روز جهانی زبان مادری, روز اعتراض به آپارتاید فارس

ملت آذربايجان ، قريب به 25 سال بعد از خيزش ضد ارتجاعي و دمكراسي خواهانه خود به رهبری حزب خلق مسلمان و رهبر فقيد آن مرحوم آیت اله شريعتمداري و 60 سال بعداز سركوب حكومت ملي به رهبري شهيد سيد جعفر پيشه وري بار ديگر در اعتراضی فراگیر يك گام به تکامل پروسه مبارزات ملي و حق تعيين سرنوشت سياسي و ملي خود نزديك شد.
خيزش اعتراضي خرداد ماه ملت آذربايجان و جنبش يیشرو دانشجويي آن با اعتراض به كاريكاتور توهين آميز روزنامه ايران آغازشد ولي چنانكه اكثر آگاهان امور نيز متفق القولند تداوم اين اعتراضات فراتر از يك كاريكاتور بوده و ريشه در مسائل عميق اجتماعي ، فرهنگي و تبعيضات اقتصادي و سياسي دارد.
آري فعالان حركت ملي آذزبايجان در راستاي حفظ هويت ملي آذربايجان اعتراض و فرياد هويت طلبي خود را با راه ومنش مسالمت جويانه به گوش مسئولان حكومتي و جهانين مي‌رسانند,كه چگونه ملتي (30 ميليوني و اكثريت) را از حقوق اوليه و انساني خود كه همانا تحصيل به زبان مادري است محروم كرده‌اند و در عصري كه كرامت انساني در سر‌لوحه شعارهاي نهادهاي مدني دنيا و نيز سازمان ملل متحد قرار گرفته است ملتي را در زير اثناع تحقيرها و توهين‌ها سركوب, زبان و فرهنگ‌اش را بسوي آسيميلاسيون سوق مي‌دهند تا به خيال خود ملتي يك‌دست در زير لواي فرهنگ و زبان فارسي فراهم سازند و با قوم‌كشي و امحاي فرهنگ‌هاي ديگر ملل در ايران به نفع يك قوم خاص به صحنه‌گرداني بپردازند.
امروز 60 سال از آن روزها مي گذرد اپوزسیون داخلي و خارجي نظام حاكمه با ملعبه قرار دادن شعار هاي دمكراسي خواهانه تلاش نمودند خيزش ملي ملت آذربايجان را به مثابه خيزش هاي براندازنه و ايرانگرا تعبير نمايند ولي سرعت ، وسعت و محتواي ملي اعتراضات آنان را مجبور به اعتراف نمود و اندك مدتي پس از آن چهره كريه شونيسم خارج نشين نيز برهمگان آشكار گرديد . اين جريانات تند تر و بد تر از نظام حاكمه شمشير آخته شونيستم خود را كشيده و زنگي وار بر ملت آذربايجان تاختند و بار ديگر ملت آذربايجان در مبارزات ملي خود اتحاد دوباره شاه و شيخ را اين بار بر سر سفره آپارتايد و شونيسم مشاهده نمودند.
می گفتند همه این اعتراضات به یک کاریکاتور است مساله را کوچک می کردند در حالی ملت در میان خون و آتش می جنگیدند اینها به فکر کوچک کردن مساله بودند و شعارهای ملت را تحریف و جعل می کردند ما آزادی زبان تورکی را فریاد می زدیم آنها می گفتند ملت آذربایجان می گوید آذربایجان بیدار و .....است. ما رسمیت یافتن هویت خود را می خواستیم آنها می گفتند آذربایجان ...... اینگونه انها به جنگ ملت ما امده بودند شعارها، خواستها و اهداف ما را جعل و تحریف می کردند. علاوه برروزنامه های فارسگرا رادیو و تلویزیونهای خارجی هم شعارها و خواستهای ما تحریف می کردند از جمله صدای آمریکا و رادیو فردا که با خبرنگارنمایانی همچون "پیمان پاکمهر" مصاحبه می کردند اینها هم خواستهای ما را تحریف می کردند هیچ وقت نگفتند که اینها خواستار رسمی شدن زبان تورکی هستند.
جريانات سوسياليستي ، اصلاح طلب داخلي، اسلامي مدرن و سنتي ، مشروطه خواه ، جمهوري خواه و سلطنت طلب در اتحادي شوم به ياري انواع رانتها و لابي هاي خود سياست بايكوت ،تحريف ، تخريب و مصادره خيزش ملي ملت آذربايجان را در راس برنامه هاي كاري خود قرار دادند و در اين راستا حتي عوامل آذربايجاني اين جريانات بنام روزنامه نگار ( پيمان پاك مهر و امير حسين موحدي ) كه شرافت حرفه اي خود را به حراج گذاردند بودند دريغ ننمودند تا بار ديگر تاريخ را تكرار نمايند.
اما حق داشتن هویت برای هر انسان یکی از حقوق ذاتی او می باشد. بشر امروزی در قرن 21 به این نتیجه رسیده است که این حق را به رسمیت بشناسد و در همین راستا یونسکو(نهاد فرهنگی ملل متحد) اقداماتی را در جهت احیاء فرهنگ و زبان مردم دنیا انجام داده است. سازمان جهاني و بين المللي يونسكو سيستم آموزشي چند زبانه ( استفاده از زبان مادري در امر آموزش) را رمز پايداري زبانهاي مادري دانسته و استفاده از اين سيستم را به كليه كشورهاي چند زبانه توصيه مي‌كند. ودر اين راستا اقدام به نامگذاري روز جهاني زبان مادري (21 فوريه- 2اسفند) كرده است كه نشاندهنده اهميت زبان مادري و تحصيل به زبان مادري در مراكز علمي و آموزشي بين الملي مي‌باشد.
در ایران امروز علیرغم عضویت در سازمان ملل متحد و امضای تعهدات بین المللی مبنی بر عدم تعرض به حق داشتن هویت که جزو حقوق اولیه هر انسانی است ودر حالی که خواستار رهبری جهان اسلام است کمترین اهمیتی برای احقاق حقوق اقلیت های این کشور قائل نیست. اقلیت های قومی ایران نمی توانند به زبان مادری تحصیل کنند، کانال تلویزیون خصوصی تاسیس کنند، مطبوعات آزاد به زبان خود داشته باشند، باید مطبوعات به زبان فارسی منتشر شوند.
نماینده ویزه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در این مورد اعتقاد دارد : برخورد حکومت ایران با اقلیت ها با ایین نامه، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در تضاد کامل است.
رعايت حقوق اساسی اقوام ایرانی، بويژه اصول
۱۹ ، ۲۲ و ۲۳ قانون اساسی و نيز مواد ۲ ، ۹ و ۱۹ " قانون الحاق ايران به ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی” (مصوب ١٧/٢/١٣٥٤ مجلس شورای ملی) را به شرح زير يادآوری می‌كنيم:
«دولت‌های طرف اين ميثاق متعهد می‌شوند كه حقوق شناخته‌شده در اين ميثاق را در باره‌ی كليه‌ی افراد مقيم در قلمرو و تابع حاكميت‌شان بدون هيچ‌گونه تمايزی از قبيل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسی يا عقيده‌ی ديگر، اصل و منشأ ملی يا اجتماعی، ثروت، نسب و ساير وضعيت‌ها محترم شمرده و تضمين كنند.»
«هر كس حق آزادی و امنيت شخصی دارد. هيچكس را نمی‌توان خودسرانه دستگير يا بازداشت كرد.»
* «هيچكس را نمی‌توان به مناسبت عقايدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.»

 

. حال اگر حکومتی دمکراتیک بر مبنای رعایت اصول حقوق بشر بر ایران حاکم بود و محدودیت‌های موجود برای زبان ما وجود نداشت، در کشور خود می‌توانستیم زبان و فرهنگ‌مان را اعتلا بخشیده و از آن حفاظت کنیم.‌ مگر ایران خانه‌ی‌ ما نیست؟


حركت ملي آذربايجان خود را در راه پاسداشت فرهنگ و زبان توركي و دفاع از هويت آذربايجاني مسئول ميداند, و داراي خواستهاي بحق قانوني خود ميباشد كه ميتوان به خواستهايي چون اجراي كامل اصلهاي , 15 , 19 , 48، 9 قانون اساسي اشاره كرد, كه شامل خواستهاي بحق اقتصادي, اجتماعي, فرهنگي و سياسي ملت آذربايجان ميباشد.
از این رو لازم است که ما با بینشی وسیعی از این به بعد به هدایت حرکت ملی بپردازیم و بیش از بیش توجه جهانیان و دیدبانان حقوق بشر به عدم تحصیل به زبان مادری 35 میلیونی آذربایجانی در ایران معطوف کنیم.
انتخاب این روزاز طرف فعالین حرکت ملی آذربایجان به عنوان روز اعتراض به آپارتاید فارس میتواند مناسبتر از هر روز دیگر باشد که دلایلی چند را در زیر می آورم:
با توجه برنامه های متنوع سازمان ملل متحد و یونسکو در این روز ما را به پی بردن اهمیت این روز وا می دارد.
توجه جوامع جهانی ,مدافعین حقوق بشر و خبر گزاریها در این روز به کشورهای چند ملیتی(مانند ایران) و چند و کیف بزرگداشت این روز در جهان به اهمیت این روز می افزاید.
در این روز ما به راحتی جلوی هرگونه تحريف ، تخريب و مصادره را از شوونیزمان فارس خارجی و داخلی بگیریم.
بنابر این با پی بردن به اهمیت این روز ما می توانیم اعتراضات مدنی خو درا درداخل و خارج از ایران به آپارتاید فارس
اعلام نموده و فریاد سرکوب شده ملل غیر فارس ایران علی الخصوص تورکان آذربایجان را به همه دنیا برسانیم.

 

نقض آشکار حقوق اقوام غیر فارس ایرانی

با توجه‌ به‌ رشد جنبش‌های حق طلبانه‌‌‌ی ملیت‌های ایران و اعلامیه‌‌ی حقوق افراد متعلق به‌ اقلیت‌های ملی یا قومی، مذهبی یا زبانی قطعنامه‌ی ‌۱۳۵/۴۷ مصوب مجمع عمومی مورخ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲ می‌توان به‌ مواردی کلی و حتی جزئی از نقض حقوق اقلیت‌های ملی در ایران اشاره‌ کرد:

که چگونه ملیتهای غیر فارس ایرانی را از حقوق اوليه و انساني خود كه همانا تحصيل به زبان مادري است محروم كرده‌اند و در عصري كه كرامت انساني در سر‌لوحه شعارهاي نهادهاي مدني دنيا و نيز سازمان ملل متحد قرار گرفته است ملتي را در زير اثناع تحقيرها و توهين‌ها سركوب, زبان و فرهنگ‌اش را بسوي آسيميلاسيون سوق مي‌دهند تا به خيال خود ملتي يك‌دست در زير لواي فرهنگ و زبان فارسي فراهم سازند و با قوم‌كشي و امحاي فرهنگ‌هاي ديگر ملل در ايران به نفع يك قوم خاص به صحنه‌گرداني بپردازند.
حق داشتن هویت برای هر انسان یکی از حقوق ذاتی او می باشد. بشر امروزی در قرن 21 به این نتیجه رسیده است که این حق را به رسمیت بشناسد و در همین راستا یونسکو(نهاد فرهنگی ملل متحد) اقداماتی را در جهت احیاء فرهنگ و زبان مردم دنیا انجام داده است. سازمان جهاني و بين المللي يونسكو سيستم آموزشي چند زبانه ( استفاده از زبان مادري در امر آموزش) را رمز پايداري زبانهاي مادري دانسته و استفاده از اين سيستم را به كليه كشورهاي چند زبانه توصيه مي‌كند. ودر اين راستا اقدام به نامگذاري روز جهاني زبان مادري (21 فوريه- 2اسفند) كرده است كه نشاندهنده اهميت زبان مادري و تحصيل به زبان مادري در مراكز علمي و آموزشي بين الملي مي‌باشد.
در ایران امروز علیرغم عضویت در سازمان ملل متحد و امضای تعهدات بین المللی مبنی بر عدم تعرض به حق داشتن هویت که جزو حقوق اولیه هر انسانی است ودر حالی که خواستار رهبری جهان اسلام است کمترین اهمیتی برای احقاق حقوق اقلیت های این کشور قائل نیست. اقلیت های قومی ایران نمی توانند به زبان مادری تحصیل کنند، کانال تلویزیون خصوصی تاسیس کنند، مطبوعات آزاد به زبان خود داشته باشند، باید مطبوعات به زبان فارسی منتشر شوند.
نماینده ویزه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در این مورد اعتقاد دارد : برخورد حکومت ایران با اقلیت ها با ایین نامه، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در تضاد کامل است.
رعايت حقوق اساسی اقوام ایرانی، بويژه اصول
۱۹ ، ۲۲ و ۲۳ قانون اساسی و نيز مواد ۲ ، ۹ و ۱۹ " قانون الحاق ايران به ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی” (مصوب ١٧/٢/١٣٥٤ مجلس شورای ملی) را به شرح زير يادآوری می‌كنيم:
«دولت‌های طرف اين ميثاق متعهد می‌شوند كه حقوق شناخته‌شده در اين ميثاق را در باره‌ی كليه‌ی افراد مقيم در قلمرو و تابع حاكميت‌شان بدون هيچ‌گونه تمايزی از قبيل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسی يا عقيده‌ی ديگر، اصل و منشأ ملی يا اجتماعی، ثروت، نسب و ساير وضعيت‌ها محترم شمرده و تضمين كنند.»

- افراد متعلق به اقليت‌هاى ملى يا قومى، مذهبى و زبانى ( كه از اين پس افراد متعلق به اقليت‌ها ناميده می‌شوند) حق دارند از فرهنگ خود بهره‌مند شوند، به مذهب خويش عمل كنند و از زبان خود در خلوت و در اجتماع آزادانه و بدون هيچ ‌گونه مداخله و تبعيض استفاده كنند.(ماده‌ ۲ بند ۱) 

- دولت‌ها موظفند در حد امكانات، تدابير خاصى اتخاذ كنند تا افراد متعلق به اقليت‌ها امكان يادگيرى زبان مادرى يا كسب آموزش به زبان مادرى خود را داشته باشند.(ماده‌ ۴ بند ۳) 


«هر كس حق آزادی و امنيت شخصی دارد. هيچكس را نمی‌توان خودسرانه دستگير يا بازداشت كرد.»

«هيچكس را نمی‌توان به مناسبت عقايدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.»

اما همگان واقفند که‌ در ایران تنها زبان رسمی زبان فارسی است و حتی برخلاف اصول مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی، سایر زبانها در مدارس تدریس نمی‌شوند. کودکان غیرفارس ایرانی هنگام مدرسه‌ رفتن ناچارند که‌ از گام نخست زبان غیر مادری را بیاموزند که‌ در افت تحصیلی آنان نقش عمده‌ای ایفا می‌نماید. از سویی این امر موجب شده‌ که‌ بسیاری از والدین غیر فارس زبان، از ابتدا با کودک خود فارسی صحبت کنند و زبان مادری خود را ناچار رها سازند! این مسئله‌ در شهرهایی آذربایجان به وفور مشاهده‌ می‌شود و بدین‌وسیله‌ حق بهره‌مندی از فرهنگ خود از کودک سلب شده و با فرهنگ و زبان خویش بیگانه‌ می‌گردد. عدم تدریس زبانهای غیر فارسی موجب ناآشنایی مردم محاوره‌ کننده‌ به‌ آن زبان با شیوه‌ نگارش و ادبیات زبان مربوطه‌ شده‌ به طوری‌که‌ عملا موجبات مرگ زبان را فراهم می‌آورد.

در ماده‌ ۴ بند ۴ نیز آمده‌:

- دولت‌ها موظفند، در صورت لزوم، تدابيرى در زمينه‌ی‌ آموزش اتخاذ كنند تا آگاهى از تاريخ، سنت‌ها، زبان و فرهنگ اقليت‌هايى كه در قلمرو آن‌ها به سر می‌برند، تشويق شود. افراد متعلق به اقليت‌ها بايد امكان يادگيرى و شناخت جامعه در تماميت آن را داشته باشند. 

در تمامی دروس تاریخ و جامعه‌ شناسی که‌ در مدارس ایران تدریس می‌شود به‌ تاریخ ملیت‌های ساکن ایران اشاره‌ای نشده‌ و گویا تاریخ همان تاریخ ورود پارسها به ایران وهخامنشی است. نه‌ تنها تاریخ قبل از آن مورد هجوم قرار می‌گیرد که‌ اصولا` هویت تاریخی و اجتماعی برای اتنیکهای (اقوام- ملیت‌ها) متنوع قائل نشده‌اند. همه‌ ملیت های ایرانی آریایی اند و بس.  همان نتیجه ملی گرایی و ناسیونالیسم فارس است که امروز شرایط آموزه‌های نادرست برترانگاری گروهی و ناچیز دیدن گروههای دیگر از ساکنان ایران و نفی حقوق مسلم و انسانی‌شان در قالب نفی هویت آنان تحت لوای ملت واحد – زبان واحد  ظهور کرد .—به گونه‌ای که‌ این تحقیرها در قالب جوکهای مختلف وارد فرهنگ محاوره‌ای ایران نیز شده‌ و بخشی از سرگرمی و تفریح را تشکیل می‌دهد.

- افراد متعلق به اقليت‌ها حق دارند در حيات فرهنگى، مذهبى، اجتماعى، اقتصادى و دولتى مشاركت كامل داشته باشند.(ماده‌ ۲ بند ۲) 

برکسی پوشیده‌ نیست که‌ در ایران مشارکت دولتی اقلیت‌های ملی همچو ن تورکها, کردها و بلوچ‌ها تا چه‌ اندازه‌ ناچیز است به طوری که‌ نه‌ تنها وزارت، که‌ مقاماتی چون استانداری هم به‌  تورکها ,کردها و بلوچ‌ها سپرده‌ نمی‌شود. مناطق تحت سکونت این ملیت‌ها به‌ لحاظ اقتصادی جزو محرومترین مناطق کشور بوده‌ و از توسعه‌‌ی صنعتی و اقتصادی در آن خبری نیست. بیکاری بیداد می‌کند و فقر و اعتیاد تعمدا` گسترش می‌یابد،

 و بلاخره‌ ماده‌ ۲ بند ۳ که‌ می‌گوید: 

- افراد متعلق به اقليت‌ها حق دارند در سطح ملى و- بسته به مورد- در سطح منطقه‌‌اى، طبق روالى كه مغاير با قوانين ملى نباشد، در تصميماتى كه مربوط به اقليت آن‌ها يا منطقه‌‌اى‌ست كه در آن زندگى مى‌كنند، سهم مؤثرى داشته باشند. 

تورکهای ایران سالیان مدیدیست که‌ برای کسب حقوق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود مبارزه‌ می‌کنند، اما هر بار مبارزه،‌ چه‌ در شکل سیاسی و چه‌ مدنی آن، با سرکوب شدید حاکمیت مواجه‌ شده‌ و از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم گشته‌اند. نه‌ تنها تورکها که‌ سایر ملیت‌های ایرانی نیز در اداره‌ی مناطق تحت سکونت خود نقشی نداشته‌ و تورکها و برخی از ملیتهای دیگر نیز هیچ سهمی از مشارکت در دولت ندارند. در حالی که‌ تورکها همواره‌ برخواست دمکراسی برای ایران پای فشرده‌اند و ایرانی دمکراتیک و فدرال را ضامن اعاده‌‌ی حقوق خود و سایر ساکنین ایران می‌دانند، متأسفانه‌ کج فهمی از درخواست تورکها و اتهام ناحق تجزیه‌ طلبی مانع بزرگی در راه درک و حل مشکلاتشان بوده‌ است. امروز‌ درخواست ایرانی دموکراتیک و فدرال نه‌ تنها خواست تورکهای آذربایجانی، که‌ خواست کرد‌ها، بلوچ‌ها ، عرب‌ها و غیره نیز هست. حوادث کردستان و بلوچستان و خوزستان ثابت کرده‌ که‌ تورکها در مطالبه‌ی‌ حقوق انسانی خود تنها نیستند. از آنجا که‌ بسیاری از فعالان سیاسی فارس نیز برلزوم غیر متمرکز بودن حکومت اذعان دارند.

 
حقوق اقلیتها


پارلمان اروپا در قطعنامه خود به عدم اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد تدریس زبانهای قومی در ایران اشاره کرده و علاوه بر بر شمردن مواردی همچون توهین آشکار به ترک زبانان ایران از طریق روزنامه ای دولتی و تبعیض علیه افراد به دلیل خاستگاه قومی و مذهبی شان، بویژه در مورد کردها، از گزارش میلون کوثری، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور اسکان یاد کرده که بنابرآن برخی از اعراب خوزستان به زور از روستاهای محل سکونت خود در این استان رانده شده اند.

 

ديده بان حقوق بشر که مرکز آن در نيويورک است اخیرا"گزارش سالانه خود را از وضعيت حقوق بشر در جهان منتشر کرده که در آن از وخيم تر شدن اوضاع حقوق بشر در ايران سخن گفته شده است.


در رابطه با ملل غیر فارس در ایران در بخشی از گزارش ديده بان حقوق بشر چنین آمده است:    

 
ملت های غیر فارس و اقلیت های مذهبی در ایران گرفتار تبعیض و نا
برابری هستند و حتی در برخی شرایط، مورد اذیت و آزار قرار می گیرند. در ماه مه، ترک زبانان در شمال غرب ایران در استان های آذربایجانی شرقی، غربی و اردبیل بر علیه محدودیت های دولتی در زمینه زبان و فرهنگ ترکی و فعالیت های سیاسی تظاهرات کردند. دستگاه امنیتی با استفاده از قوه قهریه اعتراضات عمومی را در هم شکست که تمام منطقه را در بر گرفته بود. در برخی اعتراضات، تظاهرکنندگان به ادارات دولتی حمله کردند. چهار نفر در درگیری های رخ داده در شهر نقده در تاریخ ۲۵ ماه مه سال ۲۰۰۶ جان باختند.