مبارزه ملل در راه رهائي(5)

در سالروز22 بهمن، ضرورت آمادگی ملتها برای منع تكرار تجربة تلخ

در 22 بهمن 1357 هجری شمسی برابر با 11 فوریه 1979، ملتها در ایران موفق شدند بزرگترین امپراطوری بازمانده از قرون فیودالیسم را از بن برکنند ویکی از بزرگترین انقلابهای مردمی معاصر را که حقا می تواند در ردیف انقلابهای بزرگی همچون انقلاب اکتبر روسیه تزاری وانقلاب کبیر فرانسه باشد به پیروزی برسانند.

ولی این انقلاب در اثر عدم تجربه انقلابی طولانی ملتها وسرعت فروپاشی نظام پوسیده پهلوی ورهبری فرصت طلبانه آخوندی حتی در میان ملتها وخیانت بعضی سازمانهای سراسری باصطلاح انقلابی به اهداف ملتها ومحرومان وهمسویی با رهبری آخوندی، به زودی شاهد به انحراف کشیده شدن بودیم. در همان روزهای اولیه انقلاب ودقیقا روزهای 21 و22 بهمن شواهد این انحراف ملاحظه گردید وآن هنگامی است که تعداد زیادی از جوانان مبارز وفرزندان ملتها توسط آخوندها به مساجد کشانده شدند تا شعار" من جمهوری اسلامی می خواهم" را بر پیشانی آنها ببندند وبه میدان مباززه بفرستند، این شعارها در حمله به پادگانهای تهران خصوصا در روزهای 22 بهمن مشاهده گردید. پس از أن همه شاهد بودیم چگونه رهبری آخوندی حتی اسم "جمهوری دمکراتیک اسلامی" را که توسط مهدی بازرگان اولین نخست وزیر انقلاب با پشتیبانی بسیاری از نیروهای اسلامی وحتی غیر اسلامی مطرح شد با عصبانیت از طرف رهبری أخوندی رد ونام "جمهوری اسلامی ایران" تنها اسمی بود که باصطلاح به رآی مردم گذاشته شد به این شکل که در یک کارت الکترال دو رنگه- قرمز وسبز- مردم حق انتخاب یکی داشتند وآن یکی فقط سبز بود که جمهوری اسلامی روی أن نوشته شده ودولت در کنار صندوقها با تهدید وتشویق مردم برای عدم انتخاب رنگ کمونیستی الحادی وبی بندوباری قرمز بقول آنها، شرکت کنندگان را وادار به انتخاب رآی سبز یا عدم شرکت وا داشتند. پس از أن همه شاهد بودیم که چگونه اولین قدمی که نیروهای حاکم جدید برداشتند، سرکوب ملتها بود بشکلی که تیمسار مدنی جلاد را بعد از خامنیی برای حاکمیت نظامی احواز(باصطلاح استانداری خوزستان) اعزام وصدها انسان بیگناه عرب را در شهرهای محمره وعبادان ودیگر شهرها که در  از مراکز فرهنگی مسالمت أمیز دفاع کردند به شهادت رساندند واین خونریزیها در کردستان، ترکمنستان(ترکمن صحرا)، بلوچستان ودر آذربایجان جنوبی ادامه دادند وپس از أن طرح سرکوب همگانی را با انفجار بمبهای مخرب در " دانشگاه المسنتصریه عراق" که دهها دانشجو در أن به قتل رسیدند وبا تیراندازی به نیزوهای مرزی عراق در مقابل شهر محمره ودر کردستان  وطرح شعار " آزادی بیت المقدس از طریق کربلا می گذرد نیروهای عراقی را تشویق به حمله کردند واین فرصت نظام بود که هرگونه حرکت سیاسی در سراسر ایران را سرکوب کند واین البته شامل همه نیروها شد سراسری ونیروهای مبارز  ملتها.

نظام فعلی ولایت فقیه از همان زمان تاکنون نه تنها فرصت هیچگونه کار سیاسی، فرهنگی، صنفی، هنری مستقل، وحتی انتقاد ساده از اوضاع را به هیچ سازمانی سیاسی وغیر سیاسی نداد بلکه با صدور قانون جدید اعدام برای کسانی که به امپراطور ولی فقیه اهانت کنند به سیاست فاشیستی بیشتر نزدیک گرید.

با این تجربه تلخ با نظام عقب افتاده ونژاد پرست فعلی وتجربه 57 ساله دیکتاتوری پهلوی که ملتهای غیر فارس را به مسلخ بردند وهرگونه حرکت آزادیخواهانه غیر مسلح و محدود ملتها را سرکوب وحتی جنبشهای فرهنگی آنها را به خون کشیدند، بر ملتهاست وسازمانهای سیاسی آنهاست که این بار فرصت آمادگی ملی ومبارزاتی فعلی ملتها در مناطق جغرافیایی ملی خویش را از دست نداده با بسیج نیروهای مردمی وآمادگی رزمی وفرهنگی وبا آمادگی رهبری مبارزه در مناطق ملی خویش مانع تکرار فاجعه هشتاد ساله دیکتاتوری وفاشیسم وبنای مجدد امپراطوری با هر نام ومواصفات مثل دمکراتیک، فدرالیست ویا هر شعار دیگری است که ملتهای مارا بسوی یک مبارزه خونین دیگری در آینده سوق دهد.

تجربه خونین انقلاب ملتهای تحت ستم 11 فوریه 1979 انقلاب که عمدتا توسط ملتها اداره وهدایت شد وبا خون فرزندان مبارز ملل تحت ستم به ثمر رسید، در 28 سال گذشته فرصت ارزیابی خوبه به ملتها داده تا دیگر هرگز به حرکتهای سراسری اعتماد ننموده با اتکاء بر نیروی مبارزاتی ملتهای خویش به هدفهای ملی وبه حق تعیین سرنوشت برسیم واجازه ندهیم در مناطق جغرافیایی ملتهایمان هیچگونه نیرویی نتواند سرنوشت ملت ما را به دست بگیرد وهر نیرویی را که به حق تعیین سرنوشت ملتهایمان ایمان نداشته باشد از هم اکنون قطع ارتباط نموده هرگونه همکاری با آن را تحریم نماییم. ملتهای ما باید در این فرصت تاریخی دشمنان خویش را بشناسند وخود را برای مبارزه  نهایی آماده وهر یک از ملتها باید سازمانهاد ملی وصنفی ومردمی خود را از هم اکنون تربیت، تقسیم مسؤولیت نموده وآماده استلام قدرت باشند تا مجددا فرصت تسلط بر مقدرات ملتهایمان به دست دشمنان ملتهای ما نیفتاچده وخود رهبری انقلاب را در محدوده جغرافیایی خویش را به دست بگیرند.

ملتهای تحت ستم که هم اکنون سازمانهای ملی زنان، جوانان، دانشجویان، حقوق بشر وغیره را تآسیس نمودند باید در این رابطه سعی مضاعف کنند تا آمادگی لازم را برای منع هرگونه مداخله از مرکز را در مناطق خویش آماده شده وسلطه ملی را عملا به دست بگیرند.

ملتهای تحت ستم که هم اکنون در تشکلهای مشترک خویش مثل "اتحاد ملل برای حق تعیین سرنوشت" مبارزه مشترک را آغاز نمودند، علاوه بر ضرورت توسعه این همکاری در داخل مرزهای ایران ومناطق ملی ملتها در آینده باید سعی در تحکیم مبارزه مشترک ملی خویش وهمکاری سازمانهای ملی خود را نیز با مسؤولیت دنبال وسعی نمایند تا سازمانهای مبارز هر ملتی را در یک مجموعه متفق وهماهنگ وقدرتمند جمع ومبارزه ملی را در سطح کل مناطق خویش دنبال ونیروهای نظام را خسته ومآیوس نموده اعضای بومی ومحلی نیروهای سرکوبگر را توجیه وضرورت خروج از نیروهای سرکوب وپیوستن به نیروهای ملت را در آنها تقویت نمایند.  ودر پایان وبا توجه به شرایط فعلی ایران در سطح بین المللی ومنطقه ای، فرصت تشدید مبارزه ملی کاملا مهیا وبرملتهای تحت ستم است که حرکت مشترک خود را هرچه زودتر هماهنگ وهمسو نموده وضربه نهایی را به نظام پوسیده وارد وبه آزادی برسند وبا توجه به شرایط مبارزاتی ملل تحت ستم رسیدن به آزادی وحقوق ملی  دیگر شعار نیست بلکه حقیقتی است که ملتها بزودی به آن خواهند رسید.

محمود احمد احوازی

10.02.2007