نقش “ديوان لغات ترك” محمود كاشغري در رشد و فرهنگ ادبيات مشرق زمين

آزاد تبریز-  رايزن فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در تركمنستان با ارايه مقاله‌اي به همايش بين‌المللي “محمود كاشغري بنيانگذار علم زبان ترك” گفت كه اقوام ترك از نبوغ و استعداد بسيار بالايي در طول تاريخ برخوردار بوده‌اند.

به گزارش ايرنا،”مصطفي ناصر” در مقاله خود افزوده است : علاوه بر آن اين اقوام در طول تاريخ، خدمات ارزشمندي به جامعه بشري داشته‌اند.

وي، بااشاره به‌اينكه اقوام ترك بايد به اصل خويش و تمدن آفريني گذشتگان خود بيشتر بينديشند، تصريح كرد: براي رسيدن به كسانيكه فاقد هر نوع تمدن بودند، نبايد از هويت و مليت خويش دست برداشت.

رايزن فرهنگي ايران، تيزهوشي، شجاعت، صداقت، صراحت، وطن پرستي و عشق به همنوعان و سخت كوشي و صبر رااز مشخصه‌هاي بارز اقوام ترك زبان دانست و ياد آور شد كه پرهيز از عصبيت قومي نابجا، باعث شده است كه اقوام ترك در هر نقطه دنيا، همزيستي و زندگي مسالمت آميز و آرامي داشته باشند.

ناصر در مقاله خود از “محمود كاشغري” به‌عنوان دانشمند برجسته‌اي ياد كرد كه تلاش فراواني براي ساماندهي زبان تركي بعمل آورد و اين دانشمند اسلامي با قاعده‌مند كردن زبان تركي، در حقيقت بنيانگذار اين زبان بود.

وي تاكيد كرد كه كاشغري در زمان خود بر مبناي نياز جهان اسلام و با هدف تعليم زبان تركي به عربي‌دانان، اين زبان (تركي) را ساماندهي كرد.

درهمايش دو روزه محمود كاشغري كه روز شنبه خاتمه يافت، شماري از مورخان و دانشمندان زبان‌شناس از ‪ ۱۸‬كشور، از جمله قزاقستان، ازبكستان، جمهوري آذربايجان ، چين، هند، تركيه، روسيه، سوريه، اوكراين و ايران‌حضور داشتند.

دانشمندان شركت‌كننده دراين همايش، با ارايه ‪ ۱۵۰‬مقاله نقش “ديوان لغات ترك” محمود كاشغري در رشد و فرهنگ ادبيات مشرق زمين و نيز شخصيت اين اديب در ارتقا زبان “تركي” را بررسي كردند.

محمود كاشغري درسال ‪ ۳۸۰‬هجري قمري در شهر بارسفان نزديك درياچه “ايسيق - گول” قرقيزستان چشم به جهان گشود، ولي پس از مدتي به علت جنگ‌هاي بي‌ثمر بين خانهاي منطقه، راهي مناطق فارس و عرب‌نشين شد.

اين دانشمند ترك زبان مشرق زمين، زبان‌هاي فارسي، عربي و رومي را به نحو مطلوب فرا گرفت.


سيد علي حسيني خامنه اي: «هويت ملي ما به خط و زبان فارسي است»، اسداله خلخالی

 

آزاد تبریز-  چرخش ١٨٠ درجه اي خامنه اي در بعضي از مواضعش:


مواضع سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي در آغاز اقلا در دو مورد كليدي زبان فارسي و اشغالگري ارمنستان در طرفداري صريح از قوميتگرائي افراطي فارسي، پارسيگري و تركستيزانه نبوده است. به عنوان مثال وي سالها قبل هنگام اشاره به اشغال اراضي آذربايجان توسط ارمنستان، آنرا با نسل كشي بوشناكها توسط صربستان يكي شمرده بود: «البته بنده، امروز راجع به فجايع يوگسلاوي سابق عرض كردم. اما فقط آن نيست، در همين نزديكي خودمان آنچه با مسلمين منطقه اي از جمهوري آذربايجان در قره باغ مي شود مثل همان فجايع است». خامنه اي در سفر به تبريز كه بعد از اعتراضات ملت ترك به حمايت دولت جمهوري اسلامي ايران از ارامنه انجام پذيرفت، در جمع مردم از عدم حمايت ايران از ارامنه سخن رانده و شديدا مورد استقبال قرار گرفته بود. (اين استقبال در مقايسه با پرتاب شدن گوجه فرنگي له شده به ماشين حامل هاشمي رفسنجاني از سوي همان مردم داراي پيامي مهم بود). خامنه اي در گذشته در مواردي نيز با تسليم شدن به خرد فرهنگي به آنان كه زبان فارسي را از ارکان وحدت ملي مي شمردند اعتراض نموده و صرفا دين اسلام را عامل وحدت ملت ايران دانسته بود: «عامل وحـدت ملت ايران زبان فارسي نيست، دين اسلام است» (19/4/1379 خطاب به كارگزاران نظام). وي در نامه تبريك و تشكر به دكتر جواد هئيت به سبب تاليف كتاب “تاريخ زبان و لهجه هاي تركي” (١٣٦٥) از وي با عبارت «شما زبان‌ و فرهنگ‌ ما را احيا نموديد» تقدير كرده بود. همچنين او در گذشته در مواردي هنرمندان تركي گوي را مورد التفات قرار داده بود. محمدرضا سرشار، مشهور به رضا رهگذر در اين باره مي گويد: «قصه اي بود به نام «دوستان» كه قسمتهايي از آن را به زبان تركي اجرا كردم. مقام معظم رهبري از اجراي بخشهاي تركي آن خوششان آمده بود و از من پرسيدند: «شما خودتان ترك زبان هستيد؟» و وقتي كه گفتم: «نه» گفتند: «تركي را خيلي خوب صحبت مي كرديد؛ به طوري كه به نظر مي رسيد يك ترك زبان دارد آن را اجرا مي كند».

 

اما سير حوادث و وضعيت موجود ايران نشان داد كه مواضع اوليه ظاهرا انساني خامنه اي صادقانه نبوده و نمايشي در جهت فريفتن افكار عمومي ملت ترك بوده است ويا در بهترين حالت، وي نيز با مرور زمان و صعود در پلكان دولت و جلوس بر مسند رهبريت، مانند بسياري از ديگر دولتمردان ايراني تسليم ايدئولوژي رسمي فارسگرايانه و ترك ستيزانه دولت ايران در سده اخير شده است. سيستم فارسگراي ضدترك و ضدآذربايجاني نهادينه شده در دولت ايران پس از شكست انقلاب مشروطيت به سال ١٩٠٥، ريشه دارتر از آن است كه توسط افراد، متزلزل و اصلاح شود. در حالي که مجموعه ي دولت و نظام، مجمع تشخيص مصلحت نظام، مجلس خبرگان، شوراي عالي امنيت ملي، شوراي نگهبان قانون اساسي، تمام دستگاه وزاراتخانه هاي ارشاد، خارجه، كشور، آموزش و پرورش، آموزش عالي، ميراث فرهنگي، مديريت و بيشتر استادان دانشگاهها، گردانندگان دائره المعارفها، مديران و گردانندگان راديو و تلويزيون، تمام بدنه روشنفکري فارسي، فرهنگستان زبان، حوزه هاي علميه ….. همه و همه هويت و زبان قوم اقليت فارس را رکن و اساس هويت و وحدت ملي همه مردمان ايران مي دانند، مخالفت فردي و يا توصيه اصلاحي يكي از مقامات در اين موضوع، نمي تواند جايگزين يک روش رسمي و قانوني و برنامه ريزي شده فراملي و پيگير شود. زيرا علاقه سطحي و موضعگيري احساسي اشخاص – همانگونه در مورد سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي ديده شد- تغييرپذير و غيرالزام آور است و در سطح مانده مسئوليت ساز نيست، حال آنكه تدوين اصول پذيرفته شده سراسري، قانوني و پايدار، ريشه دار، مسئوليت ساز و الزام آورند.

عقيده نادرست خامنه اي به فارس زبان بودن كشور ايران و همه مردم و ملل ساكن در آن:

در حاليكه در ايران بيش از سي ميليون ترك زندگي ميكنند و فارسها فقط يكي از اقوام ساكن در ايرانند، دولت جمهوري اسلامي ايران خود را نه با آذربايجان و تركيه، بلكه با افغانستان و تاجيكستان همزبان ميشمارد. اين دولت، فرهنگستان زبان فارسي و بنياد گسترش زبان فارسي تاسيس و برنامه فارسي را پاس بداريم درست كرده و فارسي را نه تنها به فارسها بلكه به اجبار به ديگر ملتهاي ساكن در ايران نيز ميآموزاند؛ اما فرهنگستان زبان تركي و بنياد گسترش زبان تركي تاسيس نكرده و برنامه تركي را پاس بداريم راه نيانداخته و به تركها زبان تركي را نمي آموزد. با اين اوصاف ميتوان گفت كه دولت جمهوري اسلامي خود را دولتي فارس ميشناسد. سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي نيز به عنوان جزئي از كل جامعه نخبگان فارس و مجموعه دولت و گردانندگان كشور در دوره هاي پهلوي و جمهوري اسلامي٬ ايران را كشوري فارسي زبان تصور مينمايدּ چنانچه او در مقاله “زبان مادري را پاس داريم”٬ با در هم آميختن عمدي دو مقوله جداي زبان مادري و زبان رسمي، و در خبطي آشكار زبان مادريش فارسي را زبان مادري همه ايرانيان جازده و از همه ايرانيان به شكل “ما فارسيزبانان” ياد كرده است. وي حين قيام ملي خلق ترك در آذربايجان در ديدار با حامد كرزايي رئيس جمهور افغانستان٬ ديگربار كشور ايران را به نادرستي كشوري فارسي زبان معرفي نموده، تحكيم پيوندهاي سه كشور گويا فارسي زبان ايران٬ افغانستان و تاجيكستان را به نفع اين كشورها خوانده و بر تلاش بيشتر در اين زمينه ها تاكيد كرده استּ

اين درست است كه زبان مادري سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي فارسي است، اما آنچه كه مي بايست به وي و ديگر سران جمهوري اسلامي مكررا يادآوري نمود اين است كه فارسي، زبان مادري همه ايرانيان نيست، قوم فارس - كه در قرون نوزده و پيش از آن در ايران تاجيك ناميده مي شد- در آغاز قرن بيستم در اين كشور اقليتي ٨ درصدي و امروز نيز صرفا اقليتي ٢٤-٣٢ درصدي است. ناآگاهي و ناداني در باره تركيب ملي كشور، فارسيزبان خواندن ٧٦-٦٨٪ از مردم ايران كه فارس زبان نيستند، آنهم از طرف عاليترين مقام دولتي، توهين به مردم ايران، تفرقه افكني اي بشدت تنشزا و فاجعه اي عظيم و خطائي نابخشودني است.

باور نادرست خامنه اي به ملي بودن زبان قوم اقليت فارس:

آقاي سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي رهبر کشور کثير الملله ايران٬ زبان مادري اش فارسي را -كه زبان مادري و ملي اقليتي ٢٤-٣٢ درصدي در ايران است- به نادرستي زبان ملي همه ملتهاي ساكن در ايران ميداند. به عبارت ديگر هر جا كه وي سخن از زبان ملي ميراند، منظور وي زبان قوم اقليت فارس و هر جا كه وي از وحدت ملي سخن مي گويد مقصدش تفريس و تفرس يعني يكسانسازي، فارسسازي و فارسيگري و در يك كلام فارس شدن كامل ايرانيان غيرفارس- غيرفارس زبان است. او بر اين عقيده نادرست است كه «هويت ملي ما [همه ايرانيان شامل ملل غيرفارس] به خط و زبان فارسي است». ‌‌(در ديدار با روِساي دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالي و مراكز تحقيقاتي 23/5/1385). و «زبان ملى [قوم اقليت فارس]٬ مهمترين و اصلى ترين شاخص هويت فرهنگى يك ملت [همه ايرانيان شامل ملل غيرفارس] است٬ و هرچه بر ذهنيت اين ملت [همه ايرانيان شامل ملل غيرفارس] حاكم باشد٬ هر مذهبى٬ هر ايدئولوژى٬ هر آداب و سنتى٬ و هر گذشته و تاريخى كه داشته باشند٬ تجسم و تبلورش در زبان ملى [قوم اقليت فارس] است». (مجله سروش٬ شماره ٧٧٠ ٬ سال هفدهم ٬ ص ٦).

در اينجا مي بايست صريحا تاكيد نمود كه اين طرز تفكر در ميان دولتمردان ايران كه سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي نيز حامل و صاحب آن است و زبان يك ملت يعني زبان اقليت فارس را شاخص هويت ملي و فرهنگي ملل ديگر يعني ملل غيرفارس ساكن در ايران مي شناسد، چيزي به جز نژادپرستي، كولونياليسم و فاشيسم خالص نيست.

خيالبافي در باره زبان قوم فارس و استفاده ابزاري از احساسات ديني براي تبليغ آن:

سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي به هنگام سخن گفتن در باره زبان مادري خود و قوم فارس٬ همواره احساساتي شده و پيوسته ادعاهاي غلوآميزي مي نمايد. وي كه به گفته خود «شيفته» زبان مادري خويش فارسي است، از زبان پارسي آرماني اش، به دفعات بعنوان «شجره طيبه» نام برده است. خامنه ‌اي در ديدار با اعضاي دومين مجمع بين‌المللي زبان فارسي مي گويد: «هر كس به معارف بشري علاقه‌مند باشد، بايد براي زبان فارسي ارج و مرتبه‌اي خاص قائل باشد؛ زيرا اين زبان پرظرفيت، شيرين، رسا و زيبا توانسته است بخش عظيمي از مناطق جغرافيايي جهان را تحت تسلط و سيطره ي معنوي خود درآورد، با نفوذ معنوي، كارآيي، شيوايي و قدرت بلاغت خود در دل ملتها جا باز كند و براي آنان فرهنگ، دين، معرفت و تمدن به ارمغان آورد». وي در ادعاي گزاف ديگري گفته است: «اكنون زبان فارسي، بهترين حامل و رسانه براي معارف، افكار، نوآوري و تمدن عميق اسلامي محسوب مي‌شود و بر اين اساس، وظيفه‌ ي ما در قبال زبان فارسي بسيار سنگين است» ‌‌(در ديدار با اعضاي دومين مجمع بين‌المللي زبان فارسي 12/12/ 1377)‌. او در نخستين سمينار زبان فارسى در صدا و سيما، خيالبافي در باره زبان مادري اش فارسي را به اوج رسانيده و آنرا «نعمت الهى٬…. زبان انقلاب و دين و اسلام انقلابى و مطلوب و محبوب ملتها» دانسته و همچنين ادعا نموده است: «راه دست يافتن به كتب ادبيات و اخلاق علمى منحصرا آموختن زبان فارسى است»ּ افراط و غلو در فارسيگري و همه فارس بيني و همه فارس انگاري خامنه اي باعث شده كه او در ديدار با اعضاي هيئت‌هاي علمي و اجرايي و ميهمانان كنگره دولتي و فرمايشي شهريار، در توهيني آشكار به ملت ترك و آذربايجانيان، شهريار را صرفا «از ماندگاران شعر فارسي» قلمداد كند.

در اينجا ذكر چند نكته ضروري است:

- براي درك بي پايگي ادعاي سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي در باره رابطه زبان و ادبيات فارسي با اخلاق علمي، كافي است به وضع اسفناك زبان و ادبيات فارسي و نبود چيزي بنام اخلاق علمي در جامعه ايران- كه به زور سرنيزه جمهوري اسلامي مجبور به آموختن “شجره طيبه فارسي” شده اند نگاهي كرد.
- همه زبانها نعمت و طبق باور مذهبيون نعمت الهي اند و اين خصلت در انحصار زبان فارسي، زبان مادري سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي نيست.
- گرچه زبان فارسي را مي توان به عنوان زبان دولت بنيادگراي شيعي و قوميتگراي فارس جمهوري اسلامي قبول نمود، اما اين زبان به هيچ وجه زبان تمدن اسلامي و بويژه دين اسلام چه از نوع انقلابي و چه از نوع غيرانقلابي آن كه اصولا مدافع برابري نوع بشر و مخالف سرسخت نژادپرستي و از جمله نژادپرستي ايراني و شعوبيت فارسي است نمي باشد. زبان برگزيده اسلام صرفا عربي و زبان تمدن اسلامي، همه زبانهاي ملل مسلماني است كه به نحوي در آفريدن اين تمدن سهيم بوده اند.
- زبان فارسي در عصر حاضر به هيچ وجه مطلوب و محبوب ملتها نيست. علاوه بر پسرفت روز افزون زبان فارسي و افول پرستيز آن در منطقه و جهان، در داخل ايران نيز اين زبان به عنوان زباني تحميلي، قاتل و مبلغ نژادپرستي آريايي و بنيادگرائي شيعي، استبداد شرقي و توسعه نيافتگي مزمن خاورميانه اي، مورد انزجار ملل غيرفارس ايران مخصوصا تركان بوده و مطرود آنهاست. كافي است سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي به شعارهاي جوانان ترك در قيام اخير كه در پرخاشي احساسي زبان قاتل، تحميلي و استعماري فارسي را به زبان حيوانات تشبيه نمودند توجه كند.
- در ادبيات جهاني اساسا شهريار فارسي سرا و اشعار فارسي شهريار شناخته شده نيستند. وي صرفا به خاطر آثار تركي اش و بويژه حئيدربابايا سلام كه “از ماندگاران شعر تركي” محسوب مي شود و به بيش از ١٠٠ زبان ترجمه گرديده، شناخته شده و شاعري جهاني قلمداد مي شود.

زبان فارسي، همه چيز سيد علي حسيني ملقب به خامنه اي:

«زبان مادري را پاس داريم» عنوان مقاله اي است از سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي در هفته نامة «همراز». وي در اين مقاله نه تنها خود بلكه مطابق معمول دولتمردان رژيم پهلوي و جمهوري اسلامي، همه ايرانيان را نيز فارسي زبان عد كرده و زبان مادريش فارسي را «همه چيز ما و رمز هويت ملي ما» (ايرانيان) شمرده است: «زبان فارسي براي ما فارسيزبانان، چه ايرانيان و چه ملتهاي ديگري كه به زبان فارسي تكلم ميكنند، يك ميراث عظيم و باشكوه و بسيار ارزشمند و ماية سربلندي و از گنجينه هاي عظيم موارث فرهنگي و در واقع همه چيز ماست. در واقع زبان فارسي رمز هويت ملي ماست……… زبان فارسي ּּּ، نه فقط براي فارسيزبانان، بلكه براي همة كساني كه علاقمند معارف والاي بشري هستند، يك ذخيرة باارزش و يك چيز مهم و قابل پيگيري و فراگيريست». سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي در ديدار با شركت كنندگان “مجمع بين المللى زبان فارسى” در دى ماه ١٣٧٤ در تهران نيز طى سخنانى هيجانزده از زبان مادري خود فارسى، با تعابير اغراق آميزي چون “رمز هويت ملى”٬ “ميراث عظيم و باشكوه”٬ “جويبار پر فيض از گنجينه عظيم مواريث فرهنگى” و “همه چيز ما” نام برده است. (ياد ايام٬ ماهنامه اداره كل تبليغات دولت٬ سال دوم. ١٢. اسفند ١٣٧٤).

آنچه كه رهبر جمهوري اسلامي نمي داند:
- همه ايرانيان به فارسي تكلم نمي كنند، فارسي صرفا زبان ٣٢-٢٤ درصد از آنان است.
- در ايران زبان هميشه عامل كثرت و تكثر بوده است و نه عامل وحدت.
- هويت ملي و رمز و رموز آن (اگر منظور هويت مشترك و فراملي مردمان و ملل ساكن در داخل مرزهاي ايران است) – همانگونه كه زماني خود نيز به آن اذعان كرده بود- بر اساس عناصر مشتركي مانند شهروندي تعريف مي گردد نه بر اساس زبان فارسي كه صرفا زبان اقليتي ٣٢-٢٤ درصدي در ايران بوده و منحصرا زبان مشترك بين فارسان و تاجيكان است.
- گزاره هاي بي اساسي که در کتابها و برنامه هاي دولتي براي تحبيب زبان فارسي و در واقع براي تحقير زبان ترکي بيان مي‌شوند و سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي نيز گاه و بيگاه آنها را طوطي وار تكرار مي كند، هيچ پشتوانه منطقي و علمي ندارند. اينکه زبان فارسي «همه چيز ما است» و «رمز هويت ملي ماست»، سخني مهمل و سخت به گزافه است. زبان قوم همسايه فارس، زبان فارسي چگونه و با چه دلايلي «همه چيز و رمز هويت» ما تركان شده و زبان ترکي «هيچ چيز ما و بي ربط با هويت ملي»مان؟

پشت پرده تحبيب و تبليغ خامنه اي از زبان مادري اش فارسي: تحقير زباني تركان

اکنون بيش از ١٠٠ سال از شكست انقلاب مشروطه (١٩٠٦) كه نقطه آغازين تسلط قوميتگرائي فارسي بر اركان دولت ايران ايران است و بيش از هشتاد سال از تاسيس دولت پهلوي مي گذرد. سياست زباني حکومتهاي مختلف در اين دوره مبتني بر تحبيب زبان فارسي بوده است. در دورة پهلوي اين سياست بر اساس محوريت و برتريت زبان فارسي و بر کنار گذاردن زبانهاي عربي و ترکي استوار بود ولي در دوره جمهوري اسلامي، با حفظ برتريت و محوريت زبان فارسي، زبان عربي نيز در مرکز توجهات قرار گرفت و محکوم نهايي زبان ترکي بود. بي ترديد حفظ برتريت زبان فارسي در جامعه ايران، بدون پشتيباني فعال نهادهاي معطوف به قدرت و در راس آنها دولت در طول قرن بيست و رهبري و دستگاه روحانيت فارس در دهه هاي اخير ممکن نيست، سخنان و ادعاهاي سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي در تبليغ و تحبيب زبان مادري اش فارسي نيز از اين جنبه مي بايد مورد بررسي قرار گيرند:

- دست يازيدن به متون مقدس و سخنان بزرگان ديني براي تبليغ زبان و قوم فارس از طرف دولت، رهبر جمهوري اسلامي ايران و روحانيون فارس، نشان از عجز و درماندگي و نادرستي نگرش اين دولت، نهادها، رهبر، روحانيون فارس و ديگر مقامات جمهوري اسلامي به فرهنگ و حقوق انساني دارد.
- از موضع علمي، يك محقق مي‌تواند در باره‌ زبان فارسي و سره و ناسره ‌اش صحبت كند اما صحبت‌ كردن يك خادم دين و فردي دولتي مانند حجت الاسلام سيد علي حسيني ملقب به خامنه اي كه نه محقق و نه دانشمند و نه زبانشناس است، آنهم از موضع سياسي در باره‌ زبان مادري خود فارسي، و با توجه به اينكه وي در مقام رهبري مستبد در كشوري كثيرالمله و چندزبانه قرار دارد، سركوب و فاشيسم عريان و زائيده از ذهنيتي نژادپرستانه و استعماري است، اگر چه مبتني بر بعضي پشتوانه‌ هاي نظري و يا تاريخي هم باشد.
- آيا سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي متوجه است كه تبليغ زبان يک قوم که در ايران به طرزي کاملاً تصادفي از سوي قدرتي خارجي و استعماري به اقتدار سياسي رسيده، آنهم به نام تقويت فرهنگ ملي و در سمينارهائي مانند “مجمع بين المللي زبان فارسي” كه پي در پي و با استفاده از ثروتها و منابع مالي ملل غيرفارس ساكن در ايران برگزار مي شوند خيانت به بيت المال و ملل ايران است؟ آيا وي آگاه است كه منابع مالي کشور تنها منحصر به قوم فارس و زبان مادري اش فارسي نيست؟
- نظريه پردازيهاي اين چنيني از سوي خامنه اي ديگر مقامات جمهوري اسلامي در باره خصوصيات خارق العاده فرضي زبان فارسي در ايران، ادامه کار پژوهشي نويسندگان دولتي با جهت گيري خاص است كه براي منکوب کردن زبان ترکي در آذربايجان و ايران پي گرفته مي شود.
- هدف غائي اين نظريه پردازيها عبارت است از تلقين و القاء و تبليغ برتريت و خارق العاده بودن زبان فارسي و اين كه نشان دهند زبان ترکي از هيچ جنبه قابل مقايسه با زبان برتر فارسي نبوده و خاصيت لازم براي رسمي و دولتي شدن و اصولاً دارا بودن عنوان زبان را ندارد، و اينکه زبان و فرهنگ ملل غيرفارس تحت ستم در ايران هيچگونه ريشه اي ندارند و مثل علف هرزه بايد نابود و ناپديد شوند.
- استعمار و استثمار يک ملت بواسطه خوار شمردن زبان آن ملت و با نيت نابودي زبان و فرهنگش، استفاده ابزاري از يك زبان و فرهنگ (فارسي) براي خوار شمردن زبان و فرهنگهاي ديگر (ملل مسلمان غير فارس ساكن در ايران) و در جهت اعمال و ادامه سيادت و رجحان اقتصادي و سياسي و اجتماعي قومي خاص (در ايران قوم فارس) بر ملل تحت ستم؛ از غيراخلاقي ترين، بي رحمانه ترين، ظالمانه ترين و خشن ترين نوع استعمار در تاريخ بشريت است.
- سياست تحبيب فارسي و تحقير زباني غيرفارسان بر اساس محركه هاي استعماري و استثماري كه از سوي دولت جمهوري اسلامي ايران در تمام ابعاد اجتماعي و در تمام رسانه ها و مراکز تحصيلي و آموزشي و نهادهاي علمي و تحقيقاتي و نشريات ادبي و تاريخي و … پيگيري مي شود از نمونه هاي نادر در جهان است. اروپائيان در مستعمره هاي قديمي آفريقائي و آسيائي خود و در کشورهاي اشغال شده، هرگز اقدام به نابودي زبان و فرهنگ ملتي اقدام نکرده اند.

خامنه اي: زبان فارسي، زباني مظلوم ميباشد.

«امروز زبان فارسي] زبان مادري خامنه اي[ زبان مظلومي مي باشد٬ چون به عمد با اين زبان مبارزه شده است». اين ادعاي حيرت العقول از آن خامنه اي است. برخلاف مظلوم نمائي سيد علي حسيني ملقب به خامنه اي، نه تنها زبان فارسي زباني مظلوم نيست بلكه:

- صد در صد بودجه فرهنگي و اجتماعي ايران از طرف جمهوري اسلامي صرف حفظ، گسترش و ارتقا موقعيت زبان و فرهنگ فارسي مي گردد، و اين در حاليست كه ديگر فرهنگ ها و زبان هاي موجود در ايران، از چنين بودجه هائي و كلا هر گونه حمايت دولتي محرومند.
- هر ساله از طرف جمهوري اسلامي ايران دهها ميليون دلار هزينه چاپ و اهداء كتابهاي فارسي به افغانستان و تاجيكستان و … مي شود، اما اکثريت ترک ايران در كشور خود همچنان از حقوق حداقلي زباني خود نيز محروم است.
- جمهوري اسلامي واقعيت حضور و اكثريت بودن تركان در ايران را ناديده ميگيرد، مقامات آن شامل خود خامنه اي ايران را كشوري فارسزبان مي نامند،
- سياست ضد انساني يکپارچه سازي و نابودي زبان، فرهنگ و ملتهاي مسلمان ساكن در ايران بلاانقطاع و با صرف بودجه کلاني از ثروت ملي اجرا مي شود،
- زبان ترکي در ايران به رسميت شناخته نشده، در محاکم قضايي و ادارات دولتي هيچ سندي به اين زبان تنظيم نمي‌شود،
- نامهاي ترکي كودكان به اتهام بيگانه بودن در شناسنامه‌ها ثبت نمي‌گردد، حتي نامگذاري اماكن بدين زبان نيز غيرقانوني اعلام شده است،
- زبان و ادبيات ترکي در مدارس در مناطق ترك نشين و به كودكان ترک آموزش داده نمي‌شود،
- ترکها که در اکثر مناطق ايران حضور دارند همچنان از داشتن هر‌گونه رسانه سراسري راديو ـ تلويزيوني و مطبوع محرومند
- در ايران هيچگونه مراكز آكادميك و تحقيقاتي، دانشگاهها و فرهنگستانها براي بررسي و تدقيق زبان، ادبيات، فرهنگ و تاريخ ترك وجود ندارد
….

و اين همه در حالي است كه زبانهاي اقوام ساكن در دو همسايه‌ شرقي و غربي ايران يعني افغانستان و عراق از كردي و ازبكي و تركمني و…. در آن کشورها رسمي اعلام شده اند. آري، اين است معني واقعي مظلوم بودن يك زبان! وانگهي اگر كه به گفته خامنه اي معيار مظلوم بودن زباني مبارزه با آن است، در آن صورت زبان تركي در ايران به طريق اولي، صدها و هزارها بار بيشتر از فارسي مظلوم خواهد بود، زيرا تركان ايران و آذربايجان جنوبي، هر روز شاهد نابودي و زجركش شدن زبان و فرهنگ تركي توسط دولت جمهوري اسلامي ايرانند: « در راستاي مبارزه با زبان و فرهنگ تركي و آذربايجان، تمامي كتب به زبان تركي و همه کتابهاي مرتبط با فرهنگ، زبان، تاريخ، ادبيات، موسيقي و… آزربايجان در کتابخانه ملي تبريز (نام آن اخيرا از طرف دولت به كتابخانه مركزي تبريز تغيير يافته است)، کتابخانه دانشگاه امام صادق تهران، دانشگاه بين المللي قزوين و… به دستور رياست اين کتابخانه ها از دسترس دانشجويان خارج و به بخش کتب مراجع (غير قابل امانت دهي) منتقل شده است. به گفته متصديان كتابخانه هاي مذكور، كتب تركي قابل استفاده براي عموم نبوده و جهت مراقبت و نگهداري مناسب در جاي امني محافظت مي شوند».

بيت المال در خدمت زبان قوم اقليت فارس

زبان فارسي مظلوم سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي، زبان اقليتي قومي در ايران ميباشد كه از موقعيت رسمي و دولتي بودن انحصاري، كاربرد انحصاري در سيستم اداري، آموزشي، رسانه اي، اقتصادي، نظامي، حقوقي، علمي و هنري و …… بر خوردار است. زبان فارسي علاوه بر تخصيص بودجه كلاني از ثروت ملل ايراني غيرفارس براي حفظ، گسترش و تحميل آن، به طور مشخص داراي نهادها و تشكيلات دولتي زير است:

- فرهنگستان زبان و ادب فارسي
- طرح كلان سند ملي گسترش زبان و ادبيات فارسي
- شوراي گسترش زبان فارسي
- دبيرخانه شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي
- مركز گسترش زبان و ادبيات فارسي
- انجمن ترويج زبان و ادب فارسى
- انجمن زبان و ادبيات فارسي
- مركز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي
- مجمع بين المللي زبان فارسي
- مجمع بين المللي استادان زبان و ادبيات فارسي
- انجمن علمي استادان زبان و ادبيات فارسي
- انجمن شاعران فارسيگوي جهان
- مركز جستجوى لغات بسيت فراموش شده زبان فارسى (به پيشنهاد خامنه اي)
- مرکز ايجاد هماهنگي در اصطلاحات زباني کشورهاي ايران، تاجيکستان و افغانستان (به پيشنهاد حداد عادل)
- اتحاديه كشورهاي فارسزبان (طرح دولت جمهوري اسلامي)
- سمينارهاي دولتي متعدد زبان فارسي در صدا و سيما
- برنامه هاي تلويزيوني ويژه (فارسي را پاس بداريم،…)
- المپيادهاي سراسري دولتي متعدد زبان و ادبيات فارسي
- كنگره هاي دولتي و دانشگاهي متعدد در باره زبان فارسي
- دوره هاي همايش سالانه پژوهشهاي زبان و ادبيات فارسي
- دوره هاي دانش افزايي زبان فارسي ويژه دانشجويان خارجي
- گاهنامه هاي دولتي متعدد فرهنگ و زبان و ادب فارسي (نامه پارسى،…)
- بنياد دانشنامه بزرگ فارسي
- كنفرانس شبكه زنان فارسي زبان
- شبكه تلويزيوني فارسي زبانان سه كشور ايران، تاجيكستان و افغانستان
…..

زبانشناسي ناشيانه سيد علي حسيني ملقب به خامنه اي:

اهم خصوصيا