روز جهانی زبان مادری و بنگاههای خبری فارسی زبان! - مختار برازش

مردم جهان تقریبا به ۶۰۰۰ زبان گوناگون گفتگو می کنند که هر کدام بعنوان خزینه فرهنگی هر ملتی محسوب می شود. اما بنا به دلایل تاریخی و یا محرومیت های اجتماعی و سیاسی مختلف، بسیاری از این زبان ها در معرض نابودی قرار گرفته اند. از این رو سازمان یونسکو از سال ۱۹۹۹ روز ۲۱ فورال را به نام «روز جهانی زبان مادری» نام گذاری کرده، تا دولت ها و شهروندان جهان را فرا خواند که اهمیت بیشتری به تدریس زبان مادری در مدارس بدهند.
به این ترتیب طی این چند سال بعضی از ممالک دنیا در گرامیداشت این روز مراسم های ویژه ای را تدارک می بینند. هم اکنون سالانه بسیاری از کشورهای اروپایی بودجه های کلانی را به این منظور و بوجود آوردن امکانات تحصیل به زبان مادری برای مهاجرین اختصاص می دهند. سوئد از جمله کشورهایی است که در این زمینه پیشتاز بوده و امکانات فراوانی را در اختیار دانش آموزان دو زبانه از جمله «فارسی زبانان» نیز گذارده است.
بنابر این هر چه که جلوتر می رویم، مقوله هایی وارد حوزه ی «حقوق بشر» می گردد که عملا دست و بال کسانی را که باطنا اعتقادی به این اصول ندارند می بندد. در نظر بگیرم که تا قبل از این «حق تحصیل به زبان مادری»، مخالفان جدی ای را از جمله در کشور ما داشته و حساسیت های ویژه ای را از جانب بسیاری بر می انگیخته است. اما امروزه به برکت تلاش سازمانهای جهانی این مفاهیم چنان تعریفی عام و ارزشی جهانی یافته که مخالفان را ساکت و یا همراه کرده است. به عبارتی باعث شده تا ما بتوانیم به کمک این ارزشها چهره واقعی بسیاری را که سنگ «حقوق بشر» یا «دمکراسی» را به سینه می زنند، بشناسیم.
در کشور ایران از آنجایی که قوانین دولت اسلامی با یافته های حقوق بشر هیچگونه هم خوانی ندارد، تکلیف ما از همان روز اول مشخص بوده است. رژیم اسلامی همواره با چنین روزهایی که مفاهیمی بین المللی دارد، سخت تضاد داشته و دارد. به خاطر همین برای فرار از برگزاری همزمان چنین مراسم های جهانی ای، بطور مذبوحانه تلاش می کند تا با تبلیغات بسیار و جایگزین ساختن آنها با اعیاد مذهبی، از بار اصلی پیام آنها که فرامرزی و بین المللی ست، کاسته و در عین حال نزد مردم و جهانیان «فیگور احترام به قوانین بین المللی» را در کارنامه خود داشته باشد.
لیکن این مهم برای رژیم همیشه با موفقیت انجام نشده است. روزهایی مثل «روز جهانی کارگر» و یا «روز جهانی زن» از آن جمله روزهایی بوده است که همواره هموطنان ما بدون توجه به «آلترناتیو اسلامی» آن، تلاش کرده اند تا همزمان با جهانیان در برگزاری آنها سهبم باشند. ولی همانطور که می دانیم انجام اینکار آنچنان هم راحت و بدون دردسر نبوده است. در همین سال گذشته، آنچه را که بر سر کارگران شرکت واحد و نماینده آن آقای «منصور اسانلو» آوردند را فراموش نکرده ایم. همچنین دیدیم که چطور زنان کشور ما با وجود مشکلات امنیتی و سرکوب گسترده نسبت به گرامیداشت روز جهانی زن اقدام کردند. دستگیری مهندس موسوی خوئینی هم حاصل همین روز است.
ولی آنچه که جای امیدواری بود اینکه بسیاری از این اعتراضات از پوشش خبری مناسبی از طرف گروهها و سازمان ها مختلف برخوردار گردید و بازتاب گسترده ی آن در مطبوعات جهان، باعث شد تا از یک طرف هزینه دولت اسلامی بالا برود، و از طرف دیگر همبستگی ایرانی های مقیم داخل و خارج بیشتر شود.
***
در همین رابطه «روز جهانی زبان مادری» هم می تواند یک روز مهمی در تقویم ما باشد. این روز از آن حیث طی این سالها مورد استقبال و توجه مردم ما قرار گرفته، چرا که ایران کشوری است متشکل از اقوام و زبانهای مختلف. منتها نه تنها هیچیک از زبانهای غیرفارسی از امکانات آموزشی در این کشور برخوردار نبوده، بلکه اقدام برای دستیابی به چنین هدفی نیز با شدیدترین اتهامات و تهدید ها روبرو گردیده است. به همین خاطر آذربایجانی ها همراه با بسیاری دیگر از اقشار و اقوام ایرانی، امسال این روز را در حالی گرامی داشتند که اکثر شهرهای مهم آذربایجان شرقی و غربی و استانهای جنوبی کشور با حضور گسترده ی نیروهای انتظامی و گاردهای ویژه تبدیل به دژهای نظامی شده بود.
در دانشگاه تهران حدود صد تن از دانشجویان کرد و ترک تجمع کرده و خواهان تحصیل به زبان مادری در مدارس و دانشگاه شدند. در زنجان، در حالیکه دانشجویان زنجانی دهان بند به دهان داشتند، پلاکارت هایی را با خود حمل می کردند که در آن نوشته شده بود:« تورک دیلینده مدرسه ـ اولمالی دیر هر کسه » ( مدرسه ـ یا درس خواندن ـ به زبان ترکی ـ باید برای همه ممکن باشد) یعنی دقیقا همان اصل ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر و درسایر شهرها هم صدها نفر از مردم به این ترتیب روز جهانی مادری را گرامی داشتند.
اما هدف از طرح این مطلب این است که گویا این فقط جمهوری اسلامی نیست که هراس از برگزاری این ایام دارد. بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی نیز در این هراس شریکند. هنوز این برداشت کلیشه ای که «احیای زبان مادری» یعنی «تجزیه طلبی» در روح و فکر بسیاری لانه کرده و حاضر به پذیرش این اصل که «تحصیل به زبان مادری» یکی از حقوق حقه همه مردم جهان است، نیستند. به خاطر همین اگر جرئت مخالفت با آن را نداشته باشند بی تفاوت از کنارش می گذرند. شاید از این زاویه قابل درک باشد که چرا انعکاس چنین اخبار مهمی هر از گاهی با بی مهری شدیدی از طرف «رسانه های فارسی زبان» روبرو می گردد!

برخورد دو گانه ی رسانه ها!   
این موضوع از آن جهت با اهمیت تلقی می شود که مسئولیت سنگینی را بر عهده ی خبرنگاران هموطن و بنگاههای اطلاع رسانی فارسی زبان خارج از کشور می گذارد. متاسفانه بعضی از خبرنگاران هموطن ما که خود را از قید سانسور داخل کشور رهانیده و موفق به از سرگیری کار خبرنگاری در کشورهای آزاد و از جمله همین بنگاههای اطلاع رسانی شده اند، نتوانسته اند خود را از سانسور درونی رهانیده و به جایگاه یک خبرنگار بی طرف تکیه زنند. این خبرنگاران محترم به دلایل مختلف خبرها را گلچین کرده و بنا به سلیقه ی خود آنرا انتشار می دهند.
یک نمونه از این خبررسانی سلیقه ای انعکاس حوادث گرامیداشت روز جهانی زبان مادری در ایران بود. گله من از خبرنگاران هموطنی است که در آژانس های بزرگ و بنگاههای معتبر خبری جهان وظیفه ی خبررسانی دارند، ولی متاسفانه کار خود را به خوبی انجام نمی دهند. انتظار می رفت «سایت خبری بی سی ـ بخش فارسی»، «سایت خبری رادیو فردا» و حتی «رادیو امریکا به زبان فارسی» با این همه امکانات خود نسبت به آنچه که در ایران می گذرد حساس تر می بودند. آیا ارزش خبر اعتراضات هزاران نفر از مردم ما و دستگیری ده ها تن، به اندازه ارزش خبر «والنتینا یا روز عشق» هم نبود که هفته پیش دوستان در همین رادیو ها و میز گردها با آب و تاب در مورد آن صحبت کردند؟ آیا این اخبار مهم تر از فرار شهرام الجزایری و تجمع چند دانشجوی حزب الهی برای حمایت از برنامه ی هسته ای ایران و چه و چه چه نبود؟
این رفتار دو گانه را چگونه می توان توجیه کرد؟ دوستان خبرنگار سایت خبری رادیو آمریکا ـ بخش زبان فارسی اگر کمی به خود زحمت می دادند می توانستند به جای نقل قول «اعلامیه وزارت خارجه امریکا» که «نسبت به سرکوبی اقلیت های قومی ایران از سوی رژیم جمهوری اسلامی ایران از جمله اقلیت های آذری، کرد وعرب ابراز نگرانی کرده است»، خبرهای داغ تر و زنده تری را در اختیار هم میهنان قرار دهند. اتفاقا گزارشگران همین سایت ـ بخش آذربایجانی همین کار را بخوبی انجام داده اند. آنها همان روز با بیرون آمدن از استودیو گرم و نرم خود و ضمن گفتگو با تعدادی از مردم عادی در شهرهای مختلف ایران و مخابره آن به جهان، وظیفه ی خبررسانی خود را خیلی بهتر از همکاران ایرانی ما که بالطبع باید نسبت به این موضوع حساس تر می بودند، انجام داده اند!   
امید من این است که بعضی از دوستان انحصار طلبی در اطلاع رسانی را پایان بخشیده و کار خود را حرفه ای تر انجام دهند. این را از این بابت گفتم که بدانید انتظار ما بیش از اینهاست.   


 

يادداشت« سينا »

در حاشيه نطق پارلماني طلائي نيك و تاكيد وي بر توجه به فرهنگ و زبان تركي

هفته نامه « سينا » -  شماره 129 -  1/12/1385

 

1- رهبر معظم انقلاب: «  عامل وحدت ملت ايران، زبان فارسي نيست، دين اسلام است؛ همان ديني كه در انقلاب و نظام اسلامي تجسم پيدا كرد، نتيجه اين مي شود كه ترك زبان هم با زبان تركي خودش مي گويد: آزربايجان اوياخدي، انقلابا داياخدي.»   ( از سخنان رهبر معظم انقلاب در مورخه 79/4/19 در ديدار با مسئولين و كارگزاران نظام)

ـ اصل نوزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران : «   مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند، از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود  ».

ـ مهندس ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما : «  ما آن شبكه « استاني» را كه بيشتر به مسائل ملي مي پردازد، شبكه استاني موفقي نمي دانيم، چون از مدار وظيه اصلي خودش خارج شده است. وظيفه اصلي شبكه استاني پرداختن به سنن، زبان، گويش و مسائل قومي همان استان است. »   (از سخنان مهندس ضرغامي در مورخه 81/4/7 در مصاحبه با شبكه يك تلويزيون)

2- اكثريت مردم استان همدان »ترك» هستند. 100 درصد مردم شهرستان رزن، 100 درصد مردم شهرستان كبودراهنگ، 100 درصد مردم شهرستان بهار، 100 درصد مردم بخش فامنين (واقع در شهرستان همدان)، 100 درصد مردم بخش قهاوند (واقع در شهرستان همدان)، 70 درصد جمعيت بخش مركزي همدان، 60 درصد جمعيت شهر همدان، 40 درصد جمعيت شهرستان اسدآباد، 40 درصد جمعيت شهرستان ملاير، حدودا ترك هستند. به عبارت ديگر از جمعيت حدود 1 ميليون و 800 هزار نفري  استان، بيش از يك ميليون نفر »ترك» مي باشند كه به زبان آباء و اجداديشان »تركي آزربايجاني» صحبت مي كنند.

موسيقي تركي استان صدها آشيق و شاعر برجسته را پرورده و داستانها، ضرب المثلها و آداب و رسوم و سنت ها تركي اين مناطق واجد برجسته ترين خصوصيات فرهنگ تركي آزربايجاني است.

3- در حال حاضر شبكه استاني راديو و تلويزيون استان كمترين اعتنايي به زبان و فرهنگ و هنر و ادب و موسيقي و مفاخر شهرستانهاي ترك نشين شمال استان ندارد و سهم يك ميليون ترك استان از برنامه هاي راديو ـ تلويزيوني اين شبكه فقط يك برنامه اخبار تركي يكي ـ دو ساعته راديويي (آنهم به زباني كه 98 درصد كلمات آن غير تركي است!!) مي باشد.

4- مردم ترك استان همدان از زمان تاسيس شبكه استاني، بارها از مسئولين مربوطه تقاضا كرده اند كه به زبان و فرهنگ ايشان نيز توجه شود و حد اقل 60 درصد برنامه ها به زبان تركي و پيرامون فرهنگ و ادبيات تركي باشد و اين خواسته خود را مكرر، در قالب نامه و طومار و ... بيان كرده اند و هفته نامه سينا نيز به عنوان كوچكترين روزنه اي كه اين مردم توان اظهار وجود در آن را دارند و به نمايندگي از ايشان، بارها از مديران راديو ـ تلويزيون همدان خواستار توجه به حقوق اين مردم شده است، اما با كمال تاسف با بي اعتنايي مطلق مديران اين دستگاه روبرو شده و كمترين چرخشي در سياست انحصارگرانه آنها مشاهده ننموده اند.

5- حال با توجه به نكات فوق الذكر سوال اينست كه: چرا مديران شبكه راديو و تلويزيون همدان بر خلاف اصل 19 قاونو اساسي در برنامه هاي خود براي ما »ترك»ها حقوق مساوي با فارس زبانان و لر زبانان استان قائل نيستند؟! چرا به فرمايشات مقام معظم رهبري كه عامل وحدت مردم ايران را نه زبان فارسي بلكه دين مبين »اسلام» مي نمايند، بي توجه مي نمايند و بالاخره، چرا به سخنان مهندس ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما صراحتا وظيفه شبكه استاني را پرداختن به سنن، زبان، گويش و ... هر استان دانسته اند، مطلقا اعتنايي ندارند؟! و به راستي، آيا در نظام اسلامي كه هر مديري بايد مسئول و پاسخگو در مقابل مردم باشد، چنين مشي‏اي شايسته و سزاوار است؟! آيا براستي، وقت آن نرسيده است كه رياست محترم سازمان صدا و سيما در اين خصوص تدبيري انديشيده و به جاي مسئوليني كه هيچ گونه علقه و علاقه اي به زبان و فرهنگ اكثريت مردم استان ندارند، مديران برگزينند كه از ميان اين مردم باشد؟

6- سخنان جناب آقاي طلائي نيك عضو كميسيون امنيت ملي و نماينده مردم شريف بهار و كبودراهنگ در مجلس شوراي اسلامي كه توجه جدي مديران شبكه استان راديو ـ تلويزيون همدان را به زبان و فرهنگ و هنر بيش از يك ميليون نفر جمعيت ترك استان خواسته اند، اتمام حجتي است بر مديران راديو ـ تلويزيون شبكه استان همدان.

 

 

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 


مشكلات شهرستانهاي بهار و كبودراهنگ
در نطق پارلماني طلائي

هفته نامه « سينا » -  شماره 129 -  1/12/1385

 

اشاره: آنچه ذيلا مشاهده مي فرماييد، متن نطق پارلماني رضا طلائي نيك نماينده مردم شهرستانهاي بهار و كبودراهنگ در مجلس شوراي اسلامي پيرامون مسائل و مشكلات اين مناطق مي باشد كه با توجه به اهميت آن، عينا چاپ و منعكس مي شود:
بسم ا... الرحمن الرحيم
مقدمه

در سال پيامبر اعظم (ص) و محرم حسيني از اسلام ناب محمدي (ص) و نهضت پايدار شهيدان كربلا براي مسئوليت هاي ديني و تاريخي خويش الهام و استمداد مي جوئيم. همگام با مردم، آغاز بيست و نهمين سال آزادي و استقلال تحت پيروزي انقلاب اسلامي ملت بزرگ ايران و بنيانگذاري امام راحل (ره) و فداكاري شهيدان و ايثارگران عزيز و استمرار ولايت و مردم سالاري ديني را ارج نهاده و پاس مي داريم. همراه با حوزه هاي علميه در سالروز تخريب حرمين امامان عسگريين (ع) با رهروان ائمه وجهان اسلام همدردي مي كنيم و توطئه جديد صهيونيستها در تخريب مسجد الاقصي را به شدت محكوم مي نمائيم.

حوزه انتخابيه

1- مردم آگاه، متدين و آزادمنش حوزه انتخابيه شامل دويست روستا و شهرهاي بهار و كبوردآهنگ، لالجين، صالح آباد، شيرين سو، گل تپه و شهرك پايگاه هوايي سوم شكاري شهيد نوژه كبودراهنگ همگام با  ايران اسلامي در راهپيمايي يوم الله 22 بهمن حماسه حضور آفريدند.

2- مشاركت فعال كشاورزان، كارگران، دانشگاهيان، فرهنگيان، دانشجويان، دانش آموزان، كارمندان، صنعتگران، اصناف و ساير اقشار و نقش موثر ائمه محترم جمعه و جماعات، مديران و نخبگان، شوراهاي اسلامي، هنرمندان، بسيجيان، ورزشكاران و تشكل هاي ديني، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي و بويژه ايثار خانواده هاي معظم شهدا، جانبازان، آزادگان و رزمندگان عزيز در پيشبرد اهداف ملي و اجتماعي و آباداني و توسعه شهرستانهاي كبودراهنگ و بهار در حافظه تاريخي مردم نهادينه شده است كه سرمايه پيشرفت هاي بعدي نيز مي باشد.

3- از نمايندگان محترم خبرگان رهبري دوره هاي اول تا سوم استان همدان قدرداني نموده و براي منتخبين دوره چهارم حجج اسلام آقايان محمدي و رازيني توفيق روز افزون از خداوند متعال طلب مي كنم.

4- از نقش ثمربخش نماينده محترم ولي فقيه در استان و استاندار محترم و مجموعه مديريت استان در پيشبرد امور و حفظ انسجام و وحدت و فضاي خدمت به مردم قدرداني مي كنم.

5- تلاش اعضاي شوراهاي اسلامي دوره هاي اول و دوم در اكثر شهرها و روستاهاي بهار و كبودراهنگ در تسريع و تسهيل امور جامعه و ساماندهي مسائل مردم تقدير آميز است و براي منتخبان دوره سوم شوراها موفقت بيش از پيش آرزومندم.

6- از خدمات كاركنان نهادها و سازمانها و مسئولان مربوطه استان و بويژه فرمانداران و مسئولين شهرستانهاي بهار و كبودراهنگ براي بهبود امور در موارد ذيل تشكر نموده بر تقويت و ارتقاء آنها تأكيد مي كنم.

6-1- يادواره ها و محافل ديني و برنامه هاي مساجد و تشكل هاي مردمي.

6-2- فعاليتهاي قرآني، علمي، پژوهشي، آموزشي، ورزشي، هنري، فرهنگي و اجتماعي.

6-3- ارتقاء آموزش و سازماندهي بسيج و برگزاري رزمايش ها و اردوهاي سازندگي.

6-4- رشد كمي و كيفي ظرفيت هاي دانشگاه هاي پيام نور و برنامه هاي دانشجويان و دانش آموزان و نهضت سواد آموزي.

6-5- افزايش ضريب امنيتي و انتظامي و خدمات قضايي و شوراهاي حل اختلاف.

6-6- گسترش و استقرار دهياري در روستاها و تلاش مردمي بخشداران.

6-7- تاسيسات زيربنايي و خدماتي روبه رشد در روستاها شامل راهسازي، گازرساني، شبكه تلفن، نوسازي شبكه برق و آب شرب و خدمات بهداشتي و آموزشي.

6-8- پوشش بيمه خدمات درماني و ارتقاء آمادگي هاي امدادي هلال احمر.

6-9- رشد تسهيلات ازدواج جوانان و اشتغال.

6-10- تامين نهاده ها و اقلام يارانه اي براي كشاورزان و مددجويان.

6-11- خريد به موقع محصولات كشاورزي با نرخ تضميني.

6-12- صدور سند ثبتي منازل روستايي و افزايش تسهيلات مقاوم سازي و مجموعه خانه سازي.

6-13- كمك به شهرداري ها و گسترش تاسيسات رفاهي و خدمات شهري.

6-14- بهسازي و آسفالت اكثر مسيرهاي اصلي و فرعي جاده هاي دو شهرستان.

6-15- گسترش روشنايي معابر عمومي در شهرها و احداث پست هاي جديد توزيع برق.

6-16- پيشرفت مناسب قطعات اول و سوم راه آهن همدان ـ بهار ـ قروه ـ سنندج و بزرگراه بهار ـ صالح آباد ـ قروه  ـ سنندج.

7- از رشد كمي و محتوايي برنامه هاي صدا و سيماي مركز همدان تشكر نموده و انتظار مي رود با توجه به زبان تركي ساكنان شمال استان بخش هاي تركي و گزارش ها در شبكه ها تقويت شود.

8- از دولت درخواست مي شود با توجه به كاربري استاني  نسبت به تحقق پروژه پتروشيمي، پروازهاي هواپيمايي، روزانه، احداث راه آهن تهران ـ همدان، تكميل آزاد راه همدان ـ ساوه، تكميل موزه ها و يادمان هاي دفاع مقدس، تسريع آبرساني از سد تالوار به شهرستانهاي كبودراهنگ و بهار تا همدان، ساماندهي مناطق گردشگري و مسائل دانشگاهي و نيز پرداخت مطالبات معوقه فرهنگيان، بازنشستگان، پزشكان، پرستاران  و برخي كاركنان دولت و بدهي كارخانه هاي قند به كشاورزان و نابساماني قيمت و كمبود بذر سيب زميني و تعرفه بيمه رانندگان و سهم ناعادلانه بودجه عمراني استان همدان از كل كشور رسيدگي موثر و نتيجه بخش داشته باشد.

9- در روستاها و شهرهاي دو شهرستان كبودراهنگ و بهار بر تقويت بودجه هاي بهسازي، ساماندهي گلزار شهدا، تاسيسات ورزشي فرهنگي، نوسازي و احداث مدارس، ساماندهي و احداث شبكه هاي جمع آوري و تاسيسات فاضلاب و تكميل شبكه آب شرب و پوشش شبكه تلويزيوني در 30 درصد روستاهاي باقيمانده و حمايت از كشت هاي گلخانه هاي و دامداري تاكيد مي شود.

10- از نيازها و مسائل مهم شهرستان كبودراهنگ به موارد ذيل تاكيد مي گردد تا برخي نارضايتي هاي مردم مرتفع شود:

10-1- ادامه تبديل به احسن منازل و املاك اوقافي باقيمانده و ساماندهي توليت و نظارت محلي بر موقوفات مرحوم امير نظام.

10-2- آماده سازي ناحيه صنعتي در مركز شهرستان و برخي مراكز و ايجاد نواحي جديد در بخش هاي گل تپه و شيرين سو براي اشتغال و صنايع تبديلي.

10-3-تسريع در آماده سازي شهرك و مجتمع هاي دامپروري.

10-4- رسيدگي به مسائل غار علي صدر كبودراهنگ و بويژه تكميل شهرك سياحتي، بهسازي كامل روستا، اصلاح ساختار مديريت شركت و بهسازي جاده ارتباطي.

10-5- تسريع در تكميل پروژه خط انتقال 48 اينچ گازرساني براي امكان برخورداري شهر شيرين سو و روستاهاي باقيمانده.

10-6- ساماندهي آب شرب پايگاه هوايي شهيد نوژه كبودراهنگ.

10-7- تسريع در ايجاد واحد دانشگاه آزاد اسلامي و آموزشكده فني بوعلي سينا.

10-8- ايجاد تاسيسات ورزشي و تفريحي جديد (پارك) براي بانوان و جوانان در شهرهاي كبودراهنگ، گل تپه و شيرين سو.

10-9- بررسي ايجاد شهرداري در روستاهاي بزرگ.

10-10- ساماندهي پايانه هاي مسافربري.

10-11- تامين بودجه احداث سدهاي آلان و قهورد.

10-12- تسريع در ادامه راهسازي محور گل تپه ـ بيجار در محدوده كيتو به دهستان قهورد.

10-13- تامين پزشك متخصص و خدمات پزشكي مانند سونوگرافي در بيمارستان امام رضا.

10-14- تكميل پروژه هاي نيمه تمام صنعتي مانند فولاد ويان كبودراهنگ.

11- در شهرستان بهار مسائل ذيل از مطالبات مهم مردم است:

11-1- تسريع در فاز دوم و افزايش ظرفيت بيمارستان آيت الله بهاري.

11-2- تسريع در ساماندهي منطقه ويژه گردشگري و صنايع دستي سفال لالجين.

11-3- تسريع در ايجاد دانشگاه پيام نور شهر صالح آباد و گسترش واحدهاي آموزش عالي شهرهاي بهار و لالجين.

11-4- تسريع در آماده سازي و واگذاري زمين شهرك هاي صنعتي بهاران و صنايع غذايي بهار.

11-5- تامين اعتبار احداث سد امامزاده عسگر و تغذيه مصنوعي منطقه كوزه گران.

11-6- تسريع در تكميل پارك سفال لالجين و پارك هاي تفريحي صالح آباد و بانوان بهار.

11-7- تسريع در بهره برداري از مركز آموزش هاي فني حرفه اي.

11-8- تكميل و تاسيس واحدهاي مورد نياز ورزشي در شهرها و روستاها.

11-9- تسريع در ايجاد شهرداري مهاجران.

11-10- تسريع در ايجاد پايانه هاي بار  و مجتمع خدمات حمل و نقل صالح آباد و بهار و لالجين.

11-11- تسريع در احداث كمربندي بهار و تقاطع همسطح تقاطع جاده كرمانشاه ـ همدان.

11-12- رسيدگي به مشكلات صنايع تبديلي سيب زميني و پروژه نيمه تمام.

12- تلاش غير قانوني و تبليغاتي و سياسي اخير براي تعرض به حريم و محدوده قانوني و منطبق با نقشه هاي مصوب حوزه تقسيمات كشوري شهرستان بهار بطور قاطع از سوي مردم بهار محكوم است و بازي انتخاباتي با ابزار زمين و صنايع با  اصول گرايي مغايرت دارد.

13- از ابتكارات و تلاش هاي رسانه ملي صدا و سيما در توسعه اطلاع رساني و گسترش جامعه مخاطبين و نقش مؤثر در زمينه ها و اثر بخشي حماسه هاي مردمي و ارتقاء كاركردهاي فرهنگي اجتماعي و فرا ملي قدرداني مي كنم.

14- ملت ايران با تبعيت از رهبر معظم و حمايت از حقوق ملي و صلح آميز رفراندوم هسته اي غير رسمي را در راهپيمايي 22 بهمن برگزار نمود كه زمينه مساعد براي فرصت سازي و افزايش قدرت چانه زني در ديپلماسي هسته اي و تعديل فشارهاي خارجي را فراهم كرد.

15- تكريم و سپاس عملي از ملت با اصول خدمتگزاري صادقانه و مديريت كارآمد و بر مبناي عدالت و منافع ملي و ارزش هاي اسلامي ميسر است.

16- از رويكرد دولت نهم در اولويت دادن به روستاها و مناطق محروم و تسهيلات اشتغال و امور عمراني  و تعامل مردمي قدرداني مي كنم ولي تشديد تورم و گراني ها، اختلال در توليد، فقدان بودجه لايحه مديريت و نظام هماهنگ جديد، افزايش وابستگي به نفت، تعلل در عادلانه كردن يارانه ها و كم توجهي به سياست هاي توسعه چهارم و چشم انداز 20 ساله و بويژه به اصل 44 قانون اساسي نگراني از اوضاع معيشتي مردم و نابساماني اقتصاد كشور را در پي دارد. مردم  انتظار دارند دولت در تدابير اقتصادي و مواضع فراملي با درايت عمل كند.

 


چهارشنبه، 2 اسفند، 1385

تجمع دانشجويان ترک و کرد در دانشگاه تهران


پوستر روز جهانی زبان مادری

يونسکو هشت سال است روز بيست و يکم فوريه را روز جهانی زبان مادری اعلام کرده است

به مناسبت 21 فوريه، روز جهانی زبان مادری، گروهی از دانشجويان ترک زبان و کرد زبان در محوطه دانشگاه تهران تجمع کردند و خواستار تدريس زبانهای کردی و ترکی در مدارس و دانشگاههای ايران شدند

تجمع دانشجويان ترک زبان که خبرگزاری جمهوری اسلامی تعدادشان را يکصد نفر گزارش کرده، در مقابل دانشکده ادبيات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد و شرکت کنندگان تجمع پلاکاردهايی در دست داشتند که روی آنها به زبانهای ترکی، انگليسی و فارسی شعارهايی با اين مضامين نوشته شده بود: "زبان ترکی نمی‌ ميرد، زبان ترکی حق مسلم ماست، مدارسی را با زبان ترکی باز کنيد

دانشجويان ترک زبان همچنين در حالی که شعارهايی به زبان ترکی مبنی بر به رسميت شناخته شدن زبان مادری شان می دادند، از مقابل دانشکده ادبيات به سمت دانشکده حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران حرکت کردند و در پايان، بيانيه‌ ای تحت عنوان "بيانيه دانشجويان آذربايجانی دانشگاه تهران" صادر و قرائت کردند

يک روز پيشتر، دانشجويان کرد زبان نيز طی تجمع در مقابل دانشکده‌ ادبيات دانشگاه تهران پلاکارد‌هايی در دست گرفتند که خبرگزاری دانشجويان ايران به برخی از آنها اين گونه اشاره کرده است: "زبان خانه‌ هستی است" و "گرامی باد ۲۱ فوريه سالروز زبان مادری

يکی از دانشجويان شرکت‌ کننده در تجمع به سخنرانی پرداخت و از اينکه زبان کردی در دانشگاه کردستان تدريس نمی شود انتقاد کرد و در پايان، تجمع کنندگان سرودی به زبان کردی خواندند و بيانيه ای قرائت کردند که در آن، تدريس زبان کردی در نظام آموزشی ايران خواسته شده است

اصل پانزدهم قانون اساسی، تدريس ادبيات بومی اقوام گوناگون را در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد دانسته اما عربی و ارمنی تنها زبانهای قوميتهای ايرانند که در مدارس اين کشور تدريس می شوند

سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (يونسکو) از هشت سال پيش تاکنون روز بيست و يکم فوريه (دوم اسفند) را روز جهانی زبان مادری اعلام کرده و از ملتهای جهان خواسته است از طريق تفاهم، مدارا و گفت و گو به حفظ زبانهايی که از نسلهای گذشته به ميراث برده اند کمک کنند

انتخاب 21 فوريه بر اساس روز 21 فوريه 1952 صورت گرفته که طی آن تعداد زيادی از تظاهرکنندگان بنگالی زبان در داکا پايتخت کنونی بنگلادش طی درگيری با پليس پاکستان که در آن زمان کنترل بنگلادش را در دست داشت کشته شدند و اين روز از آن پس در بنگلادش با نام روز جنبش زبان گرامی داشته می شد

در سراسر جهان حدود ششهزار زبان رواج دارد اما بنابر آماری که يونسکو اعلام کرده، کسانی که به نود و پنج درصد اين زبانها سخن می گويند تنها چهاردرصد جمعيت کره زمين را تشکيل می دهند

ايران نيز کشوری است که زبان مادری بخش گسترده ای از جمعيت آن با زبان رسمی اين کشور تفاوت دارد اما روز به روز از شمار کسانی که به زبانهای محلی سخن می گويند کاسته می شود و روند زوال زبانهای محلی با ضرباهنگ تندتری پيش می رود

طی سالهای اخير تلاش فعالان قومی در ايران برای جلوگيری از زوال اين زبانها افزايش يافته و اين در حالی است که کشور ايران طی يکی دو سال اخير صحنه تنشهايی قومی در نقاط مختلف خود بوده که در مواردی به شکل خشونت آميز بوده و قربانيانی برجای گذاشته است

امسال به نظر می رسد نخستين بار باشد که روز جهانی زبان مادری با تظاهرات گروهی از دانشجويان ترک و کرد زبان در محيطی دانشگاهی همراه می شود bbc


يكشنبه، 29 بهمن، 1385

فراگیری زبان مادری حق مسلم هر انسان است

اهمیت زبان مادری، یعنی نخستین زبانی که شخص توسط آن با جهان اطراف خود آشنا می‌شود. بر هیچ‌کسی پوشیده نیست و ارزش ‌گزاری نسبت به آن به ‌گونه‌ی روزافزونی در حال رشد است. به‌عنوان مثال، تخصیص یک روز به‌عنوان روز جهانی زبان مادری توسط یونسکو و سازمان ملل متحد، خود گواهی قوی بر این واقعیت است. خوشبختانه تاثیر این گام بین‌المللی مثبت در جهت بسط و توسعه‌ی زبان‌های مادری دنیا، در کشورنیز مشهود بوده است و جنبش پیشبرد زبان مادری در جامعه‌ی چند زبانی ما جریان پیدا کرده است. به‌عنوان مثال، سال گذشته در تاریخ دوم اسفند (21 فوریه) یعنی روزی که از سوی یونسکو روز جهانی زبان مادری نام‌گذاری شده است، برای اولین بار در ایران و در شهر تبریز مراسمی به این مناسبت برگزار شد که در خور توجه است

 

البته اهمیت دادن و توسعه بخشیدن به زبان مادری در عمل، مهیا ساختن هرچه بیشتر امکانات گوناگون برای آموزش کلاسیک و کاربرد بیشتر آن به صورت کتبی و شفاهی در برخوردهای اجتماعی و رسانه‌های عمومی است. بستر قانونی این مهم نیز در قوانین اساسی اکثر کشورهای جهان گنجانده شده است، و از جمله طبق اصل پانزدهم قانون اساسی کشور

” زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است

بنابر این وظیفه‌ی تمامی افراد جامعه و دولت در باره‌ی ارتقا بخشیدن هر چه بیشتر به زبان‌های مادری – یا چنان‌که در اصل فوق آمده، ”زبان‌های محلی و قومی“ این است که راه را برای ارتقای آموزش و کاربرد آن باز کنند

هیچ کس مخالف یادگیری آزاد و اختیاریِِ زبان‌های ملل دیگر، همچون فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی یا انگلیسی نیست، اما آنچه که نباید فراموش کرد، اصلِ یادگیریِ زبان مادری و تقدم آن بر آموزشِ هر زبان ملی بیگانه است

نکته‌ی بسیار با اهمیتی را که می‌توان اضافه نمود، این است که در کشور ما پس از گذشت بیش از 26 سال از تصویبِ قانونِ اساسی متاسفانه این اصل قانون اساسی که مربوط به زبان‌های مادری است، به بوته‌ی فراموشی سپرده شده و هرگز به‌اجرا در نیامده است. در حالی‌که همه می‌دانیم آموزش زبان مادری حق اساسی هر انسانی است. همان‌گونه که تنوع زیستی در موردِ محیط زیست باعث جذابیت و مانا شدن بیشتر آن می‌گردد، در مورد زبان‌های مادری یا محلی و قومی نیز، تنوع زبانی سبب مطلوبیتِ بیشتر فضا و قوام هرچه بیشتر اقوام مختلف موجود در هر کشوری می‌گردد از این نظر نیز، ایران غنی است: ایران کشوری است چندزبانه که در آن علاوه بر وجود تعداد فراوانی از زبان های متعددی، حداقل چندین زبان موجود در آن دارای گویش‌ورانی در حد چندین میلیون است. به‌عنوان مثال، زبان‌های ترکی، عربی، بلوچی و … که هر کدام در گوشه‌ای از این سرزمین پهناور قلمروی ویژه‌ی خود را دارند


دوشنبه، 30 بهمن، 1385

زبان، گنجینه فرهنگ بشری - واحید قاراباغلی

آنچه که هر جامعه را از جوامع دیگر تمییز می‌دهد, خصوصیاتی است که شناسنامه‌ی فرهنگی آن جامعه به حساب می‌آید.
تاریخ و گذشته تاریخی, وطن و سرزمین نیاکان, باورها, زبان, عقاید, دین و اسطوره‌های مذهبی, حماسه‌ها, هنر وادبیات کهن ,نژاد و قومیت و سنن قومی عناصری هستند که “هویت فرهنگی” هر جامعه را می‌سازند.(۱)
آنتا دیوپ انسان شناس, آفریقایی در مقا‌له‌ای در باره هویت فرهنگی هر فرد می‌نویسد: هویت فرهنگی هر جامعه به سیه عامل بستگی دارد: تاریخ, زبان و روان شناختی. اهمیت عوامل فوق در موقعیت‌های تاریخی و اجتماعی مختلف یکسان نیست. هر گاه این عوامل به طور کلی در یک ملت یا فرد وجود نداشته باشد , هویت فرهنگی ناقص می‌شود تلفیق موزون این عوامل یک وضعیت ایده آل است. هرگاه یکی از این عوامل تحت تاثیر قرار گیرد, شخصیت فرهنگی جمعی یا فردی تغییر می‌کند. این تغییرات ممکن است تا آن جا ادامه یابد که موجب یک ” بحران هویتی” شود.(۲ )
زبان نیز یکی از مهمترین ابزار فرهنگ هر ملت می‌باشد, همانا زبان‌ها و فرهنگ‌های متفاوت دست‌آوردهای بشری در هزاران سال زندگی خود بر روی کره‌ی خاکی و در واقع در بچه هایی متفاوت زبانی , نگرش متفاوت آنها به هستی است, تک تک انها گنجینه‌هی ارزشمندی هستند که مستحق محافظت و شکوفایی می‌باشد , خداوند متعال در کتاب آسمانی ما مسلمانان چندین مرتبه به اهمیت ” گونا گونی” زبانها و “تعداد اقوام” اشاره نموده و عظمت ان را همسان با خلقت زمین و آسمان نامیده و همه اینها را نشانه‌ای برای دانشمندان می‌داند هر چند که در پیشگاه عظمتش تنها عامل برتری و تمایز پرهیز کاری و تقواست.
همانا زبان نخستین وسیله‌ارتباطی بین انسانها و رایج‌ترین و کارآمدترین ان در طول قرون متمادی در میان طوایف, اقوام و ملل جهان بوده است. در دنیای امروز زبان دیگر مثل گذشته تنها وسیله ارتباطی ساده بین انسانها نیست, بلکه زبان نشانه هویت و مهمترین عامل در شناسایی موجودیت و مشخصه یک ملت زنده و پویا است، زبان وسیله ای است که انسان توسط آن کاخ فرهنگ و مدنیت خویش را بر پا می‌سازد و اندیشه و عقیده و ایمان را استحکام می‌بخشد.
از این روست که دانشمندان گاهی از زبان به عنوان کلید شبکه‌های ارتباطی و گاهی نیز سرمایه فرهنگی یاد می کنند.
بنابر قولی مشهور از کادامر وجه اساسی بودن انسان در جهان زبان است. که افراد با تسلط بر آن می‌توانند علاوه بر برقراری روابط اجتماعی نوعی هویت ویژه کسب می‌کنند .
ویتگنشتاین یکی از فیلسوفان جهان معاصر جمله‌ای دارد که تعریف زبان را به مراتب روشن تر از همگان ارائه می‌دهد او در جمله‌ای کوتاه به اندیشه‌ای بسیار بزرگ می پردارد: ”زبان من جهان من است و جهان من زبان من” تاملی مختصر در این جمله اندیشمندانه معانی بلندی از رابطه ذهن و زبان فراهم می‌آورد.
پس هویت فرد چه در سطح قومی و در سطح ملی تا حدود زیادی بستگی به زبانی دارد که او فرا می‌گیرد. وقتیکه از حفظ, تقویت و توسعه فرهنگ یک جامعه سخن به میان می‌آید, زبان به عنوان یک عامل اساسی مطرح می‌شود, چرا که زبان در حکم رشته‌ای است که فرهنگ گذشته و حال را به هم پیوند می‌دهد. زبان پدیده بیرونی نیست. انسان با زبانش زاده میشود در زبانش سیر می‌کند, در حریم زبانی خود تنفس می‌کند, رشد می‌کند و می‌میرد.
زبان هر ملت به مثابه ظرف حضور ان ملت در کره‌ی خاکی است یعنی اینکه برای شناخت ملتی باید زبان او را شناخت. شاید آوردن ضرب المثل معروف فرانسوی که می‌گوید:” هرکس زبان مادری خود را نداند یک وحشی است.” در اینجا بیجا نباشد.
بنابر این امروزه سازمان‌های علمی و فرهنگی دنیا سعی در بررسی و محافظت از زبانهای متفاوت و حتی مواظبت از زبانهای قلیل‌المتکلم در حال نابودی دارند.
چند سالی می‌شود که جهان روز -۲۱ فوریه اول اسفند شمسی - را در حالی سپری می‌کند که یونسکو(unescu) بزرگترین نهاد فرهنگی دنیای معاصر ان را روز جهانی زبان مادری نام نهاده است. درک هوشمندانه طراحان این روز در سال پایانی هزاره دوم (۱۹۹۹ و اغاز هزاره سوم- هزاره‌ای که جهان با عزمی تمام به سوی “دهکده” شدن می‌تابد و نظریه‌ای که مارشال لوهان در اواسط دهه ۹۰ بدان پرداخته بود جامه عمل می‌پوشد - بیانگر اهمیت فوق‌العاده زبانهای متعدد و اقوام متنوع ساکن در این دهکده بی‌کران است.
امه سه رز شاعر سیاهپوست می‌گوید: ”هر فرهنگی برای اینکه شکفته شود. نیاز به چارچوبی دارد و به ساختمانی که زبان را می‌توان در این چهارچوب قرارداد”.
زبان را روانشناسان منجمد گفته‌‌اند که با رشد جامعه بسوی تکامل می‌رود و چون در بعضی جوامع (مانند ایران) زبانهای بومی ازآنجا که دیگر زبان رسمی, اداری, مدرسه‌ای و زبان فکری نیست به قهقرا می رود, و از این رو مانع رشد آن زبان می‌شود که حتی گاه به نیستی‌اش تهدید می‌کند.
وقتی فرانسویها قبول نمی‌کردند که زبان عربی را درالجزایر و زبان ماداگاسکاری زبانهای رسمی باشند و مانع از آن می‌شوند تا در شرایط دنیوی نوین این زبانها با تمام نیروی‌ بالقوه خود را به فعل درآورند. از این راه به فرهنگ عربی و ماداگاسکاری ضربه می زنند(٣)
جان استوارت می‌گوید :” اگر استعمار بخواهد که ملتی را وابسته خود سازد نخست سراغ هویت و زبان آنها می‌رود.” , اگر ملتی فرهنگ ( زبان و نژاد و..) خود را از دست بدهد و استحاله و آسیمیله شود همیشه در طول تاریخ مورد استثمار دیگر ملل و فرهنگ مهاجم قرار می‌گیرد. چرا که استثمار و استعمار اقتصادی و اجتماعی از استثمار فرهنگی آغاز میشود. استعمار گران (فرهنگی…) معمولا” در عصر جدید از حذف فیزیکی ملتی استفاده نمی‌کنند و همانا از نظریه استعماری هیتلری که می‌گوید:”بطور کلی برای معدوم و منقرض ساختن یک ملت ( با تمامی عقاید و فرهنگ مربوط اش) تنها کافی است زبان آن ملت و قوم از بین برده شود! ” بهره می‌جویند.
دکتر علی شریعتی در کتاب ” خودآگاهی” در باره استعمار فرهنگی چنین می نویسد:” استعمار گران همانا از دیالکتیک سوردل استفاده کردند , بچه, وقتی که مادرش می‌زند, دعوا و تهدیدش می‌کند ناراحت است و برای‌ اینکه از حمله مادر در امان بماند, به خود مادر پناه می‌برد., این دیالکتیک سوردل است که نژاد حاکم , برای اینکه قوم و ملت یا ادمی را به زیر مهمیز قدرت و تسلط خودش بکشد تحقیر اش می‌کند و به قدری مذهبش را , ایمانش را , آداب اش را, فکر‌اش را, شخصیت‌هایش را, گذشته‌اش را همه‌چیز اش را تحقیر می‌کند که او برای اینکه از مسیر هایی که بوسیله انها تحقیر می‌شود, فرار می‌کند به دامن خود او پناه می‌برد.(۴)
نتیجه:
هما نطوریکه گفتیم زبان پدیده‌ای اجتماعی است با رشد جامعه به سوی تکامل متحول می‌شود و جزو پدیده‌هایی است که با انسان می‌بالد و با انسان مضمحل می شود, از این رو دانشمندان وجامعه‌شناسان برای مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه تکیه بر فرهنگ خودی و تقویت ان را راه کار مقابله می‌دانند.
همانا زبانها گنجینه‌های معنویت, انسانیت هستند و نه تنها پایمال کردن زبانی ظلم به سخنگویان آن زبان است, بلکه در کل دشمنی با معنویت و فرهنگ بشری محسوب می‌شود.
همانا دشمنی با یک زبان, بی‌توجهی یا سعی در نابود کردن آن چه عمدا” و چه سهوا” زبان کشی محسوب می‌شود. که همانا زبان کشی یکی از ابزارهای قوم کشی (ethnocide) ویا به عبارتی فرهنگ زدایی از مردم به شمار می رود. نابود کردن ان در حقیقت تلاش برای از بین بردن نشانه‌های خداوندی و عصیان در مقابل اراده خداوند است.
علاوه بر مطالب گفته شده بی توجهی و یا ایجاد محدودیت زبانی اثرات سو بیشماری در پی دارد از جمله: ترک تحصیلی, افت شدید درسی, شکست در امتحانات تعیین‌کننده مثل کنکور, عدم تکمیل نظام فکری و شخصیتی فرد, کاهش خلاقیت, ضعف بیان, جدایی عاطفی از مادر و خانواده, بحران عاطفی و عملا”, حذف تدریجی از سطوح ممتاز جامعه و….
وجود اصول مترقی ۱۵ و۱۹ قانون اساسی که تاکید بر “حقوق مساوی” اقوام مختلف ایرانی و همچنین”استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس” می‌نماید و نشان از دوراندیشی تدوین گران قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارد.
اینک با سپری شدن ۲۷ سال از انقلاب اسلامی و در طول همه این سالها کتابهای متعدد, مطبوعات محلی, نشریات دانشجویی بی‌شمار در دانشگاههای سراسر کشور به زبانهای اقوام ایرانی منتشر می‌شوند که خود نشانگر اعتقاد مسئولین نظام به فضای متکثر فرهنگی بوده و خط بطلانی بر سیاستهای شوونیستی فارس گرایان کشیده است. اما غفلت در مورد ایرانیان تورک زبانی که حدود بیش از ٣۰ میلیون از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و خواستار آموزش مدرسه‌ای و دانشگاهی زبان و ادبیات غنی تورکی آذربایجانی هستند می‌تواند چالش‌هایی را در این برهه زمانی حساس برای نظام بیافریند که در فضای کنونی که استکبار جهانی نقشه ‌های پلیدی در سر می‌پرورد هرگز به صلاح نیست.

منابع:
۱-زمینه فرهنگ شناسی - دکتر محمد روح الامینی ص۱۱۱
۲-پیام یونسکو(unescu)- شهریور و مهر(٣۶)
٣-از کتاب : فرهنگ و نژاد پرستی, اثر هیلون دیوپ, فرانتس فانون, امه سهرز
۴-خودآگاهی- استعمار-دکتر علی شریعتی-ص٣۱-٣۲


روز جهاني زبان مادري

پروفسور كبير چاو روزي
ترجمه: اميد شكري
اعلام 21 فوريه از سوي يونسكو بعنوان روز جهاني زبان مادري كه باعث شهرت بنگلادش گشته و در خور تقدير مي‌باشد. اين امر روند دستيابي به صلح، پيشرفت و رفاه در كشور بنگلادش و خارج از مرزهاي بين‌المللي را نيز تسري خواهد بخشيد.
پس از سال 1952 مردم بنگلادش همه ساله 21 فوريه را براستي مايه مباهات و روز فراموش‌نشدني براي آنهاست روز شهيد نامگذاري كرده‌‌اند. حوادثي كه باعث شد تا اين روز بعنوان روز شهيد نامگذاري و وقايع سرنوشت‌ساز آنروز كه منجر به خلق آن اتفاقات شد عبارت بودند از: در آگوست سال 1947 كشوري كه هم‌اكنون پاكستان ناميده مي‌شود از دو ايالت شرقي و غربي كه 1600 كيلومتر از هم فاصله داشتند تشكيل شده بود. تز ايدئولوژيكي محمدعلي جناح، عامل خطرناكي بود كه اجزاي اصلي يكي از ايالتها را كه شامل زبان و فرهنگ بود ناديده مي‌گرفت و مذهب را بعنوان يگانه عامل لازم براي پيوند ببن دو ملت مي‌دانست.
ايالت شرقي پاكستان كه شامل اقليت بنگالي بود و از لحاظ ادبيات ميراث‌دار ادبيات چند هزار ساله و فرهنگ پيشرفته بنگالي بود. بنگالي‌ها علاقه خاصي به زبان و فرهنگشان داشتند در سال 1952 و به هنگام استعمار نو اين ميل و علاقه رو به فزوني گذاشت.
عمل خودخواهانه پاكستان در اعلام زبان اردو بعنوان تنها زبان رسمي پاكستان، تخم فروپاشي و اضمحلال آينده اين حكومت را كاشت.
مردم پاكستان شرقي خصوصاً دانشجويان در قبال عملكرد غيردموكراتيك دولت واكنش تندي نشان دادند چرا كه اين طرح نابودي زبان و فرهنگ بنگالي را در پي داشت تحميل زبان اردو و فرهنگ ايالت پاكستان غربي به پاكستان شرقي عكس‌العمل بسيار قوي و خودجوش مردم بنگال غربي را به دنبال داشت.
دولت پاكستان براي سركوب اينگونه اعتراضات از نيروهاي پليس بهره گرفت. نيروهاي پليس به سوي تظاهركنندگان كه بسياري از اين افراد را دانشجويان تشكيل مي‌دادند و بصورت آرام در حال اعتراض خود بودند آتش گشود اين عمل باعث كشته و زخمي شدن تعدادي از آنها شد. از اين افراد مي‌توان به رفيق، بركات و سلام اشاره كرد. خبر مرگ آنها باعث ايجاد جنب و جوش عجيبي در ايالت شرقي شد و مرگ آنها كه بخاطر حمايت از زبان مادريشان بعنوان حق خدادادي اتفاق افتاد نزد مردم بعنوان شهيد از آنها ياد شد.
فداكاري و ايثار آنان كه در عين حال يك تراژدي باشكوه بود نارضايتي مردم را از حكومت ديكتاتوري تشديد كرد. 21 فوريه نزد مردم سمبل گشت و حالت اسطوره‌اي يافت و باعث آگاهي مردم از مفاهيمي چون دموكراسي، سكولاريسم و ناسيوناليسم بنگالي گشت و اين باور را كه بنگالي‌ها ملتي با هويت مجزا از پاكستان و كشوري مستقل هستند به يقين تبديل كرد چنانچه تحولات دهه‌هاي 50، 60،70 وسرانجام تلاش براي استقلال مديون 21 فوريه مي باشد.
پس از سال 1952، 21 فوريه از طرف بنگلادش و كشورهايي نظير آمريكا، انگليس، كانادا و هند و چندين كشور ديگر گرامي داشته شد و اين امر به توجه خاص مردم بنگلادش نسبت به زبان مادريشان انجاميد.
اعلام 21 فوريه بعنوان روز جهاني زبان مادري رخداد ملي بنگلادش باعث اهميت يافتن اين كشور در سطح بين‌المللي گشته است.
به ابتكار سازمان ملل و ساير ارگانها برخي روزهاي سال به مناسبتهاي مختلف روزهاي جهاني ناميده شده‌اند. اين امر براي برجسته ساختن برخي ارزشها، رويدادها و موضوعاتي است كه هدف آن هشيار ساختن مردم جهان مي‌باشد كه نهايتاً منجر به ايجاد جهاني بهتر براي زندگي ساكنان آن شود. روزهايي از قبيل روز جهاني باسوادي، روز جهاني زنان، روز جهاني كودك، روز جهاني ريشه‌كني تبعيض نژادي، روز جهاني آب شرب سالم، روز جهاني حفظ محيط زيست و … .
برخي روزهاي جهاني با رويدادهاي خاصي در برخي از كشورها ارتباط مستقيمي دارند پس از اعلام روز حاضر بعنوان روز جهاني اين موضوع ويژه، توجه مردم سراسر گيتي به آن موضوع جلب شده و باعث نزديكي ملتها بيكديگر مي‌شود.
روز جهاني زبان مادري از اهميت‌خاص فرهنگي‌برخوردار است اخيراً اين روز در بنگلادش بعنوان روز شهيد زبان بنگالي ناميده شده است. همزمان نيز از آن به روز جهاني زبان بنگالي و روز جهاني زبان مادري ياد مي‌شود كه به فرهنگهاي متنوع تعلق دارد.
در حدود 200 كشور در سراسر گيتي مردم مختلفي با زبانهاي گوناگون با هم صحبت مي‌كنند اين روز را جشن مي‌گيرند. اعلام اين روز در نوامبر سال 99 از سوي يونسكو بعنوان روز جهاني زبان مادري باعث درخشش نقش بنگلادش در عرصه فرهنگ جهاني شده است.
مردم بنگلادش تلاش خويش را براي اعتلاي زبان مادري در كنار توسعه همه‌جانبه كشور بكار گرفته است. اجتماع جهاني نيز بايد براي حفظ زبانهاي جهاني تلاش نمايد مردم بنگلادش در كنار پاسداشت زبان بنگالي از هرگونه برخورد افراطي كه منجر به شوونيسم شود اجتناب مي‌كنند و در كنار علاقه‌مندي به زبان مادري، بايد تمامي زبانهاي جهان را پاس مي‌دارند.
براستي در قرن و هزاره جديد كه به تازگي وارد آن شده‌ايم فرصت خوبي براي انجام اين اعمال است.
پايدار باد روز جهاني زبان مادري
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:53  توسط dilchi |  نظر بدهید
 
پاسداشت زبان مادري
اميد شکري
مقدمه
زبان، پديده‌اي منحصر به فرد است که روند تکامل انسان در جامعه توسط آن به نسل‌هاي بعد منتقل مي‌شود. اگر زبان از جامعه انساني گرفته شود، چرخه اجتماعي از حرکت مي‌ايستد؛ جامعه انساني از هم گسسته، فرهنگ و تمدن بشري هم نابود مي‌شود. از زبان به عنوان کليد شبکه‌هاي ارتباطي و گاهي نيز سرمايه فرهنگي ياد مي‌شود که افراد با تسلط بر آن مي‌توانند علاوه بر برقراري روابط اجتماعي، نوعي هويت ويژه کسب کنند. پس هويت فرد چه در سطح قومي ‌و در سطح ملي تا حدود زيادي بستگي به زباني دارد که او فرا مي‌گيرد. وقتي که از حفظ، تقويت و توسعه فرهنگ يک جامعه سخن به ميان مي‌آيد، زبان نيز به عنوان يک عامل اساسي مطرح مي‌شود، چرا که زبان در حکم رشته اي است که فرهنگ گذشته و حال را به هم پيوند مي‌دهد. در سه قرن اخير روند نابودي زبانها به نحو فزاينده و دهشتناکي رو به رشد بوده است، به نحوي که نوع بشر در هر ماه دو زبان را از دست مي‌دهد. اين روند بيشتر در مناطقي چون آمريکا و استراليا ملموس است. در حدود 3000 زبان به طور جدي در معرض نابودي قرار دارند و بر اساس يافته‌هاي جديد دانشمندان، بيشترين زبانها داراي کمترين متکلمان هستند؛ به نحوي که تعداد متکلمين برخي زبانها کمتر از 10000 نفر و در مواردي کمتر از 1000 نفر است. بر اساس هشدار جدي زبانشناسان مبني بر احتمال نابودي 40 درصد زبانها در اين قرن، سازمان ملل و يونسکو اقدام به تدوين طرحي براي حفظ زبانهاي موجود کرده اند که از موارد آن مي‌توان به نامگذاري روز 21 فوريه به نام روز جهاني زبان مادري اشاره کرد.
تاريخچه
بنگلادش اولين كشوري بود كه در نوامبر سال 99 پيشنهاد رسمي‌ خود را مبني بر نامگذاري روز 21 فوريه (3 اسفند) به نام روز جهاني زبان مادري به سازمان يونسكو ارائه كرد. طرح ارائه شده از سوي دولت بنگلادش و انجمن جهاني طرفداران زبان مادري در سي‌امين نشست عمومي ‌سازمان يونسكو به تصويب نمايندگان كشورهاي عضو رسيد.با تعيين اين روز به عنوان روز جهاني زبان مادري، طرحي توسط يونسکو تهيه و به کشورهاي عضو ابلاغ شد که در آن برنامه‌هاي متنوعي براي مردم جهان تدارک ديده شده بود. کشورهاي جهان از آن پس در 21 فوريه اين روز را جشن مي‌گيرند که از جمله کشورهاي پيشرو در پاسداشت روز جهاني زبان مادري مي‌توان به آمريکا، انگليس، کانادا، جمهوري چک، هندوستان، بنگلادش و ... اشاره کرد.
سازمان ملل
در پنجاه و پنجمين نشست عمومي‌سازمان ملل، که رياست آن را «يان کاوان» (
Jan Kavan) وزير اسبق امور خارجه جمهوري چک بر عهده داشت، وي اعلام کرد که روز جهاني زبان مادري باعث ايجاد احترام متقابل فرهنگ‌ها و زبان‌هاي مختلف شده و سبب غني‌تر شدن فرهنگ‌ها مي‌گردد. همچنين با اشاره به سير تاريخي نامگذاري روز جهاني زبان مادري ازسوي يونسکو و روند صعودي نابودي زبان‌ها افزود: «سازمان ملل و يونسکو در جستجوي راهي براي حفظ زبان‌ها به عنوان ميراث مشترک بشري هستند و سيستم آموزشي چندزبانه را به کشورها توصيه مي‌کنند».
وي با اشاره به وجود خلاقيت بسيار در خصوصيات زبان، وجود نزديک به 6700 گونه زباني و لزوم حفظ زبان به عنوان عنصر ارزنده ميراث فرهنگي و هويت اجتماعي، توجه به سابقه تاريخي روز جهاني زبان مادري و مبارزات تاريخي مردم بنگلادش و نيز فعاليت‌هاي ارزنده سازمان طرفداران جهاني زبان مادري (
Mother Language Lovers of the World) را لازم و ضروري دانست.
وي همچنين اين روز جهاني را خدمت مناسبي در جهت گراميداشت ياد و خاطره پروفسور استفان وورم (
Stephen Wurm)، زبانشناس شهير ايتاليايي مجاري تبار برشمرد که قادر بود به 50 زبان صحبت کند. وورم، اطلس جامع زبان‌هاي در حال انقراض را تکميل نمود و در اين اثر بيش از 300 گونه زبان در حال نابودي را جمع آوري و ثبت کرد.
وي توانست گونه زباني
Cornish را که گفته مي‌شد در سال 1977 به طور کامل نابود شده است، احيا نمايد. اکنون نزديک به 10000 نفر در انگليس به آن زبان تکلم مي‌کنند.
کاوان افزود: زبان مادري به عنوان ابزار ارتباطي نقشي بسيار مهم در تکوين شخصيت افراد دارد و روز جهاني زبان مادري، اعلاميه جهاني تنوع فرهنگي و محافظت از بينش سنتي مردم بوده و جلوگيري از نزاعهاي غير منطقي بر سر کالاها و خدمات فرهنگي، از اهداف آن به شمار مي‌روند. از کشورهاي عضو که سيستم آموزشي چند زبانه را به کار گرفته اند، سوئيس، نروژ، هلند و هند نمونه‌هاي موفقي به هستند که با استفاده از اين سيستم، به اهداف يونسکو جامه عمل پوشانيده و مردم را به فراگيري چند زبان ترغيب نموده اند. اينترنت نيز ابزار بسيار قدرتمندي براي دستيابي موفق به اطلاعات فرهنگي به شمار مي‌رود. تاکنون تنها از کتابخانه‌ها و موزه‌ها براي تبادلات فرهنگي استفاده مي‌شد، ولي امروزه کشورهاي عضو قادرند تا با کمک ابزارهاي ترجمه و منابع چندزبانه الکترونيک به عنوان ابداعاتي مفيد از تنوع فرهنگي خويش محافظت کنند.اميدوارم که روز جهاني زبان مادري احترام متقابل ملل دنيا را تقويت کرده و سنتهاي فرهنگي را که زبان نمونه بارز آن است، غني تر گرداند.»
جمهوري چک

در سال 2004، اين مراسم در کشورهاي مختلف با حضور مسئولين يونسکو برگزار گرديد. در پراگ پايتخت جمهوري چک نيز در 20 فوريه برپا شد. در اين مراسم، مدير كل يونسكو کويچيرو ماتسورا با اشاره به اينکه زبانها روح بشريت هستند، گفت: «زبانها، اين ميراث معنوي بشر، زاده مي‌شوند، تکامل مي‌يابند و متاسفانه در برخي موارد محکوم به نابودي هستند. اگر تلاش خويش را براي نجات زبانها آغاز کنيم به سود ماست. بايد تمامي‌سعي خود را براي مراقبت از زبانها به عنوان ميراث معنوي جهاني بکار گيريم که اين امر در سايه سيستم آموزشي چند زبانه محقق خواهد شد. يونسکو از آن سياستهاي زباني که بر مبناي ارتقاي زبان مادري در سيستم آموزشي چندزبانه باشد، حمايت ميکند.در کشورهاي اسپانيولي زبان ضرب المثل مشهوري با اين عنوان رواج دارد:
"
Hablando,se entiende la gente"
انسانها با صحبت کردن همديگر را مي‌فهمند. فرهنگ صلح هنگامي‌شکوفا مي‌شود که مردم از حق طبيعي استفاده از زبان مادري در تمام شئون زندگي برخوردار باشند. طي 3 قرن گذشته بسياري از زبانها در وضعي غم بار و به طور فزاينده نابود شده اند و امروز بيش از نصف 6000 گونه زباني در خطر نابودي قرار دارند.اخيرا طي يک آمارگيري مشخص شد که 5/74 درصد از جمعيت روسيه سفيد به زبان مادري تکلم مي‌کنند؛ با اينحال کميسيون ملي زبانشناسي اعلام کرده که زبان بلاروسيها با مسائل و خطرات جدي مواجه است؛ چراکه اين کشور نيز زير نفوذ رسانه‌هاي روسي زبان قرار دارد و متاسفانه هيچ برنامه خاصي براي ارتقا و توسعه در رسانه‌ها و حتي آگهي‌هاي اين کشور وجود ندارد.»وي همچنين ارتقا تنوع زبانشناختي و آموزشي بر مبناي سيستم آموزشي چندزبانه و افزايش آگاهي از زبانها و سنتهاي فرهنگي بر مبناي تساهل و گفتگو را از اهداف نامگذاري روز جهاني زبان مادري را برشمرد.وي افزود: «در زندگي روزمره، از صحبت کردن به زبان مادري لذت مي‌بريم. زبان يکي از اجزاي بسيار مهم و حياتي زندگي، تفکرات و رفتارهاي ماست، ولي اغلب نقش مهم آنرا در برقراري ارتباط و ايجاد حس فهميدن و فهماندن فراموش مي‌کنيم. از ميان تمامي‌زبانهاي جهان، زبان مهم و حياتي براي بيان احساسات و شناخت زباني است که براي اولين بار به وسيله آن سخن گفته، ارتباط برقرار کرده و در خانواده هويت يافته ايم. روز جهاني زبان مادري گامي‌ در راه ارج نهادن به زبانهاي موجود است که هريک به نوبه خود مظهر فرهنگي خاص مي‌باشند.»
کانادا

در کشور کانادا با توجه به تنوع قومي، سيستم فدرالي و سيستم آموزشي چندزبانه، علاوه بر فعاليتهاي مستمر دولتي انجمنهاي مختلفي نيز در مورد زبان مادري فعاليت مي‌کنند که از آن جمله مي‌توان به انجمن جهاني طرفداران زبان مادري که نقش بسيار مهمي‌در تصويب 21 فوريه به عنوان روز جهاني زبان مادري داشت و انجمن زبانهاي بين المللي و تاريخي (
International and Heritage Languages Association) اشاره کرد. اين انجمن به عنوان يک سازمان غير انتفاعي، فعاليت خود را بر حفظ، احيا و ترويج 20 گونه زباني رايج در ادمونتون کانادا آغاز کرده است. اهم فعاليتهاي اين انجمن در جهت کمک به افزايش آگاهي همه مردم از زبانها و فرهنگهاي مختلف قرار دارد که اين امر نهايتا به بارورتر شدن سطح زندگي مي‌انجامد. در اين بين دانشگاهها و مدارس نقش عمده اي بر عهده دارند. انجمن در کنار اين فعاليتها، اهداف زير را مدنظر دارد:
ترويج و افزايش آگاهي عمومي ‌از کليه زبان‌ها
شناسائي تمامي‌فرهنگها که بيانگر زبان‌ها نيز هستند و حمايت از بسط و توسعه سياستهاي زباني که به زبانها فرصت مي‌دهد تا برايشان حفاظت از خود را در سطح جهان و در کنار حفظ هويت اجتماعي ممکن سازد.
ترويج احترام متقابل و درک عميق از تفکر و زندگي که اينها نيز به نوبه خود بيانگر زبانهاي مختلف در سطح دنيا مي‌باشند.اين انجمن با اشاره به اينکه زبان مادري اولين زباني است که انسان با آن مي‌آموزد، مردم آنرا به بهترين وجه مي‌فهمند و از آن بهره مي‌گيرند و ابزاري ارتباطي است که انسانها توسط آن شناخته مي‌شوند، بسيار ضروري مي‌داند که به مفهوم ارزشي اين ميراث معنوي بشر ارج نهاده شود، زيرا انسان براي بيان هويت و تعلق خويش آنرا ترجيح مي‌دهد. ]البته منظور انساني است که آسيميله نشده است.[ همچنين اين انجمن با اشاره به فرصتهاي محدود انسانها در مواجهه با فرهنگها و زبانهاي گوناگون، خواستار رفع موانع موجود بر سر راه آشنائي مردم با اين زبانها و برقراري رابطه مابين فرهنگها و زبانهاست.شايان ذکر است که مراسم گراميداشت روز جهاني زبان مادري امسال (21 فوريه 2005) توسط اين انجمن در 19 فوريه برابر با اول اسفند83 در ادمونتون برگزار مي‌شود.
انگلستان

در کشور انگلستان و در مارس 2004 انجمني به نام انجمن حفظ زبانهاي در حال نابودي (
Society of Endangered Languages) و با مشارکت زبانشناسان و محققان برجسته اي همچون پروفسور پيتر آئوستين (Peter Austin)، ديويد کريستال (David Crystal)، نيکلاس اولستر (Nicholas Olster) و... تشکيل شد که با کمک بلاعوض 20 ميليون پوندي دولت انگليس و زير نظر کالج سلطنتي مطالعات آفريقائي و شرقي اداره مي‌شود.پروفسور پيتر آئوستين مدير يکي از پروژه‌هاي اين انجمن، با اشاره به روند تصاعدي نابودي زبانها، اهداف اين انجمن را مطالعه، آموزش، ضبط و نگهداري زبانهاي در حال نابودي بر مي‌شمارد. وي مي‌افزايد که تلاش عمده اين انجمن، ضبط زبانهاي در حال انقراض در کنار سعي بر حفظ اينگونه زبانهاست. وي از مشارکت زبانشناسان برجسته اين کشور و همکاري بسيار نزديک محققين براي انجام اين پروژه خبر داد و اولين برنامه اين انجمن در طي دو سال آينده را تلاش براي حفظ 40 گونه زباني، از جمله 2 گونه زباني Mayan در گواتمالا، گونه Archo در قفقاز، گونه Siwi در کشور مصر که در زبان Berber ادغام شده و گونه Vurse در ونواتوو اعلام کرد. وي همچنين بهره گيري از اينترنت و لوازم کمک آموزشي نظير CD را براي دستيابي به اهداف انجمن مفيد دانست.نيکولاس اولستر رئيس اين انجمن با اشاره به شرايط حاد فعلي مي‌گويد: «موقعيت زبانها در سطح دنيا بسيار بحراني است. با توجه به جمعيت جهان و وجود 6تا7 هزار گونه زباني، مي‌توان نتيجه گرفت که بسياري از زبانها متکلمان اندکي دارند. هشدار جدي زبانشناسان مبني بر احتمال نابودي 40 درصد از زبانها در طي قرن اخير و توجه به اينکه 95 درصد زبانها فقط توسط 4 درصد از جمعيت دنيا مورد استفاده قرار مي‌گيرند، خبر از وضعيت نامناسب بسياري از گونه‌هاي زباني مي‌دهد.»
ديويد کريستال نيز به عنوان يکي از سرشناس ترين زبانشناسان انگليس و يکي از اعضاي اين انجمن، با اشاره به اهميت تنوع زباني، آنرا معادل با تنوع انساني مي‌داند و مي‌افزايد: « نژاد بشر به اين دليل در سطح سياره زمين موفق است که مي‌تواند خود را با شرايط متفاوت تطبيق دهد.» به نظر وي نيروي عقلاني زبان معادل توانائي بيولوژيکي انسان مي‌باشد. وي نابودي هر گونه زباني را به معناي نابودي يک جهان بيني خاص مي‌داند.
برنامه يونسکو براي گراميداشت روز جهاني زبان مادري، 21 فوريه 2005
يونسکو با تاکيد بر سيستم آموزشي چندزبانه، شعار امسال روز جهاني زبان مادري را به زبانهاي نشانه اي و خط بريل اختصاص داده است. به همين منظور نمايشگاهي با همکاري فدراسيون جهاني ناشنوايان و اتحاديه جهاني نابينايان برگزار خواهد شد.
نتيجه گيري

بنابر يافته‌هاي جديد محققين در مورد تاثير آموزش کودکان به زبان مادري، يونسکو سيستم آموزشي چندزبانه را رمز پايداري زبانهاي مادري دانسته و استفاده از اين سيستم را به کليه کشورهاي جهان توصيه مي‌کند. چنانکه کويچيرو ماتسورا مديرکل يونسکو در روز جهاني زبان مادري سال 2001، با اعلام اين مطلب که کودکان بايد در سنين پائين به زبان مادري در مدارس آموزش ببينند، خواستار تحقق اين شعار از سوي کليه کشورها شده است.
به عنوان مقايسه، بد نيست بدانيم که در کشوري همچون هندوستان، حدود 80 زبان در مراحل مختلف تحصيلي به کار گرفته مي‌شوند، در قاره آفريقا حدود 2011 زبان وجود داردکه به دليل حضور چندين ساله کشورهاي استعمارگر در قاره سياه و اجراي سياست آسيميلاسيون به انحا مختلف، زبانهاي انگليسي، پرتغالي، اسپانيولي و فرانسوي بيشترين متکلمان را دارا مي‌باشند، در آمريکاي لاتين نيز شرايط مشابهي حاکم است، در حاليکه آموزش در اروپا عمدتا با زبانهاي رايج اين اتحاديه صورت مي‌گيرد.در ايران، با وجود به رسميت شناخته شدن حق تحصيل به زبان مادري براي اقوام در اصول 15 و 19 قانون اساسي و استفاده از اين اصول در مورد برخي اقليتها، به نظر مي‌رسد که تا اجراي آنها در مورد اقوام ايراني هنوز فاصله وجود داشته باشد.
در پايان ذکر اين نکته خالي از فايده نيست که بسياري از موسسات فرهنگي فوق الذکر و همچنين سازمانهاي معتبر ديگري همچون
SIL، داراي دوره‌ها و خدمات بين المللي ميباشند که جا دارد زبانشناسان ايراني با گسترده تر کردن دايره فعاليتهاي علمي‌خود از طريق ارتباط فعال با اين نهادها، در جهت شناساندن زبانهاي اقوام ايراني و همچنين به روز کردن دانسته‌هايشان تلاش نمايند
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:48  توسط dilchi |  2 نظر
مقدمات
 
موسسات و تشكيلات غيردولتى٬ امضاء كنندگان "بيانيه جهانى حقوق زبانى" حاضر٬ گردهم آمده از ٦ تا ٩ ژوئن ١٩٩٦ در بارسلونا؛
با در نظر گرفتن "اعلاميه جهانى حقوق بشر" مورخ ١٩٤٨ ٬ كه در مقدمه اش اعتقاد خود را به "برابرى حقوق پايه اى بشر٬ كرامت و ارزش افراد انسانى و حقوق برابر مرد و زن" بيان مىنمايد؛ و نيز در ماده دوم خود كه اعلام مىكند "همه افراد٬ بدون در نظر گرفتن "نژاد٬ رنگ٬ جنسيت٬ زبان٬ دين٬ باورهاى سياسى و يا ديگر باورها٬ منشاء ملى و يا اجتماعى٬ مالكيت٬ محل تولد و يا خصوصيات ديگر"٬ داراى همه حقوق و آزادىها مىباشند"؛
با در نظر گرفتن "عهدنامه بين المللى حقوق سياسى و مدنى" ١٦ دسامبر ١٩٦٦ (ماده ٢٧) ٬ و "عهدنامه بين المللى حقوق فرهنگى٬ اجتماعى و اقتصادى" به همان تاريخ٬ كه در مقدمه هاى خود بيان مىنمايند آحاد نوع بشر نمىتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنكه شرايطى فراهم گردد كه آنها را قادر به اعمال و بهره بردارى از هر دوى حقوق مدنى و سياسى و حقوق فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى خود نمايد؛  
با در نظر گرفتن "قطعنامه ١٣٥-٤٧"٬ ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومى سازمان ملل متحد كه "بيانيه در حقوق افراد متعلق به اقليتهاى ملى٬ ائتنيكى٬ دينى و زبانى" را تصويب نمود؛
با در نظر گرفتن اعلاميه ها و توافقنامه هاى (كنوانسيونهاى) مجمع اروپا مانند "كنوانسيون اروپائى براى حفظ حقوق بشر و آزاديهاى اساسى"٬ به تاريخ ٤ نوامبر ١٩٥٠ (ماده ١٤)؛ "كنوانسيون شوراى وزيران مجمع اروپا" به تاريخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢ ٬ كه "مقاوله نامه (چارتر) اروپائى براى زبانهاى منطقه اى و يا اقليتى" را تصويب نمود؛ "اعلاميه در باره اقليتهاى ملى" تهيه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاريخ ٩ اكتبر ١٩٩٣ ؛ و "كنوانسيون چهارچوب براى محافظت از اقليتهاى ملى" نوامبر ١٩٩٤ ؛  
با در نظر گرفتن "بيانيه انجمن بين المللى قلم در سانتياگو د كومپوستلا" و "بيانيه ١٥ دسامبر ١٩٩٣ كميته حقوق زبانى و ترجمه اى انجمن جهانى قلم٬ در رابطه با پيشنهادى براى برگزارى كنفرانسى جهانى در موضوع حقوق زبانى"؛
با در نظر گرفتن اين امر كه در شهر رسيف برزيل٬ "اعلاميه ٩ اكتبر ١٩٨٧ دوازدهمين سمينار انجمن بين المللى براى توسعه تفاهم و ارتباط بين فرهنگها"٬ به سازمان ملل متحد توصيه نمود كه گامهاى لازم را براى تصويب و اجراى اعلاميه جهانى حقوق زبانى بردارد؛
با در نظر گرفتن "كنوانسيون ١٦٩ سازمان جهانى كار" مورخه ٢٦ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومى و طائفه اى در كشورهاى مستقل؛
با توجه به "اعلاميه جهانى حقوق جمعى خلقها"٬ بارسلونا ٬ مى ١٩٩٠ ٬ كه اعلام نمود همه خلقها ٬ در درون چهارچوبهاى سياسى متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ٬ زبان و قواعد سازمانيابى خويش و در نهايت از حق پذيرش و دارا بودن نهادهاى حكومتى٬ ارتباطاتى٬ تحصيلى و سياسى خود برخوردار مىباشند؛
با در نظر گرفتن "بيانيه نهائى پذيرفته شده در همايش عمومى فدراسيون جهانى معلمان زبان مدرن" در شهر پچ (مجارستان) به تاريخ ١٦ آگوست ١٩٩١ ٬ كه به شناخته شدن رسمى حقوق زبانى به عنوان حقوق پايه اى انسانى توصيه نموده بود؛
با در نظر گرفتن "گزارش كميسيون شوراى اقتصادى و اجتماعى سازمان ملل متحد٬ ٢٠ آوريل ١٩٩٤ " در ارتباط با طرح "اعلاميه در حقوق خلقهاى بومى" كه به حقوق فردى در پرتو حقوق جمعى نظر مىكند؛
با در نظر گرفتن طرح "بيانيه كميسيون حقوق بشر بين آمريكائى در باره مردمان بومى" ٬ مصوب نشست ١٢٧٨ به تاريخ ١٨ سپتامبر ١٩٩٥؛
با در نظر گرفتن اينكه اكثريت زبانهاى در خطر نابودى٬ متعلق به گروههاى مردمانى مىباشند كه از حق حاكميت ملى خود برخوردار نيستند و اينكه عوامل اصلى كه از توسعه اين زبانها ممانعت كرده و به روند جايگزينى زبانى ديگر به جاى آنها شتاب مىبخشند٬ عبارتند از نبود حكومتهاى خودگردان آنها و سياست دولتها٬ كه ساختارهاى سياسى و ادارى و زبان خود بر آنها را تحميل مىنمايند؛
با در نظر گرفتن اينكه حمله نظامى٬ مستعمره نمودن٬ اشغال و ديگر نمونه هاى به انقياد در آوردن اجتماعى٬ اقتصادى و سياسى٬ اغلب اوقات شامل تحميل مستقيم زبانى خارجى بوده و يا حداقل٬ تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار  نموده و موجب ايجاد آنچنان رفتارهاى زبانى سلسله اى مىگردند كه وفادارى زبانى متكلمين به آنها را از بين مىبرند؛
و با در نظر گرفتن اينكه زبانهاى برخى از خلقهائى كه حاكميت ملى خود را بتازگى بدست آورده اند٬ متعاقبا و در نتيجه سياستى كه زبان قبلى قدرتهاى استعمارى و يا امپرياليستى را مقدم مىشمارد٬ در روند جانشينى زبانى در مىغلطند؛
با در نظر گرفتن اينكه جهانى شدن مىبايست بر اساس تلقىاى از تنوع زبانى و فرهنگى٬ غالب آمده كه بر روندهاى يكسانسازى و تجريد حذفى زبانها و فرهنگها٬ بنياد گذارده شود؛
با در نظر گرفتن اين نكته كه به منظور تامين نمودن همزيستى صلح آميز بين جمعيتهاى زبانى٬ مىبايست اصولى عمومى يافت شوند كه تشويق و ارتقاء موقعيت و احترام به همه زبانها و كاربرد اجتماعى آنها در محيطهاى عمومى و خصوصى را تضمين نمايند ؛   
با در نظر گرفتن اينكه عوامل گوناگون با ماهيتهاى غيرزبانى (عاملهاى تاريخى٬ سياسى٬ سرزمينى٬ جمعيت شناسى٬ اقتصادى٬ اجتماعى-فرهنگى و اجتماعى-زبانى و عوامل ديگر مربوط به رفتارهاى جمعى) مسائلى را ايجاد مىكنند كه منجر به نابودى٬ به حاشيه رانده شدن و يا انحطاط زبانهاى بيشمار مىگردند٬ و نيز براى اينكه بتوان راه حل هاى مناسبى براى هر مورد خاصى اعمال نمود٬ حقوق زبانى مىبايست به طورى همه جانبه بررسى گردند؛
با اعتقاد به اينكه "اعلاميه جهانى حقوق زبانى"٬ به منظور تصحيح عدم توازنهاى زبانى در پرتو تضمين احترام و توسعه كامل همه زبانها٬ و پايه گذارى اصولى براى صلح و برابرى عادلانه زبانى در سراسر جهان به عنوان عاملى كليدى در حفظ روابط اجتماعى موزون٬ مورد نياز مىباشد؛
بدينوسيله اعلام مىدارد كه
 
آغاز

 موقعيت هر زبان٬ در پرتو ملاحظاتى كه در زير آمده اند٬ محصول تقارب و اندركنش دامنه وسيعى از عوامل با ماهيتهاى سياسى و قانونى٬ ايدئولوژيك و تاريخى٬ جمعيتشناختى و قلمرو-سرزمينى٬ اقتصادى و اجتماعى٬ فرهنگى٬ زبانشناختى و زبانى-اجتماعى٬ بين زبانى و ذهنى استּ
در حال حاضر٬ اين فاكتورها بدينگونه تعريف مىشوند:
- تمايل ديرينه يكسانسازى اكثريت دولتها به كاهش تنوع و تشويق رفتارهائى كه بر ضد چندگانگى فرهنگى و تكثر زبانى مىباشندּ  
- سير به سوى اقتصاد جهانى و بدنبال آن بازار جهانى اطلاعات٬ ارتباطات و فرهنگ كه باعث مختل گرديدن محيطهاى مناسبات مشترك و گونه هاى تاثير متقابلى كه انسجام درونى جمعيتهاى زبانى را تضمين مىنمايند٬ مىشودּ
- مدل رشد اكونوميسيستى پيشنهاد شده توسط گروههاى اقتصادى ماوراءملى٬ كه خواهان يكى نشان دادن كاهش كنترلهاى دولتى با پيشرفت و فرديت گرائى رقابتى بوده و باعث ايجاد نابرابريهاى جدى و فزاينده زبانى٬ فرهنگى٬ اجتماعى و اقتصادى مىگرددּ
- جمعيتهاى زبانى در عصر حاضر از سوى عواملى مانند نداشتن حكومتهاى ملى (خودگردان) خود٬ نفوس محدود٬ و يا جمعيتى كه به لحاظ جغرافيائى قسما و يا كاملا پراكنده شده است٬ اقتصادى شكننده٬ زبانى استاندارديزه نشده٬ و يا مدلى فرهنگى در ضديت با مدل فرهنگى مسلط٬ در معرض تهديد قرار دارندּ اين عوامل٬ ادامه حيات و گسترش بسيارى از زبانها را عملا غيرممكن مىسازد مگر آنكه اهداف اساسى زيرين ملحوظ شوند:
ּּ) از ديدگاه سياسى٬ هدف طراحى روشى براى سازماندهى تكثر و تنوع زبانى به گونه اى كه به مشاركت موثر جمعيتهاى زبانى در اين مدل توسعه جديد اجازه دهدּ
ּּ) از ديدگاه فرهنگى٬ هدف تامين و ايجاد محيط ارتباطات جهانىاى سازگار با مشاركت برابر همه خلقها٬ جمعيتهاى زبانى و افراد در روند توسعهּ   
ּּ) از ديدگاه اقتصادى٬ هدف تشويق پايدار توسعه بر پايه مشاركت همه و بر اساس احترام به تعادل محيط زيست جوامع و در روابط برابر بين همه زبانها و فرهنگهاּ
بنا به همه دلايل فوق الذكر٬ اين اعلاميه مبداء حركت خود را "جمعيتهاى زبانى" و نه "دولتها" قرار مىدهد و مىبايست به اين اعلاميه در متن تقويت موسسات بين المللى قادر به تضمين نمودن توسعه برابر و پايدار همه جامعه بشرى نگريستּ به همين دلايل٬ همچنين از اهداف اين اعلاميه٬ تشويق ايجاد چهارچوبى سياسى براى تنوع زبانى مبتنى بر احترام٬ همزيستى هماهنگ و منافع متقابل مىباشدּ
                                                                                                                                                
عنوان مقدماتى: مفاهيم
 
ماده ١
١- اين بيانيه "جمعيت زبانى" را بدين گونه تعريف مىنمايد: هر جامعه انسانى كه به لحاظ تاريخى در "محيط سرزمينى" معينى٬ فارغ از به رسميت شناخته شدن و يا نشدن آن٬ سكنى گزيده و خود را به عنوان يك توده با هويت واحد دانسته و زبان مشتركى را به عنوان وسيله اى طبيعى براى ارتباط و هم بندى فرهنگى بين اعضاى آن توسعه داده استּ تعبير "زبان خاص يك سرزمين" (زبان نياخاكى) به زبان جمعيتى كه به شرح فوق در همچو محيطى سكنى گزيده باشد اطلاق مىشودּ
٢- اين اعلاميه مبداء حركت خود را بر اين اصل قرار مىدهد كه حقوق زبانى در عين حال و يكجا٬ هم فردى و هم جمعى مىباشندּ در تعريف دامنه كامل حقوق زبانى٬ اين اعلاميه مرجع خود را مورد يك جمعيت زبانى تاريخى٬ در محيط سرزمينى خود قبول مىنمايدּ و آنچه از اين محيط درك مىشود٬ نه تنها گستره جغرافيائىاى كه جمعيت در آنجا زندگى مىنمايد٬ بلكه محيط اجتماعى و عملىاى كه براى توسعه و شكوفائى تمام و كمال يك زبان حياتى است مىباشدּ تنها بر اين اساس امكان دارد كه حقوق زبانى گروههاى ذكر شده در نقطه ٥ ام اين اعلاميه و حقوق افرادى كه در خارج سرزمين زبانى خويش مىزيند را٬ برحسب پيوستگى و درجه بندى تعريف نمودּ   
٣- به منظور كاربرد در اين بيانيه٬ گروههايى كه داراى يكى از موقعيتهاى زير باشند نيز متعلق به يك جمعيت زبانى و ساكن در سرزمين خود شمرده مىشوند:
الف- هنگامى كه آنها از بدنه اصلى جمعيت خود توسط مرزهاى ادارى و يا سياسى جدا شده باشندּ
ب – هنگامى كه در طول تاريخ٬ در منطقه كوچك جغرافيائىاى محصور شده توسط اعضاء جوامع زبانى ديگر٬ تثبيت شده باشندּ
ج- هنگامى كه در منطقه جغرافيايىاى كه در آن با اعضاء جمعيتهاى زبانى ديگرى با سوابق تاريخى مشابه٬ سهيم و شريكند تثبيت شده باشندּ
٤- اين بيانيه همچنين مردمان عشايرى كوچرو در مناطق قشلاق-ييلاق خودشان و همچنين مردمان تثبيت شده در نواحى به لحاظ جغرافيايى پراكنده را به عنوان جمعيتهاى زبانى در سرزمينهاى تاريخى خود مىپذيردּ
٥- اين اعلاميه "گروه زبانى" را بدين شكل تعريف مىنمايد: هر گروه از اشخاص داراى زبان واحد٬ كه زبانشان در محيط سرزمينى جمعيت زبانى ديگرى تثبيت شده اما داراى سابقه تاريخى برابرى با اشخاص جمعيت مهمانپذير نبوده نباشدּ نمونه هاى اين چنين گروههائى مهاجرين٬ پناهندگان٬ اشخاص ديپورت شده و اعضاى دياسپورا مىباشندּ
 ماده ٢
١- اين بيانيه اعلام مىدارد كه هرگاه گروهها و جمعيتهاى زبانى گوناگون در سرزمين واحدى مشترك باشند٬ حقوق مندرجه در اين اعلاميه مىبايست بر اساس احترام متقابل و به گونه اى اعمال شوند كه دمكراسى به حداكثر اندازه ممكنه تضمين گرددּ
٢- در جستجو براى وصول به تعادل اجتماعى-زبانى رضايت بخش٬ به عبارت ديگر به منظور ايجاد هماهنگى مناسب بين حقوق مربوطه چنين جمعيتها و گروههاى زبانى و افراد متعلق بدانها٬ عوامل مختلفى - علاوه بر سوابق تاريخى مربوطه آنها در سرزمينها و مطالبات آنها كه به روشهاى دمكراتيك بيان شده اند- مىبايد در نظر گرفته شوندּ اينچنين عواملى شامل ماهيت اجبارى مهاجرتها٬ كه منجر به همزيستى جمعيتها و گروههاى مختلف مىشود و همچنين درجه آسيب پذيرى فرهنگى٬ اجتماعى-اقتصادى و سياسى آنها مىگرددּ  
ماده سوم
١- اين اعلاميه حقوق زير را به عنوان حقوق شخصى غيرقابل سلبى كه در هر گونه شرايط٬ امكان برخوردارى از آنها وجود دارد٬ قبول مىنمايد:
- حق به رسميت شناخته شدن شخص به عنوان عضوى از يك جمعيت زبانى؛
- حق شخص براى استفاده از زبان خود در مكانهاى خصوصى و عمومى؛
- حق شخص براى استفاده از نام خود؛
- حق شخص براى ايجاد مناسبات و پيوند با ديگر اعضاى جمعيت زبانى مبداء خود؛
- حق شخص براى حفظ و گسترش فرهنگ خود؛
- و همه حقوق ديگر مربوط به زبان كه در "عهدنامه بين المللى حقوق سياسى و مدنى ١٦ دسامبر ١٩٦٦ " و "عهدنامه بين المللى در باره حقوق  اقتصادى٬ اجتماعى و فرهنگى" به همان تاريخ به رسميت شناخته شده اندּ
٢- اين بيانيه اعلام مىدارد كه حقوق جمعى گروههاى زبانى٬ علاوه بر حقوق فوق الذكر كه تك تك افراد عضو گروههاى زبانى از آنها برخوردار مىباشند٬ در تطابق با شرايط تشريح شده در بند ٢ּ٢ شامل موارد زير مىباشد:
- حق گروههاى زبانى براى آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛
- حق گروههاى زبانى براى دستيابى به خدمات فرهنگى؛
- حق گروههاى زبانى براى حضور برابر زبان و فرهنگهايشان در رسانه هاى ارتباطى؛
- حق گروههاى زبانى در دريافت توجه و اعتناء نهادهاى حكومتى و در روابط اجتماعى-اقتصادى تهيه شده به زبان خودּ
٣- حقوق فوق الذكر اشخاص و گروههاى زبانى به هيچ طريقى نمىبايست مانع برقرارى مناسبات متقابل بين اينگونه اشخاص و گروههاى زبانى٬ با جمعيت زبانى مهمانپذير و يا ادغامشان در آن جمعيت گرددּ همچنين اين حقوق نبايد به محدود نمودن حقوق جمعيت مهمانپذير و يا اعضاء آن در كاربرد زبان خود جمعيت در سراسر فضاى سرزمينى آن زبان منجر شودּ   
ماده ٤
١- اين اعلاميه بيان مىدارد اشخاصى كه به سرزمين جمعيت زبانى ديگرى رفته در آنجا ساكن مىشوند حق دارند و موظف اند كه نسبت به اين جمعيت (مهمانپذير) رفتارى همگرايانه از خود نشان دهندּ آنچه از اين بيان استنباط مىشود تلاشى اضافى است از سوى اينگونه اشخاص براى انسيت با اعضاء جمعيت مهمانپذير؛ به طرزى كه در ضمن حفظ خصوصيات فرهنگى اصلى خويش ؛ مراجع٬ ارزشها و گونه هاى رفتارى كافىاى را با جامعه اى كه در آن سكنى گزيده اند سهيم شوندּ اين امر آنها را قادر خواهد ساخت كه به لحاظ اجتماعى و بدون مواجه شدن با مشكلاتى بيش از آنچه اعضاى جمعيت مهمان پذير با آن مواجه اند٬ كارآ عمل نمايند ּ   
٢- اين اعلاميه٬ از سوى ديگر٬ بيان مىكند كه يكسانسازى –آسيميلاسيون٬ تعبيرى به مفهوم اخذ فرهنگ جامعه ميهمان پذير به شكلى كه خصوصيات فرهنگى اصلى٬ با مراجع٬ ارزشها و گونه هاى رفتارى جامعه مهمان پذير جايگزين مىگردند٬ به هيچوجه نبايد تحميلى و يا جبرى بوده و تنها مىتواند كه محصول انتخابى تماما آزادانه باشدּ
ماده ٥
اين اعلاميه بر اين اساس استوار است كه حقوق تمامى جمعيتهاى زبانى مساوى و مستقل از موقعيت اين زبانها به عنوان زبان رسمى٬ محلى و يا اقليتى بودن مىباشدּ در اين اعلاميه٬ تعبيراتى مانند محلى و يا اقليتى بكار برده نشده اند زيرا - هرچند در بعضى موارد مشخص٬ شناسانى زبانها به عنوان اقليتى و يا محلى مىتواند احقاق برخى از حقوق معين را تسهيل نمايد- با اينهمه٬ اين و ديگر تعابير جرح و تعديل كننده٬ غالبا براى اعمال محدوميت بر حقوق جمعيتهاى زبانى بكار برده مىشوندּ

ماده ٦
اين اعلاميه اعلام مىكند كه نمىتوان تنها بر اين مبناء كه يك زبان٬ زبان رسمى دولت است و يا به طور سنتى براى مقاصد ادارى و يا برخى از فعاليتهاى فرهنگى مشخص در يك سرزمين بكار رفته است٬ آنرا "زبان خاص سرزمين" بشمار آوردּ
 
عنوان اول: اصول عمومى
ماده ٧
١- همه زبانها بيان هويتى جمعى و راهى مجزا براى درك و توصيف واقعيت اند و بنابراين مىبايست كه از همه شرايط لازم براى گسترش و پيشرفتشان در همه نوع فعاليت و كاركرد برخوردار باشندּ
٢- همه زبانها محصول آفرينش جمعى بوده و به عنوان ابزار همبستگى٬ تعيين هويت٬ ارتباط و افاده خلاق براى استفاده فردى در درون يك جمعيت٬ در دسترس همگان قرار دارندּ
 ماده ٨
١- همه جمعيتهاى زبانى از حق سازماندهى و مديريت منابع خويش٬ براى تضمين نمودن كاربرد زبانهايشان در همه فعاليتها در درون جامعه برخوردارندּ
٢- همه جمعيتهاى زبانى محق اند كه بر هرگونه وسائط لازمه ممكن براى تضمين نمودن انتقال و پيوستگى زمانى زبان خود دسترسى داشته باشندּ
ماده ٩
همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه سيستم زبانى خود را٬ بدون مداخلات اجبارى و يا القائى٬ تنظيم و  استاندارديزه نموده٬ حفظ٬ توسعه و ارتقاء دهندּ
ماده ١٠
 ١- همه جمعيتهاى زبانى داراى حقوق برابرندּ
٢- اين اعلاميه تبعيض بر عليه جمعيتهاى زبانى را غيرقابل قبول مىداند٬ فارغ از آنكه اين تبعيض بر مبناى درجه حاكميت سياسى مستقل جمعيت زبانى؛ موقعيت تعريف شده آن جمعيتها از لحاظ اجتماعى٬ اقتصادى و يا ديگر لحاظها؛ درجه استاندارديزه شدن٬ مدرنيزاسيون و يا به روز شدگى زبانهايشان و يا هر معيار ديگرى اعمال گرددּ
٣- همه گامهاى ضرور براى تحقق اصل برابرى و به جا آوردن موثر آن مىبايست برداشته شوندּ
 ماده ١١
همه جمعيتهاى زبانى از حق دستيابى به و استفاده از همه وسائط ترجمه به ديگر زبانها و يا ترجمه از ديگر زبانها٬ كه براى تضمين نمودن اعمال و برخوردارى از حقوق ذكر شده در اين اعلاميه ضرورى باشند٬  برخوردارندּ
ماده ١٢
١- هر كس حق دارد كه كليه فعاليتهاى خود را در محيطهاى عمومى به زبان خويش به جا آورد؛ به شرط آنكه آن زبان٬ "زبان خاص سرزمينى" محلى باشد كه وى در آن ساكن استּ
٢- هر كس حق دارد كه زبان خود را در محيط هاى شخصى و خانوادگى بكار بردּ
 ماده ١٣
١- هر كس حق دارد كه زبان خاص سرزمينى (زبان نياخاكى) خود را كه در آن زندگى مىكند بياموزدּ
 ٢- هر كس حق دارد كه چند زبانه شود و بر اساس تضميناتى كه دراين اعلاميه براى كاربرد عمومى زبان خاص سرزمينى (زبان نياخاكى) تثبيت شده اند٬ و بدون هيچ گونه پيشداورى٬ مناسبترين زبانى را كه موجب پيشرفت شخصى و يا تحرك اجتماعى وى مىگردد آموخته و بكار بردּ    
ماده ١٤
تدابير اين اعلاميه نمىتوانند به طرزى تفسير شوند و يا بكار روند كه به نرمها و يا رويه هاى عملى ناشى از موقعيت داخلى و يا بين المللى يك زبان - كه براى كاربرد آن زبان در سرزمين خود مناسبتتر مىباشند- زيان برسانندּ
 
عنوان دوم: رژيم جامع زبانى
 
بخش اول: ادارات دولتى و نهادهاى رسمى
ماده ١٥
١- همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه در سرزمين- قلمرو خود به طور رسمى بكار برده شوندּ
٢- همه جمعيتهاى زبانى از اين حق برخوردارند كه تمام اسناد ادارى٬ مدارك شخصى و دولتى و قيديات محضرهاى عمومى ثبت شده به زبان خاص سرزمينشان (زبان نياخاكىشان)٬ معتبر و قابل اجراء شناخته شوندּ و هيچ كس و مقامى نمىتواند تظاهر به ناديده گرفتن و بىخبرى از اين زبان بنمايدּ
ماده ١٦
همه اعضاى يك جمعيت زبانى حق دارند كه با مقامات دولتى به زبان خويش ارتباط برقرار كرده و اعتناء متقابل در زبان خود را از آنها دريافت كنندּ اين حق همچنين بخشهاى مركزى٬ سرزمينى٬ محلى و تقسيمات فرامنطقه اى٬ شامل سرزمينى كه زبان مورد نظر٬ زبان خاص نياخاكى آن مىباشد٬ را فرامىگيردּ
ماده ١٧
١- همه جمعيتهاى زبانى از اين حق برخوردارند كه به همه اسناد و مدارك رسمى كه به نحوى مربوط به سرزمين نياخاكى يك زبان مىباشد٬ تهيه شده در زبان خودشان دسترسى داشته و آنها را كسب نمايند٬ چه اين چنين مداركى چاپى٬ قابل خواندن با ماشين و يا در هر فرم ديگرى بوده باشدּ
٢- فرمها و اسناد ادارى استاندارد٬ چه در شكل چاپى و چه در شكل قابل خواندن توسط ماشينها و يا به هر فرم ديگر٬ بايد به همه زبانها تهيه شده و در محلهاى قابل دسترسى براى عموم و استفاده آنها قرار گيرندּ اين خدمت بايد توسط مقامات دولتى به شكلى انجام پذيرد كه همه سرزمينهايى را كه براى يك زبان٬ سرزمين خاص زبانى (نياخاكى) شمرده مىشوند تحت پوشش قرار دهدּ    
ماده ١٨
١- همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه قوانين و ديگر ملاحظات قانونى كه به نحوى به آنها مربوط مىشود٬ به زبان خاص سرزمينىشان (زبان نياخاكشان) تهيه و منتشر شوندּ
٢- مقامات دولتى كه در حوزه حاكميت خود٬ داراى بيش از يك زبان خاص سرزمينى (زبان نياخاكى) تاريخى هستند٬ مىبايست همه قوانين و مقررات ديگر قانونى و حقوقى داراى ماهيت عمومى را٬ به تك تك اين زبانها تهيه  و منتشر سازندּ فارغ از اينكه متكلمين به هر كدام از اين زبانها قادر به فهم زبانهاى ديگر باشند و يا نهּ     
ماده ١٩
١- زبان رسمى همه مجالس نمايندگى٬ مىبايست زبان(هاى) به طور تاريخى رايج در سرزمينهايى كه نمايندگان ٬ نمايندگى آن را بر عهده دارند باشدּ  
٢- اين حق همچنين شامل زبانهاى جمعيتهاى زبانى سكنى گزيده در مناطق جغرافى پراكنده كه به آنها در بند ١ پاراگراف چهار اشاره گرديد نيز مىشودּ    
ماده ٢٠
١- هركس حق دارد زبانى را كه به طور تاريخى در يك سرزمين به آن تكلم مىشود - هم به شكل شفاهى و هم به شكل نوشتارى- در محاكم و دادگاههاى قضائى واقع در آن سرزمين بكار بردּ محاكم قضائى بايد در امورات داخلى خود٬ زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكى) را بكار برند و اگر بنا به سيستم حقوقى فعلا موجود در كشور٬ ضرورتى به ادامه جريان محاكمات در محلى ديگر موجود باشد٬ مىبايد به كاربرد زبان اصلى در محل جديد همچنان ادامه داده شودּ
٢- هر كس حق دارد كه در تمام موارد٬ به زبانى كه آنرا درك مىكند و قادر به تكلم به آن است محاكمه شود٬ همچنين حق دارد كه از خدمت مترجمى مجانى بهره مند گرددּ
ماده ٢١
همه جمعيتهاى زبانى حق ثبت و بايگانى مدارك و اسناد به زبان سرزمينى خود (زبان نياخاكى) توسط محضرهاى عمومى را دارا مىباشندּ  
ماده ٢٢
همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه مدارك تائيد شده آنها توسط ثبت اسناد٬ محضرهاى عمومى و يا ديگر ماموران صلاحيتدار دولتى٬ به زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكى) محل خدمت ماموران دولتى و يا محضرهاى عمومى تهيه و تنظيم شوندּ
   
بخش دوم: تحصيل
ماده ٢٣
١- آموزش و تحصيل مىبايست در سرزمينى كه در آن عرضه مىگردد٬ به تشويق افاده فرهنگى خود از سوى جمعيت زبانى٬ كمك نمايدּ
٢- آموزش و تحصيل مىبايست در سرزمينى كه عرضه مىشود٬ به حفظ و توسعه زبانى كه يك جمعيت زبانى به آن سخن مىگويد يارى رساندּ
٣- آموزش و تحصيل همواره مىبايست در خدمت تكثر و تنوع زبانى و فرهنگى و روابط آهنگدار بين جمعيتهاى زبانى گوناگون در سراسر جهان باشدּ
٤- در بستر اصول پيش گفته٬ هر كس حق دارد كه هر زبانى را بياموزدּ
ماده ٢٤
همه جمعيتهاى زبانى حق دارند در باره گستره حضور زبانشان٬ به عنوان زبان رابط و به عنوان زبان مورد مطالعه٬ در تمام سطوح تحصيلى در سرزمين خود (پيش دبستانى٬ ابتدائى٬ متوسطه٬ حرفه اى و فنى٬ دانشگاهى و آموزش بزرگسالان) تصميم بگيرندּ
ماده ٢٥
همه جمعيتهاى زبانى از حق دستيابى و كاربرد همه منابع انسانى و مادى لازم براى تضمين نمودن حضور زبانشان در همه سطوح تحصيلى در نياخاك خود٬ از قبيل آموزگاران ورزيده٬ روشهاى آموزشى مناسب٬ كتب و متون درسى٬ منابع مالى٬ تجهيزات و ساختمانها٬ تكنولوژى هاى سنتى و مدرن و در وسعتى كه خواهان آنند برخوردار مىباشندּ
ماده ٢٦
همه جمعيتهاى زبانى محق اند از تحصي&#