| ۹ فروردين ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۳:۴۸ | تعداد بازديد: 11770 | كد خبر: ۶۳۷۶۵ |
«پاريس
هيلتون»، «بريتني
اسپيرز» و «ليندزي
لوهان»؛ آنان
همه جا
هستند، آن هم
به بدترين
وضعيت.
جوانان آنان
را ستايش ميكنند
و نوجوانان
آنان را ميپرستند.
آيا ما در حال
پرورش نسل
شبهفاحشهها
هستيم؟
دختر شش ساله
من، عاشق «ليندزي
لوهان» است.
عاشق تيپ،
موها و
برنامههايش.
چند هفته پيش
زماني كه او
عكس
سوپراستار
مورد علاقه
خود را در
صفحه نخست
روزنامه «نيويوركپست»
ديد، با
افتخار گفت: «او
ليندزي لوهان
است. چه كار ميكند؟».
اما من نميتوانستم
پاسخ او را
بدهم. نميخواستم
به او بگويم
كه ليندزي كه
گاهي مانند «پاريس
هيلتون» و «بريتني
اسپيرز» با سر
و وضع
نامناسبي در
برابر دوربينها
ظاهر ميشود،
در يك كلاس
رقص لهستاني
براي ايفاي
نقش در يك
فيلم است.
البته
اقدامات وي
كه در جهت
شغلش است، تا
اندازهاي
توجيهپذيرتر
از بقيه است.
«نيكول
ريچي» به
تازگي ناگهان
تصميم گرفت
كه ماشينش را
در لاين
كناري يك
بزرگراه
متوقف كند و
برود. «بريتني
اسپيرز» به
تازگي در «لاس
وگاس» در اثر
زيادهروي در
نوشيدن مشروب
بيهوش پيدا
شد. در تازهترين
موارد هم
ليندزي به
تازگي به يك
مركز
بازپروري
اعتياد رفته
بود. پيش از
آن، او را در
راهرو يك هتل
با وضعيت بدي
پيدا كرده
بودند.
روزنامهاي
هم عكس «كيت
ماس» را كه از
چند پله سقوط
كرده بود و يك
بسته سيگار
در دستش بود
را منتشر
كرده بود.
بله! فرزندان
ما، عشق بيسابقهاي
پيدا كردهاند.
آنان با عكسهاي
بيشرمانه
افراد مشهوري
بمباران ميشوند
كه حتي از
نمايش خصوصيترين
بخشهاي بدن
خود به
عكاسان در
هنگام پياده
شدن از ماشين
خودداري نميكنند.
فيلمهاي خاص
دختران
ناشناس در
دانشكدهها،
سالانه حدود
چهل ميليارد
دلار فروش
دارند و
وبلاگها و
رسانههايي
كه 24 ساعت هفت
روز هفته به «ژورناليسم
افراد مشهور»
تبديل شدهاند،
قوانين و
قواعد
روزنامهنگاري
را تغيير
دادهاند.
بگذاريد
بگوييم كه
والدين از چه
چيزهايي
اطلاع دارند؛
بچهها در
ظرفي از سبك
جديد رسانهها
متولد ميشوند
و به خوبي از
نام و زندگي
افراد مشهور،
آگاه هستند.
نظرسنجيهاي
اخير «نيوزويك»
نشان داد كه 77
درصد
آمريكاييها
معتقند كه
بريتني،
پاريس و
ليندزي
تأثيرات
بسيار عميقي
را بر دختران
جوان دارند.
به سختي روزي
را بدون
خبرسازي يكي
از اين سه نفر
ميتوان
گذراند و
متأسفانه
تنها
نوجوانان
نيستند كه از
آنها
تأثيرپذيرند.
«جولي
سابروفسكي»
معلم كلاس
اول در سانديهگو،
ميگويد:
دانشآموزان
هفت ساله او
از لغاتي
مانند «سكسي»
استفاده ميكنند.
آهنگهاي پاپ
خوانده و با
ترانههاي
خاص با پسرها
رابطه برقرار
ميكنند.
تنها همين
امر براي
والدين ميتواند
نگرانكننده
باشند. اما به
طور واقع
اثرات
زيانبار
طولانيمدتي
نيز وجود
دارد. آيا ما
در حال تربيت
نسلي هستيم
كه پدران و
مادران ما،
آنان را شبهفاحشه
ميخواندند؟!
دختران جواني
كه لباسهاي
زنندهاي ميپوشند
و با اهداف
خاصي زندگي
را ميگذارنند
و يا آيا خيزش
اين نسل
دختران بد،
نشانهاي از
موضوعي ژرفتر
مانند خرد
شدن فرهنگ و
تغيير ارزشي
روابط
زناشويي، عشق
و زندگي
وفادارانه و
طولانيمدت
است؟ ما
مطمئنا،
نخستين نسل
از والديني
نيستيم كه
نگران چنين
مسائلي ميشود
و آخرين آن هم
نخواهيم بود.
بسياري از
متفكران كار،
فرهنگ جنسي
كنوني ما را
خطرناك
دانسته و
بسياري
ليبرالها در
مورد محيط
حاكم بر
تفكرات
دختران
جامعه، به
شدت هشدار ميدهند
و بيشك
والدين ما از
تأثيرات
فرهنگ افراد
محبوب و
زناني كه
دختران دوست
دارند مانند
آنان باشند،
در شگفتند.
سؤال اينجاست
كه فرزندان
ما در كجا
ارزشها را
فرا ميگيرند؟
امروزه بيشك
نسبت به
گذشته، وضعيت
بهتر است.
دختران، شانس
تحصيل، كار و
حضور در روزش
را در سطح
بسيار بالا و
مناسبي دارند
و وضعيت
بارداريهاي
نوجوانان و
اعتياد آنان
نسبت به دهههاي
گذشته، كاهش
يافته است.
اما هنوز هم
معضلاتي باقي
است.
«اميلي
وارينگ» 40
ساله، مادر
دو دختر 9 و 2
ساله در سانديهگو
ميگويد: «تشخيص
خوب از بد و
غرق نشدن در
يكي از آنها
در جامعه
كنوني،
نيازمند يك
بلوغ بسيار
قدرتمند است».
وي به عنوان
يك مادر ميگويد،
رادار مادري
او هميشه
روشن است.
چراكه معتقد
است تأثيرات
منفي اشخاص
مشهوري مانند
«بريتني» همه
جا وجود دارد.
كارشناسان بر
اين باورند
كه دختران
دبستاني و
راهنمايي
براي جلب
توجه پسران
دامن كوتاه
نميپوشند،
بلكه اين امر
به علت تأثير
رسانهها و
پذيرش در
گروههاي
مختلف است.
تحقيقات نشان
ميدهد،
تكرار
موضوعات سكسي
براي كودكان
سفيدپوست در
تلويزيون،
فيلمها و
موسيقيها
احتمال
فعاليت جنسي
آنان در سنين
پايينتر را
افزايش ميدهد
(در مقابل
سياهان به
نظر كمتر تحت
تأثير رسانهها
و بيشتر تحت
تأثير والدين
خود هستند). 55
درصد اين
افراد در
شانزده سالگي
نخستين تجربه
خود را داشتهاند
كه اين ميزان
در ميان
كودكاني كه
كمتر با اين
موضوع سر و
كار داشتهاند،
6 درصد بوده
است و
كارشناسان در
اين مورد به
نقش مهم
والدين براي
جدا كردن
كودكان از
رسانهها
اشاره ميكنند.
در اين ميان،
رفتار افراد
مشهور و به
ويژه آناني
كه خارج از
كنترل هستند،
حسي از عاديسازي
را در نوشيدن
الكل، تدخين
و روابط جنسي
ايجاد كرده
است كه براي
نوجوانان
بسيار خطرناك
است. «بريتني»،
«پاريس» و «ليندزي»
هر سه با
افراد بيشماري
رابطه دارند
كه تنها
تعداد بسيار
اندكي از
آنها روابط
واقعي است.
«كريستين
اسميت»،
استاد جامعهشناسي
دانشگاه «نوتردام»،
ميگويد: «اين
رويكرد باعث
ايجاد يك حس
كلي شده كه
زندگي تنها
ديوانگي، بيخيال
بودن، لذت
بردن و توجه
نكردن به
روابط و
مسائل جدي
است و خطرناكتر
اينكه
نوجوانان نميفهمند
چگونه با
دنياي اطراف
خود شكل داده
ميشوند و
زماني كه
متوجه اين
امر نباشند،
خطرات بيشتر
ميشود.
البته در اين
ميان، سازمانيافتگي
ورزش، موقعيتهاي
كاري و
تحصيلي خوب،
سهم عمدهاي
در كاهش
انحرافات
داشتهاند و
نسل دختراني
كه پس از سال 1990
متولد شدهاند،
به اين مسائل
به خوبي
دسترسي داشتهاند.
در سال
تحصيلي 2004ـ2005
زنان 57 درصد
مدارك ليسانس
و 59 درصد مدارك
فوقليسانس
را كسب كردهاند.
هماكنون 90 زن
در كنگره
آمريكا حضور
دارند كه
بالاترين
ميزان آن در
تاريخ
آمريكاست.
شانزده نفر
در سنا و 74 نفر
در مجلس
نمايندگان. «نانسي
پلوسي» رئيس
مجلس
آمريكاست و «هيلاري
كلينتون» هم
به عنوان
نخستين نامزد
زن رياستجمهوري
آمريكا، وارد
عرصه رقابت
شده است. به
طور كلي،
شانس زنان
براي اينكه
شخصيت خود را
از طريق
تحصيل مطرح
كنند، بيشتر
شده است.
حضور نسل
دختران بد در
آمريكا از
بعد از جنگهاي
داخلي آمريكا
آغاز شد و تا
اوايل دهه 1960
همچنان ادامه
داشت. در اين
دهه، وقايعي
مانند جنگ
ويتنام، جنبشهاي
حقوق مدني،
ايجاد
احساسات ملي
با ترور «جان
اف كندي» و «مارتين
لوتركينگ» و «رابرت
كندي» تا حد
زيادي تعديل
شد.
اما در قرن
بيست و يكم،
اين افراد
تأثيرگذار
زيبا، جوان و
ثروتمند
هستند و شايد
اين مهمترين
علت نفوذ بيش
از حد آنان در
نوجوانان
باشد و
متأسفانه در
حالي كه در
برخي كشورهاي
جهان سوم،
حدود 60 درصد
دختران به
مدرسه نميروند
و سايرين نيز
با مشكلات
بهداشتي و
خشونت،
سوءتغذيه و
تبعيض روبهرو
هستند و
سازمان ملل
مشكلات آنان
را ناشي از
اقتصاد بيمار
و سياست
اجتماعي
نادرست ميداند،
در آمريكايي
كه با حداقلي
مشكلات آن
دختران روبهرو
بوده و در آن
تحصيل رايگان
است، آب تميز
يافت ميشود،
بهداشت عمومي
در دسترس
همگان است و
شانسهاي
زيادي براي
دختران
بااستعداد
وجود دارد،
نابودي فرهنگ
ما به دست
اشخاصي رقم
ميخورد كه
مانند
بريتني،
ازدواج اول
آنان تنها 55
ساعت دوام ميآورد
و عكس برهنه
بارداري او،
عكس صفحه اول
مجلات و
تبليغ
محصولات
تجاري ميشود.
منبع:
نيوزويك
ترجمه: سبوح
شهلايي