در‌بارۀ آزادی مطبوعات

(متنِ سخنرانی در «انجمنِ دوستدارانِ قانونِ اساسی»  11 مه 1791)

روبسپیر

روبسپیر این سخنرانی را در «انجمنِ دوستدارانِ قانونِ اساسی» در 11 مه 1791 ایراد کرد و بخش‌هایی از‌آن را در
 نُطقِ 27 اوت 1791، درمقابلِ مجلسِ ملی، بیان کرد.

آقایان!

پساز قوۀ تفکر، چشمگيرترين مشخصۀ انسان از حيوان، قوۀ انتقالِ افکارِ خود به همنوع است. اين قوه، درعينِ‌حال، نشانۀ گرايشِ لايزالِ انسان به حالتِ اجتماعی، پیوند، روح، ابزارِ جامعه، و تنها وسيلۀ تکمیلِ آن و نیل به درجۀ قدرت، روشن‌بینی و سعادتی است برازندۀ او.

چه آنها را ازطريقِ گفتار و نوشتار به ديگران مُنتقل کند، و چه با استفاده ازاين هنرِ نيک که مرزهایِ آگاهیِ او را چنين تا دوردستها گسترده است و برای هرکس وسيلۀ ارتباط با تمامی نوعِ بشر را فراهم کرده است، حقی واحد را اِعمال مي‌کند و آزادیِ مطبوعات را نميتوان از آزادیِ بیان متمايز کرد؛ هردوِ آنها، مقدس‌اند مثلِ طبیعت؛ ضروری‌اند مثلِ خودِ جامعه.

پس بنابه کدام تقدير، تقریباً همه‌جا، قوانینی برایِ نقضِ آن، تدوین شده است؟ زیرا این قوانين در حقیقت، ساخته و پرداختۀ مُستبدان بوده و آزاديِ مطبوعات همواره هولناکترين آفتِ استبداد است. به‌راستی، اعجازِ اِنقيادِ ميليونها انسان، توسطِ يک نفر را با چه چيزی جُز جهلِ عميق و رِخوتِ ابلهانه‌ای که درآن فرورفتهاند ميتوان تبیین کرد؟ ولی اگر هر انسانی که به این حُرمت پی بُرده، بتواند از اهدافِ مکارانه و اقداماتِ پيچدرپيچِ خودکامگی پرده بردارد، اگر بتواند بیوقفه حقوقِ بشری را درمقابلِ تعدياتِ ناقضِ آن بگذارد و حاکميتِ مردمان را درمقابلِ حقارت و  فلاکتشان قرار دهد، اگر مصونيّتِ مظلوم بتواند بیبيم از مجازات، صدایِ مهيب و مؤثرِ خود را به گوشها برسانَد و حقيقت، همۀ روحها و تمامِ قلبها را به‌نامِ مقدسِ آزادی و وطن، گردِ‌هم آوَرَد، آنگاه، جاهطلبی همهجا با مانع روبرو ميشود و استبداد چاره‌ای نمی‌یابد مگر آن‌که در هرگام عقب بنشيند و در‌نهایت مقابلِ نيرویِ شکستناپذيرِ افکارِ عمومی و ارادۀ همگانی درهَم شکسته شود. همچنين ميدانيد مستبدان  با چه سياستِ مکارانهای، عليهِ آزادیِ بیان و قلم همدست شدهاند؛ می‌بينيد که مأمورِ سخت‌گیرِ تفتيش، بهنامِ خدا و شاهان، بهنامِ قوانينی که خود برایِ پوشاندنِ جناياتشان پرداختهاند، چگونه آن را تعقيب میکند. زنجیرهایِ پيشداوریهایی را که با آنها ما را به بند کشيدهاند از‌هم بگسليم و از آنها ارزشِ کاملِ آزادیِ مطبوعات را بیاموزیم.

معيار چه بايد باشد؟ مردمی بزرگ با حُسنِ شهرتی که فتحِ اخيرِ آزادی نسيبشان کرده، به چنين سؤالی، با سرمشقِ خود پاسخ ميدهند.

حقِ انتقالِ افکارِ شخص ازطريقِ گفتار، ازطريقِ  نوشتار يا ازطريقِ چاپ، به‌هيچوجه نميتواند مخدوش يا محدود شود. اين عبارتِ قانونی است که ايالاتِ متحده آمريکا درموردِ  آزادیِ مطبوعات  وضع کرده است. و اذعان ميکنم کاملاً خُرسندم که بتوانم عقيدهام را تحتِ چنين عنوانی، به کسانی عرضه کنم که احياناً مايل‌اند آن را خارقالعاده يا مبالغهآميز بيابند.

آزادیِ مطبوعات بايد کامل و نامحدود باشد، وگرنه ابداً وجود ندارد. من فقط دو راه برایِ حکّ و اصلاحِ آن میبينم : يکی اينکه استفاده ازآن، تابعِ پارهای محدودیت‌ها و تشريفات باشد، ديگر اينکه سوءِ‌استفاده ازآن، با قوانينِ جزائی مجازات شود. هردو اين موارد مستلزمِ جدّیترين توجه است.

اولاً بديهی است که موردِ اول قابلِ پذيرش نيست، زيرا هرکس ميداند که قوانين برایِ رشدِ آزادِ استعدادهایِ انسان وضع می‌شود