آقای عیسی از شیراز. من نظرم درباره ی احوال سعدی را در کتاب «مگر این پنج روزه» آورده ام. باید به حال ملتی گریست که به مشتی نام قلابی بدون نشانه و جعلی با عناوین شاعر و فیلسوف و طبیب و منجم و جغرافی دان و مورخ دل خوش است و از هیچ چیز مربوط به خود اطلاع درستی ندارد

آقای علی رضا. تا دوران رضا شاه جز همان نرده های چوبی که در اواخر قاجار بر یک قبر ناشناس نصب کردند اثری از قبر حافظ و همچنین سعدی نیست به یکی دو یادداشت بعد دقت بیش تری کنید

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
دوشنبه 24 اردیبهشت 1386 ساعت: 16:42

آقای باریش. از زحمتی که تقبل کرده اید، ممنونم. یک سایت معمولا آپشن های استانداردی دارد: صفحه ی اصلی، آرشیو، پیوندها، اخبار، تماس با ما و از این قبیل. اختیار کامل کار با خود شماست. و البته می دانید که امنیت سایت از همه مهم تر است

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 ساعت: 17:1

آقای رحمانی. تحویل بگیرید اسامی این لشکر یهودی ظاهرا دل سوز در کار تحقیقات تاریخی شرق میانه را:آستروناخ، اریک اشمیت، اشتاین، اشتوله، کرفتر، کرپورتر، واندنبرگ، هنینگ، هرتسفلد، روزنتال، گلد زیهر، نیبرگ، مارکوارت، هینتس، کریستن سن، ولهاوزن، هوتسما، گیرشمن، اشپور، فرای، تیلیا، اشتولزه، دارمستتر، گروتفند، رودریگر اشمیت و لااقل بیست نام دیگر که حالا به یاد نمی آورم

آقای بختیار. پیدا کردن یک فیلتر شکن نباید کار سختی باشد

+

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 1 خرداد 1386 ساعت: 22:3

آقای عیسی. با اظهار امتنان، شما و یا هر کس دیگر که مایل باشد در مراتبی که پیشنهاد می کنید، کاری انجام دهد نه فقط مورد تایید من است بل که در حد توان کمک نیز خواهم کرد. اما کار اصلی من فقط نوشتن است و از حوزه های فنی هم خیلی سر در نمی آورم.

خانم میترا. به زودی و به خواست خدا، شاید در ده یادداشت بعد فصل مشبعی درباره ی سئوال شما در تمام سطوح عرضه خواهم کرد.

+

نویسنده: ناصر پورپیرارشنبه 5 خرداد 1386 ساعت: 13:27

آقای عیسی. برای آشنا شدن با یهودیت، به ترین و محکم ترین و مطمئن ترین و صریح ترین کتاب، تورات است، آن را بیابید و عمیقا مطالعه کنید تا به شما معلوم شود که منبع توصیه به تجاوز همان کتاب های متفرقه ای است که بر اسفار 5 گانه ی تورات افزوده اند. آن جا دستور همه جور آدم کشی و تجاوز بی تعارف و انجام شده ای را می یابید که هر کدام خود پوریم دیگری است. در این باب هیچ کتاب دیگری به پای تورات نمی رسد.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
چهارشنبه 9 خرداد 1386 ساعت: 1:39

آقای آتیلا. به نظر می رسد شما فقط برای کامنت گذاری به این وبلاگ سر می زنید و مطالب آن را نمی خوانید!!!

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
جمعه 11 خرداد 1386

خانم حمیده. نظر شما کاملا صائب است. یهودیان برای رخنه کردن و فریب مسلمین از تمام ابزارها و به هر شمایل و شرحی استفاده می کنند. منطق شما در این باب که او تورات حذف نشده را می شناسد ولی مسلمان نمی شود، به قدر کافی مستحکم است.

آقای مسعود. هنوز مطالب عمده و اصلی و بیدار کننده ی فراوانی برای بیان ذخیره است که به مدد الهی و با شرط حیات عرضه خواهم کرد. برای استحکام تصویری همین میزان از داده های جدید مستند بسیار ارزشمندی به وسیله ی چند دانشجو با نام "تختگاه هیچ کس" ساخته شده است، که به خصوص روی مخالفان تاثیر کوبنده ای دارد. دیدن و توزیع این مستند از وظایف است.


+

نویسنده: ناصر پورپیرار
شنبه 12 خرداد 1386 ساعت: 0:34

آقای علی. برای ورود به مبحثی که می پرسید باید یکی دو ماهی حوصله کنید.

آقای ایزدی. باید سر معمار تخت جمشید را پیدا کنیم و از او بپرسیم.

آقای رضا و آقای آتامان. نسخه هایی از فیلم برای من فرستاده شده که اگر رجوع کنید، دریافت خواهید کرد.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
شنبه 12 خرداد 1386 ساعت: 9:8

آقای عیس از شیراز. هرکسی که فیلم را می خواهد به ای میل من آدرس بفرستد برایشان ارسال خواهد شد.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
پنجشنبه 17 خرداد 1386 ساعت: 21:27

آقای علی دما. مستند تختگاه هیچ کس به خواست خدا در حال آپلود شدن است و لینک آن به زودی اعلام خواهد شد. طبیعی است که هر سایت دیگری هم در آپلود کردن فیلم آزاد است. علاقه مندان به گسترش حقیقت هرچه می توانند در پخش فیلم نیرو بگذارند و کسانی که در خارج از کشور هستند در نصب زیر نویس به زبان های مختلف و عرضه ی آن به ایرانیان و غیر ایرانیان بکوشند. این مستند می تواند نخستین سعی در برپایی گفت و گوهای ملی و منطقه ای و حتی جهانی در باب نقش ویرانگر یهودیان در ایجاد انحراف در مبدا شناسی تاریخ و فرهنگ بشری شناخته شود. به یقین تنها و تنها اثبات نیمه ساخت بودن تخت جمشید در مواجهه با اطلاعات دروغین موجود و مغایر آن، ذره ای آبروی فرهنگی برای دانشگاه های غربی وابسته به کنیسه و کلیسا باقی نخواهد گذارد.

آقای رحمانی. آن اشخاص در هیچ میزانی ارزش مبادله ی نظر را ندارند، زیر در مقابله با حقیقت موظف اند و شغل شان درافتادن با مطالب نوی است که قصد رو کردن دست یهودیان را دارد. این احتمال که آنان خود یهودی باشند، بسیار جدی است. البته یهودی بودن حق تبادل نظر را از کسی سلب نمی کند ولی لجاجت خاخام منشانه ی آن ها به کلی با منش جست و جوی حقیقت متفاوت است. در باب تشیع هم به گمانم باید اندکی بیش تر حوصله کنید. ضمنا تختگاه هیچ کس یک فیلم مستند و مستقل است.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
یکشنبه 20 خرداد 1386 ساعت: 14:10

آقای سه نقطه. بیش تر این عکس ها در کتاب سه جلدی و در قطع بسیار بزرگ تخت جمشید اشمیت چاپ شده که امروز بسیار نایاب است. در اغلب موارد نام این کتاب و صفحه ای که عکس در آن چاپ شده را ذکر کرده ام.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
دوشنبه 21 خرداد 1386 ساعت: 12:43

آقای باریش. متاسفانه هیچ یک از آدرس هایی که در ای میل شما بود باز نشد.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
دوشنبه 21 خرداد 1386 ساعت: 18:25
آقای عیسی. آدرس خود را به همین باکس بفرستید تا کنترل کنم. احتمالا سی دی ها را یک بار و به نام مکارمی فرستاده باشم.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
سه شنبه 22 خرداد 1386 ساعت: 2:34
آقای باریش. چیزی دریافت نکرده ام. به چه آدرسی فرستاده اید؟

آقای علی دما. سی. دی ها فایل صوتی ندارد. تماما تصویری است. قسمت نظرات در سایت هنوز فعال نیست. برای این کار به وبلاگ رجوع کنید. در مورد راهنمایی های دیگر هم ممنون. اگر دانلود فیلم مشکل است آدرس بدهید سی دی ها را بفرستم.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
سه شنبه 22 خرداد 1386 ساعت: 12:15

آقای باریش. بالاخره سایت پشتیبانی را که راه انداخته اید، دیدم در نهایت سادگی، زیبا و سودمند بود. در مورد هزینه های آن نیز بارعایت احوال و امکانات در خدمت خواهم بود. آیا حجم سایت به قدری هست که بتوان فیلم را روی آن آپلود کرد. زیرا کد ورود به مدیریت را نداشتم.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
چهارشنبه 23 خرداد 1386 ساعت: 0:35

آقای علی. آدرس تان را به همین قسمت پیام گیر ارسال کنید، فیلم را برای تان می فرستم و آدرس شما را هم
نمایش نخواهم داد.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
شنبه 26 خرداد 1386 ساعت: 22:46

آقای علی و آقای تلمیذ. سی دی ارسال شده است. ضمنا برخی گرفتاری های ناخواسته موجب فاصله ی یک
هفته ای میان دو یادداشت شد.

آقای رضا. سی دی های نصب شده کامل است. مشکل ممکن است از دانلود باشد.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
یکشنبه 27 خرداد 1386 ساعت: 12:58

آقای روشن. کار من فقط اثبات مطالب است چگونگی اجرای آن می تواند به صدها طریق باشد، که گزارش آن در اختیار من نیست.

آقای و یا خانم سووا. خواندن متن های به خط میخی داریوشی بسیار آسان است و کسان زیادی از عهده ی خواندن آن بر می آیند. تمام واژگان اصلی شناخه شده ی آن فقط پانصد عدد است و بیرون از آن هیچ موضوعی قابل بیان نیست. اما گمان نمی کنم کسی بتواند متن های به زبان عیلامی و یا بابلی را بخواند مگر در کتیبه های سه زبانه که با میخی داریوشی تطبیق می دهند.

سی دی اول مستند تختگاه هیچ کس دو تراک دارد و مجموعا 51 دقیقه است. سی دی دوم یک تراک دارد و 40 دقیقه است و سی دی سوم هم یک تراک دارد و یک ساعت و 3 دقیقه است. جمع 3 سی دی 154 دقیقه است.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
سه شنبه 29 خرداد 1386 ساعت: 19:35

آقای احمد آدرس بدهید برایتان ارسال خواهد شد. و آدرستان را نمایش نمی دهم.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
پنجشنبه 31 خرداد 1386 ساعت: 21:34

آقای احمد. سی دی ها برایتان ارسال شد. دوستانی که سی. دی ها را دریافت می کنند در همین قسمت کامنت ها و یا در ای میل اعلام کنند.

آقای علی. سی دی ها در یک پاکت زرورقی مخصوص کاملا بسته بندی و چسبانده می شود و احتمال لغزش آن بسیار اندک است. ضمنا بخشی از مصاحبه ی اول و آخر فیلن عمدا سیاه و سفید گرفته شده است. موسیقی فقط در چند پلان کوچک و آن هم عامدا و به میزان اندک بالاتر گرفته شده است. امیدواریم یا گشایشی حاصل شود و یا یک جوانمرد دیگر همانند مجتبی غفوری را بیابم تا فیلم برداری از پاسارگاد را نیز کلید بزنیم. چرا که مجتبی غفوری چیز دیگری برای فروش ندارد.

آقای علی دما. به زودی نامه ی نظام مهندسی و نامه ی دیگری را که از سازمان آتش نشانی گرفته ام، در سایت قرار خواهم داد.

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

نویسنده: ناصر پورپیرار
جمعه 1 تیر 1386 ساعت: 12:5

آقای dr.Ozan. من و کسانی که در ساخت این مستند و کارهای دیگری که در راه است، وقت و پول و قدرت مبارزه گذارده ایم، بدون انتظار نام و نان، بار مسئولیتی را می کشیم که سرسپردگی به حقیقت بر دوش آدمی می گذارد، همان که بسیاری دیگر و در بیان های دیگر آسایش و جان بر سر آن گذارده اند. ضمن این که می دانم آقای غفوری از جنبه ی مالی هزینه های بسیاری را متحمل شده و متاسفانه من قادر نبوده ام بار چندانی از دوش او بردارم، زیرا نمی پذیرفت. سرانجام نیز زمانی که با خبر شدم به خاطر نداشتن پول مسیر درازی را پیاده رفته و قدرت خرید دو باطری نو را نداشته است، به او کلک زدم و مدعی شدم که آدم ناشناسی وجه معینی را برای کمک به حساب من ریخته است و توانستم قدم بسیار کوچکی برای او بردارم که در منتهای دست تنگی پذیرفت. دست اندر کاران چنین اموری از میزان هزینه های ساخت مستند باخبرند و بدانید که اگر همین کار را به تلویزیون ملی ایران سپرده بودند، به یقین دو سه میلیارد تومانی از کیسه ی مردم پریده بود و فقط احتمالا زرق و برق بیش تری می داشت. باری کسانی که کمک را ضروری دیده اند با آقای غفوری تماس بگیرند. اگر مجتبی این پیام را خواند و علاقمند بود خودش راهی را به خواستاران نشان خواهد داد. به سهم خود از دوستان سپاس گذارم.

+


نویسنده: ناصر پورپیرار
دوشنبه 18 تیر 1386 ساعت: 11:16

آقای عیسی از شیراز. آن چه در صفویه بر این سرزمین گذشته از عجیب ترین و شگفت آور ترین حوادث تاریخ بشری است. تامل کنید.

آقای رحمانی. ممنون.

آقای بی نام. در مورد مستند تختگاه هیچ کس، که چندین هزار نسخه ی آن در دست مردم است، دیگر نمی توان کاری کرد.

آقای مهدی. این هم سندی دیگر که یهودیان کوشیده اند، جنایت تاریخی عظیمی را که مرتکب شده اند، مخفی نگهدارند.

+


نویسنده: ناصر پورپیرار
یکشنبه 24 تیر 1386 ساعت: 5:26

آقای علی. آگاهی از دروغ و راست درباره ی تاریخ انحصار به دانش جویان تاریخ ندارد. زیرا تبعات دروغ گریبان همه را گرفته است. موجه ترین علت جست و جوی حقیقت دور کردن باورهای نادرست از زندگی عمومی است. اگر کمی بیش تر حوصله کنید معلوم خواهد شد که دروغ های متداول و موجود که تماما دست ساخت یهودیان برای امحا' اثر خوفناک پوریم بوده، چه آسیب باور نکردنی به تفکر و کردار ایرانیان وارد آورده است.

آقای بزمونه. به انتشارات کارنگ تلفن کنید لیست آن را برای تان پست و یا فاکس خواهند کرد.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
دوشنبه 15 مرداد 1386 ساعت: 8:3

آقای ی. اگر 7 سال کوشش مستمر پورپیرار حتی به رجبی طریقه ی تشکیک در داشته های تاریخی را آموخته، پس کار غول آسایی انجام شده است. ریزش نوع یهودی باستان شناسی و باستان ستایی شروع شده است. امیدوارم این تظاهرات هم دستوری و برای مصادره ی تدریجی مطالب مجموعه ی "تاملی در بنیان تاریخ ایران" نباشد.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
جمعه 19 مرداد 1386 ساعت: 8:44

آقای صوفی از کردستان. لااقل در اسناد متصوفه آن را جز فرقه تراشی در دین، علیه قرآن و مشوق اباحه و
لاابالیگری معرفی نمی کند. در این باره مقالاتی در فصل نامه «کتاب نقد» در همین اواخر و از جمله یکی هم از من چاپ شده که خواندن آن بی اثر نیست. تصوف و عرفان منشا' اسلامی ندارد مجموعه ای از تعارفات لاینحل و غیر قابل درک و بدون پیشینه ی مسلم و مکتب و مذهب دیگری موجب تفرق و اسباب دوری از خداوند و پرداختن به اذکار و اوراد است. اموری که توجه به آن ها در قرآن عظیم نهی شده است.

آقای آتامان. ممنون می شوم اگر یک کپی از آن کتاب را به آدرس انتشارات کارنگ ارسال کنید.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
سه شنبه 23 مرداد 1386 ساعت: 1:53

آقای ساسان برای دریافت تمام یادداشت ها به آدرس http://naria.blogfa.com و یا
http://naria.info رجوع کنید.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
جمعه 26 مرداد 1386 ساعت: 10:44

آقای ایزدی. با سپاس بسیار دیروز پنج شنبه کتاب را دریافت کردم و ممنون شما شدم. منتظرم تا به نحوی مقدمه ی مترجم را به فارسی برگردانم تا از قضاوت عمومی او با خبر شده باشم.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
دوشنبه 29 مرداد 1386 ساعت: 11:52

آقای رضا. از آن کتاب آقای پژمان خبری ندارم اگر ارسال کنید ممنون می شوم.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
چهارشنبه 31 مرداد 1386 ساعت: 2:2

آقای بی نام. منظور شما در آن یادداشت اختصاصی واضح نبود و نتوانستم پاسخی بویسم. مطلب را دوباره و با وضوح بیش تر بنویسید.


+

نویسنده: ناصر پورپیرار
چهارشنبه 31 مرداد 1386 ساعت: 12:49

آقای بی نام. به مقاله ی اسلام و شمشر شماره ی 33 رجوع کنید. البته باید به دقت بخوانید.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
یکشنبه 4 شهریور 1386 ساعت: 2:57

آقای بی نام. از دیدار شما خوش حال خواهم شد و امیدوارم پیوسته و در هرکجا موفق باشید.


+

نویسنده: ناصر پورپیرار
یکشنبه 18 شهریور 1386 ساعت: 6:8

آقای بی نام. از لطف شما ممنونم و دیدارتان در هر زمان که دست دهد، اسباب شادمانی است.

+

نویسنده: ناصر پورپیرار
یکشنبه 25 شهریور 1386 ساعت: 22:41

آقای توحید. برای کتاب ها با تلفن 66492049 تماس بگیرید.


+

نویسنده: ناصر پورپیرار
دوشنبه 26 شهریور 1386 ساعت: 9:9

آقای توحید و سایر دوستانی که برای ورود به وبلاگ با مانع فیلتر رو به رو هستند می توانند به این آدرس رجوع
کنند.
http://naria.ir
http://narina.ir
http://naria.info

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 18:0 | نظر بدهید

پاسخ ها 21، خرداد 86

پاسخ ها 21

 

پنجشنبه 3 خرداد1386 ساعت: 12:15

توسط:ناصر پورپیرار

آقای علی دما. این جماعت بدون کورش و داریوش مانده هم گناه دارند اجازه دهیم گاهی خودشان را برملا کنند. ضمنا نگران نباشید یهودیان هرگز به این پادوها آن قدر حقوق نمی دهند که بیست هزار دلار پس انداز کنند! بالاخره وجود این بوزینه ها و اطوارهای شان در میان این همه کار فرصتی هم برای اندکی تفریح فراهم می کند.

سه شنبه 8 خرداد1386 ساعت: 3:27

توسط:ناصر پورپیرار

آقای طلبه. فرهنگ و تمدن آدمی، جز در تورات، تا قریب 150 سال پیش که کتیبه های به خط میخی داریوشی خوانده شد مطلقا کورش و داریوش را به عنوان شخصیت های تاریخی نمی شناخت و بر روی زمین اثری به نام آنان ثبت نبود، در حالی که اسکندر در سراسر بین النهرین و ترکیه و مصر و یونان و مقدونیه آثار حضوری 2300 ساله دارد. باید به دنبال شناخت روابط آن هندی بود که پای کورش را به قرآن مسلمین کشاند؟ بنا بر این بحث بر سر ذوالقرنین و کورش بحثی بی بنیان، آلوده، غیر مستند و فرا تاریخی است. ضمنا آیت الله جوادی آملی لابد صاحب این نظر را که رزمندگان با شعار ایران ای مرز پرگهر و چو ایران نباشد تن من مباد و کتاب شاه نامه به جنگ رفته اند می شناسند زیرا آدمی ناشناخته نیست: وزیر ارشاد اسلامی دولت مکتبی کنونی است.

توسط:ناصر پورپیرار

آقای عظیم. از اطلاعاتی که ارسال کرده اید، ممنونم. اگر می توانید کتاب را ترجمه کنید تا در ایران چاپ شود. ضمنا اگر ممکن باشد فهرست مطالب آن را بفرستید.

آقای دشمن قدیمی و به گمانم کنونی. بله مستند سه ساعته ی بسیار قدرتمندی به وسیله ی چند دانشجو درباره ی تخت جمشید و بر مبنای داده های کتاب ها و وبلاگ من ساخته شده است. سازندگان فیلم اصرار دارند که آن را به روی آنتن رسانه ی ملی بفرستند ولی سی دی های سه گانه ی آن نیز در همه جا پیدا می شود. دیدن این فیلم و کوشش در پخش وسیع تر آن یک وظیفه ی ملی و حمایت از حقیقت است.

آقای درویش. آدرسی که دادید باز نشد.

آقای خلیل. تمام این داده های جدید سرانجام و اگر حوصله کنید در مقطع معین خود به هم وصل و نتیجه گیری خواهد شد. مهم این است که شما مبانی ارائه شده در هر یادداشتی را به اندازه ی لازم جذب کنید. ضمنا سکوت به قول شما صاحب نظران از سر حسابگری و یا انجام دستور است.

چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت: 0:19

توسط:ناصر پورپیرار

آقای سیروان. مطالعات گاه به گاه، آفت اظهار نظر منطقی است و موجب می شود تا به عمق مدخل های ارائه شده ورود نکنید. مثال روشنی بیاورم اگر کنار اهرام مصر قرار بگیرید و به شما بگویند این بنایی چهار هزار ساله است با نگاه کنونی احتمالا منکر خواهید شد چون مثلا در 4000 سال پیش جرثقیل نبوده است. در مورد هخامنشیان و یهودیان و پوریم هم همین اشتباه را مرتکب شده اید زیرا احتمالا به اثبات این مطلب توجه نکرده اید که هخامنشیان هرگز بر مقاومت منطقه ای غلبه نکرده اند و امپراتوری آنان هیچ گاه تشکیل نشده است وگرنه ناگزیر به اجرای نسل کشی پوریم نمی شدند. اما این که آنان چه گونه و از چه راه تمام ساکنان منطقه ی پوریم زده را نابود کرده اند، درست مانند ساخت اهرام است، کار من نشان دادن و اثبات خلا’ مطلق هستی در منطقه است و نحوه ی اجرای آن ربطی به این مدخل اصلی ندارد که ارائه ی دلایل و نشانه های نبود ناگهانی تجمع و تولید و تمدن و علت آن پس از یک دوره ی چند هزاره جوشش و رشد اجتماعی در این منطقه است که اثبات کرده ام. بازگزدید و تمام مطالب را با دقت لازم بخوانید. در باب ستایش و این حرف ها هم اختیار آن به دست من نیست، نمی توانم مانع اظهار نظر کسی شوم و ضرورتی هم ندارد.

چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت: 0:31

توسط:ناصر پورپیرار

آقای سیروان. مطالعات گاه به گاه آفت اظهار نظر است و موجب شده تا به عمق مدخل های ارائه شده ورود نکنید. مثال روشنی بیاورم اگر کنار اهرام مصر قرار بگیرید و به شما بگویند این بنایی چهار ساله است با نگاه کنونی احتمالا منکر خواهید شد چون مثلا در 4000 سال پیش جرثقیل نبوده است. در مورد هخامنشیان و یهودیان و پوریم هم همین اشتباه را مرتکب شده اید زیرا احتمالا به اثبات این مطلب توجه نکرده اید که هخامنشیان هرگز بر مقاومت منطقه ای غلبه نکرده اند و امپراتوری آنان هیچ گاه تشکیل نشده است وگرنه ناگزیر به اجرای نسل کشی پوریم نمی شدند. اما این که آنان چه گونه و از چه راه تمام ساکنان منطقه ی پوریم زده را نابود کرده اند، درست مانند ساخت اهرام است، کار من نشان دادن و اثبات خلا’ مطلق هستی در منطقه است و نحوه ی اجرای آن ربطی به این مدخل اصلی ندارد که ارائه ی دلایل و نشانه های نبود ناگهانی تجمع و تولید و تمدن و علت آن پس از یک دوره ی چند هزاره جوشش و رشد اجتماعی در این منطقه است که اثبات کرده ام. بازگزدید و تمام مطالب را با دقت لازم بخوانید. در باب ستایش و این حرف ها هم اختیار آن به دست من نیست، نمی توانم مانع اظهار نظر کسی شوم و ضرورتی هم ندارد.

آقای جنت مکان. آن ها اندازه و ارزش هیچ حرف و سخنی را ندارند. دوستان به تر است وقت شان را تلف نکنند. زیرا در این گونه ارتباطات فرهنگی اصل آن است که لااقل نام و عنوان واقعی و جایگاه اندیشه و آثار طرف مقابل معلوم باشد، با ارواح و اشباح که نمی توان ارتباط عقلانی برقرار کرد.

آقای رحمانی. آن مستند با خون دل و حد اقل امکانات فراهم شده و از بسیاری مستند های سیمای جمهوری پر محتواتر و با ارزش تر است.

آقای رضا. به ادامه مباحث دقت کنید. سخن از کشتار هشتاد هزار نفری که تورات می گوید نیست، آن ها تا آخرین نفر زندگان را در منطقه ی ما کشته اند.

 

سه شنبه 22 خرداد1386 ساعت: 12:2

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مسعود. سی دی های شما برگشت خورده، نوشته اند آدرس شناخته نشد، آدرس خوذ زا یک بار دیگر در همان باکس پیام های وبلاگ بگذارید، نمایش داده نخواهد شد.

آقای سهند. صدها بار سی دی ها دانلود شده و کسی اعتراضی نداشته است. با این همه از آپلود کننده خواهم پرسید.

آقای یاسر. آن جماعت مامورند و ده ها از این مستندها و حرف های شما تاثیری در آن ها نخواهد گذارد. تلفن خود را به ای میل وبلاگ بفرستید کارگردان مستند با شما تماس خواهد گرفت.

چهارشنبه 23 خرداد1386 ساعت: 8:9

توسط:ناصر پورپیرار

آقای میلاد. اگر آدرس خودتان را بفرستید، سی دی فیلم ها بریتان ارسال میشود. بعد شما هم تکثیر کنید و به دوستان تان بدهید.

شنبه 26 خرداد1386 ساعت: 8:30

توسط:ناصر پورپیرار

از دوستانی که لینک WWW.Narialinks.Blogfa.Com را فراهم کرده اند، بی نهایت ممنونم.

برای تمام کسانی که درخواست کرده اند سی دی ها ارسال شده است. لطفا رسید آن را در همین محل اعلام کنند. نمایش داده نخواهد شد. ضمنا تکثیر این مستند روشنگر، از وظایف ملی در اشاعه ی بیدارگری تاریخی است.

پنجشنبه 31 خرداد1386 ساعت: 1:2

توسط:ناصر پورپیرار

دوست عزیز و استاد بزرگ و شجاع آقای مجتبی غفوری. زحمات شما به عنوان بردارنده ی نخستین گام نمایش حقیقت برای مردم در آینده ی این سرزمین ارج لازم را خواهد دید. گواهی می دهم که شما در این کار به عنوان یک هنرمند متعهد، بدون یاوری و در میان گردابی از دشمنی با جدیت و پشتکار و بی توجه به خطرات و با فروش داشته های مورد علاقه تان عمل کرده اید و در برابر پیشنهاد من که فیلم را آزادنه و بدون دریافت وجه در اختیار مردم بگذاریم، یک لحظه هم تردید نکردید. یقین دارم خداوند پاداش بزرگی در برابر این بزرگواری ها برای شما مقرر خواهد کرد.

پنجشنبه 31 خرداد1386 ساعت: 9:1

توسط:ناصر پورپیرار

آقای سهند. شنیده ام که از آدرس زیر هم می توان کمک گرفت.
www.4share.com

آقای یولداش. خیال اش را دارم.

جمعه 1 تیر1386 ساعت: 0:4

توسط:ناصر پورپیرار

آقای باریش. سی دی برای ایشان ارسال شد.
نوشته های پیشین برای تان ارسال می شود ضمن این که می توانید فراخوان هم بدهید.
در مورد مقاله به گمانم به تر است از همان مقاله "تاریخیگری" که در وبلاگ موجود است استفاده کنید.
قطعا چنان بیتی در هیچ کجای سازمان ملل و به هیچ صورتی ثبت نیست.

آقای آیدین. باید بکوشیم مستند "تختگاه هیچ کس" برای اهل موضوع در جهان شناخته باشد. از زحمتی که کشیده اید، ممنونم.

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 5:30 | 7 نظر

پاسخ ها 20، اردیبهشت 86

 

 

 

 

شنبه 1 اردیبهشت1386 ساعت: 18:44

توسط:ناصر پورپیرار

بسم االه الرحمن الرحیم و العصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر". ظاهرا به همت چند دانشجوی استان خراسان سایت ناریا به طور موقت آپلود شده و با رجوع به قسمت آرشیو یادداشت های پیشین به صورت تفکیک شده و موضوعی قابل برداشت است. از تمام کسانی که به جز یادداشت های نصب شده، نوشته ی دیگری در اختیار دارند خواهش می کنم که نسخه ای از آن را از هر طریق ممکن برای من بفرستند. ای میل سایت همان ایمیل وبلاگ، pirna44@yahoo.com است

 

یکشنبه 2 اردیبهشت1386 ساعت: 10:43

توسط:ناصر پورپیرار

آقایTalay Tuktay و آقای علی دما. ممنونم.

آقای مسعود. هنوز یک صدم از انواع و انبان بی شرافتی های انجام شده تحت عنوان ایران و اسلام و شرق شناسی بیان و برملا نشده و اصولا عرضه کردن تمام نمونه های شیادی آن ها ناممکن است جز این که به طور عام بگوییم که صد در صد گفتارهای آنان در این موارد حقه بازی مطلق است.

آقای تلمیذ. آن ستون ها در تغییر زاویه ی دوربین از کادر خارج شده اند. ضمنا به جز چند کتیبه در تخت جمشید و بیستون و شوش، تمام دیگر نوشته های هخامنشی مطلقا جعل جدید است. در این باب بحثی در جریان خواهد بود. نقوش اطراف کلاه داریوش و همراهان اش در بیستون تزیینی و بیش تر شبیه گل لوتوس است. اما اگرنقش خدای خورشید هم بگیریم، معلوم می شود که جاعلان جدید پس از بیرون کشیدن نقش قدیم فراز سر به اصطلاح اهورامزدا، نقش کلاه داریوش را به جای آن نشانده اندد. بحث اولیه و اصلی بر سر تعویض نقش است و نه چیز دیگر.

آقای آیدن. تخت سلیمان هم یکی از 600 قلعه ای است که پس از اسلام بر فراز ارتفاعی برای سکونت و محافظت نو مهاجران به ایران ساخته شده است. نوع دیوار کشی اطراف آن بیش تر تاثیر حصارکشی رومی را نشان می دهد و احتمالا نخستین مهاجران به آن از روم شرقی وارد شده اند. یک هزار متر بالاتر از آن، قلعه ی دیگری است به نام قصر بلقیس که کوچک تر است ولی همین معماری را دارد و رسیدن به آن نیازمند یک کوه نوردی کامل است. مهم ترین مسئله در شناخت ایران پس از اسلام یافتن علت اسکان آدمیان در قلاع بر سر قلل کوه ها به جای ایجاد مراکز تجمع شهری است، که می تواند بازتابی از مشاهده ی بقایای هنوز بر زمین مانده ی پوریم باشد. چنین تحقیقی تا زمانی که ما گمان می کنیم پیوسته تاج سر جهانیان بوده ایم، انجام نخواهد شد.

یکشنبه 2 اردیبهشت1386 ساعت: 15:1

توسط:ناصر پورپیرار

آقای سینا جهان بخش. مقاله ای که می خواهید در آدرس زیر:

http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?t=180447696
و در آرشیو چهاردهم آبان سال 1384 همین وبلاگ موجود است.

آقای آیدین. جز تورات در هیچ کتاب تاریخی دیگر سخنی از پوریم نیامده و یهودیان در اختفای آن نسل کشی کهن اصرار موکدی دارند. اندکی حوصله کنید هنوز مراتبی ناگفته مانده است که ابهامات بسیاری را خواهد گشود.

یکشنبه 2 اردیبهشت1386 ساعت: 17:4

توسط:ناصر پورپیرار

آقای ریبوار. همدان یا اکباتان یا هکمتانه و غیره فاقد آثار باستانی است و چون برای افسانه های موجود لازم بود که آن را شهری مادی و یا لااقل هخامنشی معرفی کنند، ابتدا دو کتیبه ی بسیار مضحک از خشایارشا و داریوش که آب جعل و نوکندگی از سراپای آن می چکد و اسباب آبرو ریزی مطلق ایران شناسی است و به مدد الهی قریبا از آن سخن خواهم گفت، با متنی کاملا مشابه که فقط اسامی در آن متفاوت است، نقر کردند و چند تکه سنگ با نقوش هخامنشی انتقالی از تخت جمشید را به سعی دمورگان با تلاشی جگر خراش که هیچ کس جدی نگرفت، از زیر خاک اکباتان بیرون کشیدند و همین. اما با هر کوششی هنوز نتوانسته اند نشانه ای از تمدن ماد در همدان معرفی کنند، زیرا گرفتاری بزرگ این است که کسی اصولا نمی داند چه چیز را باید اثری از امپراتوری ماد شناخت و این نهایت بی نشانگی در افسانه های موجود از ایران باستان است که یک امپراتوری پر از سخنان رنگین و دل فریب کم ترین نشانه ی مشخص تاریخی و تولیدی و هنری برای کپی برداری و جعل و نوسازی ندارد و گرنه تاکنون چند محوطه ی مادی نیز ساخته بودند. تکلیف آن چه را هم به عنوان بقایای اشکانی معرفی می کنند، اگر تشخیص شان درست باشد، معلوم است. احتمالا یونانیان کوچ کرده به ایران یکی دو مهاجر نشین نیز در همدان داشته اند. اسباب افسوس بسیار است که تپه همدان را چنان درهم ریختند و تخریب و بی شکل کرده اند که دیگر تعلق اصلی و احتمالا ایلامی آن قابل تشخیص نیست، چنان که مشغول اند تا همین بلا را بر سر جیرفت بیاورند.

دوشنبه 3 اردیبهشت1386 ساعت: 18:11

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مهدی. رئوس مطالب این تمسخر نامه را ترجمه کنید و برای این وبلاگ بفرستید تا مردم بدانند که ورم های ابلهانه ی گروهی باستان پرست چه گونه از چشم دیگران پنهان نمی ماند و ابزار تحقیر ملی ما در جهان می شود!

آخوی اکبر. یک بامبول نفرت انگیز و ننه من غریبم دیگر بود که باستان پرستان درباره ی قبر قلابی کورش که بر سنگ های آن حروف یونانی کهن حک است، درآوردند و بی نتیجه ماند

سه شنبه 4 اردیبهشت1386 ساعت: 10:59

توسط:ناصر پورپیرار

آقا سید. این دو عکس را کوچک تر کنید، کنار هم قرار دهید و بنویسید که از کجا و چه زمان برداشته اید. تا برای همه مفهوم تر شود. ممنون

آقای آتیلا. آن ها از هر گفت و گوی رسمی و ملی و در رسانه های عمومی به شدت دچار هراس اند و طفره می روند. این جا و آن جا فحاشی می کنند و از سنیدن نام من هم بدن شان به لرزه می افتد. در مورد سئوال دوم شما هم گرچه وضعیت مناسبی نیست ولی به کلی بی اهمیت است. درون آب رفتن و خیس نشدن میسر نیست.

چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 ساعت: 11:29

توسط:ناصر پورپیرار

آقای سهند. نام دقیق ایشان Fazlollah nikayin و نام کتاب شان
The Quran, The First Poetic Translation است. کتاب را
The Ultimate book, Inc. Skokie,Illinois منتشر کرده است.

آقای جنت مکان. آن یادداشت در ایران شناسی شماره 17 آمده است. در اطراف سر پل ذهاب چند نقش برجسته است که به گمان من نه نقوش رسمی و حکومتی بل انعکاسی بسیار آزار دهنده از ماجرای پلید پوریم است که مردم در حال گریز برای تاریخ ثبت کرده اند. یکی از آن ها را در همان یادداشت 17 بررسی کرده ام و آن دومی که به کتیبه ی آنوبانی معروف است، از آن جا که متن اصلی آن کتیبه را جایی ندیده ام، نظر قطعی نمی دهم ولی به توصیفات و تفسیرهای موجود نیز درباره ی آن کتیبه اعتقادی ندارم. بیش تر به نظرم می رسد که آن کتیبه هم از آن که زن و مردی را به عنوان اسیر برندگان در موهن ترین شکل خود، نمایش می دهد، می تواند سمبلی از استر و مرد خای شناخته شوند. فرض این که آن کتیبه مقدم بر دوران هخامنشی است، فرض بی سندی است. وانگهی در هنر بین النهرین کندن چنان کتیبه ی از نظر هنری کم اعتباری باب نبوده و نظیر دیگری ندارد. بیش تر به نظر می رسد که آن کتیبه ای حک شده به دست یک و یا چند آماتور باشد. وانگهی اسیر بر مرد پز یک سلطان را ندارد. نحوه ی نگهداری تبر و چماق و کمان اش بسیار لات منشانه و قصاب وار است که با ژست های زنی که به او حلقه ی اتحاد نشان می دهد و در دماغ اسیران اش حلقه انداخته، کاملا همخوانی می کند. اعتقاد من این است که کتیبه ی معروف به آنوبانی بازتاب پوریم است که همراه سمبل های آن، استر و مردخای، گریزندگان از برابر کشتار و پناه برندگان به بلندی های سر پل زهاب، برای تاریخ باقی گذارده اند. قابل تصور است که این گریختگان سرانجام از تعقیب یهودیان و نیزه داران هخامنشی جان سالم به در نبرده باشند.

چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 ساعت: 12:36

توسط:ناصر پورپیرار

آقای جنت مکان. سئوال شما مرا واداشت تا به آن یادداشت رجوع دوباره کنم و به نکته ی تازه ای برخوردم که سخت اعجاب انگیز می نمود. در قسمت بالای کتیبه ی آنوبانی یک ستاره ی چهار پر نقش شده که نظیر کامل آن بر گردن بند مهاجم کتیبه ی دوم نیز آویزان است. این ستاره ی چهار پر احتمالا می تواند نقش اولیه ای از ستاره ی شش پری باشد که یهودیان امروز به عنوان ستاره ی داود معرفی می کنند. دقت در این ستاره ی چهار پر مرا بیش تر قانع کرد که حجار این دو کتیبه حرفه ای نیستند و قصد تهیه ی گزارشی عجولانه از پوریم برای تاریخ را داشته اند. کسی به من خبر داد که این ستاره ی چهار پر را کسانی در وبلاگ های شان برای منظورهایی با ستاره ی شمش عوض کرده اند!!! رجوع کردم و شخصا این جعل را دیدم و باورم شد که این حضرات اگر خود یهودی نباشند پس دنباله روی کامل کنیسه و حقوق بگیر آنان اند.

پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 ساعت: 23:57

توسط:ناصر پورپیرار.

آقای مسعود. با تشکر توجه تمام بینندگان وبلاگ را به تصویری که از کتیبه ی به اصطلاح آنوبانی ارسال کرده اید، جلب می کنم. موقعیت جغرافیایی دیواره مانند این کتیبه و مغاره ها و پناهگاه های اطراف آن به راستی این کتیبه را به صورت اعلامیه ای برای آگاهی تاریخ از اوضاع پناهندگان به آن مغاره ها تبدیل می کند. اگر اجازه دهید این تصویر را که نمی دانم از کجا برداشته اید با شرح لازم به یادداشت 55 خواهم افزود. راستی که آن جاعلان و کلاشانی که کوشیده اند این کتیبه را یادداشتی از یک امپراتور و خدایی به نام آنوبنی معرفی کنند، با دقت تمام مواظبت کرده اند تا صدمه ای که پوریم به ساکنان کهن و بومیان این سرزمین وارد کرده است، علنی نشود

جمعه 7 اردیبهشت1386 ساعت: 11:21

توسط:ناصر پورپیرار.

آقایMozakker. پیش بینی شما در این باب که در چند ماه آینده چه خواهم نوشت، شتاب زده بود. وانگهی می پرسم اگر تقسیم بندی مرا درباره ی مهاجرین به ایران اسلامی از چهار سو قبول دارید، و می پذیرید که وارد شوندگان به بخش جنوبی ایران در قرون اولیه ی اسلامی، یمنی و عدنی و آفریقایی بوده اند، پس چرا امروز بر خود نام فارس گذارده اید؟ گمان نمی کنم که از گشوده شدن ضمیمه ی زنگ تفریح بر این وبلاگ که نقد دانش نامه ی فارسیان پیش از زندیه مفقود را برداشته است، ناخشنود باشید، زیرا که می دانید من قصد ستیزه و یا کرنش با هیچ قوم کنونی ایران را ندارم و برعکس به دنبال برقراری وحدت ملی و منطقه ای و اسلامی روانم که تاکنون مفهوم ذهنی و عینی و حتی تعریف لفظی خود را نیافته است. به هر حال چاره ای نیست جز این که قبول کنیم دانش نامه ی تاریخی فارس، در اجزا’ خود حد اکثر اثبات می کند که مردم آن خطه بیش از همه بقایایی از مهاجران عرب اند و ما هرگز و در هیچ زمان تاریخی در ایران فارس نداشته ایم. البته همین مطالب با همین زبان متوجه آن ترک و لر و کردی نیز می شود که برای خود پیشینه ی 9 و 10 و 11 و 12 هزار ساله می سازد!!!

آقای ادریس. هنوز هیچ نشانه ای از قوم ماد جز نامی در تورات یافت نشده است.

سه شنبه 11 اردیبهشت1386 ساعت: 16:58

توسط:ناصر پورپیرار

دوستان احرار. به سهم خود از صدماتی که بر شما وارد کرده اند، متاسفم و تلاش مخلصانه ی گروه شما در نبرد علیه دروغ فراموش نمی شود. دشمنان حقیقت به طور معمول برای خاموش کردن صدای حق طلبان جز رجاله بازی، فحاشی و وارد کردن صدمه، شیوه ی دیگری نمی شناسند. باید سختی ها را، به هر میزان که باشد، تحمل کرد ولی خاموش نشد. به گمان من پراکنده و از همه جا نویسی احرار گزک را برای به ستوه درآوردن شما به دست کسانی داد. در حال حاضر تنها و عمده ترین وظیفه، تعیین تکلیف با پوریم، اثبات آن رخ داد پلید و نیز وسعت صدمات ناشی از آن است. باید شرح این حادثه ی عظیم و تخریب کننده ی تمدن آدمی را، که عامدانه حذف کرده اند، به اوراق فرهنگ و آگاهی انسان بازگرداند. این یک جنگ واقعی بدون مصالحه است و جز با تسلیم عقلی یکی از طرفین خاتمه نخواهد یافت، چرا که شارلاتانی و نقشه چینی و قتل و حذف، فقط بر این ستیزه دامن خواهد زد.
مطمئن باشید که آن ها با تمام یال و کوپال و دم و دستگاه شان بر زمین کوبیده خواهند شد. این رسم و سنت چنین گلاویزی ها بوده است.

سه شنبه 18 اردیبهشت1386 ساعت: 2:0

توسط:ناصر پورپیرار

آقای یولداش. غرفه ی ما در شبستان، سالن 6، کیوسک 448 و در ردیف حرف کاف است.

آقای علی دما. مخالف شخصیت دیگری دارد، این حشرات فقط دشمن اند.

آقای ار ترک. می تواید کتاب ها را به وسیله ی پست درخواست کنید و ترجمه ی آن ها هم آزاد است.

آقای احمد. به طور معمول روزهای فرد و از ساعت 5 به بعد در نمایشگاه هستم.

آقای بچه مسلمان. هزار دلیل برای تغییر ذهنیت آن روشن فکری کوته اندیشی که ذهن اش به شنیدن دروغ عادت کرده کفایت نمی کند. او بدون حافظ مثل بادبادکی بدون دنباله از اوج تصوری کنونی اش سرنگون خواهد شد.

شنبه 22 اردیبهشت1386 ساعت: 20:6

توسط:ناصر پورپیرار

دوستان. برخی از مراجعه کنندگان به این وبلاگ که معلوم است حتی اندکی از مباحث آن را نیز درک و جذب نکرده اند، پیام گیر آن را با جعبه اعلانات شخصی خویش اشتباه گرفته اند. معتقدم که اشارات آقای آتامان درست است. این جا سخن از وفور جعل و دروغ در اسناد تاریخی ایران به قصد پنهان کردن ماجرای پلید پوریم است و نه چیز دیگر.

آقای محسنی. بار دیگر به مشخصات آن کتاب رجوع کنید شاید ملتفت شوید که آن ترجمه، ویراستار نداشته است، پس از بنیانی غلط به موضوع وارد شده اید و از قضیه سر در نیاورده اید، بنا براین دیگر سخن رانی های شما نیز از سر کینه توزی معرفی می شود. اگر دل خوری یهودانه ی شما به خاطر مقدمه ی ناشر است که متاسفانه جز همان یک صفحه جای آزاد نبود تا کاملا از عهده ی منظور برآیم که رسوا کردن کامل جایگاه رسوای یهودیان در تاریخ ایران است.

دوشنبه 24 اردیبهشت1386 ساعت: 10:54

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مجتبی. کسی که به خاطر محافظت از چشمان نازنین اش مطلبی را نمی خواند، اما خود را در جایگاه اظهار نظر در مسائل جدی می بیند، مسلما به روز شما می افتد که در برابر حقیقت دست و پای خود را گم کرده اید، تکلیف خود را نمی دانید و به پریشان نویسی افتاده اید! یادداشت ات را نصب کردم تا گمان نکنی تخم طلا کرد ای و جواب ات را نوشتم تا اندازه ی خود را بدانی. برای این که حد عامیگری خود را بدانید فقط اشاره کنم که گالیله جان اش را در راه اظهار عقیده اش نگذارد!!!

آقای باریش ترک. انتقال مطالب این وبلاگ به هر صورت و هرکجا با ذکر منبع مجاز است. عرضه ی اندیشه برای ارتزاق و ویترین چینی برای فروش کالا نیست.

آقای مسعود. قرآن دعوت به اندیشه ورزی می کند، دیوان حافظ نیست که با آن فال بگیرند و بر آن تفسیر بنویسند.

اخوی اکبر. در حوزه ی علوم انسانی و از جمله تاریخ نویسی و به ویژه تاریخ شرق میانه، اروپائیان فقط کلاشی کرده و می کنند.

دوشنبه 24 اردیبهشت1386 ساعت: 23:5

توسط:ناصر پورپیرار

آقای باریش. چند سئوال

حجم سایت چه میزان است

به تر است آرشیو را برابر تاریخ نصب مطالب مرتب کنید
و برای هر سال آیکون جدا بگذارید
نخست باید تمام مقالات موجود در وبلاگ را منتقل کرد
بعدا برای مقالات گم شده فراخوان داد
سهولت کار و سهولت دسترسی از زیبایی مهم تر است
البته زیبایی هم بی تاثیر نیست

و ممنون

پنجشنبه 27 اردیبهشت1386 ساعت: 5:0

توسط:ناصر پورپیرار

آقای باریش. متاسفانه تماس با ای میل شما برای من میسر نشد و ارور می داد. به هر حال از زحمتی که می کشید ممنونم. پیشنهاد من این است که سایت را به عنوان یک مرکز داده پردازی برای نظریات تازه ی تاریخی و پشتیبان وبلاگ ناریا، به نام خودتان و با هر اسمی که می پسندید، هرچه ساده تر، راه اندازی کنید و آرشیو آن را از مقالات من و یا هر کس دیگری که ضرورت ادامه ی این مباحث تازه درگرفته را می پذیرد، پر کنید و نوشته های جدید را به شرط محققانه بودن از همه کس بپذیرید. به صلاح دید و تشخیص خودتان می توانید عکس مرا از ضمائم لوگوی سایت بردارید و یا نگهدارید. غرض این است که دسترسی خیل مراجعان تازه را در داخل و خارج آسان تر و صدمات احتمالی را کم تر کنیم. اگر برای اتمام کار نیاز به مقدار محدودی پول داشته باشید شماره حساب اعلام کنید تا به سهم خود شریک کار شما باشم. در واقع سایت شما یادداشت های وبلاگ را برای سهولت مراجعه منتقل می کند ضمن این که سرفصل های دیگری را نیز برای اطلاع و اظهار نظر می گشاید. تصور می کنم که اداره ی سایت خصوصی برای من با زمان محدودی که دارم، سازگار نیست. دوستان دیگری هم در خراسان همین پروژه را پیش می برند و به گمانم به زودی و به خواست خدا سایت شان با آدرس www.narina.ir مشغول به کار خواهد شد. اجازه دهید کار من فقط نوشتن باشد که به راستی کمر شکن است.

جمعه 28 اردیبهشت1386 ساعت: 3:47

توسط:ناصر پورپیرار

آقای باریش. ای میل info@karangbooks.com یاهو نیست، کاملا امن است و می توانید با اطمینان هر مطلبی را به آن بفرستید.

یکشنبه 30 اردیبهشت1386 ساعت: 8:34

توسط:ناصر پورپیرار

آقای درویش. من آن مطلب شما را خواندم و قابل توجه بود. در موردی که اشاره کرده اید اسامی صاحبان پیام ها نمی تواند ملاک باشد زیرا به نام و ای میل هرکسی می توان پیام فرستاد. به نام همین شخص که نوشته اید، برای من هم پیام های هرزه ی زیادی می رسد، که قلابی بودن آن معلوم است. فرستندگان این علائم عجز کاملا شناخته شده اند با این همه و ضمن تشکر مطمئن باشید که من به اصطلاح آدم خودم را می شناسم.

یکشنبه 30 اردیبهشت1386 ساعت: 16:13

توسط:ناصر پورپیرار

آقای علی دما. رسم است که کتیبه های بنیان گذاری بناها را در زیر نخستین پی ساختمان و پیش از آغاز کار ودیعه می گذارند.

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 18:30 | 17 نظر

پاسخ ها 19، فروردین 86

 

 پاسخ ها، ۱۹

 

جمعه 3 فروردین1386 ساعت: 0:10

توسط:ناصر پورپیرار

 آقای م. ستاره. ایمان آدمی را موظف می کند. آن ها که موجب آزار شما هستند به چیزی ایمان دارند و می بینید که قرن هاست در هر شرایطی برای ایمان خود، گرچه نادرست است، با تمام نیرو و از هر راهی تلاش می کنند. نتیجه ی این نبرد جدید را هم قدرت ایمان وکار طرفین معلوم می کند. آرام باشید و کار و تبلیغ کنید. این دنیا را یک شبه خراب نکرده اند که بتوان یک شبه آباد کرد.

 

جمعه 3 فروردین1386 ساعت: 11:14

توسط:ناصر پورپیرار

آقای علی. برای اشیا’ یافت شده ای که کاتالوک معرفی دارد، دیگر نمی توان گزارش کشف قلابی ساخت، چنان که تعویض کتیبه ها نیز که صدها فیلم و عکس از آن در خانه ها هست، ممکن نیست. نگران نباشید آن ها همه دارائی و اعتبار خود را در این قماری که شروع کرده اند، باختند و در حال حاضر ایران شناسی نوع یهودی ذره ای اعتبار نزد اهل فن ندارد. می بینید که حتی در همین جمهوری اسلامی نیز تحویل گرفته نمی شوند.

یکشنبه 5 فروردین1386 ساعت: 23:12

توسط:ناصر پورپیرار

جناب آقای دکتر ذاکری. به احترام شما و با خجلت تمام چند ساعتی پیام شما را نگهداشتم و با اجازه تان حذف کردم، که موجب شرمندگی ام می شد. چشم، در اولین فرصت به خدمت خواهم رسید.

آقای علی. یهودیان که پیوسته بر مظلومیت خویش تکیه کرده اند نمی توانند در عین حال بزرگ ترین قتل عام انجام شده در جهان را نیز به گردن بگیرند. به همین دلیل با وسواس بسیار متون تاریخی را از عنوان پوریم تهی کرده و کوشیده اند با جعلیات رد پای عوارض آن را بپوشانند. حمایت قدرت های بزرگ جهان از آن ها، در برابر نفرتی که برملا شدن پوریم از جانب خردمندان عالم متوجه قوم یهود خواهد کرد، بی اثر است.
گمان می کنم یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ را نخوانده اید.

آقای احمدی. اطلاعات من از تاریخ چین مقدماتی و معمولی است و از اجزا’ آن خبر ندارم. تاریخ یهود بافته ی ایران نوعی سپر دفاعی یهود در برابر ماجرای پوریم است.

آقای بچه مسلمان. یهودیان و به خصوص که غالب کارشناسان موزه ها و حراجی های عتیقه و خط دهندگان به مجموعه داران هم یهودی اند، از این ماجرای داد و ستد اشیا’ عتیقه، که اغلب آن ها قلابی است، سود گزافی برده اند. لااقل و بدون ذره ای تردید بدانید که تمامی اشیا’ زیر خاکی ایرانی، اعم از کاسه و کوزه و سکه و کتاب و پاره نوشته و مینیاتور و از این قبیل، که تاریخ ساخت 2500 تا500 سال پیش داشته باشد، بدون بروبرگرد و بی نیاز به آزمایشگاه جعل مطلق و قلابی و نوساز است. اگر روزگاری این اصل اساسی بر صاحبان نظر تفهیم شود، اشخاص و موزه های بسیاری عزا خواهند گرفت. به احتمال زیاد همین روند، نمونه های دیگری از سرزمین های دیگر را هم شامل می شود، اما مانند اسیا’ ایرانی در دوره ی مورد بحث قاعده ی کلی و عام و بی استثنا ندارند. در مورد شرق میانه، اشیا’ با ارزش فقط تاریخ پیش از پوریم را می خورد.

دوشنبه 6 فروردین1386 ساعت: 12:50

توسط:ناصر پورپیرار

خانم ریکین. این یک جنگ دشوار و تمام عیار میان جست و جو گران حقیقت و شیادانی است که با نبوغ شان در دروغ، هستی و هویت و تاریخ و فرهنگ مردم سلیم و کهن شرق میانه و بل خردمندان جهان را به بازی گرفته اند. نگرانی من از این است که شنیدن حقیقت در راه، چنان سنگین بنماید که تحمل حمل آن برای دوستان نیز دشوار شود. این نبردی است دوران ساز که از زمان انتشار نخستین مجلد از مجموعه ی "تاملی در بنیان تاریخ ایران" عصر تازه ای در عقل اندیشی بشری، در مقولات مورد بحث را اعلام کرده است و ادامه ی آن را، به شرط حیات و خواست خداوند، نمی توان به بهانه ی مصلحت اندیشی و یا رعایت ظرفیت ملی نیمه تمام گذارد. بار کمر شکن اجرای این وظیفه ای که بر عهده گرفته ام با سخنان دل نشین دوستانی چون شما به پر کاهی بدل می شود. سلام مخصوص و آرزوی بهروزی همیشگی شما را دارم و برای دوستان و همراهان و نزدیکان نیز سلام می فرستم. شکفته بمانید.

آقای وجیه زاده. حقیقت این که حجاری های مانده بر معابد آمریکای مرکزی، شرحی از نهایت خشونت و خون ریزی را تصویر می کند، بی این که علت آن بر کسی روشن باشد. اما چنین تصاویر خاموش، ذره ای از اهمیت و ابهت آن مردم و اقوام نمی کاهد.

آقای دماوندی. ای میل شما را گرفتم و از دلواپسی های تان ممنونم. سرنوشت آدمی را خداوند رقم می زند و عبور از آب بدون خیس شدن ممکن نیست. برای شما سلامتی و سرخوشی طلب می کنم.

آقای اکبری. بگذارید دل شان را به این اطوارها خوش کنند، هنگامی که آوار سرازیر شد چنین شیرین زبانی هایی نجات شان نخواهد داد.

چهارشنبه 8 فروردین1386 ساعت: 2:27

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مشد علی. در ابنیه ی سنگی تخت جمشید هیچ محوطه ای را که بتوان سرویس رفع احتیاج فرض کرد دیده نشده است. علت اصلی ناتمام و نیمه کاره بودن این ابنیه است و شاید هم امپراتوران، به قول داش مشدی ها، تف می کرده اند؟!!

آقای Talay Tuktay. فیلم 300، شکوه تخت جمشید، کورش در حال ساخت، اسکندر، موضوع مضحک آب گیری سد سیوند، نشست لندن با نام هخامنشیان امپراتوری ناشناخته و نشست ساسانیان در پاریس و نشست های دیگری در برلن و وین، همگی نوعی ایجاد اغتشاش در داده های تاملی در بنیان تاریخ ایران و چاره جویی بی حاصل و تست انواع مقابله است. باخبرم که در برخی از این نشست ها میان نام آوران ایران شناسی کار به فحاشی هم کشیده شده است.

آقای سهند. ممنون!

آقای احمدی. اگر عجول نباشی، پاسخ تمام سئوالات بی جواب مانده ی دو سه ماه گذشته را یکجا خواهی گرفت. همین قدر گفته باشم که ساخت تمام مساجد کهن غرب اسلامی از عراق تا شمال آفریقا متعلق به قرن اول و دوم است.

آقای رحیمی. بهترین راه تشخیص قلابی بودن سکه اشاره به نام ضراب خانه آن است. مثلا اگر در قرن دوم هجری نشانی از شیراز نیست ولی سکه ای به نام آن شهر پیدا می شود، پس احوال آن سکه معلوم می شود. ضمن این که روش های متعدد دیگری برای شناخت سکه وجود دارد که کسی زیر بار آن نمی رود.

آقای علی. نوشته اند که بر مناره ی مسجد تاری خانه ی دامغان تاریخ نامطمئن قرن پنجم وجود دارد که آقایان بهانه می آورند که مناره را بعدها ساخته اند و هیچ تاریخ دیگری نیز بر بنا نیست که قرن دومی بودن آن مسجد را اثبات کند.

 

پنجشنبه 9 فروردین1386 ساعت: 11:2

توسط:ناصر پورپیرار

آقای ترک 78746. اگر فرض را بر صحت حدسیات شما بگیرم که این یادداشت های ایران شناسی، مقدماتی است برای نتیجه گیری معکوس، پس آن چه را که به طور کلی تناقضات این بررسی ها گمان کرده اید، درک نکردن اسلوب و روشی نو در تحقیقی چنین کلان و معارض با باورهای عموم است. به این یادداشت توجه کنید:

چهارشنبه 8 فروردین1386 ساعت: 0:45 توسط:بولود
با اینکه سالهاست با نوشته های آقای پور پیرار آشنا هستم و با اینکه یک ترک بیزار از ادبیات ترک ستیز فارسی هستم باز هم به سختی میتوانم این سخنان واین منطق استوار را هضم کنم!!چه کنم که در زباله دانی به نام فرهنگ و ادب و تاریخ سراسر خرافه ایرانی بالیده ام. واقعا امکان زدودن این همه غبار وجود دارد؟ برای من"حق و صبر" تنها شمع موجود در این اقیانوس تاریک است.

واقعیت همین است و در میان کسانی نمونه هایی دیده ام که عمری دراز را در بندگی حقیقت گذرانده و بهای گزاف پرداخته بودند و حتی یک هویت طلب معروف ترک به من پرخاش می کرد که باید حافظ را مستثنی کنی، زیرا که سخت به او و شعرهای اش علاقه مندم. در چنین شرایطی زمینه چینی بر بیان مقدم می شود و باید ابتدا طرف مقابل را آماده ی شنیدن در باب علاقه مندی ها و تعصبات اش کنی. یعنی مطالب را ذره ذره بخورانی هرچند که در نهایت، نتیجه گیری با مقدمه چندان موافق ننماید. در این باب نمونه ها فراوان است که بیان آن ها را برای شما چندان موثر نمی بینم. مثلا نصب یادداشت 45 اسلام و شمشیر بدون عبور از 44 یادداشت قبلی آن اثرات معکوس می گذارد و گوش شنوایی نمی یافت.

جمعه 10 فروردین1386 ساعت: 1:58

توسط:ناصر پورپیرار

آقای بچه مسلمان. تشخیص این که در زیر بنای کدام امام زاده، یک یهودی در درجات مختلف مقامات مذهبی دفن شده، بسیار سیستماتیک و سهل است. برآورد من این است که لااقل نیمی از ابنیه ی امام زاده های مهم در غرب و جنوب و نوار سبز گیلان و مازندران و گرگان و نیشابور و خراسان، یهودی است و در مواردی چون دماوند و لواسان و به طور کلی شمیرانات، که یک لغت یهودی و تبعیدگاه نخستین یهودیان از زمان آشوریان بوده و نیز سزاسز استرآباد، چنان که خود اشاره کرده اید، نزدیک به صد در صد است. این یک وظیفه ی دینی و ملی و فرهنگی است که جمهوری اسلامی باید در شناخت حقیقت در باب امام زاده ها تحقیق را آغاز کند و از آن طفره می روند.

 

یکشنبه 12 فروردین1386 ساعت: 0:57

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مهدی. راه درستی را می روید. گمان می کنم وظیفه ی جوانان در هر منطقه ی ایران پیراستن ادعاهای قومی خود از اضافات عامیانه است و در باب زبان و دیگر میراث ترک ها، این وظیفه بر دوش امثال شماست. ضمن این که من به جای خود حرف های لازم را خواهم زد. در ضمن وقف نامه ی ربع رشیدی قطعا جعل است و بر زمین آذربایجان هیچ نشانه ای از آن بنای ربع رشیدی که می گویید وجود ندارد و چیزی است همانند رصد خانه ی مراغه!

آقای رهگذر. سئوال تان چندان واضح نیست.

آقای قورد میدانی. در تبریز بازار پیش از صفویه نیست و غالب این بناها هم که نام برده اید یا فقط نام مجرد است و یا به دوران پس از صفویه باز می گردد و اگر حوصله کنید در اواخر این یادداشت ها به موضوع آن چند نمودار معماری پیش از صفویه که غالبا در نوار شمالی ایران است، خواهم پرداخت.

آقای احمدی. اگر فشار کارها اجازه دهد، چشم. وانگهی گمان نمی کنید که این کار از خود شما هم ساخته است؟

آقای علی. باید تا یادداشت های نهای مبحث ایران شناسی بدون دروغ منتظر بمانید.

دوشنبه 13 فروردین1386 ساعت: 1:4

توسط:ناصر پورپیرار

آقای علی. نسبت دادن های موجود مدرک صحت چیزی نیست و تا آن جا که به تاریخ میان پوریم و صفویه مربوط می شود مدرک صحت هیچ چیز نیست. کمی که حوصله کنید به آن مطالب نیز خواهم رسید.

آقای رحیمی. پاسخ شما را قبلا گذارده ام. من هم همین درخواست را دارم که با هر وسیله ای که دارند و می توانند صحت زمانی و مکانی اشیایی را که متعلق به 2000 سال فاصله ی میان پوریم تا صفویهمی دانند، ثابت کنند ولی کو گوش شنوا؟

آقای رضا. دنگ و فنگ پالتاک بسیار زیاد است یک بار تجربه کردم و از بسیاری مشکلات فنی کاری از پیش نرفت.

اخوی اکبر. کمی دیگر حوصله کن اگر خدا بخواهد جزییات باور نکردنی بسیاری روشن خواهد شد. به همه سلام برسانید.

آقای احمدی. زرین کوب کتابی دارد به نام تاریخ ایران پس از اسلام که به لعنت هم نمی ارزد ولی در بخش اول آن فهرستی از آن چه می خواهید درج شده است.

دوشنبه 13 فروردین1386 ساعت: 15:35

توسط:ناصر پورپیرار

آقای ترک 78746. برداشت شما از پاسخ قبلی من درست نیست. شما مدعی شده اید که در نوشته های من تناقض است و از طرفی می گویید قرار است از مقدمات کنونی در باب صفویه نتیجه ای معکوس بگیرم. من هم جواب دادم که اگر همین حرف را قبول داشته باشید، پس آن چه را شما تناقض دیده اید، حاصل عدم درک ارتباط دیالکتیکی بین مقدمه و نتیجه است، نه تناقض. و توضیح دادم که در این تحقیق نو که تمام دانسته ها و باورها و تعصبات پیشین زیر سئوال می رود، برای رعایت حد تحمل خواننده انتقال تدریجی مطالب ناگزیر است و برای نمونه کامنت زیر از آقای بولود را مثال زده بودم.

چهارشنبه 8 فروردین1386 ساعت: 0:45 توسط:بولود
با اینکه سالهاست با نوشته های آقای پور پیرار آشنا هستم و با اینکه یک ترک بیزار از ادبیات ترک ستیز فارسی هستم باز هم به سختی میتوانم این سخنان و این منطق استوار را هضم کنم!!چه کنم که در زباله دانی به نام فرهنگ و ادب و تاریخ سراسر خرافه ایرانی بالیده ام. واقعا امکان زدودن این همه غبار وجود دارد؟ برای من"حق و صبر" تنها شمع موجود در این اقیانوس تاریک است.

پس در چنین شرایطی زمینه چینی، برای بیان نتیجه بسیار مهم و مقدم است و مباحث کلان را باید خرد و برای بلع و هضم آماده کرد که گاه موجب گمان تناقض بین مقدمه و نتیجه می شود. مثلا بیان از حافظ و مولانا مثال خوبی است. من ده ها بار نام و اثر این دو را در نوشته های ام آورده ام بدون این که منکر وجود تاریخی آن ها شده باشم، اما مسیر مباحثات و زمینه چینی ها کم کم اجازه داد که مطلب بنیانی در باب ساختگی و هدفمند بودن حضور فیزیکی آن ها را طرح کنم که هنوز هم استدلالات کامل آن را عرضه نکرده ام، اما تابو را شکسته ام و پایه های طرح را ریخته ام. احتمالا پیچیدگی های موجود در اسلوب طرح این مباحث کلان شما را گیج کرده است. در باب مسائل ترکان ایران هم باید حوصله کنید تا مقدمات لازم گفته شود و زمان طرح و بیان مطالب اصلی در این باره فرا رسد.

چهارشنبه 15 فروردین1386 ساعت: 1:52

توسط:ناصر پورپیرار

آقای تلمیذ. برای دریافت پاسخ خود باید تا پایان این بررسی و گذر از مقدمات حوصله کنید. حقیقت از آن چه تصور کرده اید نیز هول آور تر است.

آقای مسعود. از مراحم مکرر شما سپاس گزارم.

آقای مجتهدی. ای میل شما را دریافت کردم. از لطف شما سپاس گزارم. ویراستاری های مجدد و مکرر این یادداشت ها ضروری و ناگزیر است. الا این که در هیچ ویراستاری نبود تبدیل به بود و نخواست تبدیل به خواست نمی شود. این ویراستاری ها صرفا ادبی و برای نرم تر کردن جملات دشوار به منظور دریافت ساده تر خواننده از مقصود است. به ترین زمان کپی کردن هر یادداشت وقتی است که یادداشت جدید و بعدی نصب می شود.

آقای بختیار. سازندگان این اوراق شخصیتهای واقعی و غالبا زنده اند. به تر می بینم که بدون شتاب و بی حوصلگی ادامه ی مطالب را با دقت دنبال کنید تا به پاسخ های لازم برسید.

پنجشنبه 16 فروردین1386 ساعت: 23:24

توسط:ناصر پورپیرار

آقای صمیمی. این گونه مطالب که از فرط تکرار قی آور و به ضد خود بدل شده است، نیازی به پاسخ ندارد. همین که طنز درباره ی هخامنشیان در جامعه در حال رواج است، به ترین پاسخ به بقایای باستان ستایی است.

آقای مسعود و آقای بچه مسلمان. فقط آن قسمت نمودار که با متن قرآن منطبق می شود، قابل تایید است و گرنه نیاکان و اسلافی که برای پیامبر در آن جدول شمرده شده نیز همانند اخلاف آن جناب، مطلبی غیر تاریخی و ناهمخوان با قرآن است. خداوند دفتر دستورات دینی را با قرآن و سلسله ی نبوت را با محمد رسول بسته است. پس هر مطلب فرا قرآنی با اصل دین و ابلاغیه ی قرآن بی ربط و حتی مغایر و چیدن هر صغرا و کبرایی در این باب بی حاصل است. شیعه و سنی و حنفی و حنبلی و غیره هم ندارد. زیرا همگی با درجات متفاوت مشغول ترک قرآن، تسلیم به دون خداوند و ساختن رسولانی دیگرند، که خداوند بر ظهور دنباله ی آنان با وجود پیامبر اسلام، نقطه ی ختم گذارد. نقطه مثبت آن جدول لااقل در این است که ناگزیر بر خاتمیت پیامبر اسلام تایید گذارده است که اصالت و فخامت و صحت قرآن را می رساند.

آقای R134a. باید کمی دیگر حوصله کنید. از ارسال عکس ها ممنونم.

آقا یا خانم سودا مهرپور. آن حدیث آشکارا ضد آموزه های قرآنی و با مضمون آیه ی "ان اکرمکم عند الله اتقکم" و آیات بسیار دیگری که ارجحیت قومی و خونی و قبیله ای را رد می کند، معارض است.

دوشنبه 20 فروردین1386 ساعت: 0:8

توسط:ناصر پورپیرار

آقای علی دما. تقریبا تمام حدس ها و تصورات شما نادرست است.

آقای مسعود. آن جا که گفته ام قصد من تحریک قدرت و توان کنکاش خردمندان و اهل تجسس است منظورم همین سعی است که شما و امثال شما انجام می دهید.

آقای یولداش. تصاویر بر سفال های سیلک و از این قبیل تجریدی است نه واقعی.

آقای صمیمی. باز کردن سایت بی بی سی ممکن نشد و مطالب آن دیگری و بسیار بدتر از آن نیز برای من روشن بود برای سینه چاکان ایشان بفرستید.

آقای مرادی. سراپای این ایران شناسی مارک یهودی کثیف و غرقه در دروغ انشا’ الله در حال برچیده شدن است. تامل و تماشا کنید.

آقای مترجم. در متن میخی داریوشی همان ارمینه ثبت است که اوراشتو معادل بابلی آن قرار گرفته است. مطلب واضح این است که علائم مادی حضور هخامنشیان در ایران بسیار مختصر و محدود به حوزه ی کوچکی از فارس کنونی، بخش ناچیزی از شوش و کرمانشاه فعلی و آن هم مملو از دروغ بافی و جعل است. سخن گفتن از پایگاه  استقرار و حکومت  هخامنشی در ارمنیه و خوارزم و سیستان و هند و حبشه و مصر و یونان خواندن قصه برای کودکان است.

 

چهارشنبه 22 فروردین1386 ساعت: 0:37

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مسعود. بسیار جالب ولی مختصر بود. تصاویر دیدنی تری نیز وجود دارد.

آقای مهدی. به دلایل متعدد در زمانی که نقر این کتیبه را آغاز می کرده اند، هنوز خط میخی داریوشی به اصطلاح ابداع نشده بود و به همین دلیل نوشته های به این خط را به خاطر دیر رسیدن، با زور و زحمت لا به لای فضاهای خالی گنجانده اند. من هم تصاویر متعددی دارم که آسنه را بسیار سالم تر نشان می دهد، این گونه تصاویر متعلق به اوائل قرن بیستم است.اغلب آسیب های کنونی را تفنگ داران انگلیسی ساکن در کرمانشاه در جنگ اول جهانی با تیراندازی به نقش ها به وجود آورده اند.

آقای بچه مسلمان. راستی که حکایت دل خراشی است، شایسته ی ثبت بر روی فیلم و برای دیدار خردمندان جهان. باید به حمایت الهی امیدوار بود. سرانجام روزی فیلمی عظیم و شاید هم به همت دولت های اسلامی درباره ی پوریم ساخته خواهد شد.

آقای اصفهانی. مطالب شما در باب کردها و افسانه های رایج میان آن ها بسیار جذاب بود. متاسفانه گمان می کنم بخش بزرگی از آن را اشتباها حذف کرده ام اگر در اختیار دارید لطفا دوباره نصب کنید.

چهارشنبه 22 فروردین1386 ساعت: 0:29

توسط:ناصر پورپیرار

آقای حسن. در یادداشت قبل علت گزینش کتاب لوکوک را مختصرا توضیح داده ام. عمده ترین امتیاز آن در این است که مغایرت بین متون کتیبه ها در خط میخی داریوشس و بابلی و ایلامی را تذکر داده است.

آقای مهدی. به دلایل متعدد در زمانی که نقر این کتیبه را آغاز می کرده اند، هنوز خط میخی داریوشی به اصطلاح ابداع نشده بود و به همین دلیل نوشته های به این خط را به خاطر دیر رسیدن، با زور و زحمت لا به لای فضاهای خالی گنجانده اند. من هم تصاویر متعددی دارم که آسنه را بسیار سالم تر نشان می دهد، این گونه تصاویر متعلق به اوائل قرن بیستم است.اغلب آسیب های کنونی را تفنگ داران انگلیسی ساکن در کرمانشاه در جنگ اول جهانی با تیراندازی به نقش ها به وجود آورده اند.

جمعه 24 فروردین1386 ساعت: 2:34

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مسعود و آقای بچه مسلمان و آقای تلمیذ و آقای رضا. به تر است به ادامه ی یادداشت ها نوجه کامل کنید. چیزی بر علاقه مندان دریافت حقیقت پوشیده نخواهد ماند. ضمنا توجه و تصور آقای مسعود نسبت به پایه های آفتاب گیر که شباهت کامل با شمعدان مقدس یهودیان دارد، شایسته ی دقت است.

آقای ریبوار. از لطف شما ممنونم. به زودی و با خواست خداوند این وبلاگ به سایت منتقل و تغییرات لازم داده می شود.

آقای morteza.turkoghlu. در این وقت محدود، اگر میسر بود، چشم.

آقای محمد علی. ممنونم در این فضای بسیار احمقانه و خشم آلود و مملو از ناسزا دعوت و تبلیغ به حقیقت تنها کار میسر و مطمئن است. باید دائما دیگران را با واقعیت ها آشنا و رو به رو کرد.

 

جمعه 24 فروردین1386 ساعت: 22:1

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مترجم. به گمان من صدمه در بال هم دیده می شود ولی به این علت که ضخیم و مضرس است چندان واضح نیست. ضمنا آیا خبری از انتشار کاتالوگی از ابنیه ی سلجوقی در ترکیه داری؟

آقای مهدی. غالب این واژه ها اصل روسی دارند و از زبان اسلاو وارد شده اند. محققی زبان فارسی را به جای هندو و ایرانی، روس و ایرانی خوانده است. بعدا توضیح بیش تری خواهم داد. ضمنا بدانید که بر مبنای داستان های تاکنون و اگر رمز گشایی خط و زبان های بابلی و ایلامی را بر اساس بازخوانی خط میخی داریوشی بدانیم پس تمام ادعاها در باره ی ازخوانی خط و زبان بابلی و ایلامی منطقا دروغ می شود.

آقای Öxtay Kərim oğlü. دین زردشت ساخته شده در هند و در دو سه قرن است بنا بر این در تاریخ کسی به نام زردشت و چیزی به نام آتشکده و اوستا نبوده که بقایای آن را در آذربایجان جست و جو کنیم.

آقای عباس احمدی. آیه ی مورد نظر شما بخشی از چهار آیه ی معروف و طلایین سوره ی حجرات به شماره های 9 و 10 و 11 و 12 است که به همزیستی و احترام متقابل و دوری از بد گمانی و خود برتر بینی حکم می کند. نمی دانم نظرتان به کدام قسمت آن است. توضیح بیش تری بیاورید تا توجه بیش تری کنم.

آقای آتامان. هرنوع نقل از این وبلاگ بلامانع است.

 

شنبه 25 فروردین1386 ساعت: 2:22

توسط:ناصر پورپیرار

آقای مسعود و آقای محمد علی. مطالب و مندرجاتی را که می گویند از سنگ نبشته های بابلی و ایلامی و آشوری بیرون کشیده اند و به خصوص آن کتیبه را که از قول آشور بانی پال مدعی قتل عام مردم شوش و تخریب کامل آن می شوند، به دور بریزید. زیرا که خواندن بابلی و ایلامی بر این اساس که اینان می گویند ناممکن است و گرنه ترجمه ی این چند هزار لوحه ی کوچک ایلامی را که از تخت جمشید ربوده اند، این همه طول نمی دادند. از دو حال خارج نیست یا این حضرات قادر به خواندن آن ها نیستند و یا در آن لوحه ها مطالبی است که آشکار شدن آن موجب بی آبرویی دانشگاه های کنیسه و کلیسایی غرب است. در هر دو حال تعلل آن ها خود مدرک محکمی بر دروغ بافی های موجود در موضوع مسائل شرق میانه ی کهن است. به خواست خدا و به زودی آخرین و مهم ترین اسناد را در اثبات وسعت بی شرفی در نزد بنیان گذاران ایران شناسی نوع یهودی ارائه خواهم داد.

آقای از جنوب. نخست این که از چه راه 2000 ساله بودن آن بنا و نیز آتشکده بودن آن را اثبات می کنید؟!! این هم یکی از همان توهم های فراوان و غیر مستند است که برای مستند کردن دروغ های شان سراسر این سرزمین را با آن پوشانده اند.

 

شنبه 25 فروردین1386 ساعت: 20:23

توسط:ناصر پورپیرار

آقای صمیمی. این یارو دو سه هفته ای است که از این عرض اندام ها می کند و اگر هنوز جرات نکرده است تا سری به من بزند از آن است که نردبان با بلندی لازم را پیدا نکرده است!!!! راستی که خنده دار شده اند.

آقای سلام کتاب آن استاد چند روزی پیش از انتشار به دست ام رسید. باید به آینده ی تحقیقات ایران شناسی فارغ از تلقینات یهودیان با چنین نشانه هایی امیدوار بود. ایشان البته کارهای با ارزش دیگری نیز دارند که در راس آن ها ترجمه ی قرآن به زبان انگلیسی قرار دارد که به به ترین ترجمه به آن زبان مشهور است. آن اظهار نظر ویلیام جکسن درباره ی پاسارگاد نیز بسیاری را رسوا و گروهی دیگر را خشمگین می کند. بارگاه دروغ درباره ی تاریخ و هویت ایرانیان در حال فروریزی است.

 

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت: 12:38

توسط:ناصر پورپیرار

اخوی اکبر. سر و کله ی این جماعت پس از صفویه و به تدریج پیدا شده و سابقه ی پیش از صفویه ندارند. امیدوارم تعطیلات به بچه ها خوش گذشته باشد. مرحمتی شما رسید و مثل همیشه هم کوچک بود. با این همه دست شما درد نکند. استفاده کننده ی آن را پیدا خواهم کرد.

آقای اتفاق. پاسخ این همه سئوال را باید شفاهی و تلفنی داد. در این جای کوچک نمی گنجد. به زودی خدمت شما تلفن خواهم زد. سلام مرا برسانید.

دوشنبه 27 فروردین1386 ساعت: 3:29

توسط:ناصر پورپیرار.

آقای اتامان. مطلبی را که می گویید لااقل درباره ی زردشتیان صادق است. زردشتیان مطلقا ساخته ی دست کمپانی هند شرقی و در چهره و لهجه و دیگر خصوصیات از نژاد و مردم هندند که برای انحراف تاریخ پارسیانن هند نامیده شده اند که گویا از ترس شمشیر عرب 1400 سال پیش به هندوستان گریخته و 300 سال پیش تنها به نواری در جنوب ایران باز گشته اند!!! اگر نخستین تصویر خدای اهورامزدا در بیستون است پس چرا زردشتیان در آن جا جمع نشده اند و به یزد و کرمان کوچیده اند که هیچ نقشی از اهورامزدا در آن جا نیست؟ حق به جانب آن هاست زیرا که رد نژاد هندی زردشتیان تنها در اختلاط با مردم جنوب شرقی ایران گم می شود. تعداد اندک زردشتیان کنونی ثابت می کند که همین ازدیاد نیز در ایران و در سه قرن اخیر صورت گرفته و شاهدی است که تعداد مهاجران اولیه ی آنان بسیار اندک بوده است.

دوشنبه 27 فروردین1386 ساعت: 9:29

توسط:ناصر پورپیرار.

آقای احمدی. درباره ی آن آیات پر جلای سوره ی حجرات، با پوزش از فراموشی و دیر کرد به ترجمه ی نسبتا آزاد ولی مطمئن آن توجه می دهم:
و اگر میان دو طایفه از مومنین کار به قتل کشید، بین آن ها سازش ایجاد کنید و اگر یکی از آن ها توافق نکرد با او در افتید تا به خواست خداوند گردن نهد و اگر پذیرفت بین آن ها به طریق عدالت و رعایت آشتی برقرار کنید و خداوند مراعات کنندگان را دوست دارد. مومنین برادران یکدیگرند پس میان برادران آشتی برقرار کنید و راه خدا را بروید تا مشمول رحمت او شوید. ای ایمان آوردگان قومی از شما قوم دیگر را دست کم نگیرد که بسا بالاتر باشد و نیز زنانی را بر زنانی دیگر چرا که ممکن است نیکوتر باشند. جلوه مفروشید و به القاب نام آوری نکنید. پس از ایمان زشت است نام گناهان بردن. و کسانی که خود را درست نمی کنند در ظلمت قرار گرفتگانند. ای مومنین بدگمانی فراوان مکنید زیرا برخی از بد گمانی ها گناه است و در کار یکدیگر جاسوسی و کنجکاوی نکنید. مگر کسی از میان شما خوردن گوشت برادر مرده ی خود را می پسندد. پس پا پس بکشید و تابع خدا باشید که درگذرنده و مهربان است.

اخوی اکبر. کمی دیگر حوصله کن با خواست و به اندازه ی توان به همه چیز خواهم پرداخت.

 

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 6:0 | 13 نظر

پاسخ ها 18، اسفند 85

پاسخ ها، ۱۸

 

 

شنبه 5 اسفند1385 ساعت: 11:55

توسط:ناصر پورپیرار

آقای عزیزی. به تر بود سئوال تان را خطاب به آقای م. ستاره می نوشتید تا ایشان پاسخ دهند. مباحث مربوط به این وبلاگ دعوت به بنیان اندیشی است و می گوید اگر در سرزمینی زیر بنای اقتصادی یعنی کاروان سرا و حمام و بازار نیست، پس مدیریت سیاسی و تولیدات فرهنگی هم ناممکن می شود و ترک و فارس و مغول و تیموری هم ندارد. درباره ی اندک بناهای مساجد و مقابر مانده در بخش هایی از ایران نیز اگر حوصله کنید توضیح خواهم داد. طبیعی است سئوالاتی که بدون توجه به این بنیان اندیشی مطرح می شود، بیرون از موضوع و قابل پاسخ گویی نیست.

 

یکشنبه 6 اسفند1385 ساعت: 16:19

توسط:ناصر پورپیرار

آقای رهگذر. تشابه تیپ ها در برخی از حوزه های جغرافیایی ایران و یا جهان، لزوما نتیجه ی جنگ و هجوم نیست. مهاجرت و داد وستد و ازدواج اصلی ترین علت درهم آمیزی شمایل ها در سراسر جهان است. اینک نسل جدید دو رگه ها و نیز بخش اعظم فرهنگ و هنر و به خصوص موسیقی اروپا و آمریکا، در اصل حاصل انتقال اجباری و اختیاری آفریقاییان به غرب است و نمی توان گمان کرد که سیاهان به اروپا و آمریکا حمله کرده اند. در ایران نیز که بخش شرقی آن مطلقا با تجمعی از مهاجران ترک و افغان و هندو و مردم خراسان بزرگ شکل گرفته است، وجود تیپی از چهره های مغولی چندان موجب اعجاب نیست و نیازی به لشکر کشی ندارد.

دوشنبه 7 اسفند1385 ساعت: 23:29

توسط:ناصرپورپیرار

آقای وجیه زاده. حقیقت حتی از این که شما نوشته اید نیز بارها و بارها موحش تر است و اگر بدون مقدمه چینی بر زبان آورم، موی سر بی ظرفیتان در جا سفید خواهد شد. بدانید که من در ابداع شگرد خود در بیان تاریخ درست ایران موفق بوده ام و شرحی را گذرانده ام که بیان یکباره ی آن نه فقط میسر که مجاز هم نبود. اینک همان رمندگان از درستی نیز سخت کنجکاوند که بدانند سرانجام این مقدمات به کجا خواهد رسید و مطمئن باشید که اگر کار را در همین یادداشت 37 متوقف گذارم در سراسر جهان کسی یافت نخواهد شد که یادداشت 38 را نصب کند. بنا بر این با دندانی بر جگر که با این شیوه ی بازی به سادگی مات شده اند، مجبور به تحمل من اند. حوصله کنید به خواست خداوند سخنان اصلی و از جمله درباره ی اقوام کنونی ایران، با ترسیمی باور نکردنی و بدون بزک، هنوز در راه است.

سه شنبه 8 اسفند1385 ساعت: 5:56

توسط:ناصر پورپیرار

آقای توحید. علی دشتی کاریکاتوری از گلد زیهر یهودی و 23 سال کاریکاتوری از کتاب "درس هایی از اسلام" گلد زیهر است. هر دوی این ها بر مبنای مقایسه ی آیات مکی و مدنی مدعی تغییر لحن خطاب در این دو گروه آیات می شوند. آیات مکی را ملایم و معتقد به مسامحه و آیات مدنی را جنگ خواه و خون ریز ارزیابی می کنند. تا بگویند توصیه به مهربانی در قرآن مختص آیات مکی است. برای موفقیت و مقدمه چینی در طرح این نظر نادرست، ابتدا سوره های قرآن مبارک را به مکی و مدنی دسته بندی کرده اند، که تا همین اواخر منظور نمی شده است. کافی است از مدعی و صاحب نظری مثلا در قم بپرسید از چه زمان در سر سوره های قرآنی قید مکی و مدنی و به اصطلاح محل نزول آمده است؟ کسی را نخواهید یافت که پاسخ شما را درست بدهد. اگر خدا عمر دهد و اراده کند روزی نقد مناسبی بر 23 سال دشتی خواهم نوشت. البته قول و قرائن دیگری معتقد است که ۲۳ سال را منزوی فرزند شیخ آقا بزرگ تهرانی نوشته است.

 

سه شنبه 8 اسفند1385 ساعت: 8:47

توسط:ناصر پورپیرار

مناسب تر است دوستان برای دریافت حاصل این بررسی ها که هنوز به نیمه هم نرسیده، تامل بیش تری کنند. این حدسیات در مجموع درست نیست.

چهارشنبه 9 اسفند1385 ساعت: 5:56

توسط:ناصر پورپیرار

اگر دوستان و دشمنان در 12 ساعت گذشته برای این وبلاگ پیامی گذارده اند، به علت از دست رفتن آن ها، لطفا تکرار کنند.

چهارشنبه 9 اسفند1385 ساعت: 10:5

توسط:ناصر پورپیرار

دوستان احرار و آقای البرز. من آن قدر در اجتماع بوده ام و به قدری با انواع آدم ها برخورد کرده ام که بتوانم ماهیت اشخاص را از روی کم ترین نشانه ای که بروز می دهند، شناسایی کنم. به دفتر من کسانی می آیند که به محض ورود بوی کپک جاسوس را می دهند، سر کارشان می گذارم و هر قدر هم که اداهای دوستی درآورند بالاخره از فرط ناکامی و دست خالی ماندن و لو رفتن، خروج می کنند و دشمن می شوند. آن ها جاسوس دولتی نیستند، پادوی این و آن به اصطلاح محقق اند که این نوشته ها سعی عمر و نام و نان شان را به باد داده است. نمونه شان را هم همه می شناسید. حالا حکایت این آقا و یا خانمی است که آیه ی ضد برده داری در قرآن می خواهد. از ابتدا به نظرم رسید که سئوال اش بو می دهد و یادداشت احرار هم نشان داد که توضیح دادن برای او بی حاصل است. گمان نکنید که اگر آدرس آیات را به او بدهید و یا نبود آیات را تذکر دهید مشکل او حل می شود؟ خیر، او مشغول مقدمه چینی است و همان به تر که اگر مطلبی برای بیان دارد، خود به جست و جوی اسناد آن برود تا رسوا شود. چرا باید حرف دل خواه خود را از زبان ما بگیرد؟ بگذارید گمان کند در قرآن آیات ضد برده داری نیست، وقتی چنین ادعایی کرد آن گاه با آیات قرآن غرض ورزی و بی سوادی اش را آشکار می کنیم.

 

پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت: 3:18

توسط:ناصر پورپیرار

خانم ریکین. امیدوارم که مشغولیات شما در این مدت غیبت، از نوع دل چسب اش بوده باشد. انجام این کار طاقت شکن، در میان انبوه لجاجت و عناد و خباثت، بدون همراهی و حمایت دوستانی همانند شما دشوارتر می شد. امیدوارم که در انتهای این سری یادداشت های جدید، تا حدودی سیمای دروغ در زندگی این مردم را آشکار کرده باشم که به همه شکلی درآورده اند: تاریخ، باور، ادبیات، هنر، و یکی از یکی ناپسندتر و منحرف کننده تر. عرض ارادت مرا بپذیرید و سلام مرا به دوست مشترک مان برسانید.

آقای علی رضا. بزرگواری کردید و از این راه دور پس از مدت ها به من سری زدید. خبر دارم که کار شما نیز فشرده و انبوه و پر مسئولیت است. این قاعده ی عمومی شده است که اگر نخواهی بارت را به دوش دیگران بگذاری و نپذیری که بیگاری و بی مایگی کنی، مجبور به تحمل ناملایمات و محکوم به محدودیت در گذرانی. دوستان و به خصوص آن بیمار را سلام برسانید.

آقای تلمیذ. کریم خان زند نخستین حاکمی است که در شیراز آثار حضور به صورت قلعه و بازار و حمام دارد و شیراز پیش از او را به زحمت بتوان در مظاهر زیستی معمول پیدا کرد. اگر کریم خان بازاری در شیراز ساخته است که تنها بازار قدیم شیراز و هنوز دایر است، پس فهم مطالبی که می نویسم چندان دشوار نخواهد بود. زیرا مثلا نمی توان ادعا کرد که کریم خان بازارهای تیموری و صفوی را در شیراز تخریب کرده و بر شالوده یز آن بازار وکیل را بالا برده است! هرچند که حتی همین سخن را از زبانی شنیدم که تاکنون ادعاهای بزرگ در شناخت تاریخ ایران داشت. به او پاسخ دادم که توسل تو به این گونه استدلالات نشان پیروزی کامل تزهای من است.

 

پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت: 3:38

توسط:ناصر پورپیرار

دوستان احرار. تلاش شما برای گسترش بنیان اندیشی شایسته ی تحسین است. امیدوارم که توضیحات زیر قدرت رفع تردید های موجه شما را داشته باشد.
1. در باب آن اندک ابنیه ی مانده از دوران ماقبل صفوی، که جز چند مسجد و مناره و مقبره و از این قبیل نیست، به زودی وارد بحث و توضیح مفصل و جذابی خواهم شد که تلخیص آن در این باکس میسر نیست.
2. خیال نمی کنم که در زیر طاقچۀ سنگی دیوار شمالی کاخ تچر، متنی منقور باشد، شاید منظور دیوار جنوبی باشد. حالا نقل مکان می کنم، کتاب های ام را بسته ام و دسترسی به کتاب بهروزی ندارم. اما برای رد صحت چنین گزارشات ماموران سیاسی عهد قاجار، از جمله به کار گماردن چندین هزار عمله برای خاک برداری در تخت جمشید، کافی است نقاشی های کهن از آن محوطه، مثلا کار نیبور را تماشا کنید که لااقل قرنی بر آن پاک سازی ادعایی مقدم تر است. در آن نقاشی نیبور همه جای تخت جمشید برابر عکس زمان مظفر الدین شاه و نیز عکس های برداشته شده در اوایل دوران رضاشاه است و تغییری ناشی از خاک برداری چندین هزار عمله در آن محوطه دیده نمی شود. شاید آن چندین هزار عمله ابتدا خاک هایی را در محوطه ای ریخته و سپس برداشته باشند!!! احتمال بسیار زیاد این است که این گونه فرمایشات برای برداشت دستمزد به حساب چندین هزار عمله ی فرضی با حاصل کار دیده نشدنی از حساب دولت و نوعی عرض خوش خدمتی بی نشان باشد. همین ادعا را به فرمان فرماییان نیز منسوب کرده اند که باز هم حاصل آن قابل دیدار نیست. در این باره به خصوص وضعیت تالارهای صد ستون و آپادانا ی قدیم را با عکس های 5/1 قرن گذشته مقایسه کنید.

پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت: 5:42

توسط:ناصر پورپیرار

3. احتمالا آن دوست شما از سازمان پنهان یهود و قدرت آن بی خبر است. زمانی برای تحقیقی در موضوع امپریالیسم، مطالعات مستقلی انجام می دادم که حاصل آن در مقاله ی مفصل "اولترا امپریالیسم" آمده است. برای پی بردن به قدرت این سازمان پنهان و ابزار اعمال آن کافی است یقین کنید که از هر دلار پولی که در مراکز تولید و توزیع و منابع و مراکز مالی اعتباری و بیمه گزاری جهان در گردش است، 70 سنت آن یهودی است! همان یهودیانی که در ظاهر خود را به کمک های سالانه ی پنج، شش میلیاردی ایالات متحده محتاج نشان می دهند!!! گمان می کنید که هزینه های جنگ با مردم فلسطین و عراق و افغانستان و هزاران جنگ ناپیدای دیگر یهود با جهان متمدن و متفکر، از کجا تامین می شود؟

4. بکوشید تا از بنیان شناسی دور نشوید. وقتی کتیبه های خط به اصطلاح پهلوی نقش رستم از زبان شاپور و کرتیر ساسانی و به طور کلی خط و زبان پهلوی قلابی است، نگارش یک کتیبه ی غیر رسمی از زبان یک دیلمی کار دشواری نیست. آیا می توان پذیرفت که عضدالدوله ی دیلمی نه در دیلم بل که در تخت جمشید کتیبه داشته باشد؟ فراموش نکنید که یادداشت های نیبور نیز اخیرا منتشر شده و از اصل آن یادداشت ها خبری نداریم هرچند که بسیاری از اطلاعات دیداری آن کتاب از دوران کهن درست است.

5. به زودی به مطالبی خواهم رسید که اندازه ی اهمیت پنهان نگهداشتن پوریم برای یهودیان را برای همه روشن می کند. از یاد نبرید که آن ها تا چند سال پیش ذهن تاریخی بشر را از شناسایی پوریم خالی نگهداشته بودند و در اسناد تاریخی جهان جدید کم ترین اشاره ای به پوریم از سوی هیچ مورخی دیده نشده است و افتخار تاریخی کردن ماجرای پوریم برای این قلم باقی خواهد ماند. این تسلط پنهان یهود بر مراکز فرهنگی را هم نشان می دهد تا آن دوست شما از وسعت رسوخ یهود در اصلی ترین جریان های اقتصادی - اجتماعی باخبر شود. مهم ترین استراتژی و تاکتیک یهود پیوسته تظاهر به مظلوم نمایی و تحمل آزار و ستم بوده است، که آخرین صحنه ی آن را در هالوکاست قلابی نمایش دادند. برملا شدن پوریم پوشش مظلومیت را از تن آن ها برون می کشید، که به خصوص برای تشکیل دولت اسراییل سخت نیازمند آن بوده اند.

جمعه 11 اسفند1385 ساعت: 6:27

توسط:ناصر پورپیرار

آقای سهند. مطلب مهمی نبود. مشغول آماده سازی تصاویر مربوط به چند یادداشت بسیار مهم بعدی هستم، که اشتباها ثبت موقت نشده بود.

یکشنبه 13 اسفند1385 ساعت: 23:49

توسط:ناصرپورپیرار

آقای م. ستاره. یادداشت خوبی گذارده بودید. مشکل یهود و دشمنی واضح آن ها با تمدن، ناشی از یک آسیب روانی مشخص است. یهودیان از آن که قادر به معرفی یک سرزمین پدری نیستند و محکوم به زندگی انگل وار در میان دیگران اند، پیوسته احساس حقارت و بیگانگی می کنند. اگر بنا را بر اسناد بگیریم، پس یهودیان باید سرزمین مادری خود را اور و یا مصر بدانند، ولی اور دیگر جای سکونت نیست و مصر هم یک سرزمین اسلامی است که آثار کهن غیر یهودی آن ادعای بنی اسراییل درباره ی ملکیت آن را باطل می کند. باور کنید که یهودیان بیش از من و شما می دانند که سرانجام سرزمین اشغالی فلسطین جای سرزمین مادری را برای آن ها نخواهد گرفت و محکوم به سرگردانی همیشگی اند. حالت آن ها مانند تمام مهاجران و کلنی های موقتی است که گروهی از یک هویت را ناگزیر به اقامت موقت در سرزمینی دیگر می کند، پیوسته افسرده اند و نسبت به همه چیز و حتی میزبانان شان احساس خشم می کنند. یهودیان نیز به همین وضع دچارند و نسبت به هر انسان دیگری که هویت و سرزمینی معین دارد، خشمی کور و میلی به نابودگری دارند. آن ها از آن روی آوارگی دیگران را می پسندند که خود پیوسته آواره و مطرود بوده اند.

 

سه ž