با آنها
هرکاری
ميخواهيد
ميتوانيد
بکنيد...
هرکاری
 |
|
بصره .
هفتم
ژانویه 2007
|
روشنگری. در
گزارش زير،
اطلاعاتی در
مورد کودکان
عراقی آمده
است که حتی در
مقياس فاجعه
در عراق،
بازهم تکان
دهنده است.
اين گزارش،
در عين حال
روايتی تکان
دهنده از
مقصدی است که
رژيم اسلامی
ايران و
آمريکا مردم
ايران را به
سوی آن می
برند. رژيم،
پيشروی در
منازعه جنون
آميز و
ساختگی را که
در بستر آن
ايران به سوی
قربانگاه
کشيده
ميشود، با
وقاحت جشن می
گيرد، در
حالی که خود
از سرانجام
آن باخبر
است، زيرا در
جريان
واقعيت عراق
قرار دارد و
خود به تهيه ی
گزارشات
عراق و پخش
اخبار آن کمک
ميکند. منابع
آمريکايی و
انگليسی نيز
که تاکنون
بيش از يک
ميليون نفر
را تنها در
تحريم و جنگ
عراق کشته
اند، گذشته
از 1 تا 1.5
ميليون در
جنگ 8 ساله،
هرروز با
خوشحالی و
شعف ساديستی
و بدون هرنوع
شرمندگی به
اطلاع مردم
ايران
ميرسانند که
يک گام به ,مقصد,
يعنی به
عراقی کردن
ايران نزديک
شده اند. خوب
است ما هم
نگاهی به اين
مقصد
بيندازيم.
مقصد
چکيده ای از
يک گزارش. 9
ژانويه:
//در دو حادثه
جداگانه 5 نفر
از جمله يک
نوجوان و دو
کودک که در
زباله ها در
جستجو
بودند، کشته
شدند. حادثه
اول در غرب
عماره روی
داد که طی آن
سه برادر:
حسين صبري،
رافايل قسيم
و جاسم، به
ترتيب 18 و 12 و 9
ساله جان خود
را از دست
دادند. آنها
سعی ميکردند
از خمپاره ها
در زباله ها
مس در آورده و
به دلالان
بفروشند که
خمپاره
منفجر شد و آن
ها را کشت.
دومی نيز
حادثه ای از
همين نوع در
عماره بود و
طی آن دو جوان
کشته شدند.
چنين حوادثی
به ويژه در
اين ناحيه که
در مرز ايران
است روی
ميدهد، زيرا
انبوهی از
سلاح های
منفجر نشده [ازدوره
جنگ عراق و
ايران] همه جا
روی زمين ها
مانده و چشم
به راه مردم
فقر زده و
مستاصلی است
که در آرزوی
به دست آوردن
چند سنت از
دلالان
زباله، شانس
خود را
امتحان می
کنند. من چند
بار در هفته،
گاه چندبار
در روز گزارش
چنين حوادثی
را دريافت
ميکنم. همسرم
و من در باره
رنج مردم
عراق، در
باره زندگی
کودکانی که
در زباله
دانی ها
زندگی
ميکنند، می
نويسيم و هر
از چند گاه
عکس هايی از
قبيل آنچه در
اين جا می
بينيد منتشر
ميکنيم. بايد
به شما بگويم
متلاشی کردن
خمپاره ها
بطور فوق
العاده ای
دشوار و
خطرناک است.
به همين جهت
آن ها برای
تامين جان
خود نخست از
فاصله بسيار
دور تلاش
ميکنند با
ابزار منفجر
کننده اين
کار را انجام
دهند، ولی
وقتی موفق
نمی شوند،
نزديک
ميروند و دست
های خود را به
کار می
اندازند.
از وقتی که
آمريکايی ها
به عراق حمله
کرده اند،
هربار که من
به عراق می
روم چيزهايی
می بينم که
قبلا نديده
بودم.
کودکانی که
در زباله ها
جستجو
ميکنند تا
غذايی پيدا
کنند. حالا
کودک ربايی
به تجارت
پررونقی
تبديل شده
است. آن ها را
ميفروشند و
به روسپی
خانه های
پدوفيل ها
صادر ميکنند.
در آخرين
سفرم چيزی
ديدم که قبلا
هيچ وقت و
هرگز و هرگز
درعراق
نديده بودم.
کودکانی با
جوش های سرخ
دور دهان شان...
حتی اين هم
بدترين چيزی
نيست که ديده
ام.
در کاروان
های
پناهندگی
بطور روتين
تعدادی از
اين کودکان
را از خيابان
جمع ميکنند و
در ماشين
کاروان يا در
زير زمين
مساجد قفل
ميکنند تا
دوره ترک
عادت را
بگذرانند.
تعدادی از آن
ها در اين
دوره
ميميرند
زيرا ضعيف تر
از آن هستند
که بتوانند
عوارض اين
دوره را تحمل
کنند.
پسرم در سفر
قبلی به عراق
گزارش داد که 5
بار تمام زوج
های جوان
جلوی او را
گرفته اند که
فرزندانش را
بگيرد. نه،
کودکان
بدبخت را نمی
خواستند
بفروشند. آن
ها به حدی از
استيصال
کشيده شده
اند که حتی
نمی توانند
چنين
درخواستی
داشته باشند.
نه، همه آن ها
از او می
خواستند که :"
لطفا آنها را
بگير، بلکه
غذايی به آن
ها برسد." نمی
توانم وصف
کنم وقتی
پسرم تعريف
می کرد چقدر
آرزو داشت
خواهش آن ها
را عملی کند،
چگونه من و
مادرش در هم
شکسته شده
بوديم. يک بار
يک زن جوان
بيوه خود را
به او رسانده
و درخواست
ميکرد دختر 8
ساله و پسر 7
ساله اش را
بگيرد:
"آن ها بچه
های خيلی
خوبی هستند.
خيلی قشنگ
اند"
مکث:
"آن ها بچه
های خوبی
هستند. خيلی
مطيع اند"
مکث:
"آن ها را
بگير، به آن
ها غذا بده،
آن ها خيلی
مطيع اند. آن
ها هر کاری که
بخواهی
ميکنند."
مکث، و بعد
زيرلبی:
"هرکاری"
حتی در دوره
صدام و زير
تحريم هم ما
به اندازه
کافی غذا
برای خوردن
داشتيم.
اينکه طی يک
دوره سه ساله
موفق شدند
حتی بدتر از
آن غول
خونخوار عمل
کنند، موفق
شدند در يک
دوره سه ساله
بخش بزرگی از
جمعيت را به
تغذيه
ناکافی
خيريه
وابسته
کنند، موفق
شدند تعداد
عظيمی را به
سطحی از
گرسنگی سقوط
دهند که بچه
ها برای به
دست آوردن
غذا بميرند،
و به سطحی که
پدران و
مادران تلاش
کنند
فرزندان خود
را بفروشند،
بيشرمی و
توحش منحصرد
به فردی را به
نمايش
ميگذارد... //
آلبرايت و
رايس: به
بهايش می
ارزد
اين گزارش
گوشه ای از
قصه زنده ها،
نسل جوان،
مادران و
کودکان در
عراق است.
داستان مرگ و
مير را نيز
همه شنيده
اند. حالا
ديگر مردم
برای پيدا
کردن اجساد
عزيزان خود
به سرد خانه
ها نمی روند،
به محوطه های
باير، زباله
دانی ها و
انتهای
رودخانه سر
ميزنند.
امروز
چهارشنبه 10
ژانويه که
اين مطلب
نوشته
ميشود، يک
سايت اخبار
روزمره عراق
تا ساعت 7 بعد
از ظهر به وقت
محلی حدود 80
کشته را
گزارش داده
است.
آمريکايی ها
در جريان
اجرای
برنامه ای که
قرار است جرج
بوش
عصرچهارشنبه
اعلام کند
ولی قبلا عمل
به آن را آغاز
کرده،
سربازان خود
و پليس و ارتش
دولت دست
نشانده ی
مالکی و نيز
برای اولين
بار
ميليشيای
کرد را در
بغداد و
الانبار
بسيج کرده
است. تنها در
دو حمله
هوايی با
هليکوپتر که
در بيشتر
رسانه های
فارسی زبان
خارجی به
عنوان حمله
به "شورشيان"
منتشر شد،
رويترز
گزارش داد که
تمام
خانواده از
جمله زنان و
کودکان کشته
شده اند.
بهايی که
مردم عراق
برای "نزاع
ساختگی"
هسته ای بين
صدام و
آمريکا
دادند خيلی
زياد بود. اما
مادلين
آلبرايت و
کندو
ليزارايس
وزرای خارجه
قبلی و کنونی
آمريکا هردو
گفته اند:به
اين بها می
ارزيد. چه چيز
به اين بها می
ارزيد؟...
مقصود
روزنامه
اينديپندنت
روز يک شنبه 7
ژانويه
گزارش داد
سندی را ديده
است که بر
اساس آن بهره
برداری از
ذخاير نفت
عراق، که
سومين منبع
بزرگ جهان
است به
کمپانی های
خصوصی غربی
داده ميشود.
اين سند قرار
است به
پارلمان دست
نشانده رفته
وبه يک "
قانون "
تبديل شود.
پيش نويسی که
اينديپندنت
ديده است
توسط آمريکا
نوشته شده
است. اين پيش
نويس راه را
برای شرکت
هايی مثل BP و Shell و
Exxon باز ميکند
تا با
قراردادهای 30
ساله، مثل
قرار داد
دارسی
خودمان، نفت
خام عراق را
بيرون بکشند.
به نوشته
اينديپندنت
از 1972 که نفت
عراق ملی شده
بود، اين
نخستين بار
است که راه
شرکت های
خصوصی غربی
برای چنگ
انداختن نفت
عراق بطور
کامل باز
ميشود.
اينديپندنت
در اين رابطه
اشاره ای
دارد به گفته
ی ديک چنی در
سال 1999، در اين
وقت چنی هنوز
از مديران
درجه اول
هيات رئيسه ی
شرکت
هاليبورتون
بود. او گفته
بود: جهان به 50
ميليون بشکه
نفت اضافی در
روز تا سال 2010
نياز دارد. "
خوب، اين نفت
را ما از کجا
بياوريم؟ ...خاورميانه،
با دوسوم نفت
جهان با
کمترين
هزينه برای
توليد، جايی
است که
نهايتا
غنيمت از
آنجا بيرون
می آيد."
روزنامه
اينديپندنت
در ادامه
نوشت مديران
و تحليل گران
صنعت نفت
ميگويند اين
قانون به
کمپانی ها
اجازه ميدهد
سه چهارم
سودها را در
سال های اول
به جيب بزنند.آنها
ادعا ميکنند
که اين برای
بازسازی
صنايع نفت
عراق بعد از
سال ها تحريم
و جنگ است.
اينديپندنت
ادامه ميدهد
آن ها اين کار
را از طريق
قراردادهايی
به نام
قرارداد
مشارکت در
توليد "production-sharing
agreements" PSAs انجام
ميدهند که در
خاورميانه
به شدت غير
عادی است.
يانديپندنت
يادآوری
ميکند در
خاورميانه
دو توليد
کننده اصلی
يعنی ايران و
سعودي،
دبزرگ ترين
توليد کننده
گان نفت،
کنترل نفت
دولتی است.
اينديپندنت
از قول
مخالفان
قانون نوشته
است کشوری
مانند عراق
که نفت 95 درصد
اقتصاد آنرا
تشکيل ميدهد
به اين ترتيب
به نحو غير
قابل قبولی
حاکميت خود
را از دست
ميدهد. گرگ
موتيت از
گروه Platform که
درمورد حقوق
بشر، محيط
زيست و نفت
فعال است
ميگويد عراق
به خاطر بی
ثباتی کنونی
برای 30 سال
آينده بهای
سنگينی می
پردازد.آنها
دارند به
مقياس عظيمی
می بازند،
چون اکنون
توان آن را
ندارند که
قرار داد
مناسبی
ببندند.
برهمن صالح
از عوامل
آمريکا در
دولت عراق
قرار است اين
قانون را
اعلام کند و
خالد صالح از
عوامل کرد در
حکومت منطقه
ای به تمجيد
از حراج ثروت
ملی مردم
عراق
پرداخته است.
بنا بر گزارش
اينديپندنت
کمپانی های
عظيم خارجی
تيم های خود
را برای
لابيگری و
تاثير بر
قانون به
عراق
فرستاده اند.
***
در مقصد آن ها
ميخواستند
به اين مقصود
برسند . حالا
آيا خانم ها
آلبرايت و
رايس "حق"
نداشتند که
می گفتند اين
بها می ارزد؟
اگر شما هم به
همان منافعی
فکر کنيد که
آلبرايت و
رايس در فکر
آنند، در
آنصورت
خواهيد گفت
حسين، جاسم،
رافايل
بيهوده جان
خود را از دست
ندادند، و آن
کودکان ,زيبا,
که ,خيلی مطيع,
هستند و ,هرکاری
ميکنند,، فقط
دردهای لذت
بخش زايش
نوزاد چندش
آوری را به
نمايش
ميگذارند که
حداقل 30 سال
عمرش از هم
اکنون تضمين
شده است.
برای اين که
اين زايمان
ناميمون در
ايران تکرار
شود، رايس و
آلبرايت،
بيکر و چني،
بوش و بلر،
شيراک و مرکل
به يک چيز
احتياج
دارند: رژيم
ناميمون
اسلامی . اين
رژيم با بازی
خطرناک خود
ايران را به
طرف استقلال
نمی برد، آن
را برای
بلعيدن توسط
گرگ هايی
آماده ميکند
که از هيچ
جنايتی برای
رسيدن به
مقصود
رويگردان
نيستند.
زهره سحرخيز
*عکس صفحه اول
از دو کودک
پناهنده
عراقی است و
به دو کودکی
که وصف شان در
مقاله آمده
بی ارتباط
است.
*اينديپندنت
http://news.independent.co.uk/world/middle_east/article2132569.ece