رضاه
شاه
از
وقتی
به
آلمان
ها
نزدیک
شد،
ذکاءالملک
فروغی
را
که
عامل
انگلستان
بود،
از
دربار
طرد
کرده
بود.
شبی
که
حمله
شد،
با
عجله
فرستاد
عقب
فروغی
که
بیاید
و
کابینه
تشکیل
بدهد.
رئیس
کل
تشریفات
دوید
خانه
فروغی،
او
دررختخواب
بود
و
داشت
با
تلفنی
انگلیسی
حرف
می
زد.
وقتی
تلفنش
تمام
شد
به
"انتظام"
گفت:
کاراعلیحضرت
تمام
شد
و
باید
برود.
انتظام
پرسید:
کجا؟
فروغی
گفت:
تبعید!
 |
 |
 |
|
رضاشاه-
پایان
کار
در
تبعید
|
فروغی
-
موتمد
انگلیس
|
تاج
الملوك-
سالهای
پایانی
|
|
مردم
از
همه
چیز
و
همه
جا
بی
خبر
بودند!
|
|
تا
آخرین
ساعاتی
که
حمله
به
ایران
شروع
شد،
مردم
از
مذاکراتی
که
دردربار
با
سفرای
شوروی،
آلمان،
انگلستان
و
امریکا
جریان
داشت
بی
خبر
بودند.
|
|
رضا
فورا
به
رادیو
دستور
داد
خبرهای
حمله
را
پخش
نکنند.
بنابراین
رادیو
بجای
پخش
اخبارجنگ
مردم
را
به
حفظ
انضباط
ورعایت
اصول
شهروندی
دعوت
می
کرد.
اما
مردم
که
می
دیدند
برنامه
رادیو
با
برنامه
های
روزهای
قبل
فرق
دارد
بیشتربه
وحشتشان
اضافه
می
شد.
آنها
که
رادیو
داشتند
بیشتربه
برنامه
های
رادیو
دهلی
ورادیو
بی.بی.سی
گوش
می
دادند
که
به
زبان
فارسی
برای
ایران
برنامه
پخش
می
کردند.
شاید
باورتان
نشود
که
ما
خودمان
هم
دردرباراطلاعات
واخبارمورد
نیازمان
را
ازرادیو
دهلی،
رادیو
لندن
ورادیو
برلن
می
گرفتیم.
این
سه
رادیو
به
زبان
فارسی
برنامه
داشتند.
|