نمايش
توحش
هخامنشيان
در
صحنه
سينما و
رعشه
هاي
شوونيسم
فارس
چند
روزي است که در
سينما هاي
آمريکا فيلمي
تحت عنوان 300 به
صحنه آمده که
به دليل
ارتباط
داستان آن با
هخامنشيان،
محافل
شووينيست
ايراني را به
هول و ولا
انداخته است.
در اين فيلم
که داستان
مقابله تعداد
اندکي از
رزمندگان
اسپارت در
مقابل حمله
سپاه عظيم
خشاريارشاه
به يونان است،
تمدن يوناني
به شکل مدرن و
نزديک به
ساختار هاي
کنوني
دموکراسي غرب
و با نمايش
رهبران مسئول
در مقابل
پارلمان و با
تصوير روابط
برابر انساني
در جامعه
يونان و بين
رزمندگان،
همراه با
برابري و
آزادي زنان و
مردان در
روابط
اجتماعي و
پوشش هاي آنها
تصوير شده و از
آن طرف،
مهاجمان که
همه جا با
عنوان پارس ها
ناميده شده
اند، به صورت
وحشياني که
شاه خود را مثل
خدا پرستش
کرده و زنان را
مثل برده به
کار ميگيرند
به نمايش
گذاشته شده
اند. شاه پارس
با هيبتي نا
پسند و متفرعن
که بارگاه
عظيم وي را در
ميدان جنگ صد
ها نفر به دوش
ميکشند،
شخصيتي تصوير
شده که مشغول
عياشي در درون
خيمه مجلل خود
است در حالي که
سپاه وي در حال
نبرد ميباشد.
خود شاه شخصي
بسيار ستمگر و
بيرحم است که
حتي
فرماندهان
خود را بر سر
شکست در ميدان
گردن ميزند
اما در وراي
هيبت و شکوه
بارگاه خود،
در اصل مثل
سپاهيانش بي
عرضه و شخصا
بسيار ترسو و
بدبخت ميباشد.
اين
فيلم را هم از
زاويه هنري به
دليل تکنيک
هاي بکار رفته
در ساخت آن-که
به خصوص در
سينماهاي
نمايش دهنده
با سيستم "آيمکس"
محسوس تر است -
ميشود ديد و
ارزيابي کرد و
هم در ارتباط
با نيت
احتمالي پشت
پرده
سازندگان
فيلم براي
انعکاس سابقه
تاريخي جنگ
تمدن ها به آن
پرداخت.
اما
در اينجا نکته
اين است که
نمايش اين
فيلم با توجه
به تبليغات
زياد هاليوود
و شکوه صحنه
هاي جنگي آن که
توجه عمومي در
آمريکا و
کانادا را
موجب شده است،
شوک عظيمي به
باستان
پرستان
آريايي که
تمام پايه هاي
ادعاهاي عظمت
طلبانه
شوونيستي خود
را بر روي شوکت
و حشمت
پادشاهي دوره
هخامنشي بنا
کرده اند وارد
ساخته است.
محافل
ايرانيان
شوونيست در
آمريکا و
دنبالچه هاي
آنها در
ايران، مانند
صاعقه زده ها
به تشنج دچار
شده اند.
آنچنان
با هياهو به
دوره افتاده و
به جمع آوري
طومار هاي
اعتراضي
پرداخته اند
که انگار
اهانت عظيمي
به ايرانيان
شده و حقايق
مقدس تاريخي
تحريف شده است.
در اين موج
حاصل از
تشنجات
باستان
گرايان پارس،
همه جا صحبت از
اهانت و جنگ
هاليوود عليه
ايرانيان
ميشود بدون
اينکه به اين
نکته اشاره
شود که در هيچ
قسمت از فيلم
نامي از
ايرانيان
برده نشده و
همه جا صحبت از
پارس ها است.
در
رابطه با اين
جار و جنجال
محافل
شوونيست چند
نکته قابل
تامل ميباشد.
1-
نمايش حقيقي
سيماي سلسله
منحط
پادشاهان
هخامنشي در
صحنه جهاني که
در حقيقت به
زباله
انداختن همه
آن دروغ
پردازي هاي
باستان
گرايان
آريائي از
منشور هاي
جعلي حقوق
بشري آنها
است، ضمن
اينکه اهانتي
به ايرانيان
غير فارس نيست
در اصل مورد
استقبال
ساکنان غير
فارس ايران
نيز ميتواند
قرار گيرد.
2-
از آنجا که
فيلم در کنار
تصوير سيماي
حقيقي شاهان
ستمکار
هخامنشي و
روابط نا
برابر جامعه
زير سلطه
آنان،
مناسبات
مترقي منتسب
به اسپارت ها
که به نرم هاي
دنياي متمدن
کنوني نزديک
تر است را با
مطلوبيت مطرح
کرده است قطعا
نميتواند حتي
مورد شکايت و
اعتراض شخصيت
هاي انسان
دوست و مترقي
فارس ايران
نيز باشد.
3-
اگر فيلم
سازان
هاليوود در
اين فيلم صرفا
برش کوچکي از
روابط غير
انساني تحت
حاکميت
پادشاهان
هخامنشي را
تصوير کرده
اند، ساکنين
غير فارس
ايران که با
تمام وجود خود
نتايج حاصل از
حکومت ميراث
داران و تقديس
کنندگان اين
سيستم را
احساس کرده
اند وميکنند،
با کمال علاقه
ميتوانند با
قياس آنچه که
بر سر آنها
آمده است، به
صحت آنچه در
اين فيلم مطرح
شده شهادت
دهند.
4-
اين فيلم را
حتي اگر صرفا
از زاويه
تبليغات
محافل جنگ طلب
آمريکائي
براي زمينه
سازي رواني
اذهان دنيا در
خصوص وحشيت
ايرانيان به
حساب آوريم،
باز هم اين خود
پشتوانه اي
ديگر از
مطالبات ملي
ساکنين غير
فارس ايران
ميتواند به
حساب آيد که
سالهاست تحت
اسارت فاشيزم
زنجير گسيخته
اي هستند که
مقتداي خود را
همين وحشياني
ميداند که در
فيلم بخشي از
سيماي حقيقي
آنها به تصوير
کشيده شده است.
12
مارس 2007
yurdnet
www.turkiran.com
فيلم
۳۰۰ و به تب و
تاب افتادن
رسانه هاي فارس
آيا
ملتهاي
واقعي تحت
ستم٫ از
تاريخ
سراپا دروغ
نژاد موهوم
آريايي و
قوم
موهومتر
پارس!! کم
ارزشترند؟
باي بک
آذربايجان |
سؤتگون, 20ی
بایرام , 11006
اینجی ایل,
چولا 18:21 |
 |
رسانه
هاي فارس
زبان و حتي
آنهايي که
به کشورهاي
مختلف تعلق
داشته و
مديران
فارس انديش
دارند به تب
و تاب
افتاده اند.
هر روز چند
خبر داغ!! و
حتي خبرهاي
منتشر شده
در روزهاي
قبل را با
ظاهري
تغيير
يافته
دوباره به
عنوان خبر
جديد منتشر
ميکنند.
اينها در
مقابل چاپ
اسکناس
فاشيستي٫
سرکوبهاي
شوونيستي و
سخنرانيهاي
ضد انساني
سکوت
ميکنند٫
اينها
شکنجه ها و
اعدامها را
ناديده
ميگيرند و
هيچ
نميگويند
آيا
ملتهاي
واقعي تحت
ستم٫ از
تاريخ
سراپا دروغ
نژاد موهوم
آريايي و
قوم
موهومتر
پارس!! کم
ارزشترند؟
|
امروز و به
صورت واقعي
مردم را
ميکشند و
شکنجه
ميدهند٫
رسانه هاي
فارس همچون
ميمونهاي
چيني کر و کور
و لال هستند!!!
فيلمي در
مورد جنگي در
چند هزار سال
پيش (بوسيله
يک قوم خيالي)
نمايش داده
ميشود٫ اينها
ناراحت
ميشوند و
اعتراض
ميکنند!! دنيا
را ميخواهند
در هم بکوبند
آيا
نبايستي به
عقل و منطق
اينها شک
کرد؟
همين چند ماه
پيش
آذربايجان
قيام کرد
آنهم به خاطر
حقوق پايمال
شده اش توسط
همين قوم
خيالي
چند ماه پيش
عربها را
اعدام کردند٫
بخاطر
خواستهايي
برحق
چند روز پيش
بلوچها را
شکنجه کرده و
اعدام کردند٫
در روز روشن٫
ولي کسي ککش
هم نگزيد
چند ماه پيش
کردها را
کشته و مثله
کردند ولي …
ديروز …
امروز…
فردا…
آيا با اين
قوم ميشود و
بايستي دوستي
کرد؟
رسانه هاي
فارس زبان و
حتي آنهايي
که به
کشورهاي
مختلف تعلق
داشته و
مديران فارس
انديش دارند
به تب و تاب
افتاده اند.
هر روز چند
خبر داغ!! و حتي
خبرهاي منتشر
شده در
روزهاي قبل
را با ظاهري
تغيير يافته
دوباره به
عنوان خبر
جديد منتشر
ميکنند.
اينها در
مقابل چاپ
اسکناس
فاشيستي٫
سرکوبهاي
شوونيستي و
سخنرانيهاي
ضد انساني
سکوت ميکنند٫
اينها شکنجه
ها و اعدامها
را ناديده
ميگيرند و
هيچ نميگويند
آيا
ملتهاي واقعي
تحت ستم٫ از
تاريخ سراپا
دروغ نژاد
موهوم آريايي
و قوم
موهومتر پارس!!
کم ارزشترند؟
فيلم ۳۰۰
را بايد ديد و
انديشيد چرا
_ _ _ _ _ _ _
مربوط
اُلان
یازیلار
|
حزب
مردم
بلوچستان Balochistan
People’s Party بلوچستانءِ
اُستمانءِ
گــَل
|
|
|
تصاوير
اعدام جوان
بیگناه بلوچ
توسط رژیم
نشانه خشونت
مذهبي در
ايران
پنجشنبه،
3 اسفند ماه 1385
برابر با 2007-02-22
http://azadbaloch.mihanblog.com
اعدام
جوان بیگناه
بلوچ
نصرالله
شنبه زهی
توسط جلادان
رژیم شبكه
هاي
تلوزيوني
آمريكايي
مانند فاكس
نيوز و سي ان
ان با انتشار
گسترده و
پياپي اين
تصاوير، آن
را نشانه
خشونت مذهبي
در ايران
دانستند. این
تصاویرها به
دنیا نشان
داد که رژیم
ایران ظالم و
فاشیست است ،
به دنیا ثابت
کرد که رژیم
ایران دشمن
خونخوار
جوانان
بیگناه بلوچ
و اهل سنت
ایران است .
عکسهای
زیر مربوط به
اعدام اخیر
در زاهدان
میباشد.
هیچکس
نمیداند،
آیا شخصی که
اعدام میشود
گناهکار
است؟ ، امروز
انفجار ،
فردا دستگیر
و پس فردا
اعدام.



|
| تهران:۱۶:۵۵ ,
۱۳۸۵/۱۲/۲۰ |
|
/
تحلیل استاد
تاریخ
دانشگاه
تورنتو
درباره "300" / |
| "300
" تحریف
آشکار تاریخ
است |
| نبرد
ترموپیل
واقعی بود،
اما داستان
"300" چقدر
واقعی است؟
افریم لیتل،
استاد رشته
تاریخ یونان
باستان
دانشگاه
تورنتو که
فیلم را
دیده،
دیدگاهی
کاملا
متفاوت با
سازندگان
فیلم دارد.
مقاله او روز
گذشته (19
اسفند) در
تورنتو
استار منتشر
شد. |
به
گزارش
خبرنگار
مهر، تاریخ
همواره
تحریف شده
است. چه
اهمیتی دارد
چگونه و چرا.
پس چه اهمیتی
دارد درباره
نبود زره های
سینه پوش یا
فرنج های تا
زیر ران در
این فیلم
صحبت کنم.
نیاز تصویری
به شکم های
شکل داده شده
و ظاهر 300
اسپارتی
فیلم برایم
قابل درک است.
اما شیوه ای
که "300" به کار
می برد تا
صورتی
آرمانی به
اجتماع
اسپارتی ها
بدهد، مشکل
ساز و حتی
آزارنده است.

درباره شاه
لئونیداس
اطلاعات
زیادی در
دسترس نیست،
بنابراین
خلق یک گذشته
داستانی
برای او قابل
درک است. بچه
های اسپارتی
از خانواده
هایشان جدا
می شدند و
تحت آموزش
های نظامی
موسوم به agoge
قرار می
گرفتند. آنها
را برای
اینکه مقاوم
شوند کتک می
زدند و
پابرهنه به
حومه شهرها
می فرستادند
و وادارشان
می کردند
بدون
روانداز و
زیرانداز
روی زمین
بخوابند،
اما شاهان
آینده از این
قاعده معاف
بودند.
لئونیداس هم
این دوره ها
را پشت سر
گذاشت. او نه
تنها با کشتن
یک گرگ بلکه
با به قتل
رساندن برده
های بی دفاع
در آئینی
موسوم به Crypteia
از این آزمون
موفق بیرون
آمد. در واقع
اسپارتی ها
با در اختیار
داشتن همین
برده ها
توانستند به
سربازان
حرفه ای
تبدیل شوند. آنها
چاره دیگری
نداشتند:
حفاظت از یک
حکومت بسیار
آپارتاید و
خشن یک حرفه
تمام وقت بود
و برای اینکه
در نهایت یک
افور (ناظر)
شوند، باید
در مراسمی
خاص علیه
برده ها
اعلان جنگ می
کردند.
هر سال پنج
افور انتخاب
می شدند که
وظیفه آنها
حمایت از "دو
شاه" بود. بر
خلاف آنچه در
"300" مطرح می
شود، هیچ
شواهدی وجود
ندارد که
نشان دهد
افورها با
دیدگاه
لئونیداس که دنبال
یک جنگ
غیرقانونی
بود، مخالفت
داشتند. نکته
عجیب دیگر
اینکه
افورهای
فیلم "300" نه
تنها شهوت
پرست و فاسد
هستند، بلکه
به شکل
جذامیانی
سالخورده
تصویر شده
اند. به همین
شکل،
افیالتس که
به یونانی ها
خیانت کرد،
از یک
مالیایی به
یک مطرود
اسپارتی تغییر
کرده، یک "ترال"
زشت و
بدترکیب که
برابر با رسم
و رسوم
اسپارتی باید
در همان
کودکی کشته
می شد.
لئونیداس به
این نکته
اشاره می کند
که گوژپشت
بودن او به
این معناست
که نمی تواند
در جنگ سپر
را به اندازه
کافی بالا
بیاورد.
در "300"
ایرانی ها به
شکل موجودات
اهریمنی و
عجیب الخلقه
تصویر شده
اند. خشیارشا
یک موجود هشت
فوتی است که
لباسی پرزرق
و برق به تن
دارد، با این
حال چهره اش
به هم ریخته
نیست. در
دنیای
اخلاقی "300"
به صراحت
تاکید می شود
که خشایارشا
یک همجنس باز
است و همین
مسئله عجیب
الخلقه بودن
او را توجیه
می کند.
طنزآمیز
است، برای
اینکه همجنس
بازی بخش
ضروری آموزش
های اسپارتی
بود. به همین
دلیل است که
در کمدی آتنی
واژه "اسپارتنیزه"
به معنای "همجنس
بازی" است.
این رویکرد
"300" آشکارا
تحریف تاریخ
است. ایرانی
ها به هیولا
تبدیل شده
اند، اما
یونانی هایی
که اسپارتی
نیستند همگی
بسیار
انسانی
ترسیم شده
اند. به گفته
هرودوت،
لئونیداس
رهبری ارتشی
متشکل از 7000
یونانی را به
عهده داشت.
این یونانی
ها در تنگه
ترموپیل با
ایرانی ها
وارد جنگ
شدند. نبرد
به صورت
پیاده نظام
بود و یونانی
ها دو روز
کنترل تنگه
را در اختیار
داشتند.
آنطور که در
تاریخ آمده
حدود 4000
یونانی در
این نبرد به
قتل رسیدند.
در "300" نبرد
به صورت
پیاده نظام
نیست و تنها
اسپارتی ها
درگیر جنگ می
شوند، جز در
لحظه ای
کوتاه در
فیلم که
لئونیداس به
چند یونانی
آموزش ندیده
اجازه می دهد
وارد جنگ
شوند. وقتی
آنها متوجه
می شوند محاصره
شده اند، می
گریزند. در
عصر هرودوت
روایت زیادی
از این حادثه
شد، اما آنچه
می دانیم این
است که 700
سرباز در
کنار
اسپارتی ها
ماندند و
البته تا
آخرین
نفرشان کشته
شدند.
در "300" هیچ
اشاره ای به
این نکته نمی
شود که در
همان جنگ، یک
ناوگان بزرگ
آتنی ها در
نزدیکی
ترموپیل
ایرانی ها را
در تنگنا
قرار داده
بودند، یا
اینکه
یونانی ها
کمی بعد با
شکست دادن
ایرانی ها در
جزیره
سالامیس
تمام یونان
را نجات
دادند. این
مسئله کل
بینش "300" را
زیر سئوال می
برد، بینشی
که برابر با
آن ایدهال
های یونانی
در وجود
قهرمانان
ارزشمند که
همان
اسپارتی ها
بودند مجسم
شد.
این دنیای
اخلاقی همان
قدر برای
یونانی های
باستانی می
توانست غریب
باشد که برای
مورخان
امروزی.
بیشتر
یونانی ها
همان قدر با
رضایت خانه
های خود را
در آتن با
آلونک هایی
در اسپارتا
تاخت می زدند
که من حاضرم
آپارتمانم
را در تورتنو با
کلبه ای در
پیونگ یانگ
عوض کنم. |
امانت
داری و
اخلاق
مداری
استفاده از
اين خبر
فقط با ذکر
منبع "
خبرگزاری
مهر " مجاز
می باشد.
|
|
|
|
15:45
گرينويچ -
دوشنبه 12 مارس 2007
- 21 اسفند 1385
اکران فیلم 300:
توهین به
ایرانیان؟
اکران
فیلم 300 در
روزهای اخیر
در آمریکای
شمالی، به
مباحث بسیاری
بین ایرانیان
در کشورهای
مختلف دامن
زده است
برخی از
ایرانیان
معتقدند که
این فیلم
توهینی به
ایرانیان و
تاریخ این
کشور است و
علیه آن دست به
کار تهیه
طومار
اینترنتی و یا
بمب گوگلی (سایتی
که با لینک
دادن به آن
رتبه اش در
گوگل بالا می
آید و اعتراضی
علیه این فیلم
است) شده اند.
این
فیلم از روی
کتاب مصوری
نوشته فرانک
میلر به همین
نام توسط شرکت
برداران
وارنر ساخته
شده است که در
سال 1962(1341) نیز
فیلمی بر اساس
آن ساخته شده و
در ایران هم به
نمایش در آمده
بود.
داستان
فیلم نبرد
سپاه دهها
هزار نفری
خشایار شاه که
گفته می شود
بالغ بر 250.000 نفر
بوده است با 300
نفر از رزم
آوران اسپارت
است.
در این
نبرد که حدود
سه روز به طول
می انجامد
ارتش
امپراتوری
هخامنشی در
برابر 300 رزم
آور اسپارتی
در یک تنگه در
نزدیکی آتن
متوقف شد و
تنها زمانی
توانست آنها
را شکست بدهد
که در اثر
خیانت یک
یونانی راه
دیگری برای
دور زدن آنها و
محاصره
اسپارتی ها
یافت.
این
فیلم در دو روز
آخر هفته با
استقبال
بسیاری در
آمریکا روبرو
شده است و به
فروشی معادل
هفتاد میلیون
دلار رسیده
است که
استقبالی غیر
منتظره محسوب
می شود.
برخی از
ایرانیان می
گویند علاوه
بر تحریفات
تاریخی که در
فیلم رخ می
نماید، چهره
ایرانیان بی
شباهت به
هیولاها
نیست، در حالی
که در اصل کتاب
مصور فرانک
میلر نیز
پرشین ها به
همین شکل به
تصویر در آمده
اند.
امیر
عزتی منتقد
فیلم در
فنلاند می
گوید: "در
بحبوحه تلاش
جمهوری
اسلامی برای
رسیدن به
انرژی هسته ای
نشان دادن
چنین چیزی در
سینمای
آمریکا می
تواند یک
اتفاق طبیعی
باشد چون
ایرانی ها هم
از آمریکایی
ها در فیلم های
خودشان چهره
ای منفی نشان
می دهند."
این
منتقد فیلم
ادامه می دهد: "اما
جنجال ایجاد
شده توسط
ایرانی ها در
اینترنت نشان
می دهد که خیلی
شتابزده و از
روی شیفتگی و
نفرت توام
نسبت به
سینمای
آمریکا این
واکنش را نشان
داده اند، چون
ما فیلم های
خیلی جدی تری
در طول سالهای
گذشته داشتیم
که به ایران می
پرداخت و یا
چند مجموعه
مستندی که
شبکه های
تلویزیونی
مشهور در باره
ایران نمایش
دادند و در
آنها چهره نا
مطلوبی از
ایرانیان
نشان داده شد
ولی تا این حد
با اعتراض
ایرانیان
روبرو نشده
اند.
آقای
عزتی می گوید
جنجال در باره
این فیلم و
تبلیغات منفی
پیرامون آن در
نهایت به نفع
فیلم تمام می
شود زیرا هدف
از تولید این
فیلم صرفاً
کسب درآمد
برای کمپانی
سازنده بوده
است.
در همین
حال پندار
یوسفی که
سازنده بمب
گوگلی برای
اعتراض به این
فیلم است می
گوید: "مشکل
اصلی این است
که ایرانی ها
در این فیلم به
شکل موجوداتی
کریه، وحشی و
تهوع آور نشان
داده شدند،
البته این را
هم باید در نظر
داشته باشیم
که این فیلم از
روی یک کتاب
کمیک تهیه شده
است و شخصیت
های تخیلی و
بزرگ نمایی از
عناصر این
گونه کتاب ها
هستند ولی با
این وجود من
هیچ کتاب
کمیکی که تا
این حد یک طرفه
تصویر منفی از
یک ملت ترسیم
کند و در عین
حال ادعای
بازگویی یک
داستان
تاریخی و
واقعی داشته
باشد را ندیده
ام.
با این حال با
آغاز اکران
این فیلم در
کشورهای
دیگر، به نظر
می رسد دامنه
این مباحثات
در باره این
فیلم که به زعم
برخی از رسانه
ها و مطبوعات
ایرانی فیلمی
برای تبلیغات
آگاهانه علیه
ایران خوانده
شده است، بالا
خواهد گرفت.
بی بی سی
مسئول
محتوای سايت
های ديگر
نيست
اگر
شما هم این
فیلم را دیده
اید یا نظری در
باره آن دارید
از طریق پنجره
موجود در این
صفحه برای ما
بفرستید
20م اسفند, 1385
“وارنئر
بروس”
قارداشلاري “هاليوود”
دونياسينين
باشدا گلن
فيلم ياپان
شيرکتلريندن
دير. بو
شيرکتين نئچه
لر تاريخي و
سياسي فيلمي
واردير کي
دونيادا
تارتيشما
ياراديب.
“قورخوسوز”
و “گوناه شهري”
فيلملرينين
يازاري “فرانک
ميلر”ين
باشقا اثري “۳۰۰”
آديندا بو
شيرکتين يئني
فيلمينه بدل
اولوب. بو
يازي هم
گؤلمه لي و
همده تاريخي
الشديرمک
باخيميندان
چوخ ايلگينچ
دير. يازيدا
ايران-لي شاه “خشايار”
و يونان-لي (اسپارت)
ساواشچي “لئونيداس”ين
۳ گؤنلوک
ساواشينا گؤز
آتيلير.
آنجاق بو
يازي باشقا
گؤلمه لي
يازيلار
کيمين تحريف
و آبارتما
ايله دولودور.
مثلا ايران-ين
شاهي بير
قارا دريلي و
بزکلي بير
شخص تعريف
ائدير.
تاريخده
يازيلانلارا
گؤره٫ ايران
ايله يونان
آراسيندا
ساواشلاردان
بيريده “ترموپيل”
آديندا و “اويئته”
بوغازيندا
اؤز وئريب. بو
ساواشدا
۱۲۰٫۰۰۰ عسگر
ايران و ۳۰۰
عسگر يونان
طرفيندن
قارشيلاشيبلار
و يونانليلار
۳ گؤن بو نهنگ
لشگرين
اؤنونده ديره
نيبلر.
سونوندا ايسه
بير قوز (بئلي
ايري) شخصين
خيانتي ايله
ساواشي
اوتوزوبلار.
بو فيلم
ايران-ليلاري
آخماق و وحشي
گؤسترير٫
آنجاق يونان-ليلار
مدني و چوخ
عاقيللي
تانيتيليرلار.
بونا گؤره
ايران-ليلار
طرفيندن
چوخلو
اعتراضلار
ياپيلماقدادير
و بو فيلمين
نمايشيني
اؤنله مک
اؤچون
چابالامالار
ياپيلير.
باشقا اؤلکه
لر کيمين٫ هر
کس دوشمنيني
آخماق
تانيتير.
ايران ايله
عراق
ساواشينا
باغلي اولان
فيلملرده٫
عراق-لي
عسگرلر و حتي
ژنراللار٫
مايماق و
آبطال
اولاراق
اوينانيبلار.
بونا گؤره بو
باره ده بير
گؤلمه لي-آبارتيلميش
فيلم٫ کي حتي
تاريخي شاه
باشقا بير
نژاددان
سئچيليب
اعتراضا ندن
اولا بؤلمز.
اگر بو فيلم
تاريخي
اولاراق
سونولسا٫ او
زامان
اعتراضلار
منطقي اولا
بيليردير.
بونا باخاراق
کي هر حالده
بو فيلم اؤز
اتکي سيني
باخيجيدا
ياراتيب و
دوشمني آبطال
کيمين حافظه
لره
يازاجاقدير.
فيلم
سياسي٫
تاريخي و يا
باشقا
باخيملاردان
سؤز ائتسه
ده٫ تکنيکي
باخيمدان چوخ
ماراخلي و
ايلگينچدير.
بو فيلمه
باخماقي سيزه
توصيه
ائديريک.
سئچيلن آد
و يازي طرزي
ايسه چوخ
ايلگينچدير.
۳۰۰ کلمه سي
اويله
يازيليبدير
کي هر کس اونو “زوو
(ZOO)” اولاراق
اوخويور٫
يعني
حيوانلار
باخچاسي (باغ
وحش)
کليک
ايلييون
در خیلی از
صحنههای
فیلم، شاه
لئونیداس و
بقیه ارتش 300
نفره با
آزادی و
دموکراسی
تمام مشغول
تکه تکه کردن
سربازهای
ارتش خشایار
شاه هستند. در
یک صحنه از
فیلم هم ارتش
جان بر کف
اسپارت با
لذت تمام
مجروحها و
زخمیهای
ارتش ایران
را میکشند،
شاه لئونیداس
هم بالای
سرشان سیب
گاز میزند!
| ۲۲
اسفند ۱۳۸۵ -
بعد از ظهر ۱۳:۴۴ |
تعداد
بازديد: 8430 |
كد
خبر: ۶۲۸۹۴ |
BAZTAB
ايران
غلامحسين
الهام
سخنگوی دولت
جمهوری
اسلامی می
گوید فيلم «۳۰۰»
بخشی از
تهاجم
فرهنگی علیه
ایران است
الهام:
فيلم «۳۰۰»
تهاجم
فرهنگی است
غلامحسين
الهام
سخنگوی دولت
جمهوری
اسلامی در
واکنش به
فيلم «۳۰۰»
روز سه شنبه
بیست و دوم
اسفندماه
گفت اين فيلم
در «راستای
تهاجم
گسترده
فرهنگی عليه
ايران است».
غلامحسين
الهام
درآخرين
مصاحبه
مطبوعاتی
خود در سال
۸۵ درباره
فيلم« ۳۰۰ »
افزود:« آنها
بخشی از
تهاجم
فرهنگی خود
را در قالب
تحريف
فرهنگی
دنبال میکنند.
آنها فرهنگ
کشورها را
تحريف میکنند
و زير سوال میبرند
و توهين میکنند.
مطمئنا اين
امر را هيچ
ملتی نمیپذيرد
و اين رفتار
ناشی از
رفتار
دشمنانهی
اين افراد و
جنگ روانی و
فرهنگی
آنهاست.»
ما بايد
بنيانهای
فرهنگیمان
را تقويت و
آنها را
بيشتر معرفی
کنيم. بايد
فرهنگ واقعی
اين ملت به
وسيلهی
هنرمندان
معرفی و
تبيين شود.
هنرمندان و
جوانان بايد
جلو اين
تحريفها
بايستند
غلامحسین
الهام
فيلم «۳۰۰»
گوشه هايی از
نبرد سه روزه
ترموبيل بين
لشکرايران و
۳۰۰ تن از
سربازان
يونان
باستان را
نشان می دهد.
اين فيلم
برگرفته از
داستان مصور
کتابی از «فرانک
ميلر» است.
اين فيلم از
روزجمعه در
سينماهای
آمريکا
وجهان به
نمايش
درآمده است.
غلامحسين
الهام از
هنرمندان
ايران
درخواست کرد
تا دربرابر
اين تحريف ها
بايستند. او
گفت: «ما بايد
بنيانهای
فرهنگیمان
را تقويت و آنها
را بيشتر
معرفی کنيم.
بايد فرهنگ
واقعی اين
ملت به وسيلهی
هنرمندان
معرفی و
تبيين شود.
هنرمندان و
جوانان بايد
جلو اين
تحريفها
بايستند.»
در اين
فيلم چهره
برخی شخصيت
های ايرانی
فيلم،
شباهتی به
چهره يک
انسان ندارد
و بيشتر شبيه
شخصيت های
خونخوار
فيلم های
علمی - تخيلی
است.
بسياری از
ايرانيان
مقيم خارج از
کشور، پيش از
نمايش عمومی
فيلم، با
تماشای صحنه
هايی از
تبليغات اين
فيلم در
سينماها با
توجه به آنچه
«اشتباهات
تاريخی»
خوانده اند،
با گردآوری
امضا به
استوديوی
پخش اين
فيلم، «وارنر
برادرز»،
اعتراض
کردند.
بمب
گوگلی
جمعی از
ايرانيان
نيز از طریق اينترنت
در تلاشند تا
با ساختن يک «بمب
گوگلی»، پيام
«تحريف آميز
بودن داستان
فيلم» را به
گوش بسياری
برسانند.
برای اين
کار، وب
سايتی نيز
ساخته شده تا
اطلاعات
کافی درباره
ابعاد «ضد
ايرانی» اين
فيلم در آن
قرار بگيرد.
ايرانيان
معترض می
توانند با
لينک دادن به
اين صفحه،
امتياز آن را
در متور
جسنجوی گوگل
که محبوب
ترين موتور
جستجوی
اينترنتی
جهان است،
بالا ببرند.
در صورت
موفقيت اين
حرکت جمعی،
زمانی که
کاربران
سراسر جهان،
عنوان اين
فيلم را در
گوگل، جستجو
کنند، پيش از
هر چيز با وب
سايتی رو به
رو می شوند که
در آن، ابعاد
مختلف
اعتراض
ايرانيان به
چشم خواهد
خورد.
ایرانیان
با تغییر
دادن لوگوی
فیلم 300،
نشانی تازه
علیه آن
ساخته اند که
در آن نوشته
شده، حقیقت 300
اعتراض
ايرانيان به
نمايش فيلم
هاليوودی «
۳۰۰»
فیروزه
خطیبی (لس
آنجلس)
نمايش
خشايار شاه،
پادشاه
ايران در نقش
يک ضد قهرمان
و يک شخصيت
منفی و
ددمنش، موجب
ناخشنودی
واعتراض
برخی
ايرانيان در
سراسر جهان
شده است.
جمعی از
ايرانيان
نيز با
گردآوری
امضا و
انتشار يک
نامه
سرگشاده، به
پخش اين فيلم
توسط
استوديوی «برادران
وارنر» در
هاليوود،
اعتراض کرده
اند.
گوشه هايی از
نبرد سه روزه
ترموبيل بين
لشکرايران و
۳۰۰ تن از
سربازان
يونان
باستان،
موضوع
داستان مصور
کتابی از «فرانک
ميلر» است که
به تازگی
فيلمی از روی
آن ساخته شده
و از روز جمعه
در سينماهای
آمريکا
وجهان به
نمايش
درآمده است.
بسياری از
ايرانيان
مقيم خارج از
کشور، پيش از
نمايش عمومی
فيلم، با
تماشای صحنه
هايی از
تبليغات اين
فيلم در
سينماها با
توجه به
اشتباهات
تاريخی که
درآن به وقوع
پيوسته و به
خصوص تصوير
ناهنجاری که
از خشايار
شاه به
تماشاگر
داده شده،
بلافاصله با
گردآوری
امضا به
استوديوی
پخش اين فيلم
«وارنر
برادرز»
اعتراض
کردند.
در این فیلم،
ارتش
امپراطوری
ایران به
فرماندهی
خشایار شاه،
چونان ارتشی
از شیاطین
تصویر شده و
حتی چهره
برخی شخصیت
های ایرانی
فیلم،
شباهتی به
چهره یک
انسان ندارد
و بیشتر شبیه
شخصیت های
خونخوار
فیلم های
علمی - تخیلی
است.
ميترا
فرخزاد نقاش
و عکاس ساکن
آريزونا،
يکی از اولين
کسانی است که
اقدام به جمع
آوری امضا و
اعتراض به
استوديوی
پخش فيلم ۳۰۰
کرده است و در
کمتر از دو
روز، بيش از
۱۰ هزار
امضاکننده
معترض ديگر
به او پيوسته
اند.
خانم فرخزاد
می گويد: «در
باره اين
موضوع
نبايست سکوت
اختيار کرد
چرا که نمايش
خشايار شاه
پادشاه
ايران به شکل
يک هيولا،
غرور ملی
ايرانيان را
جريحه دار
کرده است.»
از سوی ديگر
اعظم علی،
خواننده
ايرانی گروه
«نياز» - ساکن
لس آنجلس - که
در خواندن
آوازهای
موسيقی متن
فيلم ۳۰۰ با
آهنگساز اين
فيلم «تايلر
بيتز» همکاری
داشته است،
در روز پخش
جهانی فيلم -
جمعه نهم
ماه مارس - در
يک اطلاعيه،
اين همکاری
را چنين
توجيه کرد: «بايد
اعتراف کنم
که در وحله
اول با
تماشای صحنه
های فيلم و
تصوير منفی
که از
ايرانيان در
آن به
تماشاگر
داده می شود،
مطمئن نبودم
که بخواهم در
اجرای
موسيقی آن
نقشی داشته
باشم، اما در
عين حال می
دانستم که در
طول ساليان،
کمتر اتفاق
افتاده است
که فيلم های
تاريخی ساخت
هاليوود،
اطلاعات
دقيق و صحيحی
در اختيار
تماشاگر
بگذارند.»
در اطلاعيه
خانم علی
آمده است: «درضمن
می دانستم که
نمايش چهره
ناخوشايندی
از مردمان
فرهنگ های
ديگر از جمله
مردم
خاورميانه،
به ويژه در
شرايط
کنونی، می
تواند عکس
العمل های
منفی بسياری
در ميان
تماشاگران
ايرانی به
وجود آورد.
اما هرچه
بيشتر به
محتوی فيلم
دقت کردم
متوجه شدم که
فيلم ۳۰۰ يک
بازگويی
واقعی از
تاريخ نيست و
هر فرد
هوشمندی می
تواند اين
موضوع را به
خوبی تشخيص
دهد. »
اعظم علی، از
خوانندگان
ايرانی اين
فيلم که از
سويی برخی
صاحب نظران
يک فيلم «ضدايرانی»
توصيف شده،
به وفاداری
به داستان «فرانک
ميلر» اشاره
کرده و
افزوده است: «زک
اسنايدر،
کارگردان
اين فيلم نيز
با آگاهی به
اين موضوع که
«فرانک ميلر»
نويسنده
کتاب وقايع
داستان را به
طور غير
مسئول و بدون
توجه به نکات
دقيق تاريخی
نوشته،
خواسته است
در فيلم ۳۰۰
به مندرجات
اين کتاب
مصور وفادار
بماند.»
اعظم علی
همکاری خود
با فيلم ۳۰۰
را يک انتخاب
«دقيق و با
مطالعه»
خوانده است و
در پايان
اطلاعيه خود
از معترضين
ايرانی فيلم
خواسته است
که «اين فيلم
را يک اثر
خيالی از يک
واقعه
تاريخی
تلقی کنند و
با ايجاد سرو
صدا در اطراف
آن باعث جلب
توجهی بيش از
آنچه شايسته
اين فيلم است
نشوند.»
اين
خواننده،
پيش از اين به
عنوان
هنرمندی «مستقل»
شناخته می شد
که از کليشه
های عامه
پسند دنيای
سرگرمی
فاصله گرفته
و به دنبال
خلق آثار
هنری متفاوت
است.
اما فيلم
۳۰۰، که اعظم
علی، در
موسيقی متن
آن مشارکت
کرده است،
برای تصوير
کردن داستان
تخيلی «فرانک
ميلر»، با
هزينه بسيار
و جلوه های
ويژه گران
قيمت ساخته
شده و پيش
بينی می شود
که در سراسر
جهان بتواند
به فروش قابل
توجهی دست
يابد.
بمب گوگلی
جمعی از
ایرانیان
نیز در
اینترنت در
تلاشند تا با
ساختن یک «بمب
گوگلی»، پیام
«تحریف آمیز
بودن داستان
فیلم» را به
گوش بسیاری
برسانند.
برای این
کار، وب
سایتی نیز
ساخته شده تا
اطلاعات
کافی درباره
ابعاد «ضد
ایرانی» این
فیلم در آن
قرار بگیرد.
ایرانیان
معترض می
توانند با
لینک دادن به
این صفحه،
امتیاز آن را
در متور
جسنجوی گوگل
که محبوب
ترین موتور
جستجوی
اینترنتی
جهان است،
بالا ببرند.
در صورت
موفقیت این
حرکت جمعی،
زمانی که
کاربران
سراسر جهان،
عنوان این
فیلم را در
گوگل، جستجو
کنند، پیش از
هر چیز با وب
سایتی رو به
رو می شوند که
در آن، ابعاد
مختلف
اعتراض
ایرانیان به
چشم خواهد
خورد.
Radio Farda 2007 03
من كاملا
مطمئنم كه
موقعيت «300»
تنها به علت
جلوههاي
ويژه آن بوده
است. هيچكدام
از آنهايي كه
از سينما
بيرون ميآيند،
نميگويند
اين بهترين
فيلم زندگي
آنان بوده
است، بلكه به
شدت تحت
تأثير جلوههاي
فيلم، قرار
گرفتهاند.
| ۲۴
اسفند ۱۳۸۵ -
بعد از ظهر ۱۵:۲۲ |
تعداد
بازديد: 4593 |
كد
خبر: ۶۳۰۶۷ |
اكران
فيلم «300»، همزمان
با دستيابي
به يك ركورد،
باعث خشم و
ناراحتي
ايرانيها
شده است، چون
آنان بر اين
باورند كه
بازسازي
نبرد يونانيها
با پارسيان،
توهين به
فرهنگ
باستاني
آنها و تحريك
احساسات
خصومتآميز
عليه ايران
است.
به گزارش
سرويس بينالملل
«بازتاب» به
نقل از «لوسآنجلستايمز»،
در هفته اول،
اين فيلم با
محتواي نبرد
باستاني
ترموپيل،
هفتاد
ميليون دلار
فروش كرد؛
حدود 233 هزار
دلار براي هر
اسپارتاني
كه در اين
فيلم عليه
پارسيان ميجنگد.
فيلم «300» ركورد
فروش ماه
مارس تاريخ
سينماي
آمريكايي را
كه در دست
فيلم «عصر
يخي» در سال
گذشته با 68
ميليون دلار
بود، شكسته
است.
«برندون گري»،
بنيانگذار
سايت «Box Office mojo»، ميگويد:
ما خودمان هم
تعجب كردهايم
و در حال
بررسي هستيم
كه ببينيم
چگونه اين
فيلم به يك
پديده تبديل
شده است.

شماري
از
كارشناسان
بر اين
باورند كه
موفقيت اين
فيلم، به علت
جلوههاي
ويژه جذاب آن
است؛ امري كه
شركت
برادران
وارنر در سال
1999 نيز با فيلم
«ماتريكس» به
آن دست يافت.
علل ديگري
نيز براي
فروش بالاي «300»
گفته شده است
كه عدهاي آن
را گرماي
دلپذير هوا
در هفته
گذشته ميدانند
كه باعث شد
عده زيادي از
خانههاي
خود خارج
شوند و نيز
چون فيلم مهم
ديگري به
همراه اين
فيلم اكران
نشده؛
بنابراين،
بيشتر مردم
را جذب كرده
است. در حالي
كه منتقدان
به شدت از
ديالوگها و
فيلمنامه
ضعيف آن
انتقاد كردهاند،
اما كسي
ديدگاه منفي
در مورد جلوههاي
ويژه نداشته
است.
«300» براي نسل
كودكاني كه
با بازيهاي
كامپيوتري
خشن بزرگ شدهاند،
يك سناريوي
آشناست كه
باعث جلب
آنان ميشود،
به گونهاي
كه 52 درصد
افرادي كه «300»
را ديدهاند،
زير 25 سال
بودهاند.

«برگ
گارا بدين»،
مدير سايت «Joblo»،
ميگويد: من
كاملا
مطمئنم كه
موقعيت «300»
تنها به علت
جلوههاي
ويژه آن بوده
است. هيچكدام
از آنهايي كه
از سينما
بيرون ميآيند،
نميگويند
اين بهترين
فيلم زندگي
آنان بوده
است، بلكه به
شدت تحت
تأثير جلوههاي
فيلم، قرار
گرفتهاند.
«300» راجع به
مقاومت سيصد
سرباز
يوناني در
نبرد تنگه «ترموبيل»
در 480 سال پيش
از ميلاد در
برابر
ايرانيان
است. حتي عدهاي
از منتقدان
آمريكايي
نيز بر اين
باورند كه
زمينه
داستان، رنگ
سياسي داشته
و بيشتر
مربوط به
رويارويي
غرب با ايران
است.
اين فيلم در
زماني پخش ميشود
كه تنشهاي
آمريكا و
ايران
درباره
برنامه اتمي
ايران و جنگ
عراق در حال
افزايش است،
اما جداي از
سياست، اين
فيلم توهين
به تاريخ
پارسها ـ كه
يكي از علل
افتخار و
غرور
ايرانيان در
صحنه سياست
است ـ نيز به
شمار ميرود.
در سال 2004 نيز
فيلم «اسكندر»
در مورد غلبه
سردار
مقدونيهاي
بر
امپراتوري
پارسيان،
باعث بروز
چنين واكنشهايي
شد.
در اين حال، «فاكسنيوز»
هم نوشت: پس
از اينكه
سال گذشته
ايران همه
اعتراضها
به كنفرانس «هولوكاست»
را ناديده
گرفت، هماكنون
تحريف و
توهين به
فرهنگ آنها
به شدت باعث
خشمشان شده
است.
«تايم» نوشت:
با افزايش
محبوبيت
فيلمهاي به
اصطلاح چوب و
شمشير، «300» نيز
پس از «تروي»
با 73 درصد و «گلادياتور»
با 59 درصد
قرار ميگيرد
كه اين امر
براي فيلمي
كه با بودجهاي
65 ميليون
دلاري در
مونترال
فيلمبرداري
شده، بد نيست.
«تايم» هفت
علت را براي
موفقيت «300»
اعلام ميكند؛
1ـ
بازاريابي:
اين فيلم پيش
از اكران در
اينترنت
داراي
تبليغات
گستردهاي
بود و سيصد
عكس اين فيلم
در اختيار
كاربران
قرار گرفته
بود.
2ـ تاريخ:
به روايت
افسانهها،
«لئونيداس»
فرمانده
اسپارتها
از نسل هركول
بوده است و
در گذشته نيز
فيلمهايي
كه به نوعي
به هركول
مربوط
بودند، فروشهاي
خوبي را
داشتند. در
سال 1958 نيز
فيلمي از
همين ژانر به
كارگرداني «پيهترو
فرانسيسكي»
و بازيگري «استيو
ريوز» ركورد
خوبي را به
دست آورد. بر
روي اين فيلم
به طور مختصر
نام هركول را
نهاده بودند.
بعدها «سرجيو
لئونه»
فيلمي را به
نام «300
اسپارتي»
ساخت كه با
بازيگري «ريچارد
ايگان» در
نقش «لئونيداس»
بسيار جذابتر
و موفقتر از
«300» كنوني بود.

3ـ
كميك استريپ:
رمان ميلر در
حالي منبع
اصلي داستان
اين فيلم است
كه 90 درصد
فيلمهاي
آمريكايي،
الهامي از
كارتونها،
بازيهاي
كامپيوتري و
كميكاستريپها
هستند. «ميلر»،
«لئونيداس»
را به عنوان
يك قهرمان
معرفي ميكند
و به
هموطنانش
شخصيت فوقالعادهاي
ميدهد.
4ـ استعارههاي
سياسي و
مذهبي: به
طور خلاصه
لئونيداس را
ميتوان
استعارهاي
از بوش دانست
كه در اعتراض
به عملكرد
دولت بالاتر
(سازمان ملل)
به جنگ يك
قدرت
خاورميانهاي
ميرود.
اسپارتها
را همچنين ميتوان
به شورشيان
عراق تشبيه
كرد كه براي
مقابله با
متجاوزان
بيگانه دست
از زندگي ميشويند.
«300» را ميتوان
از نگاهي
ديگر يك «مصائب
مسيح»
دانست و به
هر حال شباهتهاي
زيادي را از
اين فيلم ميتوان
برداشت كرد.
5ـ ديد فيلم:
فيلم به طور
قابل توجهي
تاريك است.
خورشيد تا حد
زيادي محو
است و به طور
كلي فيلم
كشتار
ناجوانمردانه
عدهاي
كاملا سياه
است.

6ـ
زن: نقش «گورگو»
ملكه يونان
براي گرفتن
انتقام
مرگباري از
يك
سياستمدار
كه به او
تجاوز كرده
بود، تنها
نقطه افتراق
فيلم با رمان
ميلر.
7ـ مرد:
اسپارتيها
مرداني
آهنين و
جنگجو هستند
كه حاضر بودهاند
براي يونان
بميرند. ميشود
رگههايي از
همجنسبازي
را نيز در
ميان آنان با
توجه به نحوه
رفتار با
اجساد كشتهشدگانشان
ديد. آنها
زيبايي
اندام
باستاني
هستند.
من از گرايشهاي
جنسي «اشنايدر»
يا «ميلر»
اطلاعي
ندارم و به
بازيگرداني
«300» هم انتقاد
نميكنم،
بلكه تنها آن
را نشان ميدهم.
اما تعجب ميكنم
كه فيلم چه
گرايشي به
بلوك مردان
جوان
آمريكايي
دارد كه
بسياري از
آنها لقب «همجنسگرا»
را عنوان
ناشايستي ميدانند.
شايد يك جنبه
موفقيت ديگر
«300» نيز همين
جذابيت باشد
كه باعث شود
كارگردانان
ديگري هم با
استفاده از
اين جذابيتها،
سوژههاي
مرده و سوخته
را باز هم
جذاب كنند.
BAZTAB 2007 03 15
VOA
http://www.turkiran.com/3selsele.htm
http://www.turkiran.com/b400-baztab,%20naser%20pourpirar.htm