به چه گناهي؟




روشنگری.تعطيلات عيد پاک مسيحی با به صليب کشيدن عيسی مسيح دريک روز جمعه آغاز ميشود و بابرخاستن او از گور در روز يکشنبه بعد پايان می يابد. روز جمعه Good Friday، روز عزای عمومی محسوب ميشود.
بحثی که حول فيلم ,رنج های مسيح, مل گيبسون بوجود آمد، يعنی اين مساله که اراده پونتوس پيلاس يا اراده قضات يهودی بود که عيسی به صليب کشيده شود، هيچ اهميتی ندارد. آنچه که مهم است اين است که بر اساس تاريخ مسيحي، اين امپراتوری و حکام و قضات تابع آن بودند که حکم مرگ عيسی روی صليب را تصويب کردند.

امادر طول قرون کشيش ها و حکام، نسل اندر نسل مثل آقای مل گيبسون، مردمی را که قدرت ندارند و در گناهان قدرت های حاکم سياسی و مذهبی نقش ندارند بلکه خود قربانی آن هستند، تشويق ميکنند که بار گناه آنها را بر دوش بگيرند، ابراز شرم و ندامت کنند وداوطلبانه به خودآزاري، جسمی و رواني، بپردازند.

گشت و گذاری دور و بر جهان و نگاه به مراسم عزاداری مردم در کشورهای مختلف در اين روز صحنه هايی از خود زنی بی گناهان را به نمايش ميگذارد که در برخی موارد از زنجير زنی ها و سينه زنی های کربلا بسيار فراتر ميرود. قابل توجه آنکه هرچه مردم محروم ترباشند، شدت خودآزاری بالاتر است. مثلا در نيويورک عزاداران روی پل بروکلين قدم ميزنند و هوا می خورند، اما در کشورهای آمريکای لاتين که مذهب کاتوليک رواج دارد، يا در فيليپين به نشانه عزاری خود را ميدرند و شلاق ميزنند.

در کشور ما با روی کار آمدن يک حکومت اسلامی و آشکار شدن عواقب آن، بسياری از مردم ايران از دين حاکمان رويگردان شده اند. اين يک فرصت طلايی است برای درک اهميت جدايی دين از دولت که يکی از لوازم استقرار دمکراسی است. اما ميسيون های فرقه های گوناگون مذهبی باچنان شدتی متوجه تبليغات در ايران شده اند که يادآور هجوم ميسيون ها هنگام تسخير قاره آمريکاست.درحاليکه آموزه های بسياری از اين فرقه ها با عقايد آخوندهايی مثل مصباح يزدی در حد شگفت انگيزی شباهت دارد. اين مساله در مورد فرقه های اسلامی گوناگون که روايتی متفاوت از روايت دينی حاکمان دارد نيز صادق است.

بدتر اين که برخورد سرکوبگرانه رژيم با اين فرقه ها و سرکوب حق آنها در آزادی عقيده، تصور اين فرقه ها از حقانيت آموزه های فرقه ای خود را هم تقويت ميکند. آموزه ها و رسوم غريب اين فرقه ها، لازم و در خور توجه است. اما اين به فرصتی بيشتر نياز دارد. فعلا با گشت و گذاری دور جهان نگاهی می اندازيم به برخی از مراسم انجام شده در سالروز به صليب کشيده شدن عيسی مسيح.



تصوير اول: از فيليپين است. يک جوان با شلاق زدن خود طلب بخشايش ميکند. برای خود يا شايد برای خانم گلوريا آرويو که در قضيه سوبيک، دانيل اسميت ملوان آمريکايی را که به نيکول دختر 22 ساله فيليپينی تجاوز کرده بود، برای فرار از مجازات از کشور فراری داد؟


تصوير دوم: اين جوان در هائيتی با گذاشتن اين سنگ سنگين بر سر بار گناهان خود را سبک ميکند، يا بار گناهان انواع و اقسام حکام را که کمک کردند تا رئيس جمهور منتخب را بربايند و چندين سال خودن مردم فقيرترين محلات کشور به پای اعمال بالايی ها ريخته شد.


تصوير سوم: اين يک جوان مکزيکی است که با خارکاکتوس و زنجير به جان خود افتاده است.
بيهوده نيست در آمريکای لاتين، حتی بيشتر رهبران مترقی يک انجيل در دست ميگيرند. معلوم نيست به خاطر اعتقاد خودشان است يا از ترس رهبران بنيادگرای کليسای کاتوليک که در طول دهه 80 با ديکتاتورهای نظامی در کشتار مردم همکاری کردند و حتی بر کشتار راهبه ها و تعقيب و آزار پيروان الهيات رهايی بخش چشم پوشيدند.


تصوير چهارم. از مراسم شبيه سازی و عزاداری در السالوادور است. همانجا که در دوره نظاميان سه راهبه را به قتل رساندند.


تصوير پنجم. اين جوان در هندوراس خود را به صليب کشيده است. مرکز صدور جوخه های اعدام به سراسر آمريکای لاتين در دهه هشتاد در دوره سفارت آقای جان نکروپونته در اين کشور. اين جوان صليب گناهان آنها را بر دوش می کشد.اما خود نظاميان و آقای جان نکروپونته که تابحال ابراز پشيمانی و شرمساری نکرده اند.


تصوير ششم: اين از نوع تصاوير نمونه وار مراسم عزاداری روز به صليب کشيدن عيسی مسيح در فيليپين است.در فيليپين فقر و مصيبت اجتماعی بيداد ميکند. شايد به همين دليل مردم لازم می بينند تصوير رنج خود را در آسمان ببينند و در به نمايش گذاردن درد های خود ,دلی از عزا, در بياورند. در فيليپين برای بازسازی صحنه به صليب کشيدن عيسی چند نفر داوطلبانه اجازه ميدهند دست و پای آنهارا با ميخ مخصوص که در ايران به آآن ميخ طويله ميگويند به صليب ببندند. برخی از تصاويری که در رسانه ها از اين مراسم مخابره ميشود طوری است که تصور ميشود از خون و خونريزی خبری نيست و گويا کسانی که به اين کار اقدام ميکنند مثل برخی فرقه های دراويش خودمان يا مرتاضان هندی تکنيک مخصوصی دارند. اما يک شاهد عينی شرح ميداد که در يکی از اين روزهای عزاداری با مشاهده چهره از درد به هم پيچيده به صليب کشيده شدگان وخونی که از دست و پای آنها ميرفت، به شدت دگرگون شده و از صحنه مراسم گريخته بود.

تصوير هفتم. اين تصوير هم از هندوراس است. اندکی شبيه فواره های خونی اختراعی جمهوری اسلامی يا طرح رژيم برای تبديل ميدان های کشور به مقبره های شهدا، با اين تفاوت که طرح رژيم دايمی است، لابدهدف تبديل کردن همه روزهای مردم به روزهای عزا.

تصويرهای هشتم و نهم. از مراسم ويژه و معروف جنوب اسپانيا در هفته مقدس است که اکنون توسط ,محافل برادران, که نام های ويژه دارند به اجرا در می آيد. اين لباس های مخصوص روز پشيمانی يا لباس نظاميانی است که عيسی را به قتلگاه بردند. عجيب اينکه فرقه های کوکلوکس کلان در آمريکا که سياهان را لينچ ميکردند نيز از لباس های مشابه با کلاه های مشابه استفاده ميکردند. شايد تصادفی باشد. به هرحال پی بردن به علت اين انتخاب کوکلوکس کلان ها به تحقيق نياز دارد. تصوير صفحه اول هم مربوط به همين مراسم است.

تصوير آخر. چند عدد از تصاوير تکان دهنده که در اينجا مشاهده کرديد، از سايت بی بی سی سی بين المللی برداشته شده است. اما سايت بی بی سی فارسی برای معرفی رسوم مذهبی عيد پاک مسيحی در جهان به بيننده ايرانی اين تصوير را انتخاب کرده است. مراسمی در يک کليسای اروپای شرقي، شايد مربوط به جشن های رستاخير بعدی عيسی باشد که در همه کشورها به اجرا در می آيد.

Roshangari 2007 04 11