عيد خيدير
نبي بر ملت
ترك مبارك
باد!
سٶزوموز
يئلگون- ٠٢
بوزآي- ٢٠٠٧-
دونوز ايلي
ماه گذشته
ماه عيد "خيدير
نبي بايرامي"،
يكي از مردمي
ترين اعياد
ملت ترك و
مملكت
آزربايجان
بود. من اين
عيد مهم
دنيوي-مردمي
سرزمين
آزربايجان،
كه در اثر
تهاجم
گسترده
فرهنگي
مدنيتهاي
حاكم منطقه
اي و جهاني و
غفلت و
ناآگاهي
نخبگان
فرهنگي در
شرف متروك
شدن است، را
به ملت ترك و
همه
آزربايجانيان
از هر ملت و
مليت تبريك
مي گويم.
تورك
خالقينين
خيدير نبي
بايرامي
قوتلو
اولسون!
عيد خيدير
نبي بر ملت
ترك مبارك
باد!

امسال نيز
مانند
سالهاي
گذشته،
خيديرنبي
بايرامي،
اين عيد
مردمي و
دنيوي
آزربايجاني
از سوي
نخبگان،
روشنفكران،
فرهنگيان و
رسانه هاي
ترك و
آزربايجاني،
در ميان
روزها و
سالگردهاي
پررنگي
مانند "سالروز
قتل عام مردم
اورمو،
سالماس، خوي
و ... توسط جيلو-داشناكها"،
"دونيا
آناديلي
گونو-روز
جهاني زبان
مادري"،
سالروز"خوجالي
قيرغيني- قتل
عام خوجالي"
و قبل از آن "عاشورا
ياسي- ماتم
عاشورا"، "آداق
بايرامي-عيد
قربان"، "سئوگيليلر
گونو-روز
والنتاين" و
همچنين "دونيا
قادينلار
گونو-روز
جهاني زن" و "سالگرد
سقوط آخرين
دولت ترك و
آزربايجاني –
قاجار"، "ارگه
نه قون
بايرامي-عيد
نوروز"
آينده و .... بار
ديگر مورد بي
مهري قرار
گرفت و به
بوته
فراموشي
سپرده شد.
در تقويم ملت
ترك و
آزربايجان
دو دسته از
عيدها وجود
دارند.
عيدهاي ديني-مذهبي
صرف و عيدهاي
دنيوي-مردمي.
از عيدهاي
ديني-مذهبي
صرف مي توان
دو عيد
مسلمانان
اورتودوكس
يعني "آداق
بايرامي" (عيد
قربان) و "اوروجلوق
بايرامي" (عيد
فطر) را نام
برد. دو
مهمترين عيد
دنيوي-مردمي
ملت ترك و
آزربايجان
نيز "ارگه نه
قون بايرامي"
(عيد نوروز) و "خيدير
نبي بايرامي"
(عيد خضرنبي)
است. "ارگه نه
قون بايرامي"
(عيد نوروز)
اگرچه
محبوبترين
عيد دنيوي و
مردمي ملت
ترك و مملكت
آزربايجان
است، به هيچ
وجه تنها عيد
دنيوي و
مردمي ملت
ترك و مملكت
آزربايجان
نيست. البته
بايد
يادآوري كرد
گرچه اين دو
عيد، به
درستي به
عنوان
اعيادي
دنيوي-مردمي
دسته بندي
ميشوند، با
اينهمه هم
براي
گروههاي
خاصي داراي
بار و مفهومي
ديني-مذهبي
مي باشند. به
عنوان نمونه
گروههاي
جعفري، علوي (قزلباش-بكتاشي)
و بهائي ترك
معاني و
مفاهيم جديد
بسياري را بر
عيد نوروز
اسناد كرده
اند، بدان حد
كه اين روز
اكنون براي
اين گروهها
داراي معني و
بار مذهبي و
يا ديني نيز
گشته است
ميباشد. مثلا
روز عيد
نوروز به
اعتقاد
علويان ترك –
كه آنرا "علي
گئجه سي"
مينامند- روز
تولد حض. علي
است. همچنين
عيد
خيديرنبي،
براي علويان
ترك (قيزيلباش-بكتاش)،
عيدي ديني-مذهبي
است.
مولفه هاي
فرهنگي،
ديني و زباني
آسيميلاسيون
ملل ايراني
در ايران
ملتهاى
مختلف
طبيعتا
داراي
مشتركات و
تفاوتهاى
بسيارند. به
مشتركات
همانقدر
بايد احترام
گذارد كه به
تفاوتها و
تفاوتها را
همانقدر
بايد پذيرفت
كه مشتركات
را و اين هر دو
را همزمان و
به يك اندازه
مي بايد حفظ
كرد و پاس
داشت. اما
نزديك به يك
قرن است كه
آسيميلاسيون
فرهنگ
مردمي، ديني-مذهبي
و زباني و ...
ملل ايران با
هدف از بين
بردن
تفاوتها و
ويژگيهاي
ملي و ايجاد
مشتركات
صنعي جديد و
بي پايه
تحميلي، به
سياست رسمي
نخبگان
قوميتگراي
فارس و ماشين
فرهنگي و
سياسي دولت
پهلوي و سپس
جمهوري
اسلامي
ايران تبديل
شده است.
سياست
آسيميلاسيون
فرهنگ مردمي
و يكسانسازى
و فارسسازى
ملل ايرانى -
كه همزمان و
به طور
هماهنگ و همه
جانبه توسط
نهادهاي
رسمي و دولتي
و نخبگان
فرهنگي و
دانشگاهي و
سياسي فارس
به پيش رانده
مي شود - را
بيشك ميبايد
مصداق نسل
كشي فرهنگي و
نابودسازي
تفاوتها
دانست. برخي
از مولفه هاي
اين سياست كه
در تعامل و
مواجه با
فرهنگ ملل
ساكن ايران و
واقعيت
چندفرهنگي
بودن اين
كشور و مردم
از سوي
نخبگان قوم
فارس و دولت
بكار گرفته
مي شوند
عبارتند از:
- جعل، مصادره
و تصاحب
فرهنگ
مردمي، سنن،
آداب، رسوم و
آئينهاي
گوناگون
ملتهاى
مختلف مانند
اعياد،
جشنها و
روزهاي
تاريخي
مردمي،
بويژه
مشتركات
فرهنگي ملل
ايراني و
منطقه و جا
زدن آنها به
نام فرهنگ و
اعياد
فارسى،
ايرانى و
آريائى
- اغراق و بزرگ
نمودن سهم
فرهنگي قوم
فارس و
كوچكنمائي و
يا نفى سهم
ديگر تمدنها
و ملتها در
فرهنگ مشترك
و تاريخ تمدن
بشرى و منطقه
- سعي بر زدودن
حافظه
تاريخي و به
فراموشي
سپردن سنن،
آئينها و
روزهاي
مردمي-تاريخي
ملت ترك و
آزربايجانيان
كه با دو روش
فوق قابل
تصاحب و يا
نفي نيستند
از حافظه
تاريخي و
حيات معنوي
ملت ترك
- در صورت عملي
نبودن اجراي
آمال فوق،
خالي و تهي
نمودن درون و
ماهيت سنن و
روزهاي
مردمي تركي-آزربايجاني
از تركيت و
آزربايجانيت،
تزريق مضمون
و محتوي جعلي
و مسموم
آريايي،
ايران زميني
و فارسيت به
جاي مضامين
اصيل و
نخستين
- همزمان در
جبهه رواني و
تبليغاتي،
تبليغ و جا
انداختن اين
گفتمان و
ادعاي
راسيستي
فارسي كه
گويا مملكت
آزربايجان و
خلق ترك فاقد
هر گونه جشن
مردمي و عيد
ملي-تاريخي
ویژه از آن
خود بوده و
نيز اينكه
همه جشنها و
اعياد ملي
مردمي
آزربايجان و
تركان ايران
در اعياد
ديني مشترك
مانند عيد
فطر و عيد
قربان و يا
اعياد فارسي-ايراني
مانند عيد
نوروز خلاصه
مي شود
.........
زمان حفظ
تاريخ و
ثروتهاي
معنوي خود
رسيده است
انسان
موجودي
بالفطره
نماد ساز و
آئينها و
رفتارهاي
آييني
مجموعه هايي
نمادين اند.
مبداء
بسيارى از
رفتارهاى
آرمانى و
آئينى،
اعياد
تاريخي،
جشنهاي
مردمي و آداب
و سنن مربوطه
را مي توان در
فرهنگ جوامع
باستانى و در
عصر حاكميت
فرهنگ
اساطيرى بر
انديشه بشري
پيدا نمود. در
گذشته
بسياري از
آيينها و
رفتارهاي
آئيني مانند
برپائي برخي
از مراسم،
جشنها و
اعياد، بار
ديني،
اعتقادي،
آئيني و
مفهوم
معيشتي و ...
داشته اند.
اينگونه
رفتارها در
طول زمان
چيزهايى از
دست داده و
همزمان
چيزهايى
تازه اخذ
كرده، در
مكانهاي
گوناگون
صورت و معناى
خود را با
ساختار
اجتماعى و
فرهنگى آن
مكان تطبيق
داده و مدام
تغيير يافته
اند. برخي از
آيينهاى
نشات گرفته
از سنن دوران
اساطيرى
ناتوان از
تحول و
سازگاري با
دوره ها و
مكانهاي
جديد كاملا
متروك و
فراموش شده
اند. بسياري
نيز مفهوم و
نقش اوليه
آئيني-آرمانيشان
را از دست
دادهاند و
تنها در سايه
تحول معنائي
و سازگاري
كاركردي با
زندگى مردم
امروزين
توانسته اند
هنوز و به
درجات مخلتف
در زندگى
اجتماعى،
فرهنگى،
اقتصادى و
ياد در حيات
دينى و مذهبى
و رفتارهاى
معنوى مردم
جامعه فعال
باقى بمانند.
آيينهاى
بهاري اعياد
"خيدير نبي
بايرامي"، "ارگه
نه قون" (نوروز)
و "خيديرائللئز
بايرامي" و
روزهاي
وابسته "يلدا
گئجه سي"، "اودگونو
سورو"، "سئيران
گونو"،... از
اين دسته
رفتارهاى
فرهنگى
هستند كه
هنوز در
جامعه كنونى
آزربايجان و
فرهنگ مردمي
ملت ترك
بازماندهاند
و كم و بيش
كاركرد سنتي
خود را در
ميان گروههايى
از مردم حفظ
كردهاند.
آيين و سنن و
جشنهاي
سالانه "خيدير
نبي بايرامي"
يكي از دو عيد
بسيار
باستاني و
مهم مردمي و
دنيوي است كه
خلق ترك در
طول ساليان
دراز آنرا
گرامي داشته
است. (ديگري "ارگه
نه قون
بايرامي" و
يا عيد نوروز
است). اين آيين
و عيد عليرغم
غفلت و از
خودباختگي
فرهنگي
بسياري از
روشنفكران و
نخبگان ترك و
آزربايجاني
نمرده و هنوز
نيز از طرف
توده هاي
خلقمان در
ايران (همدان٬
فراهان٬
اردبيل٬
ايلخيچي٬
اورمو٬
تبريز٬
خالخال٬
اوسكو ٬
ناخجيوان،
شيروان،
باكي، ּּּּ) و
قفقاز و
آسياي صغير
عزيز
نگهداشته مي
شود. مبالغه
نيست اگر
گفته شود اين
عيد كه بنا به
تقويم تركي
باستاني
دوازده
حيواني در
آغاز سال
جديد جشن
گرفته مي
شود، يكي از
تركترين،
آزربايجاني
ترين و
غيرفارس-غيرفارسستاني
ترين اعياد و
سنني است كه
خلق ترك
توانسته تا
به امروز
آنرا حفظ
كرده برساند.
عيد و
آئينهاي "خيدير
نبي بايرامي"
حول و حوش
شخصيت "خيدير-خضر"
و "ائللئز-ايلياس"،
دو شخصيت
ميستيك و
ميتولوژيك
باستاني
تشكل پيدا
نموده اند. (براي
خواندن
مقاله اي
مفصل در باره
"عيد خيدير
نبي" به زبان
تركي لطفا به اينجا
مراجعه كنيد).
عيد خيدير
نبي مدرن
اعياد دنيوي-مردمي،
ديني-مذهبي و
تاريخي "مختص"
به خلق ترك و
آزربايجان
مانند "خيدير
نبي بايرامي"
و "خيديرائللئز
بايرامي"،
كه نماد تشخص
ملي و تمايز
مذهبي خلق
ترك و مملكت
آزربايجان
از قوم
فارسند،
داراي
كاركردي
دوگانه اند:
يكي به عنوان
آئيينها و
مراسمي
مردمي-تاريخي
و ديگري به
مثابه
نمادهايي در
مقابله با
آسيميلاسيون
دوگانه ملي-ائتني-فرهنگي
و
آسيميلاسيون
ديني-مذهبي-اعتقادي
ملت ترك و
آزربايجان
از سوي قوم
مسلط فارس. با
توجه به نكته
فوق و همچنين
موضع
قوميتگرايان
فارس و دولت
در امحاء
چنين آداب و
مراسم و
آئيينهايي
كه مختص ملت
ترك و
آزربايجان
بوده و يا
صبغه غليظ
تركي-آزربايجاني
دارند،
تجديد حيات
سنن و آداب
تركي، كشف،
احيا و رايج
نمودن
دوباره آنها
امري حياتي و
نيازي واقعي
است.
در واقع آنچه
كه امروز در
آزربايجان
بزرگ روي مي
دهد نشان از
وقوف تدريجي
به اين امر
حياتي و چالش
در يافتن
پاسخهاي
متناسب به آن
است. امروز پس
از دهه ها
آسيميلاسيون
و طرد نمودن
آداب و رسوم و
نمادهاي ملي
تركي از طرف
دولتها و
نخبگان در هر
سه سوي ارس (سوي
سوم تركيه و
يا مصب ارس
است)، اكنون
تركان در
ايران و
آزربايجان
با آغوش باز
به استقبال
هر نوع سنن و
آداب ملي
تركي خود مي
روند. در
ايران نسل
جوان و
هويتجو تشنه
سنن و
نمادهاي ملي
ترك، از
مراسم
آئييني
گرفته تا
البسه
عشايري
تركي، از
موسيقي
آشيقي تا
تقويمهاي
مردمي تركي
است. حتي
مدرنيست
ترين
روشنفكران
ترك و
آزربايجاني
نيز سنن و
مراسم ملي و
مردمي تركي
را براي قرن
٢١ دوباره
كشف مي
نمايند. در
همين
استقامت در
سالهاي
اخير،
برگزاري و
گراميداشت
روزهاي
گوناگون به
مناسبتهاي
رنگارنگ،
يكي از
بارزترين
نشانه هاي
بازگشت به
هويت تركي-آزربايجاني،
كندوكاو در
هويت ملي
خود، اعتراض
و شورش در
برابر سياست
هويتزدائي
از چهره
آزربايجان و
نسل كشي
فرهنگي كه بر
عليه ملت ترك
در جريان است
مي باشد.
امروزه اين
اعياد و
روزهاي
مردمي همراه
با كاركرد
سنتي خود، به
ايفاي نقش ها
و كاركردهاي
نوين به شكل
سمبلهاي
هويت طلبانه
و ابزاري
نمادين براي
اعتراض به
دكترين و
ايدئولوژيهاي
رسمي دولتي-فارسي
آغاز كرده
اند. به همين
جهت "خيدير
نبي بايرامي"
كه امروز جشن
گرفته مي
شود، -هرچند
در نحوه
برگزاري آن
تغييرات
بسيار
ناچيزي در
طول قرنها
حادث شده است-
رسالتى خاص
بر عهده دارد
و ديگر آن "خيدير
نبي بايرامي"
نيست كه خلق
ترك قرنها
پيش آنرا
برگزار مي
كرد.
آنچه در
مراسم عيد
مردمي "خيدير
نبي" جالب
توجه است اين
است كه اين
بار اين عيد
تنها از سوي
مردم و توده
ها نه، بلكه
از طرف
روشنفكران و
نخبگان نيز
گرامي داشته
مي شود. در
سالهاي اخير
با اوج جنبش
هويت طلبي
ملت ترك و
بازگشت به
شعائر ملي
تركي در دو آن
سوي ارس (مراد
تركيه و
جمهوري
آزربايجان
است)، عيد
خيدير نبي
هميشه موجود
و زنده در
ميان توده
هاي ترك نيز،
آرام آرام و
دوباره آغاز
به بازگشت به
ميان
روشنفكران
كرده است.
بسياري از
اين
روشنفكران
كه عمدتا نه
بر مذهب علوي
قزلباشي اند
و نه جز دين
باوران و
دينداران
بشمار مي
روند تا اين
اواخر چيز
بسيار اندكي
در باره عيد "خيدير
نبي بايرامي"
مي دانستند.
بسياري از
برگزاركنندگان
مراسم "عيد
خيدير نبي"
توسط نشريات
و كتابها و
اينترنت در
باره اين عيد
تفسيرهاي
مدرن آن
آگاهي پيدا
كرده اند و
اين تجربه اي
كاملا نو است.
در ضرورت
بازيابي و
جدا نشدن
نخبگان از
فرهنگ مردمي
با اينهمه و
با تاسف
بسيار، هنوز
در جنوب ارس،
در ميان
روزهائي كه
در دهه اخير
به عنوان
بخشي از
رپرتوار
جنبش ملي
دمكراتيك
ترك از سوي
روشنفكران و
نخبگان
گراميداشته
مي شوند،
بسياري از
روزهاي
مردمي
آزربايجان
كه توده هاي
ترك آنها را
عزيز مي
شمارند و در
رابطه با سنن
و آداب و رسوم
و باورهاي
مردمي و
احيانا
اساطيري،
ديني مذهبي
ايشان است
جايي ندارد.
در هيچكدام
از رسانه ها و
نشريه هاي
تركي و
آزربايجاني
كوچكترين
اشاره اي به
اعياد مردمي
خلق ترك
مانند "خيدير
نبي بايرامي"
نمي شود.
آنچنانكه مي
توان گفت
آيين و سنن
مردمي و
تاريخي با بي
مهري
روشنفكران و
نخبگان و
فعالان
سياسي ترك و
آزربايجاني
روبرو شده
است. بويژه در
ميان نسل
محافظه كار
متاثر از
تربيت و
فرهنگ فارسي
و روسي، در
جنوب و شمال،
نوعي گريز از
بازگشت به
سنن و آداب
رسوم تركي
اصيل،
مقاومت در
مقابل تعريف
هويتي ترك و
آزربايجان
مركز، و حتي
تركي سازي
چهره و زبان و
خط
آزربايجان
وجود دارد. (بسياري
از فعالين
ترك و
آزربايجاني
داراي
پيشينه شيعي
و از شهرهاي
نسبتا بزرگ
اند. متروك
شدن بسياري
از مولفه هاي
هويتي تركي و
از جمله
مراسم و
آئيينهاي
ملي و مردمي
تركي مانند "خيدير
نبي بايرامي"،
در ميان
طبقات
فوقاني
اجتماع،
تركان جعفري
شيعه و در
شهرهاي بزرگ
آزربايجان،
واقعيتي
معلوم است).
ايجاد
روزهاي
سياسي صرف
اگر كه جدا از
توده مردم و
ذهنيت و
باورها و
روحيات آنها
باشد و زمينه
اي در ميان
سنن و آداب و
رسوم و توده
مردم نداشته
باشد چندان
معنيدار و
منطقي نيست.
روزهاي
سياسي صرف (٢١
آذر، ٢٦ آزر
روز كتاب
تركي و
كتابسوزي
فارسان، ....) و
يا فوق
العاده
فراملي و
جهاني (آناديلي
گونو،
قادينلار
گونو،
سئوگيليلر
گونو، ايشچي
گونو،... )
مستقيما با
فرهنگ
تاريخي و
مردمي پيوند
ندارند.
البته وجود
چنين
روزهائي – به
موازات
روزهاي
تاريخي
مردمي توده
اي- براي
ادامه حيات
فرهنگي و ملي
هر ملت و
پيوند آن با
جهان معاصر و
فرهنگ مشترك
بشري و در متن
روند جهاني
شدن مفيد و
ضروري است.
اما آشنا
شدن، از خود
دانستن و
گراميداشت
روزهاي
مردمي و
تاريخي كه
خلق ترك آنها
را قرنها
عزيز شمرده و
برگزار مي
كند نيز، به
اندازه
ايجاد
روزهاي
سياسي جديد
امر و رفتاري
درست، نيكو و
واجب است.
گراميداشت
گسترده
روزهاي
مردمي و
تاريخي
مانند خيدير
نبي بايرامي
و داخل نمودن
آن به ويترين
جنبش هويت
طلبي تركي
همچنين مي
تواند وسيله
اي براي
پيوند و
گشودن باب
ديالوق و
فرصتي بسيار
پر ارزش براي
تماس با
گروههاي
فراموش شده
خلق ترك
مانند
روستائيان،
طبقات
پاييني
جامعه و
گروههاي
مذهبي به
حاشيه رانده
شده و ..... باشد،
كساني كه
چندان با
خواستها و
فعاليتهاي
سياسي هويت
خواهي اخير
در تماس
نبوده و جذب
آن نشده اند.
آشتي با سنن
مردمي تركي و
آزربايجاني
از جمله
مراسم
آئييني و
جشنهاي
سنتي،
همچنين مي
تواند جنبش
ملي
دمكراتيك
روشنفكري
معاصر را به
جنبش هويت
طلب واقعي و
مردمي
نزديكتر
ساخته و
لاجرم انرا
توده اي تر،
مليتر و
دمكراتيكتر
نمايد.
امروزه
پيشرفت سريع
علوم و
تكنولوژي،
روند جهاني
شدن و تشديد
سياستهاي
همه جانبه
آسيميلاسيونيست
فارسي، بار
مسئوليت
انديشمندان
و روشنفكران
ترك در تبديل
نمودن سنتها
و رسوم مردمي
به پشتوانه
معنوي ملت
ترك و نماد
جنبش هويت
طلبي مدرن
آزربايجان
را دوچندان
كرده است.
اعياد و
روزهاي
خيدير در
آزربايجان
در ميان ملت
ترك دو عيد
كاملا
متفاوت اما
مرتبط با نام
خيدير-خضر
وجود دارد.
يكي "عيد
خيديرايلياس"-
"خيديرائللئزXıdırellez
" ويا "هيديرائللئز
Hıdırellez"، ديگري "عيد
خيديرنبيXıdır
Nəbi". در بسياري
موارد هم در
جمهوري
آزربايجان
كه مدتهاي
مديد در معرض
سياستهاي
آسيميلاسيونيست
روسي و شوروي
بوده است و هم
در
آزربايجان
جنوبي كه
همزمان دچار
آسيميلياسيون
فرهنگي-ملي و
آسيميلاسيون
ديني-مذهبي
فارسي قرار
داشته است ،
اين دو عيد
كاملا
متفاوت به هم
آميخته مي
شود:
عيد
خيديرايلياس
(خيديرائللئز)-
٦ ام ماه مه -كٶچ
آيي (١٦
ارديبهشت):
نام ديگر اين
عيد روز-ي
خيدير است.
اين عيد
بيشتر در
تركيه و شبه
جزيره
بالكان در
كشورهاي
مقدونيه،
بوسني،
صربستان،
قاراداغ (مونتنگرو)،
كوسوا،
آلباني،
بلغارستان،
مولدووا و .... و
همچنين در
برخي مناطق
آزربايجان
گرامي داشته
مي شود. در
تركيه عيد
هيديرائللئز
توسط همه
تركان، اعم
از سني و غير
سني با شكوه
فراوان
گرامي داشته
ميشود. به
باور مردمي
جشن
خيديرايلياس،
روز يادبود
به هم آمدن دو
پيغمبر-اوليا
خيدير و
ايلياس (ائلي
جاه،
ايلييا،
ايلياسئس)
است. در اين
روز كه كار
كردن در آن
ناشايست
شمرده
ميشود، مردم
به شادماني و
پايكوبي
پرداخته در
مكانهاي
مناسب رقص
آييني سماه
اجرا كرده و
راكي (عرق
تركي)
مينوشند و
دختران جوان
براي زيبا
ماندن گل سرخ
مي كارند. در
اين روز مردم
از
قبرستانها
زيارت كرده و
براي روح
مردگان
خوراكيها
آماده مي شود.
در برخي نقاط
آزربايجان
از جمله
شهرستان
سييه زن در
حوالي باكو
در
آزربايجان
شمالي مراسم
عيد
خيديرائللئز
در ٦ مه به
عنوان روز
مولود خيدير
برگزار
ميشود. در اين
روز مردم به
زيارت
قدمگاه خضر
زنده رفته در
آن مكان نذر و
نياز كرده،
دعا مي
خوانند و
قربان مي
كنند.
خيدير نبي
بايرامي-
نخستين
پنجشنبه بعد
از روز ٣٠ ام
ژانويه و يا
اوجاق (اولين
پنجشنبه بعد
از ده بهمن):
در بسياري از
مناطق
آزربايجان
اين عيد را "قوردلار
بايرامي" (عيد
گرگها) مي
نامند. در
منطقه
اردبيل عيد "خيدير
نبي" با نام
شخصيتي به
نام "قورداوغلو"
در هم آميخته
است. در اين
منطقه سه روز
اول چلله
كوچك "قورداوغلو"
يا "خيديرنبي"
نام دارد. "خيدير
نبي بايرامي"
در تركيه
صرفا ميان
تركان علوي
قزلباش
شناخته شده و
عيدي مقدس و
ديني است. در
اين كشور
تركان سني
عيد خيدير
نبي را
برگزار نمي
كنند و تنها
عيد
خيديرايلياس
را گرامي مي
دارند.
اين عيد در
ميان تركان
جعفري و سني
آزربايجان
جنوبي و
ايران، معني
و مفهوم ديني-مذهبي
خويش را از
دست داده و به
عيدي كاملا
دنيوي و
مردمي با
ماهيت
غيرديني
تبديل شده
است. (كلا
شيعيان
جعفري ترك -كه
از سوي اسلام
فارسي عموما
و قرائت
فارسي شيعه
يعني
اماميگري
خصوصا در
معرض
آسيميلاسيون
ديني-مذهبي
قرار دارند-
بويژه در
شهرهاي بزرگ
بسياري از
مولفه هاي
اسلام تركي و
از جمله اين
عيد و سنن و
آداب و رسوم و
آئينهاي ملي
و مردمي تركي-
آزربايجاني
را فراموش
كرده اند). اما
در ميان
تركان علوي
قزلباش
ايران و
آزربايجان
جنوبي (به خطا
موسوم به اهل
حق) اين عيد
هنوز
اصيلترين و
مهمترين عيد
ديني به
شماررفته
هنوز هم به
شكلي بسيار
زنده و فعال
گرامي داشته
مي شود. بعضي
از گروههاي
اهل حق از ملل
و مليتهاي
ايراني زبان
كرد، زازا و
گوران نيز كه
قرنها تحت
تاثير فرهنگ
تركي بوده
اند، خيدير
نبي بايرامي
را به ياد ذات
مطلق علي، "عيد
علي حيدر" مي
نامند. به جز
گروههاي اهل
حق مذكور،
هيچ خلق، ملت
و مليت
ايراني زبان
اعم از فارس،
لار، بلوچ،
پشتون،
تاجيك،
مازني، گيلك
و ...... عيد خيدير
نبي بايرامي
را آنگونه كه
در
آزربايجان
رايج است و
خلق ترك آنرا
عزيز
ميدارد،
برگزار نمي
كنند و حتي از
آن آگاهي
ندارند.
روزهاي
خيدير (خيدير
گونلري) در
آزربايجان
در
آزربايجان (همدان٬
فراهان٬
اردبيل٬
ايلخيچي٬
اورمو٬
تبريز٬
خالخال٬
اوسكو٬
ناخجيوان،
شيروان،
بورچالي،
لاچين،
قوبادلي،
زنگيلان،
کلبه جه ر،
جبراييل،
فوضولي، ...)
آمادگي براي
فصل بهار از
مراسم و
آئينهاي "خيدير
نبي بايرامي
"كه پيش از "ارگه
نه قون
بايرامي" (عيد
نوروز)
برگزار مي
شود آغازمي
گردد و با "خيديرائللئز
بايرامي"
پايان مي
يابد. "خيدير
نبي بايرامي"
در تقويم
مردمي و
فصلهاي تركي (دٶنه
نجه لري) در
ميان پديده
هاي سالانه
تكرار شونده
اي مانند "ارگه
نه قون
بايرامي" (عيد
نوروز)، "يلدا
گئجه سي"، "كيچيك
و بٶيوك
قيرخجالار" (چيلله
لر)، و .... كه در
رابطه با
زمان سنجي و
گاهشماري
اند داراي
جايگاه مهمي
است، حتي در
تقويم تركي
يكي از
نامهاي ماه "كٶچ
آيي"، "خيديرايلياس
آيي" است. اين
عيد در
ارتباط
تنگاتنگ با
دو چلله بزرگ (بٶيوك
قيرخجا) و
چلله كوچك (كيچيك
قيرخجا) است:
- "بٶيوك
قيرخجا" (چلله
بزرگ): اين
چلله
سردترين چهل
روز سال است و
از ٢٢ آراليق-
دسامبر (اول
ماه دي) تا ٣٠
ام اوجاق-ژانويه
(دهم ماه بهمن)
ادامه دارد.
- "كيچيك
قيرخجا" (چلله
كوچك): چهل روز
پس از بٶيوك
قيرخجا كه
ملايمتر از
آن بوده و از
٣٠ ام اوجاق-ژانويه
(ده بهمن) شروع
ميشود و تا ١١
يئلين-مارس (٢٠
اسفند) ادامه
دارد.
- "بالا
قيرخجا" (چلله
خرد) و "بوز
قيرخجا" (چلله
خاكستري): در
بعضي مناطق
آزربايجان
٢٠ روز اول "كيچيك
قيرخجا" (بين
٣٠ اوجاق-ژانويه
و ٢٠ بوز-فوريه)
را "بالا
قيرخچا" و
بيست روز دوم
آنرا (بين ٢٠
بوز-فوريه و
١١ يئلين-مارس)
"بوز قيرخجا"،
"بوزآي"، "آغلار
گوله ر"، "هفت
البويوت" و ...
مي نامند.
در باره موعد
و مدت
برگزاري عيد
خيدير نبي در
ميان ملت ترك
و سرزمين
آزربايجان
يكساني و
توافق عمومي
وجود ندارد.
در اكثر
نواحي
آزربايجان،
"خيدير نبي
بايرامي" پس
از اتمام "بٶيوك
چيلله" و در
اولين
پنجشنبه پس
از آغاز "كيچيك
چيلله" يعني
اولين
پنجشنبه پس
از دهم بهمن و
يا سي ام
ژانويه آغاز
ميشود و سه
روز ادامه مي
يابد. در ديگر
مناطق اين
عيد هفت ويا
ده روزه است.
اين روز
معمولا
اولين
پنجشنبه ماه
فوريه (بوز آي)
مي باشد. موعد
و مدات
برگزاري
مراسم "خيدير
نبي بايرامي"
در تعدادي
ديگر نواحي
آزربايجان
به شرح زير
است:
- در اوسكولو،
روزهاي
خيديرنبي يك
هفته (بين ٢٧
ژانويه و ٣
فوريه) شامل
چهار روز آخر
چله بزرگ و سه
روز اول چلله
كوچك است. در
اردبيل چهار
روز آخر چله
بزرگ را "چارچار"
و سه روز
نخستين چلله
كوچك (٣١
ژانويه- ٣
فوريه) را "خيدير
نبي" و يا "قورداوغلو"
مي نامند.
- در بعضي
مناطق
آزربايجان،
ده روز اول
چله كوچك را (بين
٣٠ ژانويه-٩
فوريه) "خيدير
نبي گونلري"
مي نامند
- در روز ٩
فوريه ، روز
دهم چلله
كوچك كه
سردترين روز
سال فرض مي
شود
- در نخجوان در
وسط ماه
فوريه ، ١٥
فوريه و يا
بوزآي آغاز
مي شود و به
مدت سه روز
است
- در روز ٢٠ و يا
١٩ فوريه ،
روزي كه چلله
كوچك نصف مي
شود
- ١٥ روز قبل از
پايان چلله
كوچك (٢٥ ام
بوز آي- فوريه)
- پنج روز قبل
از پايان
چلله كوچك (٥
ام يئلين آي-مارس)
- در هفته آخر
ماه فوريه
- نزديك به
اواخر چلله
كوچك ، ١٠-١١
مارس
- در آخرين روز
جمعه قبل از "ارگه
نه قون
بايرامي" ٢١
مارس (عيد
نوروز)
برخي از
كلمات مربوط
به آئينها و
اعياد مردمي
خلق ترك و
آزربايجان
آئين: تٶرهTörə
آداب: گٶره نكGörənək
جشن: شٶله نŞölən
، تويToy ، دويونDüyün
، سورSür
جمعه: يئيگونYeygün
رسوم: گله نكGələnək
شادماني:
شنليكŞənlik
عيد: بايرامBayram
مراسم: تٶره نTörən
مهماني:
قوناقليقQonaqlıq
چلله: قيرخجاQırxca
(چلله بزرگ:
بٶيوك
قيرخجاBöyük Qırxca ،
چله كوچك:
كيچيك
قيرخجاKiçik Qırxca ،
٢٠ روز اول
چلله كوچك:
بالا قيرخجا Bala
Qırxca، ٢٠ روز
دوم چلله
كوچك: بوز
قيرخجا Boz Qırxca)
چهارشنبه
سوري:
اودگونو
سوروOdgünü Sürü .
آخرين
چهارشنبه
قبل از ٢١
مارس- يئلين
آي. كلمه "سور"
كه به زبان
فارسي نيز
وارد و با
كلمات "سورسات-سويورسات"
و "سويورقا-سيورغا"
و ... همريشه
است، كلمه اي
تركي-مغولي
به معني جشن
است و ربطي به
كلمه سور در
زبان پهلوي و
يا سرخ در
زبان فارسي
ندارد.
همانگونه كه
خود مراسم
چهارشنبه
سوري آنگونه
كه در ميان
فارسان رايج
است، ربطي به
فارسيان و
ايرانيت
نداشته كلا
داراي منشا
عربي و مربوط
به قيام
اعراب شيعي و
مختار در
خونخواهي
امام حسين
ميباشد. برخي
از عناصر اين
مراسم مانند
اسم آن متاثر
از فرهنگ
تركي است.
سيزده بدر:
سئيران گونوSeyran
Günü . ٢ ماه
قيرآچان-
آوريل (١٣
فروردين).
مراسم روز
سيزده بدر و
نحوست عدد
سيزده و ...
ارتباطي با
فارسيگري و
ايرانيت
نداشته،
منشاء بين
النهريني-
بابلي (از
كشور عراق
فعلي) دارد.
شب يلدا: يلدا
گئجه سيYəlda Gecəsi .
٢٢ آراليق-دسامبر
(اول دي). يلدا
كلمه اي
سرياني –سامي
است و مراسم
شب يلدا
آنگونه كه در
ميان فارسها
و ايرانيان
مرسوم است
ربطي به
فارسيت و
ايرانيت
نداشته كلا
منشا سرياني-آرامي
(از سوريه
فعلي) دارد.
برخي از
عناصر اين
سنت مانند
خربزه خوردن
در شب يلدا
منشاء تركي
داشته از سنت
Hansıx تركان
باستاني
اويغور
گرفته شده
است.
عيد فطر (رمضان):
اوروجلوق
بايراميOrucluq Bayramı
عيدي اسلامي-عربي
عيد قربان:
آداق
بايراميAdaq Bayramı
عيدي اسلامي-عربي
نوروز: ارگه
نه قونƏrgənə Qon ٢١
يئلين-مارس (اول
فروردين) (به
تركي ارگه نهƏrgənə
= آريقيناArınqa
به معني معدن
و يا
كوهپايه،
قون Qon به معني
محل سكونت
است. در
ميتولوژي
ترك، ارگه نه
قون موطن
اوليه تركان
جهان است.
معادل ارگه
نه قون در
ميتولوژي
مجاري "اٶرئك
هونÖrek Hun " به
معني وطن
باستاني است).
هر چند
آئينهاي
نوروزي
مراسمي
فراملي و
جهاني است،
عيد نوروز
آنگونه كه در
ميان
ايرانيان و
فارسها
مرسوم است،
ريشه در عيد "نيسسائوNissau
" بين
النهريني-سومري
(در عراق
كنونى) داشته
و ربطي به قوم
فارس و
ايرانيت و
آريائيان
ندارد.
گئرچه يه هو!!!
Labels: ارگه نه قون, خيدير, خيدير گونلري, خيديرائللئز, عيد, قوردلار بايرامي, قيرخجا, نبي بايرامي, نوروز, چيلله
خيدير
سٶيله نجه
لريدن (افسانه
لريندن)
سٶزوموز:
تورك خالقي و
آزربايجان`ين
ان اٶنه ملي
ايكي خالق-
دونيوي
بايراملاري
يئلين (مارس)
آيينين ٢١
ينده
قوتلانان "ارگه
نه قون
بايرامي" (عيد
نوروز) و بوز (فوريه)
آيينين ايلك
اورتاگونونده
(پنجشنبه
سينده)
قوتلانان "خيدير
نبي بايرامي"
(عيد خضر نبي)
دير. "خيدير
نبي بايرامي"
تٶره ن و گله
نه لري
آراسيندا
خيدير سٶيله
نجه لري،
خيدير آند و
آلقيشلاري،
قووورقا و
قوووت
ياپما،
قوووت پايي،
خيدير پايي و
حالواسي،
خيدير
اوروجو،
خيدير
سوفراسي،
خيديرچيلار،
خيدير
اوتاغي، نبي
پنجه سي،
قامچي ايزي،
خيدير ياتير
و اوجاقلاري
و..... واردير.
آشاغيدا
خيدير سٶيله
نجه لريندن
بيري
سونولموشدور:
خيدير
سٶيله نجه
لريدن (افسانه
لريندن)
قارانليق
آجوندا (دونيادا)
خيدير آدلي
بير يالاواج (پئيغمبر)
واردير.
اورادا بير
بولاق آخير،
بو بولاغين
سويو "بنگي
ياشام و يا
ديريليك
سويو"دور (آب
حيات). بو
ديريليك
سويونو ايچه
ن كيمسه هئچ
واخت اٶلمه ز.
خيدير دا او
ديريليك
سويوندان
ايچدييي
اوچون هپ (هميشه)
ديريدير.
خيدير هر
يالينيغين (آدامين)
گٶزونه
گٶرونمه ز.
اونو گٶرمك
اوچون گره ك
ان ياخچي
يالينيق (آدام)
اولان،
كيمسه ني
اينجيتمه مه
يه ن. خيدير`ي
گٶره بيله ن
هر كس،
اوندان نه
ايسته رسه،
خيدير اونون
ايسته ييني
يئرينه
يئتيره ر.....

لاپ
بايريلاردا (ان
قديم
زامانلاردا)
آجيماسيز (بيرحم)
بير خان
ياشايارميش.
او دا خيدير`ين
ايسته كلري
يئرينه
يئتيره ن بير
يالاواج
اولدوغونو
بيليرميش.
خان خيدير`ي
بولوب،
اوندان بيله
سيني اوره يي
يوموشاق،
ياخچي بير
خانا دٶنده
رمه سيني
اٶتوگ (خواهيش)
ائتمه يي
ايسته
ييرميش. بو
اوزدن خيدير`ين
تاپيلماسي و
يانينا
گتيريلمه سي
اوچون
يارليق (فرمان
شاه) وئريب
جار
چكديرميشدي.
بو ايشي گٶره
نه، نه ايسته
رسه وئره جك
ايدي.
ياخين
كندلرين
بيرينده
جيققيلي-بالاجا
اوشاقلاري
اولان قيسسا
بويلو
يوخسول بير
كيشي وار
ايدي. او دا بو
بويروغو (امر)
ائشيتميشدي.
بو كيشي
اوشاقلارينا
بير تيكه
چٶره ك
تاپابيلميردي.
اوشاقلار
سون اوچ گون
اوچ گئجه ده
ايسه هئچ نه
يئمه
ميشديلر.
آجليقدان
آغلاييرديلار.
كيشي
اوشاقلارينين
آجليغينا
دٶزه نمه ييب
خان`ين يانيا
گلدي و دئدي:
- خيدير`ي
گتيرمك
اوچون منه
قيرخ گون
سوره (مهلت)
وئر. آنجاق بو
سوره ده
اوشاقلاريما
او دنلي (قده ر)
يئمك گٶنده ر
كي
آجليقلاريني
اونوتسونلار.
خان
تابقيلاشدي (راضيلاشدي).
اونا قيرخ
گون سوره،
اوشاقلارينا
ايسه
بوللوجا
يئمك وئردي.
كيشي قيرخ
گون بويونجا
اوشاقلارينا
باخيب داها
آجليقلاريندان
آغلاماديقلارينا
سئويندي.
٤١ اينجي گون
خان`ين يانيا
گئري
قاييديب
دئدي:
- دوزونو
بيلمك ايسته
ييره نسه،
سنه يالان
دانيشميشام.
منيم خيدير`ي
سنين يانيوا
گتيرمه يه
گوجوم
چاتماز.
يالان سٶيله
ديم،
اوشاقلاريم
گٶزومون
قاباغيندا
آجلاريندان
اٶلمه سينلر
دييه. مندن
سونرا نه
اولار،
اولار.....
خان اٶفكه
سيندن (حيرصيندن)
ائله سينه
قيشقيردي كي
هامي تير تير
تيتره دي.
خان`ين اوچ
باخاني
واردي.
اوزونو
باخانلارينا
چئويريب
اونلاردان
سوروشدو:
- بو كيشييه
نئجه قييين (جزا)
وئره يين؟
بيرينجي
باخان دئدي:
-اونو ٤٠
پارچايا
بوداييب، هر
پارچاسيني
بير اتچينين (قصصابين)
چنگه لينه
گئچيرتمك
گره كير.
ايكينجي
باخان دئدي:
-دريسيني
سويوب،
ايچينه
سامان
تيخاماق،
توشاملي (عدالتلي)
اولار.
اوچونجو
باخان دئدي:
-خان ساغ
اولسون!. بو
كيشي يالان
دانيشيب،
دوزدور.
يالان
دانيشماق
ياخچي ايش
دئييلدير.
آنجاق نييه
يالان
دانيشديغينين
نده نيني
بيلمك گره
كير. او بونا
ايته كلي (مجبور)
اولوب.
اوشاقلارينين
آجلاريندان
اٶلمه لريني
ايسته ميش.
منجه ساغ-اسه
ن بيراخين
بيله سيني،
اٶتورون
گئتسين
اوشاقلارينين
يانينا.
او بيري
باخانلار بو
سٶزلرله
تابقيلاشماديلار
(راضيلاشماديلار)؛
آخي او خاني
آللاديب،
بئله
بيريسيني
قييينسيز (جزاسيز)
قويماق
اولماز.
بو سيرادا
بنيزيندن آغ
ايشيق
ساچيلان، آغ
ساچلي، آغ
ساققاللي،
آغ گيييملي
بير قوجا
گٶزه
گٶروندو.
هامي
شاشقينليقلا
اونا باخدي.
قوجا ديلله
ندي:
- هر كس
اوزلوغونا (صنعتينه)
گٶره
دانيشار.....
خان قوجا
كيشي`دن
سوروشدو:
- دده، سن كيمه
ن؟ نه چييه ن؟
سني كيمسه
گٶرمه دن
بورايا نئجه
گلدين؟
سٶيله دييين
سٶزون
آنلامي نه
دير؟
بنيزيندن
ايشيق
ساچيلان
قوجا دئدي:
- سٶزومون
ديرگيسي (جاني)
اودور كي
بيرينجي
باخان،
باخانليقدان
اٶنجه اتچي (قصصاب)
ايدي. ات
دوغراماقدان،
كسيب
بوداماقدان
باشقا بير
ايش
باجارمازدي.
بيرينجي
باخان
تابقيليقلا (راضيليقلا)
باشيني ترپه
تدي.
قوجا سٶزونو
سوردوردو:
- ايكينجي
باخان،
اٶنجه لري
يورغان
سيرييان
اولوب.
يورغان
ايچينه يون
دولدوروب
سيريماقدان
باشقا
اليندن هئچ
نه گلمه زدي.
ايكينجي
باخان دا
قوجا`نين
سٶزونو
اونايلادي (تصديقله
دي).
قوجا سٶزونه
داوام ائتدي:
- اوچونجو
باخان ايسه
باخانليقدان
اٶنجه
يوخسول بير
كيشينين
اوغلو ايدي.
اوسونون (عاغلينين)
ايتيلييينه
گٶره، گليب
باخان
اولابيليب.
دئمه لي،
باخانلارين
هره سي، اٶز
اوزلوقلارينا
اويغون
اولاراق
دانيشيبلار.
من ايسه
خيدير قوجا`يام.
بو يوخسول
كيشييه گٶره
گلديم.
خان خيدير`دان
اٶتوك (خواهيش-
ريجا) ائتدي:
- خيدير دده،
ائله ائت كي
من ده ياخچي
آداملاردان
بيري اولوم،
كيمسه يه
پيسليك ائله
مه ييم.
خيدير دده
گولومسه يه
ره ك دئدي:
- بونو ايسته
يه ن هر كس
باشارابيله
ر. اونوتما!
ياخچي
يالينيق (آدام)
اودور كي
ياخچي
يالينيغي (آدامي)
آدام بيلسين.
پيس آدامي
ياخچي آدام
تانييان
ياخچييالينيق
( آدام)
اولابيلمه ز.
خيدير دده
سٶزونو
بيتيرينجه
يوخ اولدو.
خان اوره
يينده بير
ايشيق، بير
يونگوللوك
دويدو.
يانينداكي
اوره يي قارا
باخانلاريني
قاتيندان
قوودو.
اوچونجو
باخاني
آغيرلادي.
يوخسول كيشي
ايسه
يوخسوللوقدان
قورتولدو،
بير داها دا
يوخسول
اولمادي ....."
گئرچه يه هو!!!
Labels: خيدير, خيدير نبي بايرامي, سٶيله نجه, منگي سو
خيدير
ايلياس خالق
بايرامي
حاققيندا
نوت:
آشاغيداكي
يازيدا ايكي
بوتونويله
آيريق (فرقلي)
اولان،
قيشين
اورتالاريندا
بوز (فئورال)
آييندا
قوتلانان "خيدير
نبي بايرامي"
ايله كٶچ (ماي)
آيينين
آلتيسيندا
قوتلانان "خيدير
ايلياس
بايرامي"
بير بيرينه
قاريشديريليبدير.
يازينين
قونوسو "خيدير
نبي بايرامي"
اولدوغوندان
دولايي،
متنده گئچه ن
خيدير
ايلياس`لارين
هاميسي "خيدير
نبي" ايله ده
ييشديريلمه
ليدير. بئله
نچي يئرلر
يازيدا بير
اولدوزلا (*)
بلله
نميشدير. مئهران
باهاري
خيدير
ايلياس خالق
بايرامي
حاققيندا
سولماز
محررمووا
هر بير
خالقين
اؤزونه
مخصوص
بايراملاري
واردير.
آزربايجان
معنوي
مدنييتينين
ترکيب حيصصه
سي اولان
بايراملار
خالقيميزين
حياتيندا
موهوم يئر
توتور.
آراشديرمالار
گؤسته رير
کي، بوگون
خالقيميزين
معيشتينده
مؤوجود بير
سيرا
بايراملارين
باشلانغيجي
ائراميزدان
اوولکي مين
ايلليکلره
سؤيکه نير.
بايراملار
اؤز
مضمونونا
گؤره ديني و
دونيوي
بايراملارا
بؤلونور.
آزربايجاندا
"راماضان (اوروجلوق)
بايرامي"، "قوربان
بايرامي"
کيمي ديني
بايراملارلا
ياناشي "خيدير
ايلياس*" (خيدير
نبي)، "نووروز"
کيمي خالق
بايراملاري
دا
مؤوجوددور.

قديم تاريخه
ماليک اولان
و ائل
آراسيندا
گئنيش
ياييلميش
بايراملاردان
بيري ده "خيدير
ايلياس*" و يا
"خيدير نبي"
آدلانديريلان
مراسيمدير.
بو بايرام
بيربيريندن
جوزي
فرقلرله
دئمک اولار
کي،
آزربايجان`ين
بوتون بؤلگه
لرينده
گئچيريلير.
خيدير
ايلياس*
عادتن
طبيعتين
اويانماسي،
اوتلارين
جوجه رمه سي،
آخارسويون
تميزله نمه
سي و.س. طبيعي
پروسئسلرله
موشاييعت
ائديلير.
تدقيقاتلاردا
خيدير نبي
بير شخصييت
اولاراق
سويون، کوله
ک و هاوانين
حيمايه چيسي
کيمي تقديم
اولونور1،
خيزير
پئيغمبرله
عئينيله
شديريلير.
کيتاب–ي دده
قورقود
داستانينين
ديرسه خان
اوغلو بوغاج
خان بويو`ندا
ديرسه خان`ين
اؤز اوغلو
بوغاج`ي
يارالاييب
قازليق
داغيندا
قويوب
گئتدييي
صحنه سينده
اوخويوروق: "اوغلان
اورادا
ييخيلاندا
بوز آتلي
خيزير
اوغلانين
يانيندا
حاضير اولدو.
اوچ دفعه
ياراسيني
الييله
سيغاللاييب:
اوغلان،
قورخما، سنه
بو يارادان
اؤلوم
يوخدور. داغ
چيچه يي ايله
آنانين سودو
سنين يارانا
ملهمدير-
دئييب يوخ
اولدو"2
پروفئسور
پناه خليلوو
يازير:
فولکلوروموزدا
خيزير قديم
خئييرخاه -
سئحرلي
قوووه دير.
سونرالار
ايسلام ديني
افسانه سينه
قاريشيب
خيزير
ايلياس کيمي
مشهور
اولموشدور.
خيزير
ايلياس
سئحري (مؤعجوزه
سي) بير داها
تصديق ائدير
کي، بو بوي ان
قديم
داستانلاردان
سو ايچير،
تاريخن
ايسلام`ين
ياييلديغي
دؤورلرين
افسانه
لرينين
تاثيريندن
ده کنارا
قالمير. 3
خيدير
ايلياس
بايرامي*`نين
تصادوف
ائتدييي
گونلر
حاقيندا
تدقيقاتچيلار
آراسيندا
موختليف
فيکيرلر
واردير.
اونلاردان
بعضيلري بو
بايرامين
بؤيوک چيلله
دن دؤرد و
کيچيک چيلله
دن اوچ گون
اولماقلا
يئددي گون
داوام
ائتديييني
بيلديرير. 4
گؤرکه ملي
فولکلورچو
اهليمان
آخوندوو
ايسه همين
مراسيمين
کيچيک چيلله
نين اونونجو
گونونده
قئيد
ائديلديييني
گؤسته رير. 5
فولکلورشوناس
عاليم بهلول
عابدوللا`نين
فيکرينجه،
کيچيک چيلله
نين خيدير
نبي آدلانان
بيرينجي اون
گونلويو
فصلين ان
سرت،
چووغونلو،
دوندوروجو
چاغي
ساييلير.
خيدير نبي`نين
شرفينه
ايجرا
اولونان
آيينلر
خيدير`ين
ياشيلليق،
سو حاميسي
ساييلان
خيزير`لا
علاقه سيني
گؤسته رير. 6
ديگر بير
تدقيقاتچي،
پروفئسور
محررم
قاسيملي
خيدير نبي
بايرامي`نين
هر ايل قيش
ياري
اولاندا
بؤيوک چيلله
ايله کيچيک
چيلله
آراسيندا
گئچيريلديييني
بيلديرير. 7
پروفئسور،
آزربايجان`ين
خالق
يازيچيسي
عزيزه
جعفرزاده
خيدير
ايلياس
مراسيمينين
کيچيک چيلله
نين
قورتارديغي
سون اوچ
گونده –
تخمينن
فئورالين 25-28-اي
آراسيندا
گئچيريلديييني
گؤسته رير. 8
آزربايجان`ين
گؤرکه ملي
ائتنوقرافلاريندان
بيري ه. علي
اکبراوو دا
خيدير نبي
مراسيمينين
کيچيک چيلله
نين بيرينجي
اون
گونلويونده
قئيد
ائديلديييني
گؤسته
رميشدير. ه.
علي اکبراوو`ون
فيکرينجه،
بو بايراما
حاضيرليق
ايشلري
قادينلار
طرفيندن
آپاريلديغي
اوچون داها
چوخ قادين
بايرامي
حئساب ائتمک
اولار. 9
آزربايجان
مراسيم
فولکلورو
مووضوسوندا
تدقيقات
آپارميش
آفاق خوررم
قيزي`نين دا
خيدير نبي
بايرامي
ايله باغلي
ماراقلي
مولاحيظه
لري واردير.
خيدير
ايلياس
مراسيمينه
خوصوصي
حاضيرلاشيرديلار.
خالق
آراسيندا
بئله اينام
واردير کي،
اگر خيدير
نبي بوز
آتيندا گله
رکن ائولرده
بايرام
احوال-
روحيييه سي
گؤرمه ديکده
کوسوب
گئديردي.
خيدير`ين
کوسوب گئتمه
سي ايسه روزي -
برکتين يوخ
اولماسينا
سبب اولار،
باهارين
گلمه سي
گئجيکه ر.
بونا گؤره ده
هله کيچيک
چيلله نين
بيرينجي
گونوندن
باشلاياراق
بايرام
تداروکو
گؤرولوردو.
خيدير نبي
مراسيمي
سوفره سينين
اساس
آتريبوتلاري
سمه ني،
قووورغا،
قوووت،
بوياديلميش
يومورتا،
خشيل،
دويودن
حاضيرلانميش
يئمکلر ايدي.
خيدير نبي
مراسيمينده
کؤکه و کؤمبه
ده
پيشيريليب.
بايرام
سوفره سي
اوچون بوغدا
قووورولوردو،
قووورولموش
بوغدادان
قوووت
چکيليردي.
قوووت
آيريلديقدان
سونرا
قووورغانين
يارماليق
آدلانان
ديگر ايري
حيصصه سي
آيري قابا
ييغيلار.
بايرامدان
بير گون اوول
ائوين کيچيک
اؤولادي (اوغلان
اوشاغي) باغ-باغچادان
آلما
چوبوقلاري
گتيره ر.
گتيريله ن
شؤولر اوچ
طرفدن سليقه
ايله
پامبيغا
سارينيب
ياغدا
قيزارديلار.
آخشام ائوين
بؤيويو آنا
شؤولري بير
بير گؤتوروب
نييتلريني
سادالايير.
هر شؤو بير
نييت
اوچوندور. 10
يوردون
آبادليغي،
عاييه نين
سالاماتليغي،
مال قارانين
محصولدارليغي،
باغ-بوستاندا
بارين
چوخلوغو،
توي-دويون و س.
نييتلر
ائديرلر. 11
اويودولموش
قوووتو مجمه
يينين
ايچينده
نازيک
ياييرلار.
بعضن
قوووتدان
باشقا مجمه
ييه اون دا
ياييرلار.
گئجه دوشه
نده همين
دسته له نميش
چوبوقلاري
شام کيمي
يانديريرلار.
اؤزو يانيب
گئچه نه دک
اونا
توخونولماز.
سحره قده ر
مجمه ييده کي
قوووت و يا
اونا ال
وورولماز.
چونکو
اوولجه
خيدير نبي
گليب اؤز
پاييني
گؤتورمه
ليدير. 12 بئله
حئساب
ائديرديلر
کي، بو زامان
ائوين روزي -
برکتي
آرتار،
بوللوق
اولار.
يالنيز
بوندان
سونرا همين
قوووتدان
يئمک اولار.
آخشام شر
قاريشاندا
ايسه
جاوانلار و
اوشاقلار
دسته له نيب
ائولري قاپي-قاپي
گزه ره ک
خيدير نغمه
سيني
اوخويار و
بايرام پايي
ييغارديلار.
هانسي
قاپيدان
ايچه ري
گيرسه لر
اوولجه دسته
دن بير آدام
ايره لي
چيخيب
آوازلا
اوخوياردي:
من خيديرين
قولويام،
گؤي آتينين
چولويام.
آغزينين
آرپاسييام
آياغينين
نالييام.12
دسته ايسه
خورلا
اوخوياردي:
خيديري-خيدير
ايلياس،
اؤزونو
يئتير
ايلياس.13
يئنه بير نفر
اوخوياردي:
خيدير گلدي
هايينان
بير بالاجا
دايينان.
دايچا باتدي
پالچيغا
چيخارتديق
هاي-هايينان.14
دسته خورلا:
خيديري –
خيدير
ايلياس،
اؤزونو
يئتير
ايلياس.
دسته دن بير
نفر:
قارا تويوق
قانادي
کيم ووردو،
کيم سانادي.
قاپي-قاپي
گزمکدن
بالديريم
ايت دالادي.15
دسته خورلا:
خيديري-خيدير
ايلياس،
اؤزونو
يئتير
ايلياس.
خيدير
پاييندان
ائرته سي
گونو ياغلا
کؤمبه
بيشيره ر،
قوووت چکيله
ر و دسته نين
عوضولري
آراسيندا
بؤلونه ردي.
کيچيک
قافقاز`ين
جنوب-شرق
رايونلاريندا
(لاچين،
قوبادلي،
زنگيلان،
کلبجر،
جبراييل و
فوضولي
رايونلاري
نظرده
توتولور)
خيدير
ايلياس
بايرامي*
اؤزونه
مخصوص
مراسيملرله
قئيد
اولونوردو.
روس
تدقيقاتچيسي
ت. ف. آريستووا
لاچين،
قوبادلي و
زنگيلان
رايونلاريندا
بو بايرامين
قئيد
ائديلمه سي
پروسئسلري
حاققيندا
ماراقلي
معلومات
وئرير. قيشين
اورتالاريندا
گئچيريله ن
بو بايرامدا
آزربايجانلي
قادينلار
عاييله
سينين
سالاماتليغي
اوچون ساجدا
قووورغا
قووورار،
چاي و بولاق
کناريندا
موختليف
رنگلرله بير
نئچه
يومورتا
قوياراق
نييت
ائديرديلر.
ائرته سي گون
يومورتالارا
باخيرديلار.
اگر يومورتا
قيرميزي
رنگه
بويانميشديرسا
ياخشي، قارا
بويانيردييسا
پيس علامت
يوزوردولار.16
کلبجر رايون
ساکيني احمد
فتحعلييئو
معلومات
وئردي کي،
قيلينجي
کندينده
کيچيک چيلله
نين
چيخماسينا 15
گون قالاندا
خيدير
ايلياس
بايرامي*
قئيد
اولوناردي. 10-15
نفرليک دسته
لرله قاپي-قاپي
گزيب بايرام
هديييه سي
ييغارديق. هر
ائوه
چاتاندا خور
ايله خيدير
نغمه سي
اوخويار و
اوينايارديق.
اوولجه بير
نئچه نفر
اوخوياردي:
خيدير گلير
هاينان-هوينان
آلتيندا بير
قارا داينان.
قارا داي
پالچيغا
باتدي،
خيدير
يانيندا
ياتدي.
دسمال وئرين
باغلاياق.
يئنه دسته دن
بير نفر:
خيدير نبي،
خان ايلياس،
آچدي چيچک،
گلدي ياز.
من خيديرين
قولويام،
بوز آتينين
چولويام.
خور تکرار
ائديردي:
خيدير
ايلياس،
خيدير
ايلياس،
آچدي چيچک،
اولدو ياز.
دسته دن داها
بير نفر:
خيدير گئتدي
هايينان،
بير بالاجا
دايينان.
دايي
پالچيغا
باتدي،
خيدير
يانيندا
ياتدي.
خور:
خيدير
ايلياس،
خيدير
ايلياس،
آچدي چيچک،
گلدي ياز.
ييغيلميش
بايرام
پاييني
گؤتوروب
اوشاقلاردان
بيرينين
ائوينه
توپلاشيب
بايرام ائده
رديک.
ييغيشديغيميز
ائو داميندا
دا (قارادام
نظرده
توتولور-س.م.)
ائو
صاحيبيين
بايرام
سوفره سينده
اوتورار
بايرام
يئمکلري
يئيه رديک.
خيدير
ايلياس
مراسيميني*
بؤلگه ده
قيشين
ياريسينين
يولا
سالينماسي
موناسيبتيله
گئچيريرديلر.
کلبجر
ساکيني
علمدار
سليموو`ون
معلوماتلاريندان
آيدين اولدو
کي، دره
قيشلاق
کندينده
خيدير نبي
مراسيميني
کيچيک چيلله
نين
قورتارماسينا
بئش گون
قالميش
گئچيريرديلر.
بو مراسيمه "مممدقولو
خيدير نبيسي"
دئييرديلر.
کندده چوخلو
تونقاللار
يانديرارديلار.
هامي
ائويندن
چؤله
چيخيردي.
تونقاللارا
"چوبان
داراغي"
آدلانان
بيتکينين
قوزاسيني
آتيرديلار.
قوزا
اوجاقدا
يانيب
پارتلاييردي.
چوبان
داراغي
بيتکيسينين
قوزاسي
تيکانليدير.
اونو الجه
کله
توپلاييرديلار.
ه. سليموو`ون
دئديکلريندن:
خيدير نبي
بايراميندا
يومورتا
دؤيوشدورولوردو.
هانسي
يومورتا
سينسا،
صاحيبي
اودوزموش
حئساب
اولونوردو.
علمدار
سليموو
بيلديردي
کي، بو
بايرامدا
قاپي پوسما
مراسيمي ده
گئچيريليردي.
قولاقلاريميزي
بارماغيميزلا
يوماراق
نييت توتور و
فيلان ائوه
قاپي
پوسماغا
گئديره م-
دئييرديک.
همين قاپييا
چاتاندا
قولاغيميزي
آچيرديق،
نييتيميزي
ائشيتديييميز
ايلک سؤزله
سينايارديق.
بونا گؤره ده
آناميز
بايرام
واختي بيزه
دئيه ردي کي،
ياخشي سؤز
دانيشين،
قاپيميزي
پوسان اولار.
قووورغاني
مجمه يييه
ياييب بوش
اوتاقدا
سحره دک
ساخلاييرديق.
اگر سحر
قووورغانين
اوزرينده ال
ايزلري
گؤرونسه
يدي، دئمه
لي، خيدير
ايلياس
ائويميزه
گلميشدير،
يئني ايل
عاييله ميز
اوچون
خوشبخت ايل
اولاجاقدير.
بؤلگه نين
اراضيسينده
مالدارليقلا
مشغول اولان
اهالي
آراسيندا
خيدير
ايلياس
مراسيميني*
چوخ واخت "قوردلارين
بايرامي"
آدلانديريرلار.
قوبادلي
رايون
ساکيني
اوروج
شکرعلييئو
معلومات
وئردي کي،
خيدير
ايلياسي
فئورال
آيينين
اورتالاريندا
3 گون
دالبادال
قئيد
ائديريک. بو
بايرام "قوردلارين
بايرامي"دير.
همين واخت
هاوا چوخ
سويوق
اولور،
گوجلو کوله ک
اسير، حتتا
قار
چووغونلاري
دا باش
وئريردي.
بئله هاوادا
آج قالان
قوردلار مال-قويونا
هوجوم
ائديرديلر.
خيدير
ايلياس
سوووشاندا
بايرام
ائديرديک.
يعني خطادان
قورتاريرديق.
قوبادلي
رايون
ساکيني
کوبرا
شکرعلييئوا`نين
معلوماتينا
گؤره، خيدير
ايلياس*- "قوردلارين
بايرامي"ندا
خشيل و دويو
يئمکلري
بيشيريليردي.
خشيل ايستي
يئمک
اولدوغو
اوچون
سويوقدا
بدنه
ايستيليک
گتيرير.
خشيلي اون،
ياغ، بهمه ز و
يا شکر توزو
ايله
حاضيرلاييرديلار.
بوندان
باشقا،
خيدير
ايلياس
مراسيمينده*
قورودلو
خشيل
حاضيرلاييرديلار.
قورود
خشيليني
حاضيرلاماق
اوچون
اوولجه
قورودو سودا
اريده ره ک
سيييق
حالينا
ساليرديلار.
سوغاني
ياغدا
قيزارديب
اوزرينه
اوولجه دن
حاضيرلانميش
سيييغي
تؤکوب
يئييرديلر.
دويودن
حاضيرلانان
خيدير
ايلياس
بايرام* يئمه
ييني
حاضيرلاماق
اوچون
اوندان
اوماج
ائديرديلر. 1
ايستکان
دويونو
قازاندا
قاينايان
دوزلو سويا
علاوه ائده
ره ک
پيشيريرديلر.
بير موددتدن
سونرا
اوماجي دا
بورايا
قاتيرديلار.
هر ايکي
ارزاق
قايناييب
قاتيلاشير و
برکيييردي.
بايرام
سوفره سينده
يئييليردي.
اونو ايسه
ايري داياز
قابا اله
يير، آيري
اوتاغا
قويوردولار.
سحه ريسي گون
اونون
اوزرينده
ايز عمله
گليرديسه،
بونو برکت
رمزي و خيدير
ايلياس`ين*
الينين ايزي
حئساب
ائديرديلر.
جبراييل
رايون
ساکيني
زؤهره
موسطافايئوا
خيدير نبي
بايرامي`نين
فئورال
آيينين
آخيرينجي
هفته سينده
گئچيريلديييني
قئيد ائتدي.
همين گون
قيزلار چوخ
دوزلو کؤکه
پيشيريب
يئيه ر، سو
ايچمه زديلر.
قيزا يوخودا
هانسي
اوغلان اونا
سو وئرسه و يا
هانسي حه يط و
محلله دن سو
ايچسه،
قيسمتي
حئساب
اولونوردو.
خيدير
ايلياس* گونو
بوتون
ائولرده
خشيل و کؤمبه
بيشيريرديلر.
قوردلارين
بايراميني
قئيد
ائديرديلر.
بو مراسيم
ايلين
شاختالي
گونونه
تصادوف
ائتدييي
اوچون ائل
آراسيندا
بئله دئيه ر و
اوخويارديلار:
خيدير
گيردي، قيش
گيردي،
خيدير
چيخدي، قيش
چيخدي.
فوضولي
رايون
ساکيني
مينيش
ايسماعيلووا`نين
معلوماتيندان
آيدين اولور
کي، خيدير
ايلياس*
بايراميندا
خشيل
پيشيريلير،
بوغدا
قووورولور،
قوووت
چکيليردي.
بونونلا
ياناشي،
نييت توتوب
بير سيرا
آيينلر ده
ايجرا
ائديرديلر.
قيزلار
باشلاريني
قارا
يايليقلا
بورويوب
گوزگويه
باخيرديلار.
بو زامان
گوزگوده گله
جکده عاييله
قوراجاقلاري
اوغلانلارين
صيفتلريني
گؤروردولر.
قولاقلارينين
ايکيسيني ده
بارماقلاري
ايله
قاپاييب
قاپي
پوسماغا
گئديرديلر.
نظرده
توتدوقلاري
قاپييا
چاتاندا
قولاقلاريني
آچيب ائودن
گله ن
دانيشيغا
قولاق آسار،
بونونلا دا
سانکي گله جک
طالئعلريني
موعيين ائده
رديلر.
قووورغاني
ساجدا
قوووراندا
اوره
کلرينده
نييت
ائديرديلر:
مثلن، اگر
بوغدادان 7
عددي کنارا
سيچراسا،
بئله حئساب
ائده رديلر
کي، نييت
يئرينه يئته
جک.
لاچين
رايونوندا
دا خيدير
ايلياس*
بايرامي
خوصوصي
طمطراقلا
گئچيريليردي.
قوبا حسنووا
اؤز
معلوماتيندا
بيلديردي
کي،
اوشاقلار
قارغي
چوبوغونو آت
مينيرميش
کيمي
آياقلارينين
آراسينا
قوياراق
چاپيرديلار.
آغاج آتلاري
ايله چاپيب
هر قاپيني
دؤيه ره ک
نغمه
اوخويار و
خيدير پايي
ييغارديلار.
دسته دن بير
نفر ايره لي
چيخيب
آوازلا
اوخوياردي:
خانيم،
آياغا
دورسانا،
داغارين
آغزين
آچسانا،
تورباني
دولدورسانا،
خيديري يولا
سالسانا.
او بيري
اوشاقلار
ايسه خورلا
اوخويارديلار:
من خيديرين
قولويام
بوز آتينين
چولويام.
قئيد ائتمک
لازيمدير
کي، بؤلگه
اراضيسينده
خيدير نبي
بايرامي
پايلاريني
اوشاقلار
توربا
گؤتوروب
ييغيرديلار.
اون، بوغدا و
ديگر
محصوللاري
او دؤورده
اساسن دريدن
حاضيرلانميش
داغارا
ييغيب
آغزيني
باغلايارديلار.
بوراداکي
داغارين
آغزين
آچسانا
موراجيعتي-
يعني
داغارين
آغزيني آچيب
بيزه اون و يا
بوغدا و س. وئر
دئمک ايدي. بو
رايوندا دا
خيدير
ايلياس*
بايراميندا
ائولرده
خشيل
چالينار،
قووورغا
قووورولار،
قوووت
دوزلديله ر و
هئچ کسي
پايسيز يولا
سالميرديلار.
بئله اينام
وار ايدي کي،
ائله خيدير
ايلياس`ين
اؤزو ده
اوشاقلارين
ايچينده دير.
پاي وئريلمه
سه خيدير
ايلياس کوسه
ر، آتيني
چاپيب گئده
ر، روزي-برکتي
ده اؤزويله
آپارار. پاي
وئريلديکده
ايسه خيدير
ايلياس –
خيدير
پئيغمبر
آتيني چاپيب
همين
ائولرين
هاميسينا
روزي
پايلايا-پايلايا
گئده ر. همين
گئجه کوله ک
اسه رسه بئله
حئساب
ائديرديلر
کي، خيدير
ايلياس`دير.
اسه ن کوله ک
ايسه آتين
کيشنه
رتيسيدير.
بورادا دا
قوووتا و يا
اونا خيدير
ايلياس`ين ال
باسماسينا
اينام گوجلو
ايدي.
بئله ليکله،
معلوم اولور
کي، خيدير
ايلياس*
مراسيمي
خالق
بايرامي
اولماقلا
ياناشي، هم
ده ميفيک بير
اوبرازين –
خيدير
ايلياس*`ين
مؤوجود
اولدوغو و
مراسيملرده
شخصن
ايشتيراک
ائتدييي
باره ده
فيکري
يادداشلاردا
مؤحکمله
نديرير.
1. کيتاب–ي دده
قورقود.
يازيچي. 1988.س.137
2. ايزوئستيه
آزئربايجانسکوقو
آرخئولوقيچئسکوقو
کوميتئتا.
باکو. 1926. س.19
3.پناه خليلوو.
"کيتاب– ي دده
قورقود"
اينتيباه
آبيده سي.
باکي. گنجليک.
1993. س.107
4.توي و هالاي
ماهنيلاري (ترتيبچي
ب. شاهسويلو).
باکي. گنجليک.
1990.س.11
5.ازربايجان
فولکلورو
آنتولوگيياسي.
ايكينجي
کيتاب (توپلاياني
ه. آخوندوو)
باکي.
آزربايجان
ائ.آ.
نشريياتي. 1968.س.11
6. بهلول
عابدوللايئو.
حاققين سسي.
آزربايجان
دؤولت
نشريياتي.
باکي 1989. س.111
7. ائل
گوزگولري،
ائلات سؤيله
مه لري. (توپلايان
و ترتيبچي
محررم
قاسيملي)
آزربايجان
دؤولت
نشرياتي.
باکي. 1993. س.40
8. ه. جعفرزاده
اونودولموش
عزيز
گونلريميزدن.
آزربايجان
ژورنالي، 2001،
№19. س.162
9. آزربايجان م.ائ.آ.
تاريخ
اينستيتوتونون
عئلمي
آرخيوي. ف.ي.ج.ي.
قوولوق №128. 1935
10.گلينين
جئهيز
کيتابي (مولليف
و ترتيبچي
اکرم اه
يليسلي) باکي.
يازيچي. 1994.س.133
11. بهلول
عابدوللايئو.
گؤسته ريله ن
کيتابي. س.13
12. ائل
دوزگولري،
ائلات سؤيله
مه لري. س.40
13. يئنه اورادا.
14. يئنه اورادا.
15. يئنه اورادا.
16. ت.ف.اريستووا.
کوردي
زاکاوکازغه.
م.، ناوکا. 1966.س.177.
Not: Aşağıdakı yazıda iki bütünüylə
ayrıq (fərqli) olan qışın ortasında Boz
(Fevral) ayında qutlanan “Xıdır Nəbi Bayramı”
ilə Köç (May) ayının altısında qutlanan “Xıdır
İlyas Bayramı” bir birinə qarışdırılıbdır.
Yazının qonusu “Xıdır Nəbi Bayramı” olduğundan
dolayı mətndə geçən “Xıdır İlyas”ların
hamısı “Xıdır Nəbi” ilə dəyişdirilməlidir.
Belənçi yerlər yazıda bir ulduzla (*) bəllənmişdir.
Mehran Bahari
«XIDIR İLYAS» XALQ BAYRAMI HAQQINDA
Solmaz MƏHƏRRƏMOVA
Hər bir xalqın özünəməxsus bayramları vardır.
Azərbaycan mə’nəvi mədəniyyətinin
tərkib hissəsi olan bayramlar xalqımızın həyatında
mühüm yer tutur. Araşdırmalar göstərir ki, bu gün xalqımızın
məişətində mövcud bir sıra bayramların başlanğıcı
eramızdan əvvəlki minilliklərə söykənir.
Bayramlar öz məzmununa görə dini və dünyəvi
bayramlara bölünür. Azərbaycanda Ramazan (Orucluq) bayramı,
Qurban bayramı kimi dini bayramlarla yanaşı «Xıdır
İlyas*» (Xıdır Nəbi), Novruz kimi xalq bayramları
da mövcuddur.
Qədim tarixə malik olan və el arasında geniş yayılmış
bayramlardan biri də Xıdır İlyas* və ya Xıdır
Nəbi adlandırılan mərasimdir. Bu bayram
bir-birindən cüzi fərqlərlə demək olar ki,
Azərbaycanın bütün bölgələrində keçirilir. Xıdır
İlyas* adətən təbiətin oyanması, otların
cücərməsi, axar suyun təmizlənməsi və s.
təbii proseslərlə müşayiət edilir.
Tədqiqatlarda Xıdır Nəbi bir şəxsiyyət
olaraq «suyun, külək və havanın himayəçisi» kimi
təqdim olunur,1 Xızır peyğəmbərlə
eyniləşdirilir.
«Kitab–i Dədə Qorqud» dastanının Dirsə xan oğlu
Buğac Xan boyu’nda Dirsə Xan’ın öz oğlu Buğac’ı
yaralayıb Qazlıq dağında qoyub getdiyi
səhnəsində oxuyuruq: «Oğlan orada yıxılanda
Boz atlı Xızır oğlanın yanında hazır
oldu. Üç dəfə yarasını əliylə sığallayıb:
«Oğlan, qorxma, sənə bu yaradan ölüm yoxdur. Dağ çiçəyi
ilə ananın südü sənin yarana məlhəmdir»- deyib
yox oldu.2»
Profesor Pənah Xəlilov yazır: «Folklorumuzda Xızır
qədim xeyirxah-sehrli qüvvədir. Sonralar İslam dini
əfsanəsinə qarışıb Xızır İlyas
kimi məşhur olmuşdur. Xızır İlyas sehri (mö’cüzəsi)
bir daha təsdiq edir ki, bu boy ən qədim dastanlardan su içir,
tarixən İslam’ın yayıldığı dövrlərin
əfsanələrinin tə’sirindən də kənara
qalmır.»,3
Xıdır İlyas* bayramının təsadüf etdiyi günlər
haqqında tədqiqatçılar arasında müxtəlif
fikirlər vardır. Onlardan bə’ziləri bu bayramın böyük
çillədən dörd və kiçik çillədən üç gün
olmaqla yeddi gün davam etdiyini bildirir.,4 Görkəmli folklorçu
Əhliman Axundov isə həmin mərasimin kiçik çillənin
onuncu günündə qeyd edildiyini göstərir.,5 Folklorşünas
alim Bəhlul Abdullan’ın fikrincə, kiçik çillənin «Xıdır
Nəbi» adlanan birinci ongünlüyü fəslin ən sərt, çovğunlu,
dondurucu çağı sayılır. Xıdır Nəbi’nin
şərəfinə icra olunan ayinlər Xıdır’ın
yaşıllıq, su hamisi sayılan Xızırla
əlaqəsini göstərir.,6 Digər bir tədqiqatçı,
profesor Məhərrəm Qasımlı «Xıdır
Nəbi» bayramının hər il qış yarı olanda
Böyük çillə ilə kiçk çillə arasında keçirildiyini
bildirir.,7 Professor, Azərbaycanın xalq yazıçısı
Əzizə Cəfərzadə «Xıdır İlyas*»
mərasiminin kiçik çillənin qurtardığı son üç gündə
– təxminən fevralın 25-28-i arasında keçirildiyini göstərir.,8
Azərbaycanın görkəmli etnoqraflarından biri Ə.
Ələkbərov da «Xıdır Nəbi» mərasiminin
kiçik çillənin birinci ongünlüyündə qeyd edildiyini göstərmişdir.
Ə. Ələkbərov’un fikrincə, bu bayrama hazırlıq
işləri qadınlar tərəfindən aparıldığı
üçün daha çox qadın bayramı hesab etmək olar.,9
«Azərbaycan mərasim folkloru» mövzusunda tədqiqat aparmış
Afaq Xürrəmqızı’nın da «Xıdır Nəbi»
bayramı ilə bağlı maraqlı mülahizələri
vardır.
«Xıdır İlyas*» mərasiminə xüsusi hazırlaşırdılar.
Xalq arasında belə inam vardır ki, əgər Xıdır
Nəbi Boz atında gələrkən evlərdə bayram
əhval-ruhiyyəsi görmədikdə küsüb gedirdi. Xıdır’ın
küsüb getməsi isə ruzi-bərəkətin yox olmasına
səbəb olar, Bahar’ın gəlməsi gecikər. Buna görə
də hələ kiçik çillənin birinci günündən başlayaraq
bayram tədarükü görülürdü. «Xıdır Nəbi»
mərasimi süfrəsinin əsas atributları səməni,
qovurğa, qovut, boyadılmış yumurta, xəşil, düyüdən
hazırlanmış yeməklər idi. «Xıdır
Nəbi» mərasimində kökə və kömbə də bişirilib.
Bayram süfrəsi üçün buğda qovurulurdu, qovurulmuş buğdadan
qovut çəkilirdi. Qovut ayrıldıqdan sonra qovurğanın
«yarmalıq» adlanan digər iri hissəsi ayrı qaba yığılar.
Bayramdan bir gün əvvəl evin kiçik övladı (oğlan uşağı)
bağ-bağçadan alma çubuqları gətirər.
Gətirilən şövlər üç tərəfdən
səliqə ilə pambığa sarınıb yağda qızardılar.
Axşam evin böyüyü ana şövləri bir-bir götürüb
niyyətlərini sadalayır. Hər şöv bir niyyət
üçündür.,10 Yurdun abadlığı, ailənin salamatlığı,
malqaranın məhsuldarlığı, bağ-bostanda barın
çoxluğu, toy-düyün və s.niyyətlər edirlər.,11 Üyüdülmüş
qovutu məcməyinin içində nazik yayırlar.
Bə’zən qovutdan başqa məcməyiyə un da yayırlar.
Gecə düşəndə həmin dəstələnmiş
çubuqları şam kimi yandırırlar. Özü yanıb keçənədək
ona toxunulmaz. Səhərə qədər
məcməyidəki qovut və ya una əl vurulmaz. Çünki
əvvəlcə Xıdır Nəbi gəlib öz payını
götürməlidir.,12 Belə hesab edirdilər ki, bu zaman evin
ruzi-bərəkəti artar, bolluq olar. Yalnız bundan sonra
həmin qovutdan yemək olar. Axşam şər qarışanda
isə cavanlar və uşaqlar dəstələnib evləri
qapı-qapı gəzərək «Xıdır» nəğməsini
oxuyar və bayram payı yığardılar. Hansı qapıdan
içəri girsələr əvvəlcə
dəstədən bir adam irəli çıxıb avazla oxuyardı:
Mən Xıdırın quluyam,
Göy atının quluyam.
Ağzının arpasıyam
Ayağının nalıyam.12
Dəstə isə xorla oxuyardı:
Xıdırı-Xıdır İlyas,
Özünü yetir İlyas.13
Yenə bir nəfər oxuyardı:
Xıdır gəldi hayınan
Bir balaca dayınan.
Dayça batdı palçığa
Çıxartdıq hay-hayınan.14
Dəstə xorla:
Xıdırı – Xıdır İlyas,
Özünü yetir İlyas.
Dəstədən bir nəfər:
Qara toyuq qanadı
Kim vurdu, kim sanadı.
Qapı-qapı gəzməkdən
Baldırım it daladı.15
Dəstə xorla:
Xıdırı-Xıdır İlyas,
Özünü yetir İlyas.
«Xıdır payı»ndan ertəsi günü yağla kömbə
bişirər, qovut çəkilər və dəstənin üzvləri
arasında bölünərdi.
Kiçik Qafqazın cənub-şərq rayonlarında (Laçın,
Qubadlı, Zəngilan, Kəlbəcər, Cəbrayıl
və Füzuli rayonları nəzərdə tutulur) «Xıdır
İlyas*» bayramı özünəməxsus
mərasimlərlə qeyd olunurdu. Rus tədqiqatçısı
T. F. Aristova Laçın, Qubadlı və Zəngilan rayonlarında
bu bayramın qeyd edilməsi prosesləri haqqında maraqlı
məlumat verir. Qışın ortalarında keçirilən bu
bayramda Azərbaycanlı qadınlar ailəsinin salamatlığı
üçün sacda qovurğa qovurar, çay və bulaq kənarında müxtəlif
rənglərlə bir neçə yumurta qoyaraq niyyət
edirdilər. Ertəsi gün yumurtalara baxırdılar. Əgər
yumurta qırmızı rəngə boyanmışdırsa
yaxşı, qara boyanırdısa pis əlamət
yozurdular.16
Kəlbəcər rayon sakini Əhməd Fətəliyev
mə’lumat verdi ki, Qılıncı kəndində kiçik
çillənin çıxmasına 15 gün qalanda «Xıdır İlyas*»
bayramı qeyd olunardı. 10-15 nəfərlik
dəstələrlə qapı-qapı gəzib bayram
hədiyyəsi yığardıq. Hər evə çatanda xor
ilə «Xıdır» nəğməsi oxuyar və oynayardıq.
Əvvəlcə bir neçə nəfər oxuyardı:
Xıdır gəlir haynan-huynan
Altında bir qara daynan.
Qara day palçığa batdı,
Xıdır yanında yatdı.
Dəsmal verin bağlayaq.
Yenə dəstədən bir nəfər:
Xıdır Nəbi, xan İlyas,
Açdı çiçək, gəldi yaz.
Mən Xıdırın quluyam,
Boz atının çuluyam.
Xor təkrar edirdi:
Xıdır İlyas, Xıdır İlyas,
Açdı çiçək, oldu yaz.
Dəstədən daha bir nəfər:
Xıdır getdi hayınan,
Bir balaca dayınan.
Dayı palçığa batdı,
Xıdır yanında yatdı.
Xor:
Xıdır İlyas, Xıdır İlyas,
Açdı çiçək, gəldi yaz.
Yığılmış bayram payını götürüb uşaqlardan
birinin evinə toplaşıb bayram edirik. Yığışdığımız
ev damında da (qaradam nəzərdə tutulur-S.M.) ev
sahibinin bayram süfrəsində oturar bayram yeməkləri
yeyərdik.
«Xıdır İlyas*» mərasimini bölgədə qışın
yarısının yola salınması münasibətilə keçirirdilər.
Kəlbəcər sakini Ələmdar Səlimov’un
mə’lumatlarından aydın oldu ki, Dərəqışlaq
kəndində «Xıdır Nəbi» mərasimini kiçik çillənin
qurtarmasına beş gün qalmış keçirirdilər. Bu
mərasimə «Məmmədqulu Xıdır Nəbisi»
deyirdilər. Kənddə çoxlu tonqallar yandırardılar.
Hamı evindən çölə çıxırdı. Tonqallara «çobandarağı»
adlanan bitkinin qozasını atırdılar. Qoza ocaqda yanıb
partlayırdı. Çobandarağı bitkisinin qozası tikanlıdır.
Onu əlcəklə toplayırdılar.
Ə.Səlimov’un dediklərindən: «Xıdır
Nəbi» bayramında yumurta döyüşdürülürdü. Hansı
yumurta sınsa, sahibi uduzmuş hesab olunurdu. Ələmdar
Səlimov bildirdi ki, bu bayramda qapıpusma mərasimi də
keçirilirdi. Qulaqlarımızı barmağımızla
yumaraq niyyət tutur və «filan evə qapı pusmağa
gedirəm»- deyirdik. Həmin qapıya çatanda qulağımızı
açırdıq, niyyətimizi eşitdiyimiz ilk sözlə sınayardıq.
Buna görə də anamız bayram vaxtı bizə deyərdi
ki, yaxşı söz danışın, qapımızı
pusan olar. Qovurğanı məcməyiyə yayıb boş
otaqda səhərədək saxlayırdıq. Əgər
səhər qovurğanın üzərində əl izləri
görünsəydi, deməli, Xıdır İlyas evimizə
gəlmişdir, yeni il ailəmiz üçün xoşbəxt il
olacaqdır».
Bölgənin ərazisində maldarlıqla məşğul
olan əhali arasında «Xıdır İlyas*»
mərasimini çox vaxt «Qurdların Bayramı» adlandırırlar.
Qubadlı rayon sakini Oruc Şəkərəliyev
mə’lumat verdi ki, «Xıdır İlyas*»ı Fevral ayının
ortalarında 3 gün dalbadal qeyd edirik. Bu bayram Qurdların
Bayramı’dır. Həmin vaxt hava çox soyuq olur, güclü külək
əsir, hətta qar çovğunları da baş verirdi.
Belə havada ac qalan qurdlar mal-qoyuna hücum edirdilər. «Xıdır
İlyas*» sovuşanda bayram edirdik. Yəni xətadan qurtarırdıq.
Qubadlı rayon sakini Kübra Şəkərəliyeva’nın
mə’lumatına görə, «Xıdır İlyas*»- «Qurdların
Bayramı»nda xəşil və düyü yeməkləri bişirilirdi.
Xəşil isti yemək olduğu üçün soyuqda
bədənə istilik gətirir. Xəşili un, yağ,
bəhməz və ya şəkər tozu ilə hazırlayırdılar.
Bundan başqa, «Xıdır İlyas*» mərasimində
qurudlu xəşil hazırlayırdılar. Qurud xəşilini
hazırlamaq üçün əvvəlcə qurudu suda
əridərək sıyıq halına salırdılar. Soğanı
yağda qızardıb üzərinə
əvvəlcədən hazırlanmış sıyığı
töküb yeyirdilər.
Düyüdən hazırlanan «Xıdır İlyas*» bayram
yeməyini hazırlamaq üçün undan umac edirdilər. 1 İstəkan
düyünü qazanda qaynayan duzlu suya əlavə edərək bişirirdilər.
Bir müddətdən sonra umacı da buraya qatırdılar.
Hər iki ərzaq qaynayıb qatılaşır və
bərkiyirdi. Bayram süfrəsində yeyilirdi. Unu isə iri
dayaz qaba ələyir, ayrı otağa qoyurdular.
Səhərisi gün unun üzərində iz əmələ
gəlirdisə, bunu bərəkət rəmzi və Xıdır
İlyas’ın əlinin izi hesab edirdilər.
Cəbrayıl rayon sakini Zöhrə Mustafayeva «Xıdır
Nəbi» bayramının Fevral ayının axırıncı
həftəsində keçirildiyini qeyd etdi. Həmin gün qızlar
çox duzlu kökə bişirib yeyər, su içməzdilər. Qıza
yuxuda hansı oğlan ona su versə və ya hansı
həyət və məhəllədən su içsə,
qisməti hesab olunurdu. «Xıdır İlyas*» günü bütün
evlərdə xəşil və kömbə bişirirdilər.
Qurdların bayramını qeyd edirdilər.
Bu mərasim ilin şaxtalı gününə təsadüf etdiyi
üçün el arasında belə deyər və oxuyardılar:
Xıdır girdi, qış girdi,
Xıdır çıxdı, qış çıxdı.
Füzuli rayon sakini Miniş Ismayılova’nın mə’lumatından
aydın olur ki, «Xıdır İlyas*» bayramında xəşil
pişirilir, buğda qovurulur, qovut çəkilirdi. Bununla yanaşı,
niyyət tutub bir sıra ayinlər də icra edirdilər. Qızlar
başlarını qara yaylıqla bürüyüb güzgüyə baxırdılar.
Bu zaman güzgüdə gələcəkdə ailə quracaqları
oğlanların sifətlərini görürdülər. Qulaqlarının
ikisini də barmaqları ilə qapayıb qapı pusmağa
gedirdilər. Nəzərdə tutduqları qapıya çatanda
qulaqlarını açıb evdən gələn danışığa
qulaq asar, bununla da sanki gələcək talelərini müəyyən
edərdilər.
Qovurğanı sacda qovuranda ürəklərində niyyət
edirdilər: Məsələn, əgər buğdadan 7
ədədi kənara sıçrasa, belə hesab
edərdilər ki, niyyət yerinə yetəcək.
Laçın rayonunda da «Xıdır İlyas*» bayramı xüsusi
təmtəraqla keçirilirdi. Quba Həsənova öz
mə’lumatında bildirdi ki, uşaqlar qarğı çubuğunu
at minirmiş kimi ayaqlarının arasına qoyaraq çapırdılar.
Ağac atları ilə çapıb hər qapını döyərək
nəğmə oxuyar və «Xıdır payı» yığardılar.
Dəstədən bir nəfər irəli çıxıb
avazla oxuyardı:
Xanım, ayağa dursana,
Dağarın ağzın açsana,
Torbanı doldursana,
Xıdırı yola salsana.
O biri uşaqlar isə xorla oxuyardılar:
Mən Xıdırın quluyam
Boz atının çuluyam.
Qeyd etmək lazımdır ki, bölgə ərazisində «Xıdır
Nəbi» bayramı paylarını uşaqlar torba götürüb yığırdılar.
Un, buğda və digər məhsulları o dövrdə
əsasən dəridən hazırlanmış dağara yığıb
ağzını bağlayardılar. Buradakı «dağarın
ağzın açsana» müraciəti-yəni dağarın ağzını
açıb bizə un və ya buğda və s. ver demək idi.
Bu rayonda da «Xıdır İlyas*» bayramında
evlərdə xəşil çalınar, qovurğa qovurular,
qovut düzəldilər və heç kəsi paysız yola salmırdılar.
Belə inam var idi ki, elə Xıdır İlyasın özü
də uşaqların içindədir. Pay verilməsə Xıdır
İlyas* küsər, atını çapıb gedər,
ruzi-bərəkəti də özüylə aparar. Pay
verildikdə isə Xıdır İlyas* – Xıdır peyğəmbər
atını çapıb həmin evlərin hamısına ruzi
paylaya-paylaya gedər. Həmin gecə külək
əsərsə belə hesab edirdilər ki, Xıdır
İlyasdır. Əsən külək isə atın kişnərtisidir.
Burada da qovuta və ya una Xıdır İlyasın əl
basmasına inam güclü idi.
Beləliklə, mə’lum olur ki, «Xıdır İlyas*»
mərasimi xalq bayramı olmaqla yanaşı, həm də
mifik bir obrazın – Xıdır İlyas*’ın mövcud
olduğu və mərasimlərdə şəxsən iştirak
etdiyi barədə fikri yaddaşlarda möhkəmləndirir.
1. Kitab–i Dədə Qorqud. Yazıçı. 1988. s. 137
2. Izvestiə Azerbaydcanskoqo arxeoloqiçeskoqo komiteta. Baku. 1926. s.
19
3. Pənah Xəlilov. “Kitab–i Dədə Qorqud” intibah
abidəsi. Bakı. Gənclik. 1993. s. 107
4. Toy və halay mahnıları (tərtibçi B. Şahsoylu).
Bakı. Gənclik. 1990. s. 11
5. Azərbaycan folkloru antologiyası. II kitab (toplayanı
Ə. Axundov) Bakı. Azərbaycan EA nəşriyyatı.
1968. s. 11
6. Bəhlul Abdullayev. Haqqın səsi. Azərbaycan Dövlət
Nəşriyyatı. Bakı 1989. s. 111
7. El güzgüləri, elat söyləmələri. (toplayan və
tərtibçi Məhərrəm Qasımlı) Azərbaycan Dövlət
Nəşriyyatı. Bakı. 1993. s. 40
8. Ə. Cəfərzadə Unudulmuş əziz günlərimizdən.
Azərbaycan jurnalı, 2001, №19. s. 162
9. Azərbaycan MEA Tarix İnstitutunun elmi arxivi. F.I.C.I. Qovluq
№128. 1935
10. Gəlinin cehiz kitabı (müəllif və tərtibçi
Əkrəm Əylisli) Bakı. Yazıçı. 1994. s. 133
11. Bəhlul Abdullayev. Göstərilən kitabı. s. 13
12. El düzgüləri, elat söyləmələri. s. 40
13. Yenə orada.
14. Yenə orada.
15. Yenə orada.
16. T. F. Aristova. Kurdı Zakavkazğə. M., Nauka. 1966. s.
177.
Labels: بايرام, خضر, خيدير ايلياس, خيدير نبي, قوردلار بايرامي, قوووت
www.turkiran.com