مساله ملی و سکوت روشنفکران ایران…
در ماجرای
دستگیری و
اعتصاب غذای
عباس لسانی،
سکوت
روشنفکران و
فعالان حقوق
بشری و رسانه
های فارسی
زبان در درون
و برون مرز
حیرت انگیز
بود. حتی
رادیوهای
دیگر کشورها
مانند بی بی
سی و صدای
آمریکای
فارسی اصولا
مسایل مربوط
ملیت های غیر
فارس را
نادیده می
انگارند و کم
بها می دهند.
یک بار نوشتم
از روشنفکران
نامدار
کشورمان جز
آل احمد و این
اواخر احمد
زید آبادی
کمتر کسی به
این معضل
پرداخته است.
البته حساب
روشنفکران
آذربایجانی
جداست. کسانی
مانند دکتر
براهنی و
دکتر ساعدی و
بهرنگی و …
همواره
پیرامون
مسایل ملی
نوشته اند و
نشر داده اند.
در ماجرای
عباس لسانی
من از چند
روشنفکر و
پژوهنده و
فعال حقوق
بشری پرسیدم
که چرا
پیرامون
تضییق حقوق
شهروندی عباس
لسانی سکوت
کرده اید.
پاسخ داده
اند که ما
اصلا نشنیده
ام. اما به نظر
من نخواسته
اند بشوند!
سایت بازتاب
که اغلب
بازتاب دروغ
و دغل موجود
در حکومت
است، لسانی
را “یک قصاب بی
سواد” معرفی
کرد که می
خواهد ادای
شعبان بی مخ
را دربیاورد.
زهی شرم!
انگار حرفهء
قصابی شغل
بدی است.
وانگهی این
آقایان زمانی
از نوچه های
ماشاءالله
قصاب مشهور
بوده اند که
نامش در
اشغال سفارت
آمریکا سر
زبان افتاد و
من اطلاع
دارم که
مشروبات
الکلی موجود
در فروشگاه
بزرگ آن را
قاچاق کرد و
به بهای
هنگفتی فروخت
و با ویلیام
سالیوان،
سفیر آمریکا
هم عکس
یادگاری گرفت!
از سوی دیگر
نگاه کنیم
شاید حتی
باعث مباهات
باشد که
قصابی در
اردبیل در
کنار حرفهء
اصلی خود که
نان آور
خانواده اش
است، شعر می
گوید و مطلب
می نویسد. مگر
ستارخان دلال
اسب نبود؟ یا
کاوه آهنگر
نبود؟
کوتاه سخن
این که
دوستان “هویت
طلب” باید
بیشتر بکوشند
و صدای خود را
به گوش
هموطنان و
جهانیان
برسانند.
بدون بغض و
عصبیت و
عصبانیت ….
…
علی تبزیزلی
عزیز و
شیرازی اوغلو
هم در جهت
دیگر تند می
روند. آمار و
ارقام مضحک
شیرازی اوغلو
را من هیچ کجا -
حتی در
آمارهای رسمی
جمهوری
اسلامی - پیدا
نکردم. با این
همه اصلا مهم
نیست که شمار
آذربایجانیان
و ترک زبانان
ایران یک
میلیون باشد
یا سی میلیون.
مهم این است
که یک ملت یا
قوم حتما
باید حقوق
شهروندی اش
رعایت شود و
انسان
روشنفکر و
آزاده باید
از حقوق
اقلیت دفاع
کند. شمار
ارمنی ها و
یهودی ها و
زردشتی ها
شاید روی هم
به نیم
میلیون نفر
هم نرسد ولی
همان ها باید
به عنوان
شهروند
ایرانی از
تمام حقوق
شهروندی
برخوردار
شوند. اقلیت
های مذهبی هم
همان گونه… من
موقعی که
بعضی از
نوشته های
شیرازی اوغلو
یا علی
تبریزلی را
می خوانم - که
می دانم
انسان های
صادقی اند -
دلم می گیرد.
دلم می گیرد
که این انسان
های قرن بیست
ویکم هنوز از
نژاد اصیل و
پاک و غیره
سخن می گویند…
نیز ابراهیم
هم درست
نوشته بود که
مثلا چنگیز
خان در
مغولستان یک
قهرمان ملی
است یا تیمور
را در
ازبکستان - و
به در سمرقند -
تا حد پرستش
دوست دارند و
به او می
نازند.
نادر شاه در
ایران شاید
اصلا منفور
نباشد ولی
نزد هندیان
هزار برار از
چنگیز بدتر
است. آقا محمد
خان قاجار در
گرجستان از
خون آشام
ترین
جهانگشایان
تاریخ به
حساب می آید،
صفوی ها بین
سنی مذهبان
هم چنین… حتی
امروزه هم
سنی مذهبان
حکومت شیعی
عراق و ایران
را صفوی های
عصر جدید می
خوانند.
اخبار را که
می خوانید؟
ما باید یک
گفتمان ملی
داشته باشیم
پیرامون هویت
و ملیت. باید
تعاریف نوینی
برای مفاهیم
پیدا کرد.
حقوق شهروندی
را به جد
بگیریم و از
عرب ستیزی و
ترک ستیزی و
یهود ستیزی و
افغان ستیزی
و … بیهوده دست
برداریم. و
گرنه روزی می
رسد که آن روز
خیلی دیر
خواهد بود!