محبوبیت
روزافزون
چه
گوارا
در
چهلمین
سالگرد
تیرباران
او
جمال
الدین
موسوی
بی
بی سی -
امروز
در چند
کشور
آمریکای
لاتین
مراسم
یادبود
چهلمین
سالگرد
دستگیری
و
تیرباران
ارنستو
چه
گوارا،
از
قهرمان
های
انقلابی
کوبا و
یکی از
شخصیت
های
نمادین
دهه های
اخیر
برگزار
می شود.
چه
گوارا
قبل از
انقلاب
در
ایران
مورد
علاقه
شمار
زیادی
از
فعالان
و
گروههای
سیاسی
مخالف
حاکمیت
بود،
ولی در
سالهای
اخیر
نیز
تشکلهای
دانشجویی
اصلاح
طلب به
چه
گوارا
علاقه
نشان
داده
اند.
دهها
سال است
که چه
گوارا
در
ایران و
نیز در
بسیاری
از
کشورهای
دیگر
جهان به
عنوان
نمادی
از "مبارزه
ای
خستگی
نا پذیر"
شناخته
می شود،
برای
برخی
مبارزه
با
استبداد،
برای
برخی
دیگر
مبارزه
با بی
عدالتی
و برای
بعضی هم
مبارزه
با
امپریالیسم
و
اشرافی
گری.
در
سالهای
اخیر،
جنبشهای
دانشجویی
ایران
نیز
بسیار
از او
یاد
کرده
اند.
سعید
مدنی
روزنامه
نگار در
تهران
می گوید
که
بیشتر
دانشجویانی
که از یک
دهه قبل
علم
اصلاح
طلبی
برداشته
اند، و
به
مبارزه
اعتقاد
داشته
اند، چه
گوارا،
را
الگوی
خود
یافته
اند.
او
می گوید:
در
اواسط
دهه
۱۳۷۰ که
جنبش
دانشجویی
اصلاح
طلب
ایران
خود را
بازیافت،
بسیاری
از
گروهها
و
شخصیتهای
مرجع
برای
آنها
اعتبار
خود را
از دست
داده
بودند و
دانشجویان
خود را
نیازمند
رجوع به
شخصیتی
مبارز و
آرمانگرا
می
دیدند.
این
چنین،
اندیشه
چه
گوارا
به
عنوان
فردی که
در همه
حال به
مبارزه
اعتقاد
داشته
است،
برای
آنها
زنده شد.
چه
گوارا
فقط در
میان
فعالان
دانشجویی
اخیر
محبوب
نبوده
است. فرخ
نگهدار
از
بنیانگذاران
چریکهای
فدایی
خلق، از
سالهای
پیش از
انقلاب
ایران
می گوید:
"چه،
منبع
الهام
بزرگ
نسل ما
بود. در
سالهایی
که ما در
دانشگاه
درس می
خواندیم
یعنی
دهه شصت
میلادی،
همه
بدون
استثنا 'چه'
را می
شناختیم
و می
خواستیم
که از او
بیاموزیم."
ارنستو
چه
گوارا،
در ۱۴
ژوئن
۱۹۲۸ در
آرژانتین
به دنیا
آمد. او
در
زمانی
که
دانشجوی
رشته
دارو
سازی
بود، تن
به
مسافرتی
سخت داد
و سعی
کرد تا
سراسر
آمریکای
لاتین
را با
موتور
سیکلت
طی کند.
سفری که
او را از
نزدیک
با
رنجهای
مردم
آمریکای
لاتین و
فقری که
تا هنوز
نیز
ادامه
یافته،
آشنا
کرد.
چه
گوارا
به
مارکسیسم
علاقمند
شد و در
مکزیک
به فیدل
کاسترو
رهبر
یکی از
جنبشهای
انقلابی
وقت
پیوست
تا برای
آزادی
کوبا
بجنگد.
مهدی
خان
بابا
تهرانی،
صاحبنظر
در امور
جنبشهای
سوسیالیستی
می گوید:
آهسته
آهسته
شخصیت
چه
گوارا
در هیات
یک
مبارز
سرسخت و
مردم
گرا شکل
گرفت.
این
شخصیت
از
آمریکای
لاتین
فراتر
رفت و به
آفریقا،
کشورهای
عربی و
ایران
رسید.
بسیاری
در
اروپا و
خاور
دور نیز
او را به
خوبی می
شناختند.
مهدی
خان
بابا
تهرانی
اضافه
می کند:"در
آن
سالها
من در
اروپا
بودم و
می دیدم
که
چگونه
مردم و
جوانان
به چه
گوارا
علاقمند
هستند.
آخرین
باری که
چه
گوارا
را
دیدم،
در چین
بود. به
جرئت می
توانم
بگویم
که در
چین و
خاور
دور هم
او را
شخصیتی
بعد از 'مائو'
می
دانستند."
پس
از آنکه
فیدل
کاسترو،
رژیم
فولخنسییو
باتیستا
(Fulgencio Batista ) را
سرنگون
کرد، چه
گوارا
در کوبا
به
مقامهای
بالایی
رسید،
از جمله
وظیفه
بررسی
وضعیت
وابستگان
رژیم
سابق و
بازجویی
از آنها
به او
واگذار
شد. او در
این
مقام
حکم
اعدام
صدها
نفر را
صادر
کرد. به
همین
دلیل
نیز
برخی
منتقدین،
او را یک
انقلابی
بیرحم
می
دانند
که به
آسانی
جان
انسان
ها را
فدای
اعتقادات
خود می
کرد.
اما
درست در
زمانی
که عهده
دار
وزارت
صنایع
کوبا
بود، از
وزارت
دست
کشید و
بازهم
به
زندگی
چریکی
برگشت.
به
گفته
مهدی
خان
بابا
تهرانی،
در این
زمان
جوانان
هوادار
گروههای
چپی
ایران
بیشترین
الهام
را از او
"و
انقلابیون
ریش
بلند
آمریکای
لاتین"
می
گرفتند.
در این
زمان
سازمانهای
چپگرای
ایران،
به دلیل
وابستگی
به
شوروی
دچار
مشکل
بودند و
چه
گوارا
بود که
سرمشق
یک حرکت
مستقل
به حساب
می آمد.
چه
گوارا
مبارزات
مسلحانه
اش را در
آفریقا
ادامه
داد،
ولی
فعالیتهای
او در
آفریقا
نتیجه
چندانی
نداشت.
به همین
دلیل به
آمریکای
لاتین
بازگشت
و در
جنگلهای
بولیوی
سرگرم
سازماندهی
جنبش
دهقانان
بولیوی
شد.
فرخ
نگهدار
می گوید
افرادی
که در
ایران
در
گذشته
علاقمند
به شخصت
چه
گوارا
بوده
اند،
اکنون
لزوما
روش
مبارزاتی
او را که
نبرد
چریکی و
مسلحانه
است نمی
پسندند:
"روش
مبارزه
طی دهه
ها و
سالهای
بعد
تغییر
کرد و
نسلهای
بعدی به
این
نتیجه
رسیدند
که جنگ و
حرکت
مسلحانه،
راه حل
نیست.
ولی
شیفتگی
چه به
مردم،
وفاداری
او به
آرمانهایش
و صداقت
او
همچنان
زنده
ماند."
و
آیا
علاقمندان
چه
گوارا
در میان
جنبش
کنونی
دانشجویی
ایران
نیز
همینگونه
می
اندیشند؟
سعید
مدنی می
گوید که
امروزه
گرایش
به چه
گوارا
به
معنای
تایید
تفکرات
او مبنی
بر
مبارزه
با
امپریالیسم
و دنبال
کردن خط
و مشی
مسلحانه
نیست،
بلکه او
در میان
شمار
زیادی
از
دانشجویان
ایران،
بیشتر
مظهر
آزادی
خواهی،
مقاومت
در
برابر
اجبار و
مبارزه
با
استبداد
است.
چه
گوارا
در
بولیوی
با
همکاری
سازمان
اطلاعات
مرکزی
آمریکا،
سیا، و
ارتش
بولیوی
پس از یک
نبرد
سخت
دستگیر
شد و یک
روز پس
از
دستگیری
تیرباران
شد.
بخشی
از
آخرین
نامه او
تحت
عنوان
(Hasta Siempre) یا
"برای
همیشه"
که به
فیدل
کاسترو
نوشته
است،
یکی از
مشهور
ترین
ترانه
های
چپگرایان
آمریکای
لاتین
است.