جنجال
درباره فیلم"300"

یونس
شاملی
اکران
فیلم "300" در
کشورهای
مختلف همچنان
ادامه دارد.
"300" بازگو
کننده حمله
سپاهیان
خشایار شاه به
یونان است که
در پای گردنهء ترموپیلا
با مقاومت 300
جنگجوی
یونانی مواجه
می شوند و سپس
به خیانت یکی
از آنان بر
اسپارتها
غلبه میکنند.
فیلم 300 با
تصویر
دراماتیک مرگ
300 اسپارت
یونانی به
پایان می رسد.
"300"
که بر اساس
رمان فرانک
میلیر به همین
نام ساخته شده
است با
توجه به صحنه
ها، زمینه های
تصویری و
دیالگوهایش
بیشتر یک فیلم
حماسی، تخیلی
و تاریخی است و
با جلوهای
زیبا و
گوناگونی که
در طول فیلم از
نظر می گذرد
جذابیت فیلم
را برای
بیننده اش
بیشتر کرده
است. "300" مثل هر
فیلم دیگری بی
عیب و نقص نیست
و جنبه
هایی از
واقعیتها را
در لوای همان
نوع نسبتاً
همیشگی
قهرمان
پرستانه به
تصویر کشیده
است. برای
نمونه تصویر
مقاومت 300
اسپار در
مقابل بیش از
یک ملیون
سپاهیان
خشایار شاه غیرعقلانی
و دور از
واقعیت است.
البته در این
راستا اگر در
تعداد 300 نفری
اسپارتها
واقعیتی
نهفته باشد،
اما بسیج بیش
از یک ملیون و
به روایتی بیش
از دو ملیون
سریاز در آن
تاریخ برای
خشایار شاه،
نه با واقعیت
سازگار است و
نه با عقل سلیم.
بنابراین
بزرگ نمائی
های فیلم گاه
واقعاً کمیک
هستند، بویژه
آنجا که باران
تیر
تیراندازان
سپاه پارسیان
آسمان روشن را
تیره و کاملاً
تاریک میکند!
آنچه
که جای تعجب
دارد واکنش
بخشی از جامعه
فارس زبان
ایران در
واکنش به ساخت
فیلم 300 است. به
زعم منتقدین
به این فیلم،
گویا کشوری
که امروز
ایران نامیده
می شود، نزدیک
به 2400 سال پیش،
مردمی متمدن
بوده اند و
نشان دادن
قهاریت و
وحشیت آنان
دور از واقعیت
بوده است. این
در صورتیست که
در فیلم 300 هر دو
طرف به گونه
ایی وحشی نشان
داده می شوند.
وحشیت
سپاهیان
خشایار شاه در
ساختن درختی
از کشته شده ها
و وحشیت
اسپارتها با
ساختن دیواری
از مرده های
سپاه پارسیان
به نمایش در می
آید. در عین
حال کشتن
سربازان نیمه
جان پارسی با
نیزه، به
مثابه تیر
خلاص
امروزین،
توسط
اسپارتها نیز
چندان
متمدنانه
جلوه نمی کند.
داستان
این فیلم
مربوط است به
دوران
سرکردگی پارس
ها در حدود 2400
سال پیش، دوره
ایی که حاکمیت
خان خانی،
فئودالی و
برده داری بر
حدوداً ایران
امروز احاطه
داشته است.
اولاً؛ واکنش
بخشی از جامعه
فارس به همراه
جمهوری
اسلامی به
اکران فیلم 300
در واقع پذیرش
وحشیت های
اعمال شده
توسط پادشاه
هان آن دوره
است. درعین حال
داستان فیلم،
آنچنان که
عنوان شد، با
شیوه ایی
حماسی، تخیلی
و تاریخی
بازگوکننده
بخشی از تاریخ
پارسها در این
سرزمین بوده
است و به
ایرانیان غیر
فارس ارتباط
چندانی ندارد.
دوماً؛ نوع
واکنش بخشی از
جامعه فارس
زبان ایران
نسبت به این
فیلم بشدت
هستریک و غیر
واقعی است.
اعتراض به
چهره های خشن
پارس ها در آن
دوره ابداً
دور از انتظار
نیست. در آن
دوره نه تنها
پارسها، بلکه
دیگر اقوام و
ایلات نیز به
دلیل زیستین
در محیطی خشن،
دارای چهره
های خشن تر و
زمخت تری بوده
اند. این
واقعیت را
میتوان حتی از
روی تصاویری
که در 100 تا 150 سال
پیش تا به
امروز باقی
مانده است نیز
مشاهده کرد. چه
رسد به اینکه
درازای تاریخ
چهره ها را 2400
سال به عقب
بکشیم!
بنابراین
اساس واکنش
بخشی از جامعه
فارس ایران
نسبت به این
فیلم بر مبنای
احساسات
رمانیزه آنان
از تاریخ
ایران شکل
گرفته است تا
واقعیتهایی
که واقعاً
حادث شده اند.
جالب
ترین بخش
ماجرای واکنش
نسبت به فیلم
"300" سکانداری
مسئولین رژیم
جمهوری
اسلامی از
معاون رئیس
جمهوری،
نمایندگی
ایران در
سازمان ملل،
بعضی از
سفارتخانه
های جمهوری
اسلامی گرفته
تا سایت
بازتاب،
روزمانه
همشهری و…
در مخالفت با
نمایش این
فیلم است.
مخالفت و
واکنشی که قند
در دل به
اصطلاح ایران
دوستان ناب!!
آب می کند و
جمهوری
اسلامی را با
افراطیون
فارس ایران هم
رای و هم قدم می
کند! هدفی که
جمهوری
اسلامی از
چندی پیش
آشکارا در این
جهت گام
برمیدارد.
حرکت
فریبکارانهء
جمهوری
اسلامی با
تکیه بر سانتی
مانتالیسم
ناسیونالیسم
فارس امروز
افکار عمومی
جامعه و بویژه
افکار عمومی
بخشی از جامعه
فارس ایران را
به قربانگاه
فریب خود
کشانده است.
حالا رهبران
مذهبی و
اسلامی ایران
طرفدار
خشایارشاه
شده و علاقمند
تاریخی شده
اند که به
اسلام هیچ
ارتباطی
ندارد. البته
در عین حال نیز
نباید به
واکنش جمهوری
اسلامی در
قبال حوادث
فیلم 300، در 2400
سال پیش ایراد
گرفت، چرا که رژیم
جمهوری
اسلامی از سوی
دیگر حاکمیت ملت
فارس بر
مقدرات ایران
چند میلیتی
است. حاکمیتی
که متاسفانه
گرایش
ارتجاعی
جامعه فارس
سکان دار آن
است.
جالبتر
دیگر اینکه
تمامی
مسئولین
جمهوری
اسلامی در
مصاحبه های
خود تصاویر
فیلم "300" را
توهین به
ایرانیان
تلقی کرده اند.
این در حالی
است که در اغلب
فیلم های
امروزی ایران
نه تنها توهین
و اهانت به
کشورهای دیگر
به وفور یافت
می شود، حتی در
این فیلمها
شهروندان
غیرفارس خود
ایران مورد
استهزا و
اهانت قرار
میگیرند.
متاسفانه
افکار عمومی
جامعه فارس
ایران در
هشتاد سال
اخیر چنان
بافته شده است
که برخورد
علیه خود را
حتی در پرده
سینما نیز
برنمی تابد.
از
سوی دیگر
اینکه؛ رشد و
توانایی کیفی
جامعه ایران
وقتی حتی همین
امروز نیز در
آغاز قرن 21
دارای رژیمی
عقب مانده،
مذهبی و
نژدادپرست را
بر پیکر خود
لمس می کند،
چگونه می
تواند مدعی
داشتن رژیمی
متمدن در 2400 سال
پیش باشد؟
شاید
ناسیونال
شونیستهای
ایران در پاسخ
این پرسش
بگویند که؛
ایران هر روز
صد گام به عقب
برداشته است!!
اما کدام عقل
سلیم است که
چنین تصوراتی
را بپذیرد؟
واکنش
غیر معقول
ناسیونالیسم
افراطی فارس
در هم پالگی با
جمهوری
اسلامی نسبت
به فیلم "300"
خاطره سلمان
رشدی و
معروفیت او را
در سطح دیگر
زنده کرد و
زمینه های
فروش هر چه
بیشتر این
فیلم را فراهم
ساخت. به گونه
ایکه این فیلم
می رود به
پرفروش ترین
فیلم سال بدل
گردد.
2007-04-04
www.turkiran.com
"
Hollywood" ”Üç yüz ” filmi fars şovinizmini
qəzəbləndirib
Güneydən
Tələbə Hərəkatının verdiyi məlumata görə
"Hollywood" yeni hazırladığı film " Üç yüz
" adlanır. Bu film Güney Azərbaycan ərazisində CD yazılıb
və xalq içərisində geniş yayaılıb. Bundan qorxuya
düşən fars rejimi Xoy şəhərində "
Səhənd" adlı kitab və CD satışı ilə
məşğul olan mağazadan bütün CD-ləri yığışdırandan
sonra dükanın özünü də bağlayıbdır.
Məlumat üçün filmin qısa məğzini bildirmək
istəyirik. "Üç yüz" filmində hadisələr iki --
İran və Yunan dövlətləri arasında cəryan edir. Göstərilir
ki, filmdə
hadisələrin baş verdiyi zamanda İranın hökmdarı
Xəşayar şahdır , onun qoşunu
sudan və qurudan qədim Yunanıstanın üzərinə
hücum edir. Yünanıstan üzərinə bir az
irəliləyəndən sonra İran qoşunu suda tufana, fırtınaya
düşür. Qurudan gedən qoşunun içərisindən isə
bir - iki nəfər ayrılıb elçi kimi Yunan hökumdarının
sarayına göndərilir. Elçilər hökümdar sarayına çatanda
spartalılar onları ədəb - ərkanla qarşılayır
və elçiyə layiq hörmət göstərib yuxarı başa keçirirlər.
Gələn elçilər niyyətlərini bəyan edəndə
məlum olur ki, İran tərəf çox ağılsız, gözlənilməz
təklif edir. Belə ki onlar bildirirlər : spartalılar özləri,
qadınları, uşaqları farslara qul olmalıdırlar.
Daha doğrusu, fars allahının qulu olmalıdırlar.Bunu eşidən
sparta saray hökümdarının birinci xanımı – arvadı
fikirləşır ki, əgər
farsların ağıllı hesab edib qabağa saldıqları
elçiləri bu cür təkliflə gəlibsə, demək dalda
gələnlər vəhşidir. Bundan sonra o höküm verir ki, elçilləri
öldürsünlər.
Vəziyyəti belə görən yunanlar qoşun yığıb
Yunanıstanı vəhşı farslardan müdafiə
etməyə çalışırlar.Bu zaman yığılan döyüşçünün
sayı cəmi üç yüz nəfər olur.Elə filmin adı da
buradan götürülmüşdü.
İki səbəbdən film farsların xoşuna
gəlməyib :
1. Farsları vəhşi kimi göstəriblər
2. Farslar yüz minlərlə ola - ola onun öhdəsindən
üç yüz nəfər gəlir.
Bu filmin həqiqət olub - olmadığını
deyə bilməsək də, amma deməliyik ki, fars adlanan
millət fitrətən, əzəldən xamırı şovinist
kimi yoğrulub və başqa millətləri özünün qulu
etməyi sevir və bundan sadistcəsinə ləzzət alır.
Bunun ki, heç bir sübuta ehtiyacı yoxdur. Zaman özü göstərir.
2007 03
فیلم
های مثل فیلم 300
ببری
مال مسلمان
که چو مالت
ببرند
فریاد
برآری که این
مسلمانی
نیست
اعتراض
نماینده
جمهوری
اسلامی
ایران در
مجامع خارجی
و نشرآن
درروزنامه
های
داخلی
و کشیده شدن
آن به رادیو
تلویزیون،
حکایت از آن
دارد که
محتوای فیلم
از قوم
پارسیان
گفتگو می کند که
نمایشگر
وحشی گری و
خون آشامی
ووو دارد.
توهین
به هر قومی
وملتی بهر
نحوی و شکلی
مردود و
ماهیت
گوینده را
میرساند.
ازاینکه فروش سی دی این فیلم نیز در این کشور فردا و پس فردا در رهگذرها
بگوشمان
خواهد خورد،
شکی ندارم.
وقتی به
تماشایش
نشستیم
،بهتر می
توان قضاوت
کرد.حال
سئوال این
جاست بیش از30
میلیون از
مردم ایران
تورک زبان
اند ، نمی
توانند
به زبان
مادری خود
تحصیل کنند و
هیچکس از
آریا پرستان
وآریا
نژادان
و
روشنفکران
فارس و تورک
آسیمیله شده
ووو به این
امر اعتراض
نمی کند
چرا
به تحریف
تاریخ خلق
آذربایجان
در کتاب های
درسی و غیر
درسی ، توهین
مداوم
در
رادیو
تلویزیون و
رسانه ها و "
سوسک خواندن
همین خلق در
روزنامه
دولتی"
پخش
گثیف ترین
پرسش از طرف
رادیو
تلویزیون، در
نمایش فیلم
ها اعتراض
نمی شود
حالا
یک فیلم
ناگهان رگ
غیرت اینان
را بجوش
آورده است . ده
ها هزار
اسامی
رود
خانه ها ، کوه
ها ، شهرها ،
آثار
باستانی ،
را
از تورکی به
فارسی عوض
کرده اید
همه این نشان از چیست ؟! بقول دوستی :" شاید پس از این فیلم اندکی به خود بیایند
و متوجه
چیزهای
دیگری هم
بشوند که
الان نیستند"
ولی
صاحب این
وبلاگ چنین
خوش بینی را
از این قوم
ندارد وقتی
بخود خواهند
آمد که:
گربه موش شده باشد !
*
شئونیست ها،نژادپرستان،آسیمیله شدگان،هویت باختگان
و کردهای ناسیونالیسم
صدای خلق تورک را تا دیر نشده بشنوید
منتسکیو،
اندیشمند
فرانسوی می
نویسد:« اگر
چیزی را به
نفع ملتم
بدانم
که موجب
زوال ملت
دیگری شود ،
آنرا به
فرمانروایم
پیشنهاد
نمی
کنم ، زیرا من
قبل از اینکه
یک فرانسوی
باشم یک
انسانم
، یا بهتر
بگویم
من ضرورت
، یک
انسانم ،
و فقط به حسب
تصادف یک
فرانسوی
می
باشم . شایسته
است ، این
کلام
منتسکیو را
با نامه آقای
پرویزورجاوند
ها
که
درآن
خواستار جمع
آوری تمام
نشریات تورک
زبان شد،
مقایسه شود!
آقای
دکتر
مهاجرانی
وزیر ارشاد و
اصلاح طلب
دوران آقای
خاتمی فرهنگ
بیش
از 3۰ میلیون
تورک آذری را
خرده فرهنگ
نامید و
ازدرعقب
دانشگاه
فراررا
برقرار
ترجیح داد و
حتی شهامت
آنرا نداشت
که به
سئوال های
دانشجویان
و حاضرین در
سالن را جواب
دهد
دوم
اسفند روز
جهانی زبان
مادری، در
اردبیل شاهد
بودم ، که
چگونه
مردمی که
خواستار
زبان مادری و
هویت خویش
بودند با
قشون افشین
در
میدان
شریعتی
روبرو شدند !
همین جا توصیه ای به کرد های ناسیونالیسم دارم که فریب امپریالیسم
آمریکا و دشمنان پشت پرده فاشیسم و نژاد پرستان را نخورند .
ازفریب خوردن رهبرانشان در طول تاریخ درس آموزند خلق آذربایجان
قوی ترازآن هست که آنها فکر میکنند. خواب قره باغ را در باره اورمیه
و شهرهای دیگرآذربایجان بگور خواهند برد در باره، رفتار وکردارتان
در دانشگاه تبریز و شهرهای آذربایجان را درآینده نزد یک
جوابگو
خواهید بود
*
ائلیمیزقاتلاشیرآجی
هیجرانا /
داغیلیب
دونیادا
هریئرهریانا
قاییدین،آرازلاقول،بویون
اولون/ اماندیر،توپلاشین
آذربایجان
*
فروغی
درموقع
سفارتش
درآنکارا
نامه ای به
دربارو
وزارت خارجه
می نویسد
ودولت
راازتغییرخط
عربی به
لاتین
برحذرمیدارد
ومیگوید: به
تازگی تورک
ها
(
ترکیه) خطشان
را
تغییرداده
وخط لاتین
رابرگزیده
اند وازاین
رو ارتباط
فرهنگی
آن
ها با تورکان
ایران قطع
شده وچنانچه
درایران هم
خط لاتین
انتخاب شود،
دوباره
ارتباط
فرهنگی بین
آنها برقرار
میگردد واین
برای ایران خطر
یزرگی
بشمارمی رود !
وی
سپس میگوید:
درایران
اقلیت هائی
مانند یهودی
ها،ارامنه و
آسوری وجود
دارند
ولی
تعداشان کم
وبی خطرند ،
ولی تورک ها و
اعراب
ووتعدادشان
زیاد و
خطرناک
محسوب می
شوند، به
ویژه تورکان
ایران ازهمه
خطرناکترند ودولت
باید این
موضوع
را
همیشه مد نظر
داشته باشد !
بیش از ۶۵
درصد ملت
ایران برای
دولت
شاهنشائی وو
خطرناک
توصیف می کند
روشنفکران
فارس و
آسیمیله
شدگان تورک
اینها زمانی
دم ازمخالفت
با رضا شاه
ومحمد
رضا
شاه وو می
زدند ومی
زنند اما
درزمینه
سرکوب ملت
تورک با
گفتمان
شاهنشاهی
وو اختلافی
ندارند . ازدکتر
محمد مصدق ،
تا دکتر
فاطمی ، از
آقای خاتمی
تا .....
همه و همه
درپایمال
کردن و سرکوب
خواسته های
بحق خلق
آذربایجان ..
هستند !
من
چه در پای
تــــــــــو
" آنادیلیم "
ریزم که پسند
تو بود
سر
و جان را
نتوان گفت که
مقداری هست .
*
shajin
300
تاکنون
هيچکدام از
فيلمهای
سينمائی
هاليوود به
اندازه
فيلمهای « 300 » و «
هرگز بدون
دخترم »
بواقعيت
نزديک نبوده
است. آنگونه که
در اسناد
تاريخی
مشاهده
ميشود، هخاها
که بنای زندگی
اشان حمله،
کشتار، غارت و
برده گيری و
شهوترانی
بگونه حيوانی
بوده است، با
ستم رسانی
بسيار به ملل
همسايه اشان
لشکری چند صد
هزار نفری گرد
آورده بودند
که با نيات و
فرهنگ بربريت
خود به يونان
آنزمان حمله
کنند. همه
ماجرائی که در
اين باره در
تاريخ آمده
است ميتوان
اينگونه
خلاصه کرد که
در حوالی
آبهای يونان
بر اثر طوفانی
زودگذر
کشتيهای
پارسها غرق
ميشوند و خدای
پارسها با
لشکری که از
راه زمينی در
حرکت بودند
چند پيغمبر را
نزد « سپارتها » (فدائيان
يونان)
ميفرستد.
پيغمبران
پارسها با
فرهنگ و زبانی
بسيار
مهاجمانه، بی
ادبانه و
وحشيانه که در
عادات هميشگی
آنها بوده
است، با سران
سپارتها
روبرو شده و
سخن ميگويند. اين
پيغمبران از
سپارتها
ميخواهند تا
خود، زنان و
فرزندان دختر
و پسرشان را
برده خدای
پارسها
بشمارند.
بانوی
اول سپارتها
که گستاخی و
فرهنگ
رذيلانه
پارسها را در
پيغمبران
آنها ديده
بود، يقين
يافت که مابقی
پارسها بيش از
اين وحشی اند.
لذا رای به
کشتن آنها
ميدهد.
سپارتها
بسيار کوشش
نمودند تا
برای دفاع از
سرزمينشان
نيروئی از هر
جهت دانا و
آبديده فراهم
کنند. تعداد
نيروی
برگزيده از 300
سپارت تجاوز
نکرد. سپارتها
با همين لشکر
کوچک اما
بسيار قوی از
يونان دفاع
ميکنند. دفاع
سپارتها سبب
شد تا
خدايگانی ِ
پارسها تا
دوران
ساسانيها، که
بوسيله
بلوچها و
اعراب بکلی
نابود شدند،
از فکر کردن به
يونان نيز
واهمه داشته
باشند.
با
بررسی
بيطرفانه
صدها اثر
تاريخی و
آرکئولوجی،
ميتوان گفت که
داستان فيلم 300
بواقعيت
نزديک است.
علت
مغشوش شدن ذهن
خراسانی
زبانان
امروزی که
کمتر نسبتی با
فارسهای قديم
دارند از
شنيدن و ديدن
واقعيات
تاريخی از
آنجا سرچشمه
ميگيرد که
آلمانها،
انگليسها و
فرانسویها
برای ساختن
جائی بنام "ايران"
و نشاندن
حکومتهائی
سارق در رأس
آن، مجبور
بودند تا
تاريخ، نقشه و
جغرافيائی
برای اين کشور
تازه تأسيس
سرهم کنند. و
متأسفانه
خراسانيها هم
همين فرهنگ و
تاريخ ساختگی
را مهد همه چيز
خود قرار داده
و باور نمايند.
ناگفته
نماند که کليه
کاوشهای
باستانی و
غيره نيز در
دست سه کشور
نامبرده بوده
است.
پس
از حمله
بلوچها و
اعراب به
فارس، بيش از
چهار قرن
اعراب بر فارس
و خراسان
حکومت کردند.
سپس
با قدرتمند
شدن ترکان
شمال، پارس
و خراسان
ضميمه
امپراطوری
ترکها گرديد.
مغولها
حمله ای
تاراجگرانه
اما زودگذر بر
سرزمينهای
تحت سيطره
ترکان نمودند.
از آنجائيکه
مغولها دين و
مذهبی مانند
اعراب بر گرده
ی مردم سوار و
نشر ندادند،
سياست و چيرگی
آنها بر مناطق
مورد حمله با
گذشت زمان
کوتاهی رو به
ضعف گرائيد و
ترکان اينبار
با سياست
تقويت فلسفه
اسلام دوباره
بر مناطق فارس
و خراسان و حتی
هندوستان
چيره شدند.
در
اولين حمله
مغولها
بازماندگان
تقليل يافته
پارسها به
جاهای ديگری
از قبيل هند
مهاجرت کردند.
خراسانيها که
اکثريت
سربازان
حکومتهای
ترکان را
تشکيل
ميدادند در
مناطق پارس
قديم سکونت
گزيده، از
اينرو
زبانشان « دری »
بر مناطق پارس
غالب گرديد.
اگر
به هند سفر
کرده و يا
مطالعه ای در
مورد پارسهای
هند داشته
باشيد، متوجه
خواهيد شد که
امروزه فقط
جامعه
پارسيان هند
به زبان پارسی
واقعی سخن
ميگويند. از
اينکه امروز
زبان دری به
اشتباه "فارسی"
ناميده شده
است، عجله و
اشتباهی بود
که گروه
فرهنگی ـ
سياسی ارسالی
اينتليجنت
سرويس انگليس(
اردشير جی،
محمود افشار و
رضا ميرپنج)
جهت تشکيل
سريع "ايران"
مرتکب شده
بودند. "تاريخ
و هويتی" که در
مدت هشتاد سال
گذشته( 1925 ـ 2007) در
مدارس "ايران"
تدريس گرديده
و ميگردد،
حاصل همان
آرتيست
بازيهای
ماجراجويان و
جاه طلبان
انگليسی،
فرانسوی و
آلمانی قرن
گذشته است که
امروز با
اسناد معتبر،
کم آگاهی و
نيات غير
انسانی آنها
عيان شده و
روزبروز
ميرود که
بدنام تر شوند.
اسناد
و مدارک
اکتشافات
باستانی هنوز
در موزه های
غرب و در
اختيار
فرانسویها،
انگليسها،
آلمانها و
آمريکائيهاست.
سال
1982 فيلمی بنام «
کـُنان دِ
باربارين »
بنمايش
گذاشته شد که
مبارزه آخرين
بازماندگان
حکومت بلوچها
« آشِکانيان
دراويدی(براهوئیها)
» را عليه آرين
ها و خدايشان
ضحاک ماردوست
نشان ميداد.
اين فيلم
هرچند با صحنه
هايی جلب
کننده برای
تماشاگران
ساخته شده
بود، اما
سناريوی آن بر
پايه
اکتشافاتی
ميباشد که
مدارکش در دست
غربيهاست. سال
1982 رژيم دست
نشانده و غاصب
پهلوی از
موضوع فيلم
کنان اطلاع
داشت اما
بخاطر حفظ
آبروی کمی که
غرب با ساختن
تاريخی
دروغين برايش
طبخ کرده بود،
سخنی نگفت.
خوراسانيهايی
که بيش از 900 سال
سپاهيان و
متأسفانه
بردگان
امپراطوريهای
عرب، ترک و
مغولی و در
هشتاد سال
اخير بازيچه
سياست
انگليسها
بوده اند، هيچ
نشانه ای در
دست ندارند که
بتوانند خود
را
بازماندگان
برده های
بربريت
حکومتها يا
خدايان وحشی
پارس قديم بر
شمارند. اينکه
امروز ملاهای
خراسانی زبان
بر رد فيلم 300
گلو پاره
ميکنند، فقط
بخاطر فريب
مردم " فارس
امروزی " است؛
تا از اينطريق
حس موهوم ملی و
تاريخ کذب
فارسهای
امروزی را به
بهانه سر پای
نگاهداشتن "
ايران
انگليسی"
برانگيخته
و با سوء
استفاده از
آنها پشتوانه
ای برای حکومت
قبيه خود
فراهم آورند.
هرچند
ملاها تمام
راههای کسب
آگاهيهای
واقعی را
بروی مردم دری
زبان يا فارس
امروزی بسته
است، اما مردم
ملل بزور
گنجانيده شده
در "ايران"،
بلوچها،
آذربايجانيها،
کوردها،
احوازيها و
تورکمنها بنا
به وظيفه
انسانی خود
تلاش خواهند
کرد تا پرده
های جهل و
تزوير "ايران"
و رژيمهای
ديکتاتور و
اشغالگرش را
جهت آگاهی
رسانی به مردم
خوراسانی
زبان "فارس
امروزی" عيان
و افشا نمايند.
الس
پهره ای