http://www.bbcpersian.com

16:42 گرينويچ - يکشنبه 04 فوريه 2007 - 15 بهمن 1385

طرح تدريس زبان چينی و عربی در مدارس انگلستان

به دنبال درخواست نمايندگان پارلمان بريتانيا از آموزش و پرورش اين کشور برای بازنگری دروس مقاطع راهنمايی و دبيرستان در انگلستان، مقامات اين وزارتخانه پيشنهاد کرده اند که اين مدارس می توانند به جای زبان های اروپايی، زبان چينی يا عربی آموزش بدهند.

طرح پيشنهادی "اداره نظارت کننده بر کيفيت امتحانات و مدارک تحصيلی" (QCA)، روز دوشنبه (پنجم فوريه) تحت بررسی پارلمان قرار می گيرد.

در حال حاضر مدارس راهنمايی و دبيرستان های انگلستان موظف هستند يک زبان اصلی اروپايی را آموزش بدهند.

آلن جانسون، وزير آموزش و پرورش بريتانيا، در اين ارتباط گفته است که به باور وی افزودن زبانهايی که می توانند به پيشرفت اقتصادی و همچنين يکپارچگی اجتماعی کمک کنند، اقدامی درست است.

بنابه اين پيشنهاد مدارس انگلستان لازم نيست که فقط زبان فرانسه، آلمانی و اسپانيايی آموزش بدهند بلکه می توانند ماندارين، اردو و عربی را نيز آموزش بدهند.

آقای جانسون گفت: "نوجوانان بايد بدانند دانستن زبان های خارجی به اشتغال آنها در آينده کمک زيادی می کند. ما اگر می خواهيم در اقتصاد جهانی رقابت کنيم بايد آموزش زبان در مدارس خود را بهتر و متنوع تر کنيم."

تب فراگيری ماندارين

برخی از والدين در بريتانيا - که شمار آنها در ميان طبقه مرفه انگلستان قابل توجه است - باور دارند که در 20 سال آينده حضور اقتصادی و بين المللی کشور چين حتی بيش از امروزه خواهد بود و به همين دليل فراگيری زبان ماندارين برای دوران بزرگسالی فرزندان آنها بسيار مفيد خواهد بود.

البته اين باور که چين مهيا کننده فرصت ها و مشاغل جديد است تنها به بريتانيا محدود نمی شود.

برت لوجوی، عضو يک مرکز آمريکايی آموزش زبان خارجی، می گويد در اين کشور نيز شمار کودکان و نوجوانانی که به يادگيری زبان چينی روی آورده اند، سير صعودی داشته است.

در بريتانيا نهاد دولتی مسئول آمارگيری مسائل مربوط به آموزش عالی می گويد تعداد دانشجويانی که در دانشگاه ها زبان چينی را به عنوان واحد اصلی خود انتخاب کرده اند از سال 2002 تا سال 2005 دو برابر شده است. بيشتر کشورهای غربی نيز شاهد رشد مشابهی بوده اند.

جورج زانگ، مدير موسسه کنفوسيوس که از سوی دولت چين برای ترويج زبان ماندارين فعاليت می کند، می گويد: "انگليسی زبانها خيلی خوش شانس هستند، چون هر جا بروند کسانی را پيدا می کنند که انگليسی صحبت می کنند. حتی در چين هم اين موضوع صدق می کند. اما اگر شما می خواهيد با چين و چينی ها کار کنيد - چه در عرصه تجارت و چه زمينه های ديگر - بايد زبان ماندارين را ياد بگيريد تا تفاوتهای فرهنگی نهفته در تنوع زبانی را بهتر درک کنيد."

پروفسور ديويد کريستال، که برنامه ای را در مورد کارکرد زبان و تغييرات آن راه اندازی کرده است، می گويد: "تنها اهميت اقتصادی چين باعث ترغيب انگليسی زبانان به آموختن زبان ماندارين نشده است. برخی اوقات تغييرات جمعيتی نيز عامل مؤثری در اين رابطه بوده است."

وی می گويد: " کشورهای غربی، بويژه آمريکا، بريتانيا و استراليا، به طور روزافزونی چند فرهنگی و چند قومی شده اند.شهر لندن در جهان امروز يک نمونه برجسته از جامعه چند فرهنگی است؛ در اين شهر مردم به حدود ۳۰۰ زبان سخن می گويند. اکنون سنت انحصاری بودن زبان انگليسی تغيير کرده است و به نظر من يکی از عوامل تأثيرگذار زبان چينی بوده است. کسانی که قبلا می توانستند به کمک زبان انگليسی راه خود را در جهان بيابند، اکنون احساس می کنند که بايد با کسانی که چند زبانه هستند، رقابت کنند."

البته بايد در نظر داشت که با اينکه شمار افراد راغب به يادگيری زبان ماندارين افزايش داشته، اين به اين معنی نيست که زبان ديگری جای زبان انگليسی را به عنوان يک زبان بين المللی بگيرد. رويدادهای تاريخی نشان می دهد که تمامی زبانهای مسلط بين المللی پيش از اين به صحنه آمده و رفته اند.

پروفسور کريستال در اين رابطه می گويد: "به نظر من هر زبانی اين قابليت را دارد که جايگاه جهانی پيدا کند. اين موضوع بستگی به قدرت مردانی دارد که به آن زبان سخن می گويند: قدرت سياسی، قدرت فن آوری، قدرت فرهنگی و قدرت مذهبی. اگر شرايط خاصی روی دهد ممکن است مثلا زبان چينی يا هندی در سطح جهان به صورت جدی مطرح شود. پول سخن می گويد. در شرايط حاضر زبانی که به پول به آن حرف می زند، دلار است. اما ممکن است هميشه اين وضعيت باقی نماند."

برای انگليسی زبانان در اطراف جهان يادگيری يک زبان خارجی عمدتا يک فعاليت مربوط به اوقات فراغت و يا در حاشيه عرصه اشتغال بوده است. اما وقتی کودکان امروز به بزرگسالی برسند، دست کم برای برخی از آنها، صحبت به زبان چينی ماندارين اهميت بيشتری خواهد يافت. والدين آنها اطمينان دارند که به اين ترتيب در جهت امواج دريا شنا کرده اند.