فوائد همسايگى ترکيه براى ايران
06 نوامبر 2007, سه شنبه
  ترک زبانان ایران هم آرزوی اروپایی شدن خود را با نگاه به وضعیت ترکیه بیان خواهند کرد

 

از آغاز قرن نوزدهم به این سو همۀ کشورها در روابط خارجی خود از یک سو با ساختار جامعۀ بین الملل و از سوی دیگر با انبوهی کشورهای مختلف روبرو هستند و این هر دو تأثیر قاطعی بر تعیین اهداف و خط مشی روابط خارجی یک کشور بر جای می گذارند.

 

اما از میان اینهمه بازیگر در عرصۀ بین الملل، کشورهای همسایه از جایگاه مهمتری برخورداند. زیرا هر تغییری اعم از مثبت یا منفی، ثبات یا بی ثباتی، قوت و ضعف و فقر و غنا در کشورهای همسایه تأثیر بلاواسطه و مستقیمی  بر وضعیت آن کشور خواهد داشت.

 

نگاهی به تاریخ روابط ایران و ترکیه نشان می دهد که هر دو کشور با دقت و مراقبت تحولات کشور همسایه را زیر نظر داشته اند. ظهور امپراتوری عثمانی کم و بیش با ظهور صفویه در ایران تقارن دارد و ازهمان زمان موازنه قدرت، جنگ و صلح بین آنها عامل اصلی سیاستگذاری آنها در عرصۀ بین الملل و راقم روابط آنها با سایر قدرتهای آن زمان بوده است.

 

از آغاز قرن نوزدهم که هر دو کشور با تمدن و فرهنگ غرب آشنا شده و درصدد بر آمدند از طریق الگو قرار دادن غرب به پیشرفت دست یابند، تأثیر متقابل یکدیگر را در حوزه در مسائل اجتماعی و فرهنگی و بالاخره در مسابقه  غربگرایی به نمایش گذاشتند.

 

صدور فرمان گلخانه از سوی سلطان عثمانی  که خود می توانست سرآغاز قانون اساسی  و مقدمۀ توسعۀ سیاسی در امپراتوری عثمانی باشد با اصلاحات امیر کبیر و میرزا حسین خان سپهسالار در ایران همسو و همزمان بود.

 

پس از آن جامعۀ مدنی هر دو کشور در حال پرورش یک گروه نخبۀ غربگرا بود که نماد آن در ایران انقلاب مشروطه و درعثمانی انقلاب ترکان جوان بود. شکست راههای دموکراتیک در ایران و عثمانی، هر دو کشور را به سوی راههای  اقتدار گرایانه توسعه و تجدد سوق داد که نماد آن حکومت رضاشاه و جمهوری آتاترک بود.

 

در نظام جمهوری راه برای تحولات آرام گشوده است اما در نظام پادشاهی اگر به سلطنت مشروطه نینجامد، دگرگونیهای سیاسی جز از طریق  انقلاب میسر نیست. اما سرانجام در پایان قرن بیستم هر دو کشور از دو راه متفاوت به یک دموکراسی هدایت شده رسیدند که خود در میان اینهمه رژیمهای استبدادی و دیکتاتوری در جهان سوم غنیمت است.

 

این راههای مختلف که مورد استفادۀ ترکیه و ایران قرار گرفت در سیاست کنونی دو کشور تأثیر شگفتی بر جای گذاشته است. ترکیه مدتهاست که خود را برای ورود به عصرجهانی شدن آماده می کند اما ایران اسلامی قصد مقاومت در برابر آن را دارد.

 

علت این تفاوت  درجهت گیری روابط خارجی دو کشور، استمرار آرام در سیاست غربی شدن از سوی ترکیه و واکنش منفی ایران در برابر این امر است که در انقلاب اسلامی 1357تبلور یافت.

 

ترکیه در فرایند غربگرایی تردیدی بخود راه نمی دهد و تا آنجا پیش می رود که خواهان الحاق به اتحادیه اروپا می شود. وحدت ملی در ترکیه و همسویی دولت و ملت چنان است که احزاب لائیک و مذهبی هم در این موضوع وحدت نظر دارند و این عزم جزم می رود تا ترکیه را به کشوری اروپایی که در عین حال دروازۀ غرب به سوی شرق اسلامی هم باشد تبدیل کند.

 

گرچه به باور ما ترکیه مسلمان هرگز به درون اتحادیه اروپای مسیحی ( نه تنها بنیانگذاران این اتحادیه مانند ژان مونه و شومان مسیحیان باورمندی بوده اند بلکه هرکس دیگری که از قرن 17 تا جنگ جهانی دوم مثل آبه دو سن پی یر، تزار آلکساندر، ویکتور هوگو و دیگران که در مورد وحدت اروپا سخن گفته اند فقط بر عنصر مسیحیت تأکید داشته اند) راه نخواهد یافت اما طرف ممتاز و مرجح اتحادیه اروپا خواهد بود. حتی تمام مخالفان اروپایی الحاق ترکیه در این امر که ترکیه متحد مطمئن غرب و طرف حساب ممتاز آن باشد اشتراک نظر داشته و ترکیه را دوست خوب خود تلقی می کنند.

 

حال فرض کنیم که ترکیه در چند سال آینده به عضویت اتحادیه اروپا درخواهد آمد، در این صورت وضعیت ایران چگونه خواهد بود؟ همانطور که در مورد پیشینه روابط دو کشور و حساسیت آنها نسبت به یکدیگر گفتیم ، در دوران معاصر و آینده هم این تأثیرگذاری متقابل از بین نخواهد رفت.

 

نخست آن که الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا پیشرفت اقتصادی غیر قابل انکاری را نصیب این کشور خواهد کرد که مورد حسد بسیاری از همسایگانش قرار خواهد گرفت. همانطور که اسپانیا ده سال پس از الحاق به این اتحادیه شاهد جهش اقتصادی  چشمگیری بود، در ترکیه نیز شاهد سرازیر شدن سرمایه و سرمایه گذاریهای گستردۀ  سایر اعضای اتحادیه خواهیم بود.

 

این جهش در کنار تلطیف قوانین، تعمیق دموکراسی از طریق توسعۀ مشارکت و سلامت انتخابات و پیوند احزاب ترکیه با احزاب بزرگ اروپا و خلاصه توسعۀ سیاسی، مبادلات علمی و پذیرش دانشجویان ترک در دانشگاههای معتبر اروپا، افتتاح شعب دانشگاههای اروپا در ترکیه، این کشور به پیشرفتهای علمی و فرهنگی بزرگی  خواهد رساند که هیچ یک از کشورهای همسایه و خاورمیانه ای از آن برخوردار نبوده و نخواهند بود.

 

اروپائیها اتحادیه اروپا را ماشین صلح سازی توصیف کرده و می گویند دست کم 30 کشور عضو بین خود روابطی مسالمت آمیز دارند و به این ترتیب ترکیه با ورود به این اتحادیه به یکباره با 30 کشور اروپا روابطی دوستانه پیدا می کند.

 

در حوزۀ روابط خارجی هم از آنجا که دیگر ترکیه به تنهایی تصمیم نخواهد گرفت و روابطش با بسیاری از کشورهای همسایه و خاورمیانه در قالب سیاستهای اتحادیه اروپا تعریف خواهد شد و آن دسته از کشورهای منطقه که روابط خوبی با کشورهای اروپایی ندارند با آغوش باز ترکیه روبرو نخواهند شد و حتی مبادلات تجاری آنها با ترکیه نیز متحمل آسیبهای جدی خواهد شد. 

 

روابط ایران و ترکیۀ عضو اتحادیه اروپا، در صورت استمرار سیاستهای کنونی ایران، از همه کشورهای دیگر خاورمیانه بیشتر با مشکل روبرو خواهد شد. زیرا ترکیه دروازۀ ایران به سوی غرب  تلقی شده و هرگونه اغتشاشی در این روابط پیامدهای سنگینی به بار خواهد آورد.

 

البته به همین سان اگر روابط ایران با غرب بهبود یابد نفع الحاق ترکیه برای ایران ازهمۀ کشورهای  دیگر بیشتر است. قرار گرفتن ایران درهمسایگی اروپا نه تنها راه نزدیکی نصیبش می شود بلکه بر روابطش با قدرتهای دیگرهمسایه مانند روسیه نیز تأثیر مثبتی بر جای می گذارد.

 

نکتۀ دیگر وضعیت منطقه ای ایران است که هم اکنون در رقابتی ناگفته با ترکیه قرار دارد. این رقابت با الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا به نفع ترکیه شدت بیشتری خواهد گرفت. زیرا نه تنها محصولات اروپا از طریق ترکیه در اختیار همسایگان ما قرار می گیرد بلکه قوت سیاسی ترکیۀ عضو ناتو و عضو اتحادیه اروپا دست کم در کشورهایی مانند آذربایجان کششی مضاعف ایجاد خواهد کرد.

 

چالش دیگری که الحاق احتمالی ترکیه فرا روی ایران می گذارد تحولات علمی - فرهنگی این کشور همسایه است که بر مطالبات مدنی مردم ایران بویژه جوانان می افزاید. به همان میزان که از مشکلات سیاسی ترکیه کاسته می شود بر مشکلات ایران افزوده می شود.

 

کردهای ترکیه از آزادیهای زیادی برخوردار خواهند شد و از این پس به صورت یک اقلیت در درون اتحادیه اروپا از امتیازات ویژه ای برخوردار می شوند که مانند کاتالان های اسپانیا برای حل مشکلات خود نیازی به دولت مرکزی ندارند؛ در حالیکه نه تنها کردهای ایران ناراضی تر می شوند بلکه ترک زبانان ایران هم آرزوی اروپایی شدن خود را با نگاه به وضعیت ترکیه بیان خواهند کرد.

 

بطور کلی دموکراسی پیشرفتۀ ترکیه عضو اتحادیه هم برمطالبات سیاسی جامعۀ ایران اثرخواهد گذاشت و لائیسیسم تقویت شدۀ ترکیه به مصاف نظام سیاسی-مذهبی ایران آمده و تحریکهای بیشتری را در جامعۀ مدنی ایران برمی انگیزد.

نویسنده : احمد نقيب زاده

http://www.kerkuk.net/haberler/haber.aspx?dil=1065&metin=2007110623

www.turkiran.com


نگاهی بی پرده به اوضاع درونی و رویدادهای جهانی ترکیه

حاصل سفر چند روزه منصور یادگاری به ترکیه

 

تاریخ30/07/1386 ساعت:20:02

ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران: هوای استانبول بسیار گرم است و طاقت را از انسان می برد کارکنان دولت و نیروهای پلیس از نظر امرار معاش وضع مناسب تری نسبت به گذشته دارند و حقوقی که دریافت می کنند حداقل هشتاد درصد از نیازهای آنان را تامین می کند.

دولت اردوغان نخست وزیر این کشور توانسته است نرخ تورم را از 47 درصد به 7 درصد برساند.

 

دولت اردوغان نخست وزیر این کشور توانسته است نرخ تورم را از 47 درصد به 7 درصد برساند.

قیمت خرید و فروش خانه و آپارتمان سر به فلک می کشد و کرایه یک آپارتمان سه خوابه چیزی معادل هشتصد هزار تومان ایران می باشد ولی با این وجود یکی از کارمندان دولت از حقوق خود راضی است و در ادامه می گوید اگر مشکل مسکن نداشته باشی روزانه با 15 هزار تومان درآمد در استانبول به راحتی می توانی زندگی کنی.

استانبول پایتخت هنری اروپا در سال 2008 دیگر آن استانبول ده سال پیش نیست.

و با سرعت تمام به گسترش خود ادامه می دهد از فرودگاه آتاتورک تا منطقه آکسارا با تاکسی چیزی در حدود 45 دقیقه طول می کشد و کنار جاده ها کلکسیونی از نمونه های زندگی غربی و سنتی این کشور می باشد سالن های غذاخوری مک دونالد و یا فروشگاههای میکروس در حاشیه جاده ها و خیابانها در کنار دونر ( کباب ترکی) فروشی ها و سالن های غذاخوری با غذاهای اصیل ترکی جای گرفته اند.

با وجود اینکه گفته می شود رابطه باطنی ترکیه و امریکا بعد از جنگ عراق تیره است ولی در ظاهر شهر چنین برداشتی محسوس نیست. هر شب دهها فیلم امریکایی از کانالهای رنگارنگ تلویزیونی این کشور پخش می شود و افراشته شدن پرچم امریکا بر سر در هتل ها و مهمانسراهای این کشور این نوید را می دهد که ترکیه همچنان میزبان مسافران خارجی از جمله امریکا و اروپا می باشد.

 

البته بین استانبول و نقاط دیگر این کشور فرق فاحشی است که در جای خود به آن خواهم پرداخت.

در حال حاضر چند روزی به برگزاری انتخابات مجلس این کشور فرصت باقی است و سیمای شهرهای این کشور رنگ انتخاباتی به خود گرفته اند.

در حالیکه بسیاری از اسلامگرایان از حاکمیت حزب اردوغان در ترکیه حمایت می کنند ولی این سوال در بین مردم کسبه و بازار دهان به دهان رد و بدل می شود آنهم اینکه چرا اتحادیه اروپا پیروزی حزب اردوغان را طلب می کند.

صاحب یکی از لباس فروشی های استانبول در منطقه آکسارا وقتی که از او سوال می کنم نتیجه انتخابات چه خواهد شد با ناراحتی می گوید اردوغان برنده این انتخابات است از ابزار تاسف فردی که از وضع ظاهری وی و همچنین مغازه اش پیداست که آدمی مذهبی می باشد ، متعجب شدم از وی علت را جویا می شوم می گوید شما فکر می کنید این حاکمیت اسلامی است ؟ نخیر ،بلکه آنها از هر امریکایی ، امریکایی تر هستند.

البته پذیرفتن و یا قبول چنین ادعایی کار چندان راحتی نیست چراکه رویکرد ترکیه به مذهب در چند سال حاکمیت اردوغان زبانزد عام و خاص است و همواره مورد تمجید کشورهای همسایه خود از جمله مقامات رژیم مذهبی ایران قرار گرفته است.

بسیاری از شهروندان استانبولی علت تیره شدن روابط امریکا با ترکیه را به دلیل همکاری نکردن دولت اردوغان با امریکا در جنگ علیه عراق عنوان می کنند ولی یکی از سیاستمداران سرشناس این ادعا را رد کرده و می گوید اگر با دولت اردوغان بود در قبال دریافت مبالغ قابل توجهی با امریکا همکاری می کرد

یکی از نیروهای پلیس که می خواهد نامش فاش نشود در این خصوص می گوید الگوبرداری بد نیست ولی بایستی الگوی مورد نظر قبل از اجرا بومی سازی شود که این امر مورد توجه دولت اردوغان قرار نگرفته است.

 

وی علت همکاری نکردن دولت اردوغان با امریکا را مخالفت دیگر احزاب سیاسی دارای کرسی در مجلس ملت بزرگ ترکیه می داند.

اما پیشرفت ترکیه در زمان دولت اردوغان فقط منحصر به اقتصاد نیست بلکه از نظر رعایت حقوق بشر و شهروندی هم پیشرفت های قابل توجهی را می توان دید چراکه دولت اردوغان دولتی بود که تقلای زیادی کرد تا ترکیه را وارد اتحادیه اروپا نماید به همین دلیل هم الگوبرداری فراوانی از کشورهای غربی مثل سوئیس، فرانسه و آلمان صورت داد تا رعایت حقوق شهروندی و بشر در ترکیه به حد استاندارد کشورهای غربی برسد.

یکی از نیروهای پلیس که می خواهد نامش فاش نشود در این خصوص می گوید الگوبرداری بد نیست ولی بایستی الگوی مورد نظر قبل از اجرا بومی سازی شود که این امر مورد توجه دولت اردوغان قرار نگرفته است.

وی ادامه می دهد بطور مثال قانونی را به پلیس ابلاغ کرده اند که پلیس ترکیه همانند پلیس کشورهای غربی تا ثابت شدن جرم اجازه بازداشت کردن متهم را ندارد و همین قانون باعث تهدید امنیت در شهرهای ترکیه شده است چراکه تمامی شهروندان اروپایی جا و مکانشان برای پلیس شناخته شده است ولی برای پلیس ترکیه این امر مقدور نیست.

با توجه به اظهارات این نیروی پلیس شاید این سوال مطرح شود که چگونه کشوری که دولت آن تا بدین جا از جهان غرب الگوبرداری کرده و می کند اجازه ورود به اتحادیه اروپا را نمی یابد؟

در پاسخ به این سوال بایستی عرض کنم انچه که از زمان مذاکره دولت اردوغان با اتحادیه اروپا تا به امروز از طریق خبرگزاریها و منابع خبری به طور رسمی منتشر شده است این است که اتحادیه اروپا به دلیل نبود حقوق بشر در ترکیه با ورود آن به اتحادیه اروپا مخالفت می کند.

 

 

البته به طور غیررسمی گمانه دیگری هم مطرح می شود و آن اینکه مسلمان بودن اکثریت مردم ترکیه دلیل اصلی مخالفت اتحادیه اروپا با ورود ترکیه به این اتحادیه است.

اما پذیرفتن دلیل اول یعنی نبود حقوق بشر برای زدن دست رد به سینه ترکیه از سوی اتحادیه اروپا را نمی توان پذیرفت چون که می توانست پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا به شرط رعایت حقوق بشر و شهروندی باشد.

اما گزینه دوم هم با توجه به شرایط ویژه ای که مابین جهان غرب و مسلمانان حاکم شده است و علت آن هم جریان داشتن جنگ بین اسلام سیاسی و جهان غرب می باشد را می توان جزء یکی از آن علتها دانست.

ولی علت اصلی دیگری وجود دارد که کمتر کسی یا منابع خبری به آن پرداخته اند به اعتقاد من علت اصلی راه ندادن ترکیه در اتحادیه اروپا نه به دلیل نبود حقوق بشر و نه بخاطر مسلمان بودن اکثریت آنان است بلکه دلیل جلوگیری از ورود ترکیه به اتحادیه اروپا را بایستی با طرح امریکای خاورمیانه بزرگ در ارتباط دانست چراکه اگر ترکیه مجوز ورود به اتحادیه اروپا را بدست می آورد آن موقع می توانست خود را از خطر تجزیه شدن برهاند که این دقیقاً برخلاف نظر امریکا بود.، البته دولت اردوغان در این خصوص هم تدابیری را اندیشیده بود یکی از این تدابیر فدرالیره کردن ترکیه و جایگزین کردن اسم آناتولی به جای ترکیه برای کشور بود که ظاهراً مورد توجه طرف مذاکره قرار نگرفت و البته با مخالفان داخلی روبرو شد.

اما ناگفته نماند که دولت اردوغان با وجود اینکه در گزینه ذکر شده با شکست مواجه شد ولی تدابیر دیگری را جایگزین آن نمود آنهم اینکه رسیدگی به مناطق کردنشین و ایجاد فضای مناسب برای پیروان دیگر ادیان بود.

علوی های ترکیه که هفتاد درصد آنان را کردهای ترکیه تشکیل می دهند در دوران حاکمیت اردوغان توانستند برای خود کانالهای تلویزیونی راه اندازی کنند و به طور آزادانه مراسمات مذهبی خود را در روزهای تاسوعا و عاشورا در انظار عمومی برگزار نمایند و این در حالی بود که این امکان در گذشته برای آنها مقدور نبود و گفته می شد دولت ترکیه چندین بار اقدام به قتل عام آنان نموده است.

اما آنچه که امروز در ترکیه مشهود است اینکه علوی ها می توانند در ترکیه پلیس شوند و یا در یکی از ادارات دولتی انجام وظیفه نمایند.

در شهر وان و دوبایزید با هر کس که در خصوص کرد و ترک سوال کردم یک پاسخ شنیدم آنهم این بود که لطفاً جدایی نیندازید همه ما مسلمانیم.

 

اما خارج از آزادیهایی که در اختیار علوی ها که جمعیت قابل توجهی در ترکیه هستند قرار گرفته است بلکه رسیدگی به مناطق کردنشین هم در کارنامه دولت اردوغان وجود دارد. اکثر روستاهایی که قبل از دولت اردوغان از نبود امکانات رفاهی از جمله برق، آب و غیره رنج می بردند در دولت اردوغان از این امکانات برخوردار شدند هرچند که هنوز کم و کسری وجود دارد و سالیان تبعیض و بی عدالتی در این مناطق را در چند سال نمی شود جبران کرد.

یکی از جوانان کردزبان در شهر وان ترکیه در خصوص مراکز درمانی می گوید: کمبود دکتر در این مناطق رنج آور است

 

اما چیزی که در این مناطق توجه بیننده را به خود جلب می کند و متفاوت از آنچه که گروههای مخالف ترکیه عنوان می کنند می باشد اینکه اسلامگرایی در مناطق کردنشین ترکیه از دیار بکیر گرفته تا آغری بیش از مناطق ترک نشین است در حالیکه انتظار می رفت تجزیه طلبی در این مناطق بیشتر از هر چیز دیگری مطرح باشد.

در شهر وان و دوبایزید با هر کس که در خصوص کرد و ترک سوال کردم یک پاسخ شنیدم آنهم این بود که لطفاً جدایی نیندازید همه ما مسلمانیم.

هرچند که اگر انسان بودن دو طرف مد نظر قرار می گرفت خیلی بهتر بود چراکه در این صورت حق حیات برای همه به رسمیت شناخته می شد ولی با این وجود، همتراز خواندن همدیگر به این اندازه هم می تواند از خشونت های موجود در منطقه بکاهد و البته وظیفه دولتمردان ترکیه را افزایش می دهد تا در پی چاره باشند که بدون جنگ و خونریزی به یک راه حل منطقی دست یابند.

 

اما ترکیه خارج از مساله کردها و علوی ها با یک مشکل دیگر هم رودرو می باشد آنهم اتهامات وارده در خصوص نسل کشی ارامنه است.

روزنامه نگاری در شهر ارزروم در این خصوص می گوید یک قدرت سیاسی خارج از مرزهای ترکیه پشت سر این قضیه است تا برای ترکیه بحران آفرینی کند.

وی اضافه می کند ترکیه بارها از ارمنستان که طرف دعوای این سناریوی مشکوک است خواسته است تا مدارک مستند خود را ارائه دهد و تاریخدانان و پژوهش گران خود را معرفی کند تا با تاریخدانان و پژوهش گران ترکیه در خصوص صحت یا عدم صحت نسل کشی ارامنه به دست ترکهای عثمانی تحقیق کنند ولی ارمنستان همواره از ارائه مدرک و یا معرفی معتمدین خود سرباز زده است.

اما در حالیکه ترکیه همواره این درخواست خود را ارائه داده است و اردوغان نخست وزیر این کشور بارها اعلام داشته است اگر این کمیته تحقیق در پایان تحقیقات خود اعلام کرد که ترک های عثمانی چنین جنایتی را مرتکب شده اند به سرنوشت خود تمکین می کنیم

ولی با این وجود نسل کشی ارامنه بدست ترک های عثمانی ابتدا از سوی فرانسه پذیرفته شد و بدنبال آن هم امریکا آن را تصویب کرد.

اما تصویب نسل کشی ارامنه در شرایط فعلی باعث شده تا منابع خبری و البته سیاستمداران جهانی به صورت بسیار گرم انتهای این پروژه را دنبال کنند.

اما تصویب نسل کشی ارامنه به دست ترک های عثمانی که به موجب آن ترکیه موظف می شود به بازماندگان قربانیان قرامت بپردازد خارج از اینکه هزینه های مالی را بر کشور ترکیه تحمیل می کند بلکه از نظر سیاسی و انسانی هم ترکیه را به آلمان نازی دیگری می تواند تبدیل سازد، با این تفاوت که آلمان ها جنایت علیه بشریت را پذیرفته و نسبت به عاملان آن انزجار کرده اند ولی ترک ها ی ترکیه قتل عام و یا نسل کشی ارامنه توسط ترکهای عثمانی را یک ادعای بی اساس می نامند و بارها هم از تاریخدانان و پژوهش گران ارامنی خواسته اند تا به اتفاق در خصوص صحت یا دروغ بودن این موضوع تحقیق کنند که این خواست ترکیه همواره از سوی طرف ارمنی رد شده است.

اما تصویب نسل کشی ارامنه در شرایط فعلی باعث شده تا منابع خبری و البته سیاستمداران جهانی به صورت بسیار گرم انتهای این پروژه را دنبال کنند.

 

این اقدام امریکا در شرایطی صورت گرفته است که خاورمیانه آبستن حوادث بسیار خطرناکی می باشد امریکا که یکی از اصلی ترین عوامل این آبستنی خاورمیانه می باشد از اقداماتی که انجام می دهد می توان استنباط کرد که این کشور می کوشد منطقه را به سمت یک جنگ تمام عیار پیش ببرد.

حمایت بعضی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا از گروه تروریستی ( پ ک ک ) جدایی طلبان کرد این حقیقت را نشان می دهد که آنان خواهان تجزیه ترکیه همزمان با کشورهای خاورمیانه هستند.

از سناریویی که در چند سال اخیر یعنی بعد از حوادث تروریستی 11 سپتامبر از سوی امریکا در خاورمیانه ارایه می شود کاملاً مشهود است که این قدرت امپریالیستی همزمان در دو محور (ستیزهای مذهبی و قوم گرانیانه ) در خاورمیانه سرمایه گذاری کرده است تا بتواند به هدف نهایی خود یعنی ساختن خارومیانه بزرگ یا جدید دست یابد.

حمایت بعضی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا از گروه تروریستی ( پ ک ک ) جدایی طلبان کرد این حقیقت را نشان می دهد که آنان خواهان تجزیه ترکیه همزمان با کشورهای خاورمیانه هستند.

اما با این وجود بعد از تصویب نسل کشی ارامنه در امریکا دو گمانه پیش روی محافل خبری و سیاسی خاورمیانه قرار گرفته است.

 تحلیل گر کانال العربیه در خصوص ترکیه در این ارتباط معتقد است امریکا با تصویب نسل کشی ارامنه تلاش کرد ترکیه را به نوعی به حاشیه براند چراکه ترکیه اولین کشور در خاورمیانه و حتی جهان می باشد که می تواند همزمان با هم با دو طرف درگیر در فلسطین یعنی اسرائیل و گروههای فلسطینی مذاکره نماید.

وی ادامه می دهد از سوی دیگر ترکیه درخصوص ایران هم جایگاه ویژه ای دارد و همواره به عنوان رابط دو طرف یعنی ایران و جامعه جهانی ایفای نقش کرده است.

ولی یکی از مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور به این باور است که تصویب نسل کشی ارامنه در امریکا از زیر سر جمهوری اسلامی بیرون آمده است تا به نوعی رابطه ترکیه و امریکا را تیره و تار نماید تا در صورت هر گونه حمله احتمالی از جهت ترکیه آسوده خاطر باشد.

وی در ادامه می افزاید جمهوری اسلامی با کشور ارمنستان که یکی از مدعیان پر و پا قرص این پرونده ( نسل کشی ارامنه) می باشد رابطه بسیار گرمی دارد اگر این رابطه گرم را در مقابل موقعیت ترکیه برای امریکا قرار دهیم متوجه می شویم که قطع ارتباط ترکیه با امریکا پیروزی بزرگی برای جمهوری اسلامی محسوب می شود پس برای جمهوری اسلامی ارزش لازم را دارد که از روابط گرم خود با ارمنستان استفاده نماید.

 


تلاش نظامیان ترکیه و چالش های پیش رو - دکتر محمد حسین یحیایي

چهارشنبه,۹ آبان ۱۳۸۶
آزاد تبریز- ۲۹ اکتبر سالروز برپایی جمهوری نوین ترکیه به رهبری کمال آتاتورک است، ۸۴ سال پیش در این روز ها ملی گرایان ترکیه با شعار های میهن پرستانه جمهوری لائیک خود را تشکیل داده، پایتخت دیرینه عثمانی را از استانبول به شهر کوچک آنکارا منتقل کردند تا خود و دولت تازه تأسیس خود را از امپراتوری در حال فرپاشی دور نگهدارند. رزیم هایی که از دل این گونه رژیم های بیرون می آیند، نشانه هایی از آن را در خود دارند، از آن رو رژیم نوین ترکیه هم نظامیگری را از آن به ارث برد و همواره آن را حفظ کرد، در حالیکه خود را لائیک خواند و به نظام های اروپایی دل بست. آتاتورک با انگشت خود اروپا را نشان داد و آینده ترکیه را در نزدیکی به اروپا و گسترش ارزش های آن در کشور نوید داد. یکی از اصول ششگانه که آتاتورک که آن را انقلاب خواند، غربی شدن ترکیه است که سال ها است در دانشکاه ها تدریس می شودتا دانشجویان با ارزش های فرهنگی غرب آشنا شوند ، از اصول دیگر لائیسم است که ارتش را برای حفظ و نگهداری از آن اصول وارد سیاست کرده، تا به امروز هم ادامه یافته است.

 

نظامیان ترکیه از سال های نخست تا به امروز قوانین اساسی را تنظیم و دولت سایه را پیش برده است، از آن رو رگه هایی از ناسیونالیسم افراطی در آنها به چشم می خورد و هیجان ملی گرایی تازه و زنده نگه داشته می شود که در موقع ضروری مورد بهره برداری قرار گیرد. قانون اساسی بار ها تغییر کرده ولی برخی از اصول آن همواره ثابت مانده است. از آن جمله انکار اقوام، ملل و گروه های قومی و مذهبی است. زیرا در آن آمده است، مردمی که در داخل جغرافیای ترکیه زندگی می کنند ترک اند، یعنی وجود کرد ها و دیگران انکار شده است. اقدام نظامیان و سیاست مداران ترکیه سال ها در این راستا بوده است ، بخش کرد نشین سال های طولانی رها شده، مردم آن زیر ستم مالک، ارباب و ژاندارم له شده، جوانانش تی پا خورده، تحقیر شده و از نعمت های مادی و معنوی بی بهره مانده است. سال های طولانی برای حفظ تولیدات کشاورزی سیستم سنتی دست نخورده باقی مانده است، سطح زندگی، سواد آموزی، رشد اجتماعی در مناطق کرد نشین بسیار پایین تر از مناطق دیگر است.

سال ها که اقتصاد ترکیه مختلط و حمایتی بود و از ورود کالا های خارجی جلوگیری می شد، جوانان کرد با به خطر انداختن جان خود به آنسوی مرز کشور های همجوار می رفتند تابه قاچاق کالا های مورد نیاز این سو بپردازند و بگونه ای زندگی کنند، دولت مرکزی بر این باور بود که رشد ملت سازی و حقوق شهروندی برای ساختن یک ملت واحد و همگون کافی خواهد بود و گسترش بازار مردم را بهم پیوند خواهد داد. در همه این مدت نیروی کار اضافی از این مناطق به بخش های غربی و مرکزی کشور سرازیر می شد و حاشیه شهر های بزرگ را اغلب کرد ها تشکیل می دادند. کرد ها از ابتدایی ترین حقوق خود که همان گسترش زبان مادری و تکلم به آن بود محروم بودند.

از اوایل دهه هشتاد اندیشه های لیبرالیستی بر اقتصاد کشور حاکم شد و روش دیگری انتخاب گردید، نیاز به نیروی کار افزایش یافت، خانواده پر جمعیت کرد ها بهترین گزینه بودند، از یک سو نیاز به قاچاق کالا های مرزی از بین رفته بود و از سوی دیگر راه مهاجرت به سوی کشور های اروپایی، ایالات متحده، استرالیا و کشور های عربی هموار شده بود، این گروه از مهاجرین در سال های بعد یکی از پایه های مالی و سیاسی پ. ک. ک را تشکیل دادند. بنابرین از ابتدای سال های هشتاد میلادی جنبش سیاسی و نظامی کرد ها به رهبری مرد جوانی بنام عبداله اوجالان شکل گرفت که در سال های دهه هفتاد دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه آنکارا بود و گرایش های چپ و رادیکال داشت. اوجالان نخست جوانان کرد را پیرامون خواسته های ملی کرد گرد آورد و با استفاده از فقر و محرومیت آنان نوید خوشبختی را در رهایی کردستان می دید که از سوی بورژواری ترک مورد استثمار قرار می گیرد.

با سرازیر شدن کمک های مالی از اروپا و فعالیت های گسترده دیگر قرارگاه ها و پایگاه های آموزشی در هر دو سوی مرز تشکیل شد، ارتش صدام در جنگ با ایران بود و توانایی مقابله با کرد های شمال را نداشت، بنابرین جنگ و گریز با آرتش ترکیه آغاز شد. آرتش ترکیه برای مطرح شدن بیشتر در امور سیاسی و کسب بودجه از این جنگ و گریز بهره می برد و شعار های ناسیونالیستی را در هر فرصتی به زبان می راند و خطر تجزیه را مطرح می کرد، این رفتار با سیاست لیبرالیستی دولت که خواهان گره خوردن به اقتصاد جهانی بود مغایرت داشت. آرتش قدرتمند و عضو ناتو در گذشته باقی مانده بود که خود را طرفدار دولت ملی، واحد و ملی گرا می خواند.

با آغاز دهه نود میلادی و در خواست عضویت از اتحادیه اروپا که از سال ها پیش آغاز شده بود، شرایط دیگری پیش آمد، نخست جنبش کرد رشد یافته، سرپا ایستاده و در منطقه کرد نشین پایگاه مردمی به دست آورده بود و کرد های ساکن در اروپا به گروه فشار تبدیل شده بود که بتوانند خواسته های خود را مطرح سازند، از سوی دیگر کشور های عضو اتحادیه اروپا به ترکیه هشدار می دادند که برای عضویت در اتحادیه باید قوانین تغییر یابد، حقوق ملی کرد ها به رسمیت شناخته شود و قوانین عا م حقوق بشر به اجرا در آید، در این میان اسلامگرایان جوان هم که از دخالت آرتش در امور سیاسی ناخشنود بودند به برخی از درخواست اتحادیه اروپا گردن نهادند، آنها خواهان تقویت اقتصادی بودند که بتوانند پایگاه اجتماعی خود را تقویت کنند و از محبوبیت آرتش در میان مردم بکاهند.

اتحادیه اروپا و آمریکا در برخورد با کرد ها دوگانه بازی می کردند، از سویی به جنبش کرد یاری می رساندند و از سوی دیگر تشکل سیاسی آن را تروریست می نامیدند تا جاییکه در دستگیری عبداله اوجالان به نیرو های امنیتی ترکیه کمک کردند. آنها بر این باور بودند که با دستگیری اوجالان موضع پ. ک. ک تغییر خواهد کرد و این سازمان به فعالیت سیاسی روی خواهد آورد، تا اندازه ای هم اینگونه پیش رفت و کرد ها در انتخابات مجلس شرکت کردند و تعدادی نماینده به مجلس فرستادند که خوش آیند ناسیونالیست های ترک و آرتش ملی گرا نبود، این نمایندگان بعد ها به شیوه های گوناگون از مجلس ملی ترکیه به بیرون رانده شدند و برخی هم به زندان افتادند.

هزاره سوم با رخداد های مهمی در جهان و ترکیه آغاز شد، حزب اسلام گرا با نسل جوان به میدان سیاست وارد شد، اسلام را با لیبرالیسم در هم آمیخت، با اتحادیه اروپا وارد مداکره شد تا به پیوند ترکیه به آن سرعت بخشد، نزدیکی به اروپا و پایبندی به قانون بویژه اصل لائیسم رابطه ترکیه را با اتحادیه اروپا بهبود بخشید و به شکوفایی سریع اقتصاد ترکیه انجامید. مقامات سیاسی و بورژوازی ترکیه بر این باور بودند که بهبود اوضاع اقتصادی از رشد جنبش کرد ها خواهد کاست و تنش در منطقه فروکش خواهد کرد، از آن گذشته گشایش بخش هایی از بزرگترین پروژه اقتصادی و سد سازی که در منطقه جنوب شرقی ترکیه و کردستان ادامه دارد به رشد اقتصادی و اجتماعی منطقه یاری خواهد رساند و پیوند آن را با دیگر مناطق ترکیه تحکیم خواهد بخشید، این پیش بینی با رخداد های دیگر بویژه حوادث عراق و خود مختاری کرد ها درهم آمیخت ونتایج دیگری به بار آورد.

در این میان پیروزی حزب اسلامگرای توسعه و عدالت در ترکیه به بروز حوادث دیگری در درون ترکیه انجامید. حزب اسلامگرا خواهان دستیابی به همه ابزار قدرت در کشور بود که بتواند خواسته های خود را به اجرا در آورد. در این راستا با بهره گیری از ترفند های مختلف عبداله گل را به کاخ ریاست جمهوری فرستاد، گل در پارلمانی انتخاب شد که در آن بیش از 24 نماینده از منطقه کردستان شرکت دارند و به حق و حقوق کرد ها پایبندی نشان می دهند. نظامیان ترکیه از انتخاب عبداله گل به ریاست جمهوری به شدت ناخوشنود ند، از آن رو در هیچ کدام از تشریفات و پروتکل ها شرکت نکردند و در رابطه با حفظ اصل لائیسم هشدار دادند.

حزب توسعه و عدالت در پی پیروزی خود خواهان تغییر قانون اساسی شد که در آن قدرت نظامیان محدود شود و دمکراسی گسترش یابد، ولی هدف اصلی حزب سوراخ کردن اصل لائیسم فانون اساسی است که بتواند زنان محجبه را وارد دانشگاه ها و موسسات دولتی کند، نظامیان به شدت با آن مخالفت می کنند و همواره هشدار می دهند. رخداد های ماه اکتبر به تقویت موقعیت نظامیان انجامید تا بار دیگر در صحنه حضور یابند، مردم و ملی گرایان ترکیه را به دنبال خود بکشند. طرح نسل کشی ارامنه در کنگره آمریکا احساسات مردم را برانگیخت و در پی آن کشته شدن ۱۳ سرباز ترکیه به دست کرد ها که حملات جدیدی را آغاز کرده اند به تشدید این احساسات انجامید که به پارلمان نیز کشیده شد. پارلمان ترکیه در نشست خود که در ۱۷ اکتبر برگزار شد مجوز حمله به شمال عراق را برای سرکوبی کرد ها صادر کرد، این موفقیت بزرگی برای نظامیان محسوب می شود که بار دیگر از توان رزمی خود در سیاست نیز استفاده کنند.

مجوز حمله با واکنش های گوناگونی روبرو شد، مقامات دولت خود مختار کرد در شمال عراق آن را محکوم کردند، مقامات آمریکایی همراه با محکوم کردن حمله کرد ها از دولت ترکیه خواست که خویشتن داری کند و به حملات نظامی دست نزند.

حکومت خود مختار کرد ها در شمال عراق سال ها است به تثبیت خود پرداخته، از هرفرصتی استفاده کرده به تمرین و باز سازی نهاد های دولتی دست زده است که به سوی استقلال پیش می رود. در تابستان امسال برخی از مقامات آمریکایی آینده عراق را نظام فدرال خواندند که با واکنش شدید ترکیه و ایران روبرو شدند زیرا خطر آن به درون به درون این دو کشور نیز خواهد کشید، ولی آنچه دیده می شود تغییر جفرافیای سیاسی در این منطقه است که بنظر اجتناب ناپذیر می آید. امروزه کرد ها دارای دولت و قدرت سیاسی در منطقه هستند، شهر کرکوک با همه امکانات و منابع انرژی در کنترل آنها است، ترکیه کرکوک را بخشی از خاک خود می داند و آن را نه شهر کرد نشین بلکه شهر ترکمن نشین می خواند که با حیله و نیرنگ از دست آنها گرفته شده است، بنابرین مجوز ورود آرتش ترکیه به شمال عراق می تواند ابعاد گسترده ای در پی داشته باشد.

دولت ترکیه از پی آمد های اقتصادی و سیاسی مداخله بیم دارد زیرا بار اقتصادی آن بسیار سنگین تر خواهد بود.از آن رو با داشتن مجوز به آرتش خود اجازه ورود نمی دهد و خواهان پیشبرد دیپلوماسی است، این در حالی است که نظامیان و ملی گراها مردم را به خیابان ها می ریزند و خواستار مداخله نظامی اند. دولت اسلامگرا از آن بیم دارد که مداخله آرتش محبوبیت نظامی ها را افزایش دهد و بار دیگر نظامی ها در امور سیاسی کشور مداخله کنند، از آن رو اردوغان نخست وزیر اسلامگرا با شتاب بسوی لندن پرواز کرد تا شرایط را به انگلیس ها گزارش دهد و از آنها بخواهد آمریکایی ها را در امور کردستان قانع سازند و حساسیت ترکیه را در رابطه با خطر تجزیه طلبان کرد در نظر بگیرند.

ترکیه با تمام تجهیزات نظامی در مرز کردستان عراق متمرکز شده است و به دنبال امتیاز می گردد که در صورت بروز حوادث نظامی در منطقه و یا تجزیه عراق بدست آورد، این در حالی است که خواهان حفظ بازار 3 میلیارد دلاری خویش در عراق نیز هست، ده درصد از برق و بخش مهمی از آب آشامیدنی و مواد غذایی کردستان عراق از ترکیه تأمین می شود، از این رو نیاز این دو بهم روز افزون است ولی آنچه مسلم است نقش آمریکا و اجرای طرح خاور میانه است که در بخشی از آن تغییر جفرافیای سیاسی مطرح است.

در این میان چالش رو به کسترش و خطر حمله نظامی آمریکا به ایران به حساسیت منطقه افزوده است، به نظر می رسد ایالات متحده با تردید به ترکیه نگاه می کند و به دنبال متفقین جدید می گردد که بتواند برنامه های خود را به اجرا درآورد. شاید از این رو باشد که مقامات کرد و دولت عراق تهدید های ترکیه را جدی نگرفتند و تجاوز به خاک خود را به شدت نکوهش کردند. دولت ترکیه پیش از این بار ها به خاک عراق حمله کرده پایگاه های پ. ک. ک را بمباران کرده بود و نیرو های نظامی خود را تا عمق پنجاه کیلومتری پیش برده بود ولی ای بار حادثه بگونه دیگری است. کرد ها اعلام کرده اند که حمله را بی پاسخ نخواهند گذاشت و با کرد های منطقه همکاری خواهند کرد. از آن رو دولت باغچلی رهبر حزب حرکت ملی که گرایش های ناسیونالیستی دارد می گوید باید وارد عراق شد و دولت بارزانی را درهم شکست.

دولت ترکیه به حملات هوایی و آتش توپخانه به روستاهای کردستان ادامه می دهد و هم زمان علی باباجان وزیر امور خارجه خور را به بغداد می فرستد تا خواسته های خود را بگوش مقامات بغداد و رئیس جمهور کرد آن برساند، طالبانی در جواب استرداد کرد ها به ترکیه می گوید ما یک گربه مرده هم به ترکیه تحویل نمی دهیم تا برسد به انسان هایی که از تبار خود ما هستند، هرچند به برخی دیگر از خواسته های ترکیه جواب مثبت داده است. به هر رو تنش در منطقه ادامه خواهد یافت و چشم انداز آن جنگ، نابودی و ویرانی است.

آمریکا از کرد ها حمایت می کند، برخی از سلاح های کرد ها آمریکایی است و از سوی آنها تأمین می شود و ترکیه این موضوع را همواره یاد آور می شود که در بازی های سیاسی منطقه شرکت خواهد کرد. نظامیان ترکیه به خطر اسلامگرایان در درون کشور توجه بیشتری دارند و خواهان بهره گیری از فرصتی هستند که به دست آوردند تا با مطرح کردن کرد ها و تجزیه کشور موقعیت سیاسی خود را تحکیم بخشند و در صورت احساس خطر مداخله کنند، دولت اسلامگرا خواهان حل مسئله از طریق مذاکره و دیپلوماسی است که آرتش را در خارج از سیاست و در کنترل دولت قرار دهد، از آن رو مسئله هر روز ابعاد وسیعتری بخود می گیرد، آنچه مسلم است پای ایران نیز به مسئله کشیده خواهد شد و برخورد نظامی در منطقه ادامه خواهد یافت…

سوئد
۳۰/۱۰/۲۰۰۷


2007.10.29

آیدین تبریزی
 

مبارزه مسلحانه یا تروریسم؟!

نکته مهم دیگری که در این موضع گیری ها، به ویژه از سوی گروههای کرد ایرانی از جمله حزب دموکرات کردستان یا جبهه متحد کرد در داخل ایران دیده می شود، غیر واقعی نشان دادن عمدی وضعیت کردها در ترکیه در جهت سرپوش گذاشتن بر کارنامه خونین اعمال تروریستی پ ک ک در طی این بیست سال است.
اما سئوال اینجاست که آیا در ایران، کردها حق تدریس به زبان مادری خود را دارند؟ آیا در ایران نمایندگان کردها می توانند علنا خواستار نظام فدرالی شوند و با این شعار وارد مجلس شوند؟ آیا در ترکیه هم مانند ایران روزنامه گاران کرد را به اعدام محکوم می کنند؟ آقای اردوغان در یک پیام بسیار با معنا و مسالمت جویانه از پ ک ک خواسته است که هر خواسته ای دارد آن را از طریق پارلمان و انتخابات و به صورت قانونی پی گیری کند و دست از ترور و خشونت بردارد، آیا در ایران همین رفتار با حزب دموکرات و یا پژاک صورت می گیرد؟

 

آیدین تبریزی

 

پس از آنکه پارلمان ترکیه با تصویب قانونی مجوز ورود به شمال عراق برای تعقیب نیروهای پ ک ک را صادر کرد، بحثهایی در محافل سیاسی ایران در این مورد شدت گرفته است. آنچه در این بحثها بیشتر از همه خود را نشان می دهد، نگاه به شدت یکطرفانه و غیر منصفانه به این موضوع است. درگیری مسلحانه شورشیان پ ک ک با نیروهای نظامی ترکیه که بیش از بیست سال پیش با هدف کسب خودمختاری (آنگونه که خود مدعی هستند) شروع شده است، دراین مدت بیش از سی هزار نفر کشته برجای گذاشته است که بیشتر این کشته شده ها نه نیروهای نظامی ترکیه که کردهای ترکیه هستند که به جرم عدم همراهی و همکاری با پ ک ک و به جرم "جاش" بودن به قتل رسیده اند. علاوه بر آن قربانیان بی گناه بمب گذاری های تروریستی کور در مناطق توریستی ترکیه بخش مهم دیگری از این کشته شدگان را تشکیل می دهند.

نکته مهم دیگری که در این موضع گیری ها، به ویژه از سوی گروههای کرد ایرانی از جمله حزب دموکرات کردستان یا جبهه متحد کرد در داخل ایران دیده می شود، غیر واقعی نشان دادن عمدی وضعیت کردها در ترکیه در جهت سرپوش گذاشتن بر کارنامه خونین اعمال تروریستی پ ک ک در طی این بیست سال است. در حالیکه در سالهای اخیر بهبودی قابل توجهی در وضعیت حقوق بشر در زمینه کردها در ترکیه بوجود آمده، از جمله هویت کردی در ترکیه به صورت رسمی پذیرفته شده، زبان و ادبیات کردی در مدارس ترکیه تدریس می شود، رادیو، تلویزیون و نشریات به زبان کردی اجازه فعالیت را کسب کرده اند، در انتخابات اخیر ترکیه حدود بیست نفر از نمایندگان کرد که علنا در شعارهای انتخاباتی شان شکل فدرالی حکومت را برای آینده ترکیه تبلیغ می کنند، به پارلمان راه یافته اند و ... هنوز هم این گروههای سیاسی کرد در بیانیه هایشان ادعا می کنند که در ترکیه کردها را ترک کوهی می نامند!؟ (قضیه ای که در ترکیه به تاریخ پیوسته است ولی گویا عده ای منافعشان را در زنده نگهداشتن نفرتها می دانند) و یا ترکیه قصد نسل کشی در کردستان ترکیه را دارد و یا اینکه وضعیت کردها در ترکیه بدتر از کردها در ایران است!

اما سئوال اینجاست که آیا در ایران، کردها حق تدریس به زبان مادری خود را دارند؟ آیا در ایران نمایندگان کردها می توانند علنا خواستار نظام فدرالی شوند و با این شعار وارد مجلس شوند؟ آیا در ترکیه هم مانند ایران روزنامه گاران کرد را به اعدام محکوم می کنند؟ آقای اردوغان در یک پیام بسیار با معنا و مسالمت جویانه از پ ک ک خواسته است که هر خواسته ای دارد آن را از طریق پارلمان و انتخابات و به صورت قانونی پی گیری کند و دست از ترور و خشونت بردارد، آیا در ایران همین رفتار با حزب دموکرات و یا پژاک صورت می گیرد؟ جمهوری اسلامی به کنار، آیا اپوزوسیون خارج نشین حاضر به مذاکره با اقلیتهای ملی در ایران بر روی طرح مساله فدرالیسم هست چیزی که امروز دولت ترکیه با پذیرفتن نمایندگی کردهای مدافع فدرالیسم در پارلمان در عمل پایبندی اش را به آن نشان داده است؟ آیا اگر پ ک ک همانگونه که ادعا می کند به دنبال فدرالیسم و خود مختاری است، چرا با وجود به رسمیت شناخته شدن این ایده سیاسی توسط دولت ترکیه و فراخوان رسمی آقای اردوغان برای پی گیری خواسته هایشان (از جمله خودمختاری و فدرالیسم) از طریق مسالمت آمیز و انتخابات و پارلمان، همچنان به ترور و بمب گذاری های تروریستی خود ادامه می دهد؟

در مورد قضیه درگیری پ ک ک و ترکیه باید منصفانه قضاوت کرد. نمی توان اعمال تروریستی پ ک ک را ندیده گرفت و تنها ترکیه را که فقط "قصد" مقابله با آنها را دارد و هنوز اقدامی نکرده است و تلاش می کند با اعمال فشار دیپلماتیک مساله را حل کند، محکوم کرد!؟ من همانطور که در مقاله قبلی ام نوشتم (1) مخالف هرگونه مبارزه مسلحانه هستم و بلافاصله پس از انتشار خبری مشکوک در مورد دست بردن آذربایجانیان به اسلحه، به مخالفت برخاستم. چون اولا با جنگ و خونریزی مخالفم و ثانیا معتقدم در دنیای امروز هر گروه چریکی در نهایت اجبارا به تروریسم روی خواهد آورد چون توان مقابله با سلاحهای سنگین حکومت را ندارد. برخلاف قرون گذشته که هر اسلحه ای که دولت داشت، مخالفانش هم می توانستند داشته باشند، در دنیای امروز سلاحهای مرگبار و بی رقیب تنها در اختیار حکومتهاست و گروههای چریکی چاره ای جز بمب گذاری های تروریستی کور ندارند که در آن هر کس که از روی بدشانسی در مسیر نفرت کور آنها قرار گرفته باشد، کشته می شود، چه نظامی، چه غیر نظامی.

آقای جلال طالبانی که امروز به دلیل قرار گرفتن در موقعیت سیاسی حقیقی و روبرو شدن با واقعیتهای دنیای سیاست، به بلوغ سیاسی رسیده است، گفته است که "بارها به پ ک ک پیشنهاد داده ام که اسلحه را زمین بگذارند". به نظر من هم پ ک ک بزرگترین دشمن کردهای ترکیه است، نه فقط به این دلیل که بیشتر از آنکه ترکها را کشته باشند، کردهای ترکیه را کشته اند، بلکه به این دلیل که مهمترین بهانه را در اختیار گروههای راست افراطی ترکیه قرار داده اند که در برابر خواست برحق کردهای ترکیه، به بهانه مبارزه با تروریسم، مقاومت نشان دهند. این در حالیست که اگر کردهای ترکیه عاقل باشند به راحتی می توانند با کنار گذاردن اسلحه و ورود به عرصه سیاسی، حقوق ملی خود را در مسیر عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، با کمک فشار گروههای حقوق بشر و اتحادیه اروپا بدست آوردند. من بارها گفته ام که خواستار اعطای خود مختاری به کردهای ترکیه هستم درست همانچیزی که برای ترکها در ایران می خواهم. اما پ ک ک یک گروه تروریستی است و نماینده مردم کرد نیست. در دنیای امروز هرگونه مبارزه مسلحانه منتهی به تروریسم خواهد شد و کاملا محکوم است و به نظر من اگر گروههای کردهای ایرانی نیز حقیقتا دموکرات هستند باید اسلحه را زمین بگذارند و به مبارزه مسالمت آمیز و مدنی روی آورند.

هرچند سالهاست که حزب دمکرات کردستان و کومله عملا در آتش بس به سر می برند ولی باید تکلیف خود را مشخص نمایند، اگر معتقد به مبارزه سیاسی مدنی و مسالمت آمیز هستند باید شاخه های نظامی خود را منحل نمایند، ارتباطات و دفاعیاتشان را از گروههای شبه نظامی مانند پ ک ک و پژاک قطع کنند و اقدامات تروریستی آنها را محکوم نمایند در غیر اینصورت نباید انتظار داشته باشند که به صورت شریک ائتلافی با نیروهای سیاسی معتقد به مبارزه مسالمت آمیز که فاقد شاخه نظامی هستند، پذیرفته شوند. با وجود اینکه در سیاست مدرن با هر نیروی سیاسی می توان و باید گفتگو کرد ولی تنها تحت شرایط خاصی می توان با برخی گروههای سیاسی ائتلاف کرد. مطمئنا باید با حزب دمکرات کردستان و کومله و دیگران گفتگو کرد ولی برای ایجاد یک جبهه مشترک باید خواستار رعایت قواعد اساسی بازی دموکراتیک از سوی آنها و زمین گذاشتن اسلحه بود. حفظ شاخه شبه نظامی توسط این گروهها باعث می شود که آنها در ائتلافها خواستار قدرتی به مراتب بیشتر از سهمشان در افکار عمومی جامعه شوند و همین امر باعث می شود که ائتلافی مانند " كنگره مليتهاي ايران فدرال" عملا سهم بیش از پنجاه درصد از مردم ایران را در سبد کمتر از ده درصد بگذارد و آنها به خود اجازه دهند که بدون گرفتن نظر دیگران، بیانیه هایی از زبان ملیتهای ایران و در جهت آنچه منافع خود می پندارند، صادر نمایند (2)! اشکال عمده این بیانیه آن نیست که با جنگ احتمالی ترکیه در شمال عراق مخالف است بلکه اشکال عمده آن، این است که کاملا جانبدارانه از تروریسم پ ک ک حمایت کرده و بدون محکوم کردن عملیات تروریستی پ ک ک، تلاش ترکیه برای دفاع از جان شهروندانش را محکوم کرده است؟! این چه منطقی است که اجازه می دهد پ ک ک با عبور از مرز عراق شهروندان ترکیه را به قتل برساند و سپس با فرار به آن سوی مرز خود را در آزادی مطلق حس کند!؟، چون دولت ترکیه تاکنون به دلیل احترام به حق حاکمیت عراق، از تعقیب مهاجمین در آن سوی مرز خودداری کرده است و تنها به هشدار بسنده کرده است.

درست است که زمینه بروز و ظهور پ ک ک، سیاستهای آسیمیلاسیون کردها توسط حکومت های پیشین ترکیه بوده است اما همیشه در موضع گیری باید دقیق، جامع و بی طرفانه قضاوت کرد. هم سیاست آسیمیلاسیون کردها را باید محکوم کرد و هم تروریسم کور پ ک ک را. چون اگر یکجانبه قضاوت شود، عده ای واقعا باورشان می شود که حق دارند بمب گذاری کنند و انسانها بی گناه را بکشند! این اشتباه حتی توسط روشنفکران ضد جنگ جهان نیز تکرار می شود، آنها چنان یکطرفانه از آمریک ا و بوش انتقاد می کنند که گویا تروریستهایی که هموطنان عراقی شان را همه روزه به خاک و خون می کشند، یک مبارزه مقدس بر ضد اشغالگران را دنبال می کنند و همه تقصیر ها به گردن بوش است؟! هرچند نمی توان منکر اشتباه فاحش بوش شد ولی همین موضع گیری های غلط باعث آن شده است که بسیاری به آن انسان نماهای وحشی (تروریست ها)، به چشم قهرمان مبارزه با امپریالیسم بنگرند و همین مساله باعث قوت گرفتن گروههای تروریست شده است. ما نباید این اشتباه را در ایران خودمان تکرار کنیم. هیچ ارزشی وجود ندارد که بالاتر از جان انسانها باشد که بتوان برای رسیدن به آن ارزشها، با چشمان بسته انسانهای بیگناه را کشت.

اما در مورد کردهای ترکیه، باید بگویم که سیاستهای نژاد پرستانه وضد بشری تنها مختص به پان ترکیستهای ترکیه و یا پان فارسیستهای ایران نبوده و ارمغان هیتلر و موسیلینی اروپایی نیز هست. ولی نمی توان همیشه در تاریخ زندگی کرد. این حوادث را نباید فراموش کرد ولی نباید از آنها کینه ای ابدی ساخت. من کشتار مردم آذربایجان در دوران فرقه دموکرات را هرگز فراموش نخواهم کرد ولی هرگز در صدد انتقام از کسی هم نیستم. کردها در ترکیه موقعیتی استثنایی در اختیار دارند و من آرزو می کردم، شرایط ما در ایران همانند کردها در ترکیه بود. آنها باید "انتقام" از گذشته را کنار بگذارند و سلاحها را زمین گذاشته و به مبارزه مسالمت آمیز روی آورند. اگر اعتراضاتی مشابه خردادماه 1385 مردم آذربایجان، در کردستان ترکیه روی می داد، تمام خبرگزاری های بین المللی اخبار لحظه به لحظه اعتراضات را به صورت خبر فوری پخش می کردند و دولت ترکیه که در تلاش برای ورود به اتحادیه اروپاست چاره ای جز تسلیم در برابر خواست آنها و اعطای مرحله به مرحله حقوقشان نمی داشت. گرفتن حقوق انسانی در کشوری که در آن آزادی های نسبی و گردش آزاد اطلاعات وجود دارد به همین سادگی است! اما پ ک ک که با اسکورت محموله های قاچاق و زورگیری از روستاییان کرد روزگار می گذراند به این سادگی ها حاضر به دست برداشتن از منابع در آمدش نیست!

دولت ترکیه از چند سال پیش مرتب تهدید می کند که به شمال عراق حمله خواهد کرد ولی برخلاف احمدی نژاد، در ترکیه سیاستمداران عملگرایی در قدرت هستند و ترکیه در صورتی که بتواند راه حللی دیپلماتیک برای مساله بیابد مطمئنا از قرار دادن خود در برابر آمریکا و غرب اجتناب خواهد کرد. یکی از دلایل عمده عصبانیت ترکیه، حمایتهای پنهانی دولت محلی کردستان عراق از پ ک ک است. آقای مالکی گفته است که دفاتر پ ک ک در عراق بسته خواهد شد، حال سئوال اینجاست که چرا یک گروه تروریستی باید بتواند در موصل و اربیل دفتر رسمی داشته باشد؟! که حالا تحت فشار ترکیه باید بسته شود؟! اگر گروههای سیاسی کرد در عراق و ایران در صدد کمک کردن به کردهای ترکیه هستند، بهترین گزینه تلاش برای خلع سلاح پ ک ک و تبدیل آن به یک حزب سیاسی مسالمت آمیز که اجازه فعالیت در داخل ترکیه را داشته باشد، است. همانگونه که آقای طالبانی نیز به آن اشاره کرده و آقای اردوغان با پیام پرمعنای خود مبنی بر پی گیری خواسته های کردها از راه مسالمت آمیز آمادگی اش را برای پذیرش آن نشان داده است.

در این شرایط حساس نیروهای سیاسی کرد در منطقه باید هرچه سریعتر در جهت رسیدن به یک تفاهم جامع با ترکیه پیش از شروع حمله نظامی احتمالی ترکیه به شمال عراق حرکت کنند. اجزای اساسی این تفاهم می تواند شامل موارد زیر باشد:

 

1-     در خواست از ترکیه برای تصویب قانون عفو عمومی برای اعضای رده پایین پ ک ک در قبال خلع سلاح

2-     ترغیب سران پ ک ک برای خروج هرچه سریعتر از عراق و تقاضای پناهندگی از کشورهای غربی تا دولت ترکیه را که خواستار استرداد آنها شده است در برابر عمل انجام شده قرار دهند.

3-     آزادی گروگانهای ترک توسط پ ک ک برای نشان دادن حسن نیت

 

آنچه در این میان من را به عنوان یک ترک آذربایجانی برای تلاش جهت کمک به حل این معضل تشویق می کند نه تنها کمک کردن به کردها برای رسیدن به حقوق انسانی خود در ترکیه، که تثبیت نظام فدرالی در عراق و ترکیه برای کمک به پیاده شدن همین ایده در ایران آینده است. چون اگر ترکیه بتواند مشکل کردها را به صورت مسالمت آمیز حل کند هم شانس ورودش به اتحادیه اروپا افزایش خواهد یافت و هم خواهد توانست با جدیت بیشتری به دفاع از حقوق ترکها در ایران بپردازد و حداقل در رساندن صدای مبارزات مردم آذربایجان به جهان با اعتماد به نفس بیشتری عمل کند. حقیقت این است که حکومت تمامیت خواه ایران، دولت ترکیه را با سوء استفاده از مساله کردها عملا به گروگان گرفته است و با توجه به نفوذی که بر روی گروههای کرد منطقه دارد، ترکیه را در قبال حرکت ملی آذربایجان وادار به سکوت کرده به گونه ای که در جریان اعتراضات خردادماه 1385 دولت ترکیه هیچ اظهار نظر رسمی در این مورد انجام نداد و حتی خواستار برخورد انسانی با تظاهر کنندگان نیز نشد!

به نظر می رسد پذیرش تفاهم جامعی به شکل فوق که می تواند مساله تروریسم پ ک ک را برای همیشه حل کند و از طرف دیگر حق پی گیری خواست خودمختاری توسط کردهای ترکیه از طریق اعتراضات مسالمت آمیز خیابانی و تشکیل احزاب و شرکت در انتخابات را تضمین کند دور از دسترس نیست. بویژه اینکه ترکیه که به دنبال ورود به اتحادیه اروپایی است به تدریج مجبور به پذیرش خواست کردهای ترکیه خواهد شد. اما برای رسیدن به این امر در درجه اول باید تروریسم و جنگ و خونریزی متوقف شود و اجازه داده شود تا نمایندگان میانه رو پارلمان ترکیه بتوانند به تدریج حساسیتها را در جامعه ترکیه از میان برداشته و نظر موافق روشنفکران ترک را نیز جلب کنند، چیزی که با توجه به اظهار نظرهای شخصیتهای مطرحی چون اورهان پاموک دور از دسترس نیست و تنها به گذر زمان و فراموشی دردها و کینه های ناشی از تروریسم بیست ساله در ترکیه نیاز دارد که می تواند به موازات پروسه طولانی عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا به نتیجه مطلوب برسد. در این لحظات حساس تاریخی، فعالین سیاسی کرد با انتخاب حساس و مهمی در مورد سرنوشت آینده کردهای منطقه روبرو هستند که یک تصمیم عاقلانه می تواند قدمی مهم در حل یکی از مسائل پیچیده منطقه ما باشد و تصمیمات نادرست می تواند سرنوشت همه مردم منطقه را به سوی جنگ و تباهی بکشاند.

 

 

 

(1): http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2&news-id=43607&nid=autor

(2): http://iranfederal.org/fa/?p=218

 

برگرفته از : iranglobal


نظرات :

  کاربران گرامی :  
  1- مطالبی که حاوی فحش و توهين به ديگران باشند , حذف می شود  
  2- کامنت ها نبایستی بیش از 180 کلمه باشد  
  3 - کامنت ها پای مقالات یکجا در صفحه اظهارنظر هم درج می شود  
  2007-10-31   تاریخ
  Iranie Asil   نام
    ایمیل

  Farshaye Fashist Az Salmane Farsi Gerefteh Ta Kesani Ke Az Posh Be Shah Khanjar Zadand, Hamegi Khaen Va Vatan Foroosh Hastand. Ma Sayere Aghvame Irani Ta Konoon Bahaye Gazafi Babate In Ghome Jahel Pardakhteim

  نظر خواننده

  2007-10-31   تاریخ
  ایراندوست   نام
    ایمیل

  بخش دو:

بايد سایر ايرانيان بفهمند كردها جزئي از آنان هستند و پاسداري از گويش هاي مختلف ايراني باعث غناي زبان فارسي و فرهنگ ایران مي شود. بايد كردها بفهمند آنچه كه باعث شده كه كردها هنوز بتوانند بمانند وجود دولتي به نام ايران است. البته بايد ذهنيت بسياري از ايرانيان را كه گمان مي كنند با نابودي زبان كردي مي توان امنيت ايران را تامين كرد تغيير دهيم. كردها بخش جدايي ناپذير از ملت ايرانند و جزئي از هويت آنند. در راه تثبيت اين مفهوم بايد بسيار كار كرد هرچند افرادی تندرو از هر طرف کاشکنی کنند.

  نظر خواننده

  2007-10-31   تاریخ
  ایراندوست   نام
    ایمیل

  بخش یک:

http://www.durna.se/nezmi2.htm
همیشه بهم گفتند که احزاب کردستانی چندان باهوش نیستند. برای دفع مار (ج.ا.) کسی نمیرود هم پیمان اژدها شود.

راجع به جنابان پان ترك سخن گفته شد. البته اينها بچه اند ولي هدف اربابانشان از توهين به زبان پارسي در حقيقت ايجاد حساسيت در ميان هموطنان ما و تلاش آنان براي يكسان سازي زباني است. در اين راستا آنها قصد دارند تا تمام زبانهاي ديگر ايران به جز تركي آذري و فارسي را حذف كنند ولي اولين هدفشان زبان كردي است. اين كار هم راه را براي رسمي كردن زبان تركي آذري در كنار فارسي مي گشايد و هم كار تركها را در نابودي كردها در كشورشان (مانند ترکیه و جمهوری آران قفقاز) آسان مي كند. در واقع اولين هدف براي تشكيل تركستان (گرچه به نظر مسخره مي آيد ولي بسياري به آن اعتقاد راسخ دارند) نابودي ارامنه و جذب كردها است. تنها راه هم براي جذب و نابودي كردها نابودي و يا تجزيه ايران است. مهم آنست كه بسياري از سایر ايرانيان و كردها هنوز اين مسئله را درك نكرده اند.اينكه ماموران دولتي كه بسیاریشان شاید با پان ترکیستها همپیمان باشند و سعي در ايجاد نارضايتي در مناطق كرد نشين دارند تا آنها را تجزيه طلب نشان دهند تنها قضيه شيعه و سني نيست بلكه بو دارتر از اين حرفها است.

  نظر خواننده

  2007-10-31   تاریخ
  Qadfly   نام
    ایمیل

  سهند جان

میدانم غلام است ولی دلم خواست بگم گلام یحیی. :))

هم اغوز و هم فحاش و هم نادان، آنچه خوبان همه دارند تو یک جا داری، پسر گلم.

چون دیدم که هی در مورد "استفر.." و "ری.." و اخراجات بدن حرف میزنی، چندتا پیشنهاد دارم.

پسر خوب، قبل از اینکه دوباره مثل دفعه پیش بالا ببرنت:
http://blogs.venturacountystar.com/vcs/dennert/archives/donkey.jpg
خوب است که این را بپوشی:
http://www.totallyabsurd.com/horse%20diaper.GIF
(راستش لازمش داری. از بسکه درباره مدفون و "ری.." و "استفراغ" حرف میزنی.)

من خوشحالم که هموطنانی دارم که امثال تو را با لقب "خر" توصیف میکنند زیرا نامی برازنده تر برای پان ترکیستها نیست.

راستی خوب است که درس فارسی هم بلدی و به دیگران هم تدریس میکنی.
ولی از بس غلط ببخشید گلط داره که من ناچار چندتاش را تحصیح کنم:
"شنا"=شما
از بسکه = "از بس که"
"به چسبان" ="بچسبان"
"به نویسی"="بنویسی"
"نانهای"="نامهای"
حالا در تلفظ هم اندکی کمکت کنم.
درچ نه بلکه درج. گند نه بلکه قند. گلام هم نیست بلکه غلام است.

نگران زبان پارسی ایرانیان نباش. این زبان نه با چرندیات پورپیرار آسیبی میبیند نه با فحاشی تو یکی. "قند" پارسی با ناسزا و فحاشی تو "گند" نمیشود هرچند به طور غلط(گلط) قند را تلفظ کنی. بنابراین تمرین کن که تلفظ قند را درست بیان کنی. برو همان زبانی را یادبگیر که صدسال هم ادبیات ندارد (منظورم زبان اربابت در ترکیه است).

  نظر خواننده

  2007-10-31   تاریخ
  گلام یحیی   نام
    ایمیل

  سهند جان

میدانم غلام است ولی دلم خواست بگم گلام یحیی. :))
هم اغوز و هم فحاش و هم نادان، آنچه خوبان همه دارند تو یک جا داری پسرم.

چون دیدم که هی دباره "استفر.." و "ری.." و اخراجات بدن حرف میزنی چندتا پیشنهاد دارم.

پسر خوب، قبل از اینکه دوباره مثل دفعه پیش بالا ببرنت:
http://blogs.venturacountystar.com/vcs/dennert/archives/donkey.jpg
خوب است که این را بپوشی:
http://www.totallyabsurd.com/horse%20diaper.GIF
(راستش لازمش داری. از بسکه درباره مدفون و "ری.." و "استفراغ" حرف میزنی.)

من خوشحالم که هموطنانی دارم که امثال تو را با لقب "خر" توصیف میکنند زیرا نامی برازنده تر برای پان ترکیستهای خر نیست.

راستی خوب است که درس فارسی هم بلدی.
"شنا"=شما
از بسکه = "از بس که"
"به چسبان" =بچسبان"

حالا در تلفظ هم کمکت کنم.
درچ نه بلکه درج. گند نه بلکه قند. گلام هم بلکه غلام.

نگران زبان پارسی ایرانیان نباش. "قند" پارسی با ناسزا و فحاشی تو "گند" نمیشود. بنابراین تمرین کن که تلفظ قند را درست بگویی. برو همان زبانی را یادبگیر که صدسال هم ادبیات ندارد (منظورم زبان اربابت در ترکیه است).

  نظر خواننده

  2007-10-31   تاریخ
  سهند   نام
    ایمیل

  هی بابا بوزینه: ایندفعه که با نانهای گد فلای و گلام یحیی نوشته ای. ای عنتر پیر و کچل و دندان پوسیده و زشتو بودار من: اولا: گلام یحیی نیست بلکه که غلام یحیی است. اشیکین اوغلو اشک: کی می خواهی زبان مادری ات را یاد بگیری.؟ میدانی چرا بلد نیستی حتی د سطر بدون اشتباهای گرامری به نویسی.؟ برای اینکه منتالی - رتاردد هستی. یعنی مغز ت اسیب دبده و برای همیشه فلج شده ای. به سفلیس مغز مبتلا هستی. ثانیا: من تا زمانیکه دهان شنا را دم دستم دارم که مدفوعم را توش خالی کنم احتیاجی برای توصیف اش ندارم. اگر روزی گور به گور شده و من مجبور شدم که به توالت دیگری مثل دهان تو احتیاج داشته باشم آنوقت برای استخدام بابات و یا بابا بزرگ و یا یکی از عموهایت مجبور خواهم شد که مدفوعم را برایشان توصیف کنم. تا زمانیکه شما را دارم از بابت دفع مدفوعم نگرانی نیست.

  نظر خواننده

  2007-10-31   تاریخ
  گدفلای   نام
    ایمیل

  سهتد جان
چون دیدم که هی دباره "استفر.." و "ری.." و اخراجات بدن حرف میزنی چندتا پیشنهاد دارم.

پسر خوب، قبل از اینکه دوباره مثل دفعه پیش بالا ببرنت:
http://blogs.venturacountystar.com/vcs/dennert/archives/donkey.jpg
خوب است که این را بپوشی:
http://www.totallyabsurd.com/horse%20diaper.GIF

سپاسگزارم :))

  نظر خواننده

  2007-10-31   تاریخ
  گدفلای-گلام یحیی   نام
    ایمیل

  تنها کسی که اخراجات بدنش را دم به ساعت توصیف میکنه همین سهنده. بنابراین "ایران معمولی" که همیشه حالت استفراغ داره کسی بجز سهند استفراغ-کن و شلوار-خیس کن نیست.

یاشاسین پ-ک-ک :)))

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  حمید   نام
  hamid_244@hotmail.com   ایمیل

  آقای آیدین با سلام مجدد
من قصد ندارم این بحث را تا ابد با شما ادامه‌ بدهم شما مثل اینکه‌ میخواهید و تصمیم گرفتین پان ترکیست باشید و کاری هم نمی شه‌ کرد.
در رابطه‌ با سخنان فاشیستی نخست وزیر ترکیه‌ (أردغان)که‌ در تظاهرات های پار سال شهرهای کرد نشین که‌ 2 کودک خردسال کرد کشته‌ شدند أردغان در مقابله‌ سوأل خبرنگاران که‌ 2 کودک کشته‌ شدند اعلام ذاشتند که‌ کودکان کرد تروریست هستند و نیروهای امنیتی ترکیه‌ به‌ تروریستها شلیک کردند تظاهرات مسالمات آمیز.ولی ترک بودن شما أجازه‌ نمیدهد ببینید.
2:کردستان آقای عزیز در ضمن 1 ، اسم دخترانه‌ هست یعنی شما میفرماید دختران کردی که‌ در سوءید و آلمان اسم انها کردستان هست برای اینکه‌حضورنامبارک ترکهای اشگغال گر در سرزمین کردستان آزرده‌ نشود در ءوروپا نیز اسمشون را عوض کنند?
3.شما جگونه‌ ازادیخاهی هستی که‌ از کشوری دفاع میکنی که‌ رءیس کل ارتش ان 1، کرد خوب را 1 کرد مرده‌ میداند ،یعنی 20000000 کرد از جمعیت ترکیه‌ زمانی خوب هستند که‌ مرده‌ باشند.
4.ایا شما ترکیه‌ رفتید بخش کردستان تا ببنید جگونه‌ بر روی هر تپه‌ای در کردستان نوشته‌اند خداوندا شکر که‌ من را ترک افریدی? آقای عزیز پان شاخ و دم ندارد .من عرض کردم در کنار ملت ها هستم نا حکومتهامن در کنار ملت ترک آذری هستم در مبارزه‌ خود در مقابل پان ایرانیست و همین طور در کنار هر ملتی که‌ برای آزادی مبارزه‌ میکند ولی شما در کنار فاشزم ترکیه‌ قرار گرفتین لطفأ ژست آزادیخواهی نگیرید

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  آیدین تبریزی   نام
    ایمیل

  آقای حمید عزیز،
شما نوشته اید: "اگر در پاسپورت سؤیدی و آلمانی انها فقط کلمه‌ کردستان وجود داشته‌ باشد و به‌ ترکیه‌ سفر کنند ،دستگیر میشوند و زندانی" من از صحت آنچه شما گفته اید اطلاعی ندارم ولی این امر به این می ماند که من در پاسپورتم بنویسم متولد "آذربایجان جنوبی" و به ایران سفر کنم، آیا واکنش دموکرات ترین ایرانی به من چه خواهد بود؟! آیا کشوری به نام کردستان وجود دارد که در پاسپورت هم نوشته شود؟! در مورد ادعای شما در مورد "اردوغان به‌ نیروهای مسلح ترکیه‌ در حضورخبرنگاران خارجی اظهار میداراد به‌ کودکان و زنان کرد نیز تیراندازی کنید،" باید سند و مدرک ارئه کنید و نمی شود همینطوری چیزی بنویسید و انتظار پاسخ داشته باشید. اما در مورد نظر مردم کرد ترکیه در مورد پ ک ک به گزیده ای از گزارش بی بی سی توجه نمایید:
"پشتیبانی از پ ک ک به معنی حمایت از افکار و عقاید این گروه نبوده و بسیاری از خانواده ها به خاطر فرزندان خود که در این گروه بودند حاضر به همکاری می شدند، البته برخی از آنها با آهستگی نجوا می کنند که مردم چاره ای جز این هم نداشته اند. همسر بهادر که اهل شهر دیاربکر است با تأکید بر این که از ابتدا خیلی از مردم دل خوشی از پ ک ک نداشتند می افزاید: "شاید پ ک ک جزوی از ما باشد اما ما جزوی از آن نیستیم."

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  آیدین تبریزی   نام
    ایمیل

  "جعفر می گوید که دلش برای خواهرش تنگ شده و امیدوار است روزی او به میان خانواده اش بازگردد، به نظر جعفر تنها صدور عفو عمومی می تواند رشته های ارتباطی میان مردمان این منطقه و گروههای تروریستی را قطع کند. البته در سال ۲۰۰۳ دولت ترکیه اعلام کرد که اعضای پ ک ک در صورت تسلیم داوطلبانه از بازجوییهای سخت در امان خواهند ماند "
یکی از حاضران جمع به آرامی می گوید: "البته الآن ترس ار پ ک ک بیشتر شده، چون این گروه بوضوح می بیند که پایگاه مردمی اش را از دست داده است"
نوروز سال گذشته به تحریک این گروه (پ ک ک) تعدادی از کودکان دیاربکری و روستاهای اطراف تظاهرات کردند. این کودکان که بزرگترینشان سیزده سال داشت، پلاکاردهایی حاوی شعارهای حمایت از پ ک ک حمل کردند و پرچم ترکیه را به آتش کشیدند. رمضان با یادآوری آن روز می گوید: "عموی من شش فرزند داشت که پنج تای آنها را در خانه حبس کرد اما مجبور شد یکی از پسرهایش را به این تظاهرات بفرستد، اگر این کار را نمی کرد خائن نام می گرفت."
به اعتقاد سعاد، روزنامه نگار مستقل کرد، هراس مردم از پ ک ک و رهبر آن باعث شده که در طول این سالها کسی نتواند در این منطقه خواسته قلبی و مخالفت واقعی خود را با این گروه به زبان بیاورد. سعاد به قتلهایی اشاره می کند که در طول این سالها رخ داده و گویا تمامی مقتولان کسانی بوده اند که علیه "آپو" سخن گفته یا فعالیت می کرده اند.

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  آیدین تبریزی   نام
    ایمیل

  او می افزاید: "دستان پنهانی که گمان می رود با زندان ایمرالی در ارتباطند می توانند در هر جا مخالفان را سر به نیست کنند، همه می دانند قاتل کیست اما این قتلها همیشه به عنوان حوادثی با "فاعل مجهول" در میان انبوه پرونده ها گم می شود." به دنبال حرف سعاد کسانی که در جمع ما نشسته اند همگی تأکید می کنند که تنها راه نجات مردم این منطقه از این شرایط قرار گرفتنشان زیر چتر حمایتی دولت ترکیه است و این نیز به شناسایی حقوق کردها و از بین رفتن رفتار تبعیض آمیز نسبت به آنها نیاز دارد. ... در این کاست جوانی با لهجه کردی حرفهایش را به دختری به نام ثریا دکلمه کرده است، دختری که به خاطر فقر خانواده اش و از ترس اینکه ناچار به ازدواجی ناخواسته نشود به پ ک ک پناه برده است، جوان هم که به دلیل بیکاری نتوانسته مهریه ثریا را فراهم کند تا با او ازدواج کند، اکنون خود را مذمت می کند، می گوید نه ترکی را خوب می داند و نه کردی را بدرستی آموخته است و بعد خطاب به ثریا ادامه می دهد: "از سیاست چیزی نمی دانم اما از وقتی که تو به کوه رفته ای از همه متنفرم و به خاطرت شیشه ماشینهای پلیس را شکسته ام اما اگر دستم برسد رؤسای تو در کوه را هم خواهم کشت."

http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/08/070809_mf_nk_ocalan.shtml

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  کاوه   نام
    ایمیل

  جناب ایرانی معمولی !!من هم بسیار مایل هستم تابا افرادی از جنس شما هموطن نشوم!!من هم دیگر از دیدن نوشته های نزاد پرستانه شما حالم به هم می خورد !!راستش را بخواهید موقع شنیدن کلمات ایران مساوی فارس ،فردوسی،کوروش،اتحاد ملی و... استفراغم میگیرد !! ما قومیت های ایرانی نوکر قوم فارس نیستیم که به بهانه اتحاد ملی و از این جور مزخرفات حاقظ مرضها و زبان و آداب وسنن به اصطلاح فارسها باشیم..اتفاقا خدمتتون عرض کنیم که من یکی با زبان شیرین فارسی مشکل دارم و هر کجا که نوایی از این زبان مزخرف به گوشم میرسد حالم به هم میخورد...در ضمن با پیشنهاد شما مبنی بر جدایی نیز کاملا موافق هستم !!!در ضمن کرد وترک و عرب به ایران نیامده اند بلکه پیش از نژاد من در آوردی فارسی آریایی (شامل افغانهای مهاجرت نموده به ایران در زمان اشرف افغان) در ایران حضور داشتند!!به امید آزادی تمام ملل در بند ایران و فلاکت زده شدن فارسهای بیابان گردقول آریایی

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  کاوه   نام
    ایمیل

  جناب ایرانی معمولی !!من هم بسیار مایل هستم تابا افرادی از جنس وقماش شما هموطن نشوم!!من هم دیگر از دیدن نوشته های نزاد پرستانه شما حالم به هم می خورد !!راستش را بخواهید موقع شنیدن کلمات ایران مساوی فارس ،فردوسی،کوروش،اتحاد ملی و... استفراغم میگیرد !! ما قومیت های ایرانی نوکر قوم فارس نیستیم که به بهانه اتحاد ملی و از این جور مزخرفات حاقظ مرضها و زبان و آداب وسنن به اصطلاح فارسها با فرهنگ(خنده دار است) باشیم..اتفاقا خدمتتون عرض کنیم که من یکی با زبان شیرین فارسی مشکل دارم و هر کجا که نوایی از این زبان مزخرف به گوشم میرسد حالم به هم میخورد...در ضمن با پیشنهاد شما مبنی بر جدایی نیز کاملا موافق هستم !!!در ضمن کرد وترک و عرب به ایران نیامده اند بلکه پیش از نژاد من در آوردی فارسی آریایی (شامل افغانهای مهاجرت نموده به ایران در زمان اشرف افغان) در ایران حضور داشتند!!به امید آزادی تمام ملل در بند ایران و فلاکت زده شدن فارسهای به قول خودشان آریایی

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  نویدی   نام
    ایمیل

  آیدین تبریزی سیاست آسیمولاسیون اعمال شده علیه کردها در ترکیه را محکوم کرده است. اگر ناکافی بوده
است می
توان از او خواست مشخص
تر حرف بزند.
اطلاعاتی هم در مورد سیاست دولت ترکیه در حاضر در مورد کردها ارائه داده است که می
توانند درست یا نادرست باشند. اگر نادرست
اند باید به او گوشزد کرد.
نظراتی هم در مورد پ
ک
ک ارائه داده است می
شود با او بحث کرد که این حرفت درست است و آن یکی نه.
اما، حملاتی که علیه او صورت می
گیرد همه چیز را مخدوش می
کند. من از دوستان می
پرسم: چکار باید بکند این آیدین تبریزی تا ثابت کند پان
ترکیست نیست؟ به ترک و ترکی (یعنی پدر و مادر خودش وخودش) دشنام بدهد؟
دوستان! بدون زبان دیالوگ هیچ معادی ما را مقرر نیست. برای به کار بردن زبان ستیزه هم هیچوقت دیر نیست. همیشه می
شود دل و رودة مخالف را بیرون ریخت. خود من واقعاً دلم می
خواهد بدانم سیاست دولت ترکیه در حال حاضر در بارة کردها چیست. اما، دیگر هاج و واح مانده
ام که چه کسی حق دارد؛ به هم اطلاعات منتقل کنیم نه نفرت دوستان! خواهش!

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
    نام
    ایمیل

  شما 3000 عضو PKKرا با 1000 اسلحه‌ زنگ زده‌ تروریست میدانی ? عجبا
آقای عزیز من 1 کرد هستم و آزادی و برابری را شایسته‌ و هق ملت کرد میدانم و به‌ همین نسبت من در کنار تمام ملتهای که‌ مورد ظلم واقع میشند
قرار دارام نه‌ حکومتها من در کناره‌ ملت ، آذری،بلوج،عرب اهواز،باسک،ارلند،جیجین،فلیستین،تامیل،و شما آقای آیدین متأسفانه‌ در کنار حکومت فاشیستی ترکیه‌ قرار گرفتین در کنار یاشار آنت بیوک قرار گرفتین ، که‌ 1 کرد خوب را 1 کرد مرده‌ میداند یعنی جنوساید و کشتار ملت کرد .
بنابر این شما بیشتر از یک پان ترکیست نمی توانید باشید

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  حمید   نام
  hamid_244@hotmail.com   ایمیل

  با سلام
باید به‌ عرض برسانم وجود تفکر پان ترکیستی شما باعث شده‌‌ این چنین کلمه‌ من را نیز با دیده‌ أغماض بنگرید.
من نیز طرف دار مبارزه‌ مسالحانه‌ نیستم .
من از کشوری سحبت میکنم که‌ کردهای که‌ در أروپاه‌زندگی میکنند نه‌در سالهای دور همین حالا اگر در پاسپورت سؤیدی و آلمانی انها فقط کلمه‌ کردستان وجود داشته‌ باشد و به‌ ترکیه‌ سفر کنند ،دستگیر میشوند و زندانی و بارها و بارها کار به‌ دخالت سفارت کشورهای أروپای کشیده‌شده‌،آقای ایدین چگونست شما در مورد این مسله‌ لام،تا کام ناگفتین
کشوری که‌ نخست وزیر آن عالی ترین فرد سیاسی 1 کشور (أردغان)به‌ نیروهای مسلح ترکیه‌ در حضورخبرنگاران خارجی اظهار میداراد به‌ کودکان و زنان کرد نیز تیراندازی کنید،کشوری که‌ یاشار آنت بیوک رءیس کل نیروهای مسلح ترکیه‌ میگوید توجه کن ،،1 کرد خوب 1 کرد مرده‌ هست کشوری که‌ با 20000000 کرد در ترکیه‌ در تمام بلندی های شهرهای کردستان نوشتن باز توجه کن ،، خداوندا شکر که‌ من را 1 ترک آفریدی. کشوری که‌ 3000 آبادی بخشی از سرزمین خود کردستان را ویران میکند و میسوزاند.کشوری که‌ تا دندان مسلح هست و هر گونه‌ صدای آزادیخاهانه‌ ملت کرد را با کشتار و زندان داده‌ است این کشور تروریست نیست ? مجبور شدم در 2 بخش بفرستم

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  آیدین تبریزی   نام
    ایمیل

  جالب است کسانی که تا دیروز هیچ حقی برای قبیله گرایان ایران (شامل کردها و ترکها و ...) قائل نبودند امروز وکیل مدافع کردهای ترکیه در برابر حکومت به اصطلاح فاشیست و پان ترکیست! ترکیه شده اند؟! آقای حمید گفته اند که نوشته من فرقی با پان ایرانیستها ندارد! کدام پان ایرانیستی از حکومت فدرالی در ایران حمایت کرده است همان چیزی که من برای ترکیه خواسته ام؟! من هرگز استاندارد دوگانه ای ندارم و با هرگونه حرکت مسلحانه در دنیای امروز مخالفم و دلایلم را نیز آورده ام و حتی فکر دست بردن ترکهای ایران به اسلحه را هم تقبیح کرده ام حالا اگر این وکیل مدافعان می پسندند، ترکها و عربها و ترکمن ها را هم که تا به حال دست به اسلحه نبرده اند، دعوت کنند که به تروریسم روی آورند! برای من فرقی بین گروههای مسلح وجود ندارد هم مجاهدین خلق تروریست است هم پژاک و پ ک ک. من تلاش کرده ام کردها را متوجه فرصتی که در مسیر عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا در اختیار دارند بکنم و راه صحیح احقاق حقوقشان را نشان دهم. در گذشته هر اتفاقی افتاده مربوط به تاریخ است ولی امروز ترکیه تا حدودی رفتارش را تغییر داده و مجبور است بدهد هرچند هنوز خیلی کارها باید انجام شود ولی وقتی هر روز بمبی منفجر می شود یا شبیخونی زده می شود، افکار عمومی به سمت گروههای ملی گرای افراطی متمایل می شود. خود کردهای ترکیه هم از جنگ و خونریزی خسته شده اند. گزارش بی بی سی در این زمینه را بخوانید:

http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/10/071026_m-sam-turky.shtml

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  سهند   نام
    ایمیل

  هی بابا بوزینه من( همان ایراندوست) اگر آن " ایرانی معمولی" خودت نبودی از کجا فهمیدی که اقاست. نکنه که دست هاتو کردی وسط پاچه هاش.؟ بد بخت معلولی_ نه معمولی-- از بسکه که بیکاری با این شگردهای منتالی رتاردت ایت-- عقب مانده و معلول مغزی--- با خودت خوشی. تکیه کلامت که یادت نرفته." می گوزم و می خندم عحب مرد هنر مندم." عنتر بحای این بازی های بچه گانه و بی ازرش آن ماتحت سرخت را به چسبان به صندلی و لااقل زبان مادری ات را یاد بگیر.

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  آری   نام
    ایمیل

  پان ترکیستهای ترکیه(قتل عام یک و نیم ملیون ارمنی، قتل عام صدها هزار آسوری، قتل عام صد ها هزار یونانی و پاکسازی قومی، قتل عام کردها در امروز).

پان فارسیستهای ایران (آقایان خمینی، خامنه-ای، خلخالی، موسوی اردبیلی..) حکومت کنونی ایران قومگرا نیست. حکومت پهلویها هم بیشتر شیعه بود تا اینکه ایرانگرا یا هرچی که مینامید. نمیدانم چرا افتخار به ایران باستان موجب میشود افرادی کینه بورزند. بایست افغانهارا امروز در ج.ا. برای فارسی-زبان بودنشان خوب تحویل بگیرند. یا بجای کمک به حزب الله، به افغانستان کمک کنند. ولی افغانها، با فارسی-زبان بودنشان در بدترین جای جامعه ایران قرار دارند. اما در ترکیه یک ترکزبان آذری یا کازاخ را خیلی بهتر از کردزبان تحویل میگرند. یا در عراق در مناطق کردنشین حتما یک کردزبان از ایران را بهتر از یک عرب عراقی. در سایر کشورهای قومگرا مانند جمهوری آذربایجان و ارمنستان همینست.

لطفا مسئله-های ترکیه را به ایران صادر نکنید. آن کشور اگر کمدش را باز کند ملیونها اسکلت از این کمد سیل-بار واریز میشود. کاشکی این دوستان قومگرا از هر قومی بجای تخم کینه و نفرت به کشور مورد علاقه خودشان مهاجرت کنند و ایرانیانی که ایران را دوست دارند تنها بگذارند.

راستش ما نمیخواهیم مسئله ترکیه/عراق/کاراباغ/اسرائیل را تو ایران داشته باشیم. در ایران کسی را بخاطر قومیتش (نگفتم مذهب) از شغلی محروم نکردند یا بخاطر زبان و فرهنگ قومی-اش کاریش ندارند.

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  ایراندوست   نام
    ایمیل

  من فکر میکنم آقایی که به نام "ایرانی معمولی" نوشته است یک پان ترکیست معمولی یا یک تجزیه طلب دیگر معمولی باشد. شاهدش اینست که تا کنون یک لر تجزیه-طلب دیده نشده است ولی این اقا به این قوم هم توهین نموده است. این کار پان ترکیستها یا قومیتگرایان دیگرست که میان مردم ایران تفرقه بیندازند تا حکومتهایی مانند ترکیه را تقوید بکنند. در ضمن، در ایران تلویزیون و رادیو کردی/آذری سالها هست که وجود دارد (حال با کیفیتش کاری نداریم ولی کیفیت برنامه های زبان فارسی ج.ا. هم ..). نوار و موسیقی و کتاب و غیره هم فراوان است (در حالیکه در ترکیه حدود ده سال پیش حتی قرآن کردی را آتش میزدند). کلاسهای دانشگاهی و خصوصی هم وجود دارد. من فکر کنم بزرگترین مشکل کردستان ایران در مناطق سنی-نشین کردستان است که زیر ستم بیشتر مذهبی میباشند تا قومی. وگرنه مناطقی مانند کرمانشاه (منطقه خود بنده) آرام هستند. داشتن یک زبان سراسری و رسمی و مشترک برای یک کشور طبیعی است. یک کرد مهابادی برای نمونه یک کرد گروسی و آن دو یک کرد ایلامی را خوب نمیفهمد و مجبور هستند یک زبان مشترک را بکار ببرند. من نمیدانم تا کی کسانی بخاطر مسئله زبان میخواهند ایرانیان را به جون هم بیندازند. امیدوارم با یک دولت سکولار (ولی باشرف) بتوان ایران آینده را ساخت. به امید صلح و دوستی. انشاءالله مسلئه های ترکیه و عراق و ارمنستان/آذربایجان را به ایران صادر نکنند. خدا بزرگه.

  نظر خواننده

  2007-10-30   تاریخ
  رامین   نام
    ایمیل

  نویسنده مدتی است در سایت ایران گلوبال سیاهه پشت سیاهه اندر فواید فدرال و ملیت و چندملیتی و حق ملتها بیرون میدهد. حالا میفهمیم که او طرفدار یکی از کریه ترین حکومتها در رابطه با حقوق "ملیتها" است! تازه فهمیدیم که سرکوب و کشتار و تجاوز و پایمال کردن ابتدایی ترین حقوق مردم بیگناه کرد کاملا پذیرفته است اگر آنکسی که میکشد ترک (ببخشید تورک) باشد! اینجور قافیه را وادادن براستی ناشیگری میخواهد. اقلا بظاهر یک ابراز همدردی صوری میکردید که اینگونه "سه" نشود. فدرال فدرالتون اینست؟ رفتار ترکیه با شهروندان نگونبخت کردآنکشور الگوی رفتاری "قدرالی" شما است؟

  نظر خواننده

  2007-10-29   تاریخ
  هه‌لو   نام
    ایمیل

  ايراني معمولي نژادپرست. شما هرچه داريد از سايه سر كرد، عرب، ترك، لر، بلوچ و تركمن است. اگر اينها از ايران جدا شوند شما براي سير كردن شكمتان بايستي در بيابانهاي لوت و مركزي سوسمار بچرانيد. پس زياد به خودت مطوئن نباش. اين شونيسم است كه گمراهت كرده.

  نظر خواننده

  2007-10-29   تاریخ
  هه‌لو   نام
    ایمیل

  من فكر مي‌كنم شما يا خوابيد و يا با نژادپرستان ترك بيش از اندازه احساس همدردي مي‌كنيد بطوري كه اين احساسات شما را به بيراهه گويي واداشته است. در كردستان تركيه در مدارس كردي تدريس مي‌شود؟! خوابيده عزيز در تركيه در مراسم رسمي و سر كلاس درس يك كلمه كردي گفتن زندان و شكنجه در پي دارد چه رسد به تدريس آن. آنچه شما شنيديد و براساس آن حكم صادر فرموديد اجازه دادند كه يك موسسه خصوصي اين كار را براي داوطلبان انجام بدهد. و اين حالت در ايران سالهاست كه انجام مي‌شود و در آذربايجان شماهم. فرموديد راديو و تلوزيون كردي گذاشتند!!! نه بابا خواب ديديد. اشتباه شنيديد زير فشار اتحاديه اروپا هفته‌اي دو ساعت برنامه كردي در يك راديو محلي گذاشته‌اند.
نكته آخر اينكه شما چون با تركهاي تركيه هم‌نژاد هستيد اين موارد را خيلي بزرگ ديديد. عزيز من كردهاي تركيه، ايران، سوريه و عراق در صد سال گذشته راهي جز مبارزه مسلحانه نداشته‌اند. pkk هم بر خلاف شما كه دروغهاي تركهاي تركيه را براي تروريست كردن آنها علم كرده‌ايد، نه تنها تروريست نيستند بلكه در مقابل يك حكومت نژادپرست تروريست ترك مبارزه مي‌كنند. هم‌نژادانت اشتباه به شما فهماندند كه نيروهاي PKK‌مردم غير نظامي را مي‌كشند. آنها دارند در مقابل نسل‌كشي و انكار با نيروهاي نظامي تركيه دفاع مشروع مي كنند. آنها تروريست نيستند بلكه تركيه و تركهاي تركيه و هركسي كه ملت ديگري را انكار مي‌كند تروريست است.

  نظر خواننده

  2007-10-29   تاریخ
  مزدک   نام
    ایمیل

  من تا حدودی حرفهای شما را منطقی میبینم ولی متاسفانه تعصب ترکی مجال انتقادی بیشتر از دولت ترکیه را بهت نداده.ازاینکه سیاست پ.ک.ک دراین برهه زمانی غلط و تروریست است من شکی ندارم ولی فراموش نباید کرد که دولت ترکیه هم یک حکومت فاشیست بوده وهست.و بیطرفانه تر اینست که سیاست هر دو محکوم شود.در ضمن دوستان ایرانی از هر قوم و قبیله ای به حرفهای احمقانی چون این باصطلاح ایرانی معولی؟(شاید مزدور معمولی؟)میخندند.این بزغاله ها دیگر جایی در ایران ندارند وباید بدنبال همان شاه و شیخ برند.ما مردم ایران از رادیکالیزم خسته و ضربه خورده ایم و خواهان صلح و دوستی و آرامش هستم.

  نظر خواننده

  2007-10-29   تاریخ
  hamid   نام
  hamid_244@hotmail.com   ایمیل

  آقای آیدین ( ترک ) تبریزی با سلام

من قبل از چند نکته‌ کوتاه در مورد نوشته‌ شما این سوال را از شما دارام آیا شما فرقی بین نوشته‌ پان ترکیستی خودتان با نوشته‌های پان ایرانستی ‌ءپوزسیون ایرانی خارج و حاکمیت در قدرت ایران و ترکیه‌ میبینید?

آقای عزیز شما در نوشته‌ تان به‌ چای نوک حمله‌تان به‌ ترکیه‌ که‌ در 80 سال گذشته از هیچ جنایتی در حق مردم کرد دریغ نکرده‌‌ متوچه مردمی می کنید که‌ مورد کشتار و جنوساید قرار گرفته‌اند میکنید .

شما ماشلا خیلی هم دست و دل بازیددر حق ملت کرد . تا پیشنهاد دادید.

1/ در خواست از ترکیه برای تصویب قانون عفو عمومی برای اعضای رده پایین پ ک ک در قبال خلع سلاح

2- ترغیب سران پ ک ک برای خروج هرچه سریعتر از عراق و تقاضای پناهندگی از کشورهای غربی تا دولت ترکیه را که خواستار استرداد آنها شده است در برابر عمل انجام شده قرار دهند.

3- آزادی گروگانهای ترک توسط پ ک ک برای نشان دادن حسن نیت

خیلی خوب هست پس PKK در این معامله‌ شما با 30000 کشته‌ چی گیر میارد?

من به‌ مثابه 1 انسان در هر کجای دنیا ترکیه‌ نا دولت تا دندان مسلح را که‌ 3000 ابادی را با خاک یکسان کرده‌ و حتا کلمه‌ کردستان در ترکیه‌ زندانی دارد و جرم هست و نخست وزیر آن در تضاهرات های سال گذشته‌در کردستان ترکیه‌ نیروهای فاشیست ترک 2 کودک خردسال را به‌ قتل رساندن أردگان نخست وزیر فاشیست ترک أعلام کردنددکه‌ کودکان کرد نیز تروریست هستند و به‌ کودکانم تیراندازی کنید، و این گفته‌ جناب نخست وزیر در مطبوعات غرب نیز منعکس شد.

هال من از شما میپرسم ترکیه‌ تروریست هست یا PKK?

  نظر خواننده

  2007-10-29   تاریخ
  kurdo   نام
    ایمیل

  dar jawab be in aqab mandaya qawme fars(irany mamuly) bayad bguyam chqadr to az kurdha badet miayad 1000000000000000000000 barabar ma kurdha ham az harf zadane shoma mutanaferim/ faqat bayad bedanid(chonke nadanid)in madha(kurdha) boodand ke be partha(farsha) rasm wa rsume shahry wa shahrestany wa dunyay digar yad dadand. ma nakhaste wa namikhahim ba shoma farsha bashim waly in shomaha hastid ke sarzamine ma ra eshghal kardeid wa in shomaiid ke bayad khake kurdestane sharghy ra tark kunid.(azarbaijane gharby-kurdistan-kermanshah -ilam) sarzamina kurdistane sharghy ast. bedoone shak pas khahim gereft. beji kurdistan bemirad adamhay bisawad wa bedoone siyasat(chonke farsha darsade kamishan siyasat baladand)kurdo/ kermansha paytakhte kurdistane sharqi)

  نظر خواننده

  2007-10-29   تاریخ
  Hamid Poorian   نام
  marcpoor@aol.com   ایمیل

  بعد از ماله کشان حرفه ای اسلامی، اصلاح طلب،.. چشم ما روشن به
ماله کشهای دولت ترکیه.
×××
مطلب قابل تامل، حالا چرا؟
1:
در حد فاصل حماقتها تا خیانتهای روشنفکران ما
...
بیست‌وپنجم خرداد ۱۳۶۰
مهدی مویدزاده
www.iran-emrooz.net

گروهها وشخصیت‌های موافق و مخالف

نهضت آزادی در روزهای قبل از ۲۵ خرداد تماسی با جبهه ملی نگرفت و در روز حادثه به نوشته رفسنجانی: بازرگان با اعلامیه‌ای خود را نجات داد (ص ۱۵۷ کتاب عبور از بحران رفسنجانی ) و ساعات بعداز ظهر همان روز رهبر نهضت آزادی برائت جست!! گروه جاما برهبری دکتر سامی علیه جبهه ملی به صاحبان