رادیوهمبستگی وتبلیغات شاهنامه
آ.اورموی بیست وچهارم دسامبر2006
قبل ازموضوع بحث برانگیزوغیرمنتظرهء تبلیغات شاهنامهء فردوسی توسط یکی ازمجریان وسه نفر
.میهمان رادیوئی، چند نکته درمورد افشاء یک مامورامنیتی رژیم دراستکهلم
شرح مفصل این مساله درنوشتهء آقای بهرام رحمانی،نویسنده ارزشمند وفعال سیاسی درشهراستکهلم
بیان شده وازجمله درسا یت دیدگاه وروشنگری تحت نام"رسوائی جاسوسان جمهوری اسلامی درسوئد
چاپ شده است.علی رغم تمام نکات مثبت وبسیار آموزنده ،بنظر بنده نوشته مزبوردارای نواقص زیر
میباشد:نوشته فوق مستقم وغیرمستقیم رادیومحلی" آوا"راهمکاررژیم معرفی نموده است.بادرنظرگرفتن
اینکه جاسوس افشاء شدهءرژیم فرد بسیار زرنگ وکارآزموده درکلاهبرداری های مختلف بوده،ازنظر
سیاسی نیزتاآن حد توانائی داشته که توانسته بافریب دفترسازمان ملل درترکیه بسوئدآمده وبافریب اداره
مهاجرت سوئدنیزاقامت بگیرد.ولی بسی مهمتراز همهء این مسائل، فردافشاء شده توانسته دردوسال اخیرباکمک وهمکاری دوسه نفرفعال باصطلاح سیاسی ازجناحهای مختلف مترقی ونیزبخش ارتجاعی اپوزیسیون درتدارکات وبرپائی چند اکسیون ضد رژیمی از جمله درتظاهرات تابستان گذشته درحمایت
ازاکبرمحمدی البته باهمکاری وکمک تبلیغاتی رادیوآواشرکت نماید.دوستان عزیز،فعالین محترم سیاسی
بخش مترقی اپوزیسیون که بدرستی با افشاءجنایات رژیم ،توحش وبربریت رژیم گذشته رانیزبرای
نسل جوان یادآوری میکنید،آیا کمی دور ازانصاف نیست که از مسئولیت همهء کسانیکه ادعای مبارزو
روشنفکری میکنند،مانند نوری زاده ازجناح بینا بین ولی عمدتأ راست،ومهرداددرویش پورکه درسایت
های مختلف از تظاهرات یادشده با مصاحبه ها وتبلیغات باهمکاری افراد معلوم الحال سلطنت طلب ومجریان رادیوسخن هفته که بحق برادیو ساواک شهرت یافته،همه وهمه درواقع فریب شخص جاسوس رژیم را خورده اند، بگذرید وبقول معروف کاسه کوزه را سرمسئول رایو آوا بشکنید؟
بنده هم معتقدم نباید بانمایندگان رژیم مصاحبه کرد،شنیدن صدای منحوس مجرمین جمهوری ا سلامی
برای ایرانیها زجرآورورنج دهنده است،وشماچگونه مصاحبهء خود با بنی صدرمجرم راتوجیه میکنید؟
اگربنا بدلایل شما چون بنی صدردرقدرت نیست!!پس چراباشکنجه گران ساواک وسلطنت طلبان که
امروزه درقدرت نیستند مصاحبه نمکنید؟
دوستان ارجمند مسئولین رادیو همبستگی همانطوریکه مصاحبه باعناصررژیم اسلامی اهانت بخون
مبارزین بیست وهفت سال گذشته است،شنیدن صدای منحوس مسئول رادیو سخن هفته ازرادیوی شما
نیزاهانت بخون هزاران اعدامی وقتل های زیرشکنجه های ساواک میباشد.شخص مزبوربا همکاری جاسوس افشاء ازبرپاکنندگان تظاهرات یادشده بودند.برادرکوچکه دررادیوآوا دلقک وارمیگفت که کار
سیاسی دراستکهلم بمراتب از ایران سخت تراست!!واین درحالیکه همهء فعالین سیاسی بدون استثنا از
ترورواختناق جمهوری اسلامی باینجا آمده اند،اصولأ پلیسی کردن محیط همیشه خواست حکومتهای
ضدمردمی میباشد.وبرادربزرگتر مسئول اصلی رادیوسخن هفته با وقاحت هرچه بیشتردررادیوی شما
ازهمکاری واتحاد نیروها ی اپوزیسیون صحبت کرده وشمارا به بحث وگفتگو در رادیوی خودشان دعوت نمود.لطفأدرآینده پشت خط باایشان صحبت نمائید!شنیدن صدای منحوس نمایندگان رژیم فاشیستی
شاه وبربریتهای ساواک برای ماها که نزدیکانمانرادرآن رژیم ازدست داده ایم،خوشایند نیست
مسئول رادیوآواکه اصلأ ادعای سیاسی بودن نکرده، باپوزش خواهی ازشنوندگانش واعلام تنفرازفرد
افشاء شده،امیدوارم باقطع مماشات ولاس زدن با نمایندگان رژیم جهل ونادانی جمهوری،که بحق مورد
سرزنش وانتقاداست،بتواندازنفوذعوامل معلوم الحال رژیم وطن فروش پهلوی،مانندمسئول رادیوسخن
هفته،که ازموقعیت پیش آمده سوءاستفاده نموده وسعی میکند خود رابعنوان رهنما ودلسوزرادیو آوا جا
بزند،جلوگیری نماید.دموکراسی خواهی وآزادی طلبی طرفداران رژیم وابسته ووطن فروش پهلوی ها
همان "استقلال،آزادی ومرگ برشاه"گفتن های جلادان آینده درزمان قیام مانند رفسنجانی،خلخالی،
لاجموردی و...است بااین تفاوت که ماهیت آنها درآنزمان معلوم نبود درحالیکه جنایات رژیم فاشیستی
شاه کماکان درخاطرمردم زنده هست
واما تبلیغات شاهنامه ازرادیو همبستگی استکهلم
ازآنجائیکه بنده بامسئولین عزیزرادیو همبستگی قصد پلمیک ندارم وباصمیمیت رفیقانه قصد م بیان یک
انتقادسازنده بنظرخودم، جهت عدم تکرارآن وروشن شدن موضوع مورد اختلاف میباشد
آنطوریکه ازروند برنامه معلوم شد متاسفانه مجری ومصاحبه کننده برنامه برخلاف سه مهمان دعوت
شده درباغ مساله مورد نظرخودش نبوده ودرمقابل عمل انجام شده قرارگرفته بود
مجری برنامه باقطع حرف سئوال کنندهء اولی برخلاف روال معمول بروشنی عدم آگاهی واطلاعات
خودرا درموردیکی ازمسائل روشن میان روشنفکران مترقی ومبارزین چپ ازیکطرف وطرفداران و
مدافعین سرسخت باستان پرستی ارتجاعی ونژاد پرست آریائی ازطرف دیگرروشن نمود
اینکه شاهنامهء فردوسی برای اولین مرتبه توسط رضاشاه انگلیسی وروشنفکران خود فروخته ای چون
محمدعلی فروغی درسال1313شمسی بمناسبت هزارهء فردوسی باحمایت کتابفروشی"یهودابروخیم و پسران" وفریتزولف آلمانی چاپ وپخش شد،مسالهء تازه ای نیست.قبل ازاین تاریخ بجزچنددست نوشته
که گویا هنوزهم اصلش درموزهء لندن است!!! وجودنداشته ،وحتی برای اقلیت بسیارکوچک روشنفکر
آنروزی نیزکتاب شاهنامه گمنام وناشناخته بوده وتااین تاریخ یعنی 1313 هیچ سمینار،کنگره ویا سده
بمناسبت شاهنامه درتاریخ هزارسالهء بعدازفردوسی وجودندارد
آیا روشنفکربی سوادودنباله رونبایدازخود بپرسد که رضا مهترسابق ورضاشاه کبیربنیان گذارایران
-نوین بعدی! که توسط اربابان انگلیسی بخاطرهدفهای معین آنروزی ساخته شد،ودرمحض بیسوادی
چگونه وچرابشاهنامه وبرپائی کنگره بمنا سبت هزارهء آن علاقمند شد؟
بنا بگفتهء تاج الملک آیروملو(ازایلات ارومیه)ملکه مادر،زن رضاشاه ومادرتنی محمدرضا شاه بعدی،
رضاشاه تاآخرعمرش بیسوادماندوعلی رغم معلمین خصوصی حتی اسم خودش را به هیچ زبانی بلد
نبودبنویسد!ازخاطرات تاج الملوک آیروملو"ملکه مادر
البته اینجا سخن برسرمسائل تاریخی نیست چه این مسائل رامورخین مردمی بدرستی بازگونموده اند،
البته هرمورخی بنابخواستگاه طبقاتی وموضع سیاسی خودباحداکثرصداقت(صداقت نیزطبقاتی است
ازآنجائیکه مسائل تاریخی-اجتماعی بسادگی مسائل علوم تجربی قابل اثبات نیستند ،مثل دو ضربدردو
ویاجوشیدن آب تحت شرایط معین،اگرا زگذشته های دورنمیتوان بسادگی صحبت کرد ولی ازجنبش
مشروطیت ببعدازجمله ازظهورنکبت باررضاشاه انگلیسی ،ازآسیب وعواقب بی اندازه مخرب آن در
تمام زمینه هاازجمله سرکوب خونین زبان وفرهنگهای غیرفارسی که قرنها درکنارهم درکمال صلح و
صفا زندگی کرده بودند.سرکوب ملیتهای مختلف درراستای سیا ست فارسسازی وفارستازی بکمک چکمه پوشان اسلحه بدوش ازیک سووکمک روشنفکران مزدوروخودفروخته ای چون کسروی،بهار
تقی زاده،افشارو.. .استنادبرنژادپرستی،تحقیرایرانیان دیرین غیرفارس موجود در شاهنامه شروع شد
تحریک احساسا ت ساختگی ملی وشونیستی باابیات شاهنامه دربرنامه های صبحگاهی،حتی دردور
افتاده ترین مناطق،چه بسا بازبان بیگانهء فارسی برای اولین مرتبه برای مردم بومی این مناطق،در
تمام قهوه خانه ها،روزنامه ها ،کتب درسی وآموزشی ازابتدائی تادانشگاه درتارپودجامعه ،حتی با
طبل مرشدهای زورخانه ای ازنوع شعبان بی مخی(اتفاقأ چه خوب خودبرای تکمیل تبلیغات نژادپرستی
شاهنامه ای قطعهء کوچکی ازصدای مرشد زورخانه را پخش کردید.قبول افتد ومبارک باشد!!)دمیدند
وبخش بزرگی ازجامعهء روشنفکری را بمسخ کشیدند
چه مسالهءروشنترازاینکه سه رژیم ضدمردمی وضد ملی درهشتادسال گذشته کوچکترین حرکت ،صدا
ونوشته ء مردمی را تحمل نکرده وبا شکنجهء واعدام هزاران نویسندهء وروشنفکرراازبین برده ومی
برند،اینهمه تبلیغات ،سرمایه وبودجه درسمیناروکنگره فردوسی خرج شده ومیشود؟
سئوال کننده اول که مجری برنامه باتاکید براینکه فقط سئوال شود،دومرتبه حرفش قطع شدوبالاخره سه
سئوال باعجله طرح کردکه بنظربنده سئوال اساسی که چرارژیمهای پهلوی وجمهوری اسلامی اینهمه
ازپول مردم راخرج سمینار،کنگره شاهنامه میکنندولی همزمان روشنفکران مردمی رابااعدام وشکنجه
ازبین میبرند ونوشته هایشانراقدغن میکنند،کاملأ بی جواب ماند
وهمچنین درجواب اینکه چرا شاملوی کبیرشاهنامه راهجونامه خوانده است،مجری برنامه کاسهءداغتر
ازآش شده، گفت شاملوهم حق انتقاد واظهارنظردارد!ومدافعین شاهنامهء نژادپرستی مهمان دراستودیو
با دروغ آشکاری که گویاشاملوباشتباه خود پی برده وپوزش خواسته است!اینکه انسانی نویسنده باشد و
دروغ باین بزرگی را به شاملو ببندد بجایگاه سوخته وبی ارزشی سقوط میکند
مجری برنامه که بیشترازسه مهمان پان ایرانیست" شاهنامه نویس"ازطرح سئوالات ناخوشنود بنظر
میرسیدبااعتراض متذکرشد که دوستان شنونده یک خورده با فاکت وسندصحبت کنند مثلأ رضاشاه و
....آیاواقعأ مجری برنامه رادیوازبرنامه های رضاشاهی درراستای فارسسازی وفارستازی خبرنداشت؟
اینکه تمام گفته ونوشته های شاملوقابل دسترسی است یک جانب مساله است،ولی جانب دیگراینکه به
بینیم شاملوبعدازبرخورد بشاهنامه درآمریکا، درجواب باستان پرستان وستایشگران افتخارات موهومی
نظیرحسین شریعتمداری شکنجه گر اوین و سردبیرروزنامه کیهان ارگان رسمی حکومت جهل ونادانی
ونویسندگان پان ایرانیستی سلطنت طلب دردفاع ازگفته های خوددرمورد هجونامه فردوسی چه گفت
""
فردوسی آقا؟فردوسی؟ای وای!به فرهنگ مقدس وملی،به شنا سنامهء ملتی چنین وچنان ازطرفشخص معلوم الحالی که دشمن هرچیزایرانی است حمله شد!"...فردی که واپسگرانیست وتنها به آینده
مینگرد وتمامی هم وغمش عروج انسان است،نه فقط به صورت یک وظیفه محول بل بطورکاملأ
–طبیعی در برابرجزء جزء عناصرمیراث گذشته واکنش نشان میدهد."شاملو،"میراث فرهنگ ملی ی
بوستان،مثنوی،شاهنامه رانقدمیکند وآنهارابه نقدمیکشد.به طورمثال، درشاهنامه که زن واژدها"هردو
ناپاک" بقلم میروندولایق فرورفتن درخاک شمرده میشوند وهرسگی به صد راس زن وآنهم نه هرزن
ازخدابیخبربلکه بطوردقیق به صدزن"پارسا"ترجیح داده میشود.حکم فقه اللغوی دربارهء زن باین شرح
صدورمی یابد که اگرکتک اوکاری مکروه بود،فی الواقع:مراورا"مزن"نام بودی نه"زن
آیابراستی چنین اعتقاداتی شایستگی نام "فرهنگ ملی ما"رادارد یامن از محله پرتم؟واقعأ اینهاعناصری
از"فرهنگ ملی"است؟آیالقب دهن پرکن"استادسخن"جوازبمیان افکندن هریاوهءشرم آوری است؟
(
ازکتاب" چنین گویدبامدادشاعر"مجموعه مقالات صفحه93مقاله بهرام رحمانی)بادرنظرگرفتن اینکه سه مهمان مدافع وبازنویسان شاهنامه بروشنی گفتند که محتوای شاهنامه راقبول
دارند،وفردوسی باشعوبیه بوده وحتی کتاب تجدید نظرشدهء آنها میتواند کتاب آموزشی(ازنظرسادگی
تاکلاس چهارم باشد!پس به بیان روشن مابانمایندگان آموزش وپرورش سروکاردارشتیم
درترکی آذربایجانی مثلی است که میگوید:بجای التما س به دوازده امام مستقیمأ بخودخداالتماس کن
وزیرارشاداسلامی که هرهفته وماه سمیناروکنگره ویادبود و...درباره فردوسی برپامیکند،مسلمأ نباید
دررادیوهمبستگی جاداشته باشدولی چراازپان فارسیستهاوفاشیستهای شناخته شدهء وطنی که لغتنامه و
تفسیردرموردشاهنامه نوشته ودرمجامع ملی وبین المللی ودانشگاهای معتبر جهانی به ثبت رسانده اند،
دعوت نمیکنید؟
من دردوران بازنشستگی برای دیدن بچه هایم زیادبسوئدرفت وآمد میکنم ومیدانم که درقوانین سوئدمثل اکثرکشورهای غربی تحقیر واها نت باقوام وگروهای أتنیکی جرم بزرگی محسوب میشود یعنی سه
مهمان بازنویسی کننده شاهنامه باآگاهی ازمحتوای آن درتحقیر وتوهین بملل واقوام ایرانی مجرم اند
سئوال بسیاربجای نفربعدی درمورد اهانت وتحقیرزنان درشاهنامه نیزمثل سئوالهای قبلی ونفی یکی
ازمعروفترین شعرهای فردوسی که درتمام چاپهای مختلف قدیم وازجمله لغت نامهء دهخداوجوددارد،
باصغراوکبراگفتن هابی جواب ماند
واماچند بیت ازشاهنامه درمورد زنان واقوام وملل دیگر
زن واژدها هردودرخاک به جهان پاک ازاین هردودرخاک به (جلددوم دهخداصفحه2004
)زنان را راستائی سگان راستای که یک سگ به ازصدزن پارسای
زنانراهمین بس بوداین هنر نشینند وزایند شیران نر
حدود چهارصدسال پیش ازفردوسی رهبر مسلمانان محمد ابن عبداله کشتن نوزادان دختررادرجامعهء
بدوی عربستان ممنوع کردولی فردوسی" شاعرملی" میگوید
مراگفت چون دخترآمدپدید ببایستش اندرزمان سربرید
چنین دادپاسخ که دخترمباد که ازپرده عیب آورد برنژاد
درمورد هم وطنان عرب ازجمله میگوید
زشیرشترخوردن وسوسمار عرب رابجائی رسیده است کار
که تخت کیانی کندآرزو تفوبر توای چرخ گردون تفو
که ملک عجم را کندآرزو تفوبرتوای چرخ گردون تفو
ودرمورد ترکان ازجمله میگوید
کسی را ز ترکان نباشد خرد کزاندیشه خویش رامش برد
که آن ترک بدریشه وریمن است که هم بد نژاداست وهم بد تن است
وبالاخره درمورد آمیختگی وآمیزش فرهنگها واقوام میگوید
زدهقان وازترک وازتازیان نژادی پدیدآیداندر میان
نه دهقان نه ترک ونه تازی بود سخنها به کرداربازی بود
آیا مجری برنامه باآگاهی به محتوای شاهنامه ازجمله اشعاربالا( سه نفرمهمان مدافع محتوای ارتجاعی
شاهنامه بودند)آنهارا به استودیو دعوت کرده بود؟
آیا درقرن بیست ویکم میشودانسان والا بود ومزخرفا ت بالا را درمورد زنان،نصف بشریت قبول کرد؟
آیامیشود یک ایرانی مترقی بودوباتحاد وهمزیستی ملل واقوام ایرانی احترام گذاشت ودری وری ها ی
بالا را بعنوان شعردری درشرایط امروزجامعهء ایران پذیرفت؟
آیامیتوان گفت این برنامه وحضورسه مهمان پان ایرانیست بابرنامه های تلویزیونی وزیرارشاداسلامی
آقای هرندی وبرنامه های تلویزیونهای لوس آنجلسی درمورد باستان پرستی موهومی یکی است؟
سخن آخراینکه فردوسی بعدازجدائی ازمزدوری شعوبیه ورد نوشته های قبلی خوددرشاهنامه اشعار
زیر رادراثرانتقادی خود"یوسف وزلیخا"سروده است
نگویم دگرداستان ملوک دلم سیرشد زآستا ن وسلوک
نگویم سخنهای بی هوده هیچ نگیرم به بیهوده گفتن بسیچ
که آن داستانهادروغ است پاک دوصد زان نیرزد به یک زره خاک
که باشد سخن های پرداخته به نیرنگ نه زاندیشه برخاسته
پرواضح است چون این اشعاردررد هجونامهء سفارشی بنام شاهنامه بوده ومورد پسند پان ایرانستها
.نیست، انتسا ب" یوسف وزلیخا" به فردوسی رانفی میکنندزهی بیشرمی