| ۲۸ فروردين ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۹:۱۷ | تعداد بازديد: 3591 | كد خبر: ۶۴۹۱۵ |
در 26
فروردين سال 1358،
بنيانگذار
جمهوري
اسلامي در
پيامي خطاب
به ملت شريف و
مبارز ايران
روز چهارشنبه
29 فروردين را «روز
ارتش» اعلام
کردند تا
ارتش محترم
در اين روز در
شهرستانهاي
بزرگ با ساز و
برگ به رژه
بپردازند و
پشتيباني خود
را از جمهوري
اسلامي و ملت
بزرگ ايران و
حضور خود را
براي فداکاري
در راه
استقلال و
مرزهاي کشور
اعلام نمايند.
اين اقدام به
فاصله حدود
دو ماه بعد از
پيروزي
انقلاب
اسلامي و
درست دو هفته
پس از
برگزاري همه
پرسي در مورد
نظام سياسي
آينده کشور و
رأي مردم به
تغيير رژيم
شاهنشاهي و
برپايي حکومت
جمهوري
اسلامي
ايران، صورت
گرفت.
امام خميني
در پيام خود
از ملت
خواستند تا
در اين روز از
ارتش اسلامي
استقبال کنند
و از آنان
احترام
برادرانه
بنمايند و
پشتيباني خود
را از ارتش
اعلام نمايند.
زيرا ارتش
اکنون در
خدمت ملت و
اسلام است.
نحوه رفتار
حضرت امام
خميني با
ارتش، چه در
زمان اوج
گيري نهضت
اسلامي مردم
ايران و چه در
لحظه پيروزي
انقلاب
اسلامي و چه
پس از آن، درسهاي
عظيمي را به
همه ملتهاي
جهان و بخصوص
آنان که ميخواهند
از زير سلطه
حاکمان
ديکتاتور،
رهايي پيدا
کنند ميدهد.
برخي از اين
آموزهها که
برخاسته از
تدبير
حکيمانه امام
عظيم الشأن
است را ميتوان
به شرح ذيل
ارائه کرد:
1- سعي در روشن
کردن وضعيت
ارتش براي
اعضاي آن در
دوران رژيم
طاغوت
امام در
بيانات خود
در سال 1357 ميفرمايند:
وقتي که به
ارتش نگاه ميکنيم،
ارتشي است
تحت فرمان
مستشارهاي
آمريکا،
ارتشي که
استقلال
ندارد، ارتشي
که خودش نميتواند
يک کاري را
انجام بدهد،
مستقل نيست
در کارش، 60
هزار مفت خور
آمريکايي
آمده به اسم
مستشار، حالا
ديگر چه ميکنند
من نميدانم.
اما ارتش ما
تحت نظر آن
هاست، پس ما
ارتش نداريم.(صحيفه
امام، جلد 4
صفحه 208)
امام همچنين
ديدگاه خود
را نسبت به
آفات جدايي
ارتش از ملت،
به اين گونه
بيان ميکنند:
در رژيمهاي
غير توحيدي و
غير اسلامي،
دولتها از
ملت جدا
هستند، ارتش
از ملت جداست.
و با جدا بودن
ارتش از ملت،
و دولت از
ملت، و رژيمها
از ملت، رژيمها
متزلزلاند،
نميتوانند
استقلال
خودشان را
حفظ کنند،
نميتوانند
در مقابل
اجانب پايدار
باشند. (صحيفه
امام، جلد 9
صفحه 34)
تمرکز
سخنان امام
در اين ايام
بر ضررهاي
جدايي ارتش
از ملت،
وابسته بودن
ارتش به
بيگانه، عدم
توانايي ارتش
در پاسخگويي
به تهديدات
خارجي،
استفاده
ديکتاتورها
از توان ارتش
براي حمايت
از شخص
خودشان و نيز
مقابله با
ملت ها،
انجام
مأموريت براي
بيگانگان،
اداره ارتش
از سوي
مستشاران،
استوار است.
2- دعوت از ارتش
براي رو در رو
نشدن با ملت
در جريان
نهضت اسلامي
3- دعوت از مردم
براي درگير
نشدن با ارتش
و تقديم گل در
برابر گلوله
4- دعوت از
سربازان براي
فرار از
پادگانها و
خالي کردن
دست رژيم
طاغوت از
توان ملت
براي رو در
رويي با مردم.
5- دعوت از ارتش
براي پيوستن
به ملت
6- دعوت به جدا
شدن بدنه
ارتش از سران
و فرماندهان
آن و ايجاد
فاصله بين
درجه داران،
سربازان و
افسران ارتش
از امراي
وابسته به
رژيم
استبدادي
طاغوتي
7- تهديد
فرماندهان
طاغوتي به
اينکه اگر از
سلاح در
مقابل مردم
استفاده
کنند، پس از
پيروزي
انقلاب
اسلامي، مردم
آنها را
محاکمه
خواهند کرد.
با اين شيوه،
حضرت امام
توانستند به
تناسب اوج
گيري قيام
مردم و نهضت
اسلامي در
ايران، به
تدريج،
مديريت و
فرماندهي
ارتش را از
دست شاه و
مستشاران
آمريکايي
خارج کرده و
در اختيار
رهبري انقلاب
بگيرند. به
گونهاي که
در اواخر عمر
رژيم
شاهنشاهي،
فرماندهان آن
رژيم در
مقابل خواست
شاه، براي
سرکوب بيشتر
مردم، اذعان
ميداشتند که
پادگان ها،
خالي از
سرباز و
نيروي انساني
شده و حتي اين
نگراني وجود
دارد که بدنه
ارتش از
فرماندهان
خود اطاعت
نکنند. از سوي
ديگر، امام
اجازه درگير
شدن مردم را
در جريان
نهضت اسلامي،
با ارتش، چه
با سلاح، چه
با پرخاش را
نميدادند و
سعي در جدا
کردن ارتش از
حاکميت نظام
شاهنشاهي
داشتند. به
همين علت
مردم در
تظاهرات خود،
وقتي که
نيروهاي
نظامي به
مقابله با آن
ها، اعزام ميگرديدند
شعار ميدادند:
ارتش برادر
ماست، خميني
رهبر ماست، و
يا برادر
ارتشي چرا
برادر کُشي؟
و حتي برخي از
مردم بر روي
تفنگهاي
مأموران
حکومت نظامي
شاه، گل قرار
ميداند.
تدبير و نگاه
امام خميني
به ارتش در
زمان اوج
گيري نهضت
اسلامي مردم
ايران باعث
شد که رژيم
شاه نتواند:
1- از تمام توان
ارتش و ساير
قواي مسلح
خود، براي
سرکوب ملت
استفاده
نمايد.
2- تلاش ژنرال
هايرز
آمريکايي
براي انجام
يک کودتا از
سوي ارتش،
عليه ملت و
امام خميني،
بي حاصل شد.
3- نيروي هوايي
ارتش در روز 19
بهمن 1357 و قبل از
پيروزي
انقلاب
اسلامي به
مردم و امام
پيوست.
4- در جريان
اعلام حکومت
نظامي در روز 21
بهمن، از سوي
نخست وزير
شاه، بخشي از
ارتش عليه
قسمت ديگري
از آن، به پا
خاست و به
همراه مردم
توانستند بر
تعدادي از
عناصر گارد
شاهنشاهي که
هنوز وفادار
به رژيم
سلطنت بودند،
غلبه پيدا
نمايند.
5- به محض
پيروزي
انقلاب
اسلامي، امام
از نظاميان
خواستند که
خودشان، حافظ
تجهيزات و
امکانات ارتش
باشند و از آنها
به عنوان
غنايم ملت در
درگيري با
رژيم
شاهنشاهي، به
خوبي محافظت
کنند.
با نگاه فوق،
امام
توانستند
تمام سازمان،
نيروي انساني
و تجهيزات و
تسليحات ارتش
را حفظ
نمايند و
اجازه ندهند
آنها در
درگيري با
ملت و يا از
سوي برخي
افراد و گروهها
منهدم گردد.
با پيروزي
انقلاب
اسلامي، يکي
از مسائل
مهم، چگونگي
رفتار با
ارتش باقي
مانده از
دوران طاغوت
بود. برخي از
گروههاي
سياسي که
بعدها به روي
انقلاب اسلحه
کشيدند و در
خدمت صدام و
آمريکا
درآمدند در
آن روزها
شعار انحلال
ارتش باقي
مانده از
دوران طاغوت
و تشکيل ارتش
توحيدي را ميدادند
و سعي ميکردند
که در درون
سازمان ارتش
اخلال ايجاد
کرده و سلسله
مراتب آن را
به هم ريخته
تا امکان
استفاده از
ارتش در خدمت
آرمانهاي
مردم، ميسر
نگردد. ولي
حضرت امام با
اطمينان و با
اعتماد به
کارکنان
ارتش، نه
تنها اين
سازمان عظيم
را منحل
نکردند، بلکه
اين ارتش را
ارتش الهي
ناميدند و با
کمال اقتدار
از آنها
خواستند که
با سازمان و
سلاحهاي خود
به طور رسمي
وفاداري خود
را به ملت در
روز 29
فروردين،
اعلام نمايند
و از ملت
خواستند که
رسماً ارتش
را با سِمَت «ارتش
اسلامي»
بشناسند و
پشتيباني خود
را از آن
اعلام نمايند.
اين اقدام
امام نشان
داد که
هيچگونه
واهمهاي از
اينکه
آمريکاييها
و يا باقي
ماندههاي
رژيم
شاهنشاهي
بتوانند از
ارتش عليه
نهضت اسلامي
مردم استفاده
بکنند،
ندارند و به
مردم هم نشان
داد که از اين
به بعد «ارتش
براي ملت است»
و به ارتش هم
نشان داد که
آنها بايستي
بدون نگراني،
در خدمت ملت
خود باشند.
بنابراين در
روز 29 فروردين
سال 1358، افرادي
که شاهد رژه
نيروهاي مسلح
در خيابانها
بودند،
مشاهده کردند
که مردم
فرياد ميزدند:
«ارتش براي
ملت» و ارتشيها
هم پاسخ ميدادند:
«ارتش فداي
ملت» و امام به
اين صورت
نگرانيهاي
مردم را از
ارتش برطرف
کردند و آنها
را پشتيبان
ارتش قرار
دادند و از
نظر رواني
فاصلهاي که
بين مردم و
ارتش در زمان
طاغوت و
بخصوص در
زمان حکومت
نظامي، که از
سوي رژيم
شاهنشاهي
براي رو در رو
قرار دادن
ارتش با مردم
انجام ميشد،
برداشته شد.
مردم احساس
کردند که
حالا يک ارتش
برآمده از
اراده و
خواست ملت را
در اختيار
دارند که
بايد تقويت
شود تا
بتواند از
کشور دفاع
کند.
در اين دوران
وقتي اين
اقدام امام
خميني، با
شيوهاي که
آمريکا پس از
اشغال عراق
در پيش گرفت و
ارتش آن کشور
را منحل
نمود، مقايسه
ميگردد،
همگان ميفهمند
که امام چه
قدرت و
اقتداري
داشتهاند و
عمق قدرت
نفوذ امام،
در بين مردم و
ارتشيان، درک
ميشود. در آن
زمان بسياري
فکر ميکردند
که حفظ
سازمان ارتش،
ميتواند
باعث انجام
کودتا از سوي
آنان عليه
انقلاب گردد.
ولي امام با
فراخواندن
ارتش به
همراه همه
تجهيزات
نظامي خود به
خيابان ها،
به همگان
نشان داد که
به چه ميزان
انقلاب،
توانسته است
سازمان ارتش
را در اختيار
افکار خود
بگيرد و
امکان برنامه
ريزي براي
آمريکاييها
و عوامل باقي
مانده رژيم
شاهنشاهي از
ارتش، ديگر
وجود ندارد.
امام آنقدر
از وضعيت
ارتش،
اطمينان حاصل
کردند که حتي
يک نفر را از
خارج از
سازمان ارتش
به فرماندهي
هيچ ردهاي
از آن،
انتخاب
نکردند و
اداره ارتش
را در همان
زمان هم از
طريق اعضاي
ارتش انجام
ميدادند.
حال ميفهميم
که حفظ ارتش
چه کمک بزرگي
به کشور در آن
دوران انجام
داد و درک ميکنيم
که آنها که
شعار انحلال
ارتش را سر ميدادند
چگونه ميخواستند
توان نظامي
کشور را با
دست خود ملت،
منهدم نمايند
تا صدام با
خيال راحت
تري به
سرزمينهاي
ايران و به
انقلاب
اسلامي يورش
ببرد و زماني
که آمريکا
نتوانست با
قيام مردم
عليه رژيم
وابسته
پهلوي، جلوي
پيروزي
انقلاب
اسلامي و
سرنگوني رژيم
وابسته به
خود را در
درون کشور
بگيرد، با
حمله صدام به
انقلاب
اسلامي و از
طريق يک کشور
همسايه، ملت
ايران را که
حکومت را از
دست آمريکا
خارج کرده
بودند، تنبيه
نمايد.
البته امام
در همان زمان
براي تقويت
توان نظامي
کشور، اقدام
به تأسيس
سپاه
پاسداران
انقلاب
اسلامي هم
کردند تا
بتوانند در
برابر
تهديدات
آمريکا
بياستند و چه
خوب امروز،
نتايج اين
اقدام
حکيمانه براي
ملت ايران
روشن شد.
29 فروردين،
روز تشکيل
ارتش نوين
ايران است،
ارتشي که در
خدمت ملت
است، از خارج
براي آن
تصميم نميگيرند،
اکثر سلاح
خود را از
داخل ايران
تأمين مينمايد
و هم اکنون در
کنار سپاه،
به بزرگ ترين
قدرت نظامي
منطقه تبديل
گشته و نه
تنها
مأموريتي
براي آمريکا
انجام نميدهد،
بلکه بزرگ
ترين چالش
آمريکا براي
تسلط بر
منطقه
خاورميانه،
وجود نيروهاي
مسلح پرتوان
ايران است.
baztab