ايران تركي و ايران فارسي

آقاي كيوان

در نوشته تان ادعا كرده ايد كه آزربايجانيان شمال در دوره قاجاريه، خود را ايرانى كامل مى شمردند و نه آذربایجانی

اين ادعائي است كه در تبليغات رسمي و دولتي جمهوري اسلامي و آرياپرستان و قوميتگرايان افراطي فارس مدام تكرار مي شود غافل از آنكه در اينجا دو مفهوم متفاوت ايران با هم خلط شده است

در ميان تركان بين دو مفهوم ايران پيش از تاسيس رژيم پهلوي و پس از تاسيس رژيم پهلوي فرق است

ايران پيش از پهلوي، سرزميني بود با اكثريت مطلق ترك (مخصوصا قبل از جدا شدن قفقاز و تركمنستان و شمال ترك نشين افغانستان)، تحت حامكيت دولت تركي آزربايجاني قاجار و يكي از مراكز سياسي و فرهنگي جهان ترك به مدت هزار سال
بنابراين در همه مواردي كه تركان به اين ايران قبل از پهلوي اشاره مي كنند منظورشان سرزمين و دولتي تركي است. اين همان ايران است كه ستارخان مي خواهد هفت دولت زير بيرق تركي آن (و نه درفش پارسي آن) برود و صابر در باره آن در شعر ستتارخان مي گويد

تورکلر ستتارخانييله عهد-و پئيمان ائتديلر
تورکلوک، ايرانليليق تکليفين ايفا ائيله دي

واضح است كه وي در اينجا تركيت و ايرانيت را مترادف و به يك معني آورده است كه در آن زمان هم قبل از تاسيس پهلوي درست بود. و دليل آن هم اين است كه وي در شعر فخرييه خود كه در باره دو دستگي و جنگ داخلي تركها در تاريخ است به دو دستگي و اختلاف ايرانليليق و عوثمانليليق اعتراض مي كند زيرا كه وي ايرانيت و عثمانيت را هر دو را ترك مي داند و در دوره پيش از پهلوي اين نگرش كاملا درست بود

ايرانليليق٫ عوثمانليليق ايسمى اولوب ائحيا

البته در دوره قاجار اين نه فقط تركان ايران امروزي و قفقاز و .. بودند كه ايران را كشور و هويتي ترك مي دانستند بلكه خود فارسهاي كه در آن زمان كمتر از ٥-٨ درصد جمعيت بودند هم همين عقيده اي داشتند: چنانچه شاعران فارس در دوره قاجاريه هم ايران را طبيعتا كشوري ترك مي دانستند

در باره فتحعليشاه
فتحعليشاه ترك٫ جمشيد گيتى افروز
كشورگشاى ايران٫ خورشيد عالم آرا٫
ايران كنام شيران٫ خورشيد شاه ايران


در باره ناصرالدين شاه
گر شير نشان دولت جاويد است
خورشيد به پشت اوست٫ هر كس ديده است
آن ترك پسر٫ كه اين نشان هشته به سر
شيرى باشد كه روى او خورشيد است

البته مترادف شمردن ايران با تركيت در دوره پس از اعراب، مختص عهد قاجار نيست چنانچه حتي ابن خلدون قرنها پيش از آن هويت ايراني را مساوي با هويت تركي دانسته است و گفته است كه تنها كساني كه با اين حقيقت مخالفت مي كنند فارسها هستند

ابن خلدون(١٣٢٢ ميلادي

"و في الكتب ان ارض ايران هي ارض الترك..... فاما علماء الفرس و نسابتهم فيابون من هذا كله

"كتابها مي نويسند ايران سرزمين تركان است.... اما علماء فارس و تبارشناسان آنان از پذيرش اين سخن به كلي سرباز مي زنند

تاريخ اب خلدون (ق١، ج ٢، ص ١٥٤

------------
بنابراين تا قبل از سقوط دولت تركي آزربايجاني قاجاري، از آنجائيكه اكثريت جمعيت ايران امروز را تركان تشكيل مي داده اند و حاكميت آن هم به طور موروثي در هزار و چند سال دست تركان بوده و همه چيز فرهنگ آن از مرزها و پرچم و مذهب و .... دستآورد تركان بوده است طبيعي است كه تركان قفقاز و آذربايجان جنوبي خود را ايراني - به معني ترك قزلباشي-بدانند. پس در اين دوره طبيعتا چشم تركان قفقاز به سوي ايران ترك است و خواهان ملحق شدن به آن و دست كمك دراز كردن به دولت ترك و آزربايجاني حاكم بر ايران

اما پس از ساقط كردن دولت تركي قاجاري و سر كار آورده شدن پهلويان ترك ستيز و تعريف ساختگي از هويت ايراني كه مترادف آريائيگري و پارسيگري و زرتشتيگري و ... است، طبيعي است كه ديگر نه تنها تركان قفقاز بلكه خود تركان آزربايجان جنوبي و ديگر مناطق ايران خود را با اين ايران جديد پارسي بيگانه بشمارند. در نتيجه اين دگرگوني مفهوم ايران است كه پس از سقوط قاجاريان، ديگر چشم تركان قفقاز به سوي ايران پارسي و ترك ستيز نيست بلكه بر عكس چشم تركان ايران به سوي دولت آزربايجان در شمال بوده و خواستار ملحق شدن به آن دولت تركي و آزربايجاني

بنابرين وقتي از وابستگي تركان چه ساكن در ايران و چه در قفقاز، به ايران و هويت ايراني قبل از پهلويان صحبت مي شود نبايد فراموش كرد كه اين ايران، ايراني خالصا مخلصا تركي و تركي ساخته است. و با مفهوم ايران و هويت ايراني پهلوي-جمهوري اسلامي كه بر اساس آريائيگري- پارسيگري و ترك ستيزي و ترك زدائي تعريف مي شود كاملا متفاوت حتا ضد آن است


Read more!

http://demoqrafi.blogspot.com/

www.turkiran.com