برای یک ایران فارس یا برای یک ایران فئدرال ؟
Mon
24 12 2007 - 0:15
گاه آدمی میشنود
که حقوق
اقلیتها را
با بزرگی و
کوچکی آنها
میسنجند.
گویا حقوق
آدمی پارچهای
است که به
تناسب قامت
اقلیتی متر
کنند، ببرند
و بدوزند. این
نگاه
کاسبکارانه
متاسفانه در
باور بسیاری
ریشه دوانده
است. در نظامهای
مردمسالار،
حقوق اقلیتها
را همچون
سنجیداری
برای پایبندی
صاحبان قدرت
به موازین
تعریف شده در
قوانین اساسیشان
میفهمند. هر
چه اقلیتی
کوچکتر
باشد،
سنجیداری
بهتر است. چون
رعایت حقوق
اقلیتهای
بزرگ، بیش از
آن که ریشه در
پایبندی به
مردمسالاری
داشته باشد،
برآمده از
واهمه صاحبان
قدرت است از
برآشفتگی
آنان.
باید پذیرفت
که حقوق
اقلیت بزرگتر
بیش از حقوق
اقلیت کوچکتر
نیست. چنین
نگاهی به
اقلیتها در
فرجامین
نگاه، همزیستی
داوطلبانه
اقلیتها را
به مخاطره میافکند.
بر بوم ایرانشهر،
هر اقلیتی
رنگی میزند
و زیبایی این
اثر نیز در همزیستی
رنگهاست.
باید آموخت
که احترام
گذاشتن به
حقوق اقلیتها،
احترام
گذاشتن به
حقوق خود است.
بر پایمال
شدن حقوق
اقلیتها نمیبایست
چشم بست، چه
سلب حقوق
اقلیتها،
همانهنگام
سلب حقوق خود
ماست، هر یک
از ما. احترام
گذاشتن به
حقوق اقلیتها
بدون احترام
گذاشتن به
خود اقلیتها
ممکن نیست و
احترام
گذاشتن به
اقلیتها،
یعنی احترام
گذاشتن به
باورها، آیینها
و مراسمشان.
باید از خود
بپرسیم که
دانش و آگاهی
ما از
باورها، آیینها
و مراسم
اقلیتهای
ایرانی تا چه
حد است؟ مثلا
از کریسمس چه
میدانیم؟
همه ساله
مسیحیان
ایران ایام
کریسمس را
جشن میگیرند.
در پشت درهای
بسته.
درها را
بگشاییم. و
باور بیاوریم
که آشنایی با
فرهنگ اقلیتها
بر زیبایی
زندگی در
ایرانشهر دو
چندان میافزاید.
فرارسیدن جشن
کریسمس، جشن
تولد عیسی
مسیح را به
مسیحیان
ایران تبریک
میگوییم.
دکتر
جمشید فاروقی
زادروز عیسی
مسیح
|
درعوض، اقليتهاى موجود دربسيارى ازكشورها بسادگى ازهويت وفرهنگ خود دست نمى شويند و خود به ملت سازى رومى آورند. "هدف ازملت سازى دربين اقليتها اغلب براى حفاظت ازحقوق ومنافع گروهى اقليت وافراد آنهاست."[18] فرآيند ملت سازى دربين اقليت مىتواند بموازات سياسى شدن و فعال شدن گروه آنها همراه گردد كه سرانجام به كشمكش و برخورد با گروه اكثريت جامعه مىانجامد. درسراسرجهان اين برخوردها بصورت حاد نظامى و يا كاملا سياسى بين گروههاى مسلط و اقليتها درجريان است. خاورميانه در اين زمينه يكى از پرتنش ترين مناطق جهان بوده است. "در نيمه دوم سده بيستم، پس از جنگ جهانى دوم، سى و يك گروه اقليت فعال در آفريقاى شمالى و خاورميانه بيش از هرگروه قومى ديگر درجهان به مخالفت و شورش عليه تبعيض پرداخته اند....مشاهدات تطبيقى نشان مىدهد كه اقليتها در اين بخش ازجهان بيشتر ازهر گروه ديگر درجهان از نابرابرىهاى سياسى دررنجند."[19] |
زبان و دين مهمترين عناصر فرهنگى قوميت اند، بنابراين هرگونه دخالت در بكاربردن زبان اقليت، مانند پايمال كردن آزادى بيان است. شرايط بالقوه محدود كردن يك حق نمى تواند ممنوعيت آموزش و يادگيرى زبان اقليت را توجيه كند. دولت مىتواند يك يا دو زبان را دولتى (رسمى) اعلام كند اما نمى تواند زبانى را در پهنه گستردهترعمومى تحميل كند. |
|
گروه و يا سرزمين جدايى خواه بايد نشان دهد كه از كنترل سياسى موثر و مستقيمى برخوردار است. اين شرايط براى تشكيل دولت تازه لازم اما ناكافىاند. بدون موافقت دولت موجود، جامعه جهانى سرزمين جدايى خواه را بعنوان دولتى مستقل برسميت نمى شناسد. شمار زيادى از سرزمين هاى جدايى خواه موجودند كه تاكنون برسميت شناخته نشده اند |
بنابراین، راهبردهای دولت ها، در مورد اقليت ها، بر پايه اصول به رسمیت شناخته شده جهانى و از راه تصمیم سازى هاى محلی صورت مىگیرند. در دولت هاى دمكراتيك، اين تصمیم ها بر پايه اصول دمکراسی، برابری سياسى و حاکمیت مردم، تنظیم مى گردند، در برابر، در کشور هايى كه مرد مانِ موضوع قانون، از فرآيند دمكراتيك تصمیم سازى بدورند، نمى توان انتظار داشت كه آن تصمیم ها انتظارات اقليت ها را برآورده سازد. |
|
چنين به نظر مىرسد كه رضا شاه در تلاش هايش براى مدرن سازى كشور، ايلات را بعنوان نيروهاى ناسازگار بشمار مىآورد. بنابراين تصميم گرفت كه براى حل اين مشكل از راه كارهاى راديكال بهره گيرد كه شامل نابودى تشكيلات ايلى، جلوگيرى از چادر نشينى و تلاش در اسكان اجبارى و تبديل شان به كشاورزان سربزير، مىشد. بى شك در اجراى اين طرح از پشتيبانى مردم شهرنشين و اسكان يافته برخوردار بود |
|
|
ما خوشبختانه زبان فارسی را داریم که دو حسن دارد نخست آنکه هزاران سال است یک زبان رسمی و سیاسی است و در عین حال میانجی است، و دوم اینکه یک زبان قومی نیست. اینکه رابطه زبان میانجی با سایر زبان ها چه باشد، به نظر من، اگر در سطح حوزههای بزرگ تمدنی ما با یک جنگ روبروئیم، در سطح ملی جنگی در کار نیست، بلکه زبانهای محلی و قومی ما در واقع مواد و زیر مجموعههایی هستند که میتوانند به زبان میانجی کمک کنند که قوی تر شود و زبان ملی نیز میتواند آنها را در تداوم یافتن و قدرتمندتر شدن هر چه بیشترشان کمک کند. سیاستهای ما باید سیاستهای چند زبانی باشد. |