این امر، کلید عادی شدن اوضاع است و رای دهندگان به هیچوجه کوتاهی در این مورد را نخواهند بخشید» . برعکس، رهبران دیگر پ آن و( PNV ) معتقدند که با یافتن توافقی با حزب سوسیالیست کارگری اسپانیا حتی به قیمت دست کشیدن از هرنوع تعیین سرنوشت است که پ آن و (PNV) میتواند قدرت را حفظ نماید.

 

سوسیالیست های حزب PSE به نوبه خود مخالف حق تعیین سرنوشت هستند. امری که قانون اساسی اسپانیا نیز پیش بینی نکرده است و دبیر کل آن حزب، پاتشی لوپز در ملاقاتی در مقر حزبش در شهر بیلبائو و تحت محافظت چهار محافظ شخصی (بدلیل تهدیدات اتا) توضیح میدهد که «هدف ما ... یافتن توافقی میان ملی گرایان و غیرناسیونالیست ها برای همزیستی مطلوب در سرزمین باسک است و به این منظور حاضریم منشور خود را با خودمختاری وفق دهیم. ولی ما با خواست حق تعیین سرنوشت که حقی است ویژه خلق های تحت استعمار ، تحت سلطه یا مردمی فاقد نمایندگی نهادین، مبارزه خواهیم کرد.»

 

آقای آگیبار نسبت به این اظهارات واکنش نشان داد. او به رفراندومی اشاره کرد که درماه مه ٢٠٠٦ در مونتنگرو و با زعامت اتحادیه اروپا برای استقلال برگزار شد. « تا زمانی که حزب کمونیست با حق تعیین سرنوشت مخالفت کند، میز گرد احزاب تشکیل نخواهد شد . این حزب باید به پیشنهادات هردو طرف اهمیت دهد». بنظر میرسد که ناسیونالیست های میانه و حزب پ آن و و رادیکال های نزدیک به اتا با این نکته موافق باشند. آرنالدو اوتگی سخنگوی حزب منحله باتاسونا (٨) معتقد است که «واژه حق " تعیین سرنوشت " برای سوسیالیست ها تابو شده است» . بدین ترتیب میتوان گفت که به رسمیت شناختن حق خلق باسک در مورد آینده سیاسی اش از مجرای دولت های اسپانیا و فرانسه میگذرد. آن گاه است که در مورد چگونگی تحقق این حق، یعنی شرایط،، روند و زمان آن باید موافقت باسکی ها را جلب کرد. منشور جدیدی برای خودمختاری میتواند مرحله گذار باشد، ولی می بایست که حق تصمیم گیری را در برداشته و درها را برای قدم های تازه باز بگذارد».

 

استقلال طلبان خواهانند که اگر اهالی ٧ ایالت تاریخی باسک بصورت دموکراتیک توافق خود را اعلام کنند، الحاق آنها میسر شود. بدیده آنان، مسئله ناوار حیاتی است. اکثریت مردم ناوار به احزاب مخالف الحاق به سرزمین رای میدهند. ولی ناسیونالیست ها و سوسیالیست های جامعه ناوار ممکن است بتوانند از طریق عمل مشترک در جریان انتخابات برای پارلمان خودمختار در بهار ٢٠٠٧ نیروهای دست راستی را از قدرت در پامپلونا (پایتخت ناوار) براندازند و در مورد نزدیکی  شبیه فدرال با سرزمین باسک ، رفراندم پیشنهاد کنند. این انتخابات در چهارمین آئین نامه دوران گذار قانون اساسی اسپانیا پیش بینی شده ولی تاکنون عملی نشده است.

 

وضع در ایالت باسک فرانسه چگونه خواهد بود؟ آقای اوتگی عقیده دارد «روشن است که که در شمال [باسک فرانسه] روند آغاز نشده ، در حالی که راه حلی در جنوب پیدا شده است.» . موضع حکومت فرانسه، چه چپ و چه راست طوری است که مشکل باسک را یک «مسئله اسپانیائی» قلمداد میکنند، همان طوری که نیکلا سارکوزی وزیر کشور فرانسه در اول ژوئیه ٢٠٠٦ در مادرید اعلام کرد. با وجود این، بسیاری از مردم باسک فرانسه تدابیری در مورد زبان شان را خواستارند. بسیاری از نمایندگان شوراهای شهر در این منطقه، چه ناسیونالیست و چه غیره ، ایجاد استان باسک را  بدون انضمام به منطقه بآرن به آن صورتی که امروزه وجود دارد و استان پیرینه آتلانتیک نامیده میشود، مطالبه میکنند  و البته بسیاری دیگر این امر را اکیدا رد میکنند.

 

در جنوب پیرینه، احزاب ناسیونالیست سرزمین باسک که اکثریت دارند، تمایلی برای تکرار سناریوی کاتالان ندارند (٩)، یعنی شرایطی که درآن نظام نامه ای را که در ویتوریا تصویب شده بود، بعدها در مادرید مورد تجدید نظر قرار داده شود. روشن است که حزب سوسیالیست اوسکادی بدون توافق سوسیالیست های اسپانیا که در پارلمان مادرید اکثریت دارند، هیچ تصمیمی نخواهند گرفت و از آن ها خواسته خواهد شد که اساسنامه جدیدی را به تصویب رسانند.

 

از آنجا که زاپاترو به رعایت قانون اساسی متعهد است، نمیتوان بدون تجدید نظر در آن ، حرفی از حق تعیین سرنوشت زد. بحث میان پیروان قانون اساسی در دوره طرح آیبارتش «مشارکت آزاد» سرزمین باسک با اسپانیا (١٠) که اساسنامه جدیدی پیشنهاد میکند و باسک ها را یک «ملت» تلقی کرده و راه را به سوی حق تعیین سرنوشت باز مینماید، بسیار بالا گرفته است.

 

برخی از حقوقدانان تاکید میکنند که در قانون اساسی، اسپانیا بمثابه «یک ملت»  تعریف شده است که «ملیت ها» را در برگرفته  و «حقوق تاریخی سرزمین های فوئروس را رعایت میکند». و عقیده دارند که این اساسنامه با قانون اساسی تطابق دارد. برخی دیگر یادآوری میکنند که «وحدت غیرقابل تفکیک» این «ملت اسپانیائی» در ماده ٣ آمده است . خانم میرن آزاکاته وزیر فرهنگ و سخنگوی حکومت باسک معتقد است که چارچوب قضائی باید خود را  با شرائط منطبق کند. « در هیچ جا نهادها بندی نیست که توافقات سیاسی را محدود کند»

 

اختلافات ریشه ای میان نیروهای سیاسی مختلف باسک و اسپانیا به اندازه ای زیاداست که مذاکرات درجامیزند و اتا در اطلاعیه ای در١٨ اوت ٢٠٠٦، حکومت مادرید حزب سوسیالیست و نیز PNV را متهم به سوءنیت ساخت. او ادامه دستگیری ها و پیگردهای قضائی را تقبیح کرده و برتاخیر در انتقال زندانیان به زندان های سرزمین باسک و تشکیل میزگرد احزاب انگشت گذاشت.

 

در تابستان گذشته، تشکلات سیاسی مختلف محلی بر دیدارهای دوجانبه خود افزودند تا بتوانند بر روی ترکیب افراد شرکت کننده و مشی و کارکرد میزگرد احزاب به توافق برسند. ولی، شرایط  کماکان گره خورده است و شاهد افزایش خشونت های خیابانی نیز بوده ایم که جوانان ملی گرای تندرو عامل برپائی اش بودند. باتاسونا به بسیج مبارزان خود پرداخته و در روز ٢٥ اوت ، جندهزار نفر در تظاهرات شهر بیلبائو شرکت کردند. همچنین اعضای PNV اعلام کردند که در صورت شکست مذاکرات، طرح ایبارچه را به فراموشی سپرده و آن را به رفراندوم خواهند گذاشت.

 

کاملا روشن نیست که آیا با یک بحران واقعی در مذاکرات روبرو هستیم یا  اتا و حکومت به منظور فاجعه بار نمایاندن شرایط، دست به ترفندی زده اند تا بتوانند پیمانی را به پایه های خود بقبولانند که در آن یکی از طرفین – یا هر دو طرف –امتیازاتی بیش از پیش بینی  شده بود، خواهند خواست.

 

آقای زاپاترو که به دلیل مخاطرات احتمالی  که وحدت اسپانیا را تهدید میکند، شدیدا مورد حمله اپوزیسیون راست گرا قرار گرفته است. ،در عین حال  مجبور است از خود در مقابل اتهام نقض دموکراسی  با پذیرش پرداخت بهای سیاسی برای خاتمه عملیات قهرآمیز دفاع کند. برخی از رسانه ها نخست وزیر را متهم می سازند که در مورد آینده سرزمین باسک با باتاسونا یعنی «باند تروریستی» اتا مذاکره میکند.  آقای ماریانو راخوی رئیس حزب پی پی در کنگره نمایندگان در ٦ ژوئن گذشته اعلام کرد « آن چه اسپانیائی ها نمی پذیرند و هرگز نخواهند پذیرفت، اعطای جایزه به جلادان و محق شناختن آن هاست.»

 

نظیر آقای آزنار در گذشته، آقای راخوی که در حکومت او وزیر کشور بود، (از فوریه ٢٠٠١ تا ژوئیه ٢٠٠٢) فکر میکند که اتا را میتوان تنها با روشهای پلیسی از پا درآورد. چندین انجمن قربانیان تروریسم (AVT) هم عقیده با وی، موفق به گردآوری دویست هزار نفر در مادرید در دهم ژوئن ٢٠٠٦ شدند. حزب عوام و بخش بزرگی از رسانه های تحت کنترل راست و کلیسا از این تظاهرات پشتیبانی کردند. شعار اصلی آنها «مذاکرات، نه بنام ما !» بود. این حزب همچنین با هر برخورد ملایمت جویانه با هواداران اتاراس که به جرم جنایات خونین محکوم شده اند، مخالف است.

 

وقت کشی مادرید

 

همچنین انجمن هائی که در بهار ٢٠٠٦ AVT را ترک کرده اند، برای ایجاد فدراسیون انجمن های استقلال طلب متشکل از قربانیان تروریسم اف ا ا وی تی موضع مشابهی دارند. آقای ربرتو مانریکه سخنگوی آن فدراسیون، خود قربانی یک سوء قصد با بمب اتا در سوپرمارکت هیپرکور در بارسلون (ژوئن ١٩٨٧) است (انفجاری که با ٢١ کشته و ٤٥ مجروح، بیشترین تلفات را داده است)، اعلام کرد که «کار ما، دفاع از حقوق قربانیان است نه سیاست» ، « در طول بیست سال، در ا وی تی ما اینکار را نکرده ایم. حکومت مختار است که در مورد وضع زندانیان وابسته به اتا هر تصمیمی بگیرد به شرطی که قانون را رعایت کند. این کشمکش باید پایان پذیرد.»

 

حکومت زاپاترو در مقابل این مخالفت، مخالفت برخی بخش های رسانه ها، دادگستری، کلیسا و یا ارتش که به حزب پی پی نزدیکند، و همچنین برای نشان دادن تسلط خود بر اوضاع، در پی فرصت است. اتا به نوبه خود از گشایش گفتگو با مادرید تا زمانی که میز احزاب گردهم نیامده است، خودداری میکند.

 

آیا حل و فصل مسئله نیاز به دخالت اتحادیه اروپا دارد؟ روز ٢٥ اکتبر گذشته، پارلمان اروپا، در جهت حمایت از مذاکرات صلح میزگردی در بروکسل تشکیل داد.  ژراراونستا معاون پارلمان اروپا با اظهار خشنودی اعلام کرد «این اولین باری است که پارلمان اروپا در چنین مرحله زودرسی از حل و فصل یک کشمکش در یک کشور اروپائی مداخله میکند» . در پی حمایت آشکار تونی بلرنخست وزیر بریتانیا و جری آدامز رهبر شین فین ایرلند شمالی و نیز آدولفو پرز اسکیول برنده آرژانتینی جایزه نوبل صلح ، این ترغیب میتواند از یک سو به باتاسونا و حزب سوسیالیست متحده اسپانیا فرصتی دهد که که شرایط بازگشت حزب استقلال طلب را به صحنه سیاسی قانونی کرده و نیز آغاز میزگرد احزاب را تقویت نماید؛ و از طرف دیگر حکومت اسپانیا و اتا را به مذاکرات تشویق نماید.

 

با وجود این آقای خوزه الورییتا دبیر کل سندیکای Euskal Langleen Alkartasunal  (همبستگی کارگران باسک) از منشعبات  PNV (مرکب از ٤١ درصد از اعضای سندیکاهای سرزمین باسک اسپانیا) یادآوری میکند که «آخرین حرکت قابل رویت سیاسی PSOE، دادن تغییرات اساسی در متنی بود که مورد تایید ٩٠ درصد اعضای پارلمان کاتالان قرارگرفته بود. در اینجا، بعقیده من هدف این حزب پایان دادن به حیات اتا در ضمن پرهیز از آن چه که در  سال ١٩٩٨ رخ داد یعنی ممانعت از وحدت تمام نیروهای حاکمیت خواه در روند حق تعیین سرنوشت بود .»

 

آقای رافا دییز دبیر کل سندیکای  LAB «شورای کارگران میهن پرست» نزدیک به باتاسونا (١٦ درصد اعضای کل سندیکاها) به موثر بودن مذاکرات کنونی معتقد است . او گمان  دارد که اگر توافقی حاصل نشود می بایست همه ناسیونالیست ها گردهم آیند تا بصورت دموکراتیک کوشش کنند که اتا مواضعش را تغییر دهد».

 

آقای دی یز برخلاف سندیکای همبستگی کارگران باسک در صدد است که در کنار سندیکاهای «اتحادیه عمومی کارگران » (سوسیالیست UGT) و کمیسیون کارگری CCOO (نزدیک به کمونیست ها) که در سرتاسر اسپانیا دارای اکثریت اند، برسر میز مذاکرات که ممکن است به موازات احزاب برگزار شود و بازیگران جامعه مدنی باسک را در بر گیرد، شرکت نماید. درگیر ساختن گروه اخیر امکان خواهد داد تا مذاکرات صلح را توده ای کرده و از درماندن آن جلوگیری نماید. (١٢)

 

مدافعان زبان و فرهنگ باسک نیز میتوانند در این «میز» دوم شرکت نمایند. سرکوب زبان های منطقه ای توسط رژیم فرانکو و سپس این حقیقت که دفاع از زبان باسک (اسکرا) یکی از مطالبات اصلی استقلال طلبان بود، مسئله زبان را قویا سیاسی کرده است.  بنا بر نظر یونسکو، زبان اوسکرا در خطر نابودی است. مجموعه باسک (سرزمین باسک اسپانیا، ناوار و سرزمین باسک فرانسه) با ٨١٦ هزار متکلم در اسپانیا و ٨١ هزار در فرانسه، فقط ٥/٢٥ درصد متکلمین زبان باسک را در بر می گیرد و با محاسبه دوزبانه های منفعل، فقط ٣٦ درصد آنان زبان اسکرا را میفهمند ولی صحبت نمی کنند. (١٣)

 

در این مسابقه برای نجات زبان که باسک زبانان با نگرانی طرح میکنند، چشم اندازهای صلح مایه امیدواری است. آقای خاویر مندیگرن، دبیرکل کونتسیلوآ فدراسیونی مرکب از بازیگران متعدد فرهنگی باسک توضیح میدهد «این چشم انداز ها به کل جامعه اجازه میدهد که مجددا این میراث مشترک را که از پیشامدهای سیاسی رنج برده است، متعلق به خود بداند.»

 

نتیجه مثبت این روند ، پایان تقریبا چهل سال خشونت و قهر، ترس و رنج در هر دو اردوگاه را اعلام خواهد کرد و به رغم موانع و وسوسه های خرابکارانه راست گرایان، بنظر میرسد که این بار هر دو طرف مصمم هستند راه حلی برای مسئله باسک در قسمت جنوبی پیرینه بیابند. اما هنوز مواضع سیاسی آن ها چنان آنتاگونیستی (آشتی ناپذیر) است و جامعه باسک چنان دچار چند دستگی است که هنوز از صلح واقعی فاصله داریم.

 

-----------

* اتا Euskadi ta Askatasuna- ETA -

پاورقی ها :

 

١ – بر حسب آمار وزارت کشور اسپانیا، اتا از ژوئن سال ١٩٦٨ مرتکب ٨١٧ قتل شده است. (٤٧٨ پلیس و ٣٣٩ غیرنظامی). آخرین سوءقصد این سازمان در ماه مه ٢٠٠٣ رخ داده است.

 

٢ – به مقاله سدریک گوورنور، «تبعیض در ایرلند شمالی» در لوموند دیپلماتیک ژوئیه ٢٠٠٦ مراجعه کنید.

 

٣ – استقلال طلبان تندرو خواهان الحاق ناوار که جامعه خودمختار مجزا تلقی میشود و نیز باسک فرانسه به موضوع مذاکرات هستند.

 

٤ – باتاسونا Batasuna (وحدت به زبان باسک) در سال ٢٠٠٢ ممنوع  و در سال ٢٠٠٣ به علت خودداری از محکوم کردن سوءقصدهای اتا منحل اعلام شد.

 

٥ – به سایت زیر مراجعه کنید:

www.tlfq.ulaval.ca/axl/europe/espagnebasque.html

 

٦ – عملیات پلیس غالبا بر اعمال شکنجه تکیه میکند. در این مورد به گزارش کمیته ضدشکنجه سازمان ملل متحد (www.cpt.coe.int) یا گزارش های سالانه سازمان عفو بین المللی و نیز به سایت www.stoptortura.com   مراجعه کنید. از سوی دیگر بر طبق آمار انجمن حمایت از زندانیان اتا، آسکاتاسونا، بیش از صد زندانی وابسته به سازمان اتا از سال ١٩٧٤ بدست پلیس کشته شده اند.

 

٧ – به مقاله سدریک گوورنور «سقوط دموکراسی در سرزمین باسک اسپانیا، لوموند دیپلماتیک، ماه مه ٢٠٠٣ مراجعه کنید.

 

٨ – آقای اتگی در روز ٢٧ آوریل ٢٠٠٦، به اتهام «تجلیل از تروریسم» به پانزده ماه زندان محکوم شده است. وی فرجام خواسته است.

 

٩ – به مقاله آنتونی ای ماس، «کاتالون،میان خودمختاری و ملت»، لوموند دیپلماتیک، ژانویه  ٢٠٠٦.

 

١٠ – این طرح  که با ٣٩ رای  در مقابل ٣٥ رای در دسامبر ٢٠٠٤ در پارلمان باسک تصویب شده بود، در فوریه ٢٠٠٥در کنگره نمایندگان در مادرید با ٣١٣ رای در مقابل ٢٩ رای رد شد.

 

١١ – بنا بر گزارش سازمان ملل در مورد «شکنجه در جهان»، در اسپانیا فقط ١١ عضو اتاراس در زندان های واقع در سرزمین باسک نگهداری میشوند. (روزنامه ال پائیس، مادرید، ١٣ اکتبر ٢٠٠٦)

 

١٢ – کمیسیون حل و فصل اختلافات که از شخصیت های سیاسی، سندیکائی و اجتماعی از هر گرایشی (به جز حزب پی پی) تشکیل شده است، در آغاز گفتگو نقش پیشگامی داشت. (www.konponbidea.info ) جامعه زنان برای صلح، که انجمنی کلیسائی است نیز در اوایل ٢٠٠٦ فراخوانی داده است. (www.ahotsak.blogspot.com ).

 

١٣ – اسکرا با شش نظام قضائی روبرو است. در فرانسه، این زبان فاقد رسمیت اداری است. ( به عنوان زبان مورد استفاده، بویژه در امور اداری، دادگستری و غیره ) . در سرزمین باسک اسپانیا، این زبان در کنار زبان کاستیلان (اسپانیائی) زبان رسمی است و این امر از افول آن جلوگیری کرده است. ناوار به سه ناحیه تقسیم شده است. «باسکی زبان»، «مخلوط» و «غیر باسک زبان». زبان اسکرا فقط در ناحیه نخست رسمی است (١١ درصد اهالی ناوار). در سال ٢٠٠٤، گزارش شورای اروپا خواهان گسترش زبان به حوزه «مخلوط» شد که با در برگرفتن شهر پامپلونا، پرجمعیت ترین ناحیه است.

 

 

لوموند دیپلماتیک، نوامبر ٢٠٠٦.

 

برگردان: بهروز عارفی

 

 

 

 

 

ضمیمه

 

چند اشاره

 

سرزمین باسک اسپانیا یا جامعه باسک اوسکادی Euskadi سه استان را در بر میگیرد: ویزکایا، گیپوزوکا و آلاوا (Vizcaya, Guipuzcoa, Alava ) پایتخت آن ویتوریا (Gasteiz) است. موقعیت خودمختاری آن به نسبت نمونه های دیگر در اروپا پیشرفته تر است. این سرزمین  دارای حکومت، پارلمان و صلاحیت و قدرت اجرائی در زمینه های متعددی است و دارای پلیس و ژاندارمری جداگانه است. زبان رسمی این سرزمین، زبان باسک (اوسکزا Euskera) و زبان اسپانیائی است.

 

از سال ١٩٨٠، حزب ناسیونالیست باسک PNV، که حزبی دموکرات مسیحی است،  بخش استقلال  طلب جامعه باسک را رهبری میکند. آقای خوان خوزه ایبارچه رئیس کنونی این جامعه خودمختار خواهان تغییر نظامنامه سرزمین خویش است - امری که اهالی ایالت کاتالان [واقع در جنوب اسپانیا با مرکزیت بارسلون]اخیرا موفق به کسب آن شده است -  به این صورت که خودمختاری آن گسترش یافته و شامل حق تعیین سرنوشت نیز گردد.

 

ملی گرایان معتقدند که سرزمین باسک یا Euskal Herria علاوه بر جامعه باسک، جامعه ناوار در اسپانیا، همچنین سه استان واقع در شمال کوه های پیرینه در ایالت فرانسوی پیرینه آتلانتیک را نیز در بر میگیرد.

در انتخابات محلی سال ٢٠٠٥، حزب ناسیونالیست باسک توانست ٦/٣٨ در صد آرا (٢٩ کرسی از ٧٥ کرسی)، استقلال طلبان وابسته به باتاسونا ٥/١٢ درصد آرا (٩ نماینده) و استقلال طلبان وابسته به آرالار ٣/٢ در صد آرا را (یک نماینده) کسب کردند. حزب سوسیالیست اوسکادی PSE و حزب کمونیست که برخی اعضای آن خواهان تعیین سرنوشت اند به ترتیب ٣/١٧ و ٤/٥ در صد آرا را بدست آوردند؛ حزب عوام PP (حزب دست راستی مخالف با حق تعیین سرنوشت) ٦/٢٢ در صد آرا را به خود اختصاص داد. جمعیت سرزمین باسک اسپانیا ٢/٢ میلیون نفر است.

 

در منطقه ناوار Navarre (با جمعیت ٦٠٠ هزار نفری) اتحادیه مردم ناوار (دست راستی نزدیک به حزب عوام) در سال ٢٠٠٣ توانست ٤٣/٤١ در صد آرا را کسب نماید. گرایش میانه- راست ٦٦/٧ در صد، سوسیالیست ها ١٤/٢١ درصد، کمونیست ها ٧٧/٨ درصد، Aralar  ٧٥/٧ درصد، حزب ناسیونالیست باسک PNV ٤٣/٧ درصد و حزب چپ تندرو باچاره Batzarre (گاهی نزدیک به استقلال طلبان) ٥٨/٢ درصد آرا را کسب کردند.

 

سرزمین باسک فرانسه (با ٢٥٠ هزار نفر جمعیت) دارای موقعیت اداری ویژه خود نیست. بنابر بررسی های گوناگون، ملی گرایان حدود ده درصد رای دهندگان را تشکیل میدهند.

Asre Nou 2006 12