نمايش توحش هخامنشيان در صحنه سينما و رعشه هاي شوونيسم فارس

 

چند روزي است که در سينما هاي آمريکا فيلمي تحت عنوان 300 به صحنه آمده که به دليل ارتباط داستان آن با هخامنشيان، محافل شووينيست ايراني را به هول و ولا انداخته است.  در اين فيلم که داستان مقابله تعداد اندکي از رزمندگان اسپارت در مقابل حمله سپاه عظيم خشاريارشاه به يونان است،  تمدن يوناني به شکل مدرن و نزديک به ساختار هاي کنوني دموکراسي غرب و با نمايش رهبران مسئول در مقابل پارلمان و با تصوير روابط برابر انساني در جامعه يونان و بين رزمندگان، همراه با برابري و آزادي زنان و مردان در روابط اجتماعي و پوشش هاي آنها تصوير شده و از آن طرف، مهاجمان که همه جا با عنوان پارس ها ناميده شده اند، به صورت وحشياني که شاه خود را مثل خدا پرستش کرده و زنان را مثل برده به کار ميگيرند به نمايش گذاشته شده اند. شاه پارس با هيبتي نا پسند و متفرعن که بارگاه عظيم وي را در ميدان جنگ صد ها نفر به دوش ميکشند، شخصيتي تصوير شده که مشغول عياشي در درون خيمه مجلل خود است در حالي که سپاه وي در حال نبرد ميباشد. خود شاه شخصي بسيار ستمگر و بيرحم است که حتي فرماندهان خود را بر سر شکست در ميدان گردن ميزند اما در وراي هيبت و شکوه بارگاه خود، در اصل مثل سپاهيانش بي عرضه و شخصا بسيار ترسو و بدبخت ميباشد.

اين فيلم را هم از زاويه هنري به دليل تکنيک هاي بکار رفته در ساخت آن-که به خصوص در سينماهاي نمايش دهنده با سيستم "آيمکس" محسوس تر است - ميشود ديد و ارزيابي کرد و هم در ارتباط با نيت احتمالي پشت پرده سازندگان فيلم براي انعکاس سابقه تاريخي جنگ تمدن ها به آن پرداخت.

اما در اينجا نکته اين است که نمايش اين فيلم با توجه به تبليغات زياد هاليوود و شکوه صحنه هاي جنگي آن که توجه عمومي در آمريکا و کانادا را موجب شده است، شوک عظيمي به باستان پرستان آريايي که تمام پايه هاي ادعاهاي عظمت طلبانه شوونيستي خود را بر روي شوکت و حشمت پادشاهي دوره هخامنشي بنا کرده اند وارد ساخته است. محافل ايرانيان شوونيست در آمريکا و دنبالچه هاي آنها در ايران، مانند صاعقه زده ها به تشنج دچار شده اند. آنچنان  با هياهو به دوره افتاده و به جمع آوري طومار هاي اعتراضي پرداخته اند که انگار اهانت عظيمي به ايرانيان شده و حقايق مقدس تاريخي تحريف شده است. در اين موج حاصل از تشنجات باستان گرايان پارس، همه جا صحبت از اهانت و جنگ هاليوود عليه ايرانيان ميشود بدون اينکه به اين نکته اشاره شود که در هيچ قسمت از فيلم نامي از ايرانيان برده نشده و همه جا صحبت از پارس ها است.

 در رابطه با اين جار و جنجال محافل شوونيست چند نکته قابل تامل ميباشد.

1- نمايش حقيقي سيماي سلسله  منحط پادشاهان هخامنشي در صحنه جهاني که در حقيقت به زباله انداختن همه آن دروغ پردازي هاي باستان گرايان آريائي از منشور هاي جعلي حقوق بشري آنها است، ضمن اينکه اهانتي به ايرانيان غير فارس نيست در اصل مورد استقبال ساکنان غير فارس ايران نيز ميتواند قرار گيرد.

2- از آنجا که فيلم در کنار تصوير سيماي حقيقي شاهان ستمکار هخامنشي و روابط نا برابر جامعه زير سلطه آنان، مناسبات مترقي منتسب به اسپارت ها که به نرم هاي دنياي متمدن کنوني نزديک تر است را با مطلوبيت مطرح کرده است قطعا نميتواند حتي مورد شکايت و اعتراض شخصيت هاي انسان دوست و مترقي فارس ايران نيز باشد.

3- اگر فيلم سازان هاليوود در اين فيلم صرفا برش کوچکي از روابط غير انساني تحت حاکميت پادشاهان هخامنشي را تصوير کرده اند، ساکنين غير فارس ايران که با تمام وجود خود نتايج حاصل از حکومت ميراث داران و تقديس کنندگان اين سيستم را احساس کرده اند وميکنند، با کمال علاقه ميتوانند با قياس آنچه که بر سر آنها آمده است، به صحت آنچه در اين فيلم مطرح شده شهادت دهند.

4- اين فيلم را حتي اگر صرفا از زاويه تبليغات محافل جنگ طلب آمريکائي براي زمينه سازي رواني اذهان دنيا در خصوص وحشيت ايرانيان به حساب آوريم، باز هم اين خود پشتوانه اي ديگر از مطالبات ملي ساکنين غير فارس ايران ميتواند به حساب آيد که سالهاست تحت اسارت فاشيزم زنجير گسيخته اي هستند که مقتداي خود را همين وحشياني ميداند که در فيلم بخشي از سيماي حقيقي آنها به تصوير کشيده شده است.

 

12 مارس  2007

yurdnet

www.turkiran.com


فيلم ۳۰۰ و به تب و تاب افتادن رسانه هاي فارس

آيا ملتهاي واقعي تحت ستم٫ از تاريخ سراپا دروغ نژاد موهوم آريايي و قوم موهومتر پارس!! کم ارزشترند؟

باي بک آذربايجان | سؤتگون, 20ی بایرام , 11006 اینجی ایل, چولا 18:21 | 

رسانه هاي فارس زبان و حتي آنهايي که به کشورهاي مختلف تعلق داشته و مديران فارس انديش دارند به تب و تاب افتاده اند. هر روز چند خبر داغ!! و حتي خبرهاي منتشر شده در روزهاي قبل را با ظاهري تغيير يافته دوباره به عنوان خبر جديد منتشر ميکنند. اينها در مقابل چاپ اسکناس فاشيستي٫ سرکوبهاي شوونيستي و سخنرانيهاي ضد انساني سکوت ميکنند٫ اينها شکنجه ها و اعدامها را ناديده ميگيرند و هيچ نميگويند

 

آيا ملتهاي واقعي تحت ستم٫ از تاريخ سراپا دروغ نژاد موهوم آريايي و قوم موهومتر پارس!! کم ارزشترند؟


امروز و به صورت واقعي مردم را ميکشند و شکنجه ميدهند٫ رسانه هاي فارس همچون ميمونهاي چيني کر و کور و لال هستند!!! فيلمي در مورد جنگي در چند هزار سال پيش (بوسيله يک قوم خيالي) نمايش داده ميشود٫ اينها ناراحت ميشوند و اعتراض ميکنند!! دنيا را ميخواهند در هم بکوبند

آيا نبايستي به عقل و منطق اينها شک کرد؟

همين چند ماه پيش آذربايجان قيام کرد آنهم به خاطر حقوق پايمال شده اش توسط همين قوم خيالي
چند ماه پيش عربها را اعدام کردند٫ بخاطر خواستهايي برحق
چند روز پيش بلوچها را شکنجه کرده و اعدام کردند٫ در روز روشن٫ ولي کسي ککش هم نگزيد
چند ماه پيش کردها را کشته و مثله کردند ولي …
ديروز …
امروز…
فردا…

آيا با اين قوم ميشود و بايستي دوستي کرد؟

رسانه هاي فارس زبان و حتي آنهايي که به کشورهاي مختلف تعلق داشته و مديران فارس انديش دارند به تب و تاب افتاده اند. هر روز چند خبر داغ!! و حتي خبرهاي منتشر شده در روزهاي قبل را با ظاهري تغيير يافته دوباره به عنوان خبر جديد منتشر ميکنند. اينها در مقابل چاپ اسکناس فاشيستي٫ سرکوبهاي شوونيستي و سخنرانيهاي ضد انساني سکوت ميکنند٫ اينها شکنجه ها و اعدامها را ناديده ميگيرند و هيچ نميگويند

آيا ملتهاي واقعي تحت ستم٫ از تاريخ سراپا دروغ نژاد موهوم آريايي و قوم موهومتر پارس!! کم ارزشترند؟

فيلم ۳۰۰ را بايد ديد و انديشيد چرا

_ _ _ _ _ _ _
مربوط اُلان یازیلار


حزب مردم بلوچستان  Balochistan People’s Party  بلوچستانءِ اُستمانءِ گــَل

 

 

تصاوير اعدام جوان بیگناه بلوچ توسط رژیم نشانه خشونت مذهبي در ايران

پنجشنبه، 3 اسفند ماه 1385 برابر با 2007-02-22
http://azadbaloch.mihanblog.com

اعدام جوان بیگناه بلوچ نصرالله شنبه زهی توسط جلادان رژیم شبكه هاي تلوزيوني آمريكايي مانند فاكس نيوز و سي ان ان با انتشار گسترده و پياپي اين تصاوير، آن را نشانه خشونت مذهبي در ايران دانستند. این تصاویرها به دنیا نشان داد که رژیم ایران ظالم و فاشیست است ، به دنیا ثابت کرد که رژیم ایران دشمن خونخوار جوانان بیگناه بلوچ و اهل سنت ایران است .

عکسهای زیر مربوط به اعدام اخیر در زاهدان میباشد. هیچکس نمیداند، آیا شخصی که اعدام میشود گناهکار است؟ ، امروز انفجار ، فردا دستگیر و پس فردا اعدام.


تهران:۱۶:۵۵ ,  ۱۳۸۵/۱۲/۲۰

/ تحلیل استاد تاریخ دانشگاه تورنتو درباره "300" /
"300 " تحریف آشکار تاریخ است
نبرد ترموپیل واقعی بود، اما داستان "300" چقدر واقعی است؟ افریم لیتل، استاد رشته تاریخ یونان باستان دانشگاه تورنتو که فیلم را دیده، دیدگاهی کاملا متفاوت با سازندگان فیلم دارد. مقاله او روز گذشته (19 اسفند) در تورنتو استار منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، تاریخ همواره تحریف شده است. چه اهمیتی دارد چگونه و چرا. پس چه اهمیتی دارد درباره نبود زره های سینه پوش یا فرنج های تا زیر ران در این فیلم صحبت کنم. نیاز تصویری به شکم های شکل داده شده و ظاهر 300 اسپارتی فیلم برایم قابل درک است. اما شیوه ای که "300" به کار می برد تا صورتی آرمانی به اجتماع اسپارتی ها بدهد، مشکل ساز و حتی آزارنده است.

درباره شاه لئونیداس اطلاعات زیادی در دسترس نیست، بنابراین خلق یک گذشته داستانی برای او قابل درک است. بچه های اسپارتی از خانواده هایشان جدا می شدند و تحت آموزش های نظامی موسوم به agoge قرار می گرفتند. آنها را برای اینکه مقاوم شوند کتک می زدند و پابرهنه به حومه شهرها می فرستادند و وادارشان می کردند بدون روانداز و زیرانداز روی زمین بخوابند، اما شاهان آینده از این قاعده معاف بودند.

لئونیداس هم این دوره ها را پشت سر گذاشت. او نه تنها با کشتن یک گرگ بلکه با به قتل رساندن برده های بی دفاع در آئینی موسوم به Crypteia از این آزمون موفق بیرون آمد. در واقع اسپارتی ها با در اختیار داشتن همین برده ها توانستند به سربازان حرفه ای تبدیل شوند. آنها چاره دیگری نداشتند: حفاظت از یک حکومت بسیار آپارتاید و خشن یک حرفه تمام وقت بود و برای اینکه در نهایت یک افور (ناظر) شوند، باید در مراسمی خاص علیه برده ها اعلان جنگ می کردند.

هر سال پنج افور انتخاب می شدند که وظیفه آنها حمایت از "دو شاه" بود. بر خلاف آنچه در "300" مطرح می شود، هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد افورها با دیدگاه لئونیداس که دنبال یک جنگ غیرقانونی بود، مخالفت داشتند. نکته عجیب دیگر اینکه افورهای فیلم "300" نه تنها شهوت پرست و فاسد هستند، بلکه به شکل جذامیانی سالخورده تصویر شده اند. به همین شکل، افیالتس که به یونانی ها خیانت کرد، از یک مالیایی به یک مطرود اسپارتی تغییر کرده، یک "ترال" زشت و بدترکیب که برابر با رسم و رسوم اسپارتی باید در همان کودکی کشته می شد. لئونیداس به این نکته اشاره می کند که گوژپشت بودن او به این معناست که نمی تواند در جنگ سپر را به اندازه کافی بالا بیاورد.

در "300" ایرانی ها به شکل موجودات اهریمنی و عجیب الخلقه تصویر شده اند. خشیارشا یک موجود هشت فوتی است که لباسی پرزرق و برق به تن دارد، با این حال چهره اش به هم ریخته نیست. در دنیای اخلاقی "300" به صراحت تاکید می شود که خشایارشا یک همجنس باز است و همین مسئله عجیب الخلقه بودن او را توجیه می کند. طنزآمیز است، برای اینکه همجنس بازی بخش ضروری آموزش های اسپارتی بود. به همین دلیل است که در کمدی آتنی واژه "اسپارتنیزه" به معنای "همجنس بازی" است.

این رویکرد "300" آشکارا تحریف تاریخ است. ایرانی ها به هیولا تبدیل شده اند، اما یونانی هایی که اسپارتی نیستند همگی بسیار انسانی ترسیم شده اند. به گفته هرودوت، لئونیداس رهبری ارتشی متشکل از 7000 یونانی را به عهده داشت. این یونانی ها در تنگه ترموپیل با ایرانی ها وارد جنگ شدند. نبرد به صورت پیاده نظام بود و یونانی ها دو روز کنترل تنگه را در اختیار داشتند.

آنطور که در تاریخ آمده حدود 4000 یونانی در این نبرد به قتل رسیدند. در "300" نبرد به صورت پیاده نظام نیست و تنها اسپارتی ها درگیر جنگ می شوند، جز در لحظه ای کوتاه در فیلم که لئونیداس به چند یونانی آموزش ندیده اجازه می دهد وارد جنگ شوند. وقتی آنها متوجه می شوند محاصره شده اند، می گریزند. در عصر هرودوت روایت زیادی از این حادثه شد، اما آنچه می دانیم این است که 700 سرباز در کنار اسپارتی ها ماندند و البته تا آخرین نفرشان کشته شدند.

در "300" هیچ اشاره ای به این نکته نمی شود که در همان جنگ، یک ناوگان بزرگ آتنی ها در نزدیکی ترموپیل ایرانی ها را در تنگنا قرار داده بودند، یا اینکه یونانی ها کمی بعد با شکست دادن ایرانی ها در جزیره سالامیس تمام یونان را نجات دادند. این مسئله کل بینش "300" را زیر سئوال می برد، بینشی که برابر با آن ایده‌ال های یونانی در وجود قهرمانان ارزشمند که همان اسپارتی ها بودند مجسم شد.

این دنیای اخلاقی همان قدر برای یونانی های باستانی می توانست غریب باشد که برای مورخان امروزی. بیشتر یونانی ها همان قدر با رضایت خانه های خود را در آتن با آلونک هایی در اسپارتا تاخت می زدند که من حاضرم آپارتمانم را در تورتنو با کلبه ای در پیونگ یانگ عوض کنم.

امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز می باشد.  

درهمین زمینه بخوانید:
  "300" را بایکوت کنید

http://www.bbcpersian.com

15:45 گرينويچ - دوشنبه 12 مارس 2007 - 21 اسفند 1385

اکران فیلم 300: توهین به ایرانیان؟

اکران فیلم 300 در روزهای اخیر در آمریکای شمالی، به مباحث بسیاری بین ایرانیان در کشورهای مختلف دامن زده است

برخی از ایرانیان معتقدند که این فیلم توهینی به ایرانیان و تاریخ این کشور است و علیه آن دست به کار تهیه طومار اینترنتی و یا بمب گوگلی (سایتی که با لینک دادن به آن رتبه اش در گوگل بالا می آید و اعتراضی علیه این فیلم است) شده اند.

این فیلم از روی کتاب مصوری نوشته فرانک میلر به همین نام توسط شرکت برداران وارنر ساخته شده است که در سال 1962(1341) نیز فیلمی بر اساس آن ساخته شده و در ایران هم به نمایش در آمده بود.

داستان فیلم نبرد سپاه دهها هزار نفری خشایار شاه که گفته می شود بالغ بر 250.000 نفر بوده است با 300 نفر از رزم آوران اسپارت است.

در این نبرد که حدود سه روز به طول می انجامد ارتش امپراتوری هخامنشی در برابر 300 رزم آور اسپارتی در یک تنگه در نزدیکی آتن متوقف شد و تنها زمانی توانست آنها را شکست بدهد که در اثر خیانت یک یونانی راه دیگری برای دور زدن آنها و محاصره اسپارتی ها یافت.

این فیلم در دو روز آخر هفته با استقبال بسیاری در آمریکا روبرو شده است و به فروشی معادل هفتاد میلیون دلار رسیده است که استقبالی غیر منتظره محسوب می شود.

برخی از ایرانیان می گویند علاوه بر تحریفات تاریخی که در فیلم رخ می نماید، چهره ایرانیان بی شباهت به هیولاها نیست، در حالی که در اصل کتاب مصور فرانک میلر نیز پرشین ها به همین شکل به تصویر در آمده اند.

امیر عزتی منتقد فیلم در فنلاند می گوید: "در بحبوحه تلاش جمهوری اسلامی برای رسیدن به انرژی هسته ای نشان دادن چنین چیزی در سینمای آمریکا می تواند یک اتفاق طبیعی باشد چون ایرانی ها هم از آمریکایی ها در فیلم های خودشان چهره ای منفی نشان می دهند."

 

بشنويدگفته های امیر عزتی منتقد فیلم در باره 300

 

این منتقد فیلم ادامه می دهد: "اما جنجال ایجاد شده توسط ایرانی ها در اینترنت نشان می دهد که خیلی شتابزده و از روی شیفتگی و نفرت توام نسبت به سینمای آمریکا این واکنش را نشان داده اند، چون ما فیلم های خیلی جدی تری در طول سالهای گذشته داشتیم که به ایران می پرداخت و یا چند مجموعه مستندی که شبکه های تلویزیونی مشهور در باره ایران نمایش دادند و در آنها چهره نا مطلوبی از ایرانیان نشان داده شد ولی تا این حد با اعتراض ایرانیان روبرو نشده اند.

آقای عزتی می گوید جنجال در باره این فیلم و تبلیغات منفی پیرامون آن در نهایت به نفع فیلم تمام می شود زیرا هدف از تولید این فیلم صرفاً کسب درآمد برای کمپانی سازنده بوده است.

در همین حال پندار یوسفی که سازنده بمب گوگلی برای اعتراض به این فیلم است می گوید: "مشکل اصلی این است که ایرانی ها در این فیلم به شکل موجوداتی کریه، وحشی و تهوع آور نشان داده شدند، البته این را هم باید در نظر داشته باشیم که این فیلم از روی یک کتاب کمیک تهیه شده است و شخصیت های تخیلی و بزرگ نمایی از عناصر این گونه کتاب ها هستند ولی با این وجود من هیچ کتاب کمیکی که تا این حد یک طرفه تصویر منفی از یک ملت ترسیم کند و در عین حال ادعای بازگویی یک داستان تاریخی و واقعی داشته باشد را ندیده ام.

 

بشنويدگفته های پندار یوسفی سازنده بمب گوگلی علیه 300


با این حال با آغاز اکران این فیلم در کشورهای دیگر، به نظر می رسد دامنه این مباحثات در باره این فیلم که به زعم برخی از رسانه ها و مطبوعات ایرانی فیلمی برای تبلیغات آگاهانه علیه ایران خوانده شده است، بالا خواهد گرفت.

 

سايت های مرتبط
سایت رسمی فیلم 300
بمب گوگلی در اعتراض به فیلم 300
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست

اگر شما هم این فیلم را دیده اید یا نظری در باره آن دارید از طریق پنجره موجود در این صفحه برای ما بفرستید


يئني فيلم: ۳۰۰ ٫ ايران ايله يونان ساواشي (ويديو )

20م اسفند, 1385

“وارنئر بروس” قارداشلاري “هاليوود” دونياسينين باشدا گلن فيلم ياپان شيرکتلريندن دير. بو شيرکتين نئچه لر تاريخي و سياسي فيلمي واردير کي دونيادا تارتيشما ياراديب.

“قورخوسوز” و “گوناه شهري” فيلملرينين يازاري “فرانک ميلر”ين باشقا اثري “۳۰۰” آديندا بو شيرکتين يئني فيلمينه بدل اولوب. بو يازي هم گؤلمه لي و همده تاريخي الشديرمک باخيميندان چوخ ايلگينچ دير. يازيدا ايران-لي شاه “خشايار” و يونان-لي (اسپارت) ساواشچي “لئونيداس”ين ۳ گؤنلوک ساواشينا گؤز آتيلير. آنجاق بو يازي باشقا گؤلمه لي يازيلار کيمين تحريف و آبارتما ايله دولودور. مثلا ايران-ين شاهي بير قارا دريلي و بزکلي بير شخص تعريف ائدير.

تاريخده يازيلانلارا گؤره٫ ايران ايله يونان آراسيندا ساواشلاردان بيريده “ترموپيل” آديندا و “اويئته” بوغازيندا اؤز وئريب. بو ساواشدا ۱۲۰٫۰۰۰ عسگر ايران و ۳۰۰ عسگر يونان طرفيندن قارشيلاشيبلار و يونانليلار ۳ گؤن بو نهنگ لشگرين اؤنونده ديره نيبلر. سونوندا ايسه بير قوز (بئلي ايري) شخصين خيانتي ايله ساواشي اوتوزوبلار.

بو فيلم ايران-ليلاري آخماق و وحشي گؤسترير٫ آنجاق يونان-ليلار مدني و چوخ عاقيللي تانيتيليرلار. بونا گؤره ايران-ليلار طرفيندن چوخلو اعتراضلار ياپيلماقدادير و بو فيلمين نمايشيني اؤنله مک اؤچون چابالامالار ياپيلير. باشقا اؤلکه لر کيمين٫ هر کس دوشمنيني آخماق تانيتير. ايران ايله عراق ساواشينا باغلي اولان فيلملرده٫ عراق-لي عسگرلر و حتي ژنراللار٫ مايماق و آبطال اولاراق اوينانيبلار. بونا گؤره بو باره ده بير گؤلمه لي-آبارتيلميش فيلم٫ کي حتي تاريخي شاه باشقا بير نژاددان سئچيليب اعتراضا ندن اولا بؤلمز. اگر بو فيلم تاريخي اولاراق سونولسا٫ او زامان اعتراضلار منطقي اولا بيليردير. بونا باخاراق کي هر حالده بو فيلم اؤز اتکي سيني باخيجيدا ياراتيب و دوشمني آبطال کيمين حافظه لره يازاجاقدير.

فيلم سياسي٫ تاريخي و يا باشقا باخيملاردان سؤز ائتسه ده٫ تکنيکي باخيمدان چوخ ماراخلي و ايلگينچدير. بو فيلمه باخماقي سيزه توصيه ائديريک.

سئچيلن آد و يازي طرزي ايسه چوخ ايلگينچدير. ۳۰۰ کلمه سي اويله يازيليبدير کي هر کس اونو “زوو (ZOO)” اولاراق اوخويور٫ يعني حيوانلار باخچاسي (باغ وحش)

کليک ايلييون


فيلم ۳۰۰، بهانه‌ای برای حمله فرهنگی هاليوود به ايرانيان جهان!


در خیلی از صحنه‌های فیلم، شاه لئونیداس و بقیه‌ ارتش 300 نفره با آزادی و دموکراسی تمام مشغول تکه تکه کردن سربازهای ارتش خشایار شاه هستند. در یک صحنه از فیلم هم ارتش جان بر کف اسپارت با لذت تمام مجروح‌ها و زخمی‌های ارتش ایران را می‌کشند، شاه لئونیداس هم بالای سرشان سیب گاز می‌زند!

۲۲ اسفند ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۳:۴۴ تعداد بازديد: 8430 كد خبر: ۶۲۸۹۴

در تازه‌ترین توهین فرهنگی به ایرانیان شرکت «برادران وارنر» دست به ساختی اثری سراسر دروغ و غیرمستند از تاریخ جهان زده است. این فیلم که با نام «300» از 3 روز پیش در سینماهای جهان به نمایش عمومی درآمده، «ايرانيان» را افرادي وحشي، نادان، خون ريز و غيرمتمدن و «يونانيان» را افرادي بسيار غيور، شريف و دلاور معرفي كرده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در پوستر اين فيلم نيز از نام فيلم «300» با طراحی خاصی مشابه كلمه انگليسي باغ وحش (ZOO) استفاده شده است. كارشناسان سينمايي ساخت اين فيلم و نمايش آن در چنين زمان حساسي را همراه با اهداف سياسي دولت آمريكا قلمداد مي‌كنند و بر اين باورند كه هدف از نمايش اين فيلم در نهايت به تحريك افكار عمومي بر ضد ايران و فرهنگ و تمدن ايران زمین منجر خواهد شد.

كمپاني هاليوودي «برادران وارنر» این فيلم را بر اساس كتابي از «فرانك ميلر» ساخته که پس از «بي باك» و «شهرگناه» سومين اثر سينمايي است كه از روي كتاب‌هاي كميك استريپ فرانك ميلر ساخته است. با اين تفاوت كه اين فيلم در مورد جنگی ميان شاه يوناني (لئونيداس) در برابر خشايار شاه ايراني است که با ارتشی 120 نفري رخ می‌دهد.

فيلم «300» به تهيه‌كنندگي «فرانك ميلر»، «دبوراه اسنايدر» و «كرايج.جي.فلورس» و به كارگرداني «زاك اشنايدر» ساخته شده است. در اين فيلم كه قرار است 9 مارس اكران عمومي آن آغاز شود، بازيگراني چون «جرارد باتلر»، «لنا هيدي»، «مايكل فسنبدر»، «وينسنت ريگان» و «دومنيك شوست» ايفاي نقش مي‌كنند.

«زاك اشنايدر»، كارگردان هاليوودي در فيلم جنگي، تاريخي «300» تلاش كرده تا روايت تاريخي مبارزه خشايارشاه اول، پادشاه ايران با «لئونيداس»، شاه اسپارت را به تصوير بكشد.

داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایار شاه ایستادگی کنند. اما گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی لشگر ایران باز می‌کند.

براساس روايت هرودت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند، با مقاومت در برابر لشگر عظیم خشایارشاه 3 روز مانع آنها شوند، اما در نهايت شکست خوردند. بنابر اين روايات همین دفاع 3 روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشاه در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهنده‌ترين قسمت‌های 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشی‌ها و موجودات نفرت‌انگيز ارباب حقه‌ها يعنی «اورک‌ها». کسانی که جز کشتن نمی‌دانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غول‌های ابله داستان‌های هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوش‌تيپ و فداکار زمين‌گير می‌شوند.

در ساخت اين فيلم فاصله داستان تا واقعيت به حدي زياد است كه حتي خشايار به صورت يك پادشاه آفريقايي به تصوير كشيده شده است!

شيوه فيلمسازي كامپيوتري است و هنرپيشگان واقعي در صحنه‌هاي مجازي نقش‌آفريني مي‌كنند. سعی شده موسيقي جذاب و تركيب مناسب با صحنه‌هاي كامپيوتري نبردها تصاوير تابلوهاي نقاشي را تصویرسازی کند كه فروش فوق‌العاده‌اي را براي سازندگانش پيش‌بيني كرده‌ است.

هموطن ایرانی در تورنتو از دیدن فیلم 300 چنین می گوید:
همین الان از تماشای اولین سانس نمایش عمومی 300 برگشتم. این‌ها نکته‌هایی هستند که در نگاه نخست به نظرم رسیدند. البته این‌ها مواردی هستند که ارتباط زیادی با روایت تاریخی فیلم و چیزهایی که این روزها راجع به فیلم مطرح می‌شوند ندارند. اما به هر حال در مورد چنین چیزهایی هم تا به حال کسی چیزی ننوشته:

1- اصلا دیدن فیلم را به هیچ کسی توصیه نمی‌کنم. اگر فکر می‌کنید با وجود همه‌ اشتباهات وحشتناک در روایت صحیح تاریخ بازهم با یک فیلم خوش ساخت و خوب طرف خواهید بود، کاملا در اشتباهید. اصلا انتظار شاهکاری مثل Sin City را نداشته‌ باشید. آخر آن با نسخه دست دوم گلادیاتور طرف خواهید بود. خیلی از صحنه‌های فیلم بیشتر شبیه به صحنه‌های گلادیاتور بودند. داستان فیلم هم چیز زیادی ندارد.

2- چیزی که بیشتر از نادرستی روایت تاریخی فیلم آزار دهنده است، تاکید احمقانه‌ و کلیشه‌ای فیلم روی مفاهیمی مثل آزادی و دموکراسی است. تمام مدت فیلم یونانی‌های آزاداندیش، آزادی دوست، دموکرات منش و درباره‌ ضرورت حضور چنین چیزهایی و نابودی بدی هایی مانند برده‌داری و ظلم و تاریکی که به ایرانی‌ها ربط پیدا می کند، صحبت می‌کنند.

3- شاه لئونیداس، قهرمان داستان و نقش نخست است و اصولا روی روال چنین فیلم هایی خوش تیپ، شجاع، چشم آبی است و با ارتش با معرفت اسپارتا که همه آنها هیکلی ساخته و پرداخته مانند ورزشکاران کشتی‌کج دارند. اصولا جمع دو متغیر عقل (و سایر عواملی مثل قدرت استدلال و این جور‌چیزها) و هیکل برای همه انسان‌ها یک عدد ثابت است. بنابراین همانطوری که تصور حضور یک بدن ساخته در میادین علمی کار خیلی خیلی سخت و عجیبی است، شنیدن کلماتی مثل آزادی و این جور چیزها (که حداقل به 5 دقیقه فکر کردن نیاز دارند) از این غول هایی مانند شاه لئونیداس و به اصطلاح ورزشکاران اسپارتی کمی عجیب است.

4- شاه لئونیداس و سپاه فداکار و جان بر کفش با وجود تمام آزادی ‌خواهی هیچ رحم و مروتی ندارند و اصولا از انسانیت فقط همین آزادی‌اش را بیان کرده و سخت به دنبال آدم کشی هستند. در خیلی از صحنه‌های فیلم، شاه لئونیداس و بقیه‌ ارتش 300 نفره با آزادی و دموکراسی تمام مشغول تکه تکه کردن سربازهای ارتش خشایار شاه هستند. در یک صحنه از فیلم هم ارتش جان بر کف اسپارت با لذت تمام مجروح‌ها و زخمی‌های ارتش ایران را می‌کشند، شاه لئونیداس هم بالای سرشان سیب گاز می‌زند.

5- گوژپشتی معروف فیلم که نه چشم آبی دارد نه قد بلند نه شکم شش تکه و نه قیافه‌ خوبی، همه‌ آتش‌ها را روشن می کند. در جایی از فیلم که او از حضور در ارتش اسپارت سرخورده شده راهش را کج می‌کند و بی مقدمه جایی می رود که خشایار‌شاه در حرمسرایش منتظر او نشسته تا به لئونیداس خیانت کند.

خشایار‌شاه هم برای او را به دست بیاورد به او وعده‌ مال دنیا و دختران زیبا را می‌دهد. تصویری که از دخترهای خوشگل مورد نظر خشایار شاه می‌بینید زیاد چیز جالبی نیست. بیشتر با یک مشت بازیگر فیلم مستهجن طرف هستید.

از آن طرف درست در صحنه‌ بعدی زن زیبای شاه لئونیداس را می‌بینید که در غیاب شوهرش به هر دری می‌زند که بقیه ارتش را هم به کمک 300 دلاور شجاع بفرستد. این تفاوت بین تصویری که از زن در دوطرف ماجرا نشان داده شده و همین‌طور ترتیب این صحنه‌ها خیلی حساسیت برانگیز است.

6- در همان صحنه، وسط همه‌ این ماجراها یک قلیان هم می‌بینید. باز صد رحمت به معرفت کارگردان که هوای خشایار ‌شاه را داشته و با وجود این‌که قلیان در آن زمان‌ هنوز اختراع نشده بوده برایش یک قلیان هم چاق کرده است!

7- لهجه‌ عربی سرباز‌های ارتش خشایار‌ شاه هم جالب است. در واقع سازندگان فیلم سعی کرده‌اند که از بین نوشته‌های خنده‌دار لهجه‌ یک نفر را هم مشخص کنند.

8- آخر فیلم آن جایی که شاه لئونیداس با ارتش خود روی زمین افتاده‌اند، اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که لباس های زیرشان خیلی شبیه به لباس های امروزی‌است. طوری که حتی دوخت‌‌های ریز روی آنها هم شبیه به مدل های امروزی است.

هموطن دیگری در وبلاگ خود نوشته:
فیلم 300 را امروز دیدم، با توجه به اینکه کتاب 300 را خوانده بودم چندان غیر منتظره نبود. مسلما اگر کتاب را نخوانده بودم و از جزئیات آن اطلاع نداشتم پروژه 300 رو شروع نمیکردم. فیلم کاملا مطابق با کتاب ساخته شده بود، همانطور که از قبل نیز اعلام شده بود.

شاید بزرگترین شوک فیلم برای من گرفتن ابهت و لخت کردن شخصیت خشایار شاه از این صلابت بود. شخصیت خشایار شاه در فیلم، علاوه بر زیورآلات که در کتاب هم دارد، با آن خط چشم و ابروهای تاتو شده و ناخن های بلند و بد قواره گی و حرکت های زنانه، شبیه یک دوجنسی است که نگاه کردن به او نیز چندش آور بود.

موجودات مشمئز کننده دیگر که لشکریان ایرانی نامیده می شدند، وضعی بهتر نداشتند. تصاویر پر بود از سیاه چهرگانی کریه، غول هایی انسان نما و سربازان بی قابلیتی که حتی قادر به کشتن یک مورچه هم نبودند و خود بسان مور و ملخ توسط 300 اسپارتی کشته می شدند. تنها گارد ویژه سلطنتی ایرانیان یا همان Immortal بودند که هیبتی قدرتمند داشتند.

از این شخصیت پردازی که بگذریم، تم تکراری در فیلم، نبرد بین آزادی و بردگی است. ایرانیان همگی برده هستند و یونانیان آزاده. ایرانیان آمده اند تا از یونانیان برده بسازند و تنها راه نجات آزادی و آزادگی در جهان پیروزی یونانیان است. توهین و تحقیر و تحمیق ایرانیان از زبان اسپارتی ها هم یکی از موضوعاتی است که مرتب (و گاهی در قالب طنز) تکرار میشود.

تمامی اینها در راستای یک داستان یا کتاب کمیک چندان غیرعادی نیست. ولی چیزی که خیلی از منتقدان را نیز به نقد واداشته، این است که فیلم خود را بسیار جدی تر از یک اقتباس طنز فرض می کند و در حالی که این یک-سویه نگری محض داستان فیلم را به جوک تبدیل کرده (جوکی که از دید بسیاری از منتنقدان پنهان نمانده) و خود را در زمره شاهکارهای داستانی سینما می پندارد.

ولی نکته اینجاست که با وجود ضعف آشکار داستان، جذابیت های تصویری و نحوه ارائه آن باعث شده که تماشاچی معمولی، متوجه ضعف داستان نشده و با هیجان هر چه تمامتر با اسپارتی‌ها همذات‌پنداری کند. لذتی که تماشاچیان خارجی از تماشای کشته شدن باشکوه و خونین دشمنان توسط اسپارتی ها و تکه اندازی آنها برای تحقیر دشمن می بردند (که در یکی دو مورد با کف زدن و تشویق بلند همراه بود) ناخوداگاه برای تماشاچی ایرانی آزار دهنده است.

هر چند که تماشاچی‌ها فقط به خاطر دیدن تصاویر باشکوه خشونت لذت می‌برند و برایشان تفاوت چندانی نمی‌کند که آن وحشی‌هایی که کشته می‌شوند کجایی هستند. اما اینکه این بار دشمنان ایرانی هستند، دست کم در ناخودآگاه خیلی‌ها تاثیر بدی خواهد گذاشت.

به نظر می‌رسد با سوءاستفاده‌هایی لذیذی که یونانی ها با کمک هالیوودی‌ها در این سالها در فیلم‌های تولیدی از فرهنگشان برده‌اند، ما تنها نشسته و تماشا کرده‌ایم و به رغم توانمندی‌های مناسب سینما، تلویزیون و هنرمندان ایرانی برنامه‌ای برای ساخت اثرهای تاریخی در مورد ایرانیان هزاران سال پیش نداریم و این ضعف موجود فضایی مناسب برای سوءاستفاده معاندان تاریخی با گذشته درخشان ایرانیان شده است.

گذشته از این که باید به نقش بسیار ضعیف بخش‌های فرهنگی کشور در حمایت و گسترش شاخص‌های میراث فرهنگی اشاره کرد، باید دید نقش دستگاه‌های فرهنگی مانند سازمان ارتباطات اسلامی، وزارت ارشاد اسلامی و سایر دستگاه‌های فرهنگی برای احقاق و اثبات حقوق ایرانیان چیست و راهکارهای مناسب اطلاع رسانی به مردم جهان پیش‌بینی شده است.

بی‌شک توانمندی دستگاه‌های برشمرده از چند صد ایرانی عاشق و وبلاگ‌های ایران دوست بیشتر است، اما چگونه می‌شود که تلاش خالص هموطنان ایرانی در داخل و خارج با راه‌اندازی اعتراض‌نامه، بمب گوگلی، نوشتن مقالات و راه اندازی سایت‌های مشابه برای اطلاع‌رسانی به مردم جهان بیشتر خودش را در جهان رسانه‌های امروز نشان می‌دهد، جای بسی شگفتی است!

دو هفته پیش تلویزیون دانمارک برای چهارمین بار در طول مدت کوتاهی به بهانه نداشتن فیلم ایرانی در بخش سینمای ایران خود، فیلم سراسر دروغ و ضد ایرانی «بدون دخترم هرگز» را پخش کرده که با اعتراض نماینده فرهنگی کشورمان چنین توضیح داده‌اند: «چون فیلم ایرانی نداریم و توان مالی خرید آن را هم نداریم، این فیلم را پخش می‌کنیم!»

در جهان مدافع تمدن امروز که «یونسکو» برای ساخت برج «جهان نما» و نصب دکل در حاشیه «آرامگاه فردوسی» می‌تواند، تهدید کرده و تاثیرگذار باشد، در این مورد نیز باید با حضور نماینده فرهنگی کشورمان به هدف دفاع از فرهنگ و میراث ارزشمند ایرانیان وارد عمل شود.

به جاست بخش‌های فرهنگی کشورمان با دقت و البته درایت بیشتری ضمن گسترش محصولات فرهنگی و هنری کشورمان در سراسر جهان بتوانند در برابر چنین حمله‌های فرهنگی به میراث ایرانیان، اطلاع رسانی مناسبی را به مردم جهان ارایه دهند.

به رغم همه تلاش دانشجويان و ايرانيان سراسر جهان تاكنون از سوي مقامات ايراني خبري در خصوص تلاشهاي انجام شده برای جلوگیری از نمايش اين فيلم منتشر نشده است.

به پخش فیلم سینمایی 300 اعتراض کنید


با تشکر از: 
وبلاگ لگوی ماهی
یادداشت‌های یک آدم کمی معمولی



  •   آقایان باور کنید از ماست که بر ماست وقتی ما خودمان تاریخ ده هزار ساله ی خودمان را که سرشار از افتخار وشرف ایرانی است نفی کرده و همه ی فرمانروایان گذشته را به آتش شاهان قاجار و پهلوی میسوزانیم و خادم وخائن به ملک وملت درمیان گذشتگان برایمان هیچ فرقی ندارد وتاریخمان فقط در سی چهل سال گذشته خلاصه میشود ومابقی اصلا اهمیتی ندارد دشمن فرضی حتما آنها را بی اهمیت بی ارزش مبتذل پوچ در اوج توحش به تصویر خواهد کشید وبه خورد افکار عمومی در سطح بین الملل خواهد داد در واقع میخواستم بگویم من از این واقعه اصلا نا راحت نیستم چون این تبلیغات را حالا از زبان بیگانه میشنوم نه به اصطلاح بعضی از هموطنان خودی که بسیار برایم گواراست

  •   با سلام، اگر نمیتوانیم فیلمهایی به جذابیت فیلمهای هالیوودی بسازیم ، می توانیم سفارش ساخت فیلمهایی بر اساس واقعیت های تاریخی خود را به برخی از همین کارگردانان هالیوودی بدهیم و از هر دو مواهب مادی و معنوی آن بهره ببریم. در همین هالیوود کم نیستند کارگردانانی که تمایلات ضد آمریکایی و غربی دارند.

  •   آقا شما هم فيلم عليه آنها بسازيد هيچكس به شما اعتراض نخواهد كرد اين گوي و اين ميدان

  •   بد نيست سازندگان فيلم بدانند تا قرون وسطي(نه زمان حمله خشايارشاه ) حمام كردن در غرب فعلي شيطاني محسوب ميشده! اين در حالي است كه ايرانيان 3000 سال پيش شبكه آبرساني شهري و فاضلاب داشته اند.البته لازم به ذكر است طي چند سال اخير خودمان هم نسبت به تمدن گذشته ميهنمان كم لطفي داشته ايم

  •   اگر واقعا ميخواهيد ضد حمله كنيد ، وزارت ارشاد ميتواند از فيلم سازان بخواهد كه از روي نبرد آريو برزن و 1000 نفر سپاهيانش با لشگر چند صد هزار نفري اسكندر فيلمي مناسب تهيه كنند. البته ميدانم كه آرزويي محال است.

  •   با سلام وقتي بخش هاي فرهنگي و هنري كشور هيچ اقدامي براي ساخت فيلم ها وسريال هاي تاريخي ايراني نمي كنند بايد انتظارساخت چنين فيلم هايي را داشته باشيم

  •   واقعا درسته چون کوروش یک وحشی تمام عیار بود

  •   اين فيلم براي تحريك حس ناسيوناليستي ايرانيان است وبي دليل ساخته نشده چون امريكا در آينده نياز به خشونت درمنطقه دارد .
    بهتراست بي خيال ياشيد.وسعي كنيد به ديدن اين فيلم نرويد چون اگرفقط ايرانيان خارج از كشور به ديدن آن بروند سود مالي سازنده تامين ميشود.سعي شود كپي كرده و در اينترنت مجاني در اختيار جهانيان قرارگيرد.

  •   اين همه پرچم آمريكا رو آتش مي زنيد توهين به آمريكاييان نيست؟

  •   اي بابا. قبلاَ گفتم الآن هم مي گم. ايران الآن چه ربطي به ايران 2500 سال بيش داره؟ آخه كوروش و داريوش و غيره ديگه كي هستن؟ بهتر نيست به حال بچسبيم؟

  •   بي پاسخ گداشتن اين افتراي بزرگ به تمدني كه داراي اولين منشور حقوق بين الملل است و در طول تاريخ همواره مورد بي رحمي اغيار واقع شده است از جانب دولت مهر تاييدي بر افتراي آنان مي باشد

  • BAZTAB


    ايران

    غلامحسين الهام سخنگوی دولت جمهوری اسلامی می گوید فيلم «۳۰۰» بخشی از تهاجم فرهنگی علیه ایران است

    الهام: فيلم «۳۰۰» تهاجم فرهنگی است


    غلامحسين الهام سخنگوی دولت جمهوری اسلامی در واکنش به فيلم «۳۰۰» روز سه شنبه  بیست و دوم اسفندماه گفت اين فيلم در «راستای تهاجم گسترده فرهنگی عليه ايران است».

    غلامحسين الهام درآخرين مصاحبه‌ مطبوعاتی خود در سال  ۸۵ درباره فيلم« ۳۰۰ » افزود:« آنها بخشی از تهاجم فرهنگی خود را در قالب تحريف فرهنگی دنبال می‌کنند. آنها فرهنگ کشورها را تحريف می‌کنند و زير سوال می‌برند و توهين می‌کنند. مطمئنا اين امر را هيچ ملتی نمی‌پذيرد و اين رفتار ناشی از رفتار دشمنانه‌ی اين افراد و جنگ روانی و فرهنگی آنهاست.»

    ما بايد بنيان‌های فرهنگی‌مان را تقويت و آن‌ها را بيشتر معرفی کنيم. بايد فرهنگ واقعی اين ملت به وسيله‌ی هنرمندان معرفی و تبيين شود. هنرمندان و جوانان بايد جلو اين تحريف‌ها بايستند

    غلامحسین الهام

    فيلم «۳۰۰» گوشه هايی از نبرد سه روزه ترموبيل بين لشکرايران و ۳۰۰ تن از سربازان يونان باستان را نشان می دهد.  اين فيلم برگرفته از داستان مصور کتابی از «فرانک ميلر» است. اين فيلم از روزجمعه در سينماهای آمريکا وجهان به نمايش درآمده است.

    غلامحسين الهام از هنرمندان ايران درخواست کرد تا دربرابر اين تحريف ها بايستند. او گفت: «ما بايد بنيان‌های فرهنگی‌مان را تقويت و آن‌ها را بيشتر معرفی کنيم. بايد فرهنگ واقعی اين ملت به وسيله‌ی هنرمندان معرفی و تبيين شود. هنرمندان و جوانان بايد جلو اين تحريف‌ها بايستند.»

    در اين فيلم چهره برخی شخصيت های ايرانی فيلم، شباهتی به چهره يک انسان ندارد و بيشتر شبيه شخصيت های خونخوار فيلم های علمی - تخيلی است.

    بسياری از ايرانيان مقيم خارج از کشور، پيش از نمايش عمومی فيلم، با تماشای صحنه هايی از  تبليغات اين فيلم در سينماها با توجه به آنچه «اشتباهات تاريخی» خوانده اند، با گردآوری امضا به استوديوی پخش اين فيلم، «وارنر برادرز»، اعتراض کردند.

    بمب گوگلی

    جمعی از ايرانيان نيز از طریق اينترنت در تلاشند تا با ساختن يک «بمب گوگلی»، پيام «تحريف آميز بودن داستان فيلم» را به گوش بسياری برسانند.

    برای اين کار، وب سايتی نيز ساخته شده تا اطلاعات کافی درباره ابعاد «ضد ايرانی» اين فيلم در آن قرار بگيرد. ايرانيان معترض می توانند با لينک دادن به اين صفحه، امتياز آن را در متور جسنجوی گوگل که محبوب ترين موتور جستجوی اينترنتی جهان است، بالا ببرند.

    در صورت موفقيت اين حرکت جمعی، زمانی که کاربران سراسر جهان، عنوان اين فيلم را در گوگل، جستجو کنند، پيش از هر چيز با وب سايتی رو به رو می شوند که در آن، ابعاد مختلف اعتراض ايرانيان به چشم خواهد خورد.


    ایرانیان با تغییر دادن لوگوی فیلم 300، نشانی تازه علیه آن ساخته اند که در آن نوشته شده، حقیقت 300

    اعتراض ايرانيان به نمايش فيلم هاليوودی « ۳۰۰»

    فیروزه خطیبی (لس آنجلس)

    نمايش خشايار شاه،  پادشاه ايران در نقش يک ضد قهرمان و يک شخصيت منفی و ددمنش، موجب ناخشنودی واعتراض برخی ايرانيان در سراسر جهان شده است.

    جمعی از ايرانيان نيز با گردآوری امضا و انتشار يک نامه سرگشاده، به پخش اين فيلم توسط استوديوی «برادران وارنر» در هاليوود، اعتراض کرده اند.
     
    گوشه هايی از نبرد سه روزه ترموبيل بين لشکرايران و ۳۰۰ تن از سربازان يونان باستان، موضوع داستان مصور کتابی از «فرانک ميلر» است که به تازگی فيلمی از روی آن ساخته شده و از روز جمعه در سينماهای آمريکا وجهان به نمايش درآمده است.

    بسياری از ايرانيان مقيم خارج از کشور، پيش از نمايش عمومی فيلم، با تماشای صحنه هايی از  تبليغات اين فيلم در سينماها با توجه به اشتباهات تاريخی که درآن به وقوع پيوسته و به خصوص تصوير ناهنجاری که از خشايار شاه  به تماشاگر داده شده، بلافاصله با گردآوری امضا به استوديوی پخش اين فيلم «وارنر برادرز» اعتراض کردند.

    در این فیلم، ارتش امپراطوری ایران به فرماندهی خشایار شاه، چونان ارتشی از شیاطین تصویر شده و حتی چهره برخی شخصیت های ایرانی فیلم، شباهتی به چهره یک انسان ندارد و بیشتر شبیه شخصیت های خونخوار فیلم های علمی - تخیلی است.

    ميترا فرخزاد نقاش و عکاس ساکن آريزونا، يکی از اولين کسانی است که اقدام به جمع آوری امضا و اعتراض به استوديوی پخش فيلم ۳۰۰ کرده است و در کمتر از دو روز، بيش از ۱۰ هزار امضاکننده معترض ديگر به او پيوسته اند.

    خانم فرخزاد می گويد: «در باره اين موضوع نبايست سکوت اختيار کرد چرا که نمايش خشايار شاه پادشاه ايران به شکل يک هيولا، غرور ملی ايرانيان را جريحه دار کرده است.»

     از سوی ديگر اعظم علی، خواننده ايرانی گروه  «نياز» -  ساکن  لس آنجلس -  که در خواندن آوازهای  موسيقی متن فيلم ۳۰۰  با آهنگساز اين  فيلم «تايلر بيتز» همکاری داشته است، در روز پخش جهانی فيلم - جمعه نهم  ماه مارس - در يک اطلاعيه،  اين همکاری را چنين توجيه کرد: «بايد اعتراف کنم که در وحله اول با تماشای صحنه های  فيلم و تصوير منفی که از ايرانيان در آن به  تماشاگر داده می شود، مطمئن نبودم که بخواهم در اجرای موسيقی آن نقشی داشته باشم، اما در عين حال می دانستم که در طول ساليان، کمتر اتفاق افتاده است که فيلم های تاريخی ساخت هاليوود، اطلاعات دقيق و صحيحی در اختيار تماشاگر بگذارند.»

    در اطلاعيه خانم علی آمده است: «درضمن می دانستم که نمايش چهره  ناخوشايندی از مردمان فرهنگ های ديگر از جمله مردم خاورميانه، به ويژه در شرايط کنونی، می تواند عکس العمل های منفی بسياری در ميان تماشاگران ايرانی به وجود آورد. اما هرچه بيشتر به محتوی فيلم دقت کردم متوجه شدم که فيلم ۳۰۰ يک بازگويی واقعی  از تاريخ نيست و هر فرد هوشمندی می تواند اين موضوع را به خوبی  تشخيص دهد. »

    اعظم علی، از خوانندگان ايرانی اين فيلم که از سويی برخی صاحب نظران يک فيلم «ضدايرانی» توصيف شده، به وفاداری به داستان «فرانک ميلر» اشاره کرده و افزوده است: «زک اسنايدر، کارگردان اين فيلم نيز با آگاهی به اين موضوع که «فرانک ميلر» نويسنده کتاب وقايع داستان را به طور غير مسئول و بدون توجه به نکات دقيق تاريخی نوشته، خواسته است در فيلم ۳۰۰ به مندرجات اين کتاب مصور وفادار  بماند.»

    اعظم علی  همکاری خود  با  فيلم ۳۰۰ را يک انتخاب «دقيق و با مطالعه» خوانده است و در پايان اطلاعيه خود از معترضين ايرانی فيلم خواسته است که «اين فيلم را يک اثر خيالی از يک واقعه تاريخی  تلقی کنند و با ايجاد سرو صدا در اطراف آن باعث جلب توجهی بيش از آنچه شايسته اين فيلم است نشوند.»

    اين خواننده، پيش از اين به عنوان هنرمندی «مستقل» شناخته می شد که از کليشه های عامه پسند دنيای سرگرمی فاصله گرفته و به دنبال خلق آثار هنری متفاوت است.

    اما فيلم ۳۰۰، که اعظم علی، در موسيقی متن آن مشارکت کرده است، برای تصوير کردن داستان تخيلی «فرانک ميلر»، با هزينه بسيار و جلوه های ويژه گران قيمت ساخته شده و پيش بينی می شود که در سراسر جهان بتواند به فروش قابل توجهی دست يابد.

    بمب گوگلی

    جمعی از ایرانیان نیز در اینترنت در تلاشند تا با ساختن یک «بمب گوگلی»، پیام «تحریف آمیز بودن داستان فیلم» را به گوش بسیاری برسانند.

    برای این کار، وب سایتی نیز ساخته شده تا اطلاعات کافی درباره ابعاد «ضد ایرانی» این فیلم در آن قرار بگیرد. ایرانیان معترض می توانند با لینک دادن به این صفحه، امتیاز آن را در متور جسنجوی گوگل که محبوب ترین موتور جستجوی اینترنتی جهان است، بالا ببرند.

    در صورت موفقیت این حرکت جمعی، زمانی که کاربران سراسر جهان، عنوان این فیلم را در گوگل، جستجو کنند، پیش از هر چیز با وب سایتی رو به رو می شوند که در آن، ابعاد مختلف اعتراض ایرانیان به چشم خواهد خورد.

    Radio Farda 2007 03


    علت ركوردشكني فيلم ضدايراني در گيشه


    من كاملا مطمئنم كه موقعيت «300» تنها به علت جلوه‌هاي ويژه آن بوده است. هيچ‌كدام از آنهايي كه از سينما بيرون مي‌آيند، نمي‌گويند اين بهترين فيلم زندگي آنان بوده است، بلكه به شدت تحت تأثير جلوه‌هاي فيلم، قرار گرفته‌اند.

    ۲۴ اسفند ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۲۲ تعداد بازديد: 4593 كد خبر: ۶۳۰۶۷

    اكران فيلم «300»، هم‌زمان با دستيابي به يك ركورد، باعث خشم و ناراحتي ايراني‌ها شده است، چون آنان بر اين باورند كه بازسازي نبرد يوناني‌ها با پارسيان، توهين به فرهنگ باستاني آنها و تحريك احساسات خصومت‌آميز عليه ايران است.

    به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «لوس‌آنجلس‌تايمز»، در هفته اول، اين فيلم با محتواي نبرد باستاني ترموپيل، هفتاد ميليون دلار فروش كرد؛ حدود 233 هزار دلار براي هر اسپارتاني كه در اين فيلم عليه پارسيان مي‌جنگد. فيلم «300» ركورد فروش ماه مارس تاريخ سينماي آمريكايي را كه در دست فيلم «عصر يخي» در سال گذشته با 68 ميليون دلار بود، شكسته است.

    «برندون گري»، بنيانگذار سايت «Box Office mojo»، مي‌گويد: ما خودمان هم تعجب كرده‌ايم و در حال بررسي هستيم كه ببينيم چگونه اين فيلم به يك پديده تبديل شده است.

    شماري از كارشناسان بر اين باورند كه موفقيت اين فيلم، به علت جلوه‌هاي ويژه جذاب آن است؛ امري كه شركت برادران وارنر در سال 1999 نيز با فيلم «ماتريكس» به آن دست يافت. علل ديگري نيز براي فروش بالاي «300» گفته شده است كه عده‌اي آن را گرماي دلپذير هوا در هفته گذشته مي‌دانند كه باعث شد عده زيادي از خانه‌هاي خود خارج شوند و نيز چون فيلم مهم ديگري به همراه اين فيلم اكران نشده؛ بنابراين، بيشتر مردم را جذب كرده است. در حالي كه منتقدان به شدت از ديالوگ‌ها و فيلمنامه ضعيف آن انتقاد كرده‌اند، اما كسي ديدگاه منفي در مورد جلوه‌هاي ويژه نداشته است.

    «300» براي نسل كودكاني كه با بازي‌هاي كامپيوتري خشن بزرگ شده‌اند، يك سناريوي آشناست كه باعث جلب آنان مي‌شود، به گونه‌اي كه 52 درصد افرادي كه «300» را ديده‌اند، زير 25 سال بوده‌اند.

    «برگ گارا بدين»، مدير سايت «Joblo»، مي‌گويد: من كاملا مطمئنم كه موقعيت «300» تنها به علت جلوه‌هاي ويژه آن بوده است. هيچ‌كدام از آنهايي كه از سينما بيرون مي‌آيند، نمي‌گويند اين بهترين فيلم زندگي آنان بوده است، بلكه به شدت تحت تأثير جلوه‌هاي فيلم، قرار گرفته‌اند.

    «300» راجع به مقاومت سيصد سرباز يوناني در نبرد تنگه «ترموبيل» در 480 سال پيش از ميلاد در برابر ايرانيان است. حتي عده‌اي از منتقدان آمريكايي نيز بر اين باورند كه زمينه داستان، رنگ سياسي داشته و بيشتر مربوط به رويارويي غرب با ايران است.

    اين فيلم در زماني پخش مي‌شود كه تنش‌هاي آمريكا و ايران درباره برنامه اتمي ايران و جنگ عراق در حال افزايش است، اما جداي از سياست، اين فيلم توهين به تاريخ پارس‌ها ـ كه يكي از علل افتخار و غرور ايرانيان در صحنه سياست است ـ نيز به شمار مي‌رود.

    در سال 2004 نيز فيلم «اسكندر» در مورد غلبه سردار مقدونيه‌اي بر امپراتوري پارسيان، باعث بروز چنين واكنش‌هايي شد.

    در اين حال، «فاكس‌نيوز» هم نوشت: پس از اين‌كه سال گذشته ايران همه اعتراض‌ها به كنفرانس «هولوكاست» را ناديده گرفت، هم‌اكنون تحريف و توهين به فرهنگ آنها به شدت باعث خشمشان شده است.

    «تايم» نوشت: با افزايش محبوبيت فيلم‌هاي به اصطلاح چوب و شمشير، «300» نيز پس از «تروي» با 73 درصد و «گلادياتور» با 59 درصد قرار مي‌گيرد كه اين امر براي فيلمي كه با بودجه‌اي 65 ميليون دلاري در مونترال فيلمبرداري شده، بد نيست.

    «تايم» هفت علت را براي موفقيت «300» اعلام مي‌كند؛
    1ـ بازاريابي: اين فيلم پيش از اكران در اينترنت داراي تبليغات گسترده‌اي بود و سيصد عكس اين فيلم در اختيار كاربران قرار گرفته بود.

    2ـ تاريخ: به روايت افسانه‌ها، «لئونيداس» فرمانده اسپارت‌ها از نسل هركول بوده است و در گذشته نيز فيلم‌هايي كه به نوعي به هركول مربوط بودند، فروش‌هاي خوبي را داشتند. در سال 1958 نيز فيلمي از همين ژانر به كارگرداني «پيه‌ترو فرانسيسكي» و بازيگري «استيو ريوز» ركورد خوبي را به دست آورد. بر روي اين فيلم به طور مختصر نام هركول را نهاده بودند. بعدها «سرجيو لئونه» فيلمي را به نام «300 اسپارتي» ساخت كه با بازيگري «ريچارد ايگان» در نقش «لئونيداس» بسيار جذاب‌تر و موفق‌تر از «300» كنوني بود.

    3ـ كميك استريپ: رمان ميلر در حالي منبع اصلي داستان اين فيلم است كه 90 درصد فيلم‌هاي آمريكايي، الهامي از كارتون‌ها، بازي‌هاي كامپيوتري و كميك‌استريپ‌ها هستند. «ميلر»، «لئونيداس» را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند و به هموطنانش شخصيت فوق‌العاده‌اي مي‌دهد.

    4ـ استعاره‌هاي سياسي و مذهبي: به طور خلاصه لئونيداس را مي‌توان استعاره‌اي از بوش دانست كه در اعتراض به عملكرد دولت بالاتر (سازمان ملل) به جنگ يك قدرت خاورميانه‌اي مي‌رود. اسپارت‌ها را همچنين مي‌توان به شورشيان عراق تشبيه كرد كه براي مقابله با متجاوزان بيگانه دست از زندگي مي‌شويند.
    «300» را مي‌توان از نگاهي ديگر يك «مصائب مسيح‌» دانست و به هر حال شباهت‌هاي زيادي را از اين فيلم مي‌توان برداشت كرد.

    5ـ ديد فيلم: فيلم به طور قابل توجهي تاريك است. خورشيد تا حد زيادي محو است و به طور كلي فيلم كشتار ناجوانمردانه عده‌اي كاملا سياه است.

    6ـ زن: نقش «گورگو» ملكه يونان براي گرفتن انتقام مرگباري از يك سياستمدار كه به او تجاوز كرده بود، تنها نقطه افتراق فيلم با رمان ميلر.

    7ـ مرد: اسپارتي‌ها مرداني آهنين و جنگجو هستند كه حاضر بوده‌اند براي يونان بميرند. مي‌شود رگه‌هايي از همجنس‌بازي را نيز در ميان آنان با توجه به نحوه رفتار با اجساد كشته‌شدگانشان ديد. آنها زيبايي اندام باستاني هستند.

    من از گرايش‌هاي جنسي «اشنايدر» يا «ميلر» اطلاعي ندارم و به بازيگرداني «300» هم انتقاد نمي‌كنم، بلكه تنها آن را نشان مي‌دهم. اما تعجب مي‌كنم كه فيلم چه گرايشي به بلوك مردان جوان آمريكايي دارد كه بسياري از آنها لقب «همجنس‌گرا» را عنوان ناشايستي مي‌دانند. شايد يك جنبه موفقيت ديگر «300» نيز همين جذابيت باشد كه باعث شود كارگردانان ديگري هم با استفاده از اين جذابيت‌ها، سوژه‌هاي مرده و سوخته را باز هم جذاب كنند.

    BAZTAB 2007 03 15


    VOA

    http://www.turkiran.com/3selsele.htm

    http://www.turkiran.com/b400-baztab,%20naser%20pourpirar.htm