پرسیده اند که نظرم در مورد زبان فارسی به عنوان زبان مشترک یا غیره چیست؟

 من بار ها نوشته ام که به زبان فارسی عشق می‌ورزم. تمام نوشته‌هایم را به این زبان می‌نویسم و هنگامی که سعدی و حافظ و نظامی و فردوسی را به این زبان می‌خوانم کیف می‌کنم. عشق می‌کنم 

پرسیده اند که نظرم در مورد زبان فارسی به عنوان زبان مشترک یا غیره چیست؟ (مهدی شاید!) من بار ها نوشته ام که به زبان فارسی عشق می‌ورزم. تمام نوشته‌هایم را به این زبان می‌نویسم و هنگامی که سعدی و حافظ و نظامی و فردوسی را به این زبان می‌خوانم کیف می‌کنم. عشق می‌کنم. من فارسی را زبانی می‌دانم که از ماوراء نهرین (توسط سامانیان) به ایران رسید و زبان ایران را عوض کرد. در تبریز یا آذربایجان هم اثر خود را گذاشت و شمار زیادی از گویندگان و سرایندگان به این زبان گرویدند و سرودند و نوشتند. کسانی که پیش از آن نیاکانشان اگر در زمینهء علم و فلسفه می‌نوشتند حتما به زبان عربی می‌نوشتند سلحشوران و مردان رزم هم در آن هنگام به زبان ترکی سخن می گفتند. باور کنید که مساله به همین سادگی است! فارسی به قلب ایران رفت و ترکی در شمال ایران نضج گرفت. مهم نیست که برخی می گویند زبان آذربایجان دری بوده یا آذری یا نوعی زبان فارسی و برخی می گویند که این زبان هم مانند زبان مادها التصاقی است و غیره و بنابران زبان ترکان ایران سابقه ای بس دیرین دارد و …. اما من می گویم که اینها مسائل پنج هزار اول تاریخ است! (قبلا ها می گفتم مسائل پانصد سال اول زندگی
چیزی که عیان است تا پیش از سامانیان نه در شیراز و خطه های جنوبی فارسی امروز ما جریان داشت و نه در خطه های شمالی ایران ترکی امروزه…. این دو خطه تقریبا همزمان فارس و ترک شده اند. چرایش را من نمی دانم. از مینورسکی و دکتر هیات و دیگران بپرسید. اصلا به من چه؟ آن هم در شبی که سزار مرده است

من حدس می‌زنم کسروی اگر کتاب زبان آذری اش را امروز می نوشت حتما جور دیگری می نوشت. چون که سه سال قبل از تالیف کتاب زبان آذری …. در مجلهء العرفان، به زبان عربی، (به نظرم چاپ بیروت بود) نوشته بود که زبان آذربایجانی ها همواره ترکی بوده است
اگر به دست القاعده‌ای های آن زمان کشته نمی‌شد من حتم دارم که در بسیاری از آراء و عقایدش تجدید نظر می کرد. (زبان آذری را نمی‌دانم. شاید با یافته‌های جدید نظرش عوض می‌شد یا نه… نمی‌دانم
…. اما من، یعنی مرتضی نگاهی، ساکن یولداشستان، بنا به خیلی از دلایل به قول دکتر رضا براهنی، با خیانت به خلقم، به زبان مادری‌ام، دوست دارم که زبان فارسی به عنوان زبان سرتاسری (مشترک) ایران و در کنارش زبان‌های ترکی و کردی و عربی و ترکمنی و …. هم از زبان های رسمی ایران‌زمین باشند. دوست ندارم زبان فارسی په زبان جانشین تبدیل بشود!( به این معنا که زبان‌های دیگر کم کم از بین بروند و زبان فارسی به تدریج جانشین زبان های دیگر بشود. این خیلی مهم است
البته، البته، دوستتر دارم که زبان مشترک ما در ایران و در دیگر کشورهای پیرامونی، در کنار زبان های ملی و سرتاسری، انگلیسی باشد! مانند هلندی ها و دانمارکی ها و نروژی ها و … و حتی هندی ها

مرتضی نگاهی، نویسنده و روزنامه نگار

http://www.negahi.com/yoldash/

2007 12 05